نام ونام خانوادگی:

رشته :

.

آموزش وپرورش منطقه ي بن

مدت : 60 دقیقه  ساعت شروع :

تاریخ آزمون:     /10/88                                                                                                                                                                               

نام درس :  زبان فارسي 2      سال دوم آموزش متوسطه رشته هاي تجربي وانساني

   دبیرستان : صادق آل محمد(ص) وردنجان                 نام دبیر : كريمي          نمره :                       تعداد صفحه : 2

w

رديف

سؤالات

نمره

1

الف- زبان شناسي (4 نمره)

1- تمایز زبان و گفتار را با قواعد شطرنج و بازی شطرنج مقایسه کنید/

 

 

2- راز اصلی نیاز ما به آموختن خط و نوشتار چیست؟

 

 

3- آیا گوناگونی سبکی، لهجه ای و گویشی به یگانگی زبان آسیب می رساند. توضیح دهید.

 

4-خط و نوشتار را انسان بنا به ........................ اختراع کرد و برای .......................... به کار گرفت.

 

5- زبان و گفتار ریشه در .......................... ولی خط و نوشتار ریشه در .....................دارد.

 

6- خط و نوشتار چگونه به زبان پیوند می خورد؟

 

 

 

1

 

 

1

 

 

5/0

 

 

5/0

 

5/0

 

5/0

 

2

ب- املا و بياموزيم (3نمره)

1- در گروه کلمات زیر، غلط ها را بیابید و صحیح آن را بنویسید.

قلیان درونی – کشت صیفی – محظوظ و برخوردار – قضا و پیکار – امارت و فرمانروایی

 

2- جمله های زیر را ویرایش کنید.

الف) مدیریّت او سبب ایجاد آشناییت او با دوستان جدیدش شده بود.

 

ب) اعتلا و ارتقاء مقام آن شخصیّت علمی دور از انتظار نبود.

 

ج) کتاب گلستان به وسیله ی سعدی شیرازی نوشته شده است.

 

 

3- حشو به چه معناست. یک مثال برای آن بنویسید.

 

 

4- چرا املای «ی» میانجی بزرگ بر شکل کوچک آن ترجیح دارد؟

 

5- بهترین خط برای نوشتن کدام است؟

 

 

 

1

 

 

75/0

 

 

 

 

 

 

 

5/0

 

5/0

 

 

25/0

 

3

پ- نگارش (5 نمره)

1- عنوان مناسبی برای متن زیر انتخاب کنید و تا سه سطر ادامه دهید.

«او یکی از آن دختران زیبا بود که گه گاه از روی اشتباه سرنوشت در خانواده ای فقیر به دنیا می آیند نه جهیزی داشت نه امید رسیدن به ارثیه ای ...»

 

2- کتاب شناسی چیست؟

 

 

 

 

 

3- زبان و قالب نوشته ی زیر را بنویسید.

«بوی نوروز می آمد که معلّممان سر کلاس گفت: بچّه ها عید داره نزدیک می شه، عیدی مش رضا یادتون نره.»

 

4- عنوان کتاب های «بحر در کوزه» و «آزادی مجسّمه» چگونه انتخاب شده است؟

 

 

5- دو مورد از فواید طرح نوشته را بنویسید.

 

 

6- دو مورد از ویژگی های زبان کودکان را بنویسید.

 

7- دو مورد از روش های کلّی و عمومی تحقیق را نام ببرید.

 

8- فضاسازی در قصیده چه نام دارد؟

 

9- در ارزشیابی یک اثر به .................................توجّه می شود نه رنجی که برای پژوهش کشیده می شود.

 

10- به جنبه های دستوری و نگارشی یک متن و مطابقت آن ها با زبان فارسی معیار در حوزه ی ویرایش .................................می پردازیم.

 

 

1

 

 

 

75/0

 

 

 

 

 

5/0

 

 

 

5/0

 

 

5/0

 

5/0

 

5/0

 

25/0

 

25/0

 

 

25/0

4

ت- دستور (8نمره)

1-جمله های زیر چند جزئی است؟ اجزای جمله ی آن را در نمودار بنویسید.

حافظ را لسان الغیب می نامند.

 

2- ویژگی های فعل «آورده شده بودند» را بنویسید.

 

3- جمله ی معلوم را به مجهول و جمله ی مجهول را به معلوم تبدیل کنید.

الف) خاک موسیقی احساس تو را می شنود.

 

ب) چنگ انداخته شده بود.

 

4- برای جمله های زیر، فعل هایی با شناسه مناسب بیاورید و رابطه ی شناسه را با نهاد از نظر شمار بررسی کنید.

الف) زری و یوسف به سراغ خوشه چین ها ..................... .(آمدن)ب) گل ها شکفته .................... .(شدن)

 

5- ساختمان فعل ها را در عبارت زیر بنویسید.

«دیوانه دستاری کهنه و پاره پاره بر سر داشت، از سر برگرفت و به آسمان پرتاب کرد.»

 

6- بن ماضی، بن مضارع و صفت مفعولی فعل «فرامی گیرد» را بنویسید.

 

7- افعال کمکی را در عبارت زیر مشخّص کنید.

اینک روز دوم عید است و تدارک پذیرایی از هر جهت دیده شده است. داشتم حکایت های صادق هدایت را می خواندم.

 

8- وجه افعال را مشخّص کنید.

در مصرف آب صرفه جویی کنید زیرا اگر باران نبارد خشکسالی خواهیم داشت.

 

9- جمله ی زیر را به چهار جزئی گذرا به مفعول و مسند تبدیل کنید.«هوا سرد گشت.»

موفّق باشید

 

25/1

 

 

25/1

 

 

1

 

 

 

 

1

 

 

75/0

 

75/0

 

75/0

 

 

 

75/0

 

 

5/0

 



تاريخ : یکشنبه سیزدهم دی ۱۳۸۸ | ۱۶:۵۸ بعد از ظهر | نویسنده : |

چند توصيه مهم براي جلسه امتحان

 

1- توكل به خدا ، مطالعه عميق و دقيق ، توجه و تمركز حواس به عنوان اصول اساسي است .

2- بدون نگراني و با آسودگي درشب امتحان بخوابيد و بيدار شدن خود را به افراد مطمئن بسپاريد .

3- خوردن صبحانه را از قلم نيندازيد .

4- همراه داشتن تلفن همراه ، پيجر و احتمالاً ماشين حساب ممنوع است .

5- نيم ساعت قبل از شروع امتحان در محل آموزشگاه باشيد . تصادف و مشكلات احتمالي طول مسير را از نظر دور نداريد .

6- به كمك مراقبين صندلي خود را پيدا كنيد و محل آن را تا پايان امتحانات به خاطر بسپاريد .

7- هيچ امتحاني بدون اضطراب و نگراني نيست ، سعي كنيد در كوتاه ترين زمان اضطراب خود را كنترل كنيد .

8- با توجه به محدوديت زماني اكثراً مشتاقند هر چه سريع تر معلومات خود را در پاسخنامه  بنويسند. قبل از پاسخ دادن ، نام و نام خانوادگي و بقيه اطلاعات خواسته شده را در بالاي برگه امتحان بنويسيد .

9- تنظيم وقت در امتحان از مسائل حياتي است. به وقت امتحان توجه كنيد و طوري آن را تقسيم كنيد كه دچار كمبود وقت نشويد .

10- قبل از شروع به پاسخ گوئي به تعداد سوال ، تعداد برگه امتحاني، پشت و روي برگه كه حتماً چاپ شده باشد و مشكلات چاپي نداشته باشد و ... توجه كنيد .

 



تاريخ : سه شنبه یکم دی ۱۳۸۸ | ۱۰:۲ قبل از ظهر | نویسنده : |

چگونگي و نحوه تأثير سوابق تحصيلي واجدشرايط در آزمون سراسري سال 1388

سازمان سنجش آموزش کشور -

سازمان سنجش آموزش كشور به اطلاع داوطلبان عزيز آزمون سراسري سال1388مي‌رساند كه براساس مصوبه پنجاه و چهارمين جلسه كميته مطالعه و برنامه‌ريزي كنكور و در راستاي اجراي طرح جديد نحوه پذيرش و گزينش دانشجو (مصوب مجلس محترم شوراي اسلامي)، سوابق تحصيلي براي ديپلمه هاي نظام جديد آموزش متوسطه (رياضي فيزيك، علوم تجربي، علوم انساني و علوم معارف اسلامي) سال‎هاي 1384 ، 1385 و يا 1386 كه امتحانات آنان به صورت كتبي و سراسري برگزار شده است، تا ميزان 15% در گزينش نهايي اعمال خواهد شد. كليات مصوبه پنجاه و چهارمين جلسه كميته مطالعه و جداول تأثير سوابق تحصيلي به شرح ذيل است:
1 نمرات تراز شده سوابق تحصيلي ملاك خواهد بود.
2 سوابق تحصيلي فقط براي فارغ‌التحصيلان سال سوم دبيرستان (ديپلم) رياضي فيزيك، علوم تجربي ، علوم انساني و علوم معارف اسلامي كه در سال‎هاي 1384، 1385 و يا 1386 امتحانات سال سوم آنها به صورت نهايي و كشوري برگزار شده است.
3 براي بقيه داوطلبان 100% نمره آزمون ملاك گزينش خواهد بود.
4 داوطلبان، از نظر تأثير سوابق تحصيلي به دو دسته تطابق و عدم تطابق نوع ديپلم با گروه آزمايشي ثبت‎نامي تقسيم مي شوند كه درصد تأثير و ضرايب دروس در بندهاي 41 و 42 آورده شده است.
41 تطابق عنوان ديپلم با گروه آزمايشي براساس جدول ذيل

عنوان ديپلم

گروه آزمايشي

رياضي فيزيك

علوم رياضي و فني

علوم تجربي

علوم تجربي

علوم انساني

علوم انساني

علوم و معارف اسلامي

علوم انساني


براي اين داوطلبان، ضرايب سوابق تحصيلي به ميزان 15% براساس جداول شماره (1) تا (4) در نمره كل نهايي آنان تأثير خواهد داشت. جدول شماره (1) : دیپلم ریاضی فیزیک گروه علوم ریاضی وفنی

ضرایب دروس در آزمون سراسری در زیرگروه‎های مختلف

تأثیرنمرات دروس دیپلم به میزان 15%

زیرگروه1

زیرگروه2

زیرگروه3

4

4

4

میانگین وزنی دروس زبان فارسی 3 و ادبیات فارسی3

2

2

2

عربی3

3

3

3

تعلیمات دینی وقرآن3

2

2

2

زبان خارجی3

4

4

3

میانگین وزنی دروس جبرو احتمال ، هندسه2 و حسابان

3

3

2

فیزیک3 وآزمایشگاه

2

3

3

شیمی3 وآزمایشگاه

جدول شماره (2) : دیپلم علوم تجربی گروه آزمایشی علوم تجربی

ضرایب دروس در آزمون سراسری در زیرگروه‎های مختلف

تأثیرنمرات دروس دیپلم به میزان 15%

زیرگروه1

زیرگروه2

زیرگروه 3

زیرگروه 4

زیرگروه5

4

4

4

4

4

میانگین وزنی دروس زبان فارسی 3 و ادبیات فارسی3

2

2

2

2

2

عربی3

3

3

3

3

3

تعلیمات دینی وقرآن3

2

2

2

2

2

زبان خارجی 3

0

1

4

1

1

زمین شناسی

2

3

3

4

3

ریاضی 3

4

4

2

2

2

زیست شناسی2 وآزمایشگاه

2

2

2

3

2

فیزیک3 وآزمایشگاه

3

4

2

2

2

شیمی3 و آزمایشگاه

جدول شماره (3) : دیپلم علوم انسانی گروه آزمایشی علوم انسانی

ضرایب دروس در آزمون سراسری در زیرگروه‎های مختلف

تأثیرنمرات دروس دیپلم به میزان 15%

زیرگروه 1

زیرگروه2

زیرگروه3

زیرگروه 4

زیرگروه5

4

4

4

4

4

زبان فارسی تخصصی

2

2

2

2

2

عربی3 ویژه علوم انسانی

3

3

3

3

3

تعلیمات دینی وقرآن3

2

2

2

2

2

زبان خارجی 3

4

2

2

2

2

میانگین وزنی دروس ادبیات فارسی تخصصی و آرایه های ادبی

1

1

1

3

1

میانگین وزنی دروس تاریخ ایران وجهان2 و جغرافیا2

1

3

2

2

3

جامعه شناسی2

3

1

1

2

2

فلسفه و منطق

جدول شماره (4): دیپلم علوم و معارف اسلامی گروه آزمایشی علوم انسانی

ضرایب دروس در آزمون سراسری در زیرگروه‎های مختلف

تأثیرنمرات دروس دیپلم به میزان 15%

زیرگروه1

زیرگروه2

زیرگروه3

زیرگروه 4

زیرگروه5

4

4

4

4

4

زبان فارسی تخصصی

2

2

2

2

2

عربی3 ویژه علوم معارف

3

3

3

3

3

میانگین وزنی دروس اصول وعقاید2، تفسیر وعلوم قرآنی2 واخلاق2

2

2

2

2

2

زبان خارجی3

4

2

2

2

2

ادبیات فارسی تخصصی

1

1

1

3

1

تاریخ اسلام2

1

3

2

2

3

جامعه شناسی2

3

1

1

2

2

فلسفه و منطق

تبصره: تأثیر میزان 15% سوابق تحصیلی برای گروه آزمایشي علوم انسانی، براساس نمرات دروس موجود صورت خواهد گرفت 42 عدم تطابق عنوان ديپلم با گروه آزمايشي تأثير سوابق تحصيلي ديپلمه هاي غيرمرتبط با گروه آزمايشي، براساس دروس موجود متناسب با دروس آزمون سراسري تا ميزان 15% خواهد بود. ميزان تأثير سوابق تحصيلي ديپلم‌هاي غيرمرتبط برابر است با نسبت سوابق تحصيلي موجود داوطلب به مواد آزمون گروه‌هاي آزمايشي مختلف با درنظر گرفتن ضرايب دروس در زيرگروه‌هاي مربوط. درصد تأثير و ضرايب دروس مرتبط با مواد آزمون، به تفكيك نوع ديپلم و گروه‎هاي آزمايشي‌ مختلف براساس جداول شماره‎هاي (5) تا (11) خواهد بود.
جدول شماره (5): دیپلم ریاضی فیزیک گروه آزمایشی علوم تجربی

ضرایب دروس در آزمون سراسری در زیرگروه‎های مختلف

تأثیرنمرات دروس دیپلم

زیرگروه1

زیرگروه2

زیرگروه3

زیرگروه4

زیرگروه5

4

4

4

4

4

ميانگين وزني دروس زبان فارسي 3 و ادبيات فارسي 3

2

2

2

2

2

عربی 3

3

3

3

3

3

تعليمات ديني و قرآن 3

2

2

2

2

2

زبان خارجی 3

2

3

3

4

3

حسابان

2

2

2

3

2

فیزیک 3 و آزمايشگاه

3

4

2

2

2

شیمی 3 و آزمايشگاه

9/10

7/10

6/9

12/12

7/11

درصد تأثیر سوابق تحصیلی

1/89

3/89

4/90

88/87

3/88

درصد تأثیر نمرات آزمون سراسری

جدول شماره (6) : دیپلم علوم تجربی گروه آزمایشی علوم ریاضی وفنی

ضرایب دروس در آزمون سراسری در زیرگروه‎‏های مختلف

تأثیرنمرات دروس دیپلم

زیرگروه1

زیرگروه2

زیرگروه3

4

4

4

ميانگين وزني دروس زبان فارسي 3 و ادبيات فارسي 3

2

2

2

عربی 3

3

3

3

تعليمات ديني و قرآن 3

2

2

2

زبان خارجی 3

3

3

2

فیزیک 3 و آزمايشگاه

2

3

3

شیمی 3 و آزمايشگاه

26/10

6/10

1/11

درصدتأثیر سوابق تحصیلی

74/89

4/89

9/89

درصد تأثیرنمرات آزمون سراسری

جدول شماره (7) : دیپلم ریاضی فیزیک گروه آزمایشی علوم انسانی

ضرایب دروس در آزمون سراسری در زیرگروه‎های مختلف

تأثیرنمرات دروس دیپلم

زیرگروه1

زیرگروه2

زیرگروه3

زیرگروه4

زیرگروه5

4

4

4

4

4

ميانگين وزني دروس زبان فارسي 3 و ادبيات فارسي 3

2

2

2

2

2

عربی 3

3

3

3

3

3

تعليمات ديني و قرآن 3

2

2

2

2

2

زبان خارجی 3

2

4

4

3

3

حسابان

11/4

84/5

16/6

61/4

83/4

درصد تأثیر سوابق تحصیلی

89/95

16/94

84/93

39/95

17/95

درصد تأثیر نمرات آزمون سراسری

جدول شماره (8) : دیپلم علوم انسانی گروه آزمایشی علوم ریاضی وفنی

ضرایب دروس در آزمون سراسری در زیرگروه‎های مختلف

تأثیرنمرات دروس دیپلم

زیرگروه1

زیرگروه2

زیرگروه3

4

4

4

زبان فارسي تخصصي

2

2

2

عربی 3 ويژه علوم انساني

3

3

3

تعليمات ديني و قرآن 3

2

2

2

زبان خارجی 3

34/4

02/4

71/4

درصدتأثیر سوابق تحصیلی

66/95

98/95

29/95

درصد تأثیرنمرات آزمون سراسری


جدول شماره (9) : دیپلم علوم تجربی گروه آزمایشی علوم انسانی

ضرایب دروس در آزمون سراسری در زیرگروه‎های مختلف

تأثیر نمرات دروس دیپلم

زیرگروه1

زیرگروه2

زیرگروه3

زیرگروه4

زیرگروه5

4

4

4

4

4

ميانگين وزني دروس زبان فارسي 3 و ادبيات فارسي 3

2

2

2

2

2

عربی 3

3

3

3

3

3

تعليمات ديني و قرآن 3

2

2

2

2

2

زبان خارجی 3

2

4

4

3

3

ریاضی 3

11/4

84/5

16/6

61/4

83/4

درصد تأثیر سوابق تحصیلی

89/95

16/94

84/93

39/95

17/95

درصد تأثیرنمرات آزمون سراسری

جدول شماره (10) : دیپلم علوم انسانی گروه آزمایشی علوم تجربی

ضرایب دروس در آزمون سراسری در زیرگروه‎های مختلف

تأثیرنمرات دروس دیپلم

زیرگروه1

زیرگروه2

زیرگروه3

زیرگروه4

زیرگروه5

4

4

4

4

4

زبان فارسي تخصصي

2

2

2

2

2

عربی 3 ويژه علوم انساني

3

3

3

3

3

تعليمات ديني و قرآن 3

2

2

2

2

2

زبان خارجی 3

75/3

11/3

3/3

51/3

02/4

درصد تأثیر سوابق تحصیلی

25/96

89/96

7/96

49/96

98/95

درصد تأثیر نمرات آزمون سراسری

جدول شماره (11) : همه دیپلم‎ها(ریاضی،تجربی، انسانی) گروه آزمایشی هنر

ضرایب دروس در آزمون سراسری در زیرگروه‎های مختلف

تأثیرنمرات دروس دیپلم

زیرگروه1

زیرگروه2

زیرگروه3

زیرگروه4

زیرگروه5

4

4

4

4

4

ميانگين دروس زبان فارسي 3 و ادبيات فارسي 3 يا زبان فارسي تخصصي

2

2

2

2

2

عربی 3

3

3

3

3

3

تعليمات ديني و قرآن 3

2

2

2

2

2

زبان خارجی 3

1

3

1

1

1

میانگین دروس ریاضی و فیزیک براي ديپلمه‏هاي رياضي فيزيك و علوم تجربي

2/4

35/5

77/4

2/4

46/4

درصد تأثیر سوابق تحصیلی

8/95

65/94

23/95

8/95

54/95

درصد تأثیر نمرات آزمون سراسری

جدول شماره (12) همه دیپلم‎ها( ریاضی، تجربی، انسانی) گروه آزمایشی زبان

ضرایب دروس­در­آزمون­سراسری­در­زیرگروه‎های مختلف

تأثیرنمرات دروس دیپلم

زير گروه‎ 1

زير گروه 2

زير گروه 3

زير گروه4

4

4

4

4

ميانگين وزني دروس زبان فارسي 3 و ادبيات فارسي 3 يا زبان فارسي تخصصي

2

2

2

2

عربی 3

3

3

3

3

تعليمات ديني و قرآن 3

2

2

2

4

زبان خارجی 3

5

5

5

15

درصد تأثیر سوابق تحصیلی

95

95

95

85

درصد تأثیر نمرات آزمون سراسری

 



تاريخ : سه شنبه یکم دی ۱۳۸۸ | ۱۰:۰ قبل از ظهر | نویسنده : |

شيوه همراهي با دانش آموز در فصل امتحانات

بدون ترديد فصل امتحانات يادآور دغدغه ها و نگراني هاست . اين دغدغه ها و نگراني ها محدود به دانش آموزان نمي شود ، بلكه فضاي خانه و خانواده را نيز در بر مي گيرد . گويي والدين و اعضاي خانواده  امتحان دارند . دانش آموزان براي رهايي گاه به مطالعه بيشتر روي مي آورند و گاه درس و كتاب را به كناري مي نهند  ، والدين نيز براي رهايي گاه چاره جويي هايي را در پيش مي گيرند و گاه با تذكرات مداوم دانش آموز را به خواندن درس ها و مطالعه بيشتر توصيه مي كنند .

اين سؤال بسياري از والدين  است كه وظيفه آن ها با شروع فصل امتحانات چيست ؟ آيا ضروري است والدين خود را درگير مسائل درسي فرزندشان كنند ؟

هدف از نوشته حاضر پاسخ گويي به يك سؤال است : وظيفه والدين در شروع فصل امتحانات چيست ؟

1- فضاي آرام بخش ، شور آفرين و اطمينان بخش بيافرينند.

 قطعاً  اصلي ترين وظيفه والدين ايجاد فضايي صميمي ، دلگرم كننده ، فرح بخش و شورآفرين است . چنين فضايي درون محيط خانواده ، دغدغه ها را به حداقل مي رساند ، امكان بروز استعدادها را ميسر مي سازد ، توانايي هاي هوشي و عاطفي فرزندان را گسترش مي دهد و فرزندان را مسئول و متكي به خود بار مي آورد.

2- سامان بخشيدن به مسائل  و مشكلات اقتصادي در ايام امتحانات

بدون ترديد مسائل مالي نقشي در نمرات تحصيلي و موفقيت فرزندان ايفا مي كنند . سامان بخشيدن مسائل مالي در زمان امتحانات وظيفه مهمي است كه بايد والدين آنها را جدي بگيرند . واقعيت آن است كه مسائل مالي گاه عرصه را بر والدين تنگ مي سازد . طبعاً تحمل اين مشكلات صبر آنان را سرريز كرده فشارهايي را به دانش آموزان منتقل مي كند . ظرفيت دانش آموز محدود  است و حساسيت وي زياد . برنامه ريزي اقتصادي در طول سال به ويژه در زمان امتحانات بيشترين كمك به دانش آموز است تا با آسودگي خاطر به مسائل درسي و تحصيلي بپردازد.

3- انعكاس تعديل يافته فراز و نشيب ها

مشكلات هميشه وجود دارد ، حتي اگر هميشه مشكلات وجود نداشته باشند ، انسان ها سعي مي كنند ، مشكلي به وجود آورند ، اعم از مشكلات مالي ، اختلافات خانوادگي ، درگيري هاي فاميلي و ... شايد مشكلات به خودي خود مهم نباشد ، مهم چگونگي مواجهه با اين مشكلات است . سعي كنيد در ايام امتحانات حتي الامكان  همه  مشكلات را به فرزندان منتقل نكنيد . تلاش كنيد مشكلات را با همه ابعاد و زواياي نگران كننده و طاقت فرسا به آنان نگوييد .

4- پرهيز از اختلافات خانوادگي در حضور فرزندان

فرزندان شما خواه ناخواه از اختلافات شما و همسرتان آگاه مي شوند . سعي كنيد اين  اختلافات را در حضور آنها دامن نزنيد ، بيان اختلافات وبازگويي مجدد آن ها به همراه القاب تحقير كننده ، جسم و روح فرزندتان را فرسوده مي سازد . آزردگي خاطر و فرسودگي جسم و روح فرزندتان مجالي براي يادگيري دروس به آنها نخواهد داد .

5- امتحان دانش آموزان ، وظيفه دانش آموز است نه وظيفه والدين

والدين مسئوليت هاي خودشان را دارند و دانش آموز مسئوليت هاي خودش را دارد . امتحان جزو وظايف اوست . اين وظيفه فرزند شماست كه به موقع درس بخواند ، تمرين حل كند ، خود را براي امتحان كلاس و امتحان ثلث آماده كند . شما وظايف ديگري داريد بهتر است هركسي به وظايفش بپردازد .

6-  ارتباط خود را با مدرسه ، معلمان ، انجمن اولياء و مربيان  بيشتر كنيد.

ارتباط هرچه بيشتر شما با مدرسه و معلمان باعث خواهد شد فرزندتان با دلگرمي بيشتري درس ها را دنبال كند . در ملاقات با معلمان و مشاوران از راهنمايي هاي آنها حداكثر استفاده را ببريد و به آنها عمل كنيد .

7- رفت و آمدهاي خانوادگي را محدود كنيد.

به ميهماني رفتن و ميهماني دادن وقت زيادي را از شما و فرزندتان خواهد گرفت . در زمان امتحانات ، ميزان رفت و آمد ها را كم كنيد .

8- تفريحات برنامه ريزي شده را جايگزين ساير فعاليت ها نماييد.

درس خواندن طولاني و خسته كننده به سود فرزندتان نيست . تفريح ،  هرچند  ساده نظير گردش در فضاي آزاد، كوه ،پارك رفتن و ... فوايد زيادي براي شما و فرزندان دارد و هزينه كمتري نيز نسبت به ميهماني دادن خواهد داشت .

9- در برنامه هاي درسي فرزندتان دخالت نكنيد ، اما نظارت داشته باشيد .

 فرزندان شما بارها و بارها از معلمان ، مشاوران ، و مربيان امور تربيتي و ... توضيحات لازم  فراواني شنيده اند . تاكيد هاي بيش از حد ، امر و نهي هاي مكرر ، سرزنش و دستورات شما در موقعيت دشوار امتحاني ، از سوي فرزندتان به عنوان دخالت تلقي مي شود.

10- در فرصت هاي مناسب فرزندتان را تاييد و تشويق نماييد.

 با تشويق و تاييد فرزندتان حس عجيبي در او رشد مي كند . او احساس مي كند كه قدرت عجيبي پيدا كرده است ، قادر است بيشتر مطالعه كند ، تمرين كند ، و ياد بگيرد. يادكيري برايش جالب و شور انگيز خواهد شد . شما مي توانيد در لحظه اي كه موفق به حل مسئله اي شده است يا در حال مطالعه مي باشد  و يا درلحظه اي كه كتاب هايش را منظم كرده است او را تحسين كنيد . يك جمله كوتاه كافي است  : " وقتي ديدم مطالعه مي كني خوشحال شدم ." لحن گرم و صميمي شما بر تشويق و تاييد او صد  چندان مي افزايد .

11- از تحقير ، سركوب كردن و طعنه زدن جدا بپرهيزيد.

 بدون ترديد كلمات ناراحت كننده ، طعنه آميز و ريشخند كننده اجازه فعاليت هاي مفيد را از فرزندتان سلب مي كند . كاهش كلمات منفي و تحقير آميز باعث افز ايش موفقيت او مي شود .

12- شنونده صميمي حرف ها و شكايت هاي فرزندتان باشيد.

 هميشه اوضاع بر وفق مراد نيست .گاه دانش آموز از درسي تنفر دارد ، گاه نسبت به رفتار معلمي اعتراض دارد  و يا  در  يادگيري درسي  مشكل دارد . در بيشتر اين مواقع فرزندتان راهنمايي هاي شما را نمي خواهد ، او به دنبال گوش شنوايي است كه فقط حرف هاي او را بشنود و لي قضاوت  نكند .او با درد دل كردن احساس سبكي خواهد كرد . در چنين موقعيت هايي به استقبالش برويد . از قضاوت كردن در باره حرف هايش جدا خودداري كنيد . از توصيه كردن بپر هيزيد . وظيفه شما در اين موقعيت فقط شنيدن است . حرف هايش را بپذيريد  و سعي كنيد احساس او را درك كنيد . مطمئن باشيد همه چيز به خوبي و خوشي خواهد گذشت



تاريخ : سه شنبه یکم دی ۱۳۸۸ | ۹:۵۷ قبل از ظهر | نویسنده : |

برنامه امتحانات هماهنگ پیش دانشگاهی در دیماه 88

 

تاریخ

رشته

امتحان

ساعت

12/10/88

ادبیات وعلوم انسانی

زبان فارسی

30/10

15/10/88

ادبیات وعلوم انسانی

عربی

30/10

 

 

تاریخ

رشته

امتحان

ساعت

13/10/88

علوم تجربی

زبان فارسی

30/10

۱۶/10/88

علوم تجربی

زیست شناسی

30/10

 

 

تاریخ

رشته

امتحان

ساعت

14/10/88

علوم ریاضی

زبان فارسی

30/10

17/10/88

علوم ریاضی

دیفرانسیل

30/10

 



تاريخ : جمعه ششم آذر ۱۳۸۸ | ۲۰:۲۰ بعد از ظهر | نویسنده : |

به نام خدا آزمون ادبیات فارسی 3  آذر88* نام ونام خانوادگی ..............

1- «برنشستن» ؛ يعني ... :
2- «نماز پيشين» به چه معناست؟
3- «ضيعت» ؛ يعني ... :
4- معني «توقيع» چيست؟
5- عبارت «بانگ و حزاحز و قريو خواست. امير برخواست.» چند غلط املايي دارد؟
6- موضوع اصلي كتاب «تاريخ بيهقي» چيست؟
7- نام ديگر «تاريخ بيهقي» چيست؟
8- «آب نيرو كرده بود.» به چه معناست؟
9- جمله‌ي «وهنر آن بود ...» ؛ يعني ... :
10- «امير مثال داد.» ؛ يعني ... :
11- «حلال‌بي‌شبهت باشد.» به‌چه معني است؟
12- مفهوم عبارت «پيغامي است سوي بونصر در بابي.» چيست؟
13- «دبير كافي» ؛ يعني ... :
14- «درعهده‌ي اين‌نشوم» ؛ يعني... :
15- «اوخداوند ولايت‌است»به‌چه‌معني است؟
16- «حُطام دنيا» كنايه است از ... :
17- عبارت «ورز و وبال اين چه به كار آيد؟ كدام معني را دارد؟
18- «زعارت» ؛ يعني ... :
19- «فتنه‌انگيزي» با چه واژه‌اي مترادف است؟
20- در عبارت «موي سر ماليده، زير دستار پوشيده كرده» ماليده به چه معني است؟
21- به بيان مقصود در كوتاه‌ترين لفظ و كم‌ترين عبارت، چه مي‌گويند؟
22- عبارت «بيهقي معلومات و محفوظات فراوان و ذوقي روشن در نويسنده‌گي داشت.» كدام واژه نادرست نوشته شده است؟
23- كدام تركيب غلط املايي دارد؟ «عنان قلم، مهاورات اشخاص، ‌هبري رنگ» :
24- «نثر تاريخ بيهقي» چه نوع نثري است؟
25- تاريخ بيهقي در عين حقيقت پژوهي، به چه صورت نوشته شده است؟
26- «برخويشتن مي‌ژكيد.» كدام معني را دارد؟
27- «سخن تمام راندن.» ؛ يعني ... :
28- مفهوم جمله‌ي «نيك از جاي شدن» چيست؟
29- مفرد كلمه‌ي «سجايا» كدام واژه است؟
30- «خّلق‌گونه» ؛ يعني ... :
31- عبارت «اين بوسهل مردي امام‌زاده و محتشم بود.» به چه معني است؟
32- «گزاف‌گو» ؛ يعني ... :
33- «جبّه‌اي داشت حبري رنگ» ؛ يعني ... :
34- «امير از آن جهان آمده،» ؛ يعني ... :
35- «جامه بگردانيد» ؛ يعني ... :
36- در اين نوع نثر ، سجع هاي متوالي ، لغات و تركيبات و اصطلاحات دشوار و تكلفات فراوان به گونه ي افراطي به كار رفته اند .......

37ـ من اين نپذيرم و در عهده ي اين نشوم . یعنی ...

38 ـ نگويم كه مرا سخت دربايست نيست .یعنی ...

39- پيكان را ايستانيده بودند كه از بغداد آمده اند یعنی ...

 

40- و از بسياري نكت چيزي را كه در او كراهيتي نبود مي فرستاد فرود سراي » یعنی ...

 

 

 

 

 



تاريخ : دوشنبه دوم آذر ۱۳۸۸ | ۱۸:۳۳ بعد از ظهر | نویسنده : |

 

به نام خدا آزمون ادبیات فارسی تخصصی بخش نثر فارسی  نام ونام خانوادگی : .......

 الف) عبارت های زیر را به فارسی روان معنی کنید (15نمره )

1-     من نیز تو را به آتش عذاب کنم تا که بود که نصرت کند تو را ؟  * من می خواهم تا او را ببینم تا ایمن باشم .

 

2-     از هر چه بوسهل دستور داد از کردار زشت در باب این مرد ، از ده یکی کرده آمدی وبسیار محابا رفتی .

 

3-     ولکن خلیفه را چند گونه صورت کرده اند تا نیک آزار گرفت واز جای بشد وحسنک را قرمطی خواند .

 

4-     آن خلعت وطرایف به کدام موضع سوختند ؟* حسنک عاقبت تهور وتعدی خود را شنید .

 

5-     بوسهل را صفرا بجنبید . وبانگ بر داشت وفرا دشنام خواست شد . * علی الرسم فی امثاله .

 

6-     به فرمان وی درباب خواجه ژاژ می خاییدم . * به ستم وزارت مرا دادن ونه جای من بود .

 

7-     امیر بوسهل رابخوانید ونیک بمالید . * بوسهل را طاقت برسید .

 

8-     حسنک پیدا آمد بی بند . * خواجه بوسهل را که بر این آورد ؟ که آب خویش ببرد .

 

9-     دو مرد پیک راست کردند با جامه ی پیکان که از بغداد آمده بودند .* پذیره ی وی آمد ودشنام های زشت داد .

 

10- مشتی رند را سیم دادند که سنگ زنند . * این همه اسباب منازعت ومکاوحت از بهر حطام دنیا به یک سو نهادند.

 

11- مادر حسنک زنی بود سخت جگر آور . * خداوند را کرا کند که با چنین سگ قرمطی چنین گفتن ؟ .

 

12- اما شرارت وزعارتی در طبع وی موکد شده . * آن چاکر را لت زدی وفرو گرفتی .

 

13- چون این کوکبه راست شد . * حاکم سجل کرد در مجلس .

 

14- بازر گان مردی را برای تعهد او بگذاشت تا وی را تیمار می دارد . * بطر آسایش ومستی بدو راه یافت .

 

15- فایده تقرب به ملوک رفعت منزلت است واصطناع دوستان وقهر دشمنان .* پسران بازرگان عظت پر بشنودند .

 

16- این درجات را مرشح توانیم بود . * واجب است بر کافه ی  خدم وحشم ملک که آنچه ایشان را فراز آید انجام دهند .

 

17- عنان تمالک وتماسک از دست او بشد . * ما را این جا مقام صواب نباشد .

 

18- گاو دعا وثنا گفت وکمر خدمت به طوع ورغبت ببست . *چون دمنه از اغرای شیر بپرداخت .

 

19- وحوش را به گوشت او نیک داشتی خواهم کرد . * رنج نفس شیر وسمت نقض عهد وهلاک گاو وهدر شدن خون او .

 

20- در حال فراغ خلوتی راست آید . * من کاره شده ام مجاورت گاو را .

 

21-  شنزبه عهود ومواثیق شیر پیش خاطر آورد .* توجع وتحسر سود نخواهد داشت .

 

22- عواقب مکر وغدر همیشه نامحمود بوده است وخواتم بد سگالی وکید نامبارک .

 

23- کار وبار وحشمت ایشان برود . * جهان خوردم وکارها راندم .

 

24- به باب خواجه هیچ قصدی نکردم وکسان خواجه را نواخته داشتم . * به پاسخ آن که از وی رفت گرفتار .

 

25- چه می بینی در کار ملک که بر جای قرار کرده وحرکت ونشاط فرو گذاشته ؟

 

26- قناعت از دنائت همت وقلت مروت باشد . * در دیده ی دشمنان خار وبر روی دوستان خال .

 

27- واجب نکند که شیر بر من غدر اندیشد که از من خیانتی ظاهر نشده است . * چون دمدمه ی دمنه در شیر اثر کرد .

 

28- دریغ شنزبه را با چندان عقل وکیاست ورای وهنر . * چون مفاوضت ایشان بدین کلمت رسید .

 

29- دمنه از تقاعد شیر امتناع نمود . * وفور امانت تو مقرر است و آثار آن بر حال تو ظاهر .

 

30- از خدمت ایشان انتفاعی نتواند گرفت ودر اصطناع ایشان مثال نتواند داد . * با او الفی تمام گرفت .

 

ب) به طور کامل جواب دهید : (5نمره )

1- معنای کنایی (( گرم شکمی و بر باد نشاندن ))چیست ؟

 

2- ویژگی های سبکی کلیله ودمنه را بنویسید ؟

 

 

3- دو نمونه از ویژگی های نثر بیهقی را بنویسید ؟

 

 

4- بیت زیر به چه نکته ای اشاره دارد ؟ ( یارب این آتش که بر جان من است          سرد کن آن سان که کردی بر خلیل )

 

 

5- نثر هریک از کتاب های زیر چگونه است ؟ ویژگی های آن نثر را توضیح دهید .

1- سیاست نامه 

 

2- قصص الا نبیا

 

3- تاریخ جهانگشا

 

4- مقامات حمیدی

 

 

 



تاريخ : دوشنبه دوم آذر ۱۳۸۸ | ۱۸:۳۱ بعد از ظهر | نویسنده : |

 

به نام خدا آزمون ادبیات فارسی تخصصی بخش نثر فارسی  نام ونام خانوادگی : .......

 الف) عبارت های زیر را به فارسی روان معنی کنید (15نمره )

1-     من نیز تو را به آتش عذاب کنم تا که بود که نصرت کند تو را ؟  * من می خواهم تا او را ببینم تا ایمن باشم .

 

2-     از هر چه بوسهل دستور داد از کردار زشت در باب این مرد ، از ده یکی کرده آمدی وبسیار محابا رفتی .

 

3-     ولکن خلیفه را چند گونه صورت کرده اند تا نیک آزار گرفت واز جای بشد وحسنک را قرمطی خواند .

 

4-     آن خلعت وطرایف به کدام موضع سوختند ؟* حسنک عاقبت تهور وتعدی خود را شنید .

 

5-     بوسهل را صفرا بجنبید . وبانگ بر داشت وفرا دشنام خواست شد . * علی الرسم فی امثاله .

 

6-     به فرمان وی درباب خواجه ژاژ می خاییدم . * به ستم وزارت مرا دادن ونه جای من بود .

 

7-     امیر بوسهل رابخوانید ونیک بمالید . * بوسهل را طاقت برسید .

 

8-     حسنک پیدا آمد بی بند . * خواجه بوسهل را که بر این آورد ؟ که آب خویش ببرد .

 

9-     دو مرد پیک راست کردند با جامه ی پیکان که از بغداد آمده بودند .* پذیره ی وی آمد ودشنام های زشت داد .

 

10- مشتی رند را سیم دادند که سنگ زنند . * این همه اسباب منازعت ومکاوحت از بهر حطام دنیا به یک سو نهادند.

 

11- مادر حسنک زنی بود سخت جگر آور . * خداوند را کرا کند که با چنین سگ قرمطی چنین گفتن ؟ .

 

12- اما شرارت وزعارتی در طبع وی موکد شده . * آن چاکر را لت زدی وفرو گرفتی .

 

13- چون این کوکبه راست شد . * حاکم سجل کرد در مجلس .

 

14- بازر گان مردی را برای تعهد او بگذاشت تا وی را تیمار می دارد . * بطر آسایش ومستی بدو راه یافت .

 

15- فایده تقرب به ملوک رفعت منزلت است واصطناع دوستان وقهر دشمنان .* پسران بازرگان عظت پر بشنودند .

 

16- این درجات را مرشح توانیم بود . * واجب است بر کافه ی  خدم وحشم ملک که آنچه ایشان را فراز آید انجام دهند .

 

17- عنان تمالک وتماسک از دست او بشد . * ما را این جا مقام صواب نباشد .

 

18- گاو دعا وثنا گفت وکمر خدمت به طوع ورغبت ببست . *چون دمنه از اغرای شیر بپرداخت .

 

19- وحوش را به گوشت او نیک داشتی خواهم کرد . * رنج نفس شیر وسمت نقض عهد وهلاک گاو وهدر شدن خون او .

 

20- در حال فراغ خلوتی راست آید . * من کاره شده ام مجاورت گاو را .

 

21-  شنزبه عهود ومواثیق شیر پیش خاطر آورد .* توجع وتحسر سود نخواهد داشت .

 

22- عواقب مکر وغدر همیشه نامحمود بوده است وخواتم بد سگالی وکید نامبارک .

 

23- کار وبار وحشمت ایشان برود . * جهان خوردم وکارها راندم .

 

24- به باب خواجه هیچ قصدی نکردم وکسان خواجه را نواخته داشتم . * به پاسخ آن که از وی رفت گرفتار .

 

25- چه می بینی در کار ملک که بر جای قرار کرده وحرکت ونشاط فرو گذاشته ؟

 

26- قناعت از دنائت همت وقلت مروت باشد . * در دیده ی دشمنان خار وبر روی دوستان خال .

 

27- واجب نکند که شیر بر من غدر اندیشد که از من خیانتی ظاهر نشده است . * چون دمدمه ی دمنه در شیر اثر کرد .

 

28- دریغ شنزبه را با چندان عقل وکیاست ورای وهنر . * چون مفاوضت ایشان بدین کلمت رسید .

 

29- دمنه از تقاعد شیر امتناع نمود . * وفور امانت تو مقرر است و آثار آن بر حال تو ظاهر .

 

30- از خدمت ایشان انتفاعی نتواند گرفت ودر اصطناع ایشان مثال نتواند داد . * با او الفی تمام گرفت .

 

ب) به طور کامل جواب دهید : (5نمره )

1- معنای کنایی (( گرم شکمی و بر باد نشاندن ))چیست ؟

 

2- ویژگی های سبکی کلیله ودمنه را بنویسید ؟

 

 

3- دو نمونه از ویژگی های نثر بیهقی را بنویسید ؟

 

 

4- بیت زیر به چه نکته ای اشاره دارد ؟ ( یارب این آتش که بر جان من است          سرد کن آن سان که کردی بر خلیل )

 

 

5- نثر هریک از کتاب های زیر چگونه است ؟ ویژگی های آن نثر را توضیح دهید .

1- سیاست نامه 

 

2- قصص الا نبیا

 

3- تاریخ جهانگشا

 

4- مقامات حمیدی

 

 

 



تاريخ : دوشنبه دوم آذر ۱۳۸۸ | ۱۸:۳۰ بعد از ظهر | نویسنده : |

 به نام خدا* سوالات مفهومی بخش ادبیات غنایی آبان 88نام ونام خانوادگی:

1- محتوای بیت زیر با کدام بیت ارتباط معنایی ندارد ؟ عشق را خواهی که تاپایان بری          بس که بپسندید باید ناپسند

1) الا یا ایهالساقی ادر کاسا وناولها         که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها

2) عشق از اول سرکش وخونی بود        تا گریزد هر که بیرونی بود

3) عشق هایی کز پی رنگی بود             عشق نبود عاقبت ننگی بود

4) ناز پرورده تنعم نبرد راه به دوست     عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد

2- بیت زیر با کدام گزینه ارتباط معنایی ندارد ؟ زشت باید دید وانگارید خوب              زهر باید خورد وانگارید قند

1) زشت زشت است در ولایت شاه                گرگ بر گاه ویوسف اندر چاه

2) فحش از دهن تو طیبات است                        زهر از قبل تو نوشداروست

3) دربیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم        سرزنش ها گر کند خوار مغیلان غم مخور

4) عشق را خواهی که تاپایان بری                    بس که بپسندید باید ناپسند

3- بیت زیر بر چه مساله ای اشاره دارد ؟  توسنی کردم ندانستم همی                       کز کشیدن تنگ تر گردد کمند

1) لزوم صبر        2) فنای عاشق         3) سرکشی معشوق          4) دشواری راه عشق

4- بیت زیر بر چه مطلبی اشاره دارد ؟            زشت باید دید وانگارید خوب              زهر باید خورد وانگارید قند

1) جبر گرایی            2) تحمل سختی ها                     3) خوش باوری                  4) حسن ظن

5- مفهوم بیت ((عشق را خواهی که تاپایان بری      بس که بپسندید باید ناپسند)) با کدام بیت قرابت معنایی دارد ؟

1) آن چه بر نفس خویش نپسندی                  نیز بر نفس دیگران نپسند

2) دربیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم        سرزنش ها گر کند خوار مغیلان غم مخور

3)هر آن چیز کانت نیاید پسند                     تن دوست ودشمن بدان در مبند

4) گر چه منزل بس خطر ناک است ومقصد بس بعید               هیچ راهی نیست کان رانیست پایان غم مخور

6- اشخاص حکایت من این همه نیستم چه کسانی بودند ؟

1) مرید – اهل بازار – شیخ ابو طاهر – راوی         2) زندیق - مرید – اهل بازار – شیخ ابو طاهر

3) مرید – اهل بازار – شیخ ابو طاهر- شخص هتاک   4) هتاک – شیخ زندیق – مرید

7- کدام گزینه با محتوای حکایت حدی خوان هم سویی دارد ؟

1) اشتر نادان به نادانی فروخفته به راه                 بر حذر باش از آن شیری که هست اشتر افکن

2) نترسم من از کبک یاوه سرای                        که اشتر نترسد زبانگ درای

3) اشتر به شعر عرب در حالت است وطرب        گر ذوق نیست ترا کژطبع جانوری

4) اشتر چون هلاک گشت خواهد                      آید به سر چه ولب جر

8- مفهوم دقیق بیت زیر کدام است ؟ بگفتا هرشبی بینی چومهتاب                   بگفت آری چو خواب آید کجا خواب

1) آیا هرشب او را چون مهتاب در خواب می بینی ؟ آری ؛ اورا در خواب می بینم

2) آیا مهتاب شب های او را روشن می کنی ؟ آری ؛ اگر خوابش ببرد

3) آیا هر شب او را مثل مهتاب می بینی ؟ آری ؛ در وقت خواب ؛ ام خوابی به چشمم نمی آیید

4) آیا مثل مهتاب در شب به او نگاه می کنی ؟ آری ؛ وقتی که او در خواب باشد

9- منظور از دشمن در بیت زیر چیست؟ بگفتا جان مده بس دل که با اوست            بگفتا دشمن اند این هر دو بی دوست

1) خسرو وفرهاد                 2) خسرو وشیرین           3) جان ودل فرهاد           4) جان ودل خسرو

10- با توجه به بیت((  باورم نیست ز بد عهدی ایام هنوز / قصه ی غصه که در دولت یار آخر شد))  چرا حافظ هنوز باور نمی کند غصه ها به پایان آمده باشد ؟ 1) زیرا هنوز غصه هایش تمام نشده است     2) زیرا دولت یار نمایان نشده است      3) زیرا روزگار را پیمان شکن می داند 4) زیرا حافظ اعتقادی به این مسائل ندارد

11- کدام گزینه در بیت زیر صدق نمی کند ؟  آن پریشانی شب های دراز وغم دل            همه در سایه ی گیسوی نگار آخر شد

1) سایه در این بیت دارای یک معنی است     2) بین پریشانی وگیسوی رابطه لطیفی وجود دارد         3) بین سایه ؛ شب وغم ارتباط معنایی وجود دارد         4) بین گیسوی وشب های دراز ارتباط معنایی وجود دارد

12- بیت زیر با کدام بیت ارتباط معنایی دارد ؟ آن پریشانی شب های دراز وغم دل            همه در سایه ی گیسوی نگار آخر شد

1) شکر ایزد که به اقبال کله گوشه ی گل                     نخوت باد دی وشوکت خار آخر شد

2) ساقیا لطف نمودی قدحت پر می باد                       که به تدبیر تو تشویش خمار آخر شد

3) صبح امید که بد معتکف پرده ی غیب                      گو برون آی که کار شب تار آخر شد

4) آن همه ناز وتنعم که خزان می فرمود                    عاقبت در قدم باد بهار آخر شد

13- در بیت زیر منظور از نخوت باد دی و شوکت خار دوران چه کسی است ؟

 شکر ایزد که به اقبال کله گوشه ی گل                     نخوت باد دی وشوکت خار آخر شد

1) امیر پیر حسین         2) امیر مبارزالدین              3) شاه شجاع                     4) شیخ ابو اسحاق

14- دربیت زیر مقصود از محنت بی حد وشمار پیست ؟ درشمار ارجه نیاورد کسی حافظ را    شکر کان محنت بی حد وشمار آخر شد

1) امیر پیر حسین           2) درشمار نیاوردن حافظ                  3)  تنگ معیشتی حافظ         4) ایهام به هر دو معنی 1و2

15- اختر گذشتن در مصراع( زدم این فال وگذشت اختر وکار آخر شد )یعنی :

1) گذشتن زمان انجام کار            2) به اجرا در آمدن تقدیر            3) مساعد شدن کار        4) تاثیر منفی ستارگان

16- با توجه به بیت زیر خنده وار بودن گلستان نشانه چیست ؟ می رود صبح واشارت می کند    کاین گلستان خنده واری بیش نیست

1) شادابی گلستان  2) بی اعتباری وجود انسان     3) غنچه های باز وخندان      4) کوتاهی وگذرا بودن عمر

17- گدام گزینه با بیت زیر ارتباط کمتری دارد ؟        اگر بر دیده ی مجنون نشینی        به غیر از خوبی لیلی نبینی

1) گفت از خوبان تو افزون نیستی                 گفت خاموش چون تو مجنون نیستی 

2) تو موبینی ومجنون پیچش مو                   تو ابرو او اشارت های ابرو 

3) ملامت چه کنی ای رقیب در عشقش            ببین به دیده ی مجنون جمال لیلی را

4) من عاشقم ودلم بدو گشته تباه                   عاشق نبود زعیب معشوق آگاه

18- در بیت زیر دید مجنون چگونه است ؟  اگر بر دیده ی مجنون نشینی         به غیر از خوبی لیلی نبینی

1) چون بی طرفانه می نگرد عیب وحسن برایش تفاوتی ندارد 2) چون با دیده ی عقل می نگرد زشتی های لیلی را توجیه می کند

3) چون به چشم گذشت واغماض می نگرد عیب های او را نیز می پسندد 4) چون به چشم عشق در او می نگرد عیبی در او نمی بیند

19- از همه ی ابیات زیر به جز بیت .... ناپایداری دنیا دریافت می شود ؟

1) لاله وگل زخمی خمیازه اند                عیش این گلشن خماری بیش نیست

2) می رود صبح واشارت می کند            کاین گلستان خنده واری بیش نیست

3) تا به کی نازی به حسن عاریت            ماومن آیینه داری بیش نیست

4) غرقه ی وهمیم ور نه این محیط               از تنک آبی کناری بیش نیست

20- مفهوم بیت (اگردر دیده ی مجنون نشینی         به غیر از خوبی لیلی نبینی ) در کدام بیت آمده است ؟

1) او را خود التفاتی نبود به صید من                 من خویشتن اسیر کمند نظر شدم

2) برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر                وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد

3) گفت از خوبان تو افزون نیستی                    گفت خاموش چون تو مجنون نیستی

4) بگفتا دوستیش از طبع بگذار                      بگفت از دوستان ناید چنین کار

21- منظور شاعر از تیر خدنگ چیست ؟              با نگاه غضب آلود زند              بر دل نازک من تیر خدنگ

1) چشم مادر عاشق         2) نگاه معشوق              3) نگاه مادر عاشق            4) در معنی حقیقی تیر

 2 2- املاي چند کلمه در عبارت «به دار ظيف اميري از امراي .... نزول کردم، سياهي ديدم مغلول و مسلسل مرا گفت: اين غلامي است حادي که صوتي خوش دارد» غلط است؟ 1) يک 2) دو 3) سه 4) چهار  

  23- مفهوم مصراع(برق با شوقم شراری بیش نیست )در کدام گزینه آمده است؟

1) آرزوی من دست نیافتنی است       2)شوق عظیمی در وجودم شعله ور است        3) اشتیاق من همچون شراره آتشی بیش نمی پاید 4)شوقی به عظمت آتش وفرصتی به اندکی پاره ی آتش دارم

  24- در « مر اکرام ضيف را امير بيامد» يعني ....

1) براي بزرگ داشت ميهمان ، امير آمد 2) هنگام گرامي داشت ميهمان، امير آمد 3) امير آمد و مرا به ميهمان معرفي کرد
3) ميهمان مرا گرامي داشت تا امير آمد  

  52- مفهوم عبارت «قصد کردم تا او را به شفاعت بخواهم از امير» کدام است؟

1) تصميم گرفتم که امير را به ميانجي گري خود برانگيزم 2) خواستم با ميانجيگري او را از بند حاکم برهانم
3) مايل شدم ميانجي گري او را به خاطر حاکم بپذيرم 4) نيت کردم او را براي ميانجي گري از حاکم تشويق کنم  

  62- معني کدام عبارت ، در برابر آن نادرست مطرح شده است؟

1) به دار ضيف اميري از امراي حي نزول کردم: به مهمان خانه يکي از اميران قبايل عرب فرود آمدم
2) تو را بر همه ي چيزها حاکم است تا در ضيافت مايي : تا وقتي که مهمان مايي ، به هر کاري مختاري
3) سياهي ديدم مغلول و مسلسل بر در خيمه افکنده اندر آفتاب: متوجه شدم که نابکاري را در هنگام روز، در درون چادري به زنجير کشيده اند. 4) مرا به ملک تو حاجتي نيست، اين غلام را در کار من کن : من به ملک تو نيازي ندارم، اين غلام را به خاطر من ببخشاي».  

  72- مؤلف «کشف المحجوب» کيست و به کدام قرن منسوب است؟

1) منوچهري دامغاني - پنجم 2) عبدالرحمن جامي- نهم 3) سعدالدين وارويني- هفتم 3) علي بن عثمان هجويري- پنجم  

  82- معناي کدام لغت درست است؟

1) حادي : سرود خوان 2) جزيل : کوتاه 3) تعريض : سخن گفتن 4) تطاول : طولاني  

  92- مفهوم بيت هاي زير با کدام گزينه ارتباط معنايي دارد؟
ز هر سو کرد بر عادت نگاهي   نظر ناگه در افتادش به ماهي     چو لختي ديد ز آن ديدن خط ديد    که بيش آشفته شد تا پيش ترديد

1) بگفت از من کنم دوري نگاهي/ بگفت آفاق را سوزم به آهي 2) بگفت از عشق کارت سخت زار دست/ بگفت از عاشقي خوشتر چه کار است؟ 3) بگفتار دوري از مه نيست در خود؟ / بگفت آشفته از مه دور بهتر 4) چو عاجز گشت خسرو در جوابش / نيامد پيش پرسيدن صوابش  

30- صورت منظوم عبادت «چون وي قصد طعام کرد من ابا کردم ، گفتم اين غلام را در کار من کن» کدام بيت است؟

1) گفت انگشت به خوايت ننهم / تا نبخشي گنه اين سیهم 2) کرد در ساخت بر آن خيمه نگاه / ديد شب رنگ غلامي چون ماه
3) صوفي از ذوق گريبان زد و چاک / و ز جهان بي خبر افتاد به خاک 4) هستم از وصف خوش آواز او / آرزومند حدي سازي او  

  31- ابيات زير، صورت کوتاه شده و منظوم کدام عبارت از دوستان «حدي خوان» است؟
دو سه روزه ره اين سرمنزل / کردشان بارگران مستعجل و ز حدي صوت طرب وايي کشيد / تا به يک روز بدين جاي رسيد

1) چون باراز استران فرو گرفتند، اشتران همه يگان دو گان هلاک شدند 2) وي برفت و دو بار شتر بر هر اشتري نهاد و اندر راه حدي مي کرد تا به مدتي قريب اين جا آمدند 3) اين غلام را فرمود تا به حدي صورت برگشاد. اشتران صوت وي و شنيدن آن مشغول شدند. 4) بدان که اين غلامي است که حاوي و صوتي خوش دارد. من اين را به ضياع خود فرستادم با اشتري چند.  

 32- معناي کدام واژه غلط است؟

1) رجم : ترجمه کردن 2) طرب : شادی    3) شرزه : خشمگين 4) شوخ چشم : گستاخ  

33- مبتکر فن مناظره در شعر فارسي کيست؟ 1) اسدي توسي 2) پروين اعتصامي 3) نظامي گنجوي 4) وحشي بافقي  

34- معادل فارسي مجسمه کدام است؟ 1) تنديس 2) تسنيم 3) صنم 4) طاقديس

35- «بگفتا اگر سریابیش خشنود؟ / بگفت: از گردن اين وام افکندم زود» يعني : پرسيد ....
1) که چه هديه اي را در سر داري که به دلدار خود بدهي؟ جواب داد هر چه مرسوم باشد، هديه مي کنم.
2) اگر او به بيش از آنچه تو در سرداري، رضايت بدهد چه مي کني؟جواب داد که از قصد اين کار در مي گذرم
3) که اگر او به ملاقات تو راضي باشد، چه مي کني؟ جواب داد، که هر چه زودتر به ديدارش مي شتابم
4) اگر رضايت او را در هديه دادن سر خودت ببيني ، چه مي کني؟ جواب داد که هر چه سريعتر تقديم مي کنم
36- فرهاد، در کدام بيت مناظره خود با خسرو نديدن دلبر را به صلاح و مصلحت خويش توجيه مي کند؟
1) بگفتا: گر به سر يا بيش خشنود؟/ بگفت: از گردن اين وام افکنم زود 2) بگفتا: جان مده بس دل که با اوست / بگفتا: دشمن اند اين هر دو بي دوست 3) بگفتا: گرخرامی در سرايش/ بگفت: اندازم اين سرزير پايش4) بگفتا: دوري از مه نيست در خور / بگفت: آشفته از مه دور بهتر
37- در هر گزينه ، به جز گزينه ي ... نام يکي از مشهورترين مقلدان منظومه خسرو و شيرين نظامي آمده است.
1) امير خسرو دهلوي 2) عرضي شيرازي 3) سنايي غزنوي 4) وحشي بافقي
38
- در هر بيت مناظره زير، به جز بيت .... عاشق اظهار مي کند که از بدل جان و فدا کردن خويشتن ، دريغ ندارد.
1) بگفتا گر خرامي در سرايش ؟ / بگفت اندازم اين سر زير پايش 2) بگفتا گر به سر يا بيش خشنود؟ / بگفت از گردن اين وام افکنم زود 3) بگفتا جان مده بس دل که با اوست / بگفتا دشمن ند اين هردو بي دوست 4) بگفتا گر نيابي سوي او راه / بگفت از دور شايد ديد در ماه
39- در بيت «بگفتا گر خرامي در سرايش / بگفت اندازم اين سر زير پايش» بخش حذف شده چه ويژگي دارد؟
1) يک جمله توضيحي است 2) يک جمله عاطفي است 3) فاعل جمله هاي دوم و سوم بيت است 4) يک جمله ي پرسشي است
40- در بيت «تا رفتنش ببينم و گفتنش بشنوم / از پاي تا به سر همه سمع و بصر شدم» چه آرايه اي وجود دارد؟
1) لف و نشر2) اسلوب معادله 3) ايهام 4) تشخيص  

****

 

 



تاريخ : شنبه بیست و سوم آبان ۱۳۸۸ | ۱۸:۱۳ بعد از ظهر | نویسنده : |

 به نام خدا

زبان و ادبيات فارسي (1)پيش دانشگاهي–آبان88 نام ونام خانوادگی

 1- مفهوم کدام گزينه، با گزينه هاي ديگر متفاوت است؟ (سراسري 75)

1) شده بر بدي دست ديوان دراز/ ز نيکي نبودي سخن جز به راز. 2) نهان گشت آئين فرزانگان / پراگنده شد نام ديوانگان 3) يکي شادماني بداندر جهان/ ميان كهان و ميان مهان4) هنر خوار شد، جادوي ارجمند/ نهان راستي ، آشکارا گزند  

2- «آتش » در کدام گزينه نقش فاعلي دارد؟ (سراسري 75)

1) اگر کوه آتش بود بسپرم / از اين تنگ خوار است اگر بگذرم 2) چو او را بديدند بر خاست غو/ که آمد ز آتش برون شاه نو 3) زمين گشت روشن تر از آسمان / جهاني خروشان و آتش،دمان 4) مگر کاتش تيز پيدا کند/ گنه کرده را زود رسوا کند  

3- مصراع «همي خاک نعلش برآمد بر ماه» بيانگر کدام مفهوم است؟ (آزاد 76)

1) سرعت 2) تيرگي 3) عروج 4) شهرت  

 4- معني «يکي تازيي بر نشسته سياه » چيست؟(آزاد 76)

1) عربي بر يک اسب سياه نشسته بود 2) بر يک اسب سياه عربي نشسته بود 3) مرد سياهي ، بر يکي اسب تازي نشسته بود 4) کسي با عربي بر اسب سياهي نشسته بود  

 5- کلمه ي «دشت» در مصراع «سراسر همه داشت بريان شدند» ، با کدام صنعت ادبي مطابقت دارد؟ (آزاد 76)

1) ايهام 2) مجاز 3) کنايه 4) حقيقت  

6- مفهوم بيت «چوخواهي که پيدا کني گفت و گوي / ببايد زدن سنگ را بر سبوي» کدام است؟(سراسري 78)

1) اگر دوست داري که از تو بدگويي کنند، لازم است که اين خطر را به جان بپذيري 2) اگر مي خواهي که حقيقت آشکار شود، بايد به آزمايش وامتحان بپردازي 3) چنانچه مي خواهي در اين زمينه سخن بگويي، شايسته است که جديت بيشتري از خود نشان بدهي 4) چنانچه از بدگويي ديگران آزرده اي ، بايد با آنان به بحث و مناظره بنشيني  

7- واژه «دشت» در همه ي ابيات زير، به جز بيت ... داراي آرايه ي «مجاز» است. (سراسر 78)

1) يکي دشت با ديدگان پر زخون / که تا او کي آيد ز آتش برون 2) نهادند بر دشت هيزم دو کوه / جهاني نظاره شده هم گروه 3) سواران لشکر برانگيختند/ همه دشت پيشش درم ريختند 4) سراسر هه دشت بريان شدند/ برآن چهره خندانش گريان شدند  

8- در بيت (سراسر همه دشت بريان شدند / بر آن چهر خندانش ، گريان شدند) کدام صنعت و آرايه ي ادبي وجود ندارد؟ (سراسري 78) 1) جناس 2) مجاز 3) تضاد 4) تشبيه  

9- با توجه به داستان «گذر سياوش از آتش» مفهوم مصراع اول بيت زير چيست؟ (سراسري 78)
مگر آتش تيز پيدا کند/ گنه کرده را زود رسوا کند

1 ) احتمال دارد که بزودي آتش سوزان را ببيند 2) امکان دارد که آتش ، حرارت و گره ي خويش را بازيابد 3) ستم گر ندادي تو بر من روا / به فرزند من ، دست بردن چرا 4) همه سوي دوزخ نهاديد روي / سپرديد دل ها به گفتار اوي  

10- مفهوم بيت «سراسر همه دشت بريان شدند / بر آن چهره خندانش گريان شدند»، در کدام گزينه آمده است؟ (سراسري 79)

1) آتش همه ي آن دشت و چمن را سوزانيد و چمنزارهاي شاداب به برهوت بدل گشتند 2) به خار آن دشت ، همه آزرده شدند و بر چهره هاي شاداب نشان قطره هاي اشک جاري شد3) همه ي موجودات صحرا در آتش سوختند و خنده ها به گريه و زاري بدل شد 4) همه ي مردم آن جا اندوهگين گشتند و به خاطر چهره ي شاداب او، اشک ريختند  

 11- با توجه به بيت «همان به کزين زشت کردار، دل / بشويم کنم چاره دل گسل «نقش دستوري کدام کلمه نادرست است؟ (سراسري79) 1) به : مسند 2) دل : نهاد 3) زشت کردار: متمم 4) همان: نهاد  

12- مقصود شاعر از «سياووش را کرد بايد درست» چيست؟(سراسري79)

1) سياووش را بايد به گناه خود متوجه کرد 2) سياووش بايد بي گناهي خود را ثابت کند 3) سياووش را بايد از اين کار بازداشت4) سياووش را بايد نابود کرد  

 13- همان به کزين زشت کردار دل / بشويم کنم چاره ي دل گسل ، يعني ... (سراسري80)

1) بهتر است که از اعمال پليد پيشين خود، توبه کنم و بدانها دل نبندم 2) شايسته است که درباره ي او بدي نکنم و از بدکاران دوري نکنم 3) سزاوار است که از اين دل بدخواه، دوري کنم و راه بهتري را پيشه سازم 4) بهتر است که از اين رفتار ناپسند، اجتناب کنيم و براي رفع مشکلم، چاره اي اساسي بکنم  

14- معني و مفهوم کدام گزينه درست است؟ (سراسري 81)

1) انجمن شدن : مقرر گشتن 2) تپش يافتن: ترديد کردن 3) در کتم عدم خفتن: غافل گشتن 3) نماز بردن: تعظيم کردن
15
- در بيت «وزان دختر شاه هاماوران / پرانديشه گشتي به ديگرکران» دختر شاه هاماوران کيست و معني «به ديگران کران» چيست؟ (سراسري81)
1) جزيره- سرزمين پهناور 2) سودابه- از سوي ديگر 3) کتايون- هرمکان 4) فرنگيس- از طرف ديگر
16
- در کدام بيت آزمايش چاره ي رهايي از بد گماني است؟ (سراسري 82)
1) كزين دو يکي گر شود نابکار / از اين پس که خواند مرا شهريار 2) چو خواهي که پيدا کني گفت گوي / ببايد زدن سنگ را بر سبوي 3) همان به کزين زشت کردار دل / بشويم کنم چاره ي دل گسل 4) چه گفت آن سپهدار نيکو سخن / که با بد دلي ، شهرياري مکن
17
- «مقصود از سياوش را کرد بايد درست» چيست؟ (آزاد 82)
1) سياوش بايد بي گناهي خود را ثابت کند 2) سياوش را بايد کيفر داد 3) سياوش را بايد درمان کرد 4) سياوش خود بايد اعتراف کند
18
- مفهوم بيت « چه گفت آن سپهدار نيکو سخن / که بابد دلي شهرياري مکن» شاعر فرمانروايان را از چه چيزي تخدير مي نمايد؟ (سراسري83) 1) سوء ظن 2) سوء تدبير 3) بد اخلاقي 4) بدرفتاري
19 - «سپردن» يعني ...( آزاد 83) 1) قدم زدن 2) مقاومت کردن 3) پايمال کردن 4) ايستادن  

20- در بيت «تا رفتنش ببينم و گفتنش بشنوم / از پاي تا به سر همه سمع و بصر شدم» چه آرايه اي وجود دارد؟ (آزاد 83)
1) لف و نشر2) اسلوب معادله 3) ايهام 4) تشخيص  

21- معني بيت «در بيابان گر به شوق کعبه خواهي زد قدم / سرزنش ها گر کند خار مغيلان غم مخور» با کدام گزينه متناسب است؟

1) نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجي / نتوان شبه تو گفتن که تو دور هم نيايي 2) از در درآمدي و من از خود به درشدم / گويي کز اين جهان به جهان دگر شدم 3) عشق را خواهي که تا پاي بري / بس که بپسنديد بايد ناپسند 4) لاله و گل زخمي خميازه اند/ عيش اين گلشن خماري بيش نيست  

  22- در عبارت و عرفان و اصطلاحات صوفيه به حوزه غزل راه مي يابد و در بين آثار متصور فارسي ،نمونه هاي برجسته اي از ادبيات غنايي در قالب تحميديه، هزل و شکوائيه به ظهور رسيده است» چند غلط املايي هست؟ (سراسر 75)

1) يک 2) دو 3) سه 4) چهار  

  23- در کدام مصراع حرف «که» معادل کلمه «اگر» آمده است؟ (آزاد 76)

1) مکن کاري که بر پا سنگت آيو 2) بس که بپسنديد بايد ناپسند 3) عشق را خواهي که تا پايان بري 4) تو پنداري که بر هرزه است اين ايوان چون مينا  

  24- وصف شور عاشقانه و و جود عارفانه و لحظه هاي هجرا وصل، در اشعار کدام دو شاعر، بيشتر جلوه گر است؟ (سراسري 77)

1) حافظ و مولانا 2) عنصري و منوچهري 3) فرخي و ملک الشعراي بهار 4) توپنداري که بر هرزه است اين ايوان چون مينا  

 25- نمونه هاي معروف و موفق «ساقي نامه» را کدام گروه از شاعران زير سروده اند؟ (سراسري 78)

1) خاقاني- فرخي يزدي- مسعود سعد سلمان 2) عطار- مولوي- سنايي 3) نظامي- حافظ- رضي الدين آرتيماني
4) رودکي- سعدي- خاقاني  

  26- فرامرز بن خداداد ارجاني مؤلف کدام اثر داستاني است؟ (سراسري 78)

1) بختيار نامه 2) سمک عيار 3) سندبادنامه 4) هزار و يک شب  

27- مؤلف «راحه الارواح يا بختيار نامه » کيست؟ (سراسري 78)

1) تعايقي مروزي 2) ضياء نخشبي 3) ظهيري سمرقندي 4) فرامز بن خداداد  

28- سروده هاي کدام گروه از شاعران زير را مي توان از نمونه هاي موفق «ساقي نامه» به شمار آورد؟ (سراسري 78)

1) اتوري- عبيد زاکاني 2) حافظ- رضي الدين آريتماني 3) خاقاني- محتشم کاشاني 4) منوچهري- فرخي سيستاني  

29- مفهوم بيت «عشق را خواهي که تا پايان بري / بس که بپسنديد بايد ناپسند» با کدام بيت قرابت معنايي دارد؟ (آزاد 78)

1) آن چه بر نفس خويش نپسندي / نيز بر نفس ديگران مپسند 2) در بيابان گر به شوق کعبه خواهي زد قدم / سرزنش ها گر کند خارمغيلان غم مخور 3) هر آن چيز کانت نيايد پسند/ تن دوست داشتن بدان در منبر 4) گرچه منزل بس خطرناک است و قصد بس بعيد/ هيچ راهي نيست که آن را نيست پايان غم مخور  

30- در مصراع «عشق او باز اندر آوردم به بند» چه نقشي دارد؟ (آزاد 78)

1)مفعول 2) فاعل 3) نهاد 4) مسند  

31- مناسب ترين کلمه ها براي تکميل عبارت زير، به ترتيب در کدام گزينه آمده است؟ در دو غزل حافظ، مسايل اجتماعي که با بياني .... و بر اساس «...» گسترده و اجتماعي شاعر مطرح مي شود، با مسايل خصوصي به هم مي آميز و در يک زمينه کلي .... سير مي کند». (آزاد 79)

1) حماسي- عرفان- اجتماعي 2) عرفاني- ين- تعليمي 3) غنايي- عرفاني- حماسي 4) غنايي- من- عرفاني  

  32- شروع رشد وباروري اشعار عاشقانه را در تغزلات کدام شاعر بايد جست و جو کرد؟ (آزاد 80)

1) سنايي 2) نظامي 3) حافظ 4) رودکي  

 33- در هر گزينه به جز گزينه ي ... نام يکي از شاعراني که نمونه هاي موفق شعر غنايي از نوع مديحه سرايي دارند ذکر شده است.(سراسري 81) 1) انوري 2) عنصري 3) منوچهري 4) ناصرخسرو  

  34- در کدام گزينه عنوان اثري از «ضياء بخشي» عبدالطيف طسوجي ، علي بن عثمان حلالي هجويري و اوحدي» به ترتيب آمده است؟ (سراسري 82)

) هزار و يک شب، طوطي نامه ، جام جم، کشف العجوب 2) طوطي نامه ، کشف المحجوب، هزار و يک شب ، جام جم 3) طوطي نامه ، هزار و يک شب، کشف العجوب ، جام جم 4) طوطي نامه، هزار و يک شب ، جام جم ، کشف العجوب
35- کدام اثر در حوزه ي اشعار «غنايي- تعليمي» قرار دارد؟ (آزاد 82)
1) گلشن راز 2) غزليات حافظ 3) دانش نامه مسيري 4) منظومه ي حاج ملاهادي سبزواري
94- معناي کدام واژه درست است؟ (آزاد 83) 1) فند: هنر2) دژم : دشمني 3) استنکاف : خوار شمردن 4) توسني : سرکشي  
36- املاي چند کلمه در عبارت «به دار ظيف اميري از امراي .... نزول کردم، سياهي ديدم مغلول و مسلسل مرا گفت: اين غلامي است حادي که صوتي خوش دارد» غلط است؟ (سراسري 75) 1 ) يک 2) دو 3) سه 4) چهار  

 37- در « مر اکرام ضيف را امير بيامد» يعني .... (آزاد 77)

1) براي بزرگ داشت ميهمان ، امير آمد 2) هنگام گرامي داشت ميهمان، امير آمد 3) امير آمد و مرا به ميهمان معرفي کرد
3) ميهمان مرا گرامي داشت تا امير آمد
 

38- مفهوم عبارت «قصد کردم تا او را به شفاعت بخواهم از امير» کدام است؟ (سراسري 78)

1) تصميم گرفتم که امير را به ميانجي گري خود برانگيزم 2) خواستم با ميانجيگري او را از بند حاکم برهانم
3) مايل شدم ميانجي گري او را به خاطر حاکم بپذيرم 4) نيت کردم او را براي ميانجي گري از حاکم تشويق کنم
 

 39- معني کدام عبارت ، در برابر آن نادرست مطرح شده است؟ (سراسري 78)

1) به دار ضيف اميري از امراي حي نزول کردم: به مهمان خانه يکي از اميران قبايل عرب فرود آمدم
2) تو را بر همه ي چيزها حاکم است تا در ضيافت مايي : تا وقتي که مهمان مايي ، به هر کاري مختاري
3) سياهي ديدم مغلول و مسلسل بر در خيمه افکنده اندر آفتاب: متوجه شدم که نابکاري را در هنگام روز، در درون چادري به زنجير کشيده اند. 4) مرا به ملک تو حاجتي نيست، اين غلام را در کار من کن : من به ملک تو نيازي ندارم، اين غلام را به خاطر من ببخشاي».
 

40- مؤلف «کشف المحجوب» کيست و به کدام قرن منسوب است؟ (سراسري 79)

11) منوچهري دامغاني - پنجم 2) عبدالرحمن جامي- نهم 3) سعدالدين وارويني- هفتم 3) علي بن عثمان هجويري- پنجم  

 

 

 

به نام خدا

زبان و ادبيات فارسي (1)پيش دانشگاهي–آبان88 نام ونام خانوادگی

 1- مفهوم کدام گزينه، با گزينه هاي ديگر متفاوت است؟ (سراسري 75)

1) شده بر بدي دست ديوان دراز/ ز نيکي نبودي سخن جز به راز. 2) نهان گشت آئين فرزانگان / پراگنده شد نام ديوانگان 3) يکي شادماني بداندر جهان/ ميان كهان و ميان مهان4) هنر خوار شد، جادوي ارجمند/ نهان راستي ، آشکارا گزند  

2- «آتش » در کدام گزينه نقش فاعلي دارد؟ (سراسري 75)

1) اگر کوه آتش بود بسپرم / از اين تنگ خوار است اگر بگذرم 2) چو او را بديدند بر خاست غو/ که آمد ز آتش برون شاه نو 3) زمين گشت روشن تر از آسمان / جهاني خروشان و آتش،دمان 4) مگر کاتش تيز پيدا کند/ گنه کرده را زود رسوا کند  

3- مصراع «همي خاک نعلش برآمد بر ماه» بيانگر کدام مفهوم است؟ (آزاد 76)

1) سرعت 2) تيرگي 3) عروج 4) شهرت  

 4- معني «يکي تازيي بر نشسته سياه » چيست؟(آزاد 76)

1) عربي بر يک اسب سياه نشسته بود 2) بر يک اسب سياه عربي نشسته بود 3) مرد سياهي ، بر يکي اسب تازي نشسته بود 4) کسي با عربي بر اسب سياهي نشسته بود  

 5- کلمه ي «دشت» در مصراع «سراسر همه داشت بريان شدند» ، با کدام صنعت ادبي مطابقت دارد؟ (آزاد 76)

1) ايهام 2) مجاز 3) کنايه 4) حقيقت  

6- مفهوم بيت «چوخواهي که پيدا کني گفت و گوي / ببايد زدن سنگ را بر سبوي» کدام است؟(سراسري 78)

1) اگر دوست داري که از تو بدگويي کنند، لازم است که اين خطر را به جان بپذيري 2) اگر مي خواهي که حقيقت آشکار شود، بايد به آزمايش وامتحان بپردازي 3) چنانچه مي خواهي در اين زمينه سخن بگويي، شايسته است که جديت بيشتري از خود نشان بدهي 4) چنانچه از بدگويي ديگران آزرده اي ، بايد با آنان به بحث و مناظره بنشيني  

7- واژه «دشت» در همه ي ابيات زير، به جز بيت ... داراي آرايه ي «مجاز» است. (سراسر 78)

1) يکي دشت با ديدگان پر زخون / که تا او کي آيد ز آتش برون 2) نهادند بر دشت هيزم دو کوه / جهاني نظاره شده هم گروه 3) سواران لشکر برانگيختند/ همه دشت پيشش درم ريختند 4) سراسر هه دشت بريان شدند/ برآن چهره خندانش گريان شدند  

8- در بيت (سراسر همه دشت بريان شدند / بر آن چهر خندانش ، گريان شدند) کدام صنعت و آرايه ي ادبي وجود ندارد؟ (سراسري 78) 1) جناس 2) مجاز 3) تضاد 4) تشبيه  

9- با توجه به داستان «گذر سياوش از آتش» مفهوم مصراع اول بيت زير چيست؟ (سراسري 78)
مگر آتش تيز پيدا کند/ گنه کرده را زود رسوا کند

1 ) احتمال دارد که بزودي آتش سوزان را ببيند 2) امکان دارد که آتش ، حرارت و گره ي خويش را بازيابد 3) ستم گر ندادي تو بر من روا / به فرزند من ، دست بردن چرا 4) همه سوي دوزخ نهاديد روي / سپرديد دل ها به گفتار اوي  

10- مفهوم بيت «سراسر همه دشت بريان شدند / بر آن چهره خندانش گريان شدند»، در کدام گزينه آمده است؟ (سراسري 79)

1) آتش همه ي آن دشت و چمن را سوزانيد و چمنزارهاي شاداب به برهوت بدل گشتند 2) به خار آن دشت ، همه آزرده شدند و بر چهره هاي شاداب نشان قطره هاي اشک جاري شد3) همه ي موجودات صحرا در آتش سوختند و خنده ها به گريه و زاري بدل شد 4) همه ي مردم آن جا اندوهگين گشتند و به خاطر چهره ي شاداب او، اشک ريختند  

 11- با توجه به بيت «همان به کزين زشت کردار، دل / بشويم کنم چاره دل گسل «نقش دستوري کدام کلمه نادرست است؟ (سراسري79) 1) به : مسند 2) دل : نهاد 3) زشت کردار: متمم 4) همان: نهاد  

12- مقصود شاعر از «سياووش را کرد بايد درست» چيست؟(سراسري79)

1) سياووش را بايد به گناه خود متوجه کرد 2) سياووش بايد بي گناهي خود را ثابت کند 3) سياووش را بايد از اين کار بازداشت4) سياووش را بايد نابود کرد  

 13- همان به کزين زشت کردار دل / بشويم کنم چاره ي دل گسل ، يعني ... (سراسري80)

1) بهتر است که از اعمال پليد پيشين خود، توبه کنم و بدانها دل نبندم 2) شايسته است که درباره ي او بدي نکنم و از بدکاران دوري نکنم 3) سزاوار است که از اين دل بدخواه، دوري کنم و راه بهتري را پيشه سازم 4) بهتر است که از اين رفتار ناپسند، اجتناب کنيم و براي رفع مشکلم، چاره اي اساسي بکنم  

14- معني و مفهوم کدام گزينه درست است؟ (سراسري 81)

1) انجمن شدن : مقرر گشتن 2) تپش يافتن: ترديد کردن 3) در کتم عدم خفتن: غافل گشتن 3) نماز بردن: تعظيم کردن
15
- در بيت «وزان دختر شاه هاماوران / پرانديشه گشتي به ديگرکران» دختر شاه هاماوران کيست و معني «به ديگران کران» چيست؟ (سراسري81)
1) جزيره- سرزمين پهناور 2) سودابه- از سوي ديگر 3) کتايون- هرمکان 4) فرنگيس- از طرف ديگر
16
- در کدام بيت آزمايش چاره ي رهايي از بد گماني است؟ (سراسري 82)
1) كزين دو يکي گر شود نابکار / از اين پس که خواند مرا شهريار 2) چو خواهي که پيدا کني گفت گوي / ببايد زدن سنگ را بر سبوي 3) همان به کزين زشت کردار دل / بشويم کنم چاره ي دل گسل 4) چه گفت آن سپهدار نيکو سخن / که با بد دلي ، شهرياري مکن
17
- «مقصود از سياوش را کرد بايد درست» چيست؟ (آزاد 82)
1) سياوش بايد بي گناهي خود را ثابت کند 2) سياوش را بايد کيفر داد 3) سياوش را بايد درمان کرد 4) سياوش خود بايد اعتراف کند
18
- مفهوم بيت « چه گفت آن سپهدار نيکو سخن / که بابد دلي شهرياري مکن» شاعر فرمانروايان را از چه چيزي تخدير مي نمايد؟ (سراسري83) 1) سوء ظن 2) سوء تدبير 3) بد اخلاقي 4) بدرفتاري
19 - «سپردن» يعني ...( آزاد 83) 1) قدم زدن 2) مقاومت کردن 3) پايمال کردن 4) ايستادن  

20- در بيت «تا رفتنش ببينم و گفتنش بشنوم / از پاي تا به سر همه سمع و بصر شدم» چه آرايه اي وجود دارد؟ (آزاد 83)
1) لف و نشر2) اسلوب معادله 3) ايهام 4) تشخيص  

21- معني بيت «در بيابان گر به شوق کعبه خواهي زد قدم / سرزنش ها گر کند خار مغيلان غم مخور» با کدام گزينه متناسب است؟

1) نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجي / نتوان شبه تو گفتن که تو دور هم نيايي 2) از در درآمدي و من از خود به درشدم / گويي کز اين جهان به جهان دگر شدم 3) عشق را خواهي که تا پاي بري / بس که بپسنديد بايد ناپسند 4) لاله و گل زخمي خميازه اند/ عيش اين گلشن خماري بيش نيست  

  22- در عبارت و عرفان و اصطلاحات صوفيه به حوزه غزل راه مي يابد و در بين آثار متصور فارسي ،نمونه هاي برجسته اي از ادبيات غنايي در قالب تحميديه، هزل و شکوائيه به ظهور رسيده است» چند غلط املايي هست؟ (سراسر 75)

1) يک 2) دو 3) سه 4) چهار  

  23- در کدام مصراع حرف «که» معادل کلمه «اگر» آمده است؟ (آزاد 76)

1) مکن کاري که بر پا سنگت آيو 2) بس که بپسنديد بايد ناپسند 3) عشق را خواهي که تا پايان بري 4) تو پنداري که بر هرزه است اين ايوان چون مينا  

  24- وصف شور عاشقانه و و جود عارفانه و لحظه هاي هجرا وصل، در اشعار کدام دو شاعر، بيشتر جلوه گر است؟ (سراسري 77)

1) حافظ و مولانا 2) عنصري و منوچهري 3) فرخي و ملک الشعراي بهار 4) توپنداري که بر هرزه است اين ايوان چون مينا  

 25- نمونه هاي معروف و موفق «ساقي نامه» را کدام گروه از شاعران زير سروده اند؟ (سراسري 78)

1) خاقاني- فرخي يزدي- مسعود سعد سلمان 2) عطار- مولوي- سنايي 3) نظامي- حافظ- رضي الدين آرتيماني
4) رودکي- سعدي- خاقاني  

  26- فرامرز بن خداداد ارجاني مؤلف کدام اثر داستاني است؟ (سراسري 78)

1) بختيار نامه 2) سمک عيار 3) سندبادنامه 4) هزار و يک شب  

27- مؤلف «راحه الارواح يا بختيار نامه » کيست؟ (سراسري 78)

1) تعايقي مروزي 2) ضياء نخشبي 3) ظهيري سمرقندي 4) فرامز بن خداداد  

28- سروده هاي کدام گروه از شاعران زير را مي توان از نمونه هاي موفق «ساقي نامه» به شمار آورد؟ (سراسري 78)

1) اتوري- عبيد زاکاني 2) حافظ- رضي الدين آريتماني 3) خاقاني- محتشم کاشاني 4) منوچهري- فرخي سيستاني  

29- مفهوم بيت «عشق را خواهي که تا پايان بري / بس که بپسنديد بايد ناپسند» با کدام بيت قرابت معنايي دارد؟ (آزاد 78)

1) آن چه بر نفس خويش نپسندي / نيز بر نفس ديگران مپسند 2) در بيابان گر به شوق کعبه خواهي زد قدم / سرزنش ها گر کند خارمغيلان غم مخور 3) هر آن چيز کانت نيايد پسند/ تن دوست داشتن بدان در منبر 4) گرچه منزل بس خطرناک است و قصد بس بعيد/ هيچ راهي نيست که آن را نيست پايان غم مخور  

30- در مصراع «عشق او باز اندر آوردم به بند» چه نقشي دارد؟ (آزاد 78)

1)مفعول 2) فاعل 3) نهاد 4) مسند  

31- مناسب ترين کلمه ها براي تکميل عبارت زير، به ترتيب در کدام گزينه آمده است؟ در دو غزل حافظ، مسايل اجتماعي که با بياني .... و بر اساس «...» گسترده و اجتماعي شاعر مطرح مي شود، با مسايل خصوصي به هم مي آميز و در يک زمينه کلي .... سير مي کند». (آزاد 79)

1) حماسي- عرفان- اجتماعي 2) عرفاني- ين- تعليمي 3) غنايي- عرفاني- حماسي 4) غنايي- من- عرفاني  

  32- شروع رشد وباروري اشعار عاشقانه را در تغزلات کدام شاعر بايد جست و جو کرد؟ (آزاد 80)

1) سنايي 2) نظامي 3) حافظ 4) رودکي  

 33- در هر گزينه به جز گزينه ي ... نام يکي از شاعراني که نمونه هاي موفق شعر غنايي از نوع مديحه سرايي دارند ذکر شده است.(سراسري 81) 1) انوري 2) عنصري 3) منوچهري 4) ناصرخسرو  

  34- در کدام گزينه عنوان اثري از «ضياء بخشي» عبدالطيف طسوجي ، علي بن عثمان حلالي هجويري و اوحدي» به ترتيب آمده است؟ (سراسري 82)

) هزار و يک شب، طوطي نامه ، جام جم، کشف العجوب 2) طوطي نامه ، کشف المحجوب، هزار و يک شب ، جام جم 3) طوطي نامه ، هزار و يک شب، کشف العجوب ، جام جم 4) طوطي نامه، هزار و يک شب ، جام جم ، کشف العجوب
35- کدام اثر در حوزه ي اشعار «غنايي- تعليمي» قرار دارد؟ (آزاد 82)
1) گلشن راز 2) غزليات حافظ 3) دانش نامه مسيري 4) منظومه ي حاج ملاهادي سبزواري
۳۵- معناي کدام واژه درست است؟ (آزاد 83) 1) فند: هنر2) دژم : دشمني 3) استنکاف : خوار شمردن 4) توسني : سرکشي  
36- املاي چند کلمه در عبارت «به دار ظيف اميري از امراي .... نزول کردم، سياهي ديدم مغلول و مسلسل مرا گفت: اين غلامي است حادي که صوتي خوش دارد» غلط است؟ (سراسري 75) 1 ) يک 2) دو 3) سه 4) چهار  

 37- در « مر اکرام ضيف را امير بيامد» يعني .... (آزاد 77)

1) براي بزرگ داشت ميهمان ، امير آمد 2) هنگام گرامي داشت ميهمان، امير آمد 3) امير آمد و مرا به ميهمان معرفي کرد
3) ميهمان مرا گرامي داشت تا امير آمد
 

38- مفهوم عبارت «قصد کردم تا او را به شفاعت بخواهم از امير» کدام است؟ (سراسري 78)

1) تصميم گرفتم که امير را به ميانجي گري خود برانگيزم 2) خواستم با ميانجيگري او را از بند حاکم برهانم
3) مايل شدم ميانجي گري او را به خاطر حاکم بپذيرم 4) نيت کردم او را براي ميانجي گري از حاکم تشويق کنم
 

 39- معني کدام عبارت ، در برابر آن نادرست مطرح شده است؟ (سراسري 78)

1) به دار ضيف اميري از امراي حي نزول کردم: به مهمان خانه يکي از اميران قبايل عرب فرود آمدم
2) تو را بر همه ي چيزها حاکم است تا در ضيافت مايي : تا وقتي که مهمان مايي ، به هر کاري مختاري
3) سياهي ديدم مغلول و مسلسل بر در خيمه افکنده اندر آفتاب: متوجه شدم که نابکاري را در هنگام روز، در درون چادري به زنجير کشيده اند. 4) مرا به ملک تو حاجتي نيست، اين غلام را در کار من کن : من به ملک تو نيازي ندارم، اين غلام را به خاطر من ببخشاي».
 

40- مؤلف «کشف المحجوب» کيست و به کدام قرن منسوب است؟ (سراسري 79)

11) منوچهري دامغاني - پنجم 2) عبدالرحمن جامي- نهم 3) سعدالدين وارويني- هفتم 3) علي بن عثمان هجويري- پنجم  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



تاريخ : دوشنبه چهارم آبان ۱۳۸۸ | ۲۰:۳۶ بعد از ظهر | نویسنده : |

ای نام تو بهترین سر آغاز

 

آزمون ادبیات فارسی 1     نام ونام خانوادگی :                      دبیرستان صادق آل محمد(ص) وردنجان 

مدت آزمون : 40 دقیقه             تاریخ : 4/ 8 /88

 

الف ) – بیت ها وعبارت های زیر را به نثر روان برگردانید : 6 نمره

1- قطره ي علم است اندر جان من               وارهانش از هوا و ز خاك تن

2- بکوشیم وفرجام کار آن بود                     که فرمان ورای جهان بان بود

3- چو سهراب شير اوژن او را بديد               ز باد جواني دلش بر دميد

5-   ای خدا، ای فضل تو حاجت روا                با تو یاد هیچکس نبود روا

6-   بدو گفت ارایدون که رستم تویی             بکشتی مرا خیره از بدخویی

7- هر آن كه از روي ناداني نه او را گزيد ، گزند او ناچار بدو رسيد .

8- پادشاهی اوراست در خورنده.

9-از آن پس بسازید سهراب را                  ببندید یک شب بر او خواب را

10- همی خواست پیروزی ودستگاه            نبود آگه از بخشش هور وماه

 

5/

5/

5/

75/

75/

5/

5/

1

1

ب )- درک مطلب : 4نمره  (  هرمورد 5/ نمره )

با توجه به بیت های زیر ، به پرسشهای ( 1 تا 8) پاسخ دهید .   ( هر مورد 5/0 نمره دارد.)

چو رستم زدست وی آزاد شد                         به سان یکی تیغ پولاد شد

خرامان بشد سوی آب روان                         چنان چو شده باز جوید روان

بخورد آب وروی و سر و تن بشست              به پیش جهان آفرین شد نخست

همی خواست پیروزی و دستگاه                   نبود آگه از بخشش هور و ماه

وز آن آب چو شد به جای نبرد                      پراندیشه بودش دل و روی زرد

چو سهراب شیر اوژن او را بدید                   زباد جوانی دلش بر دمید

1-     رستم پس از رهایی از دست سهراب چه کرد ؟

2-     مقصود از « بخشش هور و ماه » چیست ؟

3-     مفهوم مصراع « زباد جوانی دلش بر دمید » را بنویسید .

4-     مقصود از « روی زرد شدن » چیست ؟

5-     رستم از خداوند چه درخواست کرد ؟

6-     تفاوت معنایی « روان » را توضیح دهید .

7-     منظور از « پر اندیشه بودن دل » چیست ؟

      8-     مصراع « به سان یکی تیغ پولاد شد » را توضیح دهید .

 

 

 

 

 

 

ج )  واژگان مشخص  را معنی کنید : 2 نمره  ( هرمورد 25/  )

1- روزي رستم براي شكار به نخجير گاهي  نزديك مرز توران روي نهاد.

2- ز تن خون و خوي  را فرو ريختند .   3-. بخشندگی و بخشایندگی او را ستوده .

4- زمانه بیامد نبودش توان .5- تورا خواست کردن همی خواستار . 6- چو بشنید رستم سرش خیره گشت . 7- خواستن جز از او نیست خوش گوار . 8- تو پور گو پیلتن رستمی

 

 

د) دانش های ادبی  3نمره :    ( هرسوال  5/نمره  )

1- تعريف زير كدام قالب شعري را معرفي مي كند ؟

« چند بيت هموزن كه مصراع هاي زوج آن ها هم قافيه است . »

2-   نام صاحبان اين آثار را بنويسيد .

قسمت های شاهنامه :                        تاريخ جهانگشا :      

3- قافیه وردیف را در بیت زیر مشخص کنید :

     چوخندان شد وچهره شاداب کرد          ورا نام تهمینه سهراب کرد

4- تشبیه را با مثال تعریف کنید ؟

 5- تفاوت غزل وقصیده در چیست ؟

6-نماد ولطیفه ادبی را تعریف کنید ؟

 

ه) خود ازمایی   4 نمره 

1- معنی واژه ی  « سربداد » در بیت :   « دلیر جوان سر به گفتار پیر    بداد وببود این سخن دل بذیر»   چیست ؟

2- در بیت زیر گوینده در چه صورتی غم واندوه نخواهد داشت ؟

                  گرهزاران دام باشد هر قدم       چون تو با مایی نباشد هیچ غم  

3ـ مصراع « زمانه بيامد نبودش توان » يعني چه ؟

4- مثنوي معنوي را چه كسي و در چند دفتر سروده است ؟

5- با توجه به مصراع  :« به گردان لشکر سپهدار گفت »  مقصود از :« سپهدار و گردان لشکر » چه کسانی هستند؟

6-به چه نوع ابیاتی موقوف المعانی می گویند ؟

7- ویزگی های حماسه را نام ببرید ؟

 

 

 



تاريخ : دوشنبه چهارم آبان ۱۳۸۸ | ۲۰:۳۴ بعد از ظهر | نویسنده : |

به نام خدا آزمون ادبیات فارسی تخصصی انسانی مهرماه88 نام ونام خانوادگی :

الف) عبارت های زیر را به فارسی روان معنی کنید :

1-    خداوندی که در ذاتش علل نیست / جهانداری که در ملکش خلل نیست

2-    یتیمی را حبیب خویش خوانده  / زادنایش به او ادنی رسانده

3-    یتیمی که ناکرده قرآن درست / کتب خانه ی چند ملت بشست

4-    چو صیتش در افواه عالم فتاد / تزلزل در ایوان کسری فتاد

5-    بدو گفت سالار بیت الحرام / که ای حامل وحی برتر خرام

6-    خدایت ثنا گفت وتبجیل کرد / زمین بوس قدر تو جبریل کرد

7-    امام رسل پیشوای سبیل / امین خدا مهبط جبرییل

8-    ورا هوش در زاولستان بود / به دست تهم پور دستان بود

9-    که رستم زدست جوانی بخست / به زاول شده دست او را ببست

10-                       چو او ازکمان تیر بگشاد شست / تن رستم ورخش جنگی بخست

11-                       همان رخش رخشان سوی خانه شد  / چنین با خداوند بیگانه شد

12-                       بترس از جهاندار یزدان پاک / خرد را مکن با دل اندر مغاک

13-                       به باد افره این گناهم مگیر / تویی آفریننده ماه وتیر

14-                       که چندین بچیچم که اسفندیار / مگر سربپیچاند از کارزار

ب)لغات مشخص شده را به ترتیب معنی کنید

1-               2 -                    3-              4-             5-                   6-           

7-                  8-                   9-              10-

ج) به پرسش ها به طور کامل پاسخ دهید :

1-    بیت هایی را که در آن ها تلمیح به کار رفته است نوشته تلمیح مورد نظر را بنویسید

2-    چرا رستم در این داستان تن به جنگ نمی دهد ؟

3-    براعت استهلال چیست آن را توضیح دهید ؟

4-    موضوع کتاب گلستان سعدی چیست ؟

5-    تحمیدیه در لغت واصطلاح به چه معنی است ؟

6-    خواجوی کرمانی وآثارش را به طور کامل معرفی کنید؟

 

 

 

 



تاريخ : دوشنبه چهارم آبان ۱۳۸۸ | ۲۰:۳۳ بعد از ظهر | نویسنده : |

به نام خدا

زبان و ادبيات فارسي (1)پيش دانشگاهي    –مهر88 نام ونام خانوادگی

1- در بيت «هر که جز ماهي ز آبش سير شد/ هر که بي روزيست روزش دير شد». مفهوم «دوست» ، «ماهي» ، و «آب» به ترتيب در کدام گزينه آمده است؟ (سراسري 75) 1) عاشق – عشق 2) عارف – عقل 3) قانع – قناعت 4) معشوق – معرفت  

2 - کلمه ي «جان » در بيت تن زجان و جان ز تن مستور نيست / ليک کس را ديد جان دستور نيست . » در کدام نقش بکار نرفته است؟ (سراسري 75)          1) مسند   2) نهاد   3) متمم    4) مضاف اليه  

  3- بيت « تن زجان و جان ز تن مستور نيست / ليک کس را ديد جان دستور نيست» تکرار و تأکيد کدام بيت است ؟

 (آزاد 72)

1) سر من از ناله من دور نيست / ليک چشم و گوش را آن نور نيست

2) هر کسي کاو دور ماند از اصل خويش / باز جويد روزگار وصل خويش     

3) آتش است اين بانگ ناي و نيست باد / هر که اين آتش ندارد، نيست باد    

4) محرم اين هوش جز بي هوش نيست / مرزبان را مشتري جز گوش نيست

4- کدام بيت مولوي با نظر «گوته» در بيت زير مطابقت دارد؟ (سراسري 77)
«حافظا، مي خواهم هيچ کلامي را دوبار در قافيه نياورم، مگر آنکه با ظاهري يک سان معنايي جداگانه داشته باشد»

1) هر کسي کاو دور ماند از اصل خويش / باز جويد روزگار وصل خويش

 2) روزها گر رفت، گو ناي رو باک نيست/ تو بمان اي آنکه چون تو پاک نيست

 3) آتش است اين بانگ وفاي و نيست باد / هر که اين آتش ندارد نيست باد

 4) تن زجان و جان زن تن مستور نيست / ليک کس را ديد جان دستور نيست  

5- فعل هاي بيت «ني حديث راه پرخون مي کند/ قصه هاي عشق مجنون مي کند» کدامند؟(آزاد 77)

1) پر خون مي کند، مجنون مي کند 2) حديث مي کند، قصه مي کند 3) حديث مي کند، مي کند 4) مي کند، مي کند

 6- کدام گزينه از بيت «محرم اين هوش جز بي هوش نيست/ مرزبان را مشتري جز گوش نيست» فهميده مي شود؟ (سراسري 78)

1) گوش براي ادراک سخنان زبان مناسب نيست 2) حقيقت شعشق را تنها عاشق در مي يابد

      3) هيچ کس توان درک حقيقت را ندارد          4) عاشق حقيقي پيوسته از بيان راز درون خود ، عاجز نيست  

7- کدام گزينه را مي توان بيش از ديگر موارد، از نمونه هاي عالي و با شکوه تحميديه و مناجات ها در ادب فارسي به حساب آورد؟ (سراسري 78)

1) ثنا و سپاس و نيايش جلال الدين مولوي در مثنوي معنوي. 2) ستايش ها و نيايش هاي شاهنامه از زبان رستم در لحظه هاي حساس پيکار و نبرد3) مناجات ها و نيايش هاي لطيف و زيباي نظامي در مثنوي هاي وي. 4) نيايش هاي شور انگيز وحشي بافقي در آغاز منظومه ي شيرين و فرهاد  

8- کلمه ي «جان» در بيت «تن ز جان و جان ز تن مستور نيست / ليک کس را ديد جان دستوري نيست» در کدام نقش دستور نيامده است؟ (سراسري 78)        1) متمم 2) نهاد 3) مضاف اليه 4) مفعول

 9- بيت «تن ز جان و جان ز تن مستور نيست/ ليک کس را ديد جان دستور نيست» تکرار و تأکيد کدام بيت است؟( آزاد 78)1) محرم اين هوش جز بي هوش نيست/ مرزبان را مشتري جز گوش نيست 2) هر کسي از ظن خود شد يار من / از درون من نجست اسرار من 3) سر من از ناله من دور نيست / ليک چشم و گوش را آن نور نيست 4) جان و دل را طاقت آن جوش نيست / با که گويم، در جهان يک گوش نيست

 10- بيت «هر کسي کاو دور ماند از اصل خويش / باز جويد روزگار وصل خويش » با کدام بيت ارتباط معنايي نزديکي دارد؟( آزاد 78) 1) هر کسي از ظن خود شد يار من / از درون من نجست اسرار من 2) هر که آيد به جهان ز اهل فنا خواهد شد / آن که پاينده و باقي است خدا خواهد بود 3) هر که آمد در جهان پر زشور/ عاقبت مي بايدش رفتن به گور 4) ما ز درياييم و دريا مي رويم / ما ز بالائيم و بالا مي رويم

  11- مصراع «هر که بي روزي است روزش دير شد» با کدام گزينه تناسب معنايي دارد؟ (آزاد 78)

1) هر که پايان بين تر،او مسعودتر 2) هر که روزي بزاد و روزي بميرد 3) روز اميد بس دراز بود  4) کسي را که کاهل بود گنج نيست

12- در کدام گزينه متضاد وجود ندارد؟ (سراسري 79)

1) من به هر جمعيتي نالان شدم /جفت بد حالان و خوش حالان شدم

2) در نيابد حال پخته هيچ خام / پس سخن کوتاه بايد والسلام

3) همچون ني زهري و ترياقي که ديد /همچو ني دمساز و مشتاقي که ديد

 4) سينه خواه شرحه شرحه از فراق / تا بگويم شرح درد اشتياق  

13- کدام بيت نمايانگر اين مفهوم است. «ني هم زهر است و هم پادزهر»؟(آزاد 79)

1) همچو ني زهري و ترياقي که ديد / همچو ني دمساز و مشتاقي که ديد 2) آتش است اين بانگ ناي و نيست باد / هر که اين آتش ندارد، نيست باد 3) ني حديث راه پرخون مي کند/ قصه هاي عشق مجنون مي کند 4) ني حريف هر که از ياري بريد / پرده هايش پرده هاي ما،دريد  

14- در مصرع «محرم اين هوش جز بي هوش نيست» مقصود شاعر از «بي هوش» کيست؟ (آزاد 79)

1) معشوق 2) بي خرد 3) عاشق 4) بي توجه

15- معناي مصرع، «محرم اين هوش جز بي هوش نيست» کدام گزينه است؟ (آزاد 80)
1) افرادي هوش بهره اي از عشق ندارند 2) عاشق هم به حقيقت عشق دست نمي يابد 3) تنها عاشقان محرم اسرار خدانيد 4) فقط شوريدگان ، حقيقت عشق را در مي يابند

16- مصراع «ني» حريف هر که از ياري بريد» با کدام مفهوم معادل است؟(آزاد 80)
1) نغمه هاي ني همدم هر عاشق هجران ديده است 2) نغمه هاي ني به عاشق هجران ديده آرامش نمي بخشد
3) آواي ني، داغ عشق را تازه مي کند 4) نغمه ي ني ، گل عشق را در دل عاشق مي پژمرد

17- مفهوم بيت : « سينه خواهم شرحه شرحه از فراق / تا بگويم شرح درد اشتياق» کدام است؟ (آزاد 80)

1) دل دردمندان ، مشتاق ديدار معشوق است2) کسي درد فراق را درک مي کند که از درد اشتياق فارغ باشد
3) براي بيان درد فراق آرزومند ديدار معشوقم 4) هجران کشيده اي مي خواهم تا درد آرزومندي وصال خود را بيان کنم

18- در همه ي ادبيات به جز بيت ... کلمه اي وجود دارد که به شيوه نمادين و تمثيلي بر عاشق و عارف واصل دلالت مي کند(سراسري 81)
1) در نيابدحال پخته هيچ خام / پس سخن کوتاه بايد والسلام 2) سينه خواهم شرحه شرحه از فراق / تا بگويم شرح درد اشتياق 3) محرم اين هوش جز بي هوش نيست/ مرزبان را مشتري جز گوش نيست 4) هر که جز ماهي ز آبش سير شد / هر که بي روزي است روزش دير شد

19- مفهوم بيت « سرمن از ناله من دور نيست / ليک کس را ديد جان دستور نيست» با کدام گزينه متناسب است؟ (سراسري 81)
1) حال من اکنون برون از گفتن است / اين چه مي گويم نه احوال من است 2) اي گل فروش ، گل چه فروشي به جاي سيم / وز گل عزيزتر چه ستاني به سيم گل3) گفت آن يار کزو گشت سردار بلند / جرمش اين بود که اسرار هويدا مي کرد 4) رنگين سخنان در سخن خويش نهان اند / از نکهت خود نيست به هر حال جدا گل

20- معناي کدام کلمه نادرست است؟ (آزاد 83)
1) نفير: نفرت و بيزاري 2) نزهت : خوشي و خرمي 3)قوت : خوردني اندک 3) مورب : کج

21- در کدام گزينه آرايه ي «جناس» به کار رفته است؟ (آزاد 83)
1) هر کسي از ظن خود شد يار من / از درون من نجست اسرار من 2) تن ز جان و جان ز تن مستور نيست / ليک کس را ديد جان دستور نيست 3) همچو ني زهري و ترياقي که ديد؟ / همچو ني دمساز و مشتاقي که ديد؟ 4) ني حديث راه پر خون مي کند / قصه هاي عشق مجنون مي کند

22- بيت « هر کسي کو دور ماند از اصل خويش / باز جويد روزگار وصل خويش » با کدام گزينه قرابت معنايي دارد؟ (آزاد 83)
1) هر کسي بر خلقت خود مي تند 2) تا ريشه در آب است اميد ثمري هست 3) هر کسي آن کند کزو شايد
4) باز گردد به اصل خود هر چيز

23- مفهوم «محرم اين هوش جز بي هوش نيست» چيست؟ (آزاد 83)
1) سرمستي و بي هوشي آدمي را از درک حقيقت باز مي دارد 2) فقط عاشقان محرم اسرار الهي اند 3) تنها عاشق محرم اسرار عشق و درک حقيقت آن است 4) نيروي تفکر از فهم اسرار الهي عاجز است  

  24- خروشيد کاي پايمردان ديو / بريده دل از ترس کيهان خديو» يعني فرياد برآورد که اي ..... (سراسري 75)

1) مردان خدا شناس که از ديو نفس دور مي کنيد 2) شيرمردان که نعره تان، حاکمان ستمگر را به هراس مي افکند
3) جوان مردان که از پادشاه جانب داري مي کنيد 4) حاميان شاه ديو سيرت که از آفريدگان نمي هراسيد  

25- در مصرع اول بيت «بدان بي بها ناسزاوار پوست / پديد آمد» آواي دشمن ز دوست» چند صفت براي متمم آمده است؟ (سراسري 77) 1) يک 2) دو 3) سه 4) چهار  

26- مؤلف «چشمه ي روشن» کدام يک از کتاب هاي زير را نوشته است؟ (سراسري 77)

1) آهنگ هاي شاعرانه و مذهبي2) تخيلات شاعرانه 3) برگ هايي در آغوش باد 4) سفر شرق  

  27- بدو گفت مهتر به روي دژم/ که برگوي تا از که ديدي ستم: يعني ضحاک .... (سراسري 77)

1) با اندوه فراوان درباره ظلمي که در حق وي روا داشته بودند، گفت و گو کرد. 2) با خوشحالي و اظهار شادماني از کاوه بازجويي کرد 3) دوستانه به او گفت: که از هر کسي آزرده شده است باز گويد 4) خشمگينانه ، نام کسي را که به کاوه ظلم کرده بود از او پرسيد  

  28- براساس داستان «کاوه دادخواه» همه گزينه ها به جز گزينه ي ... از دلايل رفتن ضحاک به سرزمين هندوستان است. (سراسري 78)

1) به خيال خود از پيش بيني اختر شناسان و نابودي تخت و تاج خود به دست فريدون برهد 2) از سقوط و کيفر ، جان به در برد و سرنوشت شوم را از خويش دفع کند 3) دشمنان دين را براندازد و سرزمين ايران را از گزند پيروان اهريمن، ايمن سازد 4) مي خواهد چنان خون بريزد تا در آبزني، سر و تن خود را با آن خون شست و شو دهد

29  - دژم» يعني .....(آزاد 78) 1) دشمن 2) بدخو 3) سختگير 4) خشمگين 

 30- در بيت «خروشيد کاي پايمردان ديو / بريده دل از ترس گيهان خديو» منظور از «ديو» و «کيهان خديو» کدام است؟ (سراسري 79) 1) شيطان- امير 2) شيطان- فريدون 3) ضحاک- خدا 4) ضحاک- فريدون  

 31- باتوجه به شاهنامه فردوسي ، پدر فريدون که بود و به چه سرنوشتي گرفتار آمد؟ (سراسري 79) )

1) آبتين- مغز سرش غذاي ماران شد 2) سياوش- در سرزمين غربت کشته شد

3) کي خسرو- به مرگ طبيعي در گذشت 4) کيکاووس- به ناکامي و تيره روزي درگذشت

  32- معناي مصراع «شماريت با من ببايد گرفت» چيست؟(آزاد 80)

1) بايد به من حساب پس بدهي 2) بايد به حساب من رسيدگي کن

 3) بايد با هم به حساب او برسيم 4) بايد هر دو حساب پس بدهيم  

33- «شده بر بدي دست ديوان دراز» بيانگر چه مفهومي است؟(سراسري 78)

1) رعايت حال بدکاران 2) تعدي محاکم به حقوق عمومي 3) تسلط اهريمن صفتان و آشوبگران 4) رواج زشتي و پليدي

34- معني بيت «هم آنگه يکايک ز درگاه شاه / برآمد خروشيدن دادخواه» چيست؟ (سراسري 80)

1) بعد از آن به آرامي نواي عدل و دادگري از همه جا به گوش درباريان رسيد 2) در آن لحظه، ناگهان فرياد اعتراض ستمديده از کاخ بلند شد 3) در آن زمان پشت سرهم براي عدالتخواهي از بارگاه بيرون آمدند 4) سپس اندک اندک شاکيان به بارگاه حاکم درآمدند

35- «مني چون بپيوست با کردگار / شکست اند آورد و برگشت کار» يعني ....(سراسري 83)

1) چون خودخواهي و خودپسندي به جايي رسيد که ادعاي خدايي کرد بدبخت شد 2) غرور را با خداپرستي درهم آميخت و به همين سبب در برابر شيطان نفس مغلوب گشت 3) هنگامي که غرور خودخواهي او را به آفريدگاري رساند از ادعاهاي خودش برگشت 4) هوا و هوس، انگيزه و سبب شکست او در برابر خواهش هاي نفساني اش شد

  36- شاعر در کدام گزينه از «آرايه ي مراعات نظير» استفاده کرده است؟(آزاد 83)

1) بدان بي بها تا سزاوار پوست / پديد آمد آواي دشمن ز دوست 2) زديوارها خشت و از بام سنگ / به کوي اندرون تيغ و تير خدنگ 3) همي برخروشيد و فرياد خواند / جهان سراسر سوي داد خواند 4) نهان گشت آيين فرزانگان / پراگنده شد نام ديوانگان

37- مفهوم کدام گزينه، با گزينه هاي ديگر متفاوت است؟ (سراسري 75)

  1) شده بر بدي دست ديوان دراز/ ز نيکي نبودي سخن جز به راز. 2) نهان گشت آئين فرزانگان / پراگنده شد نام ديوانگان 3) يکي شادماني بداندر جهان/ ميان كهان و ميان مهان4) هنر خوار شد، جادوي ارجمند/ نهان راستي ، آشکارا گزند  

38- بيت «به حرص ار شربتي خوردم مگر از من که بد کردم / بيابان بودو تابستان و آب سرد و استسقا» چند جمله است؟(آزاد 77) 1) سه 2) چهار 3) هفت 4) پنج  

39- در کدام ترکيب آرايه ي تضاد وجود دارد؟ (آزاد 82)

1) سايه گيسوي نگار 2) اين چرخ کبود کج مدار 3) اين شيخ هميشه شاب 4) فراموش کردن

40- کدام گزينه آراسته به آرايه ي «متناقض نما» است؟ (آزاد 83)
1) سعدي هم هيبت يک آموزگار را دارد و هم يک پرستار 2) اين شيخ هميشه شاب پيرترين و جوان ترين شاعر زبان فارسي است 3) روز هجران و شب فرقت يار آخر شد 4) هنر خوار شد جادويي ارجمند
    

  41- مفهوم کدام گزينه، با گزينه هاي ديگر متفاوت است؟ (سراسري 75)

1) شده بر بدي دست ديوان دراز/ ز نيکي نبودي سخن جز به راز. 2) نهان گشت آئين فرزانگان / پراگنده شد نام ديوانگان 3) يکي شادماني بداندر جهان/ ميان كهان و ميان مهان4) هنر خوار شد، جادوي ارجمند/ نهان راستي ، آشکارا گزند  

42- «آتش » در کدام گزينه نقش فاعلي دارد؟ (سراسري 75)

1) اگر کوه آتش بود بسپرم / از اين تنگ خوار است اگر بگذرم 2) چو او را بديدند بر خاست غو/ که آمد ز آتش برون شاه نو 3) زمين گشت روشن تر از آسمان / جهاني خروشان و آتش،دمان 4) مگر کاتش تيز پيدا کند/ گنه کرده را زود رسوا کند  

43- مصراع «همي خاک نعلش برآمد بر ماه» بيانگر کدام مفهوم است؟ (آزاد 76)

1) سرعت 2) تيرگي 3) عروج 4) شهرت  

  44- معني «يکي تازيي بر نشسته سياه » چيست؟(آزاد 76)

1) عربي بر يک اسب سياه نشسته بود 2) بر يک اسب سياه عربي نشسته بود 3) مرد سياهي ، بر يکي اسب تازي نشسته بود 4) کسي با عربي بر اسب سياهي نشسته بود  

 45- کلمه ي «دشت» در مصراع «سراسر همه داشت بريان شدند» ، با کدام صنعت ادبي مطابقت دارد؟ (آزاد 76)

1) ايهام 2) مجاز 3) کنايه 4) حقيقت  

46- مفهوم بيت «چوخواهي که پيدا کني گفت و گوي / ببايد زدن سنگ را بر سبوي» کدام است؟(سراسري 78)

1) اگر دوست داري که از تو بدگويي کنند، لازم است که اين خطر را به جان بپذيري 2) اگر مي خواهي که حقيقت آشکار شود، بايد به آزمايش وامتحان بپردازي 3) چنانچه مي خواهي در اين زمينه سخن بگويي، شايسته است که جديت بيشتري از خود نشان بدهي 4) چنانچه از بدگويي ديگران آزرده اي ، بايد با آنان به بحث و مناظره بنشيني  

47- واژه «دشت» در همه ي ابيات زير، به جز بيت ... داراي آرايه ي «مجاز» است. (سراسر 78)

1) يکي دشت با ديدگان پر زخون / که تا او کي آيد ز آتش برون 2) نهادند بر دشت هيزم دو کوه / جهاني نظاره شده هم گروه 3) سواران لشکر برانگيختند/ همه دشت پيشش درم ريختند 4) سراسر هه دشت بريان شدند/ برآن چهره خندانش گريان شدند  

48- در بيت (سراسر همه دشت بريان شدند / بر آن چهر خندانش ، گريان شدند) کدام صنعت و آرايه ي ادبي وجود ندارد؟ (سراسري 78) 1) جناس 2) مجاز 3) تضاد 4) تشبيه  

49- با توجه به داستان «گذر سياوش از آتش» مفهوم مصراع اول بيت زير چيست؟ (سراسري 78)
مگر آتش تيز پيدا کند/ گنه کرده را زود رسوا کند

1 ) احتمال دارد که بزودي آتش سوزان را ببيند 2) امکان دارد که آتش ، حرارت و گره ي خويش را بازيابد 3) ستم گر ندادي تو بر من روا / به فرزند من ، دست بردن چرا 4) همه سوي دوزخ نهاديد روي / سپرديد دل ها به گفتار اوي  

50- مفهوم بيت «سراسر همه دشت بريان شدند / بر آن چهره خندانش گريان شدند»، در کدام گزينه آمده است؟ (سراسري 79)

1) آتش همه ي آن دشت و چمن را سوزانيد و چمنزارهاي شاداب به برهوت بدل گشتند 2) به خار آن دشت ، همه آزرده شدند و بر چهره هاي شاداب نشان قطره هاي اشک جاري شد3) همه ي موجودات صحرا در آتش سوختند و خنده ها به گريه و زاري بدل شد 4) همه ي مردم آن جا اندوهگين گشتند و به خاطر چهره ي شاداب او، اشک ريختند  

 51- با توجه به بيت «همان به کزين زشت کردار، دل / بشويم کنم چاره دل گسل «نقش دستوري کدام کلمه نادرست است؟ (سراسري79) 1) به : مسند 2) دل : نهاد 3) زشت کردار: متمم 4) همان: نهاد  

52- مقصود شاعر از «سياووش را کرد بايد درست» چيست؟(سراسري79)

1) سياووش را بايد به گناه خود متوجه کرد 2) سياووش بايد بي گناهي خود را ثابت کند 3) سياووش را بايد از اين کار بازداشت4) سياووش را بايد نابود کرد  

 53- همان به کزين زشت کردار دل / بشويم کنم چاره ي دل گسل ، يعني ... (سراسري80)

1) بهتر است که از اعمال پليد پيشين خود، توبه کنم و بدانها دل نبندم 2) شايسته است که درباره ي او بدي نکنم و از بدکاران دوري نکنم 3) سزاوار است که از اين دل بدخواه، دوري کنم و راه بهتري را پيشه سازم 4) بهتر است که از اين رفتار ناپسند، اجتناب کنيم و براي رفع مشکلم، چاره اي اساسي بکنم  

54- معني و مفهوم کدام گزينه درست است؟ (سراسري 81)

1) انجمن شدن : مقرر گشتن 2) تپش يافتن: ترديد کردن 3) در کتم عدم خفتن: غافل گشتن 3) نماز بردن: تعظيم کردن
55
- در بيت «وزان دختر شاه هاماوران / پرانديشه گشتي به ديگرکران» دختر شاه هاماوران کيست و معني «به ديگران کران» چيست؟ (سراسري81)
1) جزيره- سرزمين پهناور 2) سودابه- از سوي ديگر 3) کتايون- هرمکان 4) فرنگيس- از طرف ديگر
56
- در کدام بيت آزمايش چاره ي رهايي از بد گماني است؟ (سراسري 82)
1) كزين دو يکي گر شود نابکار / از اين پس که خواند مرا شهريار 2) چو خواهي که پيدا کني گفت گوي / ببايد زدن سنگ را بر سبوي 3) همان به کزين زشت کردار دل / بشويم کنم چاره ي دل گسل 4) چه گفت آن سپهدار نيکو سخن / که با بد دلي ، شهرياري مکن
57
- «مقصود از سياوش را کرد بايد درست» چيست؟ (آزاد 82)
1) سياوش بايد بي گناهي خود را ثابت کند 2) سياوش را بايد کيفر داد 3) سياوش را بايد درمان کرد 4) سياوش خود بايد اعتراف کند
58
- مفهوم بيت « چه گفت آن سپهدار نيکو سخن / که بابد دلي شهرياري مکن» شاعر فرمانروايان را از چه چيزي تخدير مي نمايد؟ (سراسري83) 1) سوء ظن 2) سوء تدبير 3) بد اخلاقي 4) بدرفتاري
59 - «سپردن» يعني ...( آزاد 83) 1) قدم زدن 2) مقاومت کردن 3) پايمال کردن 4) ايستادن  

60- در بيت «تا رفتنش ببينم و گفتنش بشنوم / از پاي تا به سر همه سمع و بصر شدم» چه آرايه اي وجود دارد؟ (آزاد 83)
1) لف و نشر2) اسلوب معادله 3) ايهام 4) تشخيص  

 

 

 

 



تاريخ : دوشنبه چهارم آبان ۱۳۸۸ | ۲۰:۳۱ بعد از ظهر | نویسنده : |

روش‌هاي مطالعه و آمادگي براي كنكور

آنچه پيش روي شماست حاوي يك روش برنامه ريزي براي مطالعه و بويژه آمادگي براي كنكور است. اين روش ممكن است با آنچه در ذهن شماست و يا روشهاي ابتدايي مرسوم برنامه ريزي فردي تفاوتهاي زيادي داشته باشد، اما پس از مطالعه آن درمي يابيد كه كاملاً عملي و مفيد بوده و تمام جوانب يك يادگيري مطلوب را داراست.

در اين روش با استفاده از دقيق ترين دستاوردهاي روانشناسي يادگيري مي توانيد به بهترين شكل از توان و استعداد خود بهره بگيريد.

اصول اساسي:
 ۱ - اين روش بيشتر به گذشته توجه دارد. چون ابتدا بايد امكانات خود را بشناسيد و براي اين كار هم بايد به گذشته توجه كنيد. بدون شناخت دقيق توانايي هايتان نمي توانيد الگو و برنامه واقع بينانه اي براي آينده تدوين نماييد.
 اغلب برنامه هاي آموزشي از پيش تعيين شده كه شما و يا حتي افراد با تجربه تر براي روزها و هفته هاي بعد تنظيم مي كنيد، هرگز اجرا نمي شود. زيرا اين برنامه ها همگي يك اشكال اساسي دارند آنها برمبناي تواناييها و امكانات واقعي شما استوار نشده اند. معمولاً اين برنامه ها خوش بينانه و بلندپروازانه تنظيم مي شوند. ما نمي توانيم برنامه مطالعه و زندگي خود را فقط براساس آرزوها و تمايلات خودمان تنظيم كنيم. متأسفانه در ۹۹ درصد موارد حدس شما از تواناييهاي خودتان خوش بينانه است. به همين دليل معمولاً ارزيابي شخصي دو برابر واقعيت است.
 ۲ - برنامه هر كس مخصوص خود او و با ديگري متفاوت است. هر كس در زمينه بهره هوشي، پايه درسي، نقاط قوت و ضعف درس، اهداف آموزشي، عادات و روشهاي مطالعه، محيط و شرايط زندگي و تحصيل و ميزان اعتماد به نفس با ديگران متفاوت است و براي هر فرد بايد برنامه اي متناسب با ويژگيهاي خاص خود تنظيم گردد. الگوبرداري از كارهاي دوستاني كه موفق بوده اند نيز چندان مفيد نيست. چه بسا كاري كه براي كسي بسيار مفيد و مؤثر است براي ديگران كاملاً مضر باشد.
 ۳ - واحد زماني اين برنامه يك هفته است. يكي از عواملي كه باعث اجرا نشدن برنامه هاي درسي مي شود تنظيم برنامه به صورت ساعت به ساعت يا روز به روز است. در حالي كه در زندگي واقعي ما عوامل بسياري وجود دارند كه موجب مي شوند ما نتوانيم هر روز در ساعت معين همان كاري را كه مي خواهيم انجام دهيم، ولي مي توانيم اين ضعف را در روزهاي بعد جبران كنيم. به همين دليل يك هفته واحد زماني مناسبتري براي برنامه ريزي است.
 اگر ما در طول يك هفته رفتار خود را بررسي كنيم بهتر مي توانيم به عدم تعادلهاي كار خود پي ببريم و افراط و تفريطها را در كار خود بشناسيم هنگامي كه ساعات مطالعه دروس مختلف را در طول يك هفته جمع مي كنيم متوجه مي شويم كه درسي را بيشتر يا كمتر از اندازه لازم مطالعه كرده ايم.
 هر كس اگر به حال خود گذاشته شود كاري را انجام مي دهد كه بيشتر به آن علاقه دارد، همچنين هنگام درس خواندن بيشتر به مطالعه دروسي مي پردازد كه در آن موفق تر بوده و نمره كمتري كسب كرده است. بايد هر درس را به اندازه اهميت همان درس و به طور متعادل مطالعه نماييم، و با توجه به قدرت و ضعف مان در آن درس ساعات مطالعه آن را تنظيم نماييم.
 ۴ - نقش فعال و خلاق در برنامه ريزي متعلق به شماست. هيچ كس به اندازه شما دلسوز و نگران سرنوشت شما نيست و هيچ كس به اندازه شما از جزئيات كار شما آگاه نيست. در اين روش شما مي توانيد ابتكارات و خلاقيتهاي خود را ابراز نماييد. اين خود شما هستيد كه فعالترين نقش را در برنامه ريزي آموزشي تان داريد. مهم برخورد خلاقانه شما با برنامه ريزي است كه خودتان انجام مي دهيد.
 ۵ - رقيب اصلي شما خودتان هستيد. رقيب شما ديگران نيستند، شما در طول سال جاري بايد با خودتان مسابقه بدهيد. بايد هر روزتان از روز قبل و هر هفته تان از هفته قبل بهتر و موفق تر باشد.

سال گذشته از چند درصد توانايي خود  استفاده كرده ايد؟
 متأسفانه بخش قابل توجهي از توانايي هاي ما به هدر مي رود و ما بدون آن كه به اين موضوع توجه كنيم، در پي رقابت و مسابقه با ديگران هستيم سالم ترين، صحيح ترين و موثرترين نوع رقابت، رقابت انسان با خود است. ما بايد دائماً تلاش كنيم قابليتها و تواناييهاي خود را بيشتر و بيشتر متحقق نماييم. براي ارزيابي صحيح از كار خود بايد دائماً با خود رقابت كنيد و ركوردهاي كمي و كيفي به دست آمده را ثبت كنيد. اگر شما بدانيد اين هفته چقدر مطالعه كرده ايد حتماً در هفته آينده تلاش خواهيد كرد ساعات بيشتري درس بخوانيد. 

روش اجرايي برنامه ريزي آمادگي كنكور

دفتر برنامه ريزي و رسم جدول مطالعات
 يك دفتر صد برگ تهيه كنيد. دو سه برگ اول آن را سفيد بگذاريد. سپس هر دو صفحه مقابل هم را به يك هفته اختصاص دهيد. در سمت راست آن جدولي به شرح زير رسم كنيد و سمت چپ آن را كه صفحه ارزيابي و تصميم نام دارد سفيد بگذاريد تا نكات ويژه اي را كه بعداً اشاره خواهد شد در آن بنويسيد.
 در صورتي كه در طول سال برنامه آموزشي يا فوق برنامه اي علاوه بر مطالعه درسي و كنكور داريد، در پايان ستون ذكر كنيد. (مانند: كلاس، كامپيوتر، زبان، فعاليت ورزشي يا هنري)
 اغلب توصيه بر اين است كه در سال جاري فعاليت هاي فوق برنامه خود را به حداقل برسانيد يا كاملاً قطع كنيد. فعاليتهاي ورزشي و هنري در سال جاري، تا حدي كه سبب شادابي جسم و روح شما شود مفيد و لازم است. شروع هر هفته را روز شنبه در نظر بگيريد و پايان هفته را روز جمعه، تكميل جدول را بايد از همين امروز شروع كنيد و حتي يك روز را هم نبايد از دست بدهيد. مثلاً اگر امروز دوشنبه است، جدول را از ستون دوشنبه به بعد تكميل كنيد و شروع كار را به تعويق نيندازيد لازم نيست تمام خانه هاي مربوط به دروس مختلف هر روز پر شود زيرا شما نمي توانيد تمام دروس را در يك مطالعه كنيد. ساعات شروع و پايان مطالعه را لازم نيست بنويسيد. زمان مطالعه هر درس از لحظه اي شروع مي شود كه شما كتاب را باز مي كنيد و زماني خاتمه مي يابد كه كتاب را مي بنديد. كارهاي متفرقه اي كه در بين مطالعه انجام مي دهيد جزو ساعات مطالعه محاسبه نمي گردد و بايد از آن كسر شود.
 منظور از ساعات مطالعه فقط ساعاتي است كه به تنهايي مطالعه مي كنيد. ساعات مطالعه با معلم خصوصي و يا رفتن به كلاسهاي مختلف جزو ساعات مطالعه محسوب نمي گردد. ساعاتي را كه در هفته براي هر درس به كلاس كنكور رفته ايد يا معلم خصوصي داشته ايد در ستون آخر ثبت نماييد. اين كار را يكبار و در پايان هفته انجام دهيد.
 جمع ساعات مطالعه را در پايان هر روز محاسبه و ثبت كنيد، در غير اين صورت ارزش كارتان از بين مي رود، زيرا شما بايد بدانيد هر روز به نسبت روز قبل چه ميزان مطالعه كرده ايد تا در روز بعد كميت و كيفيت كارتان را بالاتر ببريد. اگر روزي اصلاً درس نخوانديد، در خانه جمع همان ستون با خودكار قرمز يك صفر بزرگ بگذاريد. حتي الامكان هر شب براي روز بعد برنامه اي تنظيم كنيد و معلوم كنيد كه فردا قصد داريد چه دروسي را مطالعه كنيد. در رديف ما قبل آخر ستون جمع، مجموعه ساعات مطالعه هر هفته را ثبت كنيد. اين عدد براي شما اهميت زيادي دارد و بايد آن را براي هفته بعد به خاطر داشته باشيد تا بهتر كار كنيد. همچنين ميانگين ساعات روزهاي هفته نيز براي شما اهميت زيادي دارد. براي به دست آوردن آن مجموعه ساعات مطالعه هفته را بر هفت تقسيم كنيد. از اين طريق سعي كنيد تا ميزان مطالعه هر روز را از ميانگين هفته قبل بالاتر ببريد.

صفحه ارزيابي و تصميم
 پس از تكميل جدول روزانه لازم است به نقد و ارزيابي كارهايتان بپردازيد تا اشكالات كارتان را تشخيص داده و براي رفع آن در آينده بكوشيد. اين ارزيابي را در سه مرحله انجام دهيد:
 ۱- پايان هر روز
 ۲- پايان هر هفته
 ۳- پايان هر ماه
 نتيجه بررسي ها و همچنين تصميماتي را كه براي فردا، هفته بعد يا ماه بعد مي گيريد در صفحه ارزيابي و تصميم يادداشت كنيد.
 عوامل و موارد بررسي شده در صفحه ارزيابي و تصميم عبارتند از:
 ۱- چقدر مطالعه كرده ايد؟ 
 ۲- آيا مطالعه دروس مختلف متناسب و متعادل بوده است يا خير؟
 ۳- آيا از بازده كار راضي هستيد يا خير؟
 ۴- اشكال در كجاست؟
 به عبارت ديگر ما در بررسي كار مطالعاتي خود به ترتيب به اين موضوع‌ها توجه مي كنيم: 
 ۱- كميت و مقدار كار: در طول روز چند ساعت خوانده ايد؟ به جز درس خواندن چه كارهاي ديگري انجام داده ايد؟ كارهاي ديگر تا چه حد ضروري و مفيد بوده اند؟ چند ساعت از وقت خود را صرف فعاليت غيردرسي كرده ايد؟ چند ساعت از روزتان را هدر داده ايد؟
 اينها را فقط خودتان مي توانيد تشخيص دهيد. با تشخيص آن سعي كنيد فردايتان بهتر از امروز باشد. شما بايد خودتان قاضي خود باشيد. 
2- تناسب و تعادل در كار: براي موفقيت لازم است تعادل و تناسب را در مطالعه دروس مختلف رعايت كرد. يكي از عوامل مهم بررسي جدول روزانه مطالعه، توجه به تناسب مطالعه دروس مختلف است. اين كار را بايد در پايان هفته، كه ساعات مطالعه دروس مختلف جمع مي گردد انجام داد، كه آيا متعادل كار كرده ايد يا اينكه در مطالعه تان افراط و تفريط داشته ايد و بعضي دروس را كمتر يا بيشتر خوانده ايد البته بايد در نظر داشت كه وجود اتفاقات و استثنائات غير منتظره در زندگي اغلب باعث عدم اجراي دقيق برنامه مي گردد و اغلب بدون اينكه متوجه باشيد عملاً دروسي را بيشتر مطالعه مي كنيد كه تمايل بيشتري به آنها داريد.
 اگر درسي را در يك هفته بيش از اندازه خوانديد در هفته بعد ميزان آن را كم كنيد و دروسي را كه در هفته قبل كم خوانده ايد بيشتر بخوانيد. نتيجه اين بررسي ها و همچنين تصميماتي را كه براي هفته بعد گرفته ايد در صفحه ارزيابي و تصميم بنويسيد.

وضعيت مطلوب كدام است؟
 به طور ميانگين براي دانش آموزان سال آخر حدود ۵ ساعت مطالعه در روز مطلوب است. البته ممكن است اين ميزان براساس شرايط آن روز كمتر يا بيشتر شود.
 اگر در دوران تحصيل خود به تنبلي عادت كرده ايد، نمي توانيد يكباره ساعات مطالعه خود را افزايش دهيد.سعي كنيد براي خود هدفهاي غيرواقعي و دور از دسترس تعيين نكنيد و به تدريج بر كميت كار خود بيافزاييد.

حالت متعادل و متناسب درس خواندن براي كنكور چيست؟
 علاوه بر افزايش تدريجي ساعات مطالعه بايد سعي كنيد به طور متعال دروس مختلف را مطالعه كنيد. حالت متعادل اين است كه هر روز حدوداً سه درس را مطالعه كنيد. هر درس را مي توانيد در حدود ۲ ساعت مطالعه كنيد. براي مطالعه دروس پايه اي و فهميدني مثل رياضي، فيزيك، فلسفه و منطق مدت بيشتري را در نظر بگيريد. دروس حفظ كردني و عمومي را در مدت زمان كوتاهتري مطالعه كنيد.
 در طول هفته شما بايد تمام دروس را بخوانيد، البته در طول يك سال و با توجه به نقاط قوت و ضعفتان بايد روي بعضي دروس تأكيد بيشتري كنيد. آنچه مهم است اينكه بايد در ابتداي سال روي دروس پايه اي، فهميدني و دروسي كه در آنها ضعيف تر هستيد بيشتر كار كنيد. از ميان دروس عمومي، زبان و عربي را در ابتداي سال بيشتر بخوانيد. به تدريج كه به پايان سال نزديك مي شويد بايد به دروسي كه در آنها قويتر هستيد بيشتر بپردازيد. در هفته هاي آخر به هيچ وجه مطالبي را كه ياد گرفتن شان براي شما مشكل است نخوانيد و فقط به مرور دروس و مباحثي بپردازيد كه در آنها تسلط بيشتري داريد. 

شيوه صحيح مطالعه
 اين شيوه داراي پنج مرحله است كه در هر يك از اين مراحل هدف خاصي دنبال مي شود. در واقع اين اصل يكي از ويژگيهاي مهم اين روش محسوب مي شود، زيرا ضمن اينكه انرژي رواني و قواي ذهني فرد در هر مرحله معطوف به يك هدف است و در نتيجه قدرت تمركز و توجه فرد را بيشتر مي كند، همچنين از پراكندگي ذهني جلوگيري مي كند و مانع هدر رفتن نيرو و بروز خستگي مي شود.

۱- خواندن اجمالي
 در اين مرحله مبحث مورد نظر را يك بار و بدون هدف يادگيري صرف بخوانيد. هدف اين مرحله فقط آشنايي با موضوع كلي مورد بحث است.

۲- سازماندهي
 در اين مرحله يك بار ديگر اقدام به خواندن مبحث مورد نظر كنيد با اين هدف كه نكات اصلي و اطلاعات جزئي را از يكديگر جدا كنيد. نيازي نيست كه به تمام مطالب به طور يكسان اهميت داده شود، بلكه سطوح مختلف متن، از جمله تز اصلي، نكات اصلي و اطلاعات جزيي داراي سطوح اهميت متفاوتي هستند. توجه به اين تفاوتها موجب درك كامل و نگهداري كامل مطلب و حافظه و نيز همچنين موجب ايجاد يك چهارچوب فكري جهت يادگيري مثبت مراحل بعد مي گردد.

۳- علامت گذاري و حاشيه نويسي
 در اين مرحله سعي كنيد سطوح اهميت را توسط علامت هايي از هم متمايز كنيد. براي اين كار مي توانيد از علائمي مانند پرانتز، ضربدر، خط كشي، و يا رنگ كردن استفاده كنيد. هدف اين كار سرعت بخشيدن به امر مرور و يافتن نكات اصلي و مهم متن است. همچنين در حاشيه سمت راست هر پاراگراف با استفاده از يك يا دو عبارت كوتاه، موضوع اصلي مورد بحث در آن پاراگراف را مشخص كنيد.

۴- خلاصه نويسي
 در اين مرحله سعي كنيد با استفاده از قسمتهاي علامت گذاري شده و حاشيه ها، خلاصه اي از آنچه كه تا آن مرحله به ذهن سپرده ايد به روي كاغذ بياوريد. ضرورتي ندارد كه مطالب خلاصه شده عيناً به ترتيب مطالب كتاب باشد. نكته بسيار مهم اينكه هر كس فقط مي تواند از خلاصه اي كه خود تهيه كرده استفاده كند و اين خلاصه نويسي هرگز براي فرد ديگري مفيد نخواهد بود، چرا كه هر شخصي براساس تواناييهاي هوشي و استعداد يادگيري خاص خود اين كار را انجام مي دهد.

۵- مطابقت
 در اين مرحله به متن اصلي برگرديد و كنترل كنيد كه چيزي را از قلم نينداخته باشيد. همچنين ساختمان خلاصه تهيه شده را مورد بررسي قرار دهيد و در صورت نياز نسبت به تصحيح و تكميل آن اقدام كنيد. 

 موانع تمركز حواس
 حواس پرتي غالبا به دو دسته كلي تقسيم مي شود:
 ۱- دروني: معمولاً به دلايلي از قبيل بيماري، ضعف، خستگي، گرسنگي، بي خوابي و مانند آن ايجاد مي گردد.
 ۲- بيروني: معمولاً به دلايلي از قبيل مشكلات روحي و عقلي، مشكلات خانوادگي، عدم وجود علاقه، دل زدگي، مشغله ذهني، تخيلات، شرايط نامساعد جوي، سر و صدا، و مانند آن ايجاد مي گردد.
 موارد مذكور ، همگي سبب كاهش تمركز حواس مي شوند. تمركز حواس، كليد كارآمدي در امر مطالعه به شمار مي رود. كليد اساسي تمركز حواس، كاربرد فنوني است كه خواننده را در عمل مطالعه فعال مي سازد و سبب ايجاد واكنش در حين مطالعه مي شود.
 اين فنون عبارتند از:
 ۱- سؤال كردن: خواننده را به سمت نويسنده هدايت مي كند.
 ۲- استنباط كردن: نتيجه بررسي هايي است كه خواننده از موارد مطالعه شده و نتيجه اي كه از آن مي گيرد انجام مي دهد.
 ۳- تجسم كردن: كاربرد حواس خواننده و جان دادن به كلمات نويسنده است.
 ۴- علامت گذاري و حاشيه نويسي: خواننده را وامي دارد تا درباره ساختمان مطلب مورد مطالعه تصميم گيري كند.
 ۵- ربط دادن: خواننده، مطلب و انديشه هاي نويسنده را با ساير اطلاعات خود ربط مي دهد. 

نكات اساسي در مطالعه
 ۱- برنامه مطالعه خود را با ديدي واقع بينانه طرح ريزي كنيد و مقدار زيادي از كار را براي يك مدت محدود نگذاريد.
 ۲- گاهي كارهاي غيرمنتظره و پيش بيني نشده ممكن است برنامه مطالعاتي شما را به هم بزند، بنابراين براي اين كارها وقت لازم را پيش بيني كنيد.
 ۳- از بهترين ساعات خود براي مطالعه استفاده كنيد و درسهاي سنگين تر را براي ساعاتي كه بهتر مي توانيد كار كنيد قرار دهيد يعني زماني كه آمادگي ذهني شما بيشتر است.
 ۴- مطالب مشابه را با هم نخوانيد، زيرا با هم اشتباه مي شوند و در كار شما مزاحمت ايجاد مي كنند.
 ۵- به آنچه كه ياد مي گيريد فرصت دهيد تا جا بيافتد، يعني تحكيم پيدا كند تا بيشتر در حافظه باقي بماند و زود از بين نرود.
 ۶- با فاصله زماني مطالعه كنيد تا يادگيريهاي بعدي در يادگيريهاي قبلي تداخلي نكنند.
 ۷- سعي كنيد آنچه را كه آموخته ايد مورد استفاده قرار دهيد و به كار بنديد و حتي الامكان به آنها فكر كنيد.
 ۸- سعي كنيد كل مطلب را در نظر بگيريد و روابط بين اجزا را درك كنيد.
 ۹- براي مطالعه يك فصل ابتدا عناوين درشت را بخوانيد و سپس يك نگاه كلي به فصل بيندازيد و اگر خلاصه فصل وجود داشت آن را بخوانيد و سپس جزء به جزء مطالب را بخوانيد.
 ۱۰- از مطالب مهم يادداشت برداريد.
 ۱۱- روي يك فصل از كتاب زياد معطل نشويد. درك كامل يك فصل زماني حاصل مي شود كه كل كتاب يا لااقل نصف آن را بخوانيد بنابراين ابتدا با سرعت پيش برويد، بعد دوباره به اول كتاب برگرديد و مطالعه دقيق مطالب را از سر بگيريد.
 ۱۲- اگر در زمان مطالعه افكار مزاحم و فكر كارهاي روزمره در يادگيريهاي شما اخلال ايجاد مي كند، سعي كنيد كه از آنها يادداشت برداريد و هر چه سريعتر آن را از حافظه خود دور كنيد.
 ۱۳- مجموعه ساعات خود را در هفته بر حسب اولويتي كه به درس خاص مي دهيد بين دروس مختلف تقسيم كنيد. اولويت بندي درسها بر حسب ضعف شما در آن درس يا اهميت درس و يا ضريب آن درس معين مي شود.
 ۱۴- درسهاي سخت را در يك روز يا يك هفته متمركز نكنيد.
 ۱۵- سعي كنيد پس از هر يك ساعت درس خواندن، پانزده دقيقه به خود استراحت دهيد و در اين مدت هيچ گونه مطالعه (حتي غير درسي) نداشته باشيد.
 ۱۶- اوقات درس خواندن خود را از كم به زياد برنامه ريزي كنيد. يعني ابتدا با ساعات كمتر شروع كنيد و سپس به مرور تعداد ساعات فعاليت درسي خود را افزايش دهيد.
 ۱۷- سعي كنيد در خلال برنامه تان به فعاليت هاي اجتماعي دلخواه و يا سرگرمي و ورزش مورد علاقه تان بپردازيد و يا در جمع دوستان و اقوام قرار گيريد.
 ۱۸- حتي الامكان در سكوت و فضاي بسته و خلوت مطالعه كنيد.
 ۱۹- مكان مطالعه شما بايد داراي تهويه مناسب و نور كافي باشد.
 ۲۰- معمولا يادگيري در ساعات اوليه روز بسيار بهتر از ساعات انتهاي شب صورت مي گيرد.
 ۲۱- داشتن تفكر مثبت و خريد خوش بينانه نسبت به نتيجه امتحان، بهترين تأمين رواني براي استفاده از حداكثر تواناييهاست.
 ۲۲- با قطعه قطعه كردن مطلب هر كتاب و اختصاص دادن هر دوره زماني به يك قطعه خاص، استرس ناشي از حجم درسها را به حداقل برسانيد.

 



تاريخ : دوشنبه ششم مهر ۱۳۸۸ | ۱۹:۲۱ بعد از ظهر | نویسنده : |

داستان رستم و سهراب و مرگ رستم
از منظر عرفان

مقدمه
شاید در میان ایرانیانی که سر و سودای مطالعه دارند و علی‌الخصوص در وادی ادبیات فارسی قدم‌زنان تفرجی کرده و می‌کنند کمتر کسی را بتوان یافت که بی‌خبر باشد از اظهارنظر حکیم طوس، فردوسی نسبت به سرودة ارزشمند خویش (شاهنامه) که فرمود:
پی افکندم از نظم کاخی بلند
  که از باد و باران نیابد گزند
به راستی شاهنامه کاخی بس بلند و بزرگ است که در طول تاریخ هستی خویش، نظر بزرگان و معماران عرصة علم و خرد را همواره به خود معطوف داشته است اما هنوز هم کسی نتوانسته است همه زوایای آن را یک‌جا در حلقة عدسی دوربین دیدگان خویش به مشاهده بنشیند و به بیان دیگر کسی موفق نشده تمام زوایای آن را زیر سیطرة دید خویش درآورد، به تعبیر نگارنده، شاهنامه چون عروس حماسی است که تاکنون به حجلة زفاف هیچ دامادی درنیامده است. اما از آنجا که پری‌روی تاب مستوری ندارد، او نیز هرازگاهی از لابه‌لای حجاب محمل خویش سرک کشیده و گوشة چشمی به خواستگاران و طالبانش نشان داده است، لذا هر خواستگار و طالبی نیز فقط توانسته است از منظر و مقامی که خود بر آن واقف بوده شاهد کمان ابروی وی یا تیر مژگانش باشد و آن را تماشا و توصیف کند. بر این اساس تلاش نگارندة این سطور نیز بر آن است تا از منظر و خاستگاه عارفان نگاهی به داستان رستم و سهراب، همچنین مرگ رستم بیندازد. امیدا که به حول و قوة الهی از عهدة کار (حداقل در حد توان خویش) برآید.
ابتدا لازم می‌دانم این مهم را با طرح چند پرسش آغاز کنم:
اولا‌ً اینکه چطور می‌شود قبول کرد مردی که آزار موری را برنمی‌تابد، چنان‌که در مقام انذار فریاد می‌زند:
میازار موری که دانه‌کش است
که جان دارد و جان شیرین خوش است
راضی می‌شود که پدر را به مرگ فرزند خویش آن هم به صورتی که خود قاتل فرزند باشد بیازارد؟ آیا عذاب روحی این موضوع برای پدر چندین برابر‌ِ آزار مور نیست؟
و آیا عذاب وجدانی، که از خواندن چنین صحنه‌ای به خواننده دست می‌دهد بیش از عذاب وجدانی که از آزار موری به انسان دست می‌دهد نیست؟ یا آیا درد و رنجی که از مرگ برادر به دست برادر در دل و جان انسان می‌پیچد بسی سنگین‌تر و شدید‌تر از درد و رنجی که از آزار و مرگ یک مور به انسانی دست می‌دهد نیست؟
راستی چه شده است شاعری که انسان را از آزار مور برحذر می‌دارد و پرهیز می‌دهد، پدری را که قاتل فرزندش شده لعن و نفرین نمی‌کند و به دشنام برادری که برادرش را در چاهی پر از تیغ و سنان می‌اندازد نمی‌آغازد!؟ عجبا! تیغ نقد و انتقاد شاعر چرا کند شده است!؟ آیا علت، این بوده که شاعر داستان‌ِ رستم و سهراب و مرگ وی را صرفا‌ً داستان و افسانه تلقی می‌کرده؟ یا اینکه این داستان لباس رمزی است بر قامت‌ِ حقیقتی که شاعر لطفی در عریانی آن نمی‌دیده و یا بیان صریح آن را صلاح نمی‌دانسته، به علت اینکه معتقد بوده که در عصر وی:
هنر خوار شد، جادویی ارجمند
نهان راستی، آشکارا گزند
شده بر بدی دست دیوان دراز
ز نیکی نرفتی سخن جز به راز
به نظر نگارنده در این نکته جای بسی تأمل است. و از طرف دیگر چگونه می‌شود باور کرد که فرد جوانمرد و مؤمنی چون رستم که در هیچ کاری بدون ذکر نام خدا مشغول و فارغ نمی‌شود ناجوانمردانه قاتل فرزندش شود؟ و یا چطور می‌توان باور کرد رستمی که در هر امری ابتدا ستایش حق می‌‌گوید و بر او سجده می‌کند (که سجده خود نماد نماز در پیشگاه حق است.) با شکستن پیمان و به کار بستن خدعه، رقیبش را از میان بردارد؟ آیا در ستایش و نمازش اخلاصی نبوده است؟ آیا نماز او از آن نمازهایی نبوده که رسول حق فرمودند: «الصلوه معراج المؤمن» نماز نردبان عروج مؤمن است. و یا بالاتر که حضرت حق فرمودند: «إن‌َّ الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر»٭ نماز بازدارندة از زشتیها و ناپسندیهاست. و یا اینکه رستم از آنهایی نبود که به قول شیخ محمود شبستری خودساخته و خودباخته باشد تا نمازش سرشار از عطر و بوی حضور شود چنان‌که فرمود:
تو تا خود را به کل‍ّی در نبازی
نمازت کی شود هرگز نمازی
البته باید اقرار نمود که رستم مثل کسانی نبوده که نماز را برای شانه خالی کردن از زیر بار تکلیف و مسئولیت بهانه ساخته و کارش را ترک کند، نه، رستم نیز چون سعدی شیرازی طاعت را به جز خدمت به خلق نمی‌دانست. همین نکته‌های ظریف و همین پرسشهای دقیق است که انسان را بر آن می‌دارد تا بپذیرد که قسمتهایی از شاهنامه نیز به سبک و سیاق گفته‌ها و باورهای عارفان بر سبیل رمز و کنایه سروده شده است و لذا باید گفت: اینکه جناب آقای دکتر محمودی بختیاری شاهنامه را آبشخور عارفان خوانده و بر این اساس کتابی تألیف نموده‌اند، سخنی به گزاف وناحق نگفته و به همین دلیل بنده معتقدم که اگر از منظر عرفان به داستان رستم نظر افکنیم، نتیجه می‌گیریم که با توجه به مطالب فوق‌الذکر می‌توان ادعا کرد که در داستان رستم و سهراب نیز سهراب، نماد نفس رستم است نه فرزند حقیقی وی و از آنجا که خداوند متعال فرموده‌اند: «ا‌ِن‌َّ النفس لا‌َم‍ّاره‌ٌ بالسوء»1 نفس اماره [هر لحظه] انسان را به کارهای زشت و ناروا وامی‌دارد. و از باب اینکه صادق اهل بیت(ع) فرمودند: «طوبی ل‍ِعبد‌ٍ جاهد لله نفسه‌ُ و هواه‌ُ و م‍َن هزم ج‍ُند نفسه‌ِ و هواه‌ُ ظ‍َف‍ِر‌َ برضا الله»2 یعنی خوشا به حال عبدی که برای خدا و تقر‌ّب به حضرتش همیشه در مقام جهاد و ستیز با نفس باشد و هرگز از او غافل نشود و عنان و سلسلة اختیار خویش را از کف نداده و نگذارد که نفس و خواسته‌هایش بر او چیره شوند. بلکه او غالب و نفس مغلوب او باشد و آنکه توفیق جهاد با نفس یا‌فت و سپاه نفس اماره را مغلوب خود ساخت رضای الهی را کسب کرده است چنان‌که پیامبر اکرم(ص) نیز فرمودند: «طوبی لم‍َن کان عقل‍ُه‌ُ امیرا‌ً و نفسه‌ُ اسیرا‌ً»3 یعنی خوشا به حال آن که عقلش در مملکت جانش امیر است و نفسش اسیر.» گفتنی است با توجه به همین آیات و روایات موجود که نمونه‌هایی از آنها ذکر شد، عارفان علاوه بر اینکه سالکان و رهروان طریق حق را همواره به مبارزة با نفس فرا خوانده و تحریک کرده‌اند، در خارج از وجود خویش نیز برای نفس نمادهایی را بیان کرده‌اند که تعداد قابل توجهی از آنها را محقق بزرگ آلمانی خانم آن ماری شیمل در کتاب خود «ابعاد عرفانی اسلام» فراهم آورده که می‌توان به طور خلاصه از جملة آنها این موارد را برشمرد. 1ـ سگ سیاه 2ـ‌ روباه جوان 3‌ـ موش 4‌ـ زن نافرمان وگول‌زن 5‌ـ اسب یا استر چموش 6‌ـ شتر سرکش و نافرمان 7‌ـ خوک 8‌ ‌‌ـ فرعون 9‌ـ ابرهه 10‌ـ مار 11‌‌ـ شیطان 12‌ـ اژدها، حال چه می‌شود اگر سیزدهمین آنها را هم سهراب بنامیم و بدانیم.
رستم نماد سالک است و سهراب نماد نفس
حالا که سخن بدین‌جا رسید باید گفت مگر جز این است که رسول خدا(ص)  دربارة نفس فرموده: «اعدا عد‌ُو‌‍ِّ‌ک‌َ نفسک‌َ التی بین جنبیک‌َ» یعنی دشمن‌ترین دشمنانت نفسی است که بین دو پهلویت قرار دارد و مگر غیر از این است که آنچه در بین دو پهلوی انسان است از تمامی نزدیکان به انسان نزدیک‌تر است و آیا جز این است که سهراب هم به حسب اینکه از صلب رستم است و پارة جگر اوست، نزدیک‌ترین کس به رستم محسوب می‌شود. پس چه اشکالی دارد که همین شباهت قریب را کافی بدانیم تا سهراب را نفس رستم به حساب آوریم و بگوییم چنان‌که مولانا جلال‌الدین گفت:
نفس اژ‌درهاست او کی مرده است
از غم بی‌آلتی افسرده است
مات کن او را و ایمن شو ز مات
رحم کم کن نیست او ز اهل صلات
می کش او را در جهاد و در قتال
مردوار الله یجز‌یک الوصال
بنابراین رستم با کشتن سهراب در حقیقت نفس را تربیت و تأدیب کرده و بی‌آلت ساخته تا افسرده شود و خود نیز از مات شدن، به دست وی ایمن شده است چرا که مرگ انسان در حقیقت امر، از کار افتادن جسم است جسمی که قالب و آلت روح انسان است. لذا وقتی که جسم از کار می‌افتد روح انسان در عین اینکه بقا دارد و جاودانه است بی‌آلت و وسیله گشته است و روح بی‌آلت و سلاح، مطمئنا‌ً بی‌خطر است.
از طرف دیگر رستم که پهلوانی بی‌نظیر است باید نفس او هم پهلوانی قدرتمند و بی‌نظیر باشد تا بتواند پنجه در پنجة یل سیستانی اندازد. و بر همین اساس است که سهراب هم که نماد نفس رستم است پهلوانی زورمند و جوانی است که از نظر قدرت همسنگ، و حتی قوی‌تر از رستم است.
راستی آیا اینکه رستم او‌ّل بار مغلوب سهراب می‌شود اشاره‌ای بر جایزالخطا بودن رستم که نماد انسان سالک است نیست؟ آیا این امر رمزی بر غیر معصوم بودن رستم نمی‌تواند باشد؟ از منظر عرفان یقینا‌ً می‌‌توان گفت چرا، این موضوع هم می‌تواند نمادی بر گناهی باشد که آدم ابوالبشر (انسان نخستین) به موجب آن هبوط کرده چنان‌که به خاک افتادن رستم هم نشان هبوط رستم بر اثر اشتباه خویش است، و اشتباه وی عبارت است از عدم شناخت سهراب که در حقیقت عدم شناخت نفس خود است و نیز رمزی‌ست بر وسوسه‌پذیری انسان، در ضمن دوباره برخاستن رستم می‌تواند نشانه و رمز توبه و بازگشت انسان باشد. چنان‌که حضرت آدم(ع) نیز بعد از اینکه مرتکب اشتباه شد با توبه و انابه اشتباه خویش را جبران فرمود. همچنین نماد و نشان پذیرش توبة رستم (که نماد انسان سالک است) از جانب خداوند است.
سلاح نماد دعا
همچنان‌که در منابع اسلامی از امام صادق(ع) نقل شده که پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «الد‌ُّعا‌ء‌ُ سلاح‌ُ المؤمن» و علی(ع) فرمودند: «الد‌ُّعا‌ء‌ُ مفاتیح الن‍َّجاح‌ِ و مقالید‌ُ الفلاح» و نیز حضرتش (امام صادق(ع)) فرمودند: «الد‌‍ُّ‌عا‌ء‌ُ و أنفذ‌ُ م‍ِن الس‍َّنان‌ِ الحدید»4 یعنی پیامبر اسلام فرموده‌اند: دعا اسلحة مؤمن است و علی(ع) فرموده‌اند: دعا‌[ها] کلیدهای نجات و گنجینه‌های رستگاری‌اند و حضرت صادق(ع) فرمودند: دعا از نیزة تیز آهنی بران‌تر و نافذتر است.
از نظر عارفان نیز چون یکی از صفات حق تعالی جواد بوده و این صفت مستلزم وجود سائل است، شاید هم یکی از دلایل این امر قول خداوند باشد که فرمود: «ادعونی استجب لکم»5 بخوانیدم و بخواهید از من تا اجابت کنم شما را همچنان که عارف رومی نیز گفته است:
بانگ می‌آید که ای طالب بیا
 جود محتاج گدایان چون گدا
عارف برای دست یازیدن به غایت کمال نه بر اساس خواهش دل خویش بلکه م‍ِن باب امتثال امرالله همواره و در حالات مختلف از جمله در وقت خواب دل و دست خویش به دعا گشوده دارند تا هم از این طریق محض عبودیت خویش را اثبات کنند و هم از فیض بخشش ربوبیت خداوند محروم نمانند. رستم نیز که نماد انسان سالک است برای ستیز با نفس خویش و پیروزی بر آن که یکی از مراحل مهم تکامل است خود را محتاج آن می‌بیند که از باب امتثال امر رب هم که شده از خداوند متعال طلب استمداد کند. لیکن طلب استمداد مناسب جنگ تحقیقا‌ً و یقینا‌ً عبارت است از سلاح، اعم از پوشیدنی و غیر آن و به تعبیری اعم از دفاعی و هجومی. بنابراین آنچه را که رستم به‌عنوان سپر و گرز و تیغ و سنان و یا زره و کلا‌هخود با خود حمل کرده و به میدان رزم می‌برد نماد دعای اوست. همچنان‌که در روایات اسلامی نیز از دعا گاهی به‌عنوان سپر بلا و یا سپر مؤمن یاد شده و گاهی مطلق سلاح عنوان گردیده است که نمونه‌هایی از آنها در مطلع همین بحث از سمع و نظر شما گذشت.
بر همین اساس است که با جرئت می‌توان گفت از منظر عرفان، مطلق سلاح رستم تجسم عینی دعای وی در عالم خارج و ماده است.

گریه نماد تولد و تنبه و بیداری است
همچنان‌که وقتی کودکی پا به عرصه حیات می‌گذارد و با تولد خویش آگاه می‌شود که از عالم پیشین خود یعنی شکم مادر خارج شده است گریه می‌آغازد، در حقیقت گریة او علامت تنبه و بیداری اوست و نیز چنان که سلطان‌العارفین علی‌(ع) در دعای روحبخش و پرفیض کمیل در مراحل پایانی دعا یعنی بعد از اعتراف به عجز و گناه و عبودیت انسان و اقرار به توحید و ربوبیت و دیگر صفات الهی است که از گریه یاد می‌کند. چنان‌که می‌فرمایند: «یا م‍َن‌اسمه دوا و ذکره شفا و طاعته غنی ارحم م‍َن راس ماله الرجا و سلاحه الب‍ُکا» یعنی، ای کسی که نامش دوا و یادش شفاست، و طاعتش توانگری‌ست بر آن کس که سرمایه او امید و اسلحة او گریه است رحم کن. با کمی دقت در دعای فوق‌الذکر درمی‌یابیم که بنده بعد از اینکه مراحلی از دعا را طی می‌کند و با قرائت دعا از خدا و خویشتن خویش به آگاهی کاملی دست می‌یابد و بیدار می‌گردد از اسلحه گریه یاد و استفاده می‌کند، او در حقیقت علامت بیداری خود را که گریه می‌باشد عیان می‌سازد و عینیت می‌بخشد.
در عرصه عرفان نیز سالکان راه الهی در مراحل مختلفی که به آگاهی یا شناخت تازه‌ای دست یافته و بیدار گشته‌اند، به فراخور حال خویش گریه و زاری کرده‌اند، برای مثال می‌توان از مرحله فراق یاد کرد. سالک وقتی که فهمید از اصل خود دور شده و به درد فراق مبتلا گشته شکوه و زاری می‌کند، نی‌نامة مولانا هم ناظر بر همین مرحلة از شناخت است که می‌گوید:
بشنو از نی چون حکایت می‌کند
از جداییها شکایت می‌کند
کز نیستان تا مرا ببریده‌اند
از نفیرم مرد و زن نالیده‌اند
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
تا بگویم شرح درد اشتیاق
نیز حاکی از این مرحله است، شخصی که انس با حق را سرمه چشم دارد و نور ایمان به قلب او تابیده، حلاوت و همنشینی محضر حضرت دوست را چشیده و حال از درد مفارقت و فراق، دل خود را رنجور و جانش را مهجور می‌بیند و به زبان حال می‌گوید:
آن دل که تو دیده‌‌ای فگاست هنوز
وز عشق تو با ناله و زار است هنوز
و آن آتش دل بر سر کار است هنوز
و آن آب دو دیده برقرار است هنوز
همچنین است رستم (نماد انسان سالک) هنگامی که سهراب (نماد نفس خویش) را می‌کشد، کنایه از اینکه وی بر هوای نفس خویش غالب گشته و نفس خود را تربیت کرده است. و در حقیقت مرحله‌ای از مراحل سلوک را طی نموده و به مرحلة جدیدی قدم نهاده است. یعنی او به آگاهی و فهم تازه‌تری دست یافته چرا که او در این مرحله طبق بیان شاهنامه پی برده است که سهراب فرزند وی است به علت اینکه سهراب به او می‌گوید: ... از این نامداران و گردنکشان
کسی هم برد نزد رستم نشان
که سهراب کشته‌ست و افکنده خوار
 همی خواست کردن ترا خواستار
و لذا:
چو رستم شنید این سخن خیره گشت
 جهان پیش چشم ‌اندرش تیره گشت
بیفتاد از پای و بیهوش گشت
 همی بی تن و تاب و بی‌توش گشت
بپرسید از آن پس که آمد به هوش
 بدو گفت با ناله و با خروش
بگو تا چه داری ز رستم نشان؟
که گم باد نامش ز گردنکشان
که رستم منم کم مما‌ناد نام
 نشیناد بر ماتمم پور سام
تا اینکه:
همی گفت کای کشته بر دست من
دلیر و ستوده به هر انجمن
بنابراین
همی ریخت خون و همی کند موی
 سرش پر ز خاک و پر از آب، روی
در اینجاست که چون نفس، تربیت شده و تأدیب گردیده است و به اختیار رستم درآمده، رستم را اندرز می‌دهد چنان که فردوسی بیان می‌کند.
بدو گفت سهراب کاین بد‌تری‌ست
 به آب دو دیده نباید گریست
از این خویشتن کشتن اکنون چه سود؟
 چنین رفت و این بودنی کار بود
و این موضوع حکایت از آن دارد که رستم گام در وادی شناخت نفس خویش نهاده است، این وادی همان وادی «م‍َن عرف نفسه فقد عرف ربه» می‌باشد، آری او به شناخت خویش که همان شناخت رب است توفیق می‌یابد و این شناخت و تنبه است که او را به اشک و به آه و به افغان و زاری وامی‌دارد، و در این مقام است که ابوبکر شبلی می‌گوید: «وقت عارف چون روزگار بهار است، رعد می‌غرد و ابر می‌بارد و برق می‌سوزد و باد می‌وزد و شکوفه می‌شکفد و مرغان بانگ می‌کنند. حال عارف همچنین است. به چشم می‌گرید و به دل می‌سوزد و به سر می‌بازد و نام دوست می‌گوید و بر در او می‌گردد.»6
نوشدارو نماد فیض الهی و شراب روحانی
به فرمودة شیخ محمود شبستری
مسافر آن بود کو بگذرد زود
 ز خود صافی شود چون آتش از دود
رستم نیز که سالک طریق الی ا... است در مسیر سلوک خود منازل شهوات و علایق نفسانی و لذات جسمانی را پشت سر نهاده، حجاب ظلمت را دریده، لباس جهل و نادانی را از تن به در کرده و به مقام «من عرف نفسه فقد عرف ربه» نائل گشته است.
اکنون که وی به مشکاه خودشناسی دست یافته می‌داند که برای رسیدن به فناء فی‌ا... لازم است که یک گام دیگر برداشته شود و آن گام جز این نیست که باید «از ظلمت تعی‍ّن خودی که حجاب نور اصل و حقیقت اوست، صافی گردد و پردة پندار خودی از روی حقیقت براندازد»7 چرا که به قول شارح گلشن راز «حجاب میان سالک و حق، هستی موهوم سالک است»8
همچنین وی (رستم) ناظر به آفتاب تابناک خداشناسی است و به تجربه دریافته که باید خودی خود را بشکند و از جان بگذرد تا به وصال الهی برسد لذا درصدد آن است که در پیش رخ حضرت دوست جان‌افشانی کند
اما گذر از جان کار ساده‌ای نیست. چرا که خرمن جان خرمنی انبوه است و:
کار هر بز نیست خرمن کوفتن
گاو نر می‌خواهد و مرد کهن
اینجاست که رستم از در عجز درآمده و درخواست نوشدارو می‌کند. (به م‍َثل گویی مرد کهن دنبال گاو نر است) نوشدارو در حقیقت برای سهراب نیست برای رفع هیجانات روحی رستم است او طالب فیض رحمانی و شراب روحانی است تا در سایة آن دمی بیاساید و بتواند اضطراب هستی خود را برطرف سازد. اما انتظاری که رستم برای رسیدن نوشدارو می‌کشد، در حقیقت صبر بر طاعت است که خود موجب دریافت پاداش الهی است زیرا که خداوند فرموده  است «ان‍ّما یوفی‌‌ّ الص‍ّابرون  اجرهم بغیر حساب‌ٍ»9 شکیبایان را مزدی‌ست بی‌حساب. آری رستم سینة بی‌کبر و کینه را آیینه ساخته و هر لحظه در او می‌بیند کالصبر مفتاح الفرج است.10 نهایتا‌ً نوشدارو که نماد و رمزی از فیض الهی است می‌رسد و دل رستم را ز تنهایی نجات می‌بخشد. آری این فیض همدم تنهایی دل عارفان است چنان که حافظ نیز او را از خدایش می‌طلبید و می‌گفت:
سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی
به بیان دیگر نوشدارو همان شراب روحانی است که عارف بزرگ عالم عشق، شیخ بهایی چون هزاران عارف دیگر طالب آن بود و می‌گفت:
ساقیا بده جامی، زان شراب روحانی
 تا دمی برآسایم، زین حجاب جسمانی
کاووس نماد پیر باده‌فروش
پیر کلمه‌ای است که در ادبیات عرفانی مکررا‌ً به‌‌کار رفته و معانی مختلفی از آن اخذ شده است.
این واژه ‌گاه به معنی قطب و رهبر و گاهی به معنای رند خراباتی و عقل به‌کار رفته است.
البته به لحاظ اینکه عقل در طول عمر انسان، نقش رهبری را ایفا می‌کند می‌توان گفت واژه قطب و رهبر نیز توسعا‌ً شامل عقل هم می‌شود، به هر حال «پیر در اصطلاح صوفیان و عارفان، به معنی پیشوا و رهبری است که سالک بی‌مدد و یاری آن به حق واصل نمی‌شود»11  چرا که «پیر در تصوف، قطب دایرة امکان و متصدی تربیت و تهذیب سالک و ایصال او به حق است. از این رو، دستور او، بی چون و چرا در هر باب مطاع و متبع است»12
از نظر احمد جام معروف به ژنده پیل، پیر باید راهدان باشد و راه‌رفته، عالم باشد و ناصح، نیکخواه باشد و سیرت پیغمبران داشته باشد، کما قال النبی علیه‌السلام: الشیخ فی قومه‌ِ کالنبی‌ِّ فی ام‍َّته13 همچنین نقل شده که «پیر چنان باید که بازطبع باشد نه کرکس‌طبع. هر پیری که کرکس‌طبع باشد، گرد وی نباید گردید که راه دین بر تو تباه کند و تو را در دین و شریعت چنان سرگردان کند که ندانی کجایی»14 کاووس هم که پادشاه و رهبر ایران، سرزمین و وطن رستم ا‌ست به گفتة فردوسی وقتی که گودرز فرستاده رستم پیش او می‌آید و می‌گوید که وی (رستم) گفته: به دشنه جگر‌گاه پور دلیر
 دریدم که رستم مماناد دیر
گرت هیچ یاد است کردار من
 یکی رنجه کن دل به تیمار من
از آن نوشدارو که در گنج تست
 کجا خستگان را کند تندرست
به نزدیک من با یکی جام می
 سزد گر فرستی هم‌اکنون ز پی
مگر کاو به بخت تو بهتر شود
 چون من پیش تخت تو کهتر شود
اما کاووس در جواب گودرز می‌گوید: اگرچه رستم را در نزد ما قدر و مرتبة والایی است ولیکن:
نخواهم که هرگز بد آید بروی
 که هستش بسی نزد من آبروی
ولیکن اگر داروی نوش، من
 دهم زنده ماند یل پیلتن
شود پشت رستم بنیر‌و‌ت‍َرا
 هلاک آورد بی‌گمان مر مرا
هر خواننده‌ای می‌فهمد که امتناع ورزیدن کاووس از تسلیم نوشدارو، در ظاهر قضیه کاملا‌ً به زیان رستم است. بر این اساس انتظار می‌رود، رستم که پهلوان بی‌رقیب خطة ایران زمین ا‌ست به محض دست‌یازی به کاووس قصد هلاکت وی کند، و در صورت دست‌یابی اگر وی را از پای درمی‌آورد سزاوار ملامت نبود، چرا که رفع نیاز رستم با توجه به مقام و موقعیت کاووس کمترین خواسته‌ای بود که از سوی رستم انتظار می‌رفت،
اما بر عکس، طبق گفتة شاهنامه می‌بینیم که:
ز سهراب چون شد خبر نزد شاه
 بیامد به نزدیک گو با سپاه
و آن‌گاه:
به رستم چنین گفت کاووس کی
 که از کوه البرز تا آب نی
همی برد خواهد بگردش سپهر
 نباید فکندن بدین خاک مهر
یکی زود میرد یکی دیرتر
 سرنجام بر مرگ باشد گذر
دل و جان از این رفته خرسند کن
 همان گوش سوی خردمند کن
در اینجا اولین چیزی که به ذهن، می‌رسد این است که رستم در‌حالی‌که بر ستیغ کوه خشم و هیجان روحی قائم است، جای دارد که چون شیر ژیان بر کاووس بر آشوبد و قصد هلاکش نماید ولیکن نه تنها معترض وی نمی‌شود بلکه بر احساسات دردمندانة خود غلبه می‌کند و پند و اندرز کاووس را به گوش جان می‌نیوشد.
راستی چه شده است؟ آیا رستم از کاووس و سپاه وی می‌ترسد؟
هیهات از چنین اندیشه‌ای چرا که رستم بارها بر سپاهیان گران خروشیده و پشت یلان زیادی را به خاک مالیده است.
اینجاست که باید باور کرد کاووس همان پیر و قطب رستم است، همان پیری که لسان‌الغیب شیرازی او را پی می‌فروش می‌خواند  و همچنان‌که در مبحث «نوشدارو، نماد شراب روحانی» گفته شد، نوشدارو پند و اندرز کاووس است که به رستم می‌رسد و آلام و اندوهش را فرو نشانده و آرامشش می‌بخشد، همین‌جاست که خوانندة شاهنامه باید از خود بپرسد که چرا نوشدارو در وقت مناسب به سهراب نمی‌رسد؟ آیا فردوسی ناخواسته و بر اثر تصادف داستان را به صورتی که در شاهنامه آمده سروده است؟ یا اینکه او فهمیده بود که اگر داستان برخلاف آنچه که در کتابش آورده سروده شود رمز داستان دچار مشکل گشته و از ارزش فعلی آن نیز کاسته خواهد شد. به علت اینکه نوشدارو خاصیت درمان و حیاه‌بخشی دارد و اگر در وقت مناسب به سهراب که نماد نفس رستم است می‌رسید سهراب زنده می‌ماند و همچنان رقیب سرسخت رستم به حساب می‌آمد و شاید هم رستم را از پای درمی‌آورد و این مسئله جنبه رمزی و عرفانی داستان را دچار مشکل می‌ساخت.
البته شاید کسی بر این سخن ایراد بگیرد و بگوید: این حرف وقتی قابل پذیرش بود، که رستم و سهراب کماکان نسبت به پدر و فرزند بودن خود غافل بودند در صورتی که قبل از اینکه رستم گودرز را برای نوشدارو بفرستد آن دو از موضوع مطلع شده بودند. و لذا برای جنگیدن مجدد آن دو با هم هیچ دلیلی وجود ندارد.!
پاسخ ما این است که اولاً هیچ تضمینی برای نجنگیدن مجدد آنها نیز وجود ندارد. ثانیا‌ً ایراد پیش‌بینی شده ناظر بر ظاهر داستان می‌باشد و فارغ از جنبه رمزی مطرح‌شده برای داستان مذکور طرح گردیده است، درحالی‌که سخن نگارنده ناظر بر جنبه رمزی داستان می‌باشد.
نتیجه اینکه بر اساس مطلب فوق شایسته‌ترین وجه این است که بگوییم کاووس نماد پیر می‌فروش است و می و نوشدارو هم پند و اندرز اوست که چون تریاق زهر است و حیاتبخش، که کاووس در وقت مناسب آن را تقدیم رستم می‌کند و وی را از چنگ دیو غم و اندوه رهایی و از ظلمت جسمانی نجات می‌بخشد.
شغاد نماد سروش، دام نماد پیغام اوست.
چنان‌که در بحث پیشین گفته شد نوشدارو در هیئت پند و دلداری به رستم می‌رسد و مایة آرامش خاطر پریشان او می‌گردد و حال نفس رستم چون نفس مطمئنی شده است که پیغام الهی را می‌شنود که خطاب به او می‌گوید: «یا ایتها‌ الن‍َّفس‌ المطمئنه ارجعی الی ربک‌ِ راضیه‌ً مرضیه‌ً فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی»15
و همچنان‌که حافظ می‌گفت:
تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی
 گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش
رستم که بالاخره بعد از سالها ریاضت، سیر و سلوک و خود‌سازی، و کشتن دیو بیرون و نفس اماره حال موفق شده است تا مراحل زیادی از جمله مرحلة «م‍َن عرف‌ نفسه فقد عرف ربه» را که مرحلة شناخت و معرفت است طی کند و محرم اسرار و اهل راز گردد،  اکنون سروش را ملاقات کرده و پیغام او را می‌شنود.
سروش در شاهنامه به‌صورت شغاد متجسم می‌شود و عینیت می‌یابد و پیغام او به صورت دامی است که رستم در آن می‌افتد و به فناء فی‌الله می‌رسد.
جالب اینکه دام هم‌ رنگ الهی دارد و رستم را با رخشش که نماد عشق و پیر باطن اوست در کام خود می‌کشد و از جام بلای دوست‌ مستشان می‌کند، زیرا آنان از مقربان حضرتش گشته و به قول نی‍ّر تبریزی:
هر که در این بزم مقر‌‌ّب‌تر است
جام بلا بیشترش می‌دهند
رخش نماد عشق و پیر باطن
به قول سیف‌الدین باخرزی «دفترها در شرح عشق چون زلف معشوق و گلیم عاشقان سیه کردند، هنوز این نعره به گوش هوش می‌رسد که:
مشکل عشق  تو را تفسیر چیست
 خواب سودای مرا تعبیر چیست»16
از نظر عارفان دل وقتی که صیقل یافت و آیینه شد، و از حجاب غبار انانیت و شرک پاک گشت، نور محبت و عشق خداوند به آن می‌تابد و کشش او سبب می‌شود که قلب عاشق بی‌تب و تاب گشته و عاشق را بی‌قرار کند.
چنان‌که عاشق از شدت بی‌قراری بی‌خود از خود شده و کوس اناالحق بزند. و آن‌گاه تن در یم بلا بسپارد زیرا که دل‌ِ عاشق بر این صفت باشد، چنان‌که شاعر گفته:
با دل گفتم که راز با یار مگو
 زین بیش حدیث عشق، زنهار مگو
دل گفت مرا که این دگر بار مگو
 تن را به بلا سپار و بسیار مگو
و زمانی که تن به بلا سپرده شد عاشق، چون احمد غزالی بین خود و معشوق فرقی نمی‌بیند و می‌گوید: «ندانم تا عاشق کدام است و معشوق کدام و این سر‌ّی بزرگ است، زیرا که ممکن بود که او‌ّل کشش او بود، آن‌گاه انجامیدن این. و اینجا حقایق به عکس بگردد، «و ما تشاؤن إل‍ّا أن یشاءا...»
بایزید گفت رضی‌ا... عنه چندین گاه پنداشتم که من او را می‌خواهم، خود او‌ّل او مرا خواسته بود. یحبهم پیش از یحبونه بود»17
راستی که «عشق راز آفرینش و چاشنی حیات و خمیرمایة تصوف و سرمنشأ کارهای خطیر در عالم و اساس شور و شوق و وجد و نهایت حال عارف است. و محبت چون به کمال رسد عشق نام می‌گیرد، و عشق که به کمال رسد به فنا در ذات معشوق و وحدت عشق و عاشق و معشوق منتهی می‌شود، و اگر آن عشق باشد که از مواهب حق است هم به حق می‌کشاند و می‌رساند.»18
رخش رستم نیز از این سنخ عشق است که همواره رستم را به‌سوی منازل و مراحل می‌کشد و پیش می‌برد چنان‌که احمد غزالی نیز در سوانح خود اشاره‌ای بدین مطلب داشته و گفته است «سر‌‌ّ اینکه عشق هرگز روی تمام به کس ننماید آن‌ست که او مرغ ازل است، گاه‌گاه و‌ا ازل پرد و نقاب جلال و تعز‌ّز خود شود، رستم را هم رخش (عشق) رستم کشد که ایشان هر دو آنجایی‌اند [یعنی ازلی و ملکوتی‌اند] نه اینجایی [و ناسوتی]»20
پیر باطن یا عقل نیز از حیث اینکه انسان را به سوی خوبیها سوق می‌دهد و وسیله درک و دریافت جمال و جلال رخ و قامت یار و عشوه و ناز معشوق است و در حقیقت سبب عشق‌ورزی عاشق به معشوق می‌باشد بی‌گمان چون عشق باشد خلاصه اینکه از عشق هر چه سخن گفته شود باز هیچ نگفته‌ایم چرا که به قول مولانا جلال‌الدین بلخی:
هر چه گویم عشق را شرح و بیان
 چون به عشق آیم خجل باشم از آن
چون قلم اندر نوشتن می‌شتافت
 چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت
چاه نماد پیغام سروش، رنگ ذات، محل فنا و فرجام سیر و سلوک است
چنان‌که گفته شد چاهی که شغاد (نماد سروش) رستم را در آن می‌افکند نماد پیغام سروش است در عین حال تاریکی چاه نماد رنگ ذات است، شاید به همین سبب عرفا می‌گویند:
«بالاتر از سیاهی رنگی نیست»
اما رنگ ذات بودن آن به موجب آن است که هیچ رنگی قدرت غلبه بر رنگ سیاه را ندارد به تعبیر دیگر رنگ سیاه همه رنگها را در خود جذب کرده و نمود و ظهور آنها را می‌گیرد و به رنگ خود متجلی می‌کند.
بنابراین به گفته شیخ عارف محمود شبستری
سیاهی گر بدانی نور ذات است
 به تاریکی درون آب حیات است
در شرح و تفسیر این بیت شمس‌الدین محمد لاهیجی می‌گوید: «سیاهی و تاریکی به یک معنی است، یعنی سیاهی که در مراتب مشاهدات ارباب کشف و شهود در دیدة بصیرت سالک می‌آید، نور ذات مطلق است که از غایت نزدیکی، تاریکی در بصر بصیرت او پیدا آمده و در درون آن تاریکی نور ذات که مقضی فناست، آب حیات بقاء با... که موجب حیات سرمدی است پنهان است، [لذا]
هر کو نه بدین مقام جا کرد
 دعو‌ّی قلندری خطا کرد
این فقر حقیقی است الحق
 اینجاست سواد وجه مطلق
شمشیر فنا درین نیام است
 آن نور سیه درین مقام است
طاووس تو پر بریزد اینجا
 سرچشمه کفر خیزد اینجا»19
بر این اساس رستم که هفت خان را که نماد هفت شهر عشق است طی کرده و بر نفس خویش غالب شده و پیغام سروش را به گوش جان نیوشیده، باید از همه رنگها تهی گردد، از جمله رنگهایی که «نجم‌الدین کبری در تفسیر آنها گفته است، رنگ آبی رنگ «ن‍َب‍َعان» (که رنگی است مشترک میان نفس انسان و آسمان) است و رنگ سبز رنگ حیات قلب و رنگ سرخ رنگ حیات همت و رنگ زرد رنگ ضعف است»21
اما برای تهی شدن از تمام رنگها و برخاستن از کفر رستمیت و عشقش که نماد آن رخش است باید دل به دریای سیاهی که رنگ و نور ذات است زده و در آن فنا شود چنان‌که فنا شدن فرجام سیر و سلوک هر عارفی‌ست، چون هنگامی که عارفی به فناء فی‌ا... رسید به بقاء ابدی که بقاء با... است دست می‌یازد. در شاهنامه این دریا به صورت چاهی مجسم شده است که رستم و رخش را که نماد پیر باطن و عشق است در کام خود می‌کشد.
جالب است که در فرجام و پایان این سفر شغاد هم که نماد سروش است به تیر رستم از پای درمی‌‌آید و این امر نشانگر این است که رستم به مقام «لی‌مع‌ا...» رسیده است و به قول شیخ محمود شبستری:
فرشته گرچه دارد قرب درگاه
نگنجد در مقام لی‌مع‌ا...
گفتنی است اگر کسی بر حقیر ایراد بگیرد و بگوید شاهنامه هیچ جنبة عرفانی ندارد و اصلا‌ً با عرفان بیگانه است و فردوسی هم از عرفان هیچ نمی‌دانسته و ابدا‌ً دامن لب به می عرفان نیالوده است، او فقط مست شراب حماسه بوده و شاهنامه فقط و فقط عرصة حماسه است لیکن آنچه را که شما (نگارنده) در این مقاله به رشتة تحریر درآورده‌ای رستم و سهرابی  است که بر اساس فکر و خیال خود ساخته و پرداخته‌ای، می‌گویم همین‌قدر هم که بپذیرید من توانسته‌ام بر اساس و پایه ذهن و خیال خود، رستم و سهرابی متفاوت از آنچه که در شاهنامه آمده و شما به آن قائلید بسازم برای راقم این سطور جای بسی خشنودی و خوشحالی است.

 

منابع:
1ـ قرآن، ترجمه الهی قمشه‌ای مهدی
2ـ عرفان اسلامی، انصاریان حسین، انتشارات پیام آزادی چاپ اول 1368
3ـ شرح فارس مصباح‌الشریعه، گیلانی عبدالرزاق به تصحیح سید جلال‌الدین محدث (ارموی) نشر صدوق چاپ سوم 1366
4ـ مفاتیح‌الجنان، قمی شیخ عباس
5ـ داستانهایی از شاهنامه فردوسی، صانعی (شریعت پناهی) مسعود انتشارات جانزاده چاپ اول 1376
6ـ‌ فرهنگ اشعار حافظ، رجایی احمد علی. انتشارات علمی چاپ هشتم 1375
7ـ ممدالهمم در شرح فصوص الحکم، آملی حسن‌زاده. سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چاپ اول 1378
8 ـ تجربه دینی و مکاشفه عرفانی، فعالی محمدتقی، مرکز نشر پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه چاپ اول 1379
9‌ـ ابعاد عرفانی اسلام، شیمل آن ماری ترجمه عبدالرحیم گواهی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی چاپ سوم 1377.
10ـ عارفانه‌ها، معصومی رضا، نشر اشاره چاپ ششم 1371
11ـ مفاتیح‌الاعجاز فی شرح گلشن راز، لاهیجی شمس‌الدین محمد، مقدمه، تصحیح و تعلیقات محمدرضا برزگر خالقی و عفت کرباسی انتشارات زو‌ّار چاپ سوم 1378.
12‌ـ دو رساله عرفانی در عشق، تصنیف غزالی احمد و باخرزی سیف‌الدین به کوشش ایرج افشار،  انتشارات صفی‌علیشاه چاپ سی‌ام 1380
14‌ـ فرهنگ اصطلاحات عرفانی، سجادی سید جعفر، انتشارات طهوری چاپ پنجم 1379
15ـ پرتو عرفان، کی‌منش عباس انتشارات سعدی چاپ اول 1366
16‌ـ مجموعه مقالات همایش بین‌المللی شیخ نجم‌الدین کبری ناشر رایزنی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران در ترکمنستان چاپ اول 1380
17ـ گلشن راز، شبستری شیخ محمود به تصحیح پرویز عباسی داکانی انتشارات الهام چاپ دوم 1380
18‌ـ شاهنامة فردوسی، ژول مول. ترجمة جهانگیر افکاری شرکت سهامی کتابهای جیبی 1369
19‌ـ فرهنگ فارسی، معین محمد، انتشارات امیر کبیر چاپ یازدهم 1376
20‌ـ کلیات دیوان شمس مولوی بلخی جلال‌الدین محمد مقدمه بامداد جویباری انتشارات گلشایی چاپ اول 1368
21‌‌‌‌ـ به پاکی خورشید صادقی امیر، مقدمه محمودی بختیاری علیقلی، انتشارات سرای مهر چاپ اول 1382
22ـ مثنوی معنوی مولوی بلخی جلال‌الدین، به تصحیح رینولد‌الی‍ّن نیکلسون انتشارات علمی چاپ دوم 1364.

 

 

 

 

 


پانوشتها:
٭عنکبوت/ 45
1ـ سوره یوسف/ 53
2ـ مصباح‌الشریعه باب 82
3ـ عرفان اسلامی ج 12 ص 158
4‌ـ عرفان اسلامی ج 6 ص 184 ـ 183
5‌ـ غافر / 60
6‌ـ فرهنگ اشعار حافظ 494
7‌ـ مفاتیح‌الاعجاز ص 133 و 205
8ـ همان.
9ـ زمر / 10
10ـ‌ مولوی. دیوان شمس
گر سینه آیینه کنی بی‌کبر و بی‌کینه کنی
در وی ببینی هر دمش کالصبر مفتاح الفرج
11ـ فرهنگ اشعار حافظ 91 ـ 88
12و 13 و 14ـ همان
15ـ فجر / 30 ـ 27
16ـ دو رساله در عشق 94
17‌ـ دو رساله در عشق 39
18‌ـ فرهنگ اشعار حافظ 612
19ـ دو رساله در عشق 28 ـ 27
20ـ مفاتیح‌الاعجاز 84
21ـ مجموعه مقالات همایش بین‌المللی شیخ نجم‌الدین کبری 116 ‌ـ‌ 1
14

 

 



تاريخ : جمعه سیزدهم شهریور ۱۳۸۸ | ۱۶:۲۲ بعد از ظهر | نویسنده : |

مباحث دستوری

 ضمیر

می توان به جای آوردن اسم، واژه ای آورد كه جانشین اسم شود. مثلاً به جای

مرد رفت.

می توان گفت:

او رفت.

و به جای

شیشه شكست.

می توان گفت:

این شكست.

در این جمله ها «او» و «این» به جای اسم نشسته اند و جانشین اسم شده اند.واژه ای كه جانشین اسم می شود و با آوردن آن، دیگر خود اسم را نمی آوریم ضمیر نامیده می شود.ضمیر مقوله دیگری از انواع كلمه است.

صفت

می توان وابسته ای برای اسم آورد و با آن خصوصیتی به اسم نسبت داد؛ مثلاً چنین گفت:

مرد دانا رفت.

شیشه نازك شكست.

«دانا» خصوصیتی به مفهوم «مرد» می افزاید. همچنان كه «نازك» خصوصیتی را درباره «شیشه» بیان  می كند. «دانا» و «نازك» مقوله  دیگری از انواع كلمه است. این واژه ها را صفت می نامیم.صفت كلمه ایست وابسته به اسم كه خصوصیتی به اسم نسبت می دهد و مفهوم آن را مقیّد می كند.

 قید

درجمله ی

مرد دانا رفت.

می توان گفت:

مردِ دانا سریعاً رفت.

«سریعاً» وابسته به فعل است و نشان می دهد كه «عمل رفتن» چگونه اتفاق افتاده است. «سریعاً» در این جا مقوله دیگری از كلمه است كه آن را قید می نامیم.قید واژه ای است كه خصوصیتی به مفهوم فعل می افزاید یا به عبارت دیگر معنی آن را محدود و مقید می سازد.بعضی از اسم ها، صفتها، فعل ها و ضمیرها نیز در جمله به صورت قید به كار می روند؛ همچنین واژه ای كه به صفت یا مسند یا یك قید دیگر یا مصدر و یا به مفهوم جمله وابسته باشد و آنها را مقید كند نیز قید نامیده می شود:

«شیشه بسیار نازك شكست.» (در این جمله «بسیار»قید برای صفتآمده)

«شیشه بسیار نازك است.» (در این جمله «بسیار»قید برای مسندآمده)

«مرد دانا بسیار تند رفت.» (در این جمله «بسیار»قید برای قیدآمده)

«تند برخاستن و رفتن علی مرا به تعجب انداخت.» (در این جمله «تند»قید برای مصدر آمده)

حرف شبه جمله

علاوه بر مقوله های اسم، فعل، ضمیر، صفت و قید، دو مقوله دیگر نیز در زبان دیده می شود:

الف) در جمله ی

مرد با كودك رفت.

«با» ، «كودك» را به «مرد» ارتباط می دهد و آن دو را همراه می كند، «با» از مقوله ای است كه آن را حرف می نامیم. حرفها وظایف گوناگونی در جمله به عهده می گیرند.

ب) در جمله ی

كاش باران بیاید

«كاش» واژه ای است كه مفهوم جمله از آن به دست می آید و بار عاطفی دارد. مثلاً مفهوم این جمله ها از «كاش» مستفاد می شود:

آرزو می كنم.... – خواست من این است كه ... –

واژه هایی كه مفهوم جمله از آنها به دست می آید و عاطفه ای را بیان می كنند، شبه جمله یا صوت نام دارند. اسم، فعل، ضمیر، صفت، قید، حرف و شبه جمله ، مقوله های هفتگانه زبان است. آنها را انواع كلمات یا طبقات دستوری نیز می گویند.

گروه واژه

هر جمله از جزء های كوچكتری تشكیل می شود؛ مثلاً در این جمله:

دانش آموزان كلاس پنجم تمرین های ریاضی خود را خیلی سریع نوشتند.

در وهله ی نخست می توان این جزءها را تشخیص داد:

دانش آموزان كلاس پنجم

تمرین های ریاضی خود را

خیلی سریع

نوشتند.

سه جزء اول، گروه هایی هستند كه با هم عمل می كنند، یعنی از نظر نحوی یك واحد هستند؛ در سه گروه اول، هسته ای وجود دارد كه بقیه واژه ها بدان وابسته اند:

دانش آموزان، تمرین ها، سریع.

از جزءهای هسته، به اضافه واژه آخر، می توان جمله ای ساخت. جمله ای را كه از این جزء های هسته می سازیم، می توان جمله هسته نامید:

دانش آموزان تمرین ها را سریع نوشتند.

هر كدام از جزءهای هسته را واژه ای تشكیل می دهد كه برخی از واژه ها نیز قابل تقسیم به اجزای كوچكتری هستند:

دانش آموزان= دان+  ِِ ش + آموز+ ان

تمرینها= تمرین + ها

نوشتند = نوشت + ََ ند.

هر كدام از این جزء های كوچكتر را واژك می نامیم.واژك كوچكترین جزء معنی دار زبان است كه نمی توان آن را به واحد كوچكتری تقسیم كرد:

دان ِ  ش آموزان ِ  كلاس  ِ پنج ُ م تمرین های ریاضی خود را خیلی سریع نوشت  َ ند

واژك : دان/  ِش/ آموز / ان/  ِ/ كلاس /  ِ/ پنج / ُم / تمرین / ها /ی / ریاضی/  ِ/ خود/ را/ خیلی / سریع / نوشت / َند.

واژه :دانش آموزان/  ِ/ كلاس/  ِ/ پنجم/ تمرین ها / ی / ریاضی/  ِ/ خود / را / خیلی / سریع/ نوشتند.

گروه : دانش آموزان كلاس پنجم / تمرین های ریاضی خود را / خیلی سریع / نوشتند.

جمله:دانش آموزان كلاس پنجم تمرین های ریاضی خود را خیلی سریع نوشتند.

چنان كه جدول بالا نشان می دهد جمله قابل تقسیم به چند گروه، و گروه قابل تقسیم به چند واژه، و واژه قابل تقسیم به چند واژك است. همچنین جدول بالا نشان می دهد كه گاهی یك واژك، خود، یك واژه است و نیز به جای گروه به كار می رود. چنان كه در جدول زیر «سریع» واژك، و نیز جانشین واژه و گروه است:

دان  ِ ش آموز  ان تمرین ها را سریع نوشت  َ ند.

واژك :دان /  ِش/ آموز/ ان/ تمرین / ها / را/ سریع / نوشت/  ند.

واژه :دانش آموزان/ تمرین ها / را / سریع / نوشتند.

گروه :دانش آموزان / تمرین ها را / سریع / نوشتند.

جمله :دانش آموزان تمرین ها را سریع نوشتند.

: نهاد، مفعول، قید، متمم

در جمله، گروه ها با فعل در ارتباط اند و هر گروهی در ساختمان كلام نقشی به عهده دارد. مثلاً در جمله :

دانش آموزان كلاس پنجم(1)تمرین های ریاضی خود را(2) با قلم های خودكار(3)   خیلی سریع(4)نوشتند.(5)

گروه اولنهاد {= مسندٌ الیه} است،یعنی فعل به آن اسناد داده شده است. گروه دوممفعول است،یعنی فعل بر آن واقع شده است. گروه سوممتمم است،یعنی به معنی فعل چیزی می افزاید و آن را تمام و كامل می كند. گروه چهارمقیداست ونشان می دهد كه فعل چگونه اتفاق افتاده است.

گروهی را كه گروه فعلی به آن اسناد داده می شود، گروه نهادی یا نهاد یا مسندالیه می گویند، یا می گویند، نقش نهادی دارد؛ مانند گروه «دانش آموزان كلاس پنجم».

گروهی را كه گروه فعلی برآن واقع می شود، گروه مفعولی یا مفعول می گویند، یا می گویند نقش مفعولی دارد؛ مانند گروه «تمرین های ریاضی خود».

گروهی كه چگونگی وقوع فعل را مشخص می كند، گروه قیدی یا قید نامیده می شود یا می گویند نقش قیدی دارد؛ مانند گروه «خیلی سریع».

گروهی را كه با حرف اضافه همراه است و معنی فعل را تمام می كند، گروه متممی یا متمم می گویند یا می گویند نقش متممی دارد، مانند گروه «قلم های خودكار».

 



تاريخ : دوشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۸۸ | ۲۲:۰ بعد از ظهر | نویسنده : |

چگونه از درس خواندن نتيجه بهتري بگيريم ؟

 


آمار نشان داده كه ذهن انسان در زمان هاي كوتاه و مكرر بسيار متمركزتر از زمان هاي طولاني عمل مي كند. بنابراين حتي اگر فقط ده دقيقه براي درس خواندن فرصت داريد، آن را به فواصل زماني كوتاهتر تقسيم كنيد. همچنين بهتر است پس از هر ده دقيقه درس خواندن به خودتان استراحت بدهيد.

نكاتي براي دستيابي به نتيجه دلخواه در امتحانات، ارائه روش هايي بسيار ساده در بالا بردن سرعت يادگيري، حفظ كردن و مطالعه.

در فواصل زماني كوتاه اما پيوسته درس بخوانيد

آمار نشان داده كه ذهن انسان در زمان هاي كوتاه و مكرر بسيار متمركزتر از زمان هاي طولاني عمل مي كند. بنابراين حتي اگر فقط ده دقيقه براي درس خواندن فرصت داريد، آن را به فواصل زماني كوتاهتر تقسيم كنيد. همچنين بهتر است پس از هر ده دقيقه درس خواندن به خودتان استراحت بدهيد.

از آنجا كه مغز انسان به منظور ساخت پروتئين و تجديد نيرو به زمان نيازمند است، اين روش كارايي بسياري دارد. زمان استراحت به مغز فرصت جذب آموخته ها را مي دهد، در مقابل درس خواندن براي مدت زمان طولاني نه تنها كسالت آور است، بلكه باعث خستگي، ايجاد استرس و گيج شدن مي شود، در نتيجه قدرت يادگيري را كاهش مي دهد.

با خيالي آسوده استراحت كنيد

اگر زمان شما اجازه مي دهد به منظور تجديد قوا، يك روز كامل را به استراحت بگذرانيد. با اين كار ممكن است احساس عذاب وجدان كنيد و مرتبا با خود بگوئيد : بايد امروز را هم درس مي خواندم و زمان گرانبهايي را كه به استراحت تخصيص داده ايد، با استرس سپري كنيد. اما همانطور كه در بالا اشاره شد، فراموش نكنيد كه در حالت استرس مغز اطلاعات جديد را جذب نمي كند. يك روز را به فراغت بگذرانيد و احساس بدي از درس نخواندن خود نداشته باشيد.

وضعيت جسمي خود را در نظر بگيريد

در زمان هايي كه خسته، عصباني ، حواس پرت و شتاب زده هستيد درس نخوانيد. زماني كه مغز انسان در حالت آرامش است، مانند يك اسفنج اطلاعات را جذب مي كند، برعكس زماني كه استرس داريد، تلاش شما براي يادگيري بي فايده است، زيرا در چنين حالتي مغز اطلاعات را دفع مي كند. هيچگاه در زماني كه فكر شما به چيزهاي ديگري مشغول است، خود را مجبور به درس خواندن و يادگيري نكنيد، اين كار چيزي جز اتلاف وقت نيست.

درس ها را در همان روز مرور كنيد

زماني كه چيز جديدي ياد مي گيريد، سعي كنيد در همان روز نكات مهمش را دوره كنيد. با گذشت چند روز، براي يادآوري آن مطالب به تلاش بيشتري نياز خواهيد داشت. به هر حال يك مرور سريع در انتهاي روز، باعث ماندگاري بيشتر در مغز و يادآوري آسانتر مطالب خواهد بود.

مرحله به مرحله پيش برويد

ممكن است باور نداشته باشيد كه هميشه از كل به جزء و از بزرگ به كوچك رسيدن ، روش كارايي در امر يادگيري در سنين مختلف است. در زمان درس خواندن ابتدا سعي كنيد يك درك كلي از مطلب داشته باشيد سپس وارد جزئيات شويد، با اين روش امكان موفقيت شما بيشتر مي شود.

محيطي مناسب براي درس خواندن فراهم كنيد

هميشه فراهم كردن محيط مناسب براي درس خواندن را در اولويت اول قرار دهيد. به طور مثال اگر به سكوت احتياج داريد، تمام سعي تان را براي ايجاد يك مكان دور از سر و صدا براي موفقيت در درس خواندن ، به كار بگيريد.

ميزان خستگي مغزتان را در نظر داشته باشيد

كاملا طبيعي است كه گاهي مغز انسان در اثر خستگي، مطالب را فراموش مي كند، اين امر هرگز بدان معنا نيست كه شما آدم كودني هستيد، به جاي عصباني شدن، سعي كنيد چنين حالتي را پيش بيني كنيد و با آن كنار بياييد.

تصور كنيد كه مغز شما لايه هاي اطلاعات را به ترتيب روي هم مي چيند، با قرار گرفتن اطلاعات جديد در سطوح بالا، اطلاعات لايه هاي پايين تر كهنه شده و به آساني قابل دسترس نخواهند بود، بنابراين به فراخواني شما ديرتر جواب مي دهند، مرور كردن تنها روش جلوگيري از چنين پيشامدي است.

با برنامه ريزي مناسب، درس خواندن را به عادت تبديل كنيد

عموما اگر ساعات مشخصي از روز را براي درس خواندن برنامه ريزي كنيد، خيلي زود به آن عادت خواهيد كرد. بدون تخصيص ساعات مشخصي از روز، ممكن است هيچگاه وقت درس خواندن پيش نيايد. يك روش مناسب براي اين كار يادداشت كردن زمان در دفتر روزانه است، درست مثل اينكه از پزشك وقت گرفته ايد، مثلا در دفتر يادداشت خود بنويسيد : 2 تا 4 بعد از ظهر? درس خواندن

هدف داشته باشيد

يكي از دلايل اصلي كه باعث مي شود افراد به اهداف خود نرسند اين است كه معمولا آنها را دست نيافتني مي پندارند. در صورتي كه با برنامه ريزي و مديريت صحييح مي توان به كليه اهداف خود دست يافت.

كافي است سعي كنيد فرق بين اهداف كوتاه مدت و بلند مدت خود را دريابيد، اهداف بلند مدت را مانند يك رويا در ذهن بپرورانيد و نگه داريد، در عين حال فعاليت هاي روزانه زندگي را به اهداف كوتاه مدت اختصاص دهيد.

نااميدي دشمن يادگيري است

افرادي كه دائما خود را به دليل كندي در يادگيري سرزنش مي كنند، حتي اگر پيشرفتي مناسب و قوه يادگيري بالايي داشته باشند، همواره در استرس به سر مي برند. در مقابل افرادي كه به خود و سرعت يادگيري شان اطمينان دارند، حتي اگر از هوش و استعداد كمتري نسبت به گروه قبل برخوردار باشند، نتيجه كارشان بهتر است، زيرا اين افراد انرژي خود را صرف نگراني و حساسيت هاي بي مورد نكرده ، آهسته و پيوسته پيش مي روند.

 



تاريخ : دوشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۸۸ | ۲۱:۵۰ بعد از ظهر | نویسنده : |

نكاتي درباره موفقيت

 

1. موفقيت افراد بيش از آنكه به ميزان هوش آنها بستگي داشته باشد به ميزان اشخاص بستگي دارد.
2. همه ما بيش از آنكه متوجه خود باشيم محصول تفكرات پيرامون خويش هستيم پس بايد اين تفكرات را تقويت كنيم.
3. امرسون مي گويد : مردان بزرگ كساني هستند كه مي دانند انديشه ها بر جهان حكم مي رانند.
4. ميلتون در بهشت گمشده مي گويد : ذهن بر تخت خود نشسته است و مي تواند درون خود بهشتي از جهنم و جهنمي از بهشت بر پا كند.
5. كساني كه خود را در رده دوم مي بينند ، زندگي و كارهايشان هم در رده دوم باقي مي ماند.
6. نگذاريد فكرتان عليه شما به كار افتد ، در عوض كوشش كنيد كه آنرا به خدمت بگيريد.
7. اولين رمز موفقيت ايمان و اعتقاد به تواناييهاي خويش است.
8. افراد موفق آدمهاي معمولي هستند كه از اعتماد به نفس و ايمان بيشتري برخوردارند.
9. پايداري و پشتكار95% از توانايي را تشكيل مي دهد
10. از انيشتين پرسيدند : يك مايل چند فوت است؟ پاسخ داد :چرا بايد مغزم را از اطلاعاتي پر كنم كه مي توان در عرض دو دقيقه از هر كتاب مرجعي يافت. پس اطلاعات بهينه و به جا را در فكر خود جايگزين اطلاعات بيهوده سازيد.
11. ذهن انسان براي فكر كردن است نه براي انبار كردن اطلاعات.
12. اقدام ترس را از ميان بر مي دارد.
13. براي موفقيت و نفوذ بهتر به ميان ديگران اقدامات زير را در زندگي روزمره به كار گيريد:
•        هميشه در رديف هاي جلو بنشينيد.
•        مستقيماً به چشم ديگران نگاه كنيد.
•        بلند و قاطع سخن بگوييد.
•        خنده رو باشيد.
•        انعطاف پذير باشيد.
14. براي نفوذ بر قلب هاي افراد نكات زير را به كار گيريد:
•        افراد در هر سني كه باشند تشنه تعريفند.
•        در تعريف از ديگران زياده روي و مبالغه ننماييد.
•        خودتان را آنگونه كه هستيد بنگريد و ديگران را آنگونه كه بايد باشند بنگريد.
 15. وقتي كه فكر كنيد چيزي غير ممكن است فكرتان در پي آنست كه دلايلي بيابد كه اين مطلب را اثبات كند ، ولي هنگامي كه ايمان داشته باشيد ، ايماني حقيقتي انكار نشدني است ، فكرتان راه هاي انجام آن كار را مي يابد.
 16. وقتي كاري را شروع مي كنيد ، زياد مهم نيست كه از آن چه ميدانيد ، مهم اين است كه وقتي كارتان را شروع مي كنيد ، چه چيزهايي ياد مي گيريد و چه طور از آنها استفاده مي نماييد.
 17. انسان هاي بزرگ گوش كردن را به انحصار خود در مي آورند.
 18. انسان هاي كوچك حرف زدن را به انحصار خود در مي آورند.
19 . رهبران بزرگ بيشتر وقت خود را صرف نصصيحت شدن مي گذرانند تا نصيحت كردن.
20. براي به حركت در آوردن ديگران اول بايد خودتان را به حركت در آوريد.
21. براي موفق بودن بايد احساس ارزشمند بودن كنيد.
22. نكات مهم زير را براي موفق شدن به كار ببنديد:
•        قدر داني و تشكر را از ياد نبريد.
•        تعريف و تجيد از ديگران را از ياد نبريد.
•        افراد را محترمانه مورد خطاب قرار دهيد.
•        افتخارات را در انحصار خويش قرار ندهيد.
23. موفقيت هر شخص به حمايت ديگران بستگي دارد



تاريخ : جمعه شانزدهم مرداد ۱۳۸۸ | ۱۱:۱۶ قبل از ظهر | نویسنده : |
درس بیست ودوم

* مقاله قالب نگارشی است که برای مقاصد خاصی تهیه می شود ومثل هر نوشته انواع گوناگونی دارد .

1- برای هدف ومقصود خاصی نوشته می شود . 2- از نظمی خاص وسیر منطقی مشخصی پیروی می کند . 3- بین بخش های آن هماهنگی وارتباط وجود دارد . 4- درتهیه ی آن ازمنابع معتبر استفاده می شود . 5- حجم مقاله ها بین 500تا 5000کلمه است . 

* مقاله ها بر اساس چگونگی تهیه به چند دسته تقسیم می شوند :

1- پژوهشی وتحقیقی 2- توصیفی وتشریحی 3- تحلیلی

* اساس تهیه ی مقاله تحقیقی آزمایش ، تحقیق ، تجربه ، آمار واسناد است وحدس وگمان در آن جایی ندارد .

* درمقالات تشریحی نویسند ه با دقت وموشکافی وقایع ، زشتی ها وزیبایی ها را برای خواننده مصور می سازد .

* مقالت بر حسب لحن به دودسته ی : جدی وانتقادی تقسیم می شوند .

* تهیه ی مقاله مراحل خاصی دارد که با انتخاب موضوع شروع وبا ذکر منابع پایان می یابد .

* قسمت های تشکیل دهنده ی مقاله عبارتند از : عنوان ، فهرست ، مقدمه ، متن مقاله ة نتیجه ومنابع ومآ خذ .

* نویسنده مقاله ضمن تسلط وآگاهی باید آزاد اندیش وراستگفتار وامین باشد .

درس بیست وسوم

گروه قیدی در زبان فارسی از یک کلمه یا بیشتر ساخته شده ودر ساختمان واحد بالاتر جایگاه ادات را اشغال می کند .

* واژه هایی که به تنهایی در جایگاه قید یا متمم قیدی به کار می روند (( واژه ی قیدی )) نامیده می شوند .

* گروه قیدی بخشی از سخن است که فعل به آن نیازمند نیست وبه همین دلیل می توان آن را از جمله حذف کرد .

* گروه قیدی از نظر ساختمان دو گونه است : 1- نشانه دار 2- بی نشانه 

* گروه های قیدی نشانه دار چهار نوع است : 1- کلمات تنوین دار 2- پیشوند +اسم 3- متمم های قیدی 4- واژه های مکرر

* گروه های قیدی بی نشانه سه نوع است : 1- قید های مختص 2- اسم های مشترک با قید 3- صفت های مشترک با قید 

* قید های مختص واژه هایی هستند که تنها قید واقع می شوند وشمار آنها در فارسی زیاد نیست .

* راه تشخیص قید حذف آن از جمله است . اگر باحذف کلمه جمله ناقص نشود آن کلمه قید محسوب می شود .

* قید های مشترک بر دونوع است : 1- قید هایی که در اصل گروه اسمی اند ومی توانند در جمله نقش دیگری بگیرند 2- قید هایی که با صفت مشترک هستند .

* درزبان فارسی برخی فعل ها حرف اضافه ی خاصی می پذیرند باید دقت کرد که حروف اضافه ی آن فعل را به کار برد درغیر این صورت جمله نادرست است : ترسیدن = از        امیدوار = به        آموختن = به

درس بیست وچهارم

* زبان شناسان زبان را در سه سطح بر رسی می کنند : واج شناسی ، دستورزبان ، وروابط معنایی

* زبان شناسان سطح دستور زبان را به دو بخش صرف ونحو تقسیم وهر یک از آن دو را جداگانه بر رسی می کنند .

*در بخش صرف به مطالعه ی درونی واژه می پردازند .

* ساختمان کلمه را می توان مرکب از سه عنصر دانست : پیشوند ، پایه ، پسوند .

* واژه به آن واحد زبان گفته می شود که از یک تکواژ یا بیشتر ساخته شده است .

* به کوچکترین واحد های با معنایی که از تجزیه ی واژه ها مشخص می شود تکواژ گفته می شود .

* تکواژ ها بر پایه ی ویژگی های معنایی ساختواژی ودستوری به چهار دسته تقسیم می شوند : 1- تکواژهای واژگانی یا قاموسی 2- تکواژ های دستوری یا نقشی 3- تکواژ های اشتقاقی 4- تکواژ های تصریفی

* تکواژ های تصریفی دارای دو ویژگی عمده هستند .

1- برای همه ی واژه های هر دسته یا مقوله به طور یکسان به کار می روند . 2- مقوله ی واژه ی حاصل را نسبت به پایه ی واژه تغییر نمیهند .

* نقش تکواژ های اشتقاقی یا ساختن کلمه ی آزاد است یا آماده کردن کلمه برای قرار گرفتن در ساختار صرفی است .

* نقش ساخت واژه های تصریفی آماده سازی کلمات موجود زبان برای ورود به ساخت نحوی جمله است .

* واژه ی غیر ساده آن است که بیش ازیک تکواژ دارد ومی توان آن را به اجزای سازنده تقسیم کرد .

* واژه ی غیر ساده را از جهت اجزای سازنده آن به سه دسته تقسیم می کنند : مرکب – مشتق – (مشتق- مرکب )

* در مورد واژه های غیر ساده وضعیت امروز آنها را در نظر می گیریم .

* درزبان فارسی دو ضمیر ( این و آن ) جانشین اسم نمی شوند ونمی توان آنهارا به جای اسم به کار برد . اما می توانند به عنوان صفت پیشین همراه اسم بیایند .

درس بیست وپنجم

* مطالب کتاب بصورت خلاصه می باشند !

درس بیست وششم

* کلماتی اهمیت املایی دارند که دارای یک یا چند از گروه های شش گانه باشند . :

* حرف های  ح – ه  نماینده واج وصدای / ه/ می باشند .

* حرف های ز- ذ – ض – ظ  همگی نماینده واج وصدای / ز / می باشند .

* حرف های غ – ق  هر دو نماینده واج /غ/ می باشند .

* غیر از گروه های ششگانه چند گروه فرعی ومحدود از جمله کلمات تنوین دار ، کلمات شمارشی ، کلمات اختصاری نیز جز گزینش املایی هستند .

* نوشتن اعداد با حرف یا رقم واستفاده از شکل اختصاری کلمه در املا غلط است .

* به کار بردن شکل اختصاری کلمه در املا از بار دوم به بعد صحیح است .

درس بیست وهفتم

* جمله در ساختمان واحد بزرگتر زبان یعنی جمله مستقل به کار می رود .

* جمله مستقل یک ساخت زبانی است که جزئی از ساخت بزرگتر نباشد .

* جمله مستقل بزرگترین واحد زبان است .

* جمله مستقل بر دو نوع است : 1- ساده 2- مرکب

* جمله ساده یک فعل دارد .

* جمله ی مرکب آن است که بیش از یک فعل دارد .

* جمله ی مرکب از یک جمله ی هسته ویک یا چند جمله ی وابسته تشکیل می شود .

* بخشی از جمله ی مرکب که پیوند وابسته ساز دارد جمله ی وابسته نامیده می شود .

* بخشی که پیوند وابسته ساز ندارد هسته است .

* پیوند ها بر دو نوعند : وابسته ساز – هم پایه ساز

* پیوند های وابسته ساز که جمله ی وابسته را به جمله ی هسته وابسته می سازند عبارتند از : که – تا – چون – اگر – زیراکه و ....

* پیوند های هم پایه ساز که دو جمله ی ساده را به همدیگر ربط می دهند بدون آنکه بین آنها وابستگی ایجاد شود عبارتند از : اما – ولی – و – یا  و ......

* جمله ی وابسته را از پیوند وابسته ساز همراه آن تشخیص می دهیم .

* به جمله هایی که با پیوند هم پایه ساز ساخته می شوند جمله ی هم پایه می گویند : هوا سرد است وبرف می بارد * جمله ی وابسته می تواند پیش از جمله ی هسته یا پس از آن بیاید .

* در زبا فارسی کلماتی وجود دارد که شکل نوشتاری آنها اندکی با هم متفاوت است بدون آنکه در معنا تفاوتی داشته باشند انتخاب یکی از آنها به سبک وعلاقه ی ما بستگی دارد . : الف) آشیان – رخسار – روزن  ب) آشیانه- رخساره – روزنه 

درس بسیت وهشتم

 * گزارش نوعی نوشته است که در آن نویسنده اطلاعات را در موضوعی خاص تهیه می کند ودر اختیار کسانی می گذارد که از آن اطلاع وآگاهی ندارند .   

* گزارش انواع گوناگونی دارد : رسمی واداری – غیر رسمی – دوره ای ومرتب – اجمالی – کوتاه – مفصل – فردی – گروهی – و ....

* تهیه ی گزارش مراحلی دارد که باید رعایت شود .

* در نگارش متن گزارش رعایت نکات مهم زیر مهم است :

1- آمار واعداد ومحاسبات را  به دقت ذکر کنیم .

2- از جزئیات غیر ضروری پرهیز کنیم

3- سعی کنیم مطالب گزارش مستند باشد .

4- به زبان ساده روان گویا وقابل فهم بنویسیم .

5- لحن گزارش را به دور از تعصب توهین تمسخر ومبالغه بنویسم .

درپناه حق

 

 

 



تاريخ : پنجشنبه یکم مرداد ۱۳۸۸ | ۷:۱۵ قبل از ظهر | نویسنده : |
 درس نوزدهم

*قدم اول در تحقیق وپژوهش توانایی استفاده وبهره گیری از منابع است .

* شرط استفاده از منابع ومراجع شناختن آنها وآشنایی با طرز استفاده از آنهاست .

* در مراجعه به مراجع به اطلاعاتی از قبیل : معنی یا معانی گوناگون ، املای درست ،تلفظ ، ریشه و... به دست می آوریم .

* ترتیب قرار گرفتن کلمات واژه نامه ها بر اساس حروف الفباست برخی از واژه نامه ها عمومی اند مانند : فرهنگ معین ولغت نامه ی دهخدا وبرخی نیز تخصصی هستند مانند : فرهنگ اصطلاحات علمی زیر نظر پرویز شهریاری.

* برای شناخت منابع ومراجع می توان از فهرست کتاب شناسی ها ، مقاله ، نامه ها ، برگه های کتاب داری و... استفاده کرد .

*درمیان منابع پژوهشی کتاب های مرجع جایگاه ویژه ای دارند . زیرا در کوتاه ترین زمان اطلاعاتی دقیق ،جامع واساسی درباره یک موضوع ،مفهومو... به ما می دهند .

* برخی از کتاب های مرجع عبارتند از : واژه نامه ها ، فرهنگ نامه ها ، دانش نامه ها ، زندگی نامه ها و...

* مراجع پژوهش به چهار دسته ی اصلی تقسیم می شوند . : 1- مراجع دست اول 2- مراجع دست دوم 3- مراجع مطالعاتی و غیر کتابی 4- مواددیداری – شنیداری .

درس بیستم

* هسته گروه اسمی ممکن است اسم یا ضمیر باشد .

* کلمه ای که به جای اسم می نشیند ضمیر نامیده می شود .

* اسمی را که ضمیر به جای آن آمده است مرجع ضمیر می نامند.

*هرگروه اسمی که هسته ی آن ضمیر باشد می تواند بر خی وابسته ها را به همراه داشته باشد .

* ضمیر های اشاره (این و آن ) وابسته های پسین جمع را می پذیرند .

* ضمیر مشترک خود   مضاف الیه می گیرد . : خود سعید 

* بعضی از ضمیر های شخصی جدا گاهی صفت می گیرند : من دانش آموز

* برای دوم شخص مفرد برای احترام به جای ضمیر ( تو – ت ) از ضمیر های (شما وتان ) استفاده می شود .

* برای سوم شخص مفرد هنگام احترام به جای ضمیر های (او – اش ) ازضمیرهای ( ایشان – شان ) استفاده می شود .

* شبه جمله واژه هایی هستند که به تنهایی همچون جمله ی مستقل مفهوم کاملی را می رسانند اما دارای نهاد وگزاره نیستند .

*شبه جمله از نظر معنا انواع گوناگونی دارد .

* منادا نیز چه با نقش نما ( ای- یا – آی – ا) همراه باشد چه بی آن شبه جمله نامیده می شود .

در زبان فارسی واژه ی برخوردار  به معنی بهره مند است ودرجاییبه کار می رود که مفهوم جمله مثبت باشد : پدرم از سلامت کامل برخوردار است .

درس بیست ویکم

* منظور از گزینش املایی تشخیص کاربرد صحیح حروفی است که دارای واج یکسان هستند.

* برای تشخیص گزینش صحیح املایی می توان از راه های دیدن شکل صحیح کلمات ، شناختن هم ریشه وهم خانواده بودن کلمات وتوجه به معنای کلمات استفاده کرد .

* حروف شش گانه عبارتند از : 1- ء – ع 2- ت –ط 3- ث –س – ص 4- ح – ه  5- ز – ذ – ض – ظ 6- ق – غ

* حرف همزه اگر آغازی باشد به شکل (ا) نوشته می شود .

* حرف های (ص – ث ) خاص عربی است .

* در گذشته مردم بیشتر به حرف (ط) گرایش داشتند اما امروزه به (ت) می نویسند : طهران = تهران

* در زبان فارسی کلماتی وجود دارند که به دوشکل نوشته می شوند در املا هر شکل را گزینش کنیم صحیح است .: آذوقه / آزوقه – حوله / هوله – زغال / ذغال



تاريخ : یکشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۸۸ | ۱۲:۲۷ بعد از ظهر | نویسنده : |
درس شانزدهم

*گروه اسمی از یک اسم به عنوان هسته ویک یا چند وابسته تشکیل می شود اما وجود وابسته اجباری نیست .

* هسته گروه اسمی یا اسم است یا هرچه در حکم اسم باشد .

* وابسته های اسم دو گونه اند : پیشین – پسین

* ویژگی های اسم در زبان فارسی عبارتند از : 1- شمار 2- شناس – ناشناس 3- عام –خاص 4- ساختمان

* شمار : اسم یا مفرد است یا جمع یا اسم جمع

* مفرد در فارسی نشانه ی ویژه ای ندارد .

* نشانه های جمع در فارسی عبارتند از : ها – ان – ات – ون – جات

* جمع مکسر ویژه کلمات عربی است که برخی از آنه در فارسی به کار می رود .

* اسم جمع مانند مفرد نشانه ای ندارد اما بر یک مجموعه دلات می کند .: ملت – طایفه – دسته

* شناس (معرفه ) اسمی است که برای شنونده یا گوینده شناخته شده باشد .

* برخی از نشانه های اسم شناس عبارتند از : 1- همراه (را) مباشد 2- اسم جنسی که مضاف الیه آن شناس باشد 3- این وآن وکدام قبل از آن باشد .

*ناشناس : اسمی که برای گوینده یا شنونده به صورت ناشناس به کار رود وپیش از (ی)یا (ی- را ) می آید .

* اسم جنس اسمی است که بدون هیچ نشانه ای به کار می رود ومنظور آن تمام افراد طبقه ی خود می باشد .

* اسم عام همه ی وابسته های پیشین وپسین اسم را می پذیرد .

* اسم خاص بر خلاف اسم عام دو وابسته ی پسین (جمع – ی نکره ) را نمی پزیرد .

* اسم ازجهت ساخت به چهار دسته تقسیم می شود : ساده ، مرکب ، مشتق، ومشتق- مرکب

*اسم ساده فقط یک تکواژ دارد .

* اسم مرکب از دو یا چند تکواژ مستقل تشکیل می شود .

* اسم مشتق اسمی است که یک جز آن معنای مستقل ندارد یعنی وند است .

* اسم مشتق – مرکب اسمی است که ویژگی های مشتق ومرکب را با هم داشته باشد .

* نام آوا صداهای طبیعی وبی معنای پیرامون ما ( صدای موجودات زنده وغیر زنده ) را می گویند .

* در زبان فارسی (گذاشتن ) به معنای قرار دادن و مجازا به معنای قرار داد کردن ، وضع کردن وتاسیس کردن است مثل : بنیان گذار – قیمت گذار اما گزاردن به معنای به جا آوردن ، ادا کردن واجرا کردن است مثل نماز گزار – خدمت گزار پس هنگام کاربرد آنها باید به معنی دقت کنیم .

درس هفدهم

* یاد داشت بر داری به حافظه ی ما کمک می کند تا قدرت نگه داشت دراز مدت  مطلب بیشتر گردد . 

* برگه ی فیش کاغذ هایی به اندازه ی تقریبی 12×7یا 15×10( برابر با یک چهارم برگه ی کاغذ کلاسور) که می توانیم خود تهیه کنیم یا نوع چاپی آنهارا به کار بریم .

* با یاد داشت بر داری می توان اطلاعات ومعلومات فراوانی را که طی سالیان دراز آموخته می شود ثبت وطبقه بندی کرد .

* تنظیم فهرست ها انواعی دارد : موضوعی ، فهرست راهنما .

* در بخش ارجاع مقاله ، شیوه صحیح آن را در نظر می گیریم .

* جوهر تحقیق ابتکار ونو آوری است نه تقلید صرف وتکرار آنچه در گذشته نیز بوده است .

* در ضمن مراجعه به منابع از علائم اختصاری خاصی استفاده می کنیم .

* برای هر قسمت از پژوهش هایمان برگه یا برگه های جداگانه ای اختصاص می دهیم وفقط مطالب ونکات مربوط به آن را یاد داشت می کنیم .

* برخی از کلمات عربی در فارسی به دومعنای مستقل به کار می روند باید آنهارا بشناسیم ودرس به کار بریم . : ارادت= لطف ومحبت                         اراده = میل وقصد

نظارت = رسیدگی کردن                      نظاره = نگاه کردن

درس هجدهم

 *صفت های بیانی عبارتند از : 1- بیانی عادی 2- فاعلی 3- مفعولی 4- نسبی 5- لیاقت

*صفت بیانی عادی از نظر ساخت چهار نوع است : ساده – مشتق – مرکب – مشتق،مرکب

*صفت ساده : آن است که فقط یک تکواژ داشته باشد : خوب – روشن

* صفت مرکب : آن است که از دو یا چند تکواژ آزاد یا مستقل ساخته می شود : خوش سیما- سر بلند .

*صفت مشتق : آن است که در ساختمان آن دست کم یک تکواژ وابسته بیاید .: خردمند – مهربان

* صفت مشتق – مرکب : آن است که ویژگی های مشتق ومرکب را باهم دارا باشد .: سرخ وسفید – سراسری

* صفت فاعلی : صفتی است که بر کننده کار دلالت می کند وبه شکل های گوناگون ساخته می شود .

* صفت مفعولی : آن است که کار بر آن واقع می شود ومعمولا از بن ماضی + کسره می سازند .

* صفت لیاقت : صفتی است که شایستگی وقابلیت موصوف را می رساند وبا افزودن (ی) به آخر مصدر ساخته می شود .

* صفت نسبی : صفتی است که به کسی یا جایی یا چیزی  نسبت داده می شود .

* مضاف ومضاف الیه : اگر پس از اسمی نقش نمای اضافه بیاید کلمه ی بعد از آن اسم – اگر اسم یا در حکم اسم باشد – مضاف الیه است : در کلاس ، کتاب او

* اضافه از نظر رابطه ی مضاف با مضاف الیه دو نوع است : تعلقی – غیر تعلقی

* بعضی از جمله ها در زبان فارسی گاهی به منظور اختصار وصراحت در بیان به شکل کوتاه وبی فعل مطرح می شوند وبین آنها ( واو مباینت ) یا استبعاد قرار می گیرد . : پدر وبد قولی – دزد وشرافت

 

تاريخ : شنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۸۸ | ۱۵:۰ بعد از ظهر | نویسنده : |
درس سیزدهم

- تشدید :

 * گذاشتن تشدید در کلماتی که تشدید میانی دارند الزامی است : فعال 

* گذاشتن تشدید در کلماتی که تشدید پایانی دارند به شرطی لازم است که پس از حرف مشدد یک مصوت بیاید : فن کشتی

* تشدید حتما باید روی حرف مشدد بیاید .

- تنوین : کلمات تنوین دار در زبان فارسی همیشه قید هستند . رعایت آن در املا الزامی است  : حتما

- مد : گذاشتن مد در مواردی که نیاز است الزامی است : الان

- ی میانجی : این نشانه همه جا باید رعایت شود  مثل کارخانه ی ذوب آهن

- فاصله : فاصله مناسب بین واژه ها باید رعایت شود . در غیر این صورت موجب بد خوانی وبد فهمی می شود .

* رعایت فاصله بلند بین دوکلمه مستقل لازم است : آذربایجان  شرقی

درس چهاردهم

*پژوهش عبارت است از کشف ودریافت آنچه بر دیگران مجهول است ونیز برگشودن وروشن ساختن آنچه به اجمال بر دیگران معلوم است .

* پژوهش در مسائل وزمینه های مختلف به سه طریق مشاهده ، تحقیق عمومی وتحقیق کتاب خانه ای صورت می گیرد .

* در روش مشاهده پژوهشگر مراکز وموارد تحقیق را حضوری مورد بررسی ومشاهده قرار می دهد .

* روش های تحقیق هر موضوع متفاوت است .

* روش های کلی وعمومی تحقیق از دید گاه دیگر عبارتند از تجربه وآزمایش ، مشاهده ، پرس وجو ومطالعه .

* کتاب خانه یکی از ابزار مهم مرجع شناسی است .

* در مصاحبه نکاتی به دست می آید که از طریق کتاب خانه ومطالع ممکن نیست .

* در همه ی کتاب خانه های معتبر مشخصات کتاب را به سه شرح زیر می نویسند :

1- به نام مولف          2- به نام وعنوان کتاب                3- موضوعی

* دایرة المعارف ها ، لغت نامه ها ، فرهنگ ها ، ونشریات عمومی از مراجع ومنابع مهمی است که در کار پژوهش متوانند سودمند باشند .

* مراجع در کتاب خانه ها نگهداری می شوند وامانت داده نمی شوند .

* اگر جمله ای دارای نهاد باشد وبتوان فعل های آن را به صیغه ی معلوم به کار برد بهتر است از به کار بردن فعل به صیغه ی مجهول پرهیز کنیم : گلدان بوسیله گربه شکسته شد = گربه گلدان را شکست .

درس پانزدهم

برای سهولت در یادگیری زبان آن را در سه سطح واج شناسی ، دستور زبان ومعناشناسی مورد بررسی قرار می دهند .

* واج شناسی بر رسی نظام صوتی یک زبان است .

* واج آوایی است که می تواند در یک ساخت آوایی جانشین آوایی دیگر شود وآنساخت را به ساخت دیگری تبدیل کند .

* حرف گونه ی نوشتاری واج است . حرف به اعتبار خط است و واج به اعتبار زبان .

* برای نشان دادن واج از علامت / / وبرای نشان دادن حرف از علامت ((   )) استفاده می شود .

* هجا کوچکترین مجموعه ی واجی است که از ترکیب چند واج حاصل می شود و می توان در یک دم زدن بی فاصله و  قطع ادا کرد .

* واج های زبان به دودسته صامت ومصوت تقسیم می شوند .

*  ساختمان هجا در زبان فارسی به شش دسته تقسیم می شود .

 * در کلماتی مانند آسمان ، اردک ونظایر آن قبل از مصوت یک همزه وجود دارد .  

  * سومین واج هر هجا صامت است ودر کلمات فارسی دو مصوت پیاپی وجود ندارد .

* بعد از هر مصوت بیش از دو صامت در کنار هم نمی آید .

* جملاتی که دارای ابهام باشند ومعانی متفاوتی از آنها استنباط شود دارای کژ تابی هستند وباید معنی به روشنی بیان شود : آنها سه خواهر وبرادر هستند .= آنها سه خواهر ویک برادر هستند .

 

 

 



تاريخ : چهارشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۸۸ | ۱۰:۴۹ قبل از ظهر | نویسنده : |
خلاصه ی زبان فارسی 2 دبیرستان

درس اول *زبان وگفتار دوپدیده جدا از هم هستند. * گفتار پدیده مادی ، فیزیولوژیایی وروان شناختی است . * با محروم شدن فرد از تکلم ، فهم آوایی از میان نمی رود . * زبان توانایی تولید ودرک جملات است ، گفتار کاربرد علمی این توانایی است . * درزبان فارسی نباید به پیروی از زبان عربی کلمات فارسی را با (یت)همراه کنیم ام کلماتی مانند بشریت ، انسانیت و.. چون عربی هستند اشکالی ندارد.

 درس دوم * جمله واحدی از زبان است که از یک یا چند گروه ساخته شده واز نهاد وگزاره تشکیل شده است . * نهاد جدا در ابتدای جمله می آید وقابل حذف است . * نهادپیوسته همان شناسه است که قابل حذف نیست. *اصل این است که نهاد جدا با شناسه مطابقت کند اما استثنا هم دارد. *در حالت عادی بین نهاد جدا وپیوسته جمله ها از نظر شخص وشمار هم آهنگی وجود دارد . * هرگاه در ترکیب وصفی ، صفت مختوم به ای =ی باشد بهتر است (ی) نکره را به آخر موصوف اضافه کنیم: مرد جنگی +ای/ ی = مردی جنگی حکیم نامی + ای/ ی = حکیمی نامی

 درس سوم * ویرایش هر نوشته ای باید از جهات گوناگون زبان ، محتوا، دقت ، نظم آراستگی ، نکات دستوری و ... باز بینی شود . این باز بینی نوشته ویرایش نام دارد . * انواع ویرایش عبارتند از : فنی ؛ زبانی ، تخصصی * در ویرایش فنی به نشانه گذاری ، شیوه خط فارسی واملای درست واژگان توجه می شود . * در ویرایش زبانی وساختاری کاربرد های نابجا در حوزه های معنایی وساخت زبان فارسی مطرح می شود . * کسی که کار ویرایش زبان را انجام می دهد ویراستار نام دارد . * عمل ویرایش را ویراستاری نیز می گویند .

 درس چهارم *جمله به دوقسمت نهاد وگزاره تقسیم می شود . * گزاره جملات به سه شکل دیده می شود . * جمله های دوجزئی همیشه فعل آنها ناگذر است . *جمله های سه جزئی وچهار جزئی فعل آنها گذرا به متمم یا مفعول یا مسند می باشد . * به ذهن سپردن رسم نمودار هریک الزامی است . * متمم قابل حذف متمم قیدی نام دارد ومتمم های غیر قابل حذف متمم فعل نامیده می شوند . * جملات چهار جزئی از ترکیب دو مفعول ، مفعول ومسند ، مفعول ومتمم یا متمم ومسند به دست می آیند .

 درس پنجم * نوشته انواع گوناگونی دارد . * انواع نوشته را بر اساس 4اعتبار می توان طبقه بندی کرد : 1-گونه های زبان 2- طرز بیان 3- قالب 4-موضوع ومحتوا . * نوشته ها به اعتبار گونه های زبان ممکن است علمی، ادبی، علمی- ادبی، اداری، نامه ،زندگی نامه ، گزارش مقاله و ... باشد . * نوشته به اعتبار موضوع ومحتوا ممکن است دینی ، علمی ، ادبی ، هنری، ادبی- هنری، فرهنگی سیاسی و... باشد . * در نقل قول های یک نوشته از زبان محاوره استفاده می شود . * ویژگی های زبان محاوره ، جابه جا شدن ارکان دستوری ، شکسته نویسی کلمات ، استفاده از لغات ، اطلاحات و..سادگی وقابل فهم بودن آن است . * مهم ترین ویژگی زبان معیار عبارتند از : 1- زبان ملی ورسمی ، فرهنگی علمی ، مطبوعاتی وآموزشی کشور ما است . 2- زبان درس خواندگان وتحصیل کردگان است . 3- این زبان به غیر فارسی زبانان آموزش داده می شود . 4- نشانه ها وعناصر محلی ، لهجه ای لغات مهجور وبیگانه در آن دیده نمی شود . *گونه های مختلف زبان معیار عبارتند از : 1- علمی 2- ادبی 3- اداری 4- روزنامه ای 5- گفتاری 6- کودکانه

درس ششم * گفتار وزبان با خط ونوشتار متفوت است . * گفتار وزبان ماهیت ذاتی انسان است در حالی که خط ونوشتار جنبه فرهنگی اجتماعی دارد . *سابقه زبان وگفتار بسیار بیشتر از خط ونوشتار است . * گفتار در زمان اتفاق می افتد و نوشتار در مکان . *گفتار گذرا وناپایدار است ونوشتار پایدار وماندگار . *گفتار دوطرفه است نوشتار یک طرفه . *به علت امکان تفکر ، سنجش وتجدید نظر در نوشتار نوشته سنجیده تر از گفتار است . * آثار ادبی ومیراث فرهنگی جوامع دارای خط از طریق نوشته به آیندگان منتقل می شود . *هر خطی سیر تکاملی ویژه ی خود را دارد که به خط الفبایی می رسد .

 درس هفتم * درس املا از مهمترین وپا بر جاترین درس ها است . *به یاری درس املا نوشتن ونگارش اصلاح وتقویت می شود . * گروه واژه ها جبران کننده ی متن هایی است که لغات عادی دارند وارزشو اهمیت املایی ندارند . *آموزش املا بر اساس زبان معیار است . * خط تحریری اختصاص به دست نوشت دارد

درس هشتم * مهم ترین عضو گزاره گروه فعلی است که معمولا با شناسه همراه است . * فعل پنج ویژگی دارد : شخص- زمان – وجه – گذر – معلوم ومجهول . * هر فعل شش شخص دارد . * فعل سه زمان اصلی دارد: گذشته – مضارع آینده . * افعال در زمان های گوناگون کاربرد های خاصی دارند . * فعل ممکن است گذر یا ناگذر باشد . بعضی افعال دو وجهی هستند . * تلقی گوینده یا نویسنده ازجمله یعنی مسلم یا نا مسلم بودن یا امری بودن ونبودن فعل را وجه گویند . * در زبان فارسی امروز سه وجه اصلی اخباری ، التزامی و امری وجود دارد . * به کار بردن با وبرای به جای " به وسیله ی " و " به منظور " مناسب تر است زیرا جمله کوتاه تر می شود وپیام زودتر به خواننده یا شنونده منتقل می شود .

درس نهم * نوشتن عبارت است از نمایش دادن کلام به وسیله حروف وترکیبات گوناگون آن که بااستفاده از نشانه های نگارش روح وروان خاصی پیدا می کند . * روان شناسان می گویند : نوشته ی هر شخص باز تاب اندیشه ها وتمایلات درونی وبرونی وپرتوی از شخصیت وی است . * در نگارش هر نوع نوشته ای اعم از مقاله ، داستان ة گزارش ، کتاب وشرح سفر به طرح ونقشه قبلی نیاز است * هر طرح به مصالح ومواد خاصی نیاز دارد هم چنان که اجرای نقشه ی معمار به مواد ومصالح ساختمانی احتیاج دارد . * برای هر نوشته طرح خاصی لازم است . * در نوشته های کوتاه ، طرح ممکن است ذهنی باشد اما در نوشته های بلن باید عینی ومکتوب باشد . * هر طرحی بسته به اهمیت موضوع می تواند بسته ومحدود یا گسترده باشد . * یکی از لوازم تهیه ی طرح فکر کردن درباره ابعاد موضوع است . * طرح نوشته : الف) چاچوب موضوع مورد نظر مارا معین می کند . ب) به نوشته ی ما نظم وانسجام می بخشد . ج) در سرعت ودقت نگارش موثر است . د) به ما فرصت می دهد که به طور همه جانبه وعلمی به موضوع بنگریم . * کلماتی مانند : املا ، انشا ، اجزاء واستثنا عربی هستند ودر فارسی بدون همزه پایانی نوشته می شوند . هر گاه این لمات مضاف یا موصوف واقع شوند از نوع کلمات مختوم به آ محسوب می شوند ودر نتیجه صامت میانجی "ی" می گیرند : املای فارسی .

درس دهم *فعل یا گذر است یا ناگذر . * فعل های گذرا سه نوعند : گذرا به مفعول ، گذرا به مسند ، گذرا به متمم . * چهارمین ویژگی فعل معلوم یا مجهول بودن آن است . * فعل مجهول همیشه از فعل های گذرا به مفعول ساخته می شود . * از فعل های ناگذر نمی توان جمله مجهول ساخت . * فعل معلوم فعلی است که به نهاد نسبت داده می شود . * فعل مجهول فعلی است که به مفعول نسبت داده می شود . * نهاد جمله ای که در آن فعل مجهول باشد مفعول است . * در فارسی امروز همه ی فعل های گذرا به مفعول را می توان با آوردن تکواژ منفی ساز (ن) منفی کرد . * تکواژ منفی ساز (ن) در فعل های مرکب پیش از جز صرفی می آید . * در فارسی امروز برای فعل نهی نیز همان تکواژ (ن ) به کار می رود. نرو – نکن * پرسشی کردن جمله ها در فارسی امروز به دوطرق : استفاده از واژه های پرسشی یا آهنگ صورت می گیرد .

درس یازدهم * شروع نوشته وچگونگی آغاز آن از اهمیت بسیاری برخوردار است . * با فضا سازی یا براعت استهلال به نوشته تحرک وجذابی بیشتری داده می شود . * نگارش پایان هر نوشته به اندازه ی آغاز کردن مناسب آن مهم ، دقیق وحساس است . * در نوشته های سنتی معمولا نتیجه گیری به عهده ی خود نویسنده بوده درحالیکه امروزه این عمل در اغلب موارد به خواننده واگذار می شود . * پایان نوشته می تواند شیوه های گوناگون داشته باشد . * نام گذاری وعنوان نوشته می تواند شیوه های گوناگون داشته باشد . * نام گذاری وعنوان نوشته علاوه بر رعایت زیبایی باغث جلب توجه خواننده می شود . * برای انتخاب عنوان نوشته ونام گذاری نوشته راه های گوناگونی وجود دارد . * حذف فعل یا بخشی از آن باید طبق ظوابطی انجام گیرد . *بدون قرینه نمی توان فعل یا بخشی از آن را حذف کرد : معلم وارد کلاس ودرس راشروع کرد – در این عبارت فعل جمله ی اول بدون قرینه حذف شده که نادرست است .

درس دوازدهم * برخی دستور نویسان ساختمان فعل را به سه صورت : ساده- پیشوندی ومرکب تقسیم می کنند . * فعل ساده آن است که بن مضارع آن یک تکواژ داشته باشد . خوابیده است = خواب * تکواژ کوچکترین واحد معنا دار زبان است . * تکواژ گاه کاربرد مستقل دارد = تکواژ آزاد * تکواژ گاه کاربرد مستقل ندارد = وند – تکواژ وابسته * فعل پیشوندی با وند همراه است . * اگر به اول فعل های ساده وند اضافه شود فعل پیشوندی به دست می آید . بر آورد – فرو رفت * وند تکواژی است که معنا وکاربرد مستقل ندارد ودودسته است : صرفی – اشتقاقی * فعل مرکب : اگر پیش از فعل ساده یا پیشوندی یک یا چند تکواژ مستقل بیاید وبا آن ترکیب شود کلمه ی حاصل فعل مرکب است . * هیچ گاه فعل ساده یا مرکب خارج از جمله بررسی نمی شود . * برای ساختن فعل های ماضی بعید – التزامی – نقلی ومستمر ومضارع مستمر – آینده وفعل های مجهول از فعل کمکی استفاده می شود . * به دوطریق می توان تشخیص داد که فعل ساده یا مرکب است : نقش پذیری – گسترش پذیری * هرگاه در جمله دو کلمه با مفهوم یکسان بدون واو عطف به کار رود یکی از آن کلمات تکراری وزیادی خواهد بود به این کاربرد اصطلاحا ((حشو )) می گویند . : پس بنابراین – سوابق گذشته



تاريخ : سه شنبه بیست و سوم تیر ۱۳۸۸ | ۱۲:۴۶ بعد از ظهر | نویسنده : |
کمک آموزشی در باب زبان فارسی و آرایه ادبی
سوال: تکواژ گسسته چیست؟

پاسخ: امروز هرگاه (چنین) و (چنان) به عنوان وابسته ی پیشین یک گروه اسمی به کار روند در پایان این گروه حتما یک (ی) ظاهر می شود، از آن جا که وجود (ی) در این حالت، اجباری است نه اختیاری و نمی توان آن را در تقابل با هیچ تکواژ دیگری دانست، نباید آن را عنصری مستقل به شمار آورد بلکه باید آن را جزئی از وابسته های پیشین (چنین) و (چنان) به شمار آورد که از آنها جدا افتاده است به عبارت دیگر اگر «چنین و چنان » وابسته ی پیشین گروه اسمی باشند. همیشه با جزء گسسته خود، یعنی (ی) که در پایان گروه اسمی می آید، همراه اند و نمی تواند در این موارد (ی) را یک تکواژ مستقل بایک وابسته ی جداگانه به شمار آورد، پس به جای آن که بگوییم در فارسی دو تکواژ (چنین) و (چنان) داریم، باید بگوییم در زبان فارسی دو تکواژ (چنین ...ی) و ( چنان ...ی) داریم که همیشه واژه های همراه آنها در محل (...) قرار می گیرد. چنین کتابی، چنان مردی. تکواژ های چه، هر ، هیچ نیز اغلب همین وضعیت را دارند : چه آدم هایی پیدا می شوند! هر کسی برای کاری ساخته شده است . هیچ چراغی روشن نبود.

سوال: فریده و حمیده چند تکواژ است؟
پاسخ: دو تکواژ. فرید و حمید تکواژ آزاد و (ه) تکواژ وابسته اشتقاقی.
اگر بگوییم (-ِ) (ه / هه) تکواژ نیست ،باید بپذیریم که فریده و حمیده همان فرید و حمیدند در حالی که چنین نیست پس بهتر است بگوییم «-ٍ»(ه) تنها در پایان اسم های خاص، به مفهوم تانیث دلالت دارد، پس در این موارد خاص، این عنصر ، یک تکواژ به شمار می آید و از آن جا که واژه ی جدید می سازد، ( به این دلیل که نمی توان به فریده و حمیده ، فرید و حمید گفت و بعد ادعا کرد که این دو، گونه های آزاد هم اند) اشتقاقی است.

سوال: راه شناخت ساده ی مجاز چگونه است،
پاسخ: کلمه را بر می داریم و جای آن حقیقت مورد نظر را قرار می دهیم ، باید صددرصد معنی حاصل شود. به عبارت دیگر مجاز را بر می داریم و حقیقت را جای آن می گذاریم باید صددرصد معنی بدهد، مثل( کلاس، درس می خواند) از جمله (کلاس) را بر می داریم جای آن (بچه ها) می گذاریم صددرصد جمله معنی می دهد.( بچه ها درس می خوانند)
• ایران برنده شد ← تیم برنده شد.
• ( دامن از خاک بر چیدم) به جای خاک دنیا قرار می دهیم، جمله معنی می دهد ( دامن از دنیا بر چیدم). مجاز نمی تواند چند کلمه با جمله باشد مجاز یک لفظ است مثل: ( جهان دل نهاده بر این داستان) به جای (جهان) (مردم) می گذاریم. می شود (مردم دل نهاده اند بر این داستان) پس مجاز، یک لفظ است بر چند معنی که یک معنای آن حقیقی و بقیه ی معناها غیر حقیقی است.


سوال: تفاوت (نماد) و (استعاره) چیست؟
مشبه در استعاره یک چیز ودر نماد چند چیز است.
مثلا یکی عکس کبوتری می کشد و آزادی را اراده می کند، یکی دیگر کبوتری می کشد وشهادت را مطرح می سازد و دیگری شهید را اراده می کند وقتی کبوتر را در معنای استعاری شهید، شهادت، آزادی، صلح، رهایی و...... به کار می بریم، نماد است. در حالی که وقتی می گوییم ( زبادام تر، آب گل را بریخت) بادام تر، استعاره از چشم است و مشبه ، فقط چشم است.
نی در مصراع: بشنو از نی چون حکایت می کند. استعاره است یا نماد؟
بهتر است برای دانش آموزان ، خیلی نماد مطرح نشود و به راحتی بگوییم(نی) استعاره است.
( پخته وخام) در بیت زیر ، نماد است یا استعاره؟
در نیابد حال پخته ، هیچ خام پس سخن کوتاه باید والسلام
پخته وخام، صفت در معنای استعاری است. اگر پخته وخام، با هم یک کل اراده کند، کنایه است. به عبارت دیگر اگر دو کلمه متضاد در کنار هم قرار بگیرد و از آن ها یک مفهوم اراده شود، کنایه است مانند: شب و روز، کنایه از همیشه است.


سوال : منظور از چاپ سنگی چیست.
پاسخ: ساده ترین انواع چاپ که قبل از چاپ سر بی و اختراع ماشین چاپ معمول بود. که نوشته را روی یک پاره سنگ صاف صیقلی بر می گرداندند. سپس با وسایل مخصوص از روی سنگ هر چند نسخه ای که لازم بود چاپ می کردند(مقابل چاپ سربی)
جناس تام
(همگونی)جناس تام که هنری ترین گونه ی این آرایه شمرده تواند شد که دو پایه در گفت و نوشت به یکبارگی یکسان باشد( بدیع: دکتر جلال الدین کزازی)
زکوی میکده دوشش به دوش می بردند امام شهر که سجاد می کشید به دوش
دوش آگهی ز یار سفر کرده داد باد من نیز دل به باد دهم، هر چه بادباد
عشق شوری در نهاد ما نهاد جان مادر پوسته ی سودا نهاد
بنابراین زمانی بین دو کلمه جناس تام می تواند باشدکه هر کلمه در لغت نامه ی فارسی یک مدخل مستقل با معنی ویژه ی خود داشته باشد یعنی واژه ا ی با یک مدخل قاموسی، با واژه ی همسان خود در معنی استعاری، کنایی، نمی تواند جناس تام درست کند ومعنی استعاری، کنایی ، مجازی، جواز بر دریافت جناس تام نیست. مثال:
خلد گر پا خاری آسان بر آرم چه سازم به خاری که بر دل نشیند
بین در واژه ی فوق جناس وجود ندارد چون : هر دو واژه درمعنی قاموسی یکی هستند فقط در مصرع دوم خار درمعنی استعاری (عشق – درد و......) است و این معنی استعاری دال بر جناس نمی تواند باشد.
خرگم شده را بخواند کای یار اینک خرتو بیار افسار.
بین واژه های مشخص شده جناس نیست. به همان دلیل فوق
در شمار ار چه نیاورد کسی حافظ را شکرکان محنت بی حد و شمار آخر شد
بین دو واژه فوق جناس نیست چون هر دو در معنایی قاموسی یکی است فقط ( شمار) در مصرع اول در زنجیره ی گفتار با قرار گرفتن در کنار عبارت فعلی (در ................نیاوردن) معنی کنایی می دهد. به تنهایی همان (شمار) است نه چیز دیگر.
( یک ره زره دجله منزل به مداین کن وز دیده دوم دجله بر خاک مداین ران)
جناس نیست



تاريخ : دوشنبه یکم تیر ۱۳۸۸ | ۱۵:۵۲ بعد از ظهر | نویسنده : |

حرف، هجا، وزن

حرف:

در بخش (1) توضيح داده شده است. فقط تبصره ها ذكر مي گردد.

تبصره 1:

چون هر مصوت بلند تقريباً دو برابر مصوت كوتاه تلفظ مي شود، در وزن شعر دو حرف به حساب مي آيد. اما مصوت كوتاه برابر يك حرف است. مثلاً: «ما» = سه حرف: م + مصوب بلند «ا» كه دو حرف به حساب مي آيد.

سَرد = چهار حرف : س +  َ + ر + د

 

تبصره 2:

«ا» ، «و» ، «ي» در صورتي دو حرف به حساب مي آيند كه دومين حرف هجا باشند.

 

هجا:

هجا (بخش) يك واحد گفتار است كه با هر ضربه اي هواي ريه به بيرون رانده مي شود.

 

انواع هجاهاي فارسي

1- هجاي كوتاه.

2- هجاي بلند.

3- هجاي كشيده.

هجاي كوتاه: داراي 2 حرف است با علامت: U مانند: كلمات ن َ (نه)، تُ (تو).

هجاي بلند: داراي 3 حرف است با علامت:  –  مانند كلمات: سر، پا.

هجاي كشيده: داراي 4 يا 5 حرف است با علامت: – U مانند كلمات: نَرم ، سَرد.

 

تبصره ها

1. هرگاه «ن» بعد از مصوت بلند و در يك هجا (بخش) قرار بگيرد به حساب نمي آيد. مانند: جان = جا، خون = خو. اما اگر به هجاي بعد منتقل گردد به حساب مي آيد.

2. «آ» در وزن شعر سه حرف، همزه + مصوت بلند «ا» است.

 

وزن:

وزن شعر عبارت است از نظمي در اصوات گفتار.

 

عروض:

علمي است كه از قواعد تعيين و طبقه بندي اوزان شعر بحث مي كند.

واحد وزن:

واحد وزن در شعر فارسي مصراع و در شعر عرب بيت است. اما در نامگذاري اوزان شعر فارسي، طبق سنت، واحد وزن را بيت مي گيرند.

 

قواعد تعيين وزن: براي تعيين وزن يك شعر، بايد چهار قاعده را به كار برد:

1- درست خواندن شعر و درست نوشتن آن

2- تقطيع هجايي

3- تقطيع به اركان

4- اختيارات شاعري

درست خواندن شعر و درست نوشتن آن (استفاده از خط عروضي): براي پيدا كردن وزن يك شعر نخست آن را بايد دقيقاً روان و فصيح خواند و پس از آن بايد عين تلفظ را واضح بنويسيم كه اين خط (خط به صورت ملفوظ) خط عروضي ناميده مي شود. مانند:

 

طاعت آن نيست كه بر خاك نهي پيشاني

صدق پيش آر كه اخلاص به پيشاني نيست

 

وقتي بیت بالا را درست بخوانيم «طاعت آن» به صورت «طاعتان» و «پيش آر» به صورت «پيشار» تلفظ مي شود.

 

در نوشتن شعر به خط عروضي رعايت چند نكته لازم است:

 

1- اگر در فصيح خواندن شعر، حمزه آغاز هجا (وقتي قبل از آن صامتي باشد) تلفظ نشود در خط نيز همزه را بايد حذف كرده چنان كه در شعر فوق «طاعت آن» با حذف همزه به صورت «طاعتان» تلفظ مي شود.

2- در خط عروضي بايد حركات (مصوتهاي كوتاه) گذاشته شود.

3- حروفي كه در خط هست اما به تلفظ نمي آيد در خط عروضي حذف مي شود. مثلاً خوش = خيش   نوشته مي شود.

4- مصوت، دومين حرف هر هجاست لذا حروف «و»، «ا»، «ي» فقط وقتي دومين حرف هجا باشند مصوت هستند و در حرف به حساب مي آيند. مانند: سار.

5- حروفي كه مثلاً تلفظ مي گردد بايد به صورت دو حرف نوشته شود. مانند: «عزٌت» كه بايد به صورت «عِززَت» نوشته شود.

 

تقطيع هجايي

منظور از تقطيع هجايي مشخص كردن هجاهاي شعر اعم از كوتاه، بلند و كشيده است. براي اين كار ابتدا بايد هجاهاي شعر را به دقت جدا و مرز هجا را با خط عمودي كوتاهي مشخص كرد. دقت شود كه به تعداد مصوتها هجا وجود دارد. ضمناً هجاهاي كشيده بايد با خط عمودي به يك هجاي بلند (سه حرف اول) و يك هجاي كوتاه (يك يا دو حرف بعد) تقسيم شوند. پس علامت هر هجا زير آن آورده شود.

 

مثال:

مَرَنجان دِلَم را كه اين مُرغِ وَحشي

زِ بامي كه بَرخاست مُشكِل نِشينَد

 

مَ

رَن

جان

دِ

لَم

را

كِ

اين

مُر

غِ

وَح

شي

U

-

-

U

-

-

U

-

-

U

-

-

زِ

با

مي

كِ

بر

خا

ست

مُش

كِل

نِ

شي

نَد

نكته: هجاي پاياني اوزان شعر فارسي هميشه بلند (-) است.

- حركات (مصوتهاي كوتاه) مانند ديگر حروف هستند اما هر مصوت بلند دو حرف به حساب مي آيد. همچنين «ن» ساكن بعد از مصوت بلند در يك هجا حساب نمي شود.

قافيه

قواعد قافيه (ب)

 

در درس نخست ديديم كه قافيه شعر فارسي تابع دو قاعده است. اين دو قاعده كلي استثناهايي دارند كه آنها را مي توان در هفت مورد طبقه بندي كرد:

1. حروف الحاقي جزو حروف مشترك قافيه اند و رعايت آنها لازم است.

بگذار تا بگريم چون ابر در بهاران

كز سنگ ناله خيزد روز وداع ياران

ار + ان حروف قافيه است: ار = حروف اصلي ( قاعده 2) ان = حروف الحاقي.

 

2. واژه هاي مختوم به مصوتهاي ِ ( هي بيان حركت) و ي از نظر قافيه الحاقي به شمار مي آيند.

يكي مشكلي برد پيش عَلي

مگر مشكلش را كند منجَلي

َ لي حروف قافيه است: َ ل، اصلي و ي در حكم الحاقي.

 

3. اگر در قاعده 2 (مصوت + صامت + صامت)، مصوت كوتاه باشد و قافيه حروف الحاقي داشته باشد، اين مصوت كوتاه مي تواند متفاوت باشد. مثلاً:

سراسر همه دشت پر كُشته بود

زمين چون گل ارغوان گَشته بود

ُ شت و َشت = حروف اصلي قافيه اند و ِ (هر بيان حركت) = حروف الحاقي است.

 

4. پسوند و پيشوند گاهي در قافيه شعر در حكم واژه قافيه قرار مي گيرند. مثلاً:

چنان صورتش بسته تمثالگَر

كه صورت نبندد از آن خوب تَر

«گَر» و « تَر» پسوند هستند و بايد الحاقي به حساب آيند، اما خود واژه قافيه قرار گرفته اند.

 

5. اگر قبل از حروف قافيه (در قاعده 1 و 2) حرف يا حروف ديگري مشترك باشند آنها جزو حروف قافيه نيستند. مثال:

بشنو از ني چون شكايت مي كند

وز جداييها حكايت مي كند

«ايَت» حروف مشترك است اما فقط َت حروف قافيه است.

 

6. اگر واژه هاي قافيه لفظاً يكسان ولي در معنا متفاوت باشند، قافيه درست است و جناس هم دارد:

ز هر ناحيت كاروانها روان (= رونده)

به ديدار آن صورت بي روان (= روح)

 

7. گاه حروف قافيه در بيش از يك واژه قرار مي گيرد:

چراغ روي تو را شمع گشت پروانه

مو از خال تو با حال خويش پروا، نه

در مصراع دوم، پروا + نه (پروا نيست) با پروانه قافيه شده كه حروف قافيه ا + نه است.

 

واژه هاي هم قافيه

در بعضي از زبانها تعداد واژه هاي هم قافيه زياد است و در بعضي كم؛ ولي در زبان فارسي نسبتاً زياد است مانند «ار» در كلمات (كار، تار، يار، نگار … ).

 

قافيه مياني و دروني

گاهي قافيه را در درون مصرع يا پايان نيم مصرع نيز مي آورند. مانند اين شعر مولوي:

يار مرا، غار مرا، عشق جگر خوار مرا

يار تويي، غار تويي، خواجه نگه دار مرا

روح تويي، نوح تويي، فاتح و مفتوح تويي

سينه مشروح تويي، بر در اسرار مرا

 

ذوقافيتين

گاهي شعر داراي دو قافيه پاياني است. مثلاً:

گزيد از غنيمت ظرايف بسي

كز آن سان نبيند طرايف كسي

قافيه خطي

در قافيه ها علاوه بر صورت ملفوظ بايد شكل مكتوب نيز رعايت شود.

 

عيوب قافيه

در شعر فارسي رعايت قواعد و ضوابط قافيه الزامي است و هرچه خلاف آنها باشد غلط است. مثل قافيه كردن پُر با تَر. همچنين تكرار واژه هاي قافيه عيب فاحش به شمار مي رود مگر اين كه ابيات شعر از بيست و سي درگذرد يا قصيده دو مطلع داشته باشد.

 

تكرار واژه هاي غير ساده قافيه

تكرار واژه هاي غير ساده (مشتق، مركب) در صورتي كه اجزاي سازنده آنها چندان آشكار نباشد يا بتوان ميان معناي دو جزء فرقي نهاد رواست: مثلاً رنجور و مزدور، آب و گلاب.

 

قافيه در شعر نو

قافيه شعر نو بر خلاف شعر كلاسيك در آخر ابيات نمي آيد بلكه بستگي به مطلب دارد و الزاماً هر مطلب هم قافيه دار نيست و شاعر خود را اسير قافيه نمي سازد، معمولاً در هر مطلب دو يا چند مصرع قافيه دار مي آيد.

۱ دیدگاه

سلام

دوستايي كه اينجا رو مي بينين بهتون بر نخوره ولي مي خوايم  از پايه مرور كنيم.

پس اول از همه مي ريم سراغ اينكه ياد بگيريم به چي ميگن “بيت” و به چي ميگن “مصراع” و از اينجور چيزا.

به اين شعر كه در قالب غزل سروده شده توجه كنين:

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را                       به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافت                کنار آب رکن آباد و گلگشت مصلا را
فغان کاین لولیان شوخ شیرین کار شهرآشوب                  چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما را
زعشق ناتمام ما جمال یار مستغنی است                     به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را
من از آن حسن روزافزون که یوسف داشت دانستم             که عشق از پرده‌ي عصمت برون آرد زلیخا را
اگر دشنام فرمایی و گر نفرین دعا گویم                         جواب تلخ می‌زیبد لب لعل شکرخا را
نصیحت گوش کن جانا که از جان دوست‌تر دارند               جوانان سعادتمند پند پیر دانا را
حدیث از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو                    که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را
غزل گفتی و در سُفتی بیا و خوش بخوان حافظ               که بر نظم تو افشاند فلک عقد ثریا را

به هر كدوم از اين سطرها يه “بيت” مي گن. به عنوان مثال سطر سوم كه به رنگ آبيه و ساير سطور كه به هر كدوم از اونها “يك بيت” و به مجموع اونها “ابيات” مي گيم.

اگه توجه كنين مي بينين كه هر بيت از دو قسمت تشكيل شده كه به هر كدوم از اينها “مصرع” يا “مصراع” مي گن.

به اوني كه اول بيت مياد مصرع اول(رنگ بنفش) و به اون يكي مصرع دوم (رنگ زرد) ميگن.

به بيت اول هر شعر كه شاعر سرودن رو با اون شروع مي كنه “مَطلَع شعر” كه در اين جا به رنگ قرمز نمايش داده شده . به بيت ابتدايي هر غزل و قصيده كه در آن هر دو مصرع قافيه‌دار هستند “مُصَرع” مي گن.و به بيت انتهايي هر غزل كه اينجا با رنگ سبز نشون داده شده  “مَقطَع شعر” مي گن.

در بيت پاياني يا همان مقطع از” تخلص”  يا “نام شاعري” خود استفاده مي كنه. كه در اين غزل هم حافظ در بيت پاياني از نام خود استفاده كرده.

فعلا تا همين جا بسه.

تو درس ديگه من يا بقيه‌ي دوستام رديف و قافيه و وزن اشعار رو توضيح مي دن.

اميدوارم كه بتونين از اين درس‌ها استفاده كنين.

 



تاريخ : دوشنبه یکم تیر ۱۳۸۸ | ۱۵:۵۱ بعد از ظهر | نویسنده : |

" مطالعه ی اولیه"
مطالعه ی اولیه همان گرفتن اطلاعات ابتدایی است. درمطالعه ی اولیه قصد شما کنجکاوکردن ذهن با گرفتن اطلاعات ساده و کم حجم و مقدماتی است.
درمطالعه ی اولیه شما متن را خط به خط نمی خوانید بلکه نگاهی گذرا به متن می- اندارید ویک سری مفاهیم اولیه را ازمتن می گیرید که مثلاً متن حول وحوش چه موضوعی است. پس ازآن باید به خود رجوع کنید و ببینید که خودتان ازپیش چه اطلاعاتی درباره ی موضوع دارید و یا این که ازقبل، ازکسی چیزی شنیده اید یا مطالعه کرده اید. اطلاعات اولیه خودتان را به اطلاعات اولیه ی کتاب، در این بررسی اجمالی بیافزایید.
"
سؤال کردن"
یادتان باشد که پیش ازمطالعه، با یکی دوسؤال، ذهن خود را هدفدارکنید. وقتی می- گوییم هنگام مطالعه مدام ازخودتان سؤال کنید، منظورمان این است که پیش ازمطالعه، در حین مطالعه و پس ازآن، می توانید ازخود بپرسید.
شما معمولاً برای طرح سؤالات ازخود یک سری سؤالات حافظه ای کم ارزش می- پرسید. مثلاً " بوعلی سینا کی متولد شد؟" ، " جنگ جهانی دوم درچه تاریخی شروع شد؟ " ، " هیمالیا کجاست؟" و. . . این سؤالات معمول، کم ارزش ترین سؤالاتی است که شما می- توانید ازخود بپرسید. درکتاب " روش های مطالعه" نوشته ی " کی پی بالدریج" و ترجمه ی دکترعلی اکبر سیف به طرح سؤالات هفت گانه ی " گانیه" اشاره شده است. این سؤالات هفت نوع می- باشد.
طرح این سؤالات بسیارارزشمند ومفید است و فوق العاده درایجاد تمرکزحواس مؤثر است. ما درزیربه اختصار، این سؤالات هفت گانه را توضیح می دهیم.
سؤالات هفت گانه ی گانیه
1.
سؤالات حافظه ای: این سؤالات کم اثرترین و کم اهمیت ترین سؤالات هستند. این نوع سؤالات صرفاً با یادآوری اطلاعات سروکاردارد. مانند: کشورهای همسایه ی ایران کدامند؟ بوعلی سینا درچه تاریخی متولد شده است؟ جنگ جهانی اول درچه تاریخی رخ داد؟
2.
سؤالات ترجمه ای: این نوع سؤالات، قوی ترو بهترازسؤالات حافظه ای هستند. این سؤالات تا حدی شبیه به " زبان گردانی" هستند که قبلاً درباره ی آنها صحبت کردیم.
سؤالات ترجمه ای یعنی بیان یک مفهوم پیچیده یا یک مطلب دشواربه زبان ساده تر، مانند این که : گشتاوربه زبان ساده یعنی چه؟ ، فرمول انیشتین به زبان من چه می شود؟ ، افزایش شعاع مولکولی را نسبت به افزایش عدد اتمی روی نمودارچگونه می توان نشان داد؟
3.
سؤالات تفسیری: این سؤالات را سؤالات رابطه ای هم می گویند، که به کشف و درک روابط میان دو مفهوم می پردازد. این رابطه می تواند تشابه یا تفاوت باشد. این سؤالات ازسؤالات ترجمه ای کمی بهترند:
سؤالاتی مانند: " تفاوت دندان های گوشتخواران با گیاهخواران چیست؟ " ، " حافظه از نظرساختارو عملکرد، چه وجه تشابهی با کامپیوتردارد؟" و . . . ازنوع سؤالات تفسیری هستند.
4.
سؤالات کاربردی: جالب ترین نوع سؤالات هستند. این سؤالات همان طورکه از نامشان برمی آید می خواهند مطالب علمی را به مسائل روزمره ربط دهند و آن ها را در عمل بسنجند.
مثلاً " چگونه می توان ازاصطکاک ناشی ازکشش اجسام روی زمین کاست؟ " ، "تشویق، بلافاصله پس ازیک عمل خوب چه نقشی درشکل گیری شخصیت کودک دارد؟ " و . . .
5.
سؤالات تحلیلی: این سؤالات ازچهارنوع بالا بهترند و سؤالات منطقی واستدلالی نیز خوانده می شوند. دراین نوع ازسؤالات ما قدم های منطقی یک شخص یا تغییروتحول یک شیء یا وضعیت را ازنقطه ی شروع تا پایان بررسی می کنیم. مثلاً " آنتونی رابینز روان شناس بنام امروز، چگونه با ناکامی ها، زندگی خود را دگرگون کرد؟ " یا " هواپیما چگونه به وجود آمد؟ " و . . .
6.
سؤالات ترکیبی: این سؤالات که ازسؤالات تحلیلی قوی ترند، به سؤالات خلاق معروفند. دراین سؤالات ، شما با پهلوی هم قراردادن اطلاعات و ایده ها و اندیشه های قبلی به طرح اندیشه های نو دست می زنید و آن را به سؤال می گذارید. مثلاً " تناسب جمعیت و مسکن را در20 سال آینده ی ایران چگونه پیش بینی می کنید؟ " یا " چه ماده ای می توان به چای افزود تا نوشیدنی خوش طعم تری شود؟ " و . . .
7.
سؤالات ارزش نگاری: این سؤالات قوی ترین سؤالات است. دراین سؤالات، ما درباره ی مؤلف، نویسنده، مترجم، و متن کتاب داوری می کنیم و نظرخودمان و روش خودمان را با نظرو روش آن ها مقایسه می کنیم. مثلاً ازخود می پرسیم ازبین رمان های رومن رولان، نویسنده ی فرانسوی ( جان شیفته، ژان کریستف، زندگی تولستوی، زندگی بتهوون و . . .) کدام اثر، شخصیت خود رومن رولان را نشان می دهد؟
باید توجه داشته باشید که این سؤالات را خواننده طرح می کند و از خود سؤال می کند و به آن ها پاسخ می دهد و هرچه سؤال قوی تر مطرح می شود، تمرکز و علاقه ی بیشتری هم ایجاد می شود.
براین نکته تأکید می کنیم که خودتان باید سؤال طرح کنید نه این که به چند سؤال مطرح شده درکتاب پاسخ دهید.
وقتی که خود شما سرال طرح می کنید، بیشتربه پاسخگویی علاقمند می شوید. البته به سؤالات کتاب هم فکرکنید و به دنبال پاسخگویی به آن ها هم باشید اما حتماً با توجه به متن، اطلاعات قبلی و نظروایده ی خود سؤالات دیگری را هم مطرح کنید.
"
نوشتن"
هنگام مطالعه همیشه قلم و کاغذی دردست داشته باشید. چه آنچه که می خوانید رمان باشد چه شعر، چه مطالعه ی آزاد چه کتاب درسی، اعم ازحفظ کردنی یا فهمیدنی.
دریک مطالعه ی فعال و پویا، کمترچیزی می تواند به اندازه ی قلمی که دردست دارید، ذهن شما را درگیرو متمرکزکند.
این قلم ، مهم ترین ابزارشماست. با آن همه چیزرا یادداشت می کنید. اگررمان می- خوانید همین طورکه جلومی روید درحاشیه ی کتاب و یا درکاغذی دیگربا نویسنده درگیر شوید. اگرجایی برایتان خیلی جالب بود، درحاشیه بنویسید: " چه جالب ! " اگربرایتان تعجب آوربود علامت تعجب بگذارید. اگربرایتان سؤال برانگیزبود حتی می توانید در حاشیه، سؤال خود را مطرح کنید و حتی درجایی نظرتان را اعلام کنید. نظرتان را با نظرنویسنده مقایسه کنید. یک مطالعه کننده ی فعال با قلم خود مدام با نویسنده درگیرمی شود و عقاید وعواطف خود را خواه موافق خواه مخالف، به شکلی با نوشتن اعلام می کند.
خودتان را ملزم کنید که با نوشتن، نظرخود را بگویید.
این گونه ذهن شما همواره متمرکز می ماند چون ملزم است درهرلحظه عاطفه واندیشه خود را بیان کند. اگرکتاب، کتاب درسی شماست، ازنکات مهم کتاب یادداشت برمی دارید که این یادداشت ها بهتراست دربرگه ای جدا نوشته شود. برای آن که به اهمیت یادداشت برداری پی ببرید، اینک فواید آن را برای شما توضیح می دهیم.
فواید یادداشت برداری
الفایجاد خلأ ذهنی
یا خلأ نباشد، جذب صورت نمی گیرد و هرخلأ ، همیشه جذبی نیزبه دنبال دارد. تا خالی نشوید نمی توانید به درون بکشید.
اولین و مهم ترین فایده ی یادداشت برداری، ایجاد خلأ ذهنی است. آنچه را که ازکتاب و نویسنده فرا می گیرید، با نوشتن بیرون بریزید تا برای جذب مطالب بعدی آماده شوید.
درروان شناسی مطالعه و یادگیری، یکی ازموانع یادگیری، " منع قبلی" است. منع قبلی یعنی این که مطالبی که شما قبلاً آموخته اید، ازتمرکزشما برمطالب اخیرو فراگیری این مطالب، ممانعت به عمل می آورند. مثلاً وقتی قراراست که شما ده نکته را به ترتیب فرا بگیرید، معمولاً نکات اولیه وابتدایی چنان ذهن شما را به خود مشغول می کنند که یادگیری مطالب بعدی و انتهایی دشوارتر می شود. شما خودتان این موضوع را تجربه کرده اید.
شما دردقایق اولیه ی مطالعه متوجه می شوید که به تدریج تمرکز حواستان کمترمی شود وبیشتردچارحواس پرتی می شوید. علت آن است که همان مطلب اولیه مانع تمرکزبرمطالب بعدی می شوند.
برای این که منع قبلی ایجاد نشود، بهترین ومؤثرترین راه، همین یادداشت برداری است. با یادداشت برداری است که مطالب قبلی ازذهن شما برروی کاغذ تخلیه می شوند و این خلأ ذهنی ایجاد شده، فراگیری مطلب بعدی را آسان ترمی کند.
بتحریک حافظه ی حرکتی
وقتی که می نویسید، دست وقلم شما حرکت می کند. بنابراین نه تنها حافظه ی حسی و چشمی شما بلکه حافظه ی حرکتی شما نیزفعال می شود و مطالب را بهتربه خاطرمی سپارید. حال آن که وقتی یادداشت برنمی دارید و صرفاً می خوانید، فقط حافظه ی حسی شما فعال است که مسلماً بازدهی شما دراین حالت کمتراست.
پازبین رفتن وسواس ذهنی
وقتی که یک سری مطالب را پشت سرهم و دنبال هم می خوانید و مجبورید همه ی آنها را به خاطربسپارید، ذهن شما وسواس پیدا می کند: " مبادا مطالب قبل را فراموش کنم؟ " و درنتیجه به جای آن که به نکات جدید و تازه ای که می خوانید، توجه داشته باشد، به مرور دانسته های قبلی مشغول می شود تا خیالش راحت شود که آن نکات فراموش نشده اند.
نوشتن هرمطالب پس ازفراگیری، ذهن شما را آسوده می کند. خیال شما راحت است که این مطلب، جایی نوشته شده و فراموش نمی گردد و این گونه شما با همان تمرکزاولین لحظات، به مطالعه ی خود ادامه می دهید.
تتأکید بردرک و فهم مطلب
توجه داشته باشید که منظورما ازنوشتن این نیست که به کتاب نگاه کنید و رونویسی کنید بلکه می گوییم هرچه را که فرا گرفتید و فهمیدید، به زبان خودتان روی کاغذ بیاورید.
حتماً بعد ازآن که جمله ای را فهمیدید بنویسید آن هم نه به صورت جملات طولانی و متنی کلی بلکه به صورت اشاره ای و کوتاه و مختصر.
مثلاً شما می خوانید:
"
برای آن که یک دستگاه و یا جسمی به جرم m درحال تعادل قرارگیرد باید دو شرط برقرارباشد. اول آن که برآیند نیروهای وارد برآن دستگاه یا جسم صفرباشد. دوم آن که گشتاورنیروهای وارد برجسم یا دستگاه هم صفرباشد."
اگرشما همین طوردرضمن خواندن، جمله ها را برروی کاغذ بیاورید، کارمفیدی انجام نداده اید. یعنی عمل نوشتن شما کمکی به آموختن مطلب نمی کند. اما وقتی که مطلب را فرا گرفته باشید و آن را به طورخلاصه و موجزروی کاغذ بیاورید، به روش صحیح یادداشت برداری کرده اید.
مثلاً وقتی که مطلب فوق را خوب فهمیده باشید، یادداشت مختصری مانند این ازآن بر می دارید:
شرط تعادل این است که مجموع نیروها و مجموع گشتاورها صفر.
و یا به زبان گویای خودتان. خودتان را ملزم کنید که پس ازدرک هرمطلب، چیزی بنویسید. آن وقت نوشته ی شما تأکیدی است برای آن که آن مطلب کاملاً فهمیده و درک شده است.
برای آن که برمختصرنویسی تأکید بیشتری کرده باشیم، چند مثال دیگرمی زنیم. ابتدا شما جمله ای را ازکتاب می خوانید و بعد نوشته ای را که یکی ازدوستان شما پس ازدرک آن مطلب، یادداشت کرده است. بسیارعالی است که شما هم برای تمرین، این جملات را به زبان خود و به مختصرترین شکل ممکن یادداشت کنید.
"
دوران 20 ساله ی امامت امام رضا ( ع ) ازسال 183 هجری آغازشد و تا سال 203 ادامه داشت."
امامت رضا (ع ):       مدت 20 سال           شروع 183                   پایان 203
"
درمورد ترکیب های یونی که فرمول مشابه دارند. یعنی استوکیومتری یا نسبت تعداد یون های آن ها یکسان است، هرچه حاصل ضرب حلالیت، عدد بزرگ تری باشد، میزان حلالیت بیشتراست."
      ............... ............... ..............
"
درصورت تحریک تارعصبی غشاء درمحل تحریک نسبت به یون های سدیم، غشاء نفوذپذیرمی شود که این باعث دپلاریزه شدن غشاء درمحل تحریک و ایجاد جریان عصبی می گردد."
     ........... ............... ...............
"
هرگاه نقاط وسط اضلاع یک مثلث را به هم وصل کنیم، مثلثی حاصل خواهد شد که با مثلث اول متشابه است و مشخصات آن را دارا می باشد." ............... ............... .............. و . . .
ثتداعی نوشته ها
درآخرین مرحله، به نوشته ی خود نگاه می کنید و همه چیز را به خاطرمی آورید. یادمان هست که این نوشته ها اشاره وار و مختصربود.
قصد شما این است که با بیانی اجمالی ترو ساده تربین نوشته ها و مطالب کتاب ارتباط برقرارکنید.
تلاش شما برای برقرارسازی ارتباط میان نوشته های مختصرو مفاهیم کتاب همان درگیری ذهنی است. همان درگیری ذهنی که برای تمرکزحواس به آن نیازمبرم داریم.
پس حالا با هم یک بارروش مطالعه ی متمرکز یا به عبارت بهترمراحل روش مطالعه متمرکز را مرور می کنیم:
تند خواندن مطالعه ی اولیه  سؤال کردن   نوشتن  تداعی نوشته ها
که این ها همه به نوعی درگیری ذهنی ایجاد می کنند و ذهن شما را ازفکرکردن به موضوعی دیگرو حواس پرتی بازمی دارند.
شاید اکنون تصورکنید که مطالعه به این شکل خیلی وقت می برد و ازروش مطالعه ی سنتی شما طولانی تراست اما توجه کنید که شما دراین محاسبه، زمان هدررفته و مطالعه ی غیرمفید و غیرمتمرکزخودرا به حساب نیاورده اید.
شما درروش سنتی مطالعه، وقت فراوانی را با حواس پرتی های متنوع و متعدد ازدست می دهید اما درروش جدید مطالعه، هم ازتلف شدن " وقت " جلوگیری میکندو هم لحظه به لحظه با علاقه و تمرکزحواس بیشتری مطالعه می کنید ودرنتیجه بهتریاد می گیرید.



تاريخ : شنبه دوم خرداد ۱۳۸۸ | ۲۰:۱۴ بعد از ظهر | نویسنده : |

" با کتاب شوخی کنید "
وقتی تلویزیون تماشا می کنید یا با دوستتان صحبت می کنید، لبخندی برلب دارید و راحتید، اما وقتی ازکتاب و مطالعه صحبت می شود و به سراغ درس ها می روید جدی و محکم و اخمو می شوید.
در روان شناسی حافظه و یادگیری گفته می شود: مطالبی که بارهیجانی بیشتری دارند، بیشتر درحافظه می مانند و بهتربه خاطرآورده می شوند چرا که هیجان، علاقه، تمرکز، و ورود مطلب به حافظه را موجب می شود. مثالی بزنیم: من به شما می گویم: همسایه ی 18 سال قبلتان یادتان می آید؟ شما می گویید: نه. می گویم: همان که دو بچه ی کوچک داشت. می گویید: نه، به خاطرنمی آورم. می گویم: همان که پدرش فروشنده ی لباس بود. و شما باز هم به خاطرنمی آورید. می گویم: همان که خانه شان آتش گرفت. یک مرتبه همه چیز در ذهنتان زنده می شود چرا که آتش گرفتن، بارهیجانی مؤثری داشته است.
اگرچه آتش گرفتن، یک هیجان منفی درشما ایجاد کرده بود، درهرحال هیجان انگیزبود وهمین هیجان باعث شده بود که شما خاطره ی آن را به خوبی به خاطربسپارید.
با کتاب خود شوخی کنید. مثال هایی مهیج، شادی آفرین وحتی خنده داربزنید. این موضوع به علاقه و تمرکزشما کمک زیادی می کند.
بعد ازاین که خواندید الکترون درسیم حرکت می کند و به مقاومتی مثل لامپ برخوردار می کند و لامپ را روشن می نماید، به زبان خودتان بگویید: موتورسوار( الکترون) در خیابانی خلوت ( سیم ) به سرعت حرکت می کند که ناگهان به دیواری ( مقاومت ) برخورد می کند و آن وقت احساس می کند که پروانه ها دورسرش می چرخند ( روشن می شود ).
هرچه می توانید به سخت ترین مطالب کتاب بارهیجانی مثبت بدهید و آن را بخوانید. وقتی که سدیم روی آب شناوراست، به شدت حل می شود و اگرکبریتی بزنیم، بالای آن شعله ورمی شود. تصورکنید اگرکسی درحال آب خوردن باشد و سدیمی درآب بیندازیم و به آن کبریت بزنیم، سبیل هایش می سوزد.
اگربخواهید می توانید با زبان خوشایند خودتان با تمام مفاهیم کتاب شوخی کنید. اگردر بحث گشتاورمثالی ازالاکلنگ می آورند فقط به خاطرآن است که بازی مهیج الاکلنگ، گشتاور را درذهن شما وارد کند. شما باید زرنگی کنید و مثالی مهیج بزنید.
با کتاب آنچنان شاد و مهیج برخورد کنید که گویی به دوست داشتنی ترین دوست خود رسیده اید.
"
توجه به لذت های نهایی، نه دشواری مسیر"
برای شروع هرکارباید این را بپذیرید که دشواری های درمسیروجود دارد و تلاش لازم است. پذیرش دشواری مسیرو رنج راهی که درپیش دارید شما را برای مقابله با این دشواری ها و پیشرفت آماده می کند. عدم پذیرش این که هرمسیری با دشواری روبه روست به ویژه درآغاز راه، شما را افسرده و ناراحت می کند.
همین تمرینات تمرکز را درنظربگیرید. ممکن است درابتدا برایتان خیلی مشکل باشد ولی به تدریج که جلوترمی روید، تمرینات ، ساده تروقابل قبول ترمی شود. برای میل پیدا کردن به انجام هرکار، باید به لذت های پایان کارتوجه کنید و به هیچ عنوان به دشواری های مسیرفکرنکنید.
اگرباید روزی بیست صفحه مطالعه کنید، فکرخود را به رنج روزی بیست صفحه مطالعه تمرکز نکنید بلکه به لذت های نهایی که نصیبتان می شود توجه کنید. آنچه شما را به تلاش پیگیرومستمروا می دارد، میل به جذب لذت هاست. کسانی ازکوه بالا می روند و قله را فتح می کنند که لذت رسیدن به قله را درذهن می پرورانند. این افراد درطول مسیرهرگز به دشواری راه نمی اندیشند بلکه خود را درآن بالا مجسم می کنند و به این فکرمی کنند که ازآن بالا همه چیززیباست. همین شوق ذهنی باعث می شود که آن ها به راحتی دشواری مسیررا بپذیرند و پیش بروند. حال آنکه اگرآنان تمام ذهنشان را معطوف به دشواری مسیر می کردند و مدام به این فکر می کردند که چقدرتا پایان راه باقی است، این رنج که در ذهنشان مجسم می شد، به سرعت آن ها را خسته می ساخت.
همین که فکرخود را بر این متمرکزکنید که درپایان امتحانات چه نمرات درخشانی می- گیرید و به لذت شکوه آن لحظه فکرکنید، این قدرت را پیدا می کنید که سختی هایی را که از ساعت ها مطالعه و درس خواندن متحمل می شوید، به راحتی پشت سربگذارید.
مدام درذهن خود موفقیت های نهایی را مجسم کنید. همچون ورزشکاری که به شوق لذتِ داشتن بدنی ورزیده وجسمی آماده درپایان کار، رنج زود بیدارشدن وسختی تمرینات را متحمل می شود.
یادتان باشد همیشه این توجه به لذت هاست که تمرکز وعلاقه ایجاد می کند.
اشتباه در برنامه ریزی
همین جا لازم است که به برنامه ریزی غلط و پیگیری نادرست برنامه های درسی اشاره کنیم. برنامه هایی که برای یک روزحجم زیادی ازمطالب را دربرمی گیرد، عملاً به خاطرهمین حجم زیاد، تنفرایجاد می کند.
عده ای، وقتی برنامه ریزی می کنند که مثلاً ازفلان کتاب، روزی یک صفحه مطالعه کنند، به جای آن که برنامه ی همان روز را اجرا کنند، مدام کتاب را ورق می زنند که چه راه زیادی باقی مانده است و همین توجه به دشواری مسیرطولانی بودن راه، شوق و علاقه و تمرکز را درآن ها ازبین می برد.
ازاجرای برنامه های روزانه فقط برنامه ی همان روز را انجام دهید و مطلقاً به این که " چند صفحه مانده " فکرنکنید.
اشتباه بیشتر داوطلبان کنکورکه باید تمام کتاب های چهارسال دبیرستان را بخوانند این است که پس ازمدتی درذهن خود به طولانی بودن راه فکرمی کنند.
باید همیشه به خاطرداشته باشید که هرروزفقط برنامه ی همان روز را اجرا کنید.
تعیین هدف
یکی ازعوامل مهم درایجاد تمرکزحواس و افزایش دقت درهنگام مطالعه آگاهی ازهدف مطالعه است. حتماً پیش از مطالعه برای خود مشخص کنید که هدفتان چیست. گفتن" هدف من یادگیری این فصل است " یا " هدفم این است که نمره ی خوبی بگیرم" و . . . بسیار نادرست است چرا که این ها هیچ کدام هدف نیستند. اهداف، وقتی قابل دسترسی اند که مشخص، دقیق، روشن و واضح باشند. شما باید هدف ها را ازداخل فصل ها استخراج کنید. مثلاً بگویید:
هدف من این است که بدانم چرا انقلاب مشروطه شکست خورد.
هدف من این است که بدانم فرق توندرا و تایگا چیست.
هدف من این است که بدانم درآینه های مقعر، افزایش فاصله ی کانونی چه تغییراتی در تصویرایجاد می کند.
و . . .
همه ی این اهداف مشخص، جزیی و روشن هستند و به ذهن برنامه می دهند. اشخاصی که قبل ازمطالعه با طرح پرسش هایی برای خود، ذهنشان را مشتاق و جستجوگرمی کنند. درتمام لحظات مطالعه به دنبال جواب هستند و این هدفمندی ذهن باعث می شود که به راحتی تمرکزحواس داشته باشید.
باید همیشه به خاطر داشته باشید که هرروز فقط برنامه ی همان روز را دنبال کنید. هنگامی که شما درجستجوی یک هدف هستید، به اهداف دیگر نیزدست پیدا می کنید.
شاید خیلی ازشما تگران باشید که اگربا یک هدف مشخص و جزیی پیش بروید، از مطالب دیگرکه باید یاد بگیرید، بازبمانید. اما چنین اتفاقی نمی افتد. شما چند سؤال طرح می- کنید تا ذهن خود را مشتاق و جستجوگرو متمرکزکنید. اهداف دیگرخود به خود جذب شما می شود.
هدفداربودن ذهن هنگام مطالعه خیلی مهم است. آنقدرکه ما می گوییم :
یا مطالعه نکنید یا قبل ازآن برای ایجاد تمرکزحواس درمطالعه، هدف خود را تعیین کنید.

_________________

کسل کننده ترین کتاب ها را چه طور بخوانیم
شما باید پس از هر صفحه یا هر ایده اصلی، به یادداشت های خود مراجعه کرده و جزئیات کمکی را به آنها اضافه کنید. بیشتر از یک صفحه بدون اینکه چیزی بنویسید و ثبت کنید نخوانید به طور مدام با خلاصه کردن متن در یادداشهای خود"به زبان خودتان" و نسبت به مطلب" واکنش" نشان دهید این عادت جدید خواندن و" عکس العمل" نشان دادن را در خود بهینه کنید ،برای فهمیدن بخوانید نه از برکردن ، بزودی خواهید دید که کسل کننده ترین کتاب ها جالب خواهند شد

=================


نسبت تقریبی خواندن وگوش کردن با جذب مطالب برای دانشجویان این گونه است که...
به ازاء هر واحد زمانی که صرف دریافت"خواندن وگوش دادن" می کنید دست کم دو واحد زمان صرف جذب کنید. به عبارت دقیق تر این بدان معناست که در برابر هر ساعتی که صرف خواندن یا حضور در کلاس درس می شود دست کم باید دو ساعت به نگارش مقاله یا به استفاده از کار برد اطلاعات حاصل به صورت های دیگر اختصاص یابد
=================
دانشجویان باید توجه داشته باشند که خود خواندن ، تنها خواندن نیست و باید...
دانشجویان باید توجه داشته باشند که خود خواندن تنها، خواندن نیست. باید از مطالبی که می خوانند"یادداشت و چکیده" بردارند. دانشجو چه باید بخواند؟ اگر خود را برای آزمایش آماده نمی کند می تواند به میل خود بخواند. باید کل هر فصل را بخواند و سپس در اجزاء آن سخت دقت کرد و بعد از این کار باید تنها مهترین بخشهای مهترین کتاب هارا بخواند که شاید اصلا نتوان خواندن نامید. این کار باید با کاغذ و قلم انجام گیرد. این مرحله خلاصه نویسی اظهار نظر و تحلیل منطقی است. در واقع، مثل نوشتن کتاب دیگری است ، یعنی کتاب نظر های انتقادی و شخصی دانشجو

=================

چگونه یاد گیری و یاد داری را سخت افزایش دهیم
درباره تمرین تکراری محض اصلی وجود دارد که اهمیت بسیار زیادی دارد: تکرار فعالانه بسیار سود مندتر از تکرارمنفعلانه است. هر گاه هدف ما از نخستین یاد گیری فهرستی اقلا این باشد که آنها را بی درنگ به یاد آوریم، برای تمرین و تکرار های بعدی دو راه وجود دارد می توان فهرست را دوباره خواند، این تکرار منفعلانه است. می توان پیش از آغاز فراموشی و بدون مراجعه به متن آن را به یاد آورد، این تکرار فعالانه است.معلوم شده است اگر خواندن و یاد داری در پی یکدیگر آیند ، یعنی خواننده پس از خواندن بکوشد مطالب را به یاد آورد، کارایی یاد گیری و یاد داری سخت افزایش می یابد

=================

آیا می توان 20برابر سریعتر از سرعت فعلی و با درک بهتر کتاب ها را خواند
سرعت مطالعه حد و مرزی ندارد. آیا این امر به شما کمکی می کند که بتوانید دو برابر سرعت کنونی خود مطالعه کنید؟ بیست برابر سریعتر و با درک بهتر چطور؟ اگر بنظر شما غیر ممکن می نماید چنین نیست. مغز انسان قادر است با سرعت ورق زدن مطالب را ببیند و بفهمد ، هستند کسانی که با این سرعت مطالعه می کنند. جان استوارت میل، تئودور روزولت و جان اف کندی از جمله افراد کثیری می باشند که تند خوان بوده اند. این افراد مطالعه کنندگان استثنایی نامیده می شوند، یعنی افرادی که خیلی سریع و با درک عالی مطالعه می کنند.خواندن مهارتی است که به سن، حرفه،"ارث یاهوش"بستگی ندارد
فصل چهارم روش مطالعه ی متمرکز
حواس پرتی چیست؟
ما می خواستیم روش صحیح مطالعه ی متمرکز را برای شما توضیح دهیم، دیدیم که باید ابتدا حواس پرتی را تعریف کنیم.
شاید شما تا به حال خیلی به " حواس پرتی" فکرکرده باشید و بارها از خود پرسیده باشید که چرا گاهی به هنگام مطالعه حواس آدم پرت می شود؟ ما نمی دانیم که شما برای این سؤال خود چه جوابی پیدا کرده اید اما پاسخ صحیح این پرسش را به شما می کوییم:
" حواس پرتی چیزی نیست جزتمایل ذاتی ذهن به درگیری و فعالیت."
ذهن شما همواره می خواهد درگیرو مشغول باشد. بنابراین اگرآنچه که اکنون انجام می-دهید درشما درگیری و مشغولیت ذهنی ایجاد کند، فکرشما دیگر لزومی احساس نمی کند که به جای دیگر برود و درآنجا درگیرشود. اما اگردرانجام این کار، درگیری ذهنی ایجاد نشود، ذهن شما شتابان به جایی می رود که خود را درآنجا مشغول کند. و این همان حواس پرتی است. برای روشن ترشدن موضوع، مثالی بزنیم:
وقتی دوستتان با شما صحبت می کند، اگربتواند با بیان خود درشما مشغولیت ذهنی و توجه و علاقمندی ایجاد کند، شما با تمرکزفراوان به تمام حرف هایش گوش می دهید. اما اگر او نتواند چنین تأثیری درشما بگذارد چون ذهن شما درگیرنمی شود به سرعت فکردیگری به ذهنتان راه می یابد و شما درحالی که به مخاطب خود خیره شده اید، دارید به چیز دیگری فکرمی کنید. چیزی که درشما درگیری ذهنی ایجاد می کند.
ذهن شما مدام به فعالیت نیازمند است و این نیازمندی را هنگامی که شما مشغول مطالعه کردن هستید، هم دارد. بنابراین اگرآنچه که می خوانید، درشما درگیری ذهنی ایجاد کند، شما مشتاق و متمرکزپیش می روید. درغیراین صورت چشمتان خطوط را دنبال می کند و ذهنتان درجایی دیگرمشغول می شود. به عبارت دیگر، حواستان پرت می شود.
راه چاره
پیش ازهرچیز، باید به خاطرداشته باشید که این شما هستید که باید ذهن خود را با موضوع مطالعه درگیرکنید.
معمولاً سبک نوشتاری کتاب تلاش می کند که درشما درگیری ذهنی ایجاد کند اما عمده- ی کاربا خود شماست.
ما اکنون می خواهیم روش مطالعه ی متمرکز را به شما آموزش دهیم، برای آن که درگیری ذهنی شما پایدار بماند. می خواهیم ذهن شما با جمله جمله ی کتاب درگیرشود. می- خواهیم که شما یک مطالعه کننده ی فعال باشید. روش های سنتی مطالعه که شما پیش از این داشته اید، شما را از یک مطالعه ی متمرکزبازمی دارد و باعث می شود که حواس شما مدام پرت شود.
روش های مطالعه ی متمرکز
" تند خواندن"
راننده ای را درنظربگیرید که با سرعت بسیارکمی مثلاً 20 کیلومتردرساعت درحرکت است. وقتی سرعت این راننده تا این حد کم است، دیگربه توجه و تمرکزفوق العاده ای نیاز ندارد و چون ذهن درگیرنمی شود، مدام درجایی دیگرمشغول می شود. راننده می تواند از داشبورد چیزی بردارد، شیشه را پاک کند، به مناظربیرون نگاه کند و حتی غرق در تخیل شود. اما وقتی سرعت زیاد شد، خود به خود درگیری ذهنی بیشترمی شود و ذهن بیشتر به رانندگی متمرکزمی شود و راننده دیگرفرصت ندارد به چپ و راست نگاه کند و یا مشغولیت های ذهنی دیگری داشته باشد. اساساً ذهن چنان درگیراست که تمایلی برای درگیرشدن در جای دیگر ندارد.
درمطالعه هم دقیقاً همین حالت وجود دارد. وقتی شما به بهانه ی بهترفهمیدن بسیارکند پیش می روید و کلمه به کلمه می خوانید، درگیری ذهنی مطلوبی را ایجاد نمی کنید و ذهن شما که ازاین ساکن بودن کلافه می شود، خود را درجایی دیگرمشغول می کند و حواستان پرت می شود.
ما نمی گوییم آنقدرتند بخوانید که هیچ چیزنفهمید، بلکه می گوییم سرعت مطالعه ی خود را تا آنجا افزایش دهید که یک درگیری ذهنی مطلوب ایجاد شود. دراین سرعت، ذهن متمرکزاست. می بینید که اگرکمی غفلت کنید، سانحه ای رخ می دهد.
حتی اگربتوانید سرعت مطالعه ی خود را به دو برابرافزایش دهید بسیارعالی است چرا که هم دروقت خود صرفه جویی نموده اید وهم با درگیری ذهنی و تمرکز بیشتری خوانده اید.
تا می توانید سرعت مطالعه ی خود را افزایش دهید و سریع ترازآنچه که قبلاً می خوانده اید بخوانید. البته خوب می دانید که این سرعت، نسبی است و درمتون مختلف مانند رمان، ادبیات، شیمی، فیزیک و . . . متفاوت است. مسلماً شما متون ساده تررابا سرعت بیشتر می- خوانید. ما می گوییم سرعت خود را با توجه به سرعت قبلی خود سریع تربخوانید. یکی دیگرازمعایب تند خواندن این است که شما وقتی آرام و لغت به لغت می خوانید، درک ذهنی کمتری دارید چرا که ذهن با مفاهیم سروکاردارد نه با کلمات. یادتان باشد مفهوم، همیشه در یک عبارت است نه یک واژه.
وقتی شما کلمه ی شیررا می خوانید، ذهن نمی داند منظورشیرگاواست یا شیرجنگل یا شیرآب. اما وقتی جمله ی " شیرآب را بستم" سریعاً خوانده می شود، درک بهتروسریع تری حاصل می شود.



تاريخ : شنبه دوم خرداد ۱۳۸۸ | ۲۰:۱۲ بعد از ظهر | نویسنده : |

يادگيري خلاق 

تنظيم نكات كليدي به 2 روش انجام مي‌گيرد: خطي و شبكه‌اي و تنظيم نكات. در روش يادداشت‌برداري به روش خطي حدود 60 درصد بازدهي را خواهيم داشت، در صورتي كه در يادداشت‌برداري به روش تنظيم نكات حدود 100 درصد بازدهي خواهيم داشت.
يادگيري خلاق عبارت است از: توانايي يادگيري بيش‌ترين مطالب در كمترين زمان، به خاطرسپاري هميشگي و به خاطر‌آوري راحت و كامل مطالب همراه با خلاقيت.
براين اساس مي‌بايست سرعت مطالعه را در زمان كمتري مورد مطالعه قرارداد و همچنين از شرايط مطالعه و سيستم‌هاي مطالعه و نحوه سازمان‌دهي مطالب و ثبت آن در حافظه از طريق فعال كردن مغز و استفاده از شيوه‌هاي يادياري آگاه شد تا درك مطالب كامل و خلاقانه، به‌خاطرسپاري راحت، كامل و سريع صورت پذيرد.
گسترش روزافزون حجم اطلاعات و نثر انبوهي از كتب و منابع ديگر و همچنين دگرگوني در مناسبات و روابط توليدي و همچنين افزوني دانش و ايجاد شاخه‌هاي جديد در علوم مختلف و ارتباط آن با تكنولوژي از اموري هستند كه ضرورت بهره‌برداري از اطلاعات در زمينه‌هاي مختلف علمي را بيان مي‌كنند.
در زمنيه يادگيري به 3 اصل بايد توجه شود: اولين اصل يا مرحله اول، ديدن است. مطالعه بدون ديدن امكان‌پذير نيست، اما بايد به كلمات نگاه كنيم و آنها را بشناسيم تا اطلاعاتمان كامل شود. دومين مرحله، خواندن است. خواندني كه به صورت‌هاي مختلف ظاهر مي‌شود: كلمه خواني، عبارت‌خواني و انديشه خواني.
سومين و‌ آخرين مرحله در زمينه يادگيري مرحله درك است. خواندني كه همراه با درك و فهم كامل صورت گيرد، يعني به خاطر بسپاري و به يادآوري مطالب و تعميم آن و تحليل آن به خوبي صورت گرفته باشد.
نكاتي در رابطه با خواندن
در هنگام خواندن بايستي به نكته‌هاي زير توجه كرد:
1 - كتاب در فاصله حدود 30 سانتي‌متري قرار گيرد.
2 - صاف نشستن هنگام مطالعه
3 - زير عبارات مورد نظر خط ببريم (با دست زير كلمات اشاره كنيم و خط ببريم)
4 - از راست به چپ در متون فارسي و از چپ به راست متون انگليسي
5 - دست روي صفحه كتاب كشيده شود، نه در هوا و حالت يكنواخت باشد نه حالت ضربه‌اي
6 - هنگام انتقال به صفحه بعد دست از روي صفحه بلند مي‌شود و در ابتداي خط بعدي قرار مي‌گيرد.
عوارض و آفت مطالعه
در زمينه يادگيري و مطالعه مشكلاتي وجود دارند كه به ذكر آنها مي‌پردازيم:
1 - عدم توانايي در درك و به خاطر سپاري تمام مطالب 2 - فراموشي 3- عدم توانايي در به يادآوري راحت و سريع مطالب ذخيره شده در حافظه 4- عدم توانايي در پيوند مطالب با يكديگر 5- عدم توانايي در تحليل مطالب 6- عدم توانايي در ارائه مطالب تازه و كشف مفاهيم جديد 7 - بي‌علاقه بودن به مطالعه 8 - كسالت و خستگي 9 - حواس‌پرتي 10 - عدم توانايي در عبارت خواني يا انديشه خواني 11 - ناتواني در بازيابي مطالب و پايين بودن سرعت مطالعه و مهم‌ترين مورد شيوه نادرست مطالعه است.
پس بايد به اين نكته اشاره كنيم كه تا شيوه مطالعه خود را صحيح نكنيم مطالعه همراه با يادگيري و درك مطالب صورت نخواهد گرفت.با توجه به تحقيقاتي كه درباره روش‌هاي مخلتف مطالعه صورت گرفته است، همگي بر اين مسئله اتفاق نظر دارند كه بيشترين بازدهي در مطالعه، برمبناي يادداشت‌برداري به دست مي‌آيد.
اگر مطالعه همراه با يادداشت‌برداري باشد، ميزان بازدهي افزايش مي‌يابد. اگر به صورت خلاصه‌نويسي صورت بگيرد بازدهي آن به 40 درصد مي‌رسد. در صورتي كه اگر يادداشت‌برداري حاوي نكات مهم و كليدي باشد بازدهي آن به 50 درصد خواهد رسيد.
تنظيم نكات كليدي به 2 روش انجام مي‌گيرد: خطي و شبكه‌اي و تنظيم نكات. در روش يادداشت‌برداري به روش خطي حدود 60 درصد بازدهي را خواهيم داشت، در صورتي كه در يادداشت‌برداري به روش تنظيم نكات حدود 100 درصد بازدهي خواهيم داشت.
تنظيم نكات كليدي
نكات كليدي از يك يا چند كلمه تشكيل شده است كه مي‌تواند كلمات اصلي يا فرعي باشد و از چنان موقعيتي برخوردارند كه با ديدن آنها تمام مطالب به ذهن تداعي مي‌شود. فقط بايد نكاتي را يادداشت كرد كه وجود آنها ضروري باشند و از كلمات و جملات غيرضروري خودداري كرد و بايد تلاش كرد تا تعداد كلمات كليدي كمتر باشند اما حجم مطالب گسترده‌تر.
راهكارهاي يادگيري خلاق و به خاطر‌سپاري اطلاعات عبارت است از:طرح شبكه‌اي، طبقه‌بندي، داستان‌سرايي، تصاوير ذهني، گره مكاني، مشاهده ذهني، نمادها، كلمات مشابه و مأنوس، حرف اول، موسيقي و آهنگ، شعر و نظم، كاربرد.
تصاوير ذهني: بهره‌گيري از حروف، شعر و... در زمينه يادگيري مانند يادگيري فرمول‌ها
گره مكاني: استفاده از مكاني واقعي يا تخيلي براي يادگيري بهتر
مشاهده ذهني: استفاده از تجسم به منظور يادگيري
حرف اول: به طور مثال از پيوند حرف اول نام آثار گنجوي كلمه ملخها پديد مي‌آيد.
در زمينه طبقه‌بندي و داستان‌سرايي؛ موسيقي و آهنگ، شعر و نظم هم كه مشخص هستند. كه يادگيري با استفاده از هر يك از اين روش‌ها پايدار و با ثبات هستند.
بايد به نقطه‌اي برسيم كه با نكات كليدي اندك تمامي متن مورد نظر را مطالعه كنيم. پس از استخراج نكات كليدي به دو صورت نسبت به ثبت آن اقدام مي‌گردد: در نظام خطي، نكات كليدي در پي يكديگر به صورت افقي و عمودي ثبت مي‌شوند و بازيافت مطالب به اين شيوه صورت مي‌گيرد. در اين شيوه يادداشت‌برداري صورت مي‌گيرد اما هيچ تضميني بر جلوگيري از افتادگي بخش مستقلي از نكات كليدي را ندارد.
براي پرهيز از اين كار نياز به استفاده از نظام شبكه‌اي احساس مي‌شود. در نظام شبكه‌اي نكات كليدي برحسب موضوع در شاخه‌هاي اصلي و فرعي طبقه‌بندي و ثبت مي‌گردد.
در اين نظام، جايگاه هر نكته در ارتباط با ساير مفاهيم مشخص است. در هنگام بازيابي مطالب، با به خاطر آوردن عنوان مطلب و شكل طرح شبكه‌اي و جايگاه هر يك از شاخه‌هاي اصلي و ديگر نكات كليدي، ذهن با شروع حركت خود از عنوان مطلب و پايان حركت خود كه به آخرين نكته فرعي ختم مي‌شود مسير خود را طي مي‌كند و هيچ مطلبي از نظر دور نمي‌ماند و تمامي مطالب به يكديگر متصل هستند.
اين گونه درس بخوانيد!
به طور سنتي، زمان امتحانات مدارس كه نزديك مي شود، همه به تكاپو مي‌افتند! دانش آموزان به دنبال كامل كردن جزوه ها، مرور در درس هاي مانده، در صورت نياز رفتن به كلاسهاي كمكي و... و والدين درصدد فراهم آوردن فضايي مناسب تر براي درس خواندن بچه ها. اما درس خواندن خود آداب و رسومي دارد. آداب و رسومي كه باعث بالا رفتن كيفيت آن مي شود و ضمناً، ضامن سلامتي نيز هست. گرچه همه ي ما كمابيش با آن‌ها آشناييم، اما يادآوري آن، آن هم از ديد متخصصان، خالي از لطف نيست. فاصله ي چشم تا كتاب، قوس طبيعي كمر، دماي اتاق، سروصدا و... از مهمترين مواردي است كه در كار خواندن و نوشتن تأثير دارد. مطلب حاضر اين موارد را از ديد پزشكان مورد بررسي قرار داده‌است.
دماسنج:
دماي 20 درجه را بيشتر كارشناسان، مناسب ترين دما براي مطالعه مي‌دانند.
ساعت:
پس از آن كه در مكان مطالعه قرار گرفتيد، فوراً مطالعه را شروع كنيد و به هيچ عنوان وقت را به بهانه انجام كارهاي ديگر تلف نكنيد.
لباس:
هنگام مطالعه لباس راحت بپوشيد. لباسي كه نه زيادي زبر باشد و نه زيادي نرم، نه بسيار گشاد و نه بسيار تنگ.
وضعيت بدن:
بهترين حالت براي مطالعه، حالت نشسته است و بعد از آن حالت ايستاده و بدترين حالت، حالت خوابيده يا درازكش است. مطالعه در حالت هايي نظير درازكش روي شكم، به پشت خوابيدن، در حال راه رفتن، تكيه زدن به ديوار و امثال اين ها به هيچ وجه توصيه نمي شود، چرا كه مطالعه كننده در چنين موقعيت هايي به سختي مي تواند تمركز حواس خود را حفظ كند.
كمر:
هنگام مطالعه بايد قوس طبيعي ستون فقرات حفظ شود. مطالعه در حالت خميده به جلو، به ويژه براي يك مدت طولاني، با خطر ايجاد تغيير شكل در ستون فقرات و كمردرد همراه است. نگذاريد خم شدن كمر به شكل عادت درآيد.
پا:
بهترين وضعيت پاها به هنگام مطالعه، وضعيتي است كه فشار كمتري روي عضلات پا وارد شود. به همين دليل توصيه مي شود كه در وضعيت ايده آل مطالعه (كه همان وضعيت نشسته است)، ترجيحاً از يك صندلي راحت استفاده شود كه پاهاي مطالعه كننده روي آن راحت باشد و بتواند كمي هم به سمت جلو مايل شود. بهتر است در فواصل مطالعه كه به چشمتان استراحت مي دهيد، وضع نشستن خود را تغيير دهيد تا خون در پاهايتان حركت داشته باشد.

رعايت آداب و رسوم خواندن و نوشتن، كيفيت آنها را بالا مي‌برد.
استفاده هميشگي از چراغ مطالعه خوب نيست، زيرا نور موضعي چشم‌ها را خسته مي‌كند.

صندلي:
از آن جا كه فرايند يادگيري يك فرايند شرطي است، هر كسي مي تواند خودش را به محيط يا زماني خاص عادت بدهد و به اصطلاح، خودش را شرطي كند. عادت هاي تمركز هر شخص هم با اشخاص ديگر متفاوت است. صندلي مي تواند يكي از همين عادت هاي تمركزي باشد، به نحوي كه هر وقت روي صندلي مخصوصتان نشستيد، تمركزتان براي مطالعه و يادگيري افزايش پيدا كند. اما يادتان باشد كه صندلي تان نبايد خيلي هم راحت باشد، چرا كه صندلي هاي بسيار راحت باعث لميدن، چرت زدن و احساس خواب آلودگي مي‌شوند.
خودكار، كتاب و وسايل مورد نياز:
عادت كنيد تمام آنچه را كه براي مطالعه نياز داريد، از ابتدا فراهم كنيد و هر كار متفرقه اي را كه داريد قبل از مطالعه انجام دهيد و پس از اين كه نشستيد، فوراً شروع كنيد به مطالعه.
تنفس:
در جايي كه مطالعه مي كنيد، حتماً بايد هوا به خوبي جريان داشته باشد و تنفس در آن محيط، راحت صورت گيرد.
چشم:
نور متوسط ، براي مطالعه مناسب تر است. نور اطراف و قسمت هايي كه در زاويه ي ديد چشم ها هستند بايد يكنواخت باشد. پس استفاده ي هميشگي از چراغ مطالعه خوب نيست، زيرا نوري كه فقط روي كتاب مي افتد، باعث خستگي چشم مي شود. نور لامپ هاي مهتابي به خاطر اين كه نوسان دارد، براي مطالعه مناسب نيست. بهترين فاصله ي كتاب تا چشم نيز حداقل 30 سانتي متر است.
سر:
ممكن است حواس پرتي شما ناشي از گرسنگي و تشنگي شديد، بي خوابي، خستگي يا علل دروني ديگر باشد. در چنين موقعيتي هرگز مطالعه نكنيد.
گوش:
محرك هاي محيطي از قبيل صداي راديو، تلويزيون، تلفن و... باعث حواس پرتي مي شوند. آن ها را از موقعيت مطالعه ي خود حذف كنيد. ذهن نمي تواند در يك آن بر دو موضوع تمركز داشته باشد. گوش كردن به موسيقي همزمان با مطالعه يعني حواس پرتي.
برگه هاي كاغذ:
چند برگ كاغذ روي ميز مطالعه ي خود داشته باشيد و افكار منحرف كننده و مزاحم را يادداشت كنيد و بعد از مطالعه نسبت به حل آنها در حد امكان اقدام نماييد.

فصل سوم علاقه: مهم ترین شرط در تمرکز حواس
به یقین می توان گفت که علاقه مهم ترین شرط درایجاد تمرکزحواس است. هر چه علاقه ی شما به یک موضوع بیشترباشد، تمرکزفکرشما برآن بیشترمی شود. متخصصان حافظه ویادگیری، وقتی که شخصی می گوید: " من اصلاً حافظه ندارم"، به او می گویند: "نشانی منزلت را بلدی؟ " و چون شخص پاسخ مثبت می دهد می گویند پس توحافظه داری. اگزحافظه نداشتی، نباید هیچ نمود و تظاهری را ازحافظه نشان می دادی.
شخص اصرار می کند: " من حافظه ندارم" یا " حافظه ام خیلی بد است" چون درس تاریخی را که دیشب خوانده بودم اصلاً به خاطر نمی آورم.
به زندگی همین شخص وارد می شویم. متوجه می شویم که به فوتبال علاقه ی زیادی دارد. ازاو سؤالی دراین زمینه می کنیم، سؤالاتی خیلی جزئی و حاشیه ای. ملاحظه می کنیم که اوحتی شماره ی پیراهن بازیکنان، باشگاه آنها، و نتایج دقیق مسابقات قبلی آنها را به خاطر دارد. چه حافظه ی توانایی !

وقتی شما به موضوعی علاقه داشته باشید، خود به خود برآن متمرکزمی شوید. بیشتر دقت می کنید وبه راحتی به حافظه می سپارید و بعداً هم خیلی راحت به خاطرمی آورید.
اساساً تمرکزحواس و حافظه لازم و ملزوم یکدیگرند:
علاقه ی بیشتر>> تمرکز بیشتر>> مرورذهنی بیشتر>> به خاطرسپاری بهتر>> یاد آوری سریع تر
حلقه ی اول این زنجیر، علاقه است. تا علاقه نباشد، تمرکزنیست و تا تمرکزنباشد، حافظه نیست و تا حافظه نباشد، یادگیری و موفقیت تحصیلی نیست. پس می بینید که اساس تمام موفقیت های تحصیلی و همین طورشغلی و موفقیت های دیگرعلاقه است. علاقه، علاقه، علاقه = موفقیت، موفقیت، موفقیت. آنجا که شما علاقه دارید، قطعاً موفقیت و پیشرفت دارید.
همین شما که ازعدم تمرکزحواس خود گله دارید، وقتی غرق دیدن یک فیلم مهیج یا تماشای مسابقه ی ورزشی مورد علاقه ی خود یا بازی شطرنج یا خواندن یک رمان جالب یا حل جدول و یا مطالعه ی یک درس مورد علاقه ی خود هسنید، نسبت به سروصدا، حضور دیگران یا عوامل حواس پرتی دیگری که درمحیط اطرافتان هست، هیچ واکنشی نشان نمی- دهید یعنی : تمرکزی عالی دارید.
وقتی شما به موضوعی علاقه دارید، دوست دارید درباره ی آن بیشتربدانید و میل به فرا گیری بیشترباعث می شود که تمرکزبهتری داشته باشید. ازطرفی هرچه بیشترفرا بگیرید و بیشتربدانید، علاقه ی شما به مطلب هم بیشتر می شود و بازعلاقه ی بیشتر، میل فراگیری بیشترو . . .
اما ما باید درس های زیادی را مطالعه کنیم و دراین مطالعه تمرکز حواس داشته باشیم تا بتوانیم یاد بگیریم و به خاطربسپاریم و به موفقیت تحصیلی دست یابیم. طبیعتاً خیلی از این درس ها مورد علاقه ی ما نیستند. با آن ها چه کارکنیم؟ مسلماً نمی توانیم مطالعه ی این درس ها را کناربگذاریم و فقط درس های مورد علاقه را بخوانیم. تنها راه حل این است:
باید به طریقی خودمان را به آن درس ها علاقمند کنیم.
چگونه درس بخوانیم؟
این سؤالی است که اکنون مسلماً درذهن شما ایجاد شده است. شما که مجبورید درس- هایی را بخوانید که هیچ علاقه ای به آن ها ندارید و واقعاً نمی دانید که با این بی علاقگی و درنتیجه عدم تمرکز و در نتیجه عدم یادگیری در آن درس چه کنید.
یکی به مثلثات علاقه ندارد، یکی به شیمی، یکی به فلسفه، یکی به زمین شناسی، یکی به تاریخ و . . .
به هرحال هرکس ممکن است ازیک یا چند درس اصلاً خوشش نیاید اما درعین حال که این بی علاقگی را حس می کند، ضرورت ایجاد علاقه را هم احساس می نماید.
ما هم اکنون زمینه های بسیارمؤثری را برای ایجاد علاقه به شما معرفی می کنیم.
" اطلاعات اولیه"
شاید مهم ترین راه ایجاد علاقه ، کسب اطلاعات اولیه درباره ی موضوع مورد نظر باشد. هرچه اطلاعات اولیه ی شما و دانسته های ابتدایی شما درزمینه ی موضوع بیشتر باشد، خود به خود کشش بیشتری برای فراگیری آن خواهید داشت و درنتیجه تمرکز بهتری درآن به دست خواهید آورد. این همان ارتباط علاقه و میل به فراگیری است.
هرچه می توانید اطلاعات اولیه، سطحی و ابتدایی خود را افزایش دهید، چه این اطلاعات در راستای موضوع باشند چه نباشند. مثلاً قبل از این که فرمول های پیچیده ی اصطکاک را درفیزیک مطالعه کنید، به کسب اطلاعات اولیه و ابتدایی درمورد اصطکاک بپردازید. اگرچه این مطالب پیش پا افتاده، سطحی و بی ارتباط با آن فرمول های پیچیده به نظرمی رسند، شوق و شورو میل به فراگیری و در نتیجه تمرکز حواس شما را افزایش خواهند داد.
اطلاعات اولیه چگونه باشند؟
برای کسب اطلاعات اولیه باید دقت کنید که این اطلاعات، ویژگی های لازم را داشته باشند. هرمطلبی نمی تواند اطلاعات اولیه تلقی شود. باید به خاطرداشته باشیم که اطلاعات اولیه قرار است در ما شوق و رغبت ایجاد کند و ما را به فراگیری بیشتر وادارد. بنا براین:
اول - اطلاعات اولیه باید ساده باشند: اگرشما درابتدا مطالب دشوار و سخت را جستجو کنید و به آن ها توجه نشان دهید، به جای علاقمند شدن به آن ها از آن ها بیزار می شوید. اطلاعات اولیه باید ساده ترین مطالب باشند.
دوم - اطلاعات اولیه باید کم حجم باشند: با وجود آن که اطلاعات اولیه ی فراوانی در اختیار شماست که همگی ساده اند، توصیه می کنیم همه ی این اطلاعات را یکجا نگیرید. یکی ازاین اصول مهم یادگیری و قوانین پایه ای حافظه این است: یادگیری تدریجی است. اگزشم 9 ساعت مطالعه ی مستمرجغرافی را دریک روز، به یک ساعت مطالعه در 9 روز تبدیل کنید و یا 18 ساعت مطالعه ی پشت سرهم دریک روز را به 6 ساعت مطالعه در 3 روز تقسیم کنید، بازده فوق العاده بیشتری خواهیم داشت.
یادگیری یکباره ی مطالب شما را زود خسته و بی علاقه می کند. درست مثل آنکه بخواهید دریک روز ازصبح تا شب نیمی از کتاب را یاد بگیرید. اصل یادگیری تدریجی هم برایجاد علاقه استوار است. اطلاعات فراوان و یکباره به راحتی شما را ازآن درس بیزار می کند.
سوم - اطلاعات اولیه باید به شکل خوبی ارائه شوند: انتقال اطلاعات اولیه به شکلی خوب و دوست داشتنی، شوق شما را برای فراگیری بیشترافزایش می دهد. معلمی را به خاطر بیاورید که مطالب را به زبانی خوشایند به شما انتقال می دهد و درهمان روزاول آنچنان تأثیری بر شما می گذارد که شیفته ی آن درس می شوید.
وقتی که مشغول درس خواندن هستید، مانند همان معلم مطالب را به شکلی زیبا برای خود بیان کنید و در خود علاقه ایجاد کنید، به خصوص دردرس هایی که معلم شما مطلب را خشک و جدی و نه چندان خوب ارائه می دهد، حتماً ازاین روش استفاده کنید.
چهارم - به کاربردهای علمی مطالب علمی فکرکنید: کاربرد مطالب را درزندگی خود جستجو کنید. قبل ازآنکه به سراغ مفاهیم پیچیده ی اصطکاک بروید به این فکرکنید که زمستان ها درهوای سرد، دستان خود را به هم می مالید تا گرم شوند.
قبل ازاین که مثلثات بخوانید به این فکرکنید که تمام حرکات کشتی ها روی اقیانوس ها براساس نسبت های مثلثاتی انجام می گیرد.
قبل ازاین که شیمی بخوانید و واکنش های گرمازا و گرماگیر را بفهمید به این فکرکنید که اخیراً چیزی به نام بخاری جیبی اختراع شده است که درزمستان دست های شما را گرم می کند.
قبل ازاین که گرانیگاه و مرکز ثقل چیزی بیاموزید به این فکرکنید که چرا برج معروف پیزا درایتالیا با همه ی کج بودنش فرو نمی ریزد.
بعضی ازمطالب هم کاربرد های رفتاری دارند. می توانیم قبل ازخواندن این مطالب به این کاربردهایشان فکرکنیم. مثلاً قبل ازاین که بخوانیم هفته ی دوم تا ششم زندگی جنینی مقارن با رشد سریع و اختصاصی شدن اندام ها و دستگاه های مختلف بدن است، به این فکر کنیم که سلامت یا عدم سلامت جسمی و روانی مادروپدرچه تأثیری برجنین دارد و رفتارهای مناسب والدین و اطرافیان آن ها چگونه می تواند باشد.
قبل ازاین که قانون عمل وعکس العمل نیوتن را بخوانیم به این فکرکنیم که تمام اعمال ما به خود ما باز می گردد و به قول شاعر: " هرچه کنی به خود کنی، گرهمه نیک و بد کنی" .
قبل ازاین که قاعده ی " هوند" را درشیمی بخوانیم که " تا زمانی که هریک از اربیتال- های هم انرژی، یک الکترون نگرفته باشد، هیچ یک ازآن ها پرنمی شود" به این فکر کنیم که ما هم باید درهمه ی زمینه های زندگی به موازات هم پیشرفت کنیم.
رشد یک جانبه، قانون طبیعت نیست و به همین خاطرمحکوم به شکست است. اگر در زمینه ی مالی داریم پیشرفت می کنیم درزمینه ی معنوی هم باید با همان سرعت به پیش رویم. اگردرزمینه ی علمی موفقیت کسب می کنیم، باید درعمل هم به همان اندازه موفق شویم. اگردرزندگی اجتماعی به مراتب عالی می رسیم باید درزندگی خصوصی هم خود را به همین مراتب عالی برسانیم. خلاصه آن که اجازه ندهیم که دریک زمینه ازسایرزمینه ها عقب بیفتیم درست مانند اتم های عناصرکه قاعده ی هوند را اجرا می کنند.
و قبل ازاین که . . .
اگرکمی دقیق شوید، اگرذهن خود را به کاربیاندازید به کاربرد تمامی علوم را درلحظه لحظه ی زندگی خود حس می کنید وهرکه بیشترآمیختگی دانش را با زندگی روزمره درک می کنید علاقمند ترومشتاق تر می شوید.
درواقع دانش بشری ازدقت کردن به زندگی ساده و طبیعی پدیدارشده است.
اطلاعات اولیه مهم ترین قانون علاقمندی است
نقش اطلاعات اولیه بسیارمهم است. شما وقتی که به تماشای مسابقه ی فوتبال مشغولید، همین که اطلاعات مختصری درباره ی آن داشته باشید، مثلاً بدانید که خطا درمحوطه ی 18 قدم، ضربه ی پنالتی را برای تیم مقابل به ارمغان می آورد، با تمرکزوعلاقه ی بیشتری آن را دنبال می کنید تا مادربزرگ شما که هیچ اطلاعات اولیه ای ازفوتبال ندارد و تصورمی- کند 22 نفربیهوده به دنبال توپ ازاین سوبه آن سومی دوند.
ومسلماً مادربزرگ شما خیلی متعجب می شود وقتی شما را آنچنان غرق تماشا می بیند که ازاطراف خود کاملاً بی خبرشده اید.
یا وقتی که شما بدانید حرکت هرکدام ازمهره های شطرنج چگونه است و همین اطلاعات مختصرواولیه را داشته باشید، خیلی مشتاق ترو با دقت و تمرکزبیشتربه بازی شطرنج نگاه می کنید تا کسی که ازشطرنج هیچ چیزنمی داند.
امروزه ازاین روش برای علاقمند کردن افراد به موضوعات خاص استفاده می کنند. مثلاً تصویریک فوتبالیست مشهوررا داخل یک بسته ی آدامس می گذارند و زیرآن نامش را می نویسند. هیچ وقت سوابق ورزشی او را به صورت اطلاعیه دربسته ی آدامس نمی- نویسند چرا که همین قدرکافی است. به همین سادگی و کم حجمی و به خوشایندی شیرینی آدامس کافی است که شما خود به خود به هرخبری درباره ی او متمرکزوحساس شوید. دقت کنید که درسی که الان قراراست بخوانید چه اطلاعات اولیه ای ازدروس قبل، از گفته های معلم و یا از صحبت دوستان یا اززندگی خودتان به شما کمک می کند. درجستجوی یافتن این اطلاعات اولیه و آموختن درس، با کمک آن ها باشید.
این همان چیزی است که می گویند درهردرس باید ازپایه قوی باشید و دروس را اساسی بخوانید. قبل از فراگیری انتگرال، مفهوم مشتق را دریابید. قبل ازآن که حد را بفهمید نمی- توانید مشتق را درک کنید و برای فهمیدن حد باید تصاعد هندسی را خوب یاد گرفته باشید که پایه ی آن هم تصاعد عددی است.
بعضی وقتی می خواهند درسی را بخوانند یکباره به سراغ فرمول ها وحفظ آن ها می- روند وچون کاری را ازوسط شروع کرده اند واطلاعات زمینه ای و پایه ای ندارند، درست و حسابی یاد نمی گیرند و بی علاقه و کلافه می شوند.
درست مثل این که شما بخواهید یک سریال تلویزیونی را ازقسمت دهم تماشا کنید. تا کسی به شما توضیحاتی درمورد نه قسمت گذشته ندهد ( والبته ساده و مختصرو کم حجم) شما علاقه ی چندانی به تماشای به تماشای قسمت دهم پیدا نمی کنید.
پیش ازمطالعه ی هردرس ازاین به بعد، دانسته های قبلی خود را مرورکنید. اطلاعات اولیه بگیرید و خود را علاقمند و متمرکز سازید.
" دانستن قوانین "
شناخت قانون هرچیزی شما را به آن علاقمند می کند. اگرخیلی ها ازتماشای تنیس لذت نمی برند به خاطرآن است که ازقانون شمارش امتیازها درآن آگاهی ندارند.
قانون ورزش ها، قانون بازی ها، قانون برقراری یک ارتباط مؤثر، مقررات اجتماعی و قانون کتاب را کشف کنید.
قبل ازشروع مطالعه کشف کنید محوری که مطالب کتاب حول آن دورمی زند چیست؟ این کتاب برچه موضوعی تأکید می کند؟ چه سبک و ساختاری دارد؟ چگونه می خواهید به من یاد بدهید؟
یکی ازموارد بسیارمهم که شما معمولاً نادیده می گیرید، قانون و روش مطالعه است. درخواندن هرکتاب ومطالعه نیزبرای آن که تمرکزعالی پیدا کنید و روش و قانونی وجود دارد که آن را بعداً بررسی خواهیم کرد. اکنون فقط به این نکته توجه کنید که برای یک مطالعه ی متمرکزباید به روش صحیح مطالعه کرد. اگرشما ندانید قانون بازی والیبال چیست نمی توانید آن را بازی کنید. درمورد مطالعه هم همین طوراست. ابتدا باید روش مطالعه را فرا بگیرید.
" زبان گردانی"
وقتی شما چند دوست دارید، دوستی را که به شما بیشترشبیه است، عاطفه و روحیه ی شما را دارد و به زبان شما سخن می گوید، بیشتردوست دارید. به حرف هایش بیشترتوجه می کنید و حتی بیشتراورا به خاطرمی سپارید. زبان کتاب، بک زبان ساده، عمومی و همگانی است و باید هم چنین باشد. این شما هستید که باید پس ازمطالعه، کتاب و متن و نموداروفرمول ها را به زبان خود بیان کنید.
زبان گردانی، یکی ازاصول مطالعه است. فرمول انیشتین را به زبان خود تعریف کنید. ببینید که آن درزبان شما چه مفهومی دارد؟ یادتان می آید که وقتی سال اول دبستان بودید، باران را چگونه برای خود زبان گردانی کردید؟ نعلبکی را درلوله ی کتری برگرداندید و برای خود ابروباران ساختید. پیچیده ترین مطالب علمی را همین طورکه مطالعه می کنید وجلومی روید به زبان ساده، قابل فهم و بیان خوشایند خودتان برگردانید. ازخود مثال بزنید وحتی آن متن را یک باردیگر به زبان ساده ی خودتان بنویسید. اگربخواهید عیناً مطالب کتاب را بخوانید وحفظ کنید عملاً نمی توانید یادگیری عمیقی داشته باشید. اما اگربا زبان گردانی مطالب را یاد بگیرید، خیلی راحت ترعین مطالب کتاب را بیان خواهید کرد و به خاطرخواهید سپرد. پس یادتان باشد:
زبان گردانی یعنی بیان مطالب دشوارکتاب به زبان ساده وخوشایند خودتان.



تاريخ : شنبه دوم خرداد ۱۳۸۸ | ۲۰:۱۰ بعد از ظهر | نویسنده : |

بسيار مهم: مساله‌ي اصلي بسياري از داوطلبان براي بينش فراموش كردن آن است نه خواندن آن. براي جلوگيري از اين پديده به دستورات زير عمل كنيد:

·         زود به زود دروس خوانده شده را دوره كنيد و تستهاي آنها حداقل يك هفته پس از آخرين دوره بزنيد.

·         بهتر است دوره فقط از روي كتاب درسي خودتان باشد، چون وقتي شما براي اولين بار از روي كتاب درسي مطلب را حفظ كرده‌ايد، دقيقا در حافظه ي بينايي شما شكل و رنگ و طرح و مطالب آن صفحه حك مي‌شود، پس اگر دوره هم هميشه از روي يك منبع باشد ، مي‌تواند به ياد آوري توسط حافظه‌ي بينايي كمك كند.

·         از خواندن جزوات خلاصه شده و گلچين شده‌ي بينش بپرهيزيد، زيرا خط به خط كتاب و حتي زيرنويس‌ها مهم هستند و مورد سوال واقع خواهند شد.

·         احكام را خوب ياد بگيريد بعد حفظ كنيد، زيرا كه جملات دروس احكام كمي ثقيل هستند و اگر شما درست حكم را متوجه نشويد، قطعا" تست را اشتباه خواهيد زد.

زبان انگليسي:
كتاب زبان هم تقريبا" محروم واقع شده است. اكثر داوطلبان گرامر را از روي جزوات مي‌خوانند و معني لغات را هم از آخر هر درس و يا لغت‌هاي نوشته شده، همراه با معني ( به صورت فلش كارت و ....) حفظ مي‌كنند.
در حالي كه لغات زبان بسيار زياد و فرارند و بايد راهكارهاي بهتري براي يادگيري آن‌ها به كار گيريم. چگونه ؟؟؟
1- كتاب زبان ( مخصوصا" پيش دانشگاهي ) را از ابتدا شروع مي‌كنيد به خواندن و در آوردن معني لغات از ديكشنري ( زيرا لغتي كه در جمله ياد گرفته شود و با پيدا كردن به حافظه سپرده شده باشد، خيلي عميق‌تر و بهتر از لغتي كه خارج از جمله با معني حاضر و آماده حفظ شده است، در ذهن باقي مي ماند.)
2- تمام بخش‌هاي كتاب زبان از جمله لغات ، متنها ، صورت و پاسخ تمرينها و.... را بايد بخوانيد و لغاتش را در آوريد نه اينكه به لغات آخر هر درس اكتفا كنيد.
2- از معلم خود بخواهيد تمام تمرين‌ها را حل كند.
3- لغت‌ها را سعي كنيد با يك يا چند مترادف انگليسي ياد بگيريد.
4- لغت‌هاي مترادف و متضاد در كنار هم بسيار راحت‌تر به خاطر سپرده مي‌شوند.
5- تست‌هاي زبان را به صورت مخلوط بزنيد نه طبقه بندي.
6- در هنگام زدن تست چه گرامر باشد، چه درك مطلب و چه تست لغت ، صورت تست و گزينه‌ها را معني كرده و لغات جديد را فيش برداري كنيد. اين كار به شما كمك مي كند دايره ي لغاتتان بسيار وسيع شود. مخصوصا اگر داوطلب شركت در كنكور منحصرا زبان هم هستيد، اين يكي از كارهاي واجب بر شما خواهد بود.
7- صحبت كردن در كلاس با همكلاسي ها يا در خانه با يكي از افراد تحصيل‌كرده، به زبان انگليسي دشوار ولي بسيار مفيد خواهد بود.
8– لغات زبان را ، از روي كتاب درسي خودتان و در جمله دوره كنيد.
9- لغات مهم را فيش برداري كنيد تا در وقت‌هاي تلف شده (اتوبوس ، مترو ، مطب دكتر يا صف‌هاي مختلف) بتوانيد مروري برآن‌ها داشته باشيد.
اخطار !!!
داوطلبان علاقمند به زبان، فقط به شركت در كنكور منحصرا زبان اكتفا نكنيد.
حتما" كنكور رشته ي اصلي خود را بدهيد و در كنار آن در كنكور منحصرا زبان هم شركت كنيد. چرا كه ظرفيت پذيرش و تنوع رشته در منحصرا زبان بسيار پايين است.
درس رياضي براي رشته ي رياضي ، مباحث بسيار گسترده و مهمي را شامل مي شود كه بيش‌ترين ضريب را دارد و در بالا و پايين شدن تراز خيلي موثر است. مواردي كه بايد در يادگيري رياضي در نظر گرفته شود، به قرار زير است:
1- بهتر است رياضيات را از همان اول دبيرستان كم كم و پله پله سر كلاس خوب ياد بگيريم، زيرا كه رياضي، درسي زنجيروار است و وقتي سنگ بناي يك مبحث را بد بگذاريد، روي فهميدن و يادگيري خيلي از موارد ديگر تاثيرجبران ناپذيري مي گذارد (قابل توجه بچه هاي سال اول يا دوم كه مي خواهند از الان خود را براي كنكور آماده كنند)
2- كتب درسي رياضي بسيار مهمند، و اين در حالي است كه 99 درصد دانش آموزان رياضي را فقط از روي جزوه و كتاب‌هاي كمك آموزشي مي‌خوانند.
3- براي شروع، از كتاب اول دبيرستان شروع كنيد (البته چون مباحث آن بسيار ساده است و اكثرا در سال‌هاي بالا تكرار شده است، لزومي ندارد خط به خط كتاب را بخوانيد و مثال‌ها را حل كنيد. فقط به دوره‌ي فرمول‌هاي ارائه شده و حل تمرين‌هاي سخت آخر هر مبحث بپردازيد.)
4- با اين كار قشنگ روي غلتك مي افتيد و متوجه مي‌شويد كه چگونه بايد با كتاب درسي رياضي كنار بياييد و چقدر مفيد است.
5 – خوب حالا كتاب‌هاي سنگين‌تر مثل : رياضي سال دوم ، آمار، حسابان، جبرواحتمال، هندسه، ديفرانسيل، گسسته، هندسه تحليلي (براي رشته ي رياضي)، رياضي سال دوم و سوم و پيش دانشگاهي (براي رشته‌ي تجربي و انساني ) را به ترتيب زير بخوانيد:

·         تمام متن كتاب را خط به خط بخوانيد.

·         مثالهاي داخل متن را بدون نگاه كردن به حل آن‌ها حل كنيد، سپس حل خود را با حل كتاب مقايسه كنيد.

·         تمرين‌هاي كتاب را دانه به دانه بدون نگاه كردن به حل المسائل حل كرده، سپس اشكالات خود را از معلمان ، همكلاسي‌ها ويا ... بپرسيد، در غير اين صورت به دفترحل تمرين يا حل المسايل مراجعه كنيد.

·         هيچگاه فرمولها را حفظ نكنيد ، زيرا بزودي فراموش مي‌كنيد ، تازه اگر هم فراموش نكنيد، نمي‌توانيد در حل تست‌ها از آنها استفاده كنيد، چون فقط آنها را حفظ كرده‌ايد و نمي دانيد كجاها كاربرد دارند.

·         وقتي مطلب را از روي كتاب خوانديد و مثال‌ها و تمرين‌ها را حل كرديد، بايد آنقدر از آن مبحث تست بزنيد تا فرمول‌ها و راه حل‌ها به همراه كاربردشان ملكه‌ي ذهنتان شوند.

·         براي دوره و تمرين تست زدن ، از تستهاي كنكورهاي گذشته استفاده كنيد.

مثال : شما مبحث تابع را كامل از كتاب خوانده‌ايد، حدود 50 تست از اين مبحث را انتخاب مي كنيد، 25 تست اول را بدون گرفتن زمان ونگاه كردن به پاسخ‌هاي تشريحي حل كنيد، يعني دقيقا" ذهن خود را درگير سوالات نماييد و راه حل‌هاي مختلف را براي رسيدن به پاسخ درست، امتحان كنيد، بعد از تمام شدن اين 25 سوال به پاسخ تشريحي مراجعه كنيد و پاسخ‌هاي خود را مقايسه كنيد.
مهم: كنار هر كدام از سوالات كه نتوانسته بوديد هيچ راه حلي براي آن‌ها ارائه دهيد علامت منفي و كنار سوالاتي كه كامل حل كرديد ولي به پاسخ غلط رسيديد علامت ضربدر و كنار سوالاتي كه نصف راه حل را رفته‌ايد ولي بالاخره هيچ كدام از گزينه‌ها را درنياورديد، علامت مثبت بگذاريد و دست آخر، كنار سوالاتي كه با راه حل درست به پاسخ درست رسيده‌ايد ، هيچ علامتي نگذاريد.
خوب اين كار به چه دردي مي خورد ؟ به درد دوره كردن مفيد و سريع ، يعني در دور دوم كه شما خواستيد اين تست‌ها را دوباره بزنيد ، (حداقل بعد از دو هفته) به حل تست‌هاي علامت‌دار مي‌پردازيد و هر كدام را كه توانستيد حل كنيد، علامت كنارش را پاك مي كنيد.
وقتي مي‌توانيد بگوييد كه من به كل اين 25 تست با نكاتش مسلط شده‌ام ، كه هيچ علامتي كنار هيچ تستي باقي نماند.
با اين فرم خواندن و تست زدن، نه نيازي به حفظ كردن فرمول‌ها و نه نيازي به حفظ كردن نكات تست‌ها خواهيد داشت، و نه احساس مي كنيد آن تست‌ها و نكاتشان را پس از مدتي فراموش كرده ايد.
هشدار:
درس رياضي براي رشته هاي تجربي و انساني هم بسيار مهم و نمره آور است ، در حالي كه خيلي از بچه‌هاي تجربي و مخصوصا انساني كل درس رياضي و يا بخش عظيمي از آن را كنار مي‌گذارند، يعني اصلا به سراغ رياضي نمي‌روند.
شما حتي اگر هم، بدون توجه به رياضي از سد كنكور رد شويد و در هر رشته‌اي كه قبول شويد، به خاطر ضعيف بودن درس رياضي‌تان در دانشگاه با مشكلات زيادي روبرو خواهيد شد.
در مورد درس فيزيك هم قضيه تقريبا مشابه است، فقط شما بايد به متن كتب فيزيك و تعريف‌ها و مثال‌ها هم كاملا توجه كنيد، مثال‌هاي داخل متن و تمرين‌هاي آخر هر فصل هميشه عينا و يا با كوچكترين تغييري صورت تست‌هاي كنكور بوده‌اند. اين در حالي است كه 99% بچه ها اصلا" توجهي به كتاب درسي فيزيك ندارند و وقت گذاشتن روي حل تشريحي مثالها وتمرينها را اتلاف وقت مي‌دانند. آمار سازمان سنجش در كنكور 84 نشان مي‌دهد كه فقط 3% از كل بچه ها به چند سوال مفهومي– تعريفي فيزيك كه مستقيما از متن كتاب طرح شده‌بود ، پاسخ صحيح داده‌اند.         توصيه:
البته در مورد دروس رياضي و فيزيك ، اين كه شما درس را سركلاس خوب گوش دهيد و بفهميد هم مهم است، يعني فكر نكنيد كه اگر درس را سر كلاس نفهميدم، بعدا" خودم مي‌خوانم و ياد مي‌گيرم . قبل از كلاس درسي را كه قرار است داده شود، روزنامه وار بخوانيد تا پيش زمينه‌ي ذهنتان آماده‌ي دريافت باشد، و در هنگام توضيح مبحث آمادگي پرسيدن اشكالات و فهميدن كامل درس را داشته باشد.
بچه ها !!اين قدر دنبال فرمول‌هاي طلايي و نكات نقره اي وراه حل‌هاي كوتاه و كتاب تست‌هاي معجزه آسا نباشيد، بلكه كتاب درسي‌تان را خوب مطالعه كنيد.!!!!!!!!!!
يادگيري‌هاي شبانه تنها منجر به يادآوري نوك زباني مي شود
تحقيقات اخير نشان مي دهد كه يادگيري هاي شبانه در طول زندگي بر اثر پائين بودن ميزان پروتئين هسته هاي سلولي مغز در شب به هيچ وجه موثر نبوده و اين نوع يادگيري ها جز اتلاف وقت نخواهد بود تحقيقات اخير نشان مي دهد كه يادگيري هاي شبانه در طول زندگي بر اثر پائين بودن ميزان پروتئين هسته هاي سلولي مغز در شب به هيچ وجه موثر نبوده و اين نوع يادگيري ها جز اتلاف وقت نخواهد بود و تنها منجر به يادآوري هاي نوك زباني در هنگام پاسخ دادن به سئوالات مي شود. دكتر "محمد رضا افضل نيا" در گفتگو با خبرنگار دانشگاهي "مهر" افزود: به طور كلي يكي از عواملي كه در يادگيري و يادآوري تأثير زياد دارد، اضطراب است. اين عامل موجب برانگيختگي و آشوب دروني مي شود كه از لحاظ فيزيولوژيكي 17 تغيير مهم را در عملكرد دستگاه هاي بدن به وجود مي آورد. اين حالت طور مستمر در مغز حالتي تحميلي مانند كودتاي نظامي ايجاد مي كنند. وي ادامه داد: بر اثر آدرنالين بالا به هنگام اضطراب، تغييرات كاركردي در سيستم ادراكي و واكنش هاي بدن به وجود مي آيد. در اين هنگام مردمك چشم بيش از اندازه معمول گشاد شده و كاركرد سلول هاي مخروطي آن دچار اختلال مي شود در نتيجه ظرافت ها و جزئيات كمتري از يك سئوال مد نظر قرار گرفته مي شود و تنها سلول هاي ميله اي كه مسئول ادراكات كلي از محيط است، فعال مي شوند. اين روانشناس شناختي اظهار داشت: بدن و ماهيچه هاي داوطلب مضطرب دچار انقباض شده و آرامش سلب مي شود و به دنبال آن كاركرد حافظه نيز مختل، تمركز و بازيابي اطلاعات از حافظه با مشكل مواجه مي شود. وي اظهار داشت: در چنين شرايطي فراشناخت نيز مختل مي شود و فرد به درستي نمي داند تا چه اندازه موضوعي را كه فراگرفته است، مي داند و ارزيابي درستي از اطلاعات آموخته شده ندارد. همچنين توجه نيز نقش فعال و هميشگي خود را در دالان يادگيري و يادآوري مطالب از دست مي دهد. اين روانشناس شناختي گفت: از نظر شناختي توجه، نقش اصلي را در يادگيري و يادآوري آموخته ها ايفا مي كند و بدون آن كمتر چيزي به ادراك پايدار مي انجامد حال آنكه اضطراب زياد بيشترين تأثير را بر همين اهرم يادگيري خواهد گذاشت. وي داشتن اعتماد به نفس را يكي از عواملي دانست كه در كنترل اضطراب موثر است و اظهار داشت: داوطلبي كه در بلندمدت در زندگي خود احساس امنيت رواني را به همراه تقويت هاي شناختي و رفتاري زياد تجربه كرده است، داراي اطمينان به خود بالا است و كنترلش بر اضطراب در مواقع آزمون هاي مهم بيشتر است. افضل نيا خاطرنشان كرد: فردي كه در آستانه امتحانات بزرگ است، بر اثر اضطراب به كلي موقعيت خود را از دست مي دهد و مدام خود را در مقايسه با رقبا ارزيابي مي كند و دچار خود سرزنشي يا تقليد كوركورانه از اعمالي كه ديگر داوطلبان ممكن است انجام دهد مي شود. وي ادامه داد: داوطلب كنكور بهتر است در اين برهه از زمان، به مرور دانسته هاي قبلي بپردازد و با آرامش و سلطه بيشتر دانش خود را كنترل و هدايت كند. عضو انجمن روانشناسان شناختي ايران با اشاره به نقش خواب در افزايش يادگيري گفت: ياديگري هاي اخير بدون خواب كافي پس از آن، به طور موثر به حافظه درازمدت سپرده و تثبيت نمي شود لذا به داوطلبان كنكور توصيه مي شود روزهاي قبل از آزمون خواب و تغذيه كافي و مناسب داشته باشند. وي تأكيد كرد: تحقيقات اخير نشان مي دهد كه يادگيري هاي شبانه در طول زندگي بر اثر پائين بودن ميزان پروتئين هسته هاي سلولي مغز در شب به هيچ وجه موثر نبوده و اين نوع يادگيري ها جز اتلاف وقت نخواهد بود و تنها منجر به يادآوري هاي نوك زباني در هنگام پاسخ دادن به سئوالات مي شود. دكتر افضل نيا يادآور شد: خواب هاي پراكنده در روز نمي تواند جايگزين خواب به هنگام و پيوسته شبانه باشد. خوابهاي در طول روز تنها پس از 4 ساعت فعاليت مسمتر مغزي به اندازه 10 تا 15 دقيقه و جهت استراحت مغز مفيد است. عضو انجمن روانشناسان انگلستان اظهار داشت: مصرف مواد غذايي چون نخود و كشمش، زرده تخم مرغ و جگر جهت تغذيه نورون هاي يادگيرنده مغزي، ادويه جات، بادام و روغن ماهي براي تقويت حافظه و قهوه (البته نه براي بيدار ماندن بيشتر در شب) مفيد است و كشيدن نفس عميق جهت انبساط عروق و رساندن اكسيژن به مغز توصيه مي شود.



تاريخ : شنبه دوم خرداد ۱۳۸۸ | ۱۸:۴۶ بعد از ظهر | نویسنده : |

چگونه بايد براي كنكور درس بخوانيم؟يكي از بزرگترين دغدغه هاي ذهني داوطلبان اين است كه به چه روشي بايد براي كنكور، درس بخوانند.آيا بايد متفاوت از دوران مدرسه درس بخوانند؟
يكي از بزرگترين دغدغه هاي ذهني داوطلبان اين است كه به چه روشي بايد براي كنكور، درس بخوانند . آيا بايد متفاوت از دوران مدرسه درس بخوانند؟ آيا حتما" بايد از كلاسهاي كنكورو روشهاي تستي استفاده كنند؟ آيا بايد از كتابها و جزوات خاصي استفاده كنند؟ آيا بايد خط به خط مطالب را حفظ كنند؟ آيا بايد شب و روز درس بخوانند؟ آيا بايد از خواب و خوراك و ورزش و تفريح بگذرنند؟ چه بايد كرد؟ كدام راه به موفقيت در كنكور ختم مي‌شود؟ و .....
از اين به بعد سعي مي‌كنم ، جواب اين سوالات را به همراه مطالب جديد و دانستني‌هاي مفيد در مقاله بگنجانم. ولي براي شروع، اضطرار بحث چگونگي درس خواندن، بيش‌تر محسوس است. اولا" به علت مهم بودن معدل در كنكورهاي سال آينده، بايد در طول تحصيل بسيار خوب و عميق درس بخوانيد و با معدل عالي ديپلم بگيريد، در راستاي همين برنامه سازمان سنجش هم با مفهومي كردن سوالات در يكي دو سال اخير داوطلبان كنكور را به خواندن دقيق كتب درسي و عدم استفاده از روش‌هاي كوتاه و تستي تشويق كرده است. اين جملات را شايد خيلي شنيده باشيد: كنكور خيلي سخت بود!!! سوالات وقت گير بود، هر چي حل مي‌كردم به جواب نمي‌رسيدم !!! همه‌ي اونا رو حفظ بودم ولي نمي‌تونستم از 4 گزينه يكي رو انتخاب كنم!!! بعضي سوالا اصلا از كتاب نبود!!! و.... چرا؟ چرا اين گونه شده؟ چرا داوطلبان نمي‌توانند آن طور كه بايد و شايد به سوالات جواب دهند؟ بعد از بررسي سوالات 10 سال گذشته‌ي كنكور و مقايسه و تحليل روند سوالات به اين نتيجه رسيديم كه سوالات به سمت مفهومي و دقيق شدن پيش مي روند، يعني كاملا از كليشه‌اي بودن خارج شده اند. هم چنين سازمان سنجش تصميم گرفته است دقيقا" فقط از متون ،مثال‌ها و تمارين كتب درسي و مطالب مفهومي وابسته به آنها سوال طرح كند. گزينه‌ها را طوري طراحي مي‌كنند كه فقط كساني كه آن مطلب را كامل فهميده و يادگرفته‌اند، بتوانند از بين گزينه ها درست‌ترين را انتخاب كنند. در سوالات ، كاملا" مشهود است كه داوطلبان باهوش‌تر، پرتلاش‌تر ،ماهرتر، دقيق‌تر و به‌تر غربال خواهندشد. متاسفانه چون برخي مراكز پيش دانشگاهي و دبيرستان‌ها و مخصوصا كلاس‌هاي كنكور دانش آموزان را به سوي سطحي خواندن و حفظ كردن مطالب سوق مي دهند و دانش آموزان به جاي اين كه دروس را تشريحي و دقيق‌تر بياموزند و نقاط ضعف خود را مرتفع كنند، روش تستي خواندن و نحوه‌ي تست زدن را مي‌آموزند. در اين ميان سازمان سنجش براي مقابله با اين نظام غلط و غير اصولي، سياست‌هايي ( مفهومي‌تركردن سوال‌ها و تاثير معدل نهايي سال سوم متوسطه) را در پيش گرفته‌است تا داوطلبان براي فراگيري دقيق و عميق درس‌ها ارزش بيشتري قائل شوند. سازمان سنجش ادعا كرده: سوالات به طور متوسط در سطح پاسخگويي 20 تا 25 درصد از داوطلبان است كه از سطح علمي خوبي برخوردارند و براي ما توان پاسخ‌گويي آنها مهم است. در حقيقت در كنكور سراسري سوالي خوب و استاندارد است كه در يك گروه آزمايشي بين 10 تا 30 درصد داوطلبان بتوانند به آن پاسخ صحيح بدهند. حال با اين اوصاف ، پس بايد براي موفقيت در كنكور 85 چگونه درس بخوانيم ؟!!!
در ادامه‌ي صحبت‌هاي قبل ،حال به اينجا مي رسيم كه آيا در واقع، راهكارهاي عملي براي درس خواندن وجود دارد كه منجر به موفقيت در كنكور شود؟بله !!!
الف ) بايد در طول سال تحصيلي حداكثر استفاده را از مدرسه ، كلاسها ، معلمين و دانش آموزان زرنگ كلاس بكنيم.
چگونه ؟؟؟1- قبل از كلاس ، روزنامه وار درسي را كه قرار است تدريس شود را مي‌خوانيم.
2- خيلي خوب و دقيق به درس و صحبتهاي معلم (كه باعث بهتر جا افتادن مطلب مي شود) گوش مي‌كنيم و فعالانه نكات مهم و اشكالات خود را يادداشت مي‌كنيم .
3- در آخر كلاس تمام اشكالاتي را كه در ذهنمان است را مي‌پرسيم.
( تا اينجا 60% يادگيري انجام شده است ) حال 40% بقيه:
4- دروس آن روز را همان روز مي‌خوانيم و برخي تمرين‌هاي كليدي را انجام مي دهيم تا درس و كاربرد آن كاملا" جا بيفتد و به بهترين وجه در حافظه حك شود.
5 – دوره ي دروس و تكميل تمرين‌هاي حل نشده را به روزي كه فرداي آن ، اين دروس را داريم موكول مي‌كنيم.
6- حل تست‌ها و تمارين بيشتر را به روزهاي تعطيل و جمعه موكول مي‌كنيم.
7- برخي مطالب (مانند لغات زبان ، مترادفهاي فارسي، تاريخ ادبيات، نام اشخاص و مكان‌ها و تاريخ حوادث مهم ، فرمول‌هاي رياضي و فيزيك و...) را يادداشت كرده، در وقت‌هاي تلف شده (داخل مترو يا اتوبوس ، زنگ تفريح و زنگ‌هاي بي‌كاري ، منتظر ماندن در مكانهاي مختلف ) مرور مي‌كنيم.
ب) بايد از منابع موثق و مفيد براي درس خواندن استفاده كنيم.
چگونه؟؟؟
به تاكيد موكد سازمان سنجش، طراحان سوالات كنكور بايد از متن كامل كتاب‌هاي درسي تدريس شده در دبيرستان و پيش دانشگاهي سوال دربياورند، مخصوصا در 2-3 سال اخير كه از قسمت‌هاي بسيار ساده‌ي كتاب‌ها ( فيزيك ، در كنكور 84) چند سوال مفهومي درآورده بودند كه نزديك به 85% دانش آموزان نتوانسته بودند به آن جواب دهند.
پس واضح و مشخص است كه اكثريت داوطلبان به متن كتاب‌ها اصلا اهميت نمي‌دهند.
اكثر داوطلبان با متن كتاب‌ها اينگونه برخورد مي‌كنند:
زبان و ادبيات فارسي:
از تاريخ ادبيات ، فقط اسم نويسنده و نام كتاب‌ها را حفظ مي‌كنند.
درمورد نثرها فقط كلمات مهم و خود آزمايي ها را مي‌خوانند.
در مورد شعرها به معني شعر و اصطلاحات مهم اكتفا مي‌كنند.
درحالي كه ، براي پاسخ دادن به سوالات ادبيات (به خصوص در 3-4 سال اخير)
بايد به همه‌ي كتاب مسلط مي‌بوديم ، چگونه ؟؟؟:
1- تمام درآمدها و تاريخ ادبيات‌ها را خط به خط مي‌خوانيم و به همه‌ي نكاتش از قبيل املا، نگارش، صنايع ادبي اشاره شده، نام مكان‌ها، اشخاص و سبك ادبي آن‌ها، كتب، تاريخ حوادث و وقايع و... توجه مي‌كنيم، و موارد مهم را فيش برداري مي‌كنيم.
2- متن تمام درس‌ها چه شعر ، چه نثر ، چه داستان و ... را خط به خط مي‌خوانيم و موارد زير را در هنگام خواندن بكار مي‌بريم:

·         دور كلمات مهم از نظر املايي خط مي‌كشيم.

·         زير كلمات مهم از نظر معنايي خط مي‌كشيم.

·         صنايع ادبي(مخصوصا" تشبيهات ، تلميحات ، كنايه ها ، مجازها و...) موجود در متن را با مداد كنار هر جمله مي‌نويسيم.

·         قسمت توضيحات را دقيق و كامل مي‌خوانيم و تمام معاني آورده شده براي يك كلمه يا اصطلاح را حفظ مي‌كنيم ، نه يك يا دو معني را.

3-از معلم خود مي‌خواهيم تمام خود آزمايي ها و پرسشهاي آخر درس را تك به تك حل كند و در مورد آنها سر كلاس صحبت كند!!! چون در كنكور 2 سال پيش دقيقا" از شعري كه اصلا" در كتابهاي درسي نبود سوالي داده بودند كه حتما بايد آن شعر را همراه با معني و مفهوم آن بلد مي‌بودي تا بتواني پاسخ آن تست را بدهي، بعد از بررسي متوجه شديم كه در يكي از خودآزمايي ها فقط گفته بود فلان شعر را در كلاس بخوانيد و در مورد آن بحث كنيد.
4- اعلام و فهرست منابع و اشخاص و مكان‌ها را از آخر هر كتاب بخوانيد و فيش برداري كنيد.
5- كتاب زبان فارسي (دستور يا گرامر) را خط به خط بخوانيد (فقط به خواندن تعاريف اكتفا نكنيد) و تمام مثال‌ها و تمرين‌هاي موجود را حل كنيد، قواعد را حفظ نكنيد بلكه ياد بگيريد تا بتوانيد در هنگام نوشتن و خواندن متون ديگر از اين قواعد استفاده كنيد و براي جلوگيري از پديده‌ي فراموشي، به دوره، از روي كتاب درسي خودتان، فيش برداري‌هاي خودتان و تست‌هاي سال‌هاي قبل بپردازيد.

عربي:
اكثر داوطلبان به هيچ عنوان از كتاب درسي استفاده نمي‌كنند، چون اين درس در پيش دانشگاهي (به جز در رشته‌ي انساني ) تدريس نمي‌شود، كتب عربي به فراموشي سپرده مي‌شوند و همه به خواندن يك كتاب كمك درسي يا جزوه و زدن تست‌هاي طبقه بندي قناعت مي‌كنند ، در حالي كه در سال‌هاي اخير خيلي به ترجمه و درك مطلب در عربي اهميت داده شده‌است و خيلي از تست‌هاي قواعد هم در صورت معني كردن درست سوال و گزينه‌ها حل مي‌شوند.
پس بايد به كل كتاب اشراف داشته باشيد. اما چگونه ؟؟؟
1- ابتدا بايد قواعد هر درس را از روي كتاب و جزوه‌ي مدرسه بخوانيم.
2- تمرينهاي هر درس را بدون نگاه كردن به پاسخ‌ها حل مي‌كنيم و تك تك آن‌ها را در طول حل كردن معني مي‌كنيم.
3- بعد از جا افتادن قواعد، متن آن درس را خط به خط مي‌خوانيم و جملات را تجزيه و تحليل و معني مي‌كنيم.
4- سعي كنيد معني كلمات را در جمله ياد بگيريد تا بهتر در ذهن بماند.
5- تست‌هاي عربي را به صورت مخلوط بزنيد نه به صورت طبقه بندي، زيرا مثلا وقتي شما در حال زدن تست مجرورات هستيد، مسلما ناخودآگاه گزينه‌اي كه كسره دارد را انتخاب مي كنيد و متوجه نمي‌شويد بالاخره آن درس را ياد گرفته ايد يا نه!!!
6- در حين زدن تست، سوال‌ها و تك تك گزينه‌ها را معني كنيد حتي اگر تست ترجمه نباشد و فقط قواعد را در نظر داشته باشد.
بينش اسلامي:
خوشبختانه كتب درسي بينش، بيش‌ترين مورد استفاده را بين داوطلبان دارد، ولي باز هم اشكالاتي در مطالعه‌ي آن ديده مي‌شود ، مثلا" اكثر داوطلبان به كتاب‌هاي قرآن 2و3 توجه نمي‌كنند در حالي كه بين 5 تا6 سوال از آن‌ها مطرح خواهد شد.
خود كتاب بينش را هم كاملا" سطحي ، طوطي وار حفظ مي‌كنند.
به همه ي اسم‌ها و كتاب‌ها و تاريخ‌ها و آيه‌ها توجه نمي‌كنند ، پس حتي همين بينش به ظاهر ساده را هم بايد بهتر از اين‌ها بخوانيم، چگونه ؟؟؟
1- همه‌ي درس‌هاي كتاب بينش را خيلي خوب مي‌خوانيم و ياد مي‌گيريم.
2- سعي مي‌كنيم عربي و فارسي تمام آيه‌ها را و اين كه اين آيه يا حديث در مورد چه موضوعي است را خوب ياد بگيريم و به خاطر بسپاريم.
3- تمام اسامي و نام كتاب‌ها و تاريخ‌هاي مهم ( خصوصا" دروس امام‌ها در بينش دوم) را كه حتي در زيرنويس آمده، به خاطر مي‌سپاريم.
4- قرآن 2و3 را خوب و بخش به بخش عربي و فارسي باهم، مي‌خوانيم و ياد مي‌گيريم. تمام سرفصل‌ها و اين كه كدام سوره مربوط به كدام موضوع است را خوب به خاطر مي‌سپاريم.



تاريخ : شنبه دوم خرداد ۱۳۸۸ | ۱۸:۴۵ بعد از ظهر | نویسنده : |