گنجینه ی ادب

بررسی زبان و ادبیات فارسی در دوره متوسطه و پیش دانشگاهی

ادبیات اول

سوالات درس به درس از کتاب ادبیات فارسی ۱

درس اول

سپاس و آفرين ايزد جهان آفرين راست.ارجمند گرداننده‌ي بندگان از خواري؛ در پاي افكننده‌ي گردن‌كشان از سروري.و درود بر پيمبر بازپسين، پيش‌رو پيمبران پيشين.همچنين درود بر ياران گزيده و خويشان پسنديده او باد؛ تا باد و آب و آتش و خاك در آفرينش بر كار است و گل بر شاخسار هم بستر خار.

1- واژه «آفرين» دو بار با معني متفاوت به كار رفته است، آن معاني را بنويسيد.

2- عباراتي كه با آيات زير تناسب دارند، مشخص كنيد

ستايش بود ويژه‌ي كردگار/كه بر عالمين است پروردگار   «حمد/1»

به هر كس بخواهي تو عزّت دهي/ كسي را كه خواهي به خواري نهي «3 آل عمران/26»

خدا و ملك‌هاي او بس سلام/ بر احمد فرستند هر صبح و شام

شما نيز اي مؤمنانِ به رب/ درودش فرستيد هر صبح و شب

به تنظيم گوييد بر او سلام/ سلامش نماييد با احترام  «33 احزاب/56»

3- كدام عبارت ترجمه ادبي «خاتم النّبيين و سيّد المرسلين» است؟

4- دو واژه بيابيد كه لفظاً يكسان و كتباً و معناً متفاوت‌اند.

5- بيت زير را با كدام عبارت مي‌توان مقايسه كرد؟

باد و خاك و آب و آتش بنده‌اند/ با من و تو مرده با حق زنده‌اند

6- بين كدام كلمات آرايه‌ي سجع ديده مي‌شود؟

7- متن از كدام كتاب انتخاب شده است؟

8- منظور نويسنده از جملات پاياني متن چيست؟

درس دوم

ز كشتي گرفتن سخن بود دوش/ نگيرم فريب تو زين در مكوش

بكـوشيـم فرجـام كار آن بـود/ كـه فرمـان و راي جهانيـان بـود

1- فردوسي سخن چه كسي را منظوم كرده است؟

2- از بن مضارع «كوشيدن» دو فعل آمده است، آن دو را معنا كنيد.

3- «توكّل» چگونه مطرح شده است؟

4- گوينده سخن چگونه شخصيتي است؟

5- «گرفتن» و «نگيرم» را معنا كنيد.

6- منظور از «تو» كيست؟

7- آيا مي‌توان واژه عربي در دو بيت بالا يافت؟

8- «جهانبان» كيست؟

درس سوم

1- در كدام گزينه رديف وجود دارد؟

الف) اي خدا اي فضل تو حاجـت روا/ بـا تو ياد هيـچ كـس نبـود روا

ب) خـرامـان بشد سـوي آب روان/ چنان چون شـد بـاز جـويد روان

ج) چو بشنيد رستم، سرش خيره گشت/ جهان پيش چشم اندرش تيره گشت

د) مي‌گفـت، گرفتـه حـلقـه در بـر/ كـامـروز مـنم چـو حـلقـه بـر در

2- در كدام گزينه استعاره به كار رفته است؟

الف) رها كرد زو دسـت و آمد به دشت/ چو شـيري كه بر پيـش آهو گذشت

ب) چـو رسـتم ز دست وي آزاد شـد/ بـه سـان يكي تيـغ پـولاد شـد

ج) زدش بر زميـن بـر بـه كـردار شيـر/ بدانسـت كـاو هم نماند به زير

د) چنين گفت كاي رسته از چنگ شير/ جـدا مانـده از زخـم شيـر دليـر

3- نوع دستوري «يكي» در كدام گزينه با گزينه‌هاي ديگر فرق دارد؟

الف) يكي خنجر آبگون بركشيد/ همـي خـواست از تـن سـرش را بـريد

ب) چـو رستـم ز دسـت وي آزاد شـد/ به ســان يكـي تيـغ پـولاد شـد

ج) بپيچيـد و زان پـس يكـي آه كـرد/ ز نيك و بـد انديشـه كوتاه كـرد

د)يكي از عقل‌مي‌لافد يكي طامات مي‌بافد/بيا كاين داوري‌ها را به پيشِ‌داور اندازيم

4- تركيب وصفي كدام گزينه با زبان فارسي معيار متفاوت است؟

الف)بزد دست سهراب چون پيل مســت/ بــر آوردش از جاي و بنهاد پست

ب) دلير جـوان سـر بـه گفتـار پيـر/ بـــداد و ببـود ايـن سـخـن دل‌پذيـر

ج) خرامـان بشـد سـوي آب روان/ چــنـان چـون شــده بـاز جويـد روان

د) از ايـن نـام داران گـردن‌كـشان/ كـسي هـم بـرد سـوي رستـم نشـان

5- در كدام گزينه تشبيه وجود دارد؟

الف) چنين گفت كاي رسته از چنگ شير/ جدا مانده از زخـم شير دليــر

ب) غمـي بـود رستم بيـازيـد چنگ/ گرفـت آن بر و يال جنگـي پلنـگ

ج) سبـك تيـغ تيـز از ميــان بركشيـد/ بـرِ شيــر بيـدار دل بر دريـــد

د) زدش بـر زميـن بـر بـه كـردار شيـر/ بدانست كاو هم نماند به زيــر

6- «آب» در كدام گزينه به معناي «اشك» است؟

الف) يكي خنجر آبگون بركشيد/ همي خواست از تن سرش را بريــد

ب) بخورد آب و روي و سر و تن بشست/ به پيش جهـان آفرين شد نخست

ج) وزان آب چون شد به جاي نبرد/ پر انديشه بـودش دل و روي زرد

د) همي ريخت خون و همي كند موي/ سرش پر ز خاك و پر از آب روي

7- «ي» در كدام گزينه «شناسه» است؟

الف) رها كرد زو دست و آمد به دشت/ چو شيري كه بر پيش آهو گذشت

ب) همي خـواست پيـروزي و دستگـاه/ نبود آگه از بخششِ هور و ماه

ج) غمي بود رستم بيازيد چنگ/ گــرفت آن بـر و يـال جنگـي پلنـگ

د) كه اكنـون چـه داري ز رستم نشان؟/ كه كم باد نامش ز گردن‌كشان

8- مفهوم كدام گزينه با مصراع دوم بيت زير متناسب است؟

«از اين خويشتن كشتن اكنون چه سود؟/ چنين رفت و اين بودني كار بود»

الف) بگو اي پيمبــر جــز آن چـه خـدا/ بخواهـد، نيايد به ما در قضـا

ب) كه مولاي ما هسـت يكتـا اله/ كه ياري است بخشنــده و خيرخواه

ج) هـم افـراد مـؤمـن بـه هـرگـونه حــال/ توكّـل نمايند بر ذوالجلال (سوره توبه)                                                          

د) سـرآغـاز گفتــار نـام خـداسـت/ كه رحمتگر و مهربان خلق راست

درس چهارم

امام:  ايا فرقه‌ي فارغ از ننگ و نام

1- «ننگ و نام» يعني چه؟

2- منظور از «فرقه‌ي فارغ از ننگ و نام» چيست؟

عباس:   نهاديد بر كفر، اسلام نام

3- مصراع را به نثر (زبان معيار) مرتّب كنيد.

4- مخاطب بيت چه كساني هستند؟

امام:     شما شرك يزدان و كين رسول

5- آيا دشمني با پيامبر (ص) در رديف شرك به خداوند است؟

عباس:    نهاديد در عالم ذر قبول

6- «عالم ذر» در آيه 172 سوره اعراف (7) چگونه مطرح شده است؟

امام:        من، اي قوم، فرزند پيغمبرم

7- منظور از «قوم» چه كساني هستند؟

عباس:    حسين است آقا و من نوكرم

8- رابطه امام حسين (ع) و حضرت عباس (ع) با يك ديگر چگونه است؟

درس پنجم

پس آتشك دست سمك بازِ پس بست و پالهنگ در گردن وي افكند و مي‌آورد تا به لشكرگاه رسيد. چون آتشك را ديدند كه يكي را پالهنگ در گردن كرده گفتند: «اين كيست؟» آتشك مي‌گفت با خرّمي و نشاط، كه سمك است. هر كه اين مي‌شنيد مي‌گفت: «هول عيّاري اي كرده است!» او را قفايي مي‌زدند. سمك سراسيمه شد. گفت: «اي آتشك! رها مكن كه مرا به سيلي بكشند». آتشك بانگ بر ايشان زد و همه را دور كرد و آمد به خيمه‌ي قطران و در پيش وي خدمت كرد.

1- معادل امروزي اصطلاحات زير را بنويسيد.

بازِپس                                      قفا زدن

رها مكن                                  خدمت كرد

2- «دست بردي جانانه زده است.» معادل امروزي كدام جمله است؟

3- همه‌ي گزينه‌ها به جز گزينه‌ي «        ‌   » با واژه‌ي «پالهنگ» ارتباط معنايي دارند.

الف) ريسمان                                 ب) بند

ج) يوغ                                         د) بستن

4- چه ارتباطي ميان سمك، آتشك و قطران وجود دارد؟

5- به نظر شمار كار سمك در مورد قطران خيانت بود يا سياست؟ چرا؟

6- آيا رفتار آتشك پسنديده است؟ چرا؟

7- چرا نويسنده گفته است: «آتشك مي‌گفت با خرّمي و نشاط»؟

8- دو مورد از تفاوت نثر تاريخي را با نثر فارسي معيار بنويسيد.

درس ششم

منـم آن تشنــه گهـر برده/ بخــت مـن زنـده، بخت تو مرده

تو مرا كشتي و خداي نكشت/ مقبـل آن كز خداي گيرد پشت

دولتـم چـون خدا پناهـي داد/ اينكــم تـاج و تخت شاهي داد

واي بـر جـان تو كه بدگهري/ جان بري كرده‌اي و جان نبري                          

1- مفهوم كنايه‌هاي زير را بنويسيد:

الف) تشنه‌ي گهر برده              ب) بخت من زنده

ج) تاج و تخت شاهي              د) جان بري كرده‌اي

2- واژه‌هاي زير در بيت‌هاي بالا به چه معنايند؟

گهر                      گوهر                     مقبل                      دولت

3- در كدام بيت يك كلمه بيش از دو بار تكرار شده است؟

4- تفاوت معنايي كلمه «آب‌دار» را در دو مصراع زير بنويسيد:

حالي آن لعلِ آب‌دار گشاد/ پيش آن ريگ آب‌دار نهاد

5-  كدام يك از كلمات بيت زير در معناي استعاري به كار رفته است

گفت مُردم ز تشنگي درياب/ آتشم را بكُش به لختي آب

6- پيام آيه 27 سوره مائده (5) چيست؟

بخوان ماجــراي دو فرزنــد را/ كن آويزه‌ي گوش اين پنـد را

كه بهر تقرّب به وجهي نكـوي/  به قربان نمـودن نهادنـد روي

ز هابيل،حاجت پذيرفته گشت/ به قابيل نامد، چنين سرگذشت

به هابيــل گفتـا همانا كه من/ سرت را جدا مــي‌نمايــم ز تن

بگفتــا گـنهكــار هـرگــز نِيَم/ پــذيــرد خــداوند قربانيــم

كه قرباني متّقيـن را خـدا/ به رغبـت پذيـرد به شـوق و رضـا

(قرآن مجيد با ترجمه منظوم دكتر اميد مجد- تهران: انتشارات اميد مجد- چاپ بيستم: بهار 86 ص 112)

7- طرفين تشبيه (مشبّه، مشبّه به) را در مصراع زير مشخص كنيد:

پيش آن خاكِ تشنه رفت چو باد

8- دكتر زهرا كيا «داستان خير و شر» را از كدام مثنوي‌هاي نظامي بازنويسي كرده است؟

درس هفتم

از قياسش خنده آمد خلــق را/ كاو چــو خود پنداشت صاحب دلق را

كار پاكان را قيــاس از خـود مگير/ گرچه ماند در نبشتن شير و شير

جمله عالــم زين سـبب گم‌راه شـد/ كـم كسي ز ابدالِ حق آگاه شد

هر دو گون زنبور خوردند از محل/ ليك شد ز آن نيش و زان ديگر عسل

چون بــسي ابليس آدم روي هست/پس به هر دستي نشايد داد دست 

 ۱- چه عاملي سبب خنده‌ي مردم شد؟

2- «صاحب دلق» به جز گزينه‌ي «              » با ساير گزينه‌ها مترادف است:

الف) جولقي           ب) ژنده پوش            ج) درويش       د) صاحب منصب

3- «قياس گرفتن» به چه معناست؟

4- مولانا علّت گم‌راهي مردم جهان را چه مي‌داند؟

5- «ابدالِ حق» چه كساني هستند؟

6- از بيت چهارم كدام مفهوم استنباط نمي‌شود؟

الف) تفاوت‌هاي ذاتي افراد در نتيجه‌ي كارهايشان تأثير دارد.

ب) از آن كه بنيادش بد است، نمي‌توان توقّع رفتار نيكو داشت.

ج) تنها با مشاهده‌ي تشابه دو پديده نمي‌توان در مورد آن‌ها قضاوت يكسان داشت

د) شرايط و اوضاع متفاوت باعث رفتار متفاوت در افراد مي‌شود.

7- چرا شايسته نيست كه با هر كسي پيمان دوستي ببنديم؟

8- «تنها در ظاهر يكسان بودن» مفهوم كنايي كدام مصراع است؟

درس هشتم

آن‌چه در دوران ما روي مي‌دهد، شعر عظيمي است و قالب شعر برايش برازنده‌تر است. دنبال قافيه و رديف نگرديد؛ شعر ناب است. بعدها معلّم‌ها موضوع انشا خواهند داد كه «ايمان مهم‌تر است يا تفنگ؟»در تاريخ كشورمان چه بسيار به مبارزاني سياسي برمي‌خوريم كه هرچند كوشش شده در تاريخ گمشان كنند امّا سخت حضور دارند و پيدا هستند.در هنر و ادب ايران، در ابيات فارسي پيش از مشروطيّت به تعداد معدودي برمي‌خوريم كه سعي كرده‌اند «نُه كرسي فلك را از زير پاي قزل ارسلان بكشند» و در دوران مشروطيّت چه بسيار روزنامه‌نگار و شاعر و نويسنده كه تا پاي جان مبارزه كردند و اين به آن نشان كه وقتي نسيم آزادي مي‌وزد. بسيار گل‌ها خواهند شگفت.خوش‌بختانه قطار سريع السّير مردم به طرف انقلاب راه افتاد و هنرمندان بسياري خود را به قطار رساندند و با مردم نشستند و قلبشان با قلب مردم هماهنگي يافت و هرم نفس مردم گرمشان كرد.                                       

1- نويسنده كدام واقعه‌ي روزگار ما را به شعر مانند كرده است؟

2- جمله‌ي «ايمان مهم‌تر است يا تفنگ؟» معادل جمله‌ي ديگر است با همين مفهوم؛ آن جمله چيست؟

3- كدام جمله به مفهوم «گردن كشان را از قدرت بيندازند؛ از تخت به زير كشند» است؟

4- منظور از «گل‌هايي كه در نسيم آزادي مي‌شكفد» چيست؟

5- منظور نويسنده از «هنرمندانِ بسياري خود را به قطار رساندند» چيست؟

6- منظور نويسنده از عبارت «دنبال قافيه و رديف نگرديد» چيست؟

7- منظور نويسنده از عبارت زير چه كساني‌اند؟

«در تاريخ كشورمان چه بسيار به مبارزاتي سياسي برمي‌خوريم كه هرچند كوشش شده در تاريخ گمشان كنند امّا سخت حضور دارند و پيدا هستند.»

8- بيتي كه سعدي در اعتراض به اين بيت ظهير فاريابي سروده است، بنويسيد:

«نُه كرسي فلك نهد انديشه زير پاي/ تا بوسه بر ركاب قزل ارسلان دهد»

 خط خورشيد

گرچه گاهي شبهابي

مشق‌هاي شب آسمان را

زود خط مي‌زد و محو مي‌شد

باز در آن هواي مه آلود

پاك كن‌هايي از ابر تيره

خطّ خورشيد را پاك مي‌كرد                                      

1- «شهاب» استعاره از چيست؟

2- منظور از «مشق‌هاي شب آسمان» چيست؟

3- مفهوم كنايي «زود خط مي‌زد و محو مي‌شد.» چيست؟

4- «هواي مه‌آلود» و «ابر تيره» نماد چيست؟

5- اين شعر در كدام قالب سروده شده است؟

6- آرايه‌ي «مراعات نظير» را بيابيد و بنويسيد؟

7- اين شعر برگرفته از كدام اثر «قيصر امين‌پور» است؟

8- در اين شعر، شاعر چگونه فضاي قبل از انقلاب را ترسيم مي‌كند؟

درس نهم

1- عبارت زير را توضيح دهيد:

« حقّ‌الله را خدا مي‌بخشد امّا واي از حقّ الناس...»

2- با توجه به عبارت زير، به نظر نويسنده حقيقت اشيا در جبهه‌ها چگونه تجلّي مي‌يابد؟

تو گويي اشيا گنجينه‌هايي از رازهاي شگفت خلقت هستند امّا تو تا به حال درنمي‌يافته‌اي.

3- كدام واژه به معني «سالن‌هاي بزرگ و بدون ستون مياني و سقف شيب‌دار» است؟

4- در عبارت زير، منظور نويسنده از «تمثيل وفاداري» چه كسي است؟

وقتي اسوه‌ي تو آن تمثيل وفاداري باشد، چه باك اگر هر دو دست تو نيز هديه‌ي راه خدا شود؟

5- در عبارت زير، منظور نويسنده از «كوهي از آتش» چيست؟

بولدوزرچي جهاد خاك‌ريز مي‌زند. بر كوهي از آتش نشسته است و كوهي از خاك را جابه‌جا مي‌كند.

6- در عبارت زير، نويسنده به چه نكته‌اي اشاره و تأكيد دارد؟

تا با خاك انس نگيري، راهي به مراتب قرب نداري.

7- منظور نويسنده از «دريادلان صف شكن» چه كساني است؟

8- مفهوم آيه 28 سوره رعد (13) در كدام گزينه آمده است؟

الف) آفتاب فتح در آسمانِ‌ سينه‌يِ مؤمنين درخششي عجيب دارد.

ب) خاك مظهرِ فقرِ مخلوق در برابر غَنايِ خالق است.

ج) دشمن در برابر ايمان جنود خدا متّكي به ماشين پيچيده‌ي جنگ است

د) آرامش و اطمينان حاصل ايمان است

سخ

من تفنگم در مشت/ كوله بارم بر پشت/ بند پوتينم را محكم مي‌بندم/ مادرم/ آب و آيينه و قرآن در دست/ روشني در دل من مي‌بارد/ پسرم بار دگر مي‌پرسد:/ تو چرا مي‌جنگي؟/ با تمام دل خود مي‌گويم:/ تا چراغ از تو نگيرد دشمن. 

1- شاعر در اين شعر، به كدام سنّت اشاره دارد؟

2- مقصود از «روشني در دل من مي‌بارد» چيست؟

3- منظورِ شاعر از «چراغ» چيست؟

4- معادل «از صميم قلب» را در كدام مصراع شعر مي‌يابيد؟

5- «بند پوتين را محكم بستن» كنايه از چيست؟

6- شعر سنتّي را با شعر نو مقايسه كنيد.

7- شعر «پاسخ» از كدام مجموعه‌ي «محمدرضا عبدالملكيان» انتخاب شده است؟

8- كدام بيت‌هاي شعر «پاسخ» قافيه دارند؟

رس دهم

1- همه گزينه‌ها به جز گزينه‌ي «         » از فايده‌هاي مطالعه‌ي آثار ادبي جهان است.

الف) ما را با انديشه و احساس ديگر ملّت‌ها آشنا مي‌سازد.

ب) تفاوت‌ها، وجوه مشترك، تأثيرپذيري‌ها و تأثيرگذاري‌ها را آشكار مي‌كند.

ج) مرزهاي احساس و انديشه‌ي ما را گسترش مي‌بخشد.

د) امكان تقليد از آثار بزرگ ادبي را براي ما فراهم مي‌سازد.

2- يك آرايه‌ي ادبي را كه در هر دو عبارت زير مشترك است، نام ببريد.

الف) ما تنگ دست بوديم.       ب) نيك سر بسته گفت.

3- همه‌ي گزينه‌ها به جز گزينه‌ي «      » با يك ديگر ارتباط معنايي دارد.

الف) تبختر              ب) به ناز خوابيدن           ج) تكبّر          د) تكلّف

4- مفهوم كنايه‌هاي عبارات زير را بنويسيد:

الف) صورت نيك از خوش حالي گل انداخت ب) صورتش از نوميدي رنگ باخت.

ج) صدا در گلويش شكست.             د) با دل سردي و ناتواني كار مي‌كرد.

5- با توجّه به درس «هديه‌ي ناتمام»، منظور از «من» در عبارت زير كيست؟

«من مقداري از پولم را داده بودم نان قندي خريده بودم.»

6- مفهوم عبارت زير چيست؟

هديه‌ي من با آن نگين‌‌هاي مثل الماس، باز سطل زمين‌شويي را به همان سطل زمين‌شويي تبديل مي‌كرد.

7- تمام گزينه‌هاي زير مي‌تواند درون مايه‌ي داستان «هديه‌ي ناتمام» باشد، مگر گزينه‌ي «               ».

الف) فداكاري       ب) قدرداني از مادر     ج) خرد و بزرگواري   د) ارزش هديه

8- واژه‌ي «اكراه» در عبارت زير به چه معني است؟نيك با اكراه خودش را بالا كشيد.

درس يازدهم

پروردگارا، دعايم به درگاه تو اين است:بي نوايي و تنگ چشمي را از دلم ريشه‌كن ساز و از بيخ و بن بركن؛اندكي نيرويم بخش تا بتوانم بارِ شادي‌ها و غم‌ها را تحمّل كنم.نيرويي به من ارزاني فرما تا عشق خود را در خدمت و كمك، ثمربخش سازم.توانايي به من عطا فرما كه هيچ‌گاه چيزي از بي‌نوايي نستانم و در برابر گستاخ و مغرور، زانوي دنائت خم نكنم.قدرتي به من بخشا تا روح خود را از تعلّق به جيفه‌هاي ناچيز روزگار بي‌نياز كنم و از هرچه رنگِ تعلّق پذيرد، آزادش سازم.و نيرويي به من ده تا قدرت و توان خود را از روي كمالِ عشق و نهايتِ مَحَبّت تسليم خواسته‌ها و رضاي تو كنم.

1- واژه‌ي «بي‌نوايي» دو بار در متن به كار رفته است. معناي هر كدام را بنويسيد.

2- «جيفه» در اين جا يعني چه و در زبان عربي چه معنايي دارد؟

3- بيت زير از سعدي با كدام قسمت متن ارتباط دارد؟

مبر طاعت نفس شهوت پرست/ كه هر ساعتش قبله‌ي ديگر است

4- آرايه‌ي تشبيه را در متن بيابيد و آن را بنويسيد

5- دو بيت زير از حافظ با كدام قسمت‌هاي متن ارتباط دارد؟

غلام همّت آنم كه زير چرخ كبـود/ ز هرچه رنگ تعلّق پذيرد آزاد است

رضا به داده بده و ز جبين گره بگشا/ كه بر من و تو در اختيار نگشاده است

6- توضيحات زير را بخوانيد و بنويسيد مربوط به كدام شاعر، نويسنده يا شخصيت تاريخي است.

الف) در سال 1749 در كشور آلمان چشم به جهان گشود. وي نويسنده و شاعر نام‌دار آلمان و خالق« فاوست» و «ديوان شرقي و غربي» و چندين شاه‌كار بزرگ ديگر است كه پس از يك عمر نويسندگي در سال 1832 در گذشت. او ارادت زيادي به حافظ داشت.

ب) اشعار او سرشار از ذوق عارفانه، ستايش آزادي و آزادگي و الهام گرفته از صحنه‌هاي عادي و جزئي زندگي است. اين نويسنده، شاعر و فيلسوف بزرگ، به دريافت جايزه‌ي ادبي نوبل نيز نايل آمد.

ج) شاعر ايتاليايي است كه «يوسف اعتصام الملك» شعر «قطرات سه‌گانه» او را ترجمه و در مجلّه بهار چاپ كرده است.

د) شاعر مشهور زبان فارسي، اشعار وي در حيطه‌ي مسائل اجتماعي، اخلاقي و انتقادي و حالت اندرزگونه دارد. وي در سال 1320 درگذشت. مناظرات وي مشهور است.

هـ) شاعر و درام نويس فرانسوي (1908-1842) از آثار وي مي‌توان «عابر»، «براي تاج»، «صميميت‌ها»، «دفتر سرخ»، «فرودستان» را نام برد كه شهرت بيش‌تري دارد.

و) از نويسندگان و مترجمان مشهور عصر حاضر، از آثار او دو دوره مجله‌ي بهار و از ترجمه‌هايش جلد اوّل تيره بختان ويكتورهوگو معروف است.

ز) رهبر و پيشواي سياسي و اخلاقي هند (1948-1869) كه با مبارزات خود موجبات استقلال هندوستان را فراهم كرد.

ح) شيمي‌دان و مخترع سوئدي كه در سال 1833 در شهر استكهلم متولّد شد. او ديناميت را اختراع كرد. وي كليه‌ي ثروت خود را صرف پرداخت جايزه‌ي سالانه به كساني كرد كه در زمينه‌هاي علم، ادبيات و صلح جهاني خدماتي انجام داده‌اند.

ط) نام اصلي وي تموچين بود. او در تمام عمرِ خود به غارتِ كشورها پرداخت و در سال 624 درگذشت.

ي) مؤسّس سلسله‌ي تيموريان كه كشوري وسيع و دولتي عظيم ايجاد كرد و خطّه‌ي ماوراءالنّهر را به اهميّت رسانيد و سمرقند را پايتخت اين مملكت بزرگ قرار داد.

ك) كتاب «برخورد انديشه‌ها» از اوست.

7- توضيحات زير را بخوانيد و بنويسيد مربوط به كدام شهر يا كشور است.

ل) يكي از شهرهاي قديم خراسان و سابقاً به ناحيه‌اي اطلاق مي‌شد كه شهر نوقان و طايران و قريه‌ي سناباد (مدفن امام رضا (ع) و هارون) در آن بود. گروهي از بزرگان بدان منسوب‌اند از جمله جابر بن حيّان و فردوسي.

م) كشوري است پهناور، در جنوب شرقي آسيا كه از شهرهاي مهمّش مي‌توان شانگهاي، ويتين و ستن را نام برد حكومتش از سال 1949 كمونيستي است.

ن) شهر و بندر معروف هندوستان در كنار خليج بنگال كه مركز بزرگ تجاري هند است.

8- «قطعه ادبي» را با «شعر» مقايسه كنيد.

رس دوازدهم

يــارب به خـدايــي خداييـت/ وان گه به كمـال پادشـاهيـت

كز عشـق به غايتـي رسـانـم/ كــاو ماند اگـرچـه من نمـانم

گرچه ز شراب عشق مستم/ عاشــق‌تـر از اين كنم كه هستم

از عمر من آن چه هست بر جاي/ بستان و به عمر ليلـي افزاي

1- كدام بيت «موقوف المعاني» است؟

2-چرا «كاو» را مانند بيت زير همان طور كه خوانده مي‌شود (كو) نمي‌نويسند؟

گفت طوطي:« ارمغان بنده كو؟/ آن چه ديدي وآن چه گفتي، بازگو»

3-با توجّه به بيت‌هاي زير، عشق از ديد مجنون و پدرش چگونه است؟

گو يارب از اين گزاف كاري/ توفيق دهَم به رستگاري

دريــاب كه مبتــلاي عشقـم/ آزاد كن از بلاي عشقم

4-     مفعول و مسند را در بيت بالا (بيت دوم) بيابيد و آنها را مشخص كنيد.

5-     كدام ويژگي شعر غنايي در اين چهار بيت ديده مي‌شود؟

6-     مجنون در جوار كعبه از خدا چه خواست؟

7-     كدام بيت، از خود گذشتگي مجنون را نشان مي‌دهد؟

8-     يك تشبيه بيابيد و مشبّه و مشبّه به آن را بنويسيد

 

درس سيزدهم

به مغرب سينه‌مالان قرص خورشيد/ نهان مي‌گشت پشت كوهساران

فرو مي‌ريخـت گردي زعفــران رنــگ/ به روي نيزه‌ها و نيـزه‌داران                                     

1- غروب خورشيد بيانگر چيست؟

2- در كدام عبارت تشخيص وجود دارد؟

3- منظور از «گرد زعفران رنگ» چيست؟

4- منظور از «نيزه‌داران» چيست؟

به خـوناب شفـق در دامن شام/ به خون‌آلوده ايران كهن ديد

در آن درياي خون در قرص خورشيد/ غروب آفتاب خويشتن ديد

5- جلال‌الدّين در سرخي شفق چه چيزهايي ديد؟

6- «غروب آفتاب» استعاره از چيست؟

بــدان شمشـيـر تيـز عافيـت‌سـوز/ در آن انبـوه، كـار مـرگ مي‌كـرد

ولي چندان كه برگ از شاخه مي‌ريخت/ دو چندان مي‌شگفت و برگ مي‌كرد

7- معادل واژه‌هاي زير را بيابيد و در مقابل آن بنويسيد

به آن                       برنده و كشنده

سربازان                   لشكر و سپاه

8- در كدام گزينه تشبيه به كار رفته است؟

الف) فرو مي‌ريخت گردي زعفران رنگ

ب) در آن درياي خون در دشت تاريك

ج) از اين سدّ روان در ديـده‌ي شـاه

د) در آن سيماب گـون امواج لـرزان

 رس چهاردهم

 

هنر و سخن

بدان كه مردم بي‌هنر، مادام بي‌سود باشد، چون مغيلان كه تن دارد و سايه ندارد؛ نه خود را سود كند و نه غير خود را؛ جهد كن كه اگرچه اصيل و گوهري باشي گوهر تن نيز داري كه گوهر تن از گوهر اصل بهتر بود؛ چنان كه گفته‌اند: بزرگي، خرد و دانش راست نه گوهر و تخمه را، اگر مردم را با گوهر اصل گوهر هنر نباشد، صحبت هيچ كس را به كار نيايد و در هر كه اين دو گوهر يابي، چنگ در وي زن و از دست مگذار كه وي همه را به كار آيد.

1- يك تشبيه بيابيد و اركان آن را مشخّص كنيد

2- معني «هنر» در قديم چه بوده و در برابر كدام واژه به كار مي‌رفته است؟

عيبِ مي جمله چو گفتي هنرش نيز بگوي/ نفيِ حكمت مكن از بهر دلِ عامي چند

3- معادل دو اصطلاح زير را از متن پيدا كنيد

اَصالت موروثي           اَصالت اكتسابي

4- لازمه‌يِ بزرگي چيست؟

5- اين دو بيت فردوسي با كدام بخش ارتباط معنايي دارد:

گهر بي هنر ناپسند است و خوار/ بدين داستان زد يكي هوشيار

كه گر گل نبويد ز رنگش مگوي/ كز آتش نجويد كسي آبِ جوي

6- با توجّه به متن تفاوت‌هاي «را» در نثر تاريخي و نثر فارسي معيار چگونه است؟

7- با توجه به متن، كاربرد «مردم» در سطر اول و «وي» در سطر آخر در قرن پنجم با امروز چه تفاوتي دارد؟

8- در چه مواردي الف «است» نوشته نمي‌شود؟

كدام قبله؟

يكـي پـرطمـع پيـش خـوارزم شاه/ شنيدم كــه شـــد بامـدادي پگـاه

چو ديدش به خدمت دوتا گشت و راست/دگر روي برخاك ماليد و خاست

پسر گفتش اي بابــك نام جوي/ يكـي مشكـلت مي‌بپــرسـم بــگوي

نگفتـي كه قبلــه اسـت راه حجـــاز/ چرا كردي امروز از اين سو نماز؟

مبر طاعت نفـس‌ شهوت‌پرســـت/ كه هر ساعتـش قبله‌ي ديگـر است                               

1-      معادل امروزي واژه‌هاي زير را بنويسيد

شد                                     دو تا گشت

يكي مشكل                            مي‌بپرسم

2- نقش دستوري «ـَ‌ ش» را در واژه‌هاي «ديدش» و «گفتش» بنويسيد

3- «روي بر خاك ماليدن» نماد چيست؟

4- آيه 53 سوره يوسف (12) و آيه 23 سوره جاثيه (45) با كدام بيت ارتباط معنايي دارد؟

5- در اين حكايت، چه چيزي عامل تعظيم در برابر خوارم شاه عنوان شده است؟

6- پسر كدام عمل پدر را نشانه‌ي عوض شدن قبله‌اي او دانسته است؟

7- پيام اين حكايت چيست؟

8- معناي «ـَ ك» در كدام گزينه با واژه‌ي «بابك» متفاوت است؟

الف) كاف رحمت گفتنش تصغير نيست/جد كه گويد «طفلكم»تحقير نيست

ب) بخنديد مـرد سيه گشتــه روز/ بدو گفت كاي «مامـك» دل فروز

ج) دستكـت بوسـم، بمالم پايكـت/ وقت خـواب آيد، بروبم جايكت

د) روزك چنـدي سخـن كوتـاه كـرد/ مـرد بقّـال از ندامـت آه كـرد

 

متاع جواني

جواني چنين گفت روزي به پيري/ كه چون است با پيري‌ات زندگاني؟

بگفت اندر اين نامه حرفي است مبهم/ كه معنيش جز وقت پيري نداني

تو به كـز توانايي خـويش گويي/ چه مي‌پرســي از دوره‌ي نــاتـواني

جواني نكـودار كـاين مرغ زيبا/ نماند در اين خانــه‌ي استــخــوانـي

متاعي كه من رايگان دادم از كف/ تو گر مــي‌تواني مـده رايــگـاني

هر آن سرگراني كه مـن كــردم اوّل/ جهان كرد از آن بيش‌تر سرگراني

از آن بـرد گنـــج مـــرا دزد گيتـي/ كـه در خواب بودم گهِ پاسباني                                    

1- قالب اين شعر چيست؟ چرا؟

2- چرا پير از جوان مي‌خواهد كه درباره‌ي دوره‌ي ناتواني سؤال نكند؟

3- منظور از «نامه» و «خانه‌ي استخواني» چيست؟

4- بيت سوم به چه نكته‌اي تأكيد دارد؟

5- دو تشبيه بيابيد و مشبّه و مشبّه به آن‌ها را مشخّص كنيد.

6- چه واژه‌هايي در اين شعر استعاره از جواني است؟

7- «سرگراني» كنايه از چيست؟

8- قطعه زير را با درس مقايسه كنيد:

در جواني به خويش مي‌گفتم/ شير شير است، گرچه پير بُوَد

چون كه پيري رسيد، دانستــم/ پير پير است، گرچه شير بُوَد

 درس پانزدهم

1- مفهوم كلمه «برهنگي» در هر يك از تركيب‌هاي عبارت زير چيست؟

«فرهنگِ برهنگي و برهنگيِ فرهنگي

2- علم، دين، اخلاق و هنر به ترتيب به كدام نيازهاي فطري انسان پاسخ مي‌دهند؟

3- كدام گزينه آرايه‌ي كنايه وجود دارد؟

الف) لباس، پوست دوم انسان نيست، خانه‌ي اوّل اوست.

ب) لباس انسان، پرچم كشور وجود اوست.

ج) لازمه‌ي اجتماعي بودن اين است كه فرد خود را همچون قطره‌اي در درياي جامعه غرق كند.

د) چنان نباشيم كه خود را فقط تن بينگاريم و جز به بهره‌وري از جسم به هيچ چيز نينديشيم

4- مفهوم عبارت زير چيست؟

لازمه‌ي وارد اجتماع شدن اين است كه «من» از ميان برود و «ما» ايجاد شود.

5- منظور از «لباس» در عبارت زير چيست؟

آيا مردمي پيدا مي‌شوند كه صداقتي كودكانه داشته باشند و در مقابل جهاني كه برهنگي را لباس مي‌داند، جرئت كنند و فرياد برآورند؟

6- نويسنده «فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگي» كيست؟

7- «كريستين آندرسن» اهل كجا بود؟‌شهرت او به چه دليل است؟

8- در بيت زير، شاعر به چه چيزي تأكيد مي‌كند؟

علم و فن را اي جوان شوخ و شنگ/ مغز مي‌بايد نه ملبوس فرنگ

 درس شانزدهم

اين فوايد گوناگون سبب مي‌شد كه بناي مسجد، هم راحت باشد و هم سودمند. بدين‌گونه در اين ابنيه‌ي عالي كه به خداوند اهدا شده بود، هنر معماري، مفهومي انتزاعي را با هدف انتفاعي در هم آميخت.البتّه تنوّع و اختلاف نژاد اقوامي كه سرزمين آن‌ها به وسيله‌ي اسلام فتح شد، از اسباب تنوّع شيوه‌ي معماري در بين مسلمين بود. شك نيست كه اوّلين معماران قديم اسلام براي آن كه تصوّري را كه از زيبايي داشته‌اند تحقّق بخشند، وسيله‌ي ديگري نداشته‌اند جز آن كه شيوه‌ي هنر قوم و كشور خود را مورد استفاده قرار دهند.                                     

1- دو صفت و ويژگي مساجد چه بوده است؟

2- عبارت زير، مفهوم كدام عبارت متن است؟

هنر معماري مفاهيم مجرّد و ذهني را براي انسان ملموس و عيني كرد.

3- تنوّع در شيوه‌ي معماري مساجد در كشورهاي اسلامي ناشي از چيست؟

4- منظور از «تحقّق بخشيدن تصوّرات» در عبارت زير چيست؟

براي آن كه تصوّري را كه از زيبايي داشته‌اند، تحقّق بخشند.

5- جمع‌هاي مكسّر واژه‌هاي زير را بنويسيد

مسجد، اثر، طرف، ذكر، فايده، بنا، قوم، سبب، عنصر، جزء، نقش، لون، لوح، مظهر، قرن، افق

6- توضيح زير مربوط به كدام شاه قاجار است؟

پسر چهارم ناصرالدّين شاه قاجار در سنّ 5 سالگي به وليعهدي انتخاب شد و در سنّ 45 سالگي به سلطنت رسيد. 14 ذي قعده 1324 ه.ق قانون اساسي را امضا كرد و 5 روز بعد در تهران درگذشت.

7- اصطلاح مربوط به توضيحات زير را بنويسيد

الف) چراغ، چراغدان، شمعدان كه از سقف آويزند.

ب) رشته‌ي باريك نقره‌اي يا طلايي كه داخل مجوّف باشد و با آن روي پارچه نقش و نگار ايجاد كنند.

ج) نقش برجسته به شكل گل و گياه و جز آن كه روي چوب ايجاد كنند.

د) دوره‌ي تجدّد، تجديد حيات علمي و ادبي در اروپا.

8- توضيحات زير را بخوانيد و بنويسيد مربوط به كدام شهر يا كشور است.

هـ) شهري است از كشور عراق در كنار شط‌ّ‌العرب در نزديكي خرّم‌شهر گويند اين لفظ معرّب «بس راه» است.

و) شهري است در كشور عراق نزديك مرز ايران كه چند ماه پس از بصره به دست سعد وقّاص در كنار فرات بنا شد. اين شهر نزد شيعيان مقامي ارجمند دارد. زيرا علي‌بن‌ابي‌طالب (ع) آن را مركز خلافت خود قرار داد و در همان جا به شهادت رسيد.

ز) اين كشور در شمال آفريقا و در كنار درياي سرخ و مديترانه است.

مراكز سياحتي و باستاني آن عبارت است از اهرام سه‌گانه و مجسمه‌ي ابوالهول.

ح) شهري از سرزمين مصر. اين شهر امروز بخشي از شهر قاهره است.

 

درس هفدهم

زنگ نقّاشي، دل خواه و روان بود. خشكي نداشت. به جد گرفته نمي‌شد، خنده در آن روا بود. معلّم دور نبود. صورتك به رو نداشت. «صاد» معلّم ما بود. آدمي افتاده و صاف. سالش به چهل نمي‌رسيد. كارش نگار نقشه‌ي قالي بود و در آن دستي نازك داشت. نقش‌بندي‌اش دل‌گشا بود و رنگ را نگارين مي‌ريخت. آدم در نقشه‌اش نبود و بهتر كه نبود. در پيچ و تاب عرفانيِ اسليمي، آدم چه كاره بود. معلّم مرغان را گويا مي‌كشيد؛ گوزن را رعنا رقم مي‌زد؛ خرگوش را چابك مي‌بست. سگ را روان گَرته مي‌ريخت امّا در بيرنگِ اسب حرفي به كارش بود و مرا حديثي از اسب‌پردازي معلّم در ياد است.                                    

1- مفهوم كنايه‌هاي عبارات زير را بنويسيد.

الف) دستي نازك داشت                   ب) حرفي به كارش بود

2- توضيح‌هاي زير را بخوانيد و اصطلاح مربوط به آن را در مقابل آن بنويسيد:

ج) طرح‌هايي مركّب از پيچ و خم‌هاي متعدّد كه شبيه عناصر طبيعت هستند.

د) آن است كه با خاكه‌ي زغال، تصوير چيزي را طرح كنند.

3- عبارت زير، مفهوم كدام عبارت متن است؟

«رنگ را به زيبايي و هنرمندانه به كار مي‌برد.»

4- «را» در عبارت آخر «نقش نماي» چيست؟

5- اصطلاح‌هاي نقّاشي متن را بيابيد و آن‌ها را بنويسيد.

6- درس «كلاس نقّاشي» از كدام كتاب سهراب سپهري برگرفته شده است؟

7- كدام گزينه ويژگي شعر سهراب سپهري نيست؟

الف) سادگي                                ب) بي‌آلايشي  

  ج) لب‌ريز بودن از مفاهيم عرفاني     د) كوتاهي

8- درس هفدهم را با سخن پيامبر اعظم (ص) تحليل كنيد.

«براي كسب علم سؤال كن و براي مچ‌گيري سؤال مكن.»

[ چهارشنبه پنجم فروردین 1388 ] [ 10:24 قبل از ظهر ] [ ] [ ]
جزوه آموزشی

كوه كوهان مرد مردستان/ رستم دستان : بلندترين كوه و مردترين مرد رستم پسر زال ؛ كوهان:كوه + ان (پسوندجمع) ؛مردستان:  مرد + ستان(پسوندمكان)؛ دستان: نام زال پدر رستم چرا که به افسون مشهور بود که سيمرغ پيش او حاضرمي شد

تگ: بمعني ته و بن و پايين باشد همچو ته حوض و بن چاه وامثال آن.  بن و پايين چيزي چون تگ حوض و تگ درخت. قعر چاه و ته و پايين و بن چون ته حوض و بن چاه و عمق. قعر دريا. ته و  در اصل بمعني پايان است. || بمعني دويدن و تک و دو هم هست. (البته نه در اینجا )

در بن اين چاه آبش زهر و شمشير و سنان گم بود: در ته اين چاه كه به جاي آب زهر شمشير و نيزه داشت گم شده بود. به طور ضمنی زهر و شمشیر و سنان را به آب تشبیه کرده است

تزوير:فريب و مکر و دروغ و دورويگي و نفاق و غدر و حيله و ريو. تلبيس   ||  دروغ بستن به کسي. || تهمت زدن بر کسي.

غدر: بيوفائي کردن. نقض عهد و خيانت[137]

بتر: مخفف بدتر. نکوهيده تر‚ و آن را بتر (با تشديد تاء) نيز خوانده اند.

طاق: مقابل جفت. معرب است از تا و تاي و بعقيده صاحب غياث قاف در آخر آن افزوده اند يا صورت و تعريبي از تک است و در اين معني طاق نعل‚لنگه کفش معني دهد; يکتا. فرد‚ طاقي بود. تو. ته. لنگه. بي جفت. بي مانند. مقابل زوج. يگانه. تنها. اوحد. وتر. وتر. بي نظير. فريد. وحيد

تا: بمعني نظير‚ عديل‚ لنگه‚ ترکي نيست براي اين که در همتامي آيد||   » تا» تنها بود و در «يکتا» بمعني يگانه‚ وحيد‚ فريد است

رخش: آميختگي رنگ سرخ و سفيد. رنگ سرخ و سپيد به يکديگر آميخته و بور ابرش را به اعتبار آن که رنگ سرخ و سپيد و درهم است نيز رخش خواندندي و اسب  سواري رستم را که بدين رنگ بوده است.

 رخشنده: تابان. رخشان. درخشان. پرتوانداز. درخشنده. تابنده.

كليد گنج مرواريد: اينجااستعاره از لبخند است، تركيب گنج مرواريد نيز به تنهايي استعاره از دندان است

شغاد: نام برادر ناتنی  رستم  زال بود که رستم را با رخش در چاه انداخت و خود هم به يک تبر رستم کشته شد.کلمه نابرادر در اینجا ایهام دارد 1- برادر ناتنی 2- آن که شایسته ی برادری نیست

چاهسار گوش: تشبيه گوش (مشبه )به چاهسار(مشبه به) ؛ چاهسار: چاه. چاهسر  . گودي عميق. گودالي ژرف. || دهانه چاه. سرچاه. لب چاه.

هي نوازش كرد:   هي: پيوسته. پياپي. مدام. دائم. هميشه. همواره

ضجه: بانگ و فرياد مردم..ناله. غوغا. شيون. خروش. فغان. ضج. ضجيج / ضجه می بارید استعاره مکنیه است

نگاهش مثل خنجر بود: نگاهش مثل خنجر دل را مي شكافت و به درد مي آورد.

كمند: ريسماني باشد که در وقت جنگ در گردن خصم انداخته به خود کشند و گاهي شخصي يا چيزي را از جاي بلند نيز بر آن انداخته به خود مي کشند .  خم کمند : حلقه و پيچ و تاب کمند.شصت خم : بلند ، کمندی شصت بار دور دست تاب می خورد/

فرازآيد:از فراز آمدن: بالا آمدن

می توانست او اگر می خواست لیک ...: رستم پیروزمندانه مرگ را پذیرفت . او مرگ را بر زندگانی که در آن به راحتی برادر کشی می شود ترجیح داد

 

 

 

درس30  شكوفه ي اشك

1-     تو به من وفا نكردي اما من وفا كردم تواز من ستم نديدي اما من از تو ستم ديدم تو پيمان را شكستي اما من نشكستم تو از من بريدي اما من از تو نبريدم(وفا ، جفا =جناس / تضاد بين فعل هاي نكردي و كردم و.../ ايجاز در بيت )

2-     اگر از مردم سرزنش شنيدم و اگر از كردار خود رنج پشيماني را كشيدم فقط به خاطر تو بود(لف و نشر مشوش/ واج آرايي حرف ش)

3-     من كيستم ؟ اشكي هستم كه مانند شكوفه از چشم عاشق نالان  روييدم و بر چهره دلداده ي شاكي جاري شدم( تشبيه من به شكوفه اشك / تشبيه اشك به شكوفه / چشم ناله و روي شكوه اضافه استعاري  «تشخيص»)

4-     با وجود شادي همه جهانيان غم قسمت و روزي من شد زيرا كه من خود از ميانهمه ي نعمت هاي دنيا عشق تو را برگزيدم (عالم مجاز از عالميان ، مردم)

5-     مانند شمع تنها به روز بدبختي من خنديدي و مانند بخت زماني كه موي من سفيد شد(پيري)خود را به من نشان دادي(تشبيه به شمع و بخت / روزسياه كنايه از بدبختي / موي سفيد كنايه از پيري)

6-     از ميان همه ي كارهاي  عالم وفا و توجه تو را تجربه نكردم اما چه پشيماني ها و سرزنش ها و...كه تجربه كردم(معني كتاب نيز كافي است)

7-     از تو چاره اي[138] نداشتم اين سان كه بار اندوه را با شكايت و ناله تحمل كردم(تشبيه غم دل به بار / دست شكوه و دوش ناله اضافه استعاري «تشخيص»)

8-     جواني بر اسب شتاب مي رفت و من مانند گرد به دنبالش دويدم اما نرسيدم (تشخيص در اسناد فعل به جواني / تشبيه شتاب به سمند / تشبيه شاعر به گرد )

9-     گاهي مانند اشك بر چهره بخت جاري شدم و گاهي مانند رنگ از چهره عمر به هوا پريدم (لف و نشر / روي بخت و چهر عمر اضافه استعاري «تشخيص» / تشبيه شاعر به اشك و رنگ / ايهام در رنگ 1- لون ، رنگ 2- بز كوهي / كنايه در رنگ پريدن)

10-تو به من وفا نكردي اما من كردم تو عهد خود را با من به پايان نبردي اما من بردم؛  اي نور اميد پايداري مرا در عهدو پيمان ديدي

 

 

درس30 پيش از تو [139]

 

1.     پيش از آن كه تو بيايي قطره معني دريا شدن را از دست داده بود ؛ شب دير مانده بود و جرأت[140] صبح شدن نداشت. (مانند قطره ي آب كه تا با قطره هاي ديگر يكي نشود نمي تواند تبديل به دريا شود پيش از قيام امام تك تك مردم چون با هم متحد نبودند نمي توانستند قيام كنند )

2.     در آن برزخ[141] كبود رودهاي بسيار جريان داشتند اما افسوس جرأت به هم پيوستن و دريا شدن نداشتند. ( برزخ كبود استعاره از شرايط پيش از انقلاب)

3.     در آن كوير داغ و سرزمين بي بهار حتي علف اجازه نداشت كه برويد و زيبايي خود را نشان دهد.(همان طوري كه در كوير يا در غيبت بهار حتي علف نمي تواند سبز شود در شرايط پيش از انقلاب هيچ كس نمي توانست زيبايي حضور و رشد خود رانشان دهد  )

4.     بهار در عمق زمين پنهان شده بود اما بدون تو زمينه ظهور و پيدايي نداشت. ( همان طور كه استعداد بهار در زمين وجود دارد اما بدون فراهم شدن شرايط نمي تواند خود را نشان دهد ؛ استعداد انقلاب در باطن مرم وجود داشت اما زمينه ظهور آن پيش از امام وجود نداشت)

5.     دل ها مانند آيينه صاف بود اما از ترس سنگ رغبتي به نشان دادن صافي و روشني خود نداشت.( در دل ها انديشه ي انقلاب و دگرگوني بود اما ترس و خفقان سبب شده بود كه هيچ كس رغبت خود را به آن نشان ندهد)

6.     سخن عشق مانند عقده اي [142] بابغض[143] در دل مانده بود و گويي اين عقده تا ابد قصد باز شدن نداشت.

 



[1]- گلو پر زباد کردن کنایه از آواز خوانی است/ سنجاب استعاره از پرهای نرم و لطیف / مشک استعاره از سیاهی گوش /مراعات نظیر

[2] - بلبلک و قمریک اسم مصغرند / مشک استعاره از لکه سیاه گلبرگ لاله (داغ) / مراعات نظیر

[3] - تشبیه سوسن به کافور،زمین به بهشت ،گلبن به گوهر فروش / گوهر استعاره از گل و شکوفه/کافور ماده ای خوشبو که در ادبیات بیش تر مظهر سفیدی است

[4] - دربیان علت سیاهی بال های زاغ حسن تعلیل به کار رفته است/ غالیه:ماده ای معطر با رنگ سیاه / تشخیص

[5] - اسب سیاه استعاره از ابر /لؤلؤ استعاره از باران

[6] - مشک استعاره از داغ لاله /در ثمین استعاره از قطره باران /لف: ریخته و بیخته  ؛ نشر: درثمین و مشک سیاه /جناس ناقص اختلافی ریخته و بیخته/ تشخیص

[7] - حسن تعلیل در بیان سفیدی پر مرغابی / جامه استعاره از پر مرغابی / کبک دری : کبکی که در دره و کوه  زندگی می کند و از کبک های معمولی دو برابر بزگ تر است./ تشخیص

[8] - لشکر چین استعاره از سبزه ها / ایهام د رگنج فریدون : 1- نام نوایی  درموسیقی2-گنجی منسوب به فریدون/تشخیص و مراعات نظیر

[9] - تشبیه لاله به خرگاهی سرخ /خرگه :سراپرده ی بزرگ مرجع آن لشکر چین (سبزه) و مرجع این لاله است/ تشخیص

[10] - دیو سپید استعاره از دماوند و  وجه شبه بزرگی جثه است. سپیدی اشاره به برف سر کوه دارد /  تلمیح در دیو سفید / پای در بند کنایه از ثابت و پابرجا /  گنبد استعاره از  دماوند / تشخیص و اغراق

[11] - سیم استعاره از برف ؛آهن استعاره از سنگ /مراعات نظیر

[12] - حسن تعلیل در بیان پوشیدگی / مراعات نظیر / «ت » در « نبیندت روی » مضاف الیه « روی» است

[13] - حسن تعلیل در بیان بلندی / ستور استعاره از مردم فرومایه است.

[14] - با بیت بالا موقوف المعانی است. / شیر سپهر مجاز از آفتاب چون برج اسد خانه ی اوست / اختر سعد کنایه از مشتری

[15] - تشخیص / آوند :آویزان در اینجا پریشان و درمانده می تواند باشد

[16] - تشبیه دماوند به مشت / دماوند نماد اعتراض ملت شمرده شده است

[17] - مشت زمین استعاره از دماوند / تشخیص / مردم را تشویق به اعتراض می کند

[18] - چون مردم ستورمانند اعتراض نمی کنند شاعراز تشبیه خود پشیمان می شود

[19] - تشبیه دماوند به قلب زمین / حسن تعلیل در بیان شکل برآمده ی دماوند در مصراع دوم

[20] - کافور استعاره از برف / حسن تعلیل در بیان وجود برف بر قله / برف اشاره به چاره گری ها برای فروکش کردن اعتراض مردم دارد

[21] - دل زمانه استعاره از دماوند / آتش استعاره از خشم و اندوه / شاعر از دماوند می خواهد آتشفشانی کند.

[22] - تضاد / خطاب به همه مردم است که قیام کنند

[23] - آتش درون استعاره از خشم است / سوخته جان منظور خود شاعر است

[24] - برای رعایت وزن «جانت »دوم به صورت یک بخشی خوانده می شود

[25] - «دهانت » به خاطر رعایت وزن دو بخشی خوانده می شود / فن : بند مکر وحیله /تشبیه سپهر به دیو / ژرف دهان اشاره به دهانه دماوند است و از سوی دیگر نشانگر آن است که مردم حرف های زیادی برای گفتن دارند.

[26] - جناس تام« بند» مصراع اول و« بند» در مصراع دوم (مفصل) / بند از بند گشودن :کنایه از کشتن و نابود کردن

[27] - برق استعاره از سخنان اعتراض آمیز / منظور آن است که با سخنان خود همه را به اعتراض وامی دارم

[28] - نزدیک در اینجا حرف اضافه به معنی نزد و پیش است/ مرجع این بیت قبل است

[29] - تشبیه به دیو

[30] - نور و کجور تا نهاوند مجاز از  همه ی ایران

[31] - البرز تا الوند مجاز از همه ی ایران / تنوره :دهانه ،دودکش

[32] - مادر سر سپید استعاره از دماوند ؛ سپیدی سر به اعتبار برف روی قله /فرزند سیاه بخت کنایه از خود شاعر/ تضاد رنگ ها

[33]  - سپید معجر استعاره از برف قله / اورند مجاز از قدرت و شکوه  / معجر بر سر کنایه از ضعف / نشستن بر اورنگ کنایه از قدرت و شکوه

[34] - تشبیه در مصراع اول و دوم / گرزه : نوعی مار سمی بزرگ سر / شرزه :  زورمند / ارغند : خشمگین

[35] - اساس تزویر استعاره از حکومت قاجار است.

[36] - بنا در مصراع اول استعاره از حکومت  است / بنای ظلم اضافه ی تشبیهی است

[37] - تضاد / واج آرایی حرف «د»

[38]  - عاصي. (اخ) نام نهر حماة و حمص است معروف به ميماس که از درياچه قدس سرچشمه مي گيرد و به درياچه انطاکيه مي ريزد.در لغت به معني گناهکار و نافرمان. ج‚ عصاة

[39]  -  جمع بلد و بلده به معني شهرها || اين کلمه درترکيب اسماء امکنه براي افاده مفهوم مملکت و کشور بکاررود‚ مثلا بلادالعرب‚ به عربستان و بلادالروم به مملکت روميان اطلاق شود

[40]  - قدري باشد معين از راه وآن به مقدار سه ميل است و هر ميلي چهارهزار گز باشد و طول هرگزي به قدر بيست وچهار انگشت دست باشد که به عرض در پهلوي هم گذارند و آن شش قبضه است يعني شش مشت. (برهان). فرسنگ ايراني قديم برابر با چهارهزار و چهارصد و سي وسه يا سي ودو گز بوده است. (از ايران باستان پيرنيا جدول اندازه ها در ج 1 ص 166) هرفرسنگي سه ميل باشد و هر ميلي چهارهزار و پانصد ارش به ذراع مرسل و سه هزار ارش به ذراع سلطان و هر ذراعي سي وشش انگشت که هر يکي به مقدار شش جو از پهنا به هم برنهاده. (مجمل التواريخ والقصص).

[41] - و آن نامي يوناني است بمعني سه شهر. (دمشقي) لغت شاميه و اصل آن اطرابلس بهمزه‚ يا لغت رومي است معني آن سه شهر. (منتهي الارب)(آنندراج) شهريست ساحلي و عاصمه طرابوزان شهريست مشهور برساحل درياي شام‚ بين لاذقيه و عکا. (معجم البلدان ج 1 ص 283(.

[42] - حلب.  شهر بزرگي است از شام‚ خرم و آبادان و بامردم و خواسته بسيار و يکي باره دارد که سوار بر سر وي گرداگردوي بگردد. (حدود العالم) شهري بزرگ است که هوايي خوش و آبي سالم و گوارا دارد. اين شهر در آغاز قصبه «جند قنسرين» بوده است.گويند حضرت ابراهيم در اين مکان روزهاي جمعه گوسفندان خود رامي دوشيد و شير آنها را بفقرا و مستمندان صدقه مي داد و فقرا«حلب حلب» يعني «دوشيد دوشيد» مي گفتند از اين رو به اين نام خوانده شد. به اين وجه تسميه‚ اعتباري نيست‚ زيرا حضرت ابراهيم و مردم شام در زمان وي عرب نبودند. گروهي ديگر گويند که حلب و حمص وبرذعه سه برادر از فرزندان عمليق بودند و هر يک شهري را بنيادگذاردند که بنام خود آنها ناميده شد..نام اين شهر در وثائقي که بهزاره دوم پيش از ميلاد برمي گردد آمده است. و از آنجا که در راه کاروانهايي قرار گرفته که از سرزمين شام به عراق مسافرت مي کنند‚ اهميت و شهرت کسب کرده است. اين شهر مرکزکشور حيثيان بود و تا اوان حکومت بيزنطي اعتبار و اهميت آن ادامه داشت. عربان در قرن هفتم هجري و سلجوقيان ترک در قرن يازدهم هجري بر آن مستولي گرديدند. و صليبيها در 1124 م. آن را محاصره کردند و صلاح الدين ايوبي 1138 و مغولها در 1260 - 1401 م. وعثمانيها در 1517 - 1832 و 1840 - 1920 م. و مصريها در 1832 - 1840 م. بر اين شهر استيلا يافتند. مهمترين محصولات اين شهر ابريشم و پارچه هاي پنبه اي است و پشم و پوست و ميوجات ازکالاهاي بازرگاني آن بشمار مي رود. از مهمترين آثار باستاني آن قلعه مشهور و مسجدجامع و برج و باروي شهر و ساختمانهاي چندي است مربوط به دوره ايوبيان و مماليک. (الموسوعةالعربية الميسرة)

[43] - گاه بمعني‚ برابر‚ مقابل‚ بر‚ و تقابل‚ آيد (غياث) (آنندراج):

با هنر او همه هنرها يافه              با سخن او همه سخنها ترفند.  فرخي.

[44] - به حد کمال و خوبي رسيدن. (منتهي الارب) (ناظم الاطباء) ||  حد چيزي و نهايت آن. (از اقرب الموارد). || || همچنين مبلغ نيزبمعني کامل و جيد است; و اين لفظ اکثر در انشاء صفت زر نقد واقع مي شود‚ مگر اين صفت قبل از موصوف مي آيد. چنانچه مبلغ ده روپيه يعني چنين روپيه ها که سازنده آن را جيد و کامل به صفات خودش ساخته است و ناسره و غير جيد نيست. و بعضي نوشته اند مبلغ مصدرميمي است که در صفت زر نقد بمعني اسم مفعول واقع مي شود. (غياث).فارسيان در مال و زر نقد استعمال کنند. (آنندراج). نقد و زر و پول حاضر و قيمت و بها و نوعا در حساب اين کلمه را بر زر نقد مقدم ذکرمي کنند. چنآن كه مي گويند مبلغ ده اشرفي و مبلغ مرقوم يعني نقدي که درپيش نوشته شده. (ناظم الاطباء) نقد از دراهم. (از ذيل اقرب الموارد) ج‚ مبالغ. از آن کنايه به دراهم و دنانيرکنند. :

مبلغ عشق تهيدستان ندارد هيچ وزن        مدعي چربيد بر من مبلغ و مقدار داشت.  نورالدين ظهوري

 ||  مقدار. (مهذب الاسماء) اندازه. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا).مقدار و بلنج و شماره و جمع و جمله. (ناظم الاطباء). مقدار در مورد پول و نقد و جز آن :

 در ورقي ديدم نبشته به فرمان اميرالمومنين نزديک اميرابوالفضل... برده آمد از زر چندين وز فرش چند... مبلغش سي بارهزار هزار درم بود. (تاريخ بيهقي چ اديب ص191)

[45] - حصار.(برهان) ديوار و حصار و آن را باره نيز گويند  ||  قلعه. (برهان)  ومجازا در قلعه هم استعمال مي شود که داراي حصار است. (فرهنگ نظام) || برج. (ناظم الاطباء) || کنگره ديوار.(ناظم الاطباء(.

[46] - بر رفتن:مص مرکب( بالا رفتن. برشدن. صعود کردن. بردويدن. به بالا بر شدن. بر فراز چيزي برآمدن. ارتقاء:

 و پيادگان بدان قوت ببرج بر رفتن گرفتند بکمندها... (تاريخ بيهقي)

[47] - (غياث اللغات)آرش. باع. قولاج. قلاج. باز. بوع. رش. شاه رش. و آن مقداري باشدمعين از سر انگشت ميانين يک دست تا سر انگشت ميانين دستي ديگرچون کسي دستها را از هم گشاده دارد. || يا از سر انگشت ميانين تامرفق که بندگاه ساعد و بازو است   و مولف برهان گويد اين اصح است. و در منتخب آمده مقدار هر دو دست آدمي که برابر قامت آدم است. (غياث). ذراع

[48] -  لفظ عربي است که براي ترقي و اضراب آيد‚ و فارسيان اکثر به زيادت کاف در آخر استعمال کنند. (غياث اللغات).کلمه ايست که در ترقي چيزي يا در اعراض و اضراب از چيزي استعمال کنند و فارسيان اکثر به زيادت کاف بيانيه بر آن افزوده با وصف استعمال به معني اصلي به معني شايد آرند. (آنندراج). که. شايد. بلکه.اما. مخصوصا. البته.(يادداشت مولف(.

[49] - چشمه آب. || مغاکچه برسوي ران اسب تا شکم که استخواني نپوشد آن را. (منتهي الارب)  بعضي گويندکه صيغه مبالغه است از فور به معني جوشيدن‚ ليکن در عربي مستعمل نيست و از تصرف فارسيان مستعرب باشد. (غياث از سراج). لوله اي آهنين که به منبعي در محلي مرتفع متصل است و از دهانه آن آب فوران کند. (فرهنگ فارسي معين(

[50] - )ص نسبي) منسوب به برنج (فلز). ساخته شده از برنج.)(اظم الاطباء). برنجي.

[51] - )ا مصغر) از: پا‚ رجل + چه‚ ادات تصغير پاي از زانو تا بسرپنجه. کراع. پايچه. (مهذب الاسماء). || پاي خرد(مطابق معیارهای امروز ی اسم ساده محسوب می شود همین طور است نایژه)

[52] - نايژه(ا مصغر ) از: ناي + ژه = چه‚ پسوند تصغير نايزه.نايچه. (حاشيه برهان قاطع چ معين). ني کوچک. (فرهنگ نظام) اين لغت در اصل نايچه بود يعني ني کوچک وچون ژاي پارسي با جيم تبديل مييابد‚ مانند کژ و کج‚ نايژه شده.(انجمن آرا ) || نيزه. (ناظم الاطباء). || ني ميانخالي. (برهان قاطع ) || لوله کوچک.(فرهنگ نظام). لوله ابريق و لوله هر چيزي ديگر را نيز گويند. (برهان قاطع). لوله. لوله ابريق و آفتابه و جز آن. (ناظم الاطباء)

[53] - مشهد. [م ه ] (ع ا) جاي حاضر آمدن مردمان. (منتهي الارب) ( آنندراج).جاي حاضر شدن. (غياث). جاي گرد آمدن. ج‚ مشاهد. (مهذب الاسماء).محضر مردم. (از اقرب الموارد). محضر. محضر مردمان و مجمع آنان.جاي حضور مردم. ج‚ مشاهد. (يادداشت مولف). || حضور. پيش. مقابل.پيشگاه. پيش رو. پيش چشم :  اين جواب به مشهد من که عبدالغفارمداد. (تاريخ بيهقي چ اديب ص127).

 مامون را گفت: نذر کرده بودي به مشهد من... وليعهد از علويان کني. ( تاريخ بيهقي ايضا ص135). درخواهد تا آن شرطها و سوگندان را که در عهدنامه نبشته آمده استبتمامي بر زبان براند به مشهد حاضران. (تاريخ بيهقي ايضا ص212).وقت بستن عهد با خانيان آنچه رود به مشهد وي باشد. ( تاريخ بيهقي ايضا ص684).|| جاي اثبات دعوي به مهر و گواهي اهالي. (منتهي الارب) ( آنندراج). || شهادتگاه و قبرستان شهيدان. (غياث) (آنندراج).جاي استشهاد شهيد. (از اقرب الموارد). آنجا که شهيدي شهيد شده است. شهادتگاه. شهادتجاي. مقبره. گورگاه. تربت. قبر. گور. روضه.محل شهادت. ج‚ مشاهد. (يادداشت مولف) :

رسيده آفت نشبيل او به هر کامي          نهاده کشته آسيب او به هر مشهد. منجيک.

از آن جمله آن كه مشهد عليبن موسي الرضا (ع)... آبادان کرده بودسوري در آن زيادتهاي بسيار فرموده بود. (تاريخ بيهقي چ اديب ص420). و او را هم در پهلوي هارون الرشيد دفن کردند. و آنجامشهد است. (مجمل التواريخ و القصص ص352(.

از کشتگان زنده زآن سو هزار مشهد      وز ساکنان رهرو زين سو هزار معشر

. خاقاني (ديوان چ سجادي ص188(.

پس به کوفه مشهد پاک اميرالنحل را     همچو جيش نحل جوش انسي و جان ديده اند.    خاقاني.

بر تربت هر دو زار ناليد                    در مشهد هر دو روي ماليد.      نظامي.

نهاد آن مهد را بر دوش شاهان            به مشهد برد وقت صبحگاهان.    نظامي.

مضي احمدبن فارس في صفر سنة 395 بالري و دفن بها مقابل مشهدقاضيالقضاة ابي الحسن عليبن عبدالعزيز. (معجم الادباء ج2 ص12).عضدالدوله در بغداد در سنه... به صرع درگذشت و به مشهداميرالمومنين علي رضي الله عنه مدفون شد. (تاريخ گزيده ص224(.

-          مشهد حائري ; روضه حضرت امام حسين عليهالسلام :

 ... گورحسين بن علي المرتضي سبط رسول الله (ص) را خراب کرد چنآن كه زمين را شخم زدند و مردم را از زيارت کردن و مجاور شدن منع نمودند وآب در صحرا افکندند تا گور بکلي باطل گردد چندآن كه گور بود آب بازايستاد و بدانجا نرسيد‚ بدين سبب او را مشهد حائري خواندند.( تاريخ گزيده ص324.)

[54] - در نظر گذشتگان هریک از پدیده های طبیعت برای خود خدایی داشتند که به آن رب النوع اطلاق می شود . مانند الهه های یونان و ایزدان دین زرتشت

[55] - تعريض. [تَ] (ع مص) سخن سربسته گفتن. بکنايه سخن گفتن. خلاف تصريح. متعد بالباء و باللام. و از اين  معني است معاريض در گفتار و آن توريه است بچيزي از چيزي و درمثل است که در معاريض گريزگاهي است از دروغ گفتن.(منتهي الارب( دلالتي را در گفتار تضمين کردن که لفظي در آن براي آن دلالت نباشد. چنانکه گوئي زمستان رفت و روسياهي به زغال ماند;بدي تو بر ما گذشت و تو خجل ماندي. سخني نامصرح که شنونده بدان مراد گوينده را داند. (از تعريفات جرجاني). و رجوع به کشاف اصطلاحات الفنون شود:ا با وزيران دراين باب سخن گفته آيد هم بتعريض. (تاريخ بيهقي چ اديب ص685).خبر مگر خويش مي داد بر تعريض و ايشان نمي دانستند. (قصص الانبياءص 233). يکي از علما خورنده بسيار داشت و کفاف اندک. با يکي ازبزرگان... بگفت. روي از توقع او در هم کشيد و تعريض سوال از اهلادب در نظرش قبيح آمد. (گلستان). و حسن جايها گفته است چه بتعريض و چه بتصريح که همچنان که در دور شريعت اگر کسي طاعت و عبادت نکند. (جهانگشاي جويني). وقت وقت بتعريض و گه گاه بتصريح‚ چنان فرانمودي. (جهانگشاي جويني). بتعريض... نقش آن معني را‚ در دلديگر پسران کالنقش في الحجر مي نگاشت.(جهانگشاي جويني). || گوشه زدن. (فرهنگ فارسي معين). سرزنش گونه سخن گفتن : و حاسدان ودشمنان ما که به حيلت و تعريض اندر آن سخن پيوستند. (تاريخ بيهقي چ اديب ص214(.

بتعريض گفتي که خاقانيا                       چه خوش داشت نظم روان عنصري. خاقاني.

چون سايه شده به پيش من مست              تعريض مرا گرفته در دست. نظامي.

|| پهن نمودن چيزي را. || تعميه نمودن کاتب نبشته را و بيان ناکردن. || چيزي را عرض چيزي ساختن.

[56] - از نظر شكل  نوعي زندگي نامه است كه با محتواي  نقد ادبي و تاريخ ادبيات عجين شده است .شيوه نثر نويسنده نيز به عنوان نمونه ي ويژه اي از نثر تحقيقي معاصر قابل توجه است.

[57] - گاهی برای تأکید بیش تر «نه نفی»را جداگانه در جمله می آوردندمانند : نه هرچه به قامت مهتر به قیمت بهتر / جمله استفهام تأکیدی دارد.

[58] - عنوان این درس و حتی کلمه تبتل برگرفته  از این بیت مثنوی است:

از مقامات تبتل تا فنا                                       پله پله تا ملاقات خدا

تبتل به معنای انقطاع کلی و ترک تعلق از خلق و عالم است .اصل تعبیر برگرفته از قرآن است: واذکـُر اسم َربک و تـَبَـتـّل الیه تبتیلا ً

[59]- رسيدن به كمال اگرچه ناممكن به نظر مي آيد صرف جستجوي كمال سبب دوري از نقص و كاستي است.

[60] - دوست دارد یار این آشفتگی         کوشش بیهوده به از خفتگی

[61] - درويشي : وارستگي از خواهش ها ، بي تعلقي ، زهد ورزي بي طمع بهشت /درويش: خواهنده از درها.  گدا. سائل يعني گدائي که با آوازي خوش گاه پرسه زدن شعر خواند. فقيران که گدائي کنند و درآن گاه به آواز خوش شعرخوانند و تبرزين بر دوش و پوست حيواني چون گوسفند و شير و امثال  آن بر پشت دارند و موي سر دراز و آويخته و موي ريش و سبلت ناپيراسته و ژوليده دارند. کلمه در اصل درويز بود« زا» را به شين معجمه بدل کرده اند‚ و درويز در اصل درآويز بوده به معني آويزنده از در‚ چون گدا به وقت سوال از درهامي آويزد يعني درها را مي گيرد لهذا گدا را درويش گفتند. و بعضي محققان نوشته اند که درويش در اصل دريوز بود در ميان ياء و واو قلب مکاني کردند درويز شد بعد زاء را به شين بدل کردند‚ و يوز صيغه امر است از يوزيدن که به معني جستجو کردن است. ||زاهد. تارک دنيا. گوشه نشين. قلندر. صوفي. آن که بي اعتنا به رسوم و تجملها و مال و نظاير آن باشد.بي اعتنا به دنيا و مال و قواعد و قوانين بشري‚ شبيه به فيلوزف فرنگيان. فضلا و بزرگان با اخلاق. فقير صوفي که غالبا از متعلقات دنيوي به اندک مايه قناعت مي کند يا لامحاله از قيد تعلقات کناره مي جويد و حتي گاه ازباب تحقير و تهذيب نفس و نه به داعيه حرص مال يا عدم توکل‚ و آن هم براي رفع ضرورت‚ به دريوزگي و سوال نيز تن در مي دهد. اصل لفظ درويش نيز بموجب بعضي قرائن ظاهرا با لفظ دريوزه مربوط است. اخوان طريقت و سالکان طريق و تمام اعضاي سلاسل صوفيه نيزعموما بنام درويش خوانده ميشوند و نيز اين لفظ در اول نام بعضي از مشاهير صوفيه بمنزله يک عنوان استعمال مي شده است (مثل درويش کمال‚ د رويش ناصر و غيره) بهرحال استعمال اين لفظ در حق صوفيه مخصوصا از جهت اهميتي است که اين فرقه براي فقر قائل بوده اند.گذشته از اين در مقام اطلاق نيز اين لفظ در ادب فقير و سائل تداول دارد. لفظ درويش در اين معني سابقه دراز دارد و در آثار خواجه عبدالله انصاري و ساير قدماي صوفيه مکرر آمده است‚ در قصه هاي عاميانه درويش غالبا فرستاده غيبي‚ مظهر رحمت الهي و در بعضي موارد واقف به رموز سحر و جادو شناخته مي شود

[62] -  سعدی می گوید: مرا در نظامیه ادرار بود                شب و روز تلقین و تکرار بود

[63]- در بخشيدن نعمت هاي دنيا به خانواده كوتاهي نمي كند از اين كه خانواده اش به دنياپرستي دچار شوند جلوگيري مي كند

[64] - جنگ هاي صليبي:جنگهاي صليب به اردوکشي هائي که اقوام نصاراي اروپاي غربي درطي سده ي يازدهم‚ دوازدهم و سيزدهم کرده اند اطلاق مي شود. مقصود از اين اردوکشي ها نجات بيت المقدس و تربت عيسي از دست مسلمانان بوده. مناسبت کلمه صليبي اين بود که هر کس عازم اين جنگ مي شد بر شانه راست صليبي از پارچه سرخ مي دوخت. در جنگهاي اول صليب تميز نژاد‚ اقوام‚ دول و ممالک برخاست و فرانسوي و آلماني وايتاليايي همه به نام امت عيسي قوم واحد تشکيل مي دادند; به اين لحاظ جنگهاي صليب را جنگ خارجي نصاري نام نهاده اند. جز در جنگ پنجم وششم ملت فرانسه در کليه جنگهاي صليب مقام اول را حائز بود از آنجاکه جنگ اول صليب را يکي از وعاظ فرانسه برانگيخت و عمده اردو نيز از آن مملکت به راه افتاده و براي رضاي خدا به جنگ رفت. گيبردونوژان اين جنگها را کار خدا مي داند که بدست فرانسويان انجام يافته است.جنگهاي صليب سکنه و ثروت را بوضع شگفت آوري جابجا کرد و ملل اروپاي غربي را با امپراطوري يوناني و بيزانس و مسلمانان مشرق زمين آشنا نمود. از اين حيث جنگهاي صليب اهميت بزرگ سياسي دارد  در بسط تمدن و فرهنگ بسيار موثر بوده است.

[65] - يکي از اصول نظريه داروين و پيروان او‚ وجود تنازع بقا در دنياي موجودات زنده است وآن عبارت از قبول وجود يک کشمکش دائم ميان موجودات زنده مي باشد که به انتخاب انسب (= مناسب تر)منجر مي گردد. آقاي دکتر سياسي آورده است:پايه ي نظر  داروين و پيروان او( درباب تغيير شکل موجودات) روي دو اصل بزرگ «تنازع بقا»  و «انتخاب انسب» قرار دارد و خلاصه اين است که افراد يک خانواده از همه حيث با هم مساوي نيستند بلکه بعضي ازآنها تصادفا نسبت به ديگران داراي مزيت يا مزايايي مي شوند که درتنازع بقا کاميابي آنها را تضمين مي کند در صورتي که فقدان آن درافراد ديگر سبب مغلوبيت و از ميان رفتن آنها مي گردد.

[66]- تنگ عيشي براي گاندي نيز مانند مولانا نوعي رياضت نفساني بود ودر  خط سيري روحاني خويش همواره  دعوتگر انسان به طريق سلم و دوستي و بيرون آمدن از قلمرو حيواني تنازع بقا  بود.

[67] - مولانا بينش مندي را برتر می داند ؛ زيرا دانش صرف دانستن علوم است كه شايد به مرور به فراموشي سپرده شوداما بينش دريافت و فهم علوم به صورت شهودي و غريزي است و به اصطلاح در ذهن ملكه مي شود و ماندگار است

[68] - یادآور «واذا مَرّوا باللـَّغو مروا کراما ً»

[69] - به هنر سهل و ممتنع بودن سخن سعدی اشاره دارد.

[70]  - منظور جفت واژه های متضاد تشرع و عرفان و... و همین طور جمله های متناقض نمای پیش از این تعبیر در همین بند  است . از قبیل : شیخ همیشه شاب ، چشم عقاب  و لطافت کبوتر و....

[71] - تحليل: شايسته انسان دانا نيست  كه همان طوري  رفتار كند كه نادانان با او مي كنند.

 سگي پاي صحرانشيني گزيد           به خشمي كه زهرش ز دندان چكيد

شب از درد بيچاره خوابش نبرد       به خيل اندرش دختري بود خرد

پدر را جفا كرد و تندي نمود            كه آخر تو را نيز دندان نبود؟

پس از گريه مرد پراكنده روز         بخنديد كاي مامك دلفروز

مرا گرچه هم سلطنت بود و بيش      دريغ آمدم كام و دندان خويش

محال است اگر تيغ بر سر خورم      كه دندان به پاي سگ اندربرم

توان كرد با ناكسان بد رگي            وليكن نيايد ز مردم سگي

                                                                                    از بوستان

[72] - گاهی فعل و «ی»نکره بین هسته  و صفت فاصله ایجاد می کند . در این صورت نقش نمای اضافه حذف می شود: یکی روبهی دید بی دست و پای = یکی روباه بی دست و پایی دید

[73] - جوانه های تخیل : اضافه ی استعاری / نسیم استعاره است.

[74] - تشبیه ذهن به سراچه / آماس می کرد: باد می کرد ، بزرگ می شد

[75] - فوران تخیل اضافه ی استعاری / فوران بر وزن «فـَعـَلان » است. بعضی از مصدر ها با این وزن در فارسی بر وزن «فـعـلان» تلفظ می شوند . مانند : جریان ،شریان ،دوران ، جولان ،

[76]- لکه رفتن.  نوعي از حركت کردن اسب و شتر ميان يورتمه و قدم. قسمي از رفتار اسب و اشتر. در اينجا كنايه از هيجان و شادماني است.

[77] - پالیز : باغ و بوستان . در اینجا استعاره است

[78] - آفتاب آمد دلیل آفتاب                                    گر دلیلت باید از وی رخ متاب

[79] - آغوز اولین شعری است که از گاو و گوسفند تازه زاییده به دست می آید . معروف است که این شیر  در شکل گیری استخوان بندی و عضلات نقش مهمی دارد. نویسنده با این تشبیه قوت سخن خود و درک ادبی خود را مرهون تغذیه از سعدی می داند.در مازندرانی به آغوز «مک» گفته می شود.

[80] - کورمال کور مال در تداول عامه یعنی  با احتیاط و دست مالیدن به اطراف در تاریکی حرکت کردن .

[81] - سرخود: خود سر ،خودرای ،خودمختار، مستقل، آن که به گفتار بزرگتران عمل نکند /

[82] - بیت از قصیده سنایی است با مطلع :

مکن در جسم و جان منزل که این دون است و آن والا                              قدم زین هر دو بیرون نه نه اینجا باش و نه آنجا

سنایی در بین مندرج در کتاب از کارهای گذشته ی خود به ویژه باده گساری ها و شادخواری های ایام جوانی اظهار پشیمانی می کند .

[83] - شاعر هفت اورنگ از صوفیان نقش بندی است . نقش بندیه نام يکي از سلسله هاي صوفيه است که منسوب و پيرو خواجه محمد بهاءالدين نقشبند بودند. این طریقه به بایزید بسطامی می رسد. هنوز در هند و چین و ترکستان و ترکیه و کردستان پیروانی دارد.

[84] - واعظ.:  ناصح.  پند دهنده. اندرزگو. نصيحت کننده. || مذکر. مساله گو.مجلس گوي

[85] - سخنور:  شاعر. سخندان  ||   گوينده. متکلم. ناطق

[86] - وعظ:  عظة. موعظه. پند دادن به سخنان دل نرم کننده. پند دادن.|| درتداول‚ بيان کردن روايات و احکام شرعي بالاي منبر.

[87] - سايه گستر: سايه افکن. گسترنده سايه  ||  التفات کننده و متوجه.  || ملجاء. مامن. پناهگاه

[88] - نكته: سخن پاکيزه که پوشيده باشد يعني هرکس آن را نداند. (غياث اللغات). مساله لطيفي که با دقت نظر و امعان فکر کشف و ادراک شود.(از تعريفات). موضوع دقيق و مهم که دريافتن آن محتاج دقت باشد :

اي نکته مروت را معني           اي نامه سخاوت را عنوان.     فرخي

[89] - خاطرافروز:  روشن کننده خاطر. مهيج. محرک.شادي بخش.

[90] - محنت: آفت. بليه. مقابل منحت. گرفتاري. فتنه. ج‚ محن || سختي. مشقت. بدبختي. نکبت. خواري. تعب. دشواري. درماندگي. مقابل راحت. مقابل دولت  || غم. غصه. درد.  رنج.  اندوه

[91] - جور: ستم کردن در حکم. || ميل کردن از راستي در راه.|| زنهار خواستن. ||  ستم. مرادف جفا و با لفظ کشيدن و بردن و کردن و رفتن مستعمل./ بتان استعاره از معشوق زیبارو

[92] - ستوده: مدح کرده شده يعني کسي که او را مدح کنند و نيکويي او را بگويند.  صفت کرده شده. به نيکويي ذکر شده.  محمود. ممدوح.  نيک. نيکو

[93] - بهر:  حصه. نصيب. حظ. بهره. قسمت.  بهره.  بخش

[94]- در مصراع (خر گم شده را بخواند كاي يار) منظور از خر همان چارپاي معروف است و در مصراع ( اينك خر تو بيار افسار ) خر استعاره از نادان و احمق است . / اينک:  اکنون.  اين زمان. الحال:

ز دينار گنجي ترا ده هزار             فرستادم اينک برسم شمار. فردوسي.

گر تيغ ميزني سپر اينک وجود من    صلح است از اين طرف که تو پيکار ميکني. سعدي

 || همين دم. الساعه :

رخت او هر چه بود دربستم         و اينک اينک گرفته در دستم.   نظامي (هفت پيکر ص211(.

 ||  مصغر اين است که اشارت به قريب و نزديک باشد. اين است. (فرهنگ فارسي معين):

بدو گفت اينک سر دشمنت           که او بد سگاليده بد بر تنت.  فردوسي.

گفت مرا مردي مي بايد که غرفات و محلات گرگان را همه شناسد بياوردند و گفتند اينک. ابوعلي دست بر نبض بيمار نهاد. (چهارمقاله).گفت کدام است اين شفيع تو که باز نتوان زد کنيزک دست از وي برداشت

و روي بدو نمود و گفت هذا شفيع‚ اينک شفيع من. (نوروزنامه).

[95]  - بعضی ا ز ویژگی های این متن عبارت اند از : بیان داستانی ،بیان جزییات در وصف (طرز مشق کردن و وصف مرغان )،بهره مندی از طنز ملایم (مثلا وصف مرغ ها)، وصف ها ی زیبا از اشخاص و اماکن ....، کاربرد واژگان گفتاری مثل چرت زدن ،سر وازدن و...

[96] - ور رفتن: بازي کردن و دست زدن بسيار به چيزي.

[97] - پاچه: لبه تحتاني شلوار.

[98] - شوربا:آش شور کلمه “با» در فارسي به معني خورش و در ترکيب شوربا و کدوبا و ماست با و غيره آمده بمعني چند نوع طعام را يک نوع ساختن. آش نمکدار‚ زيرا که «با»در پارسي بمعني آش است و اين لغت پارسي صرف است

[99] - چهارپاداري. مال به کرادهي. مسافربري. بارکشي. ||  منسوب به چاروادار.

[100] - حمل كردن: بردن. کشيدن. بار کردن. برداشتن. ||نسبت کردن. اسناد کردن. اسناد دادن. فرض کردن. احتمال دادن

[101] - دشت:  دستلاف. || پيشمزد. سفته.  || در تداول عاميانه‚ فروش اول هر کاسب. نقد نخست که فروشنده از مشتري ستاند در اول روز يا اول شب يا اول هفته يا ماه يا سال‚ و با کردن صرف شود

[102] - مسحور: نعت مفعولي از سحر. رجوع به سحر شود.سحرزده.  آن كه او را سحر کرده و فريب داده باشند.. جادوي کرده. جادوئي شده. آن كه بر او سحرکرده اند. آن كه عقلش بشده باشد.

[103] - کيف:  نشئه و بيهوشي‚ و چيزي که نشئه و بيهوشي آرد‚ مجاز است.  مستي. درتداول فارسي زبانان‚ حالت حاصله از شراب يا الکل يا مخدرات چون ترياک و بنگ و مانند آن. سکرگونه اي که از ترياک و بنگ و حشيش پيداآيد.

- کيف کسي کوک بودن ; در تداول عامه به قدر کافي مسکر يا مخدرصرف کرده بودن. ||  لذت.  لذت که از غذايي خوشمزه يا تفرجي ومانند آن حاصل شود‚ و با کردن و بردن صرف شود.|| عيش و عشرت ومسرت و خوشحالتي.  خوشي. مسرت. - سر کيف بودن ; خوشحال و شادان بودن. - کيفت کوک است؟ دماغت چاق است؟ ; عباراتي است که به هنگام احوالپرسي گويند. معادل «خوبي؟‚ خوشي؟‚ اوضاع بر وفق مراده ست؟» و جز اينها. - کيفش کوک است ; در تداول عامه خوشحال و شنگول است.- کيف کسي کوک بودن ; در تداول عامه تمول يا عايدي بسيار داشته بودن. مالدار بودن. || چگونگي احوال. - کيف شما چون است؟ ; يعني حالت شما چگونه است؟ (.|| معجوني مرکب از افيون (ترياک) و بعضي اجزاء ديگر که پاره اي مادران نادان همه شب به شيرخواره مي دادند تا به شب بيدار نشود ومادر آسوده بخوابد. منومي که شب به طفل شيرخوار مي دادند چون شربت کوکنار يا حبي معجون از افيون و بعضي ادويه ديگر. حبي مرکب از افيون و بعضي ملينات که مادران همه شب به شيرخوارگان مي دادندتا خسبند و کمتر گريه کنند.(از يادداشت به خط مرحوم دهخدا(.

[104] - کلمه اي است مرکب از «ک» تشبيه و «ذا» اشاره بمعني مثل اين و چنين.

[105] - ژست. هيات. شکل. هيکل. قيافه. صورت. و در آن نظر به تمام حجم نيز هست: چرا به اين ريخت درآمده ايد؟

[106] - سن: حشره اي است که رطوبت ساق خوشه هاي گندم و جو بمکد و آن را خشک يا نزار کند

[107] - طبق روایات نام چشمه ای است در ناحیه ای تاریک از شمال موسوم به ظلمات که آشامیدن آب از آن زندگی جاودان می بخشد. اسکندر به طلب آن رفت و نیافت ولی خضر از آن آشامید و ابدی شد.

آبی که خضر حیات از او یافت                                          در میکده جو که جام دارد

[108] - تراويدن : چکيدن و تراوش کردن و ترشح نمودن ورشحه رشحه خارج شدن آب و شراب و جز آن/ فعل تراویدن برای مهتاب اشاره ای ضمنی به شدت تاریکی دارد که سبب می شود نور مهتاب مثل آب که از ظرف می تراود به دشواری به چشم برسد وضعیف به نظر برسد.(استعاره مکنیه)

[109] - شبتاب : جانوري است کوچک و پرنده اي شبيه به پروانه که دنباله آن جانور در شب مانند اخگر مي درخشد. گوينداين روشنايي از فضله اوست و او را به عربي ولدالزنا مي گويند. چون ستاره سهيل طلوع کند آن جانور مي ميرد. کرم شب افروز. پرنده اي کوچک شبيه به پروانه که دنباله آن در شب ماننداخگر مي درخشد ،ابنده در شب. شبتاب. آنچه در شب مي درخشد. || ماه را گويند و به عربي قمر خوانند. ماه وقمر.  || چراغ. قنديل. || شمع. || در این شعر نمادکسانی است که تنها در یک جامعه جهل زده درخشش دروغین دارند ودر مقابل مهتاب (نماد روشنگری) نوری و فروغی نارند.

جای آن است که خون موج زند در دل لعل                    زین تغابن که خزف می شکند بازارش

مهر فروزنده چو پنهان شود                                        شب پره بازیگر میدان شود

[110] - خواب در چشم شکستن کنایه از بیدار شدن است

[111] - نگران ایهام دارد :1- نگاه کننده 2- مضطرب / تشخیص در اسناد افعال به صبح / کلمه ی «قوم» ،«مبارک دم »،«خبر آوردن» فضایی مقدس به شعر می بخشد گویی شاعر در موقعیت یک «پیامبر » قرار می گیرد و «صبح » نماد «حق » است که شاعر را مأمور ابلاغ رسالت به قومی می کند که جان و روح حقیقت جوی خود را باخته اند .اما سحر همچنان با او نگران ایستاده است و کلمه ی «بلکه »حاکی از ناامیدی و تردید است ؛تردید به این که آیا خفتگان تأثیر خواهند پذیرفت و بیدار خواهند شد.

[112] - خار در جگر شکستن : کنایه از رنج و اندوه بسیار تحمل کردن ،جگرخون شدن

[113] - تن  ساق گلی که از بس ظریف و لطیف است ظریف و لطیف را هم می آراید. تن ساق گل خود استعاره ازامید و  آرزو ها و خواسته هاي شاعر يا به روايتي ديگر  شعر شاعر/

[114] -  دست ساييدن :كنايه از جستجو ؛ معادل تعبير مازندراني دست ِ سو ها كردن

[115] - شاعر از روی ناامیدی بر دروازه دست می ساید تا مگر دری برای ورود بگشاید و انتظار می کشد مگر یک تن ار خفتگان بیدار شود تا در به روی او باز کند اما انتظار عبثی می کشد . نا امیدی مثل در و دیوار ویران این قوم بر سر  او می ریزد

[116]  - بند آخر بازگشتب به بند اول شعر است و تصویر مردی ناامید و خسته را نشان می دهد . این شعر در سال 1327 سروده شده است و شرایطی را نشان می دهد که آزادی خواهان واقعی ناامید انه برای حفظ دستاوردهای انقلاب مشروطه دست و پا می زدند که آن هم از بین رفت.(توضیحات این شعر به نقل از دکتر تقی پور نامداریان است)

[117] - این شعر ضمن بیان مرگ رستم در قالب اسطوره ای نوین با عنوان خوان هشتم سوگواره مرگ جهان پهلوان تختی است. خود اخوان ثالث می گوید :«من می خواستم بگویم خوان هشتمی پدید آمده  برای شهادت جهان پهلوان  کسی که رستم زمانه ی ما بود ،قهرمان ملی را در تختی دیدم و پا گذاشتنش را به خوان هشتم که مرگ بود مطرح کردم »

[118] - سورت : تيزي. حدت. تندي هر چيز || شدت سردي و شدت تب.|| ظلم وخشم./ فضاسازی آغاز شعر با کلماتی چون شب ،سرما و ... فضای تلخ و ناخوشایندی را تداعی می کند که از حادثه ای غم بار خبر می دهد . به این نوع فضاسازی براعت استهلال گفته می شود .

[119] - نماد جامعه

[120] - نماد سنت و اصالت

[121] - همگنان:  جمع همگن (= همگينان‚ ج همگين(. در پهلوي هموگن  يا همغن به معني همه است و بنابراين کساني که اين کلمه را به ضم کاف تازي تلفظ کنند در اشتباه اند.  گروه وجماعت حاضر. || همه و مجموع.  || همجنسان و همچشمان و همکاران.  کساني که با همرتبه و درجه برابر دارند.  خون گرم: مقابل خونسرد. ||مهربان. رؤوف. باعاطفه. بامهر. مهرورز. ||انس گيرنده با همه. با همه جوش. آن که با همه بجوشد. آن که زود الفت گيرد. خونگرم ; کسي که با مردم بسيار معاشرت کند. مفرد این کلمه در متون فارسی دیده نشده است/ شاعر در اینجا به خون گرمی و مهربانی ایرانیان اشاره می کند که در پناه سنت ها و ارزش های ملی شکست های پی در پی تاریخی را بر دوش دارند.

[122] - آتشين: آتشي ، مجازا ً‚ سخت خشمگين و غضبناک. سخت به هيجان آمده. سخت تيز و تند شده. و فعل آن آتشي شدن و آتشي کردن است. آتشين پيغام : گوينده ي سخن گيرا و تاثيرگذار نقال: فرس نقال; اسب که زودزود بردارد پاها را. اسب که به سرعت قدم بردارد. منتقل. مناقل.  || آن که چيزهارا از موضعي به موضع ديگر نقل کند. .نقل کننده. از جائي به جائي برنده. || آن که خبر را ازجائي به جائي مي برد. || در فارسي‚ افسانه گو. قصه خوان.کسي که قصه و حکايت بيان مي کند. افسانه سراي. سمرگوي که در قهوه خانه ها و مجامعي از اين قبيل‚ داستانهاي حماسي و سرگذشت پهلوانان و عياران را به آهنگي خاص نقل مي کند.

[123] - کانون:  بمعني آتشدان باشد مطلقا اعم از گلخن يا منقل آتشي. کانون در عربي و سرياني بمعني آتشدان است و نيز به دو ماه کانون اول و کانون دوم اطلاق شده‚ و در اصل کلمه سامي است‚ و آن از عصر اکدي بدين دو ماه اطلاق گرديده.در زبان اکدي کانونو (آتشدان) است و به هر يک از دو ماه مزبور هم گفته شده بدين اعتبار که در آن دو سرماي زمستان ظاهر گردد و مردم باضطرار در کانون آتش افروزند. امروزه بيشتر به معني جمع و حلقه و گروه به كار مي رود.

[124] - گرم :  مقابل سرد. || شتاب و تعجيل. جلد و شتاب. جلد و تيز و مفرط.  || سختي. شدت. مقابل رخا. سرد  || تند. تندخو. مستبد  || محکم. سخت. بنيرو || سخت. شديد || خوب. بامحبت. دوستانه. باحرارت. بالطف. بامهرباني || جزم.بيتخلف || تيز. پرمشتري. بارونق. روا  - آب گرم ; اشك ،- بازار گرم ; بازار بارونق. بازار پرمشتري - پذيرايي گرم ; پذيرايي مهمانان با لطف و محبت.- پيغام گرم ; پيغام بامهر‚ بامحبت‚ دوستانه - خونگرم ; کسي که با مردم بسيار معاشرت کند.- دلگرم ; مستظهر. قويدل.- دم گرم ; دهن گرم. گفتار شيرين. زبان چرب.- سخن گرم ; گفتار گيرنده. سخن دلپذير‚ نغز  - گفتار گرم ; سخن گرم- مجلس گرم ; مجلس دوستانه.- هنگامه گرم ; ازدحام. شلوغي/ شاعر در این چند سطر با کلمه ی گرم بازی می کند . در این میان صدای گرم حس  آمیزی دارد و جز در قهوه خانه  ی گرم که صفت است و گرم گفتن بودن که قید است  در بقیه موارد کاربرد مجازی دارد

[125] - دم :- نفس. نفس و هوايي که به واسطه حرکات آلات تنفس در شش داخل مي شود و از آن خارج مي گردد. || افشاي راز نمودن. کنايه از حرف زدن و به تکلم درآمدن است. به حرف آغازيدن.  به سخن درآمدن. لب به سخن گشودن گرم دم ; که دمي گرم دارد. که نفس وي گرم و گيراست.- || مقلوب دم گرم. نفس گرم و گيرا حديث آشنا: قصه ي آشنا ، در متن منظور قصه هاي شاهنامه است/ آوردن صفت های ساده و گیرا برای سکوت آشنایی زدایی است و پارادوکس ایجاد کرده است

[126] - منتشا نام شهری است و عصای منتشا عصایی مخصوص بود  از چوب ستبر و گره دار  که درویشان و قلندران با خود داشتند

[127] - پاي تا سر :سراپا. از: سر+« ا» واسطه + پا(. سراپاي. )(. همه و تمام.  سرتاپا و همه و تمام.تمام از اول تا آخر  .   

[128] - زادسرو: آزادسرو ، همان آزادسرو سيستاني مولف اخبار رستم  

[129] - ماخ. (اخ) مرزبان هرات. (از فهرست ولف). که فردوسي قصه هرمزد ونوشيروان را از او شنيده و بنظم کشيده است. در شاهنامه در داستان جلوس هرمزد پسر نوشيروان گويد: که پيري بود مرزبان هري جهانديده و سخندان و نام او ماخ بود. در مقدمه شاهنامه ابومنصوري درباره جمع آوري روايات شاهنامه و راويان آن داستانها چهار نام ذکر شده است. ساح يا سياح پسر خراسان هراتي ويزدان داد پسر شاپور سيستاني و ماهوي خورشيد پسر بهرام و شادان پسر برزين. بنابحدس «نلدکه» ساح يا سياح تحريف ماخ است زيرا شاهنامه هم او رااز هرات مي داند و نسبتش را به خراسان مي دهد. (از فرهنگ لغات شاهنامه ص042) :

يکي پير بد مرزبان هري                   پسنديده و ديده از هر دري

جهانديده اي نام او بود ماخ                  سخن دان و با فر و با برز و شاخ

بپرسيدمش تا چه دارد بياد                 ز هرمز که بنشست بر تخت داد

چنين گفت پير خراسان که شاه           چو بنشست بر نامور پيشگاه...  (فردوسي.)

[130] - عيار: اندازه نمودن پيمانه را و يکديگر اندازه کردن هر دو را و ديدن کمي و بيشي آنها را. مقايسه کردن پيمانه وترازو و امتحان کردن آن با ديگري‚ تا درست بودن آن معلوم گردد. راست کردن پيمانه ها و ترازوها با يکديگر

[131] - شاعر در اینجا تعهد اجتماعی خود را در شاعری نشان می دهد و اعلام می کند که شعر برای او مانند شاعران مکتب پارناس  (هنر برای هنر) هدف نیست بلکه وسیله است.

[132] - داغ ایهام دارد به 1- گرم 2- سوگ / از «همچنان می رفت ...» تا «روکش تابوت تختی هاست »تکرار ،تضاد ،تلمیح ،متناقض نما و واج آرایی  دیده می شود.

[133] - رجز: || شعر کوتاه گفتن.  اشعاري که در معرکه در مقام مفاخرت و شرافت خود مي خوانند.شعر حماسي ،

[134] - جهان پهلوان.  پهلوان جهان. بزرگترين پهلوان دنيا: جهان پهلوان بزرگترين مرتبتي بوده است از بعد شاه و از فرود آن پهلوان و سپهبد بر آن سان که اکنون امير گويند.(مجمل التواريخ والقصص ص 024(. / ناوردهای هول ، پور ،چونان ،جهان پهلو ساخت قدیمی دارند و از گرایش اخوان به سبک خراسانی حکایت می کنند.

[135] - خداوند:  مالک. صاحب|| لقبي بوده که پادشاهان مشرق بتقليد سلوکيها براي خود انتخاب ميکرده اند. مشيرالدوله مي گويد: پادشاهان مشرق پس از اسکندر وسلوکيها القابي اختيار مي کردند و بعضي خودشان را بتقليد از سلوکيها

خداوند مي خواندند|| رب. نامي ازنامهاي الهي. خدا. خداي. پروردگار. الله تعالي

[136] - سجستان: سگستان.  سگزستان. (معرب از: سگ‚ سک‚ سکه  (قوم)+ ستان‚ پسوند مکان( نام قديم آن زرنگ بود پس از مهاجرت سکه ها (سکا‚ اسکوت‚ اسکيث‚ سيت)در زمان فرهاد دوم اشک و اردوان دوم بطرف جنوب گروهي از آنان در زرنگ مستقر شدند از اين زمان زرنگ به نام آنان سکستان خوانده شده

[137] -  غدر: وگويند غدر براي معني اخلال در چيزي و ترک آن وضع شده و معني نقض عهد از آن ماخوذ است.  ضد وفا يا ترک وفا. پيمان شکني. زنهارخواري. زينهارخواري. به سر نبردن پيمان و دوستي. || در نثر و نظم فارسي به معاني مکر وحيله و فريب و خيانت آمده

[138] - گزير: چاره ،علاج

[139] - اين شعر غزلي نمادين است كه عناصر مثبت در آن نماد انقلابيون و تفكر انقلابي و عناصر منفي نماد شرايط خفقان و استبداد پيش از انقلاب است.

[140] - - زهره: کنايه از دليري و شجاعت بود. دليري و شجاعت و قوت و قدرت. جرات. دل. شجاعت. جسارت. جگر.يارا. دليري   ؛زهره داشتن ; دل و جرات داشتن. شهامت داشتن. . ||  پوستي است کيسه مانند چسبيده به کبد و محتوي زردآب (صفرا). کيسه زرداب. و در اصطلاح پزشکي‚ مايعي لزج و کشدار و قليايي و تلخ ومهوع و زردرنگ که از سلولهاي کبد ترشح مي شود و به وسيله مجراي کبدي از جگر خارج مي گردد و بواسطه مجراي سيستيک بدرون کيسه صفرا رفته انبار مي شود و ضمنا در آنجا مقداري از آب خود را از دست مي دهد و غليظ مي گردد و در موقع هضم غذا به تناوب از کيسه صفرا خارج مي شود و از راه مجراي «کولدوک»  در محل« آمپولواتر» به اثني عشر مي ريزد

[141] - برزخ :  بازداشت ميان دو چيز. || حائل و بازداشت ميان دو چيز ، چيزي که ميان دو چيز ديگر حايل باشد. || حايل ميان دنيا و آخرت و آن از زمان مرگ تا زمان قيامت باشد وهرکسي که مي ميرد داخل برزخ مي گردد. ||  قطعه باريکي از خشکي که دو خشکي بزرگ را به هم متصل مي سازد و دو قسمت آب را از هم جدامي کند مانند برزخ پاناما

[142] - عقده : عقدة. گره ||   کنايه از هر چيز مشکل و دشوار||     در اصطلاح پزشکي ناراحتي هاي رواني و فکري وتالم و رنج هاي حاصل از اميال سرکوفته.

[143] - بغض:  گرفتگي گلو از غصه و عروض مصيبتي.|| غم شديدي که منجر به گريه متوالي مي شود ||   دشمني و خصومت و عداوت و کينه. نفرت. خلاف حب. کين. ؛ - بغض کسي ترکيدن ; از شدت تاثر بگريه افتادن. بغض کردن:  در تداول عوام تنگي در گلو پيداآمدن مقدمه گريستن را.



[ چهارشنبه پنجم فروردین 1388 ] [ 9:44 قبل از ظهر ] [ ] [ ]
جزوه آموزشی

درس بيست و سوم

ميرزا رضا کلهر[95]

·         بند اول :

ميرزا:  مخفف ميرزاده و ميرزاد و اميرزاده (يادداشت لغتنامه). مرزا و شاهزاده و اميرزاده. (ناظم الاطباء). پيشتراز القاب شهزادگان بود. و در اصل امير زا بود که الف آن از کثرت استعمال حذف شده و معني ترکيبي آن اميرزاده باشد بر اين تقديرمرزا به حذف ياء چنان كه  مشهور است درست نباشد مگر بعض استادان آورده اند. (از غياث):

ميرزا همه وقت جامه زر تاري نيست          پيوسته سپهر بر سر ياري نيست.      عبدالرزاق فياض.

|| پيشتر از القاب شهزادگان بود حالا بر سردارزادگان استعمال کنند.(غياث) || مردم شريف و پاک نژاد. || مردم شاد و مغرور. ||کاتب و نويسنده و منشي. (ناظم الاطباء). منشي. نويسنده. || چون دراول نام درآيد اطلاق به نويسندگان خاصه اهل حساب مي شده است. دفتردار. حسابدار. محاسب. (يادداشت مؤلف)

 تجديد:  نو کردن.  نو کردن چيزي را. تازه و جديد کردن.  از سر کردن.  از سر نو ساختن. عوض و تبديل نمودن. و با فعل شدن و کردن و گرديدن مستعمل است. / مشق کردن :  تکرار کردن عملي را براي نيکو آموختن :

من درس عشق خواندم و او درس دلبري   گل کرد مشق عشوه و بلبل ترانه را.   کمالي.

||  تخته يا کاغذي که بر آن خط نويسند. کاغذ يا لوحي که هنرجوي برايبه دست آوردن مهارت و کارداني در خوش نويسي مطابق شيوه خطاطي عبارتي را بطور مکرر بر آن نويسد ملاحظه و اظهارنظر استاد را.

·         بند دوم :

سنگلج:  نام محله اي بود در تهران. پارک فعلي شهرتهران بجاي آن محلت ساخته شده است. /جلودار:  نوکري که عنان اسب و غيره را گرفته مقدم آن مي رود. || کسي که چندين اسب و قاطر بارکش دارد و بکرايه مي دهد و چاروادارها زير دست دارد / سر وازدن : اعراض کردن. . سرباززدن:

عاقلاني که ز زنجير تو سر وازده اند        غافلانند که بر دولت خود پا زده اند.    صائب

زمينه ي خلق و خوي ميرزا در دستش بود: از عادات  و اخلاق ميرزا مطلع بود . کنایه است.

بخرج کسي نرفتن :در وي اثر نکردن. در او اثر نگذاشتن: هرچه گفتم بخرجش نرفت.  کنایه است.

·         بند سوم:

 راسته: از: راست و «ه» نسبت( به معني آن كه  همه کارها را به دست راست کند)‚ ضد چپه ||  دراز بي چين. قبا راسته ; آن که قباي دراز بي چين دارد

عبا:  پوششي است از پشم پيش شکافته که بر روي لباس پوشند.

پيچيدگي چشم ; کاژي ، انحراف ، لوچي / گوش هايش سنگين بود: گوش سنگين ; گوش کسي که آواز آهسته نشنود. گران گوش. سامعه ثقيل  / برک:  قسمي از گليم. || بافته اي باشد از پشم شتر که بيشتر درويشان از آن قبا وکلاه سازند. قسمي جامه پشمين دستباف که از آن سرداري و قبا مي کردند. اين پشمينه در ايران اکنون چنان تکميلي يافته که ملوک و امرااز آن قبا و جبه کنند.

|| جامه کوتاهي باشد تا کمرگاه که بيشتر مردم دارالمرز ( تبرستان )پوشند.

علاوه کردن:  افزودن. جمع کردن. / دوشکچه: ( اسم مصغر) دوشک خرد. توشک کوچک. نهالي که نشستن راست نه خوابيدن را.

·         بند چهارم :

عائد:  بازگردنده. || زيارت کننده بيمار. ج‚ عود‚ عود‚ عواد. || آنچه به کسي مسترد شود وبازگردد از وجوه نقد و جز آن.

سر هم رفته : روي هم رفته ، مجموعا ً/ ماهي پانزده منتهي هيجده : ماهي پانزده الي هيجده/ ديشلمه: (ترکي‚ مرکب) (از: ديش ترکي‚ به معني دندان + لمه که آن نيز ترکي و نوعي علامت مصدري است): چاي ديشلمه; چاي قندپهلو. دشلمه.  چاي که شکر يا قند در آن حل نکرده باشند بلکه حب قند در دهن گذارند و چاي تلخ را بشيريني آن نوشند./ تفنن:  نوع نوع شدن.  گونه گونه شدن. تنوع فنون چيزي. ||گونه گونه سخن گفتن و از هرگونه سخن گفتن. || درفارسي زبانان امروزين‚ تفرج و تماشا و وقت گذراني و بازي و لهو ولعب. کردن کاري از روي هوا و هوس. / کشيکچي : (ترکي‚ ص مرکب‚ ا مرکب) حارس. پاسبان. قراول.:

 بدان كه  اهالي فارس را در قديم الايام عادت اين بوده که هرآنچه از مردم در کوچه به سرقت برده شود از کشيک چيان گرفته شود و بدين واسطه ايشان بيدار و هوشيار بوده مردم را محافظت مي نمود. / کشيکچي باشي ; رئيس قراولان.|| پليس.

·         بند پنجم:

استنکاف: ننگ داشتن. عار داشتن. عيب داشتن. || امتناع کردن. اباء. نه گفتن :/

و گاه گاه از انواع تحکم آن حضرت متبرم شدي و عظم همت و فرط اباء برو غالب آمدي و از آن مواخذات و مطالبات استنکاف نمودي. )ترجمه تاريخ يميني ص 47(. / استنکاف کردن ; امتناع کردن. ابا کردن . سر وا زدن

 

·         بند ششم :

نستعليق:  نام خطي است که از خط نسخ(يکي از شش قسم خط است که علي بن مقلة وزير الراضي بالله عباسي  دراواخر قرن سوم ه . ق.  مخترع خوش نويسي آن بود) و خط تعليق هردو گرفته شده.  نام خطي معروف‚ در اصل نسخ تعليق(نوعي از خط که از رقاع و توقيع برآمده) بوده چرا که اين خط را از خط نسخ و خط تعليق استخراج کرده اند‚ چون اسم خطي مقرر گشت و در اسم تخفيف ضرور است به جهت تخفيف خاي معجمه را حذف نموده اند

·         بند هفتم :

گراور. [گِ و’ ]فرانسوي‚  تصوير چيز کنده شده و حکاکي شده.شکل کنده شده. صورت کليشه شده. نقش. رسم. / مشاق: آن که خط آموزد. معلم خط. خوش نويس  که مشق خط دهد. خط آموز. آن که خط خوش دارد وخط آموزد. معلم که نيکويي خط آموزد کودکان را. آن که نوشتن خط نيکو داند و آموزد. استاد خط

بند هشتم

مستغرق : [م ت ر َ]  نعت مفعولي از استغراق. غوطه ور شده وفرورفته در آب و غرق شده. فرا گرفته. || فرو رفته. متحير. حيران. غريق:

مستغرق يادت آنچنانم          کم هستي خويش شد فراموش.   سعدي.

- مستغرق شدن ; از خود بيخود شدن. حيران و شيفته شدن. فرو رفتن:

يکي از صاحبدلان سر به جيب مراقبه فرو برده بود و در بحر مکاشفه مستغرق شده(گلستان).

 

|| مستهلک. مستغرق شدن ; مستهلک شدن. || هزينه شده. به کار رفته. صرف شده.- مستغرق شدن ; صرف شدن. هزينه شدن  || مستهلک. مصروف. سرگرم.- مستغرق داشتن ; مصروف کردن. سرگرم و مشغول داشتن

·         بند نهم

يک کاسه:  مجموع. يکي. يک قلم. / يک کاسه کردن ; يکي کردن. يک جا جمع کردن. کنايه از با هم پيوستن و به هم آميختن.

نفسه زدن: نفس عميق كشيدن / تصرف: دست در کاري کردن. دست در کاري زدن. مالک شدن و دخالت کردن. در اينجا دست كاري كردن نوآوري كردن تغيير دادن است / سبابة:  انگشت شهادت.. انگشت دشنام. انگشتي که پهلوي ابهام ست چه هنگام سب بدان اشارت کنند.  انگشتي که قريب نرانگشت است چون درعربي سب به معني دشنام باشد در ايام جاهليت در عرب رسم بود که چون  کسي را دشنام دادندي بجانب وي به اين انگشت اشاره مي کردند بهمين جهت اين را سبابه گويند / مورب: نعت مفعولي منحوت از «اريب» و «وريب»فارسي. وريب. اريب. اين لفظ عربي نيست و گويا فارسي زبانان از لفظ اريب و وريب فارسي‚ اين صيغه مفعولي را ساخته اند. کج و معوج و داراي اريب.  خط و راه کج. اينمعني از اريب فارسي گرفته شده است. /  مقطع: جاي برش محل قطع و برش / قط: || بريدن. ||بريدن سر قلم از عرض در تراشيدن آن. / فاق: شکاف قلم و شکاف ريش بلند. هر يک ازدو قسمت جداشده از يکديگر قلم و ريش و امثال آن. در تداول عام‚خط يا شکاف موي سر را نيز گويند‚ و در اين معني محرف فرق است. / پينه: جزئي از پوست که برتن سخت شده باشد از کار کردن. پوست دست وزانو و کف پا و پاشنه پا که بواسطه کار کردن ستبر و سخت شود ياشکافته شود( آنندراج). صلابتي که بر زانوي شتر از بسياري سودن برزمين و بر پيشاني عباد از کثرت سجود و امثال آن پديد آيد. قسمتي ازبشره که بعلت بسيار سائيده شدن ستبر شود و بعضي زاهدان ريائي باقاشق چوبي داغ کرده که مدتي گاه و بيگاه بر پيشاني نهند پينه عملي ومصنوع در آن پيدا آرند و بمريدان چنان نمايند که از اثر کثرت سجده است.

 

 

درس بيست و پنجم

قصه ي عينکم

 

·         بند اول :

هنوز در خانه ي اول  حافظه ام باقي است: هنوز  خوب به ياد دارم

·         بند دوم :

تعليمي: عصاي سبكي كه به دست گيرند.  / فرنگي مآبي:  منسوب به فرنگي مآب : آن كه  در رفتار و کردار خود شيوه  فرنگيان پيش گيرد. کسي که به طرز فرنگي زندگي کند.  / متمدن: شهرنشين. تربيت شده در شهر. مقابل وحشي ||  مجازا ً باتربيت. مودب

به خودش ور مي رفت[96]: به وضع ظاهر خود مي رسيد. خود را مي آراست.   /پاچه[97] تنگ: شلواري كه لبه ي زيرين آن تنگ باشد.

در تجدد افراط داشت:  در نوگرايي زياده روي مي كرد.  /مسيو: (فرانسوي) به معني آقا و محترم و شريف.  در تداول عامه‚ خطاب به اقليت مسيحي ارامنه و يا آشوريها گفته مي شود و نيز در خطاب به فرنگيان و فرنگي مآبان مستعمل است. /متجددانه: منسوب به متجدد ( آن كه  تابع رسوم و آداب جديد باشد. مقابل مرتجع.)  /

·         بند سوم :

 متلك: (ا سم مصغر) متل خرد. متل کوچک.  || حرف مفت. دري وري.  حرف برخورنده. شوخي ومزاح.  / - متلک گفتن ; قصه هاي کوتاه گفتن کودکان را - || کلفت بار کسي کردن; عيبهاي کسي را به رخش کشيدن و به زبان شوخي يا جدي او را آزردن. / دوبرادري مثل علم يزيد مي مانيد: دو برادر مثل علم يزيد در تعزيه بلنديد

دراز دراز مي خواهيد برويد آسمان شوربا[98] بياوريد: كنايه ي طنزآميز از بلندي قد / كوتوله: قصير و کوتاه .کوتاه قد. در تداول عوام‚ کسي که بيشتر از حد طبيعي ر کوتاه است . پست قد.  / دست به يقه:  در تداول‚ گلاويز شدن. درآويختن. دست به گريبان شدن با... در منازعت. گرفتن هريک از دو طرف نزاع گريبان ديگري را.  کارشان به زدوخورد کشيدن.هشت و مشت شدن. دست به گريبان شدن. دست و گريبان شدن / جوهر: گوهر || استعداد. لياقت.توانائي. قدرت  / شرارت: بدي و بدخواهي. بدفطرتي. بدطينتي.فتنه انگيزي. بدعملي. بدکرداري / خپل: در تداول عامه‚ کوتاه قد. کوتوله. اين کلمه همين خپله مصطلح امروزيان است کوتاه بالاي درشت استخوان فربه و ستبر. کوتاه قد گوشتناک. / لوطي بازي: کار لوطي. عمل لوطي. عملي سبکسرانه . -  لوطي بازي درآوردن ; کار لوطيان کردن. چون لوطيان رفتارکردن / لوطي: مکن است با تاء منقوطه بوده است که معني اولي آن شکم خواره و مانند آن است و سپس معاني ديگر گرفته||سخي. بخشنده. جواد. جوانمرد . مقابل پينتي.مردي راست گو و درست و بذال و آزاده و جوانمرد. صاحب مروت:نالوطي; ناجوانمرد. / فحش چارواداري[99]: دشنام خيلي زشت.

·         بند چهارم :

 حمل[100] بر تكبر كردن: تكبر دانستن ، غرور فرض كردن ،به تكبر نسبت كردن /

·         بند پنجم :

 بي دشت[101] نبودم: در خانه از كتك بي بهره نبودم / شماتت:  سرزنش.. ملامت. سرکوفت. ||شاد شدن به خرابي کسي. شادي در مکروه و خرابي و غم کسي.  از رنج دشمن شاد گشتن.||دشمنکامي. / افسار گسيخته: مهارگسسته. بي تربيت. بي نظم. لاابالي. سرخود. خودکامه/ شلخته :  بي فکر. بي انديشه. لاابالي. زني که کارهاي وي از روي نظم و ترتيب نباشد. زن ناکدبانو. . زني که کارهايش بي نظم و ترتيب باشد. زن کاهل و لاابالي. بندرت ممکن است اين صفت را در مورد مردان نامنظم و بريز و بپاش و شلوغکن نيز بر زبان آرند/ هردمبيل: هردنبير.(ترکي‚ ص مرکب) مرکب از دو کلمه هردن به معني گاه گاه و بير به معني يک‚ يعني بدون نظم. نه بترتيب نيکو. نه بنظم شايسته. بي رويه. بي معني. نابجاي. چرند.  عوام هردمبيل و هردنبيل گويند.

هپل هپو: در تداول عامه‚ بي ترتيب و بي قانون/

·         بند ششم :

 بور مي شدم:  بور شدن ; خجالت کشيدن. دروغ درآمدن حرف و نظر کسي/ واژه اصل فارسي است به معني سرخ. و گويا کنايه از سرخ شدن و در نتيجه خجالت کشيدن و دروغ درآمدن حرف يا عقيده است.

به رگ غيرتم بر مي خورد:  به رگ غيرت کسي برخوردن ; سخني يا عملي بر او ناگوار آمدن.برخوردن بکسي ; گران آمدن او را. آزرده شدن او. ناملايم طبع و مقام او شدن. توهين بخود شمردن.  /

·         بند هفتم :

 شعبده باز: کسي که شعبده بازي مي کند و چشم بندي مي نمايد.  بازيگر که بازيها و کارهايي تعجب افزا ظاهر کند.  مشعبد. شعبده ساز  / مجاني: بلاعوض و مفت و رايگان و بي مزد و اجرت.

در پوستم نمي گنجيدم: نهايت مسرور و شادان بودن. در پيراهن نگنجيدن / چشمم را به سن دوختم: به صحنه خيره شدم .چشم از صحنه بر نمي داشتم / باريك بين شدم: باهوش و زيرک.  هوشيار. تيزنظر. دقيق. فطن..ظريف بين. پر از فراست‚ ظرافت.  کسي که در حرکات بستگان ودوستان دقيق مي شود و جزئيات را ديده دلتنگ مي گردد / يارو وارد سن شد: وارد صحنه شد / شامورتي: لفظ ارمني و دشنام است. || ظرفي با سوراخي چند در اطراف‚ محتوي آب که حقه بازان دارند و هرگاه خواهند از اوآب ريزد و چون منع کنند باز ايستد.  / مسحور[102] بازي او بودند: مجذوب و شيفته ي بازي او بودند / اشباح: ج شبح. کالبدها. شخصهايعني بدنها و جسمها|| سايه ها. || سياهي ها که از دور ديده مي شود. || سياهي و هياتي که از دور بنظر آيد /

·         بند هشتم :

 مهملي: ياوگي ،بيهوده كاري / ولنگاري:  )از: ول + انگار) در تداول‚ لاابالي. بي قيد. بي تربيت. هرزه. ويلان. الت و عمل ولنگار. لاابالي گري.سهل انگاري. بي قيدي

·         بند نهم :

استر: قاطر .در سانسکريت “اسوتره» که جزء اول آن «اسو»به معني اسپ است. چارپائي بارکش و سواري که پدر او خر و مادرش اسب است. حيواني که از خر نر و ماديان زايد. از دواب مشهور است‚ گويند اين تصرف رافرعون کرده است.  چارپائي است معروف ميان خر و اسب. حيواني که از جفتي خر نر و اسب ماده پيدامي شود و بهندي خچر گويند.  / لنگر مي انداختند:  توسعا متوقف شدن در هر جا. دير در خانه کسان ماندن چنآن كه  چند روزي. توقف نسبتا طويل کردن.خانه نزول شدن  در خانه ديگران دير ماندن.پوست تخت انداختن / سمساري: عمل و شغل سمسار.  ||  دکان سمساري /سمسار: دلال و در عرف‚ آن كه  اجناس مختلفه مردم فروشد.

دريادل بود: دارنده دلي همانند دريا در بخشندگي. کنايه از سخي و کريم جوانمرد   ||  دلير. شجاع. پردل  /

·         بند دهم :

حراف: در تداول فارسي زبانان‚ تيززبان.طليق اللسان. فصيح. گويا از کلمه حرف عربي که در تداول فارسي به معني سخن است اي ن وصف ساخته شده. اينجا به معني پرگو و پرحرف است. / فضول: فضول در فارسي به معني فضولي در عربي به کار رود; آن كه  بي جهت در کار ديگران مداخله کند. فضول بر وزن «حلول»را معمولا به معني ياوه گو و «فضولي» را به معني ياوه گويي استعمال کنند; ولي در زبان عربي درست برخلاف اين است‚ يعني فضول به معني ياوه  گويي و فضولي به معني ياوه گو است.  در تداول فارسي زبانان‚ به معني کسي است که در اموري دخالت کند که حد يا حق او نيست.

كيف[103] ما به راه بود: اسباب لذت ما فراهم بود / رودرباسي نداشت:  در تداول عامه‚ مأخوذيت به حيا. حالت شرم از گفتن گفتاري يا کردن کرداري بملاحظه حرمت شخص حاضر که اين گفته يا کرده خلاف حفظ احترام اوست / زادالمعاد: توشه ي آخرت، نام كتابي ديني است / كتاب جودي:كتابي است درباره ي شهيدان كربلا از شخصي به نام جودي / بقچه: باقچه. بقچه به معني صره يا بسته اي است‚بخصوص بسته اي درهم ها را در آن پيچند. بسته خرد / پيرزن كذا[104]: پيرزن موصوف، پيرزن گفته شده / نخ قند: قسمي نخ محکم که از الياف کنف سازند و چون سابقا آن را دور کله هاي قند مي پيچيدند به نخ قند يا نخ قندي شهرت يافته است. /

·         بند یازدهم :

قلا كردم: شيطنت كردن ناقلايي كردن(ناقلا : در تداول عامه‚ گربز. محتال. زرنگ. حقه. جربز. متقلب. ناراست. حقه باز.) / ريخت[105] مضحك: شكل خنده آور / سر به سر گذاشتن: کسي را آزار دادن با گفتار. / دهن كجي كردن:  لوچه پيچک. عملي که کودکان کنند استهزاء کسي را با کج کردن دهان و بعض پاره هاي روي. ادا. شکلک.عمل والوچانيدن کسي را. دهان و خطهاي روي را بر کسي کج کردن به نشانه اينکه تو بدين صورت و شکلي.- دهن کجي کردن به کسي ; خود را به طور استهزا شبيه او نمودن.شبيه او ساختن. شکلک او را در آوردن.- || عکس العمل مخالف نشان دادن کسي را; به رغم ميل و خواست کساني يا کسي رفتار کردن. /

·         بند دوازدهم :

·         بند سیزدهم :

چلاندن: در تداول عامه‚ به معني فشردن وفشاردن. و فشار دادن چيزي. يا چنآن كه  جامه شسته را براي کم شدن آب آن‚ يا هندوانه را براي تميز دادن کالي يا رسيدگي آن يا غوره انگور را براي گرفتن و جدا کردن آب آن‚ و غيره فشردن / بشكن زدن: انگشت زدن. برآوردن آواز بقصد شادي از گذرانيدن سرانگشت انسي ابهام بر سر انسي ميانين بسختي وشدت. و رجوع به بشکن و انگشتک زدن شود. /

·         بند چهاردهم :

ني قليان:  ني از چوب تراشيده که به ميانه پيوندند. آن جزء از قليان که يک سر آن را به ميانه و يا به خود قليان نصب کرده و سر ديگر آن را در دهان گذاشته و مي کشند. / ملنگ: بيهوش و مست الهي را گويند. مست سرخوش بانشاط. /

·         بند پانزدهم :

 اُرُسي:   روسي. اهل روسيه. از روسيه: قند ارسي. || کفش. پاپوش. چموش. قسمي کفش پاشنه دار. نوعي از کفش که ازچرم دوزند. || قسمي در که عمودي باز شود. قسمي در که گشودن وبستن آن به بربردن و فرودآوردن است برخلاف درهاي عادي که بيکسوي بدو سوي يمين و شمال باز و فراز شود. در که وقت گشادن به سوي بالا کشند و گاه بستن فرودآرند. دري از اطاق که درگاه آن روبصحن باشد و داراي چارچوبي بود که اين در در جوف آن حرکت کرده بالا و پائين رود. مجازا ً به اتاق داراي دري چنين نيز ارسي اطلاق مي شود. / اعياني: منسوب به عين. در تداول حقوقي بنا و ساختمان  را گويند. مقابل عرصه. - اعياني خانه ; بناهاي خانه|| منسوب و متعلق به اعيان. /

·         بند هفدهم :

 حاصل سن[106] زده: محصول آفت زده

رجحان: ترجيح ، برتري / سوء ظن: بدگماني / كاسه اي زير نيم كاسه باشد: فريب کسي ظاهر ساخته و عجائبات مشاهده نمودن.

·         بند هجدهم :

موقع رامغتنم شمردم: قدر وقت را دانستم.

·         بند بیستم :

يغور:  )ترکي‚ ص) يغر. از مصدر يغورماق(خمير کردن) ترکي. در تداول عامه‚ ستبر و عظيم الجثه / قوز بالا قوز: به معني مشکل بالاي مشکل. رنج و تعبي بر رنج و تعبي /

·         بند بیست و یکم :

بر و بر: خيره خيره /

·         بند بیست و دوم :

دست انداختن: کنايه از تمسخر نمودن. / قوال: مغني.  خواننده. آوازه خوان. مطرب. سرودگوي. سرودخوان اينجا به معني بازيگر يا دلقك / صورتك: )اسم مصغر) مصغر صورت. صورتهاي خرد. تصويرهاي کوچک. مجسمه هاي خرد اينجا به معني نقاب  /

·         بند بیست و سوم :

 تعرض: اعتراض و مخالفت. ملامت. نکوهش  /

·         بند بیست و چهارم :

 مهيب: مهوب. مرد که از وي ترسند.  ماده هيب. سهمگين. سهمناک. ترسناک. آن كه  هرکس از او بترسد و او راشکوه دارد. / هر وهر: نام آواي خنده ممتد ، پيوسته خنديدن. خنده ممتد و بيهوده کردن يا خنديدن بطوري که ديگران را ناراحت کند / قهقهه: خنده به آواز بلند. /

·         بند بیست و پنجم:

عينك كذا: عينك موصوف، عينك مذكور /

·         بند بیست و ششم :

اردنگي: ضربه با نوک پاي از پشت به نشستنگاه کسي. تيپا. /

·         بند بیست و هفتم :

كميسيون: فرانسوي ، مجمعي که جهت تحقيق و مطالعه در باره طرحي يا مسئله اي تشکيل گردد. / چانه زدن: سخن بيجا و زياد گفتن در خريد و فروش. (ناظم الاطباء). اصرارمشتري در کم کردن بهاي جنس. تقاضاي خريدار کم کردن بهاي متاعي را از فروشنده به اصرار. پرگوئي فروشنده با خريدار درباره قيمت جنس. تخفيف خواستن مشتري از بايع و زياده خواهي بايع از مشتري.چانه زدن در معامله. پرگوئي در امر خريد و فروش. || زنخ زدن. پرگفتن. سخن گفتن نه بقصد نتيجه اي. وراجي کردن. ور زدن. شروورگفتن.

 

 

آخرين درس

عتاب: خشم گرفتن. || خشم گرفتن همديگر را. || نازکردن. || خشمگيني پيدانمودن. || ياد کردن خشم را. (منتهي الارب) || ملامت کردن.

درس و بحث مدرسه را بگذارم و راه صحرا پيش گيرم:

بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گير      چه جاي مدرسه و بحث كشف و كشاف است

وسوسه: بد انديشيدن. در دل افکندن شيطان و نفس چيزي بينفع و بيخير. وسواس، آنچه شيطان به دل مردم افکند از انديشه هاي بد. اغوا و ترغيب نفس و شيطان

چشم مي داشتم: توقع و اميد داشتن ،اميدوار بودن و انتظار کشيدن. / رعب انگيز: ترس آور،ترسناك /  دل به دريا زدم: خطر کردن.  هر چه باداباد گفتن. / ابهت: ] اب ب ه [بزرگي.  بزرگواري. شکوه.  عظمت / ستبر: گنده و لک و پک و غليظ. ستبر با طاي حطي‚ معرب آن است. )برهان(. گنده و غليظ / اعلان كردن: هر مطلب مهمي که جهت اشتهار و اطلاع عموم مردم بر پارچه هاي کاغذ نوشته و در گذرگاه هاي عامه بچسبانند و يا در روزنامه ها بنويسند / ملال انگيز: به ستوه آورنده. آنچه ملال و دلتنگي آورد. آنچه موجب ضجرت و آزردگي خاطر گردد / متنبه:  ] م ت نب به [ خبردار و آگاه. بيدار و هوشيار و آگاه و خبردار.  آگاه شده. .

- متنبه ساختن ; آگاه کردن. خبردار کردن : هرگاه حضرت شاه از اين حکايت تحاشي مي نمايد او را متنبه سازد

- متنبه شدن ; با خبر شدن. آگاه شدن

اهتمام ورزيدن: اهتمام کردن. کوشيدن. سعي نمودن / رخصت دادن: اذن دادن. (ناظم الاطباء) دستوري دادن. امکان عمل دادن. اجازه دادن. مقتضي کردن / مقهور: مغلوب و مغلوب شده و چيره شده بر وي و منهزم و شکست خورده. قهرشده. شکسته. بشکسته. آن که بر اوچيره شده باشند / تحرير : نوشتن.  نوشتن و کتابت کردن‚ با لفظ کردن و نمودن استعمال مي شود.

كتابت: کتابة. نبشتن. خطاطي  /اهتزاز: به اهتزاز آوردن ; به حرکت و جنبش و نشاط آوردن.  / - در اهتزاز آوردن ; بجنبش در آوردن. در حرکت در آوردن. به لرزه انداختن / ترنم: ] ت رن ن [سراييدن. وبرگردانيدن آواز.  سرود. غنا‚ خواندن نيکو و خوش گردانيدن صدا. / غرس كردن: نشاندن درخت را. نشاندن. بنشاندن. کشتن و کاشتن درخت. / مُعَمّر: طويل العمر و مسن. آن كه  عمر زياد کرده باشد. داراي عمر بسيار. سخت سالخورده.بسيارسال. دراززندگاني. آن كه  سن بسيار دارد. ج‚ معمرين / مهابت: مهابة. ترس و پرهيز.بيم و ترس.  || بزرگي و شکوه و شأن  و توقير و شوکت و وقار و هيبت و عظمت. بزرگي. فارسيان به معني شکوه و شأن  آرند.

جلي: هويدا و آشکار.ضد خفي. || بلند و درشت و ستبر

 

 

درس 27 جهاد

 

·        بند اول : گزيده ي دوستان = دوستان برگزيده ؛ تشبيه جهاد به زره استوار و سپر محكم / واگذاشتن : ترک کردن. بازگذاشتن.  رها کردن. يله کردن / نا خوشايند: منفي خوشايند ؛ خوشايند: مقبول. دلپذير. موافق. پسند. محبوب. پسنديده. مطبوع. .موردپذيرش. موردپسند||.تملق. ||  بانوازش. دلنواز. || بامزه. لذيذ / جامه خواري ‏‎، فوج بلا و پرده هاي گمراهي اضافه ي تشبيهي اند- فوج:  گروه. ج‚ فووج‚ افواج. جماعت مردم يا جماعتي که بشتاب گذرد- در اين بند در اواخر جمله ها سجع به كار رفته است: محكوم و محروم و ...

 

·        بند دوم : تيره روان: نامتعادل. سست عقل. بيمايه. کودن||  تيره راي. بدانديش. تيره باطن / نكوشيدن : از كوشيدن به معني جنگيدن / خوارمايگي: حالت خوارمايه داشتن. بي ارزشي. بي قدري. بي اعتباري - تاخت آوردن:  حمله کردن. هجوم کردن / غامدي : منسوب يه غامد قبيله اي از اعراب / خلخال: حلقه اي را گويند از طلا و نقره و امثال آن که در پاي کنند.   / پشتواره: آنچه از بار که يک تن بر پشت دارد. باري کوچک بر پشت کسي. کوله بار. بار / خسته: مجروح. زخم خورده ||   درمانده. کوفته. در تداول امروز: مانده/كرامت : کار خارق عادت. اعجاز. معجزه||. کرامة. بزرگي ورزيدن. ||  سخاوت و جوانمردي ونواخت و احسان و بزرگواري و بخشندگي و داد و دهش و بزرگوارداشتن کسي || سرافرازي. ارجمندي. بزرگواري. رفعت /

 

·        بند سوم:  آماج: خاک توده کرده که نشان تير بر آن نصب کنند. ||  توسعا ‚ نشان. نشانه. غرض. هدف.  || پرتاب. تير پرتاب.تيررس. بيست و چهار يک فرسنگ. قريب پانصد قدم / دست گشادن :   كنايه از آماده ي اقدام بودن   - خشنودي:  رضايت ، شادماني -  بلاد : ج بلد ، شهر ، زمين ، ناحيه   - آخته : كشيده ، بيرون كشيده،  برآورده   -

 

·        بند چهارم: نه مردان :  نامردان ، معادل اشباه الرجال در نهج البلاغه   ناز پرورد: مرخم نازپرورده    / بميراناد: فعل دعايي بميرد شبيه به دهاد و باديد در همين درس   / دون :پست ، فرومايه ، سفله     / فروگذاري : كوتاهي كردن ، مضايقه كردن ، ترك كردن ؛ فروگذاري جانب: كوتاهي در دوستي و ياري، حمايت نكردن    / معركه : ميدان جنگ ، رزمگاه ، ج معارك      / سررشته : سرنخ،روش كار ، طريقه ي عمل؛سررشته را از دست دادن: قدرت ضبط امور را از دست دادن، سراسيمه و گيج شدن  

 

درس 27 هجرت

 

·        هجرت :

·        شمال و غرب و جنوب : مجاز از همه ی جهان به جز شرق / تاج ها : مجاز از پادشاهی ها / امپراتوري: مجموعه ممالكي تحت تسلط امپراتور است ، شاهنشاهي كردن - دوزخ : اینجا استعاره از غرب / نسيم روحانيت ، بزم عشق ، اضافه ي تشبيهي اند/  آب خضر[107]: آب زندگاني ،آب حيات ، / نشيب و فراز:ترکيب عطفي‚ پست و بالا. دشت وکوه. سهل  جبل||  سختي و سستي. خوب و بد. پست و بلند / دلکش:  کشنده دل. رباينده و کشنده دل به سبب زيبائي و دل فريبي و خوشي و کشي و جز آن. صفت زيبا و نيکو و کش و فريبا. مرغوب و مطبوع. جذاب. مطلوب. محبوب. پسنديده.مرغوب.  دل ربا. خوشآيند. گيرا. دلاويز. مفرح. دل پذير/ در آمیزم :همنشینی کنم دوست و همدم شوم /کاروان مشک و ابریشم : نماد مشرق زمین / تا اختران آسمان را بیدار کند... :مناسبت دارد با این بیت حافظ:

ز رقیب دیوسیرت به خدای خود پناهم                                مگر آن شهاب ثاقب مددی دهد خدا را

 

·        اعتراف :

·          پرده دري:افشاي راز ، رسوا كردن / ضمير: باطن ، اندرون /هرچه عاشق در رازپوشی بکاهد باز نگاه دو دیده اش از سر ضمیر خبر می دهد: رنگ رخساره خبر می دهد از سر ضمیر / بفرسايد: از فرسودن به معني  کاسته شدن. کم شدن. مقابل افزودن||  پير شدن. از ميان رفتن. نابود شدن||  فرسوده شدن. ساييده شدن. از ميان رفتن. پوسيدن||  سودن. ساييدن. به تدريج از ميان بردن. نابود کردن /دربند:  آن که در بند است. محبوس. مقيد. اسير ؛  دربند کسي يا چيزي بودن ; در قيد و گرفتار و دلبسته و در فکر اوبودن/ لاجرم : به معني لابد. لامحاله.لاشک. ناچار. ناگزير. بدون شبهه. ناچار وضرور. ضرورة. بالضرورة. از اينرو. بنابراين. لاعلاج.

 

·        تقليد:

 

·         ريزه کاري: باريک بيني. دقت.|| زيرکي.وقوف داري.  || خوشکاري. ظرافت. لطافت. ترسيم دقيق اشکال و نقشهاي ظريف با ارائه کوچکترين اجزاي شي دريک اثر هنري )نقاشي‚ مجسمه سازي‚ خطاطي‚ رقص و غيره)/ هیچ کلامی را دوبار در قافیه نیاورم... : اشاره به جناس تام / شورانگيز:  ايجادکننده شوق و وجد و حال و جنون||  غوغابرپادارنده. ولوله اندازنده  فتنه انگيز.فتان. محرک. / تب و تاب:ترکيب عطفي‚ از اتباع؛  تف و تاب. تاب و تب. رنج وسوز. سوز و گداز/  تلاطم: برهم خوردگي. آشوب. شوريدگي. شورش ]در دريا؛ تلاطم امواج ; برهم خوردن موج ها. بر يکديگر زدن موجهاي دريا./ مريد:  نعت فاعلي از مصدر ارادة.  || اراده کننده. خواهنده. صاحب اراده. || نزد اهل تصوف به دو معني آيد. يکي به معني محب يعني سالک مجذوب(معني مقصود متن)‚ دوم به معني مقتدي/ همچنان که جرقه ای برای سوختن شهر امپراتوران کافی است...: اشاره به سوختن شهر رم به دست امپراتور دیوانه رم نرون / آتشی بر دلم نشسته که سراپای مرا.... : تقلیدی زیبا از این بیت حافظ:

              برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر                                  وه که با خرمن مجنون دل افکار چه کرد

 

درس 28 :مي تراود مهتاب

 

پرتو ضعيف مهتاب انگار مي چكد [108] / شبتاب[109] با آن نور اندك مي درخشد  / لحظه اي نيست كه خواب در چشم مردم بشكند[110] اما / غم غفلت زدگي اين جامعه ي خفته / خواب را در چشمانم مي شكند.

سحر همراه من نگران و مضطرب ايستاده / صبح از من مي خواهد/ تا ازنفس مسيحايي اولا اقل خبري براي اين گروه خفتگان كه جان به تاريكي باخته اند بياورم[111]/ اما خارغم خواب آلودگي جامعه در اين سير ذهني براي رسيدن به آرزوها  در جانم فرو مي رود[112]/ ساقه ي نازك و ظريف گل آرزو [113] / كه آن را با جان پرورش داده ام/افسوس كه در كنارم مي شكند

به جستجو دست مي سايم[114] / تا دري از درهاي بسته را باز كنم / بيهوده منتظرم / كه كسي از در بيرون بيايد / در و ديوار خرابشان بر سرم مي ريزد و رنج مرا سبب مي شود.[115]

پرتو ضغيف مهتاب انگار مي چكد / شبتاب با آن نور اندك مي درخشد/ بر آستان دهكده مردي تنها كه با پاي آبله زده از سفري دور و دراز آمده است در حالي كه كوله بار بر دوش  و دست بر در بسته دارد با خود مي گويد غم غفلت اين مردم خواب را در چشمم مي شكند[116]

درس 29 خوان هشتم[117]

 

خوان هشتم : خوان مرگ ، سفر مرگ ؛شبيه تعبيراتي چون ساعت صفر ،ساعت بيست و پنج ، فصل پنجم و ...

سورت سرماي دي بيدادها مي كرد: شدت سرماي زمستان بيداد مي كرد. [118]

بادبرف : برفي كه با باد همراه باشد ،از تركيبات زيباي ساخت شاعر است.

گرچه بيرون[119] تيره بود و سرد همچون ترس: تشيبه محسوس (بيرون ) به معقول(ترس)

قهوه خانه[120] گرم و روشن بود همچون شرم : " " """"""""""""""""""""""""""""""

همگنان را خون گرمي بود = همه خونگرم و صميمي بودند[121]

مرد نقال آتشين پيغام :قصه گوسخني گيرا و تأثير گذار داشت[122]

راستي كانون گرمي بود: به راستي جمع صميمانه اي بود [123]

آن صدايش گرم نايش گرم : آميختن دو  حس شنوايي(صدا) و لامسه(گرم)[124]

  و دمش چونان حديث آشنايش گرم :نفسش( لحنش) مانند قصه اش گيرا بود[125]

چوب دستی منتشا مانند در دستش : چوب دستی ساده و بی پیرایه داشت . [126]

گرد بر گردش به كردار صدف بر گرد مرواريد: مردم دور او جمع شده بود ند(مشبه)همان طوري كه صدف مرواريد را فرا مي گيرد(مشبه به )، تشبيه مركب، مروارید و صدف مراعات نظیر دارند ، مروارید استعاره از سخنان ارزشمند مرد نقال نیز هست.

پاي تا سر گوش :با دقت تمام گوش مي كردند . [127]  پاي تا سر مجاز از تمام وجود

هفت خوان را زاد سرو[128]  مرو / يا به قولي ماخ سالار [129] آن گرامي مرد / آن هريوه خوب و پاك آيين روايت كرد:داستان هفت خوان را آزادسرومروي يا به قولي ماخ سالار آن مرد ارجمند آن هراتي خوب و پاك دين روايت كرد، هريوه:اهل هرات .

ماث: م + ا+ ث = مهدي (م)اخوان (ا) ثالث (ث)

 اين عيار مهر و كين مرد و نامرد است: اين قصه سنجشگر عشق مردان و كينه نامردان است [130]، مهر مرد و كين نامرد : لف و نشر مرتب

بي عيار و شعر محض خوب و خالي نيست : اين شعر تقلبي و صرفا زيبا اما بي معنا نيست .محض:  هر چيز خالص.  خالص. بي آميغ. بي غش. بي آلايش. مجرد. صاف. ويژه.صريح. صافي.

هیچ همچون پوچ عالی نیست[131] : اصلا ً عالی نیست چنان که بعضی شعرهای پوچ چنین اند.

اين گليم تيره بختي هاست/ خيس خون داغ[132] سهراب و سياوش ها/ روكش تابوت تختي هاست: قصه ي خوان هشتم گليم بدبختي ايرانيان است كه از خون گرم امثال سهراب و سياوش خيس شده است و هنوز تازه است ؛شعر خوان هشتم روكش تابوت پهلوانان شهيدي مانند تختي است؛تشبيه قصه ي خوان هشتم به گليم تيره بختي و روكش تابوت تختي

اندكي استاد و خامش ماند : استاد مخفف ايستاد ؛ خامش مخفف خاموش

با صدايي مرتعش ، لحني رجز مانند:با صدايي لرزان و لحني حماسي [133]؛

عماد: چوبي که خانه بر آن استوار شود.  ستون، رکن. آنچه بدان تکيه شود.عمود. ج‚ عمد ،عماد تكيه : تكيه گاه

هول:  ترس از کاري که راه آن دريافته نشود. ترس.  خوف. بيم.هراس. رعب. وحشت. هيبت||  . (ص) هايل. بيم آور. ترس آور؛ ناوردهاي هول: نبردهاي هايل جنگ هاي ترسناك

جهان پهلو: جهان پهلوان[134] .

آن خداوند و سوار رخش بي مانند / آن كه هرگز چون كليد گنج مرواريد گم نمي شد از لبش لبخند:آن صاحب و سوار و رخش بي همتا آن كه لبخند از لبش همچون كليد گنج مرواريد (تشبيه)دور نمي شد [135]

كين: به معني کينه است که عداوت و دشمني باشد. بغض وعداوت|| انتقام. انتقام جويي. قصاص. خون خواهي

سوگند:  در اوستا « ونت سوکنتا»(گوگردمند) ‚داراي گوگرد اقرار و اعترافي که شخص از روي شرف و ناموس خود مي کند و خدا يا بزرگي را شاهد گيرد. قسم به خدا‚ رسول‚ امامان و بزرگان

ايرانشهر: پهلوي: « ارانشتر» کشور ايران. در عهدساسانيان بکشور ايران اطلاق مي شد. سرزمين ايران

تهمتن: از« تهم» + «تن» به معني دارنده بدن قوي. قوي. نيرومند. شجاع. دلير.

گرد: در پهلوي« گورت»  ظاهرا از ريشه «وورت» و پارسي باستان «ورتا» ‚ بلند‚ بلندي. || مبارز و دلاور. بهادر و شجاع

سجستاني: سيستاني [136]
[ چهارشنبه پنجم فروردین 1388 ] [ 9:42 قبل از ظهر ] [ ] [ ]
جزوه آموزشی

تذکر: معني بعضی از لغات و تركيبات مستقيما از لغت نامه ي دهخدا اخذ و نقل گرديده است. تفاوت هاي املايي و انشايي نيز ناشي از همين امر است.

 

درس هفدهم

 

گویی بط سفید جامه به صابون زده است...

1.       قمري که با آن پرهاي نرم و لطيف انگار پوست سنجاب پوشيده است در حال آوازخواني است /کبک با آن گوش هاي سياه انگار مشک در سوراخ گوش خود ريخته است[1]

2.       بلبل ها شادمان و قمري ها با نشاط اند / سياهي داغ مانند مشک در کاسبرگ لاله ديده مي شود و زنبور عسل مشغول جمع آوري عسل است [2]

3.       سوسن بوي خوش چون کافور خود را منتشر کرده و بوته ي گل شکوفه هاي خود را مانند گوهر عرضه کرده است/ زمين به واسطه ي ماه ارديبهشت مانند بهشت اعلي شده است[3]

4.       مرغ حق خود را از شاخه آويزان کرده است / زاغ بر بال سياه خود انگار ماده ي معطر غاليه ماليده است[4]

5.       ابر از دور به حرکت درآمده است و باران همچون مرواريد از ابر سياه شروع به باريدن کرده است. [5]

6.       باد مشک سياه را بر کاسبرگ لاله الک کرده است و شبنم را همچون مرواريد گرانبها بر گلبرگ آن افشانده است. [6]

7.       مرغابي از فرط سفيدي انگار صابون به جامه ي خود زده است / ساق کبک دري چنان سرخ است که انگار آن را در پياله ي خون زده است.[7]

8.       بلبل بر شاخ گل ِ تازه  آوازي همچون نغمه ي گنج فريدون سر داده / سبزه ها مانند لشکر چين تمام دشت و صحرا را گرفته اند.[8]

9.       لاله چون پادشاهي بزرگ در کنار جويبار اردو زده است / خيمه ي سبزه ها سبز رنگ و سراپرده ي لاله سرخ رنگ است.[9]

 

درس هجدهم

دماوندیه

1.       اي دماوند که مانند ديو سپيد پا در زنجير داري و بر جا ايستاده اي به خاطر شکل مخروطي ات تو را گنبد جهان بايد ناميد.[10]

2.       از برف نقره مانند انگار کلاه خودي ي بر سر داري و با آن ميانه ي سنگلاخي ات انگار کمربندي از جنس آهن بسته اي.[11]

3.       براي اين که چشم مردم روي تو را نبيند چهره ي زيباي خود را زير ابر پنهان کرده اي.[12]

4.       تا از نفس اين انسان هاي نادان چارپا مانند و اين مردم شوم ديو صفت رها شوي.[13]

5.       با آفتاب شير آسمان پيمان بسته اي  و با مشتري ستاره ي سعادت پيوند و خويشی کرده اي.[14]

6.       چون زمين از ستم آسمان اين گونه خفه و خموش و معلق در هوا شد از خشم مشتي به دهان آسمان زد آن مشت تو هستي تو اي دماوند.[15]

7.       تو مشت محکم روزگاري که از پس گردش قرن ها ذخيره شده است.[16]

8.       اي مشت زمين به سمت آسمان برو و چند ضربه بر دهان او بزن.[17]

9.       نه نه تو مشت روزگار نيستي اي کوه من از تعبير خود راضي نيستم.[18]

10.    تو قلب افسرده و يخ زده ي زمين هستي که به خاطر درد مدتي ورم کرده است.[19]

11.    براي اين که درد ساکت شود و ورم فروکش کند برف چون کافور را به عنوان مرهم بر روي آن قرار دادند.[20]

12.    اي قلب روزگار بشکاف و منفجر شو و آتش درون خود را پنهان نپسند.[21]

13.    ساکت و خاموش ننشين و سخن بگو پژمرده و افسرده نباش بخند.[22]

14.    آتش خشم نهفته ي درونت را پنهان مکن و از اين شاعر دل سوخته نصيحتي گوش کن.[23]

15.    اگر آتش دل را پنهان نگه داري قسم به جان تو که دل و جانت را مي سوزاند.[24]

16.    آسمان مانند ديوي جادوگر بر دهان تو بندي سخت نهاده است.[25]

17.    من قفل سکوت را از دهانت باز مي کنم اگرچه مفصل هاي مرا يکي پس  از ديگري باز کنند و مرا نابود کنند.[26]

18.    از آتش اعماق قلبم برقي بيرون مي فرستم که دهان بند تو را بسوزاند.[27]

19.    من اين کار را انجام مي دهم و اميد که اين کار در نظر تو خوشايند بيايد.[28]

20.    و مانند ديوي که از زنجير رها شده آزاد شوي و فرياد برآوري.[29]

21.    آواز مهيب تو همه ی ایران از نور و کجور تا نهاوند را به تزلزل درآورد.[30]

22.    و از درخشش آتشی  که از دهانه ي تو شعله ور است  همه ی ایران از البرز تا الوند روشن شود.[31]

23.    اي دماوند که با برف هاي روي قله ات تو را مادر سرسپيد بايد ناميد پندي از فرزند سياه بخت خود گوش کن.[32]

24.    آن چادر سفيد برف  را که نشانه ی ضعف است  از سر خود باز کن و با قدرت بر تختی کبود تکيه بزن.[33]

25.    مانند اژدهاي خشمناک حمله کن و مانند شير زورمند  خشمگين فرياد برآور. [34]

26.    اين پايه ی رياکاري را ا زبن برکن و اين نژاد و دودمان  را از ريشه نابود کن.[35]

27.    اين بنا را از ريشه نابود کن چرا که بايد بناي ظالمان را از ريشه نابود کرد.[36]

28.    از اين انسان هاي نادان پست انتقام مردم خردمند ايران را بگير.[37]

 

 درس نوزدهم

توصيف کويمات و ...

·         بند اول :

 سنه : سال ‌؛ جمع آن سنوات / به کويمات شديم : به کويمات رفتيم / بر لب آب عاصي[38] : بر ساحل رود عاصي  / بلاد[39] اسلام : مملكت مسلمانان / دولاب : دولاب. (ا مرکب) چرخي که با آن جهت آبياري کردن زراعت از چاه آب کشند. خربلة. چرخاب. (ناظم الاطباء). دلو آب. چرخ آبکشي. چرخ چاه.

·         بند دوم :

جانب :  پهلو. کرانه. ج‚ جوانب. (منتهي الارب). طرف. کنار.(بهار عجم). سوي. جهت. ضلع. ناحيه. کناره. سمت. سو. کران. بر. .نحو. ناحيت. ور./ و آن غربي شام است: غرب سوريه است. / تقرب : نزديکي جستن بچيزي و چنين است تقرب الي الله تعالي بشي; يعني نزديکي جست بخداي بوسيله ي آن چيز / عمارات: ج عمارت. ساختمانها.

·         بند سوم :

همه نرگس بود شکفته : سراسر نرگس شکفته بود / تمامت: جملگي. همه. همگي / سپيد مي نمود: سفيد به نظر مي رسيد

فرسنگ[40]: (پهلوي) فرسنگ مقياس طول پارسي باستان ظاهرا «فرسنگا»  و صورت يوناني شده آن «پراساغس »  و معرب آن «فرسخ» است. مقدار طولي که امروز يک فرسنگ يا فرسخ به شمار مي رود شش کيلومتر است . / روي از سوي جنوب: به طرف جنوب / طرابلس[41] : شهري است در شام / حلب[42]: شهري است در شام

·         بند چهارم :

حوالي: ] ح لا [  پيرامون.  گرداگرد. ولي در فارسي بکسر لام(حوالي) متداول و معمول است. / بساتين: باغ ها و بوستان ها. لفظ مذکورجمع عربي است از لفظ بستان که معرب بوستان است. / اشجار: ج شجر. / ترنج: ميوه اي است معروف که پوست آن را مربا سازند و بعربي تفاح مائي خوانند. (برهان). ميوه اي است معروف و مشهور.همانا که بواسطه کثرت چين و شکنج باشد که در پوست آن است که به اين اسم موسوم است. (فرهنگ جهانگيري) / سه جانب او با[43] آب درياست: سه جهت آن روبه روي درياست.(شبه جزيره)

مبلغي[44] بر باروي[45] شهر بر رود[46]: مقداري از دیوار شهر بالا می رود و به داخل شهر  سرريز مي شود. /يک جانب که با خشک دارد: از جهت خشكي  / کنده: صفت مفعولي از «کندن» (حفر کردن. برآوردن خاک زمين را چنان كه  گودالي يا دخمه اي يا خانه اي و مانند آن آماده گردد):  و آنجا { به سمنگان در خراسان } کوه هاست از سنگ سپيد چون رخام‚ و اندر وي خانه هاي کنده است و مجلسها و کوشکها وبتخانه هاست و آخر اسبان با همه آلتي که مر کوشکها را ببايد. (حدودالعالم چ دانشگاه ص100) ||  جوي و گوي را گويند که بر گرد حصارو قلعه و لشکرگاه کنند تا مانع آمدن دشمن گردد و معرب آن خندق است. (برهان)...و عرب کنده را معرب کرده خندق خواند(انجمن آرا) پهلوي «کندک»(حاشيه برهان چ معين) : بافيروز برنيامد و سپاه او را با سپاه عجم طاقت ندارد پس از پشت لشکرگاه خويش کنده اي کرد بزرگ و به بالا ده ارش و... (ترجمه تاريخ طبري بلعمي(

کنگره : بلنديهاي هر چيز را گويند عموما و آنچه بر سر ديوار حصار و قلعه و ديوارهاي ديگر سازند خصوصا ً و عربان شرفه خوانند. (برهان)  شرفه ديوار و منظره و کوشک و برج.(صحاح الفرس( / مقاتلات:ج مقتل معادل سنگر امروزي / عراده : نوعي از آلات جنگ و قلعه گيري است و آن آلتي باشد کوچکتر از منجنيق که بدان سنگ بر سر خصم اندازند. (غياث اللغات(. و آن را حصارگشاي نيز گويند . /خوف: ترس / ارش: واحد طول نزد قدما  از آرنج تا سر انگشتان. [47]

·         بند پنجم:

گويي: گوييا. (ق) منقول از فعل به معني گويا. به معني گويا باشد. (فرهنگ شعوري ج2 ص315  و بيشتر براي تشبيه استعمال ميشود.(غياث اللغات). گوئي. گويي. گويا. گوئيا. پنداري. مانا. بمانا. گمان بري.ظاهرا. مثل اين که. مانند اين که / مأکول: خورده شده. (منتهي الارب) فجعلهم کعصف ماکول. (قرآن 105/5):

جمله عالم آکل و ماکول دان                          باقيان را قاتل و مقتول دان.  مولوي.

|| هرچيز خوردني و قابل خوردن. طعام. خوراک. (ناظم الاطباء). خوردني و آن چيز که خورده شود. (غياث) درخور خوردن. خورد. خوراک. خوردني . مقابل غيرماکول. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا):

در آن بساط که منظور ميزبان باشد        شکم پرست کند التفات بر ماکول. سعدي.

||  خواربار : خواربار يعني ماکول اين شهر از شهرها و ولايتها برند. (سفرنامه ناصرخسرو چ دبيرسياقي ص121(

عجم: خلاف عرب(اقرب الموارد). غير عرب از مردم. (منتهي الارب)  ايران و توران و مردم غير عرب را نيز عجم گويند. (غياث اللغات) || مردم ايران. ايراني :

کجا شد فريدون و ضحاک و جم                               مهان عرب خسروان عجم.     فردوسي.

بل[48]: بلكه / مسجد آدينه: مسجدي که روز جمعه در آن نماز گذارند. (آنندراج(. مسجد جامع. مسجد جمعه / حصين: محكم استوار

قبه: برآمدگي هر چيز را گويند. (برهان). بناي گرد برآورده چون گنبد. هرچه مثل گنبد سازند‚ چون قبه سپر. گنبد.(منتهي الارب). خرگاه.(كشاف). ج ‚قبب‚ قباب. (منتهي الارب(

رخام: سنگ سپيد و نرم. (غياث اللغات از منتخب اللغات و صراح اللغه). مرمر. (منتهي الارب)  سنگي است سفيد يا سفيد زردرنگ يا سفيد مايل به سياهي که نام ديگرش مرمر است. (فرهنگ نظام). سنگي است سپيد نرم و آن راانواع است برنگ مي و زرد و برنگ زرزور که مرغي است سياهرنگ.(آنندراج). مرمر سفيد. (ناظم الاطباء( / فواره[49] اي برنجين[50]:  فواره اي از جنس برنج

پاژه:پاچه[51]، اينجا به معني  پاشويه / مشرعه: جاي به آب درآمدن. (منتهي الارب)جاي به آب درآمدن وآبشخور. (آنندراج). جاي آب خوردن. (غياث). ج‚ مشارع. (اقرب الموارد( / نايژه[52]: لوله / فاضل بر زمين مي گذرد:مازاد بر زمين مي ريزد و مي گذرد

به دريا در مي رود: وارد دريا مي شود / سواد : حومه ، اطراف / رستاق:  عربي شده ي روستا  / کافر روم:روم كافر

قهر کردند:شكست دادند / خراج:باج / سلطان: امير ، شاه / سالار:سردار / باجگاه:محل دريافت باج / روم:روم شرقي ، بيزانس،تركيه ي امروز / فرنگ:فارسي شده ي فرانك (فرانسه)،مجازا ً به معني اروپا و غرب به كار مي رود. / اندلس: اسپانياي اسلامي، منطقه اي در جنوب اسپانيا كه تحت سيطره ي مسلمانان بود. / مغرب: مراكش / عشر: يك دهم / ارزاق:روزي ها ، ج رزق / صقليه:عربي شده ي سيسيل جزيره اي در مديترانه / بر مثال: مانند / رباط: كاروان سرا / مقام: جايگاه / مشهد[53]:محل شهادت،زیارتگاه ، جاي گردآمدن

 

شب کوير

·         بند اول :

گز و تاق : دو درختچه که  در کویر می رویند . در این متن نماد مقاومت و پایداری اند / علی رغم : برخلاف/  درختان بی باک وصبور و قهرمان : جان بخشی به اشیا / چشم داشت : توقع ، انتظار / به آتش سر می کشند : در گرما می رویند / رب النوعی[54] بی هراس : خداگونه ای بی باک ؛ استعاره از گز و تاق  / سفیران عالم دیگر : استعاره از گز  و تاق / درختان شجاعی که در جهنم می رویند : اسناد شجاع به درختان استعاره مکنیه (تشخیص)است ؛ جهنم استعاره از کویر سوزان است / به جرم گستاخی در برابر کویر از ریشه شان برمی کنند : اسناد گستاخی به درختان تشخیص است .همین طور کویر شخصیت یافته است / سرنوشت مقدر آن هاست : تقدیر آن هاست ؛ سرنوشت محتوم آن هاست

·         بند دوم :

بید : نماد عافیت طلبی است . / درخت عزیزی است اما همواره بر خود می لرزد : لرزیدن درخت بید معروف است . تلمیح به این بیت حافظ دارد :

چو بید بر سر ایمان خویش می لرزم  / که دل به دست کمان ابرویی است کافر کیش

هول کویر در مغز استخوانش خانه کرده است : حسن تعلیل برای لرزیدن بید

 

·         بند سوم :

آن چه در کویر زیبا می روید خیال است. این تنها درختی است ... : خیال به درختی تشبیه شده است که می روید  / گل های خیال : اضافه ی استعاری / آنچه قاصدک به سویش پر می کشد : آرزوهای انسان / خیال این تنها پرنده ی نامرئی ...: تشبیه خیال به پرنده  / صدای سایش بال هایش تنها سخنی است که سکوت ابدی کویر را نشان می دهد ...: حس آمیزی «صدا» و «نشان می دهد» ؛ متناقض نما در جمله ی  صدا سکوت را نشان می دهد / پرنده ی شاعر : استعاره از خیال

 

·         بند چهارم :

 ماوراء الطبیعه : متافیزیک ، الهیات / در کویر خدا حضور دارد : جمله ای از ویرپل کنت  دوکه پینز نویسنده ی رومانیایی  کتاب محمد پیامبری که باید از نو شناخت / آواز پر جبریل : تلمیح به نام کتابی از شیخ شهاب الدین سهروردی ملقب به شیخ اشراق / غرفه ی بلند آسمان : اضافه ی تشبیهی / عطر الهام : اضافه ی استعاری

بند ششم :

خوابگاه مرگ و جولانگاه هول  : اضافه ی استعاری / آسمان کشور سبز آرزوها...: تشبیه آسمان به کشور سبز و ...نزهتگه ارواح پاک ،میعادگاه انسان های خوب  / دست های مهربان مرگ : اضافه ی  استعاری ؛ اسناد مهربانی و نجات  به مرگ متناقض نما است

بند هفتم :

شب کویر این موجود زیبا و آسمانی ...: شخصیت بخشیدن به شب /مقایسه بین شب روستا و شب شهر 

بند هشتم :

آسمان کویر ... : آسمان کویر به نخلستان تشبیه شده است ؛ مشت خونین قلبم : اضافه ی تشبیهی است / باران های غیبی سکوت : اضافه ی تشبیهی / نگاه های اسیر : تشخیص / پروانه های شوق :  اضافه ی تشبیهی / مزرع سبز : استعاره از آسمان / دوست شاعرم : کنایه از حافظ شیرازی ؛ تلمیح به بیتی از حافظ دارد:

مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو                   یادم از کشته ی خویش آمد و هنگام درو

آن روح دردمند : کنایه از حضرت علی «ع» / این شیعه ی گم نام : کنایه از علی شریعتی / مدینه ی پلید : کنایه از کوفه

 

·         بند نهم :

باران ستاره : تشبیه ستاره به باران / مصابیح آسمان : چراغ های آسمان ؛ استعاره از ستارگان ؛ اشاره به آیه ی : و لقد زینا السما ء الدنیا بمصابیح

·         بند دهم :

دریای سبز معلق : استعاره از آسمان ؛ مأخوذ از  این دو بیت حافظ :

دریای اخضر فلک و کشتی هلال                             هستند غرق نعمت حاجی قوام ما

آسمان کشتی ارباب هنر می شکند                            تکیه آن به که بر این بحر معلق نکنیم

مرغان الماس پر : استعاره از ستارگان / گل های الماس : استعاره از ستارگان / قندیل زیبای پروین : ستارگان خوشه ی پروین به قندیل تشبیه شده است / جاده ی روشن ... : استعاره از کهکشان / نگاه های لوکس مردم آسفالت نشین  ان را کهکشان می بینند و دهاتی های کاه کش کویر...: مقایسه نگاه علمی و خشک شهرنشینان و نگاه مذهبی روستاییان / تیرهای نورانی : استعاره از شهاب ها / تیر فرشتگان نگهبان ملکوت خداوند که هرگاه شیطان و دیوان  هم دستش می کوشند ....: اشاره به آیه ای از قرآن / قداست اهورایی : پاکی خدایی / نامحرم را در خلوت انس راه نیست ...: اشاره به این بیت ها از  حافظ :

مدعی خواست که آید به تماشاگه راز                      دست غیب آمد و بر سینه ی نامحرم زد

پرده داران حرم ستر و عفاف ملکوت : استعاره از فرشتگان ؛مأخوذ از این بیت حافظ :

ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت                        بامن راه نشین باده ی مستانه زدند

چهره های پر از ماوراء محروم می شدم : چهره های نورانی ؛کنایه از ستارگان /

سموم سرد این عقل بی درد : سموم به باد گرم مهلک می گویند باد زهرآلود مقابل باد صبا ؛ سموم سرد را عده ای متناقض نما دانسته اند . / آسمان فریبی آبی رنگ شد : تشبیه آسمان به فریب ؛ حس آمیزی فریب و رنگ آبی

 

بند یازدهم:

انگشت های تشریح : تشریح ایهام به دو معنی دارد : 1- کالبد شکافی 2- توصیف

 

درس بيستم

اورازان

 

·         نکات مهم بند اول  :

رودخانه ی سیلابی :رودخانه ای فصلی که به هنگام بارش باران در آن آب جاری می شود . / محصور:محاصره شده ،احاطه شده ، محدود  / مرتع:چراگاه ،اسم مکان  / ساوجبلاغ:یکی از جلگه های حاصل خیز تهران که کوه طالقان جدا می سازد .  / چرا :اسم مصدر (بن مضارع +الف) / عواید :جمع عایده ،درآمدها ،فواید ،منافع  / بوران :سرمای سخت و باد شدید که با برف یا باران همراه باشد ./ جنبنده:موجود زنده / دخمه :خانه ی زیر زمینی ،سردابه ،جایی که در زیر زمین درست کنند .  / شکم کوه :اضافه ی استعاری ،تشخیص  / نان بستن :نان پختن ،نان فراهم کردن

 

تا در ماه دوم پاییز از نو بنشیند :تا این که در آبان ماه دوباره برف ببارد . / برف انبار :انبار برف ،جایی که برف زیادی روی هم انباشته شده است . / قو : چوب پنبه ای مانند که آتش روشن کردن با چخماق استفاده می شد . (غو :داد و فریاد ،خروش) / برنج و زغال : فعل محذوف «می آورند » به قرینه ی لفظی / از ساوجبلاغ قند و توتون و پارچه :فعل محذوف «می اورند » به قرینه ی لفظی / پنیر می فروشند و پشم ...: فعل محذوف «می فروشند » به قرینه ی لفظی / بیش تر از گله داری زندگی می کنند تا از کار مزرعه :فعل محذوف «زندگی می کنند» به قرینه ی لفظی  / زود به پیری نشسته :گروه وصفی ،(صفت مفعولی در معنای فاعلی) در نقش مسندی / روی هم رفته :به طور کلی ؛گروه قیدی  / بلند قامت و پرکار و آفتاب سوخته و زود به پیری نشسته :مسند

·         نکات مهم بند دوم  :

پراکنده می شوند : برای کار به شهرهای اطراف می روند  / قسم دائمی آنها به «جدم» است :یعنی اغلب آنها سید هستند .

·           نکات مهم بند سوم  :

شلیطه :شلیته : نوعی دامن گشاد و پرچین و کوتاه که در قدیم زنان روی شلوار می پوشیدند . (توجه داشته باشید که این واژه دو املائی است و در فهرست واژگان آمده است مثل واژه ی «قوروق :قرق :غرق ، در ادبیات فارسی سال سوم » و یا در ادبیات سال دوم ذکر شده است که واژه ی «هلیم» که نوشتن آن به صورت «حلیم » نیز متداول است .) / چارقد :روسری سه گوش  / بهشان :به ایشان

خیلی زودرنج اند :زودرنج نقش مسندی دارد .  / با طبیب اصلاً سرو کاری ندارند :هرگز پیش پزشک نمی روند .

مستجاب الدعوه :کسی که دعایش نزد خداوند زود پذیرفته می شود ،در این جا درویش روحانی که با دعا درمان بیماری می کند .

گیلیاردی :اهل گیلیارد ،اسم خاص منطقه ای  / میانشان شکراب است : کنایه از این که کدورت و اختلاف دارند .

·         نکات مهم بند چهارم  :

گندم هفت تخم می دهد :کنایه از این که زمین شان حاصل خیز نیست که اگر یک دانه گندم بکارند هفت دانه گندم و محصول می دهد .  / با سرما بیش تر اخت است :با سرما بیش تر سازگار است ،به سرما بیشتر عادت دارد .

·         نکات مهم بند پنجم  :

 کهریز :کاریز ،قنات ،مجرای آب زیر زمینی  / اورازان :آب ریزان ،افرازان 

·         نکات مهم بند هفتم  :

 نان بستن :نان پختن  الخ : الی آخر/ از یاد خود اهالی هم به در می رود :خود اهالی نیز نامها (نام چشمه ها) را فراموش می کنند .  / کما (کمای) :گیاهی است از تیره ی چتریان که با آن نوعی آش درست می کنند. / گون :گیاهی است که از صمغ آن کتیرا به دست می آید . / تل انبار :انباری به صورت تپه ،مثل تپه روی هم انبار می کنند . / شعله می افرازد :شعله می کشد . / سنگ چخماق :سنگ آتش زنه /کتیرا :صمغی است که از برخی گونه های گون به دست می آید . / کولی : (کاولی ،کابلی)  طایفه ای از مردم بیابان گرد که در قطار عالم پراکنده اند و عادات و رسوم و زبان خاص خود را دارند . / سیاه چادر :خیمه های سیاه رنگ که کولیان و صحرانشینان در دشت و صحرا برای سکونت برپا می کنند . / علم کردن :به درد آوردن / خوشه چینی :کنایه از گدایی - «ثوابت باشد ای دارای خرمن .// اگر رحمی کنی بر خوشه چینی »/ دریوزگی :بی نوایی ،گدایی (اهمیت املایی دارد ) / اتراق: (ترکی اوتراق) توقف چند روزه در سفر به جایی/ چلینگر :آن که آهن آلات خرد از قبیل قفل ،کلید ،چفت و رزه ،زنجیر ،انبر ،میخ ،و مانند آن سازد .  / آموخته ترند :ماهرترند / هلهله :فریاد شادی و شادمانی  /دستی بکوبند و پایی بیفشانند : کنایه از این که رقص و شادی بکنند ./ محول کردن :واگذار کردن . / عروسی را به فصل بیکاری محول می کنند : جشن عروسی را در فصل استراحت و بیکاری بر پا می کنند .

·         نکات مهم بند هشتم  :

چینه :دیوار گلی /دیوارها تا کمر از سنگ و باقی با چینه است : دیوارها از زمین تا کمر ،سنگ و بقیه از گل است .  /خشت :آجر خام و نپخته (این جا) ،نیزه ی کوچک / می اندایند : می پوشانند ،از مصدر اندودن/ دون :گَل سفید (مردم اورازان به گِل سفید «دون» می گویند )/ دون :به معنای پست ؛مردم دون ؛مردم پست / به آن دون می گویند :جمله ی  چهار جزیی با متمم و مسند .

 

·         نکات مهم بند نهم  :

 اهالی ،معصوم زاده اش می نامند :معصوم زاده در نقش مسند ،«اش» در نقش مفعول/ رفت و روب :جارو کردن ،تمیز کردن (اسم مصدر  بن ماضی +میانوند +بن مضارع)/ نخل :اصطلاحاً تابوت مانندی است که آن را با انواع سال ها و آینه ها می آرایند و مردم آن را در ایام محرم به عنوان نماد تابوت امام حسین (ع) به حرکت در ممی آورنت و چون آن را می آرایند به نخل موسوم گشته است . چنان که نخل و نخل بندی به معنی آرایش و ارایشگر است .

·         نکات مهم بند دهم  :

 توفال :تخته های نازک و باریک به سقف اتاق می کوبند و روی آن کاه گل یا گچ می کشند . (اهمیت املایی دارد )/ پردو :اهالی اورازان به توفال پردو می گویند . /تفنن :تنوع و نوآوری /مشبک :دارای شبکه ،سوراخ سوراخ /نکاس:سر تیرهایی که از سرپوشیده ی ایوان ها بیرون می گذارند و تراشی به آن می دهند

 

 

درس بيست و يکم

چند حکايت

غرور شکنی

قدس الله روحه العزیز : خدای روان عزیز او را پاکیزه گرداناد (جمله دعایی) /بی خویشتن نشسته بود : بدون توجه و بی خیال نشسته بود / خواجه وار پای بگرد کرده : آزاد و گستاخ وار و با غرور چهار زانو نشسته بود / پس شیخ با کسی خلقی بکرد  در میان مجلس و سخنی نیکو بگفت : شیخ در اثنای سخن با کسی مزاحی کرد و سخنی جالب و نیکو گفت / خدایت در بهشت کناد : خدا تو را وارد بهشت کند (جمله ی دعایی) / شیخ گفت : ما را بهشت نباید ....: لازم نکرده ما به بهشت برویم با عده ای ضعیف  و ناتوان و دست و پا شکسته و فقیر  / شیخ بوعبدالله بشکست و با خویش رسید : شیخ بوعبدالله شکسته خاطر شد و خوار و خفیف شد و به خود آمد / دانست که ترکی عظیم از  وی در وجود آمد: فهمید که گناهی عظیم از او سر زده است / با خویشتن توبه کرد: با خود عهد کرد که دیگر چنان نکند / پیش شیخ آمد و او را تصدیق کرد: نزد شیخ آمد و سخنان او را تأیید کرد [55]

پاکبازی

به بازار فرو می راند : وارد بازار می شد / ورنایان : جوانان ازار پای چرمین : شلوار چرمی / امیر مقامران : رئیس قماربازان / به راست باختن و پاک باختن : درست و صادقانه بازی کردن و همه ی دارایی را از دست دادن /راست باز و پاک باز و امیر باش : درستکار باش و هرچه داری  فدا کن تا پیروز و امیر باشی ؛باز اول بازی و باز دوم از دست دادن است

مستوجب آتش

به محله ای فرو می شد : وارد محله ای می شد / بازو به هم : همراه او / فارغ بود و هیچ متأثر نگشت : توجهی نکرد و ناراحت نشد / این سرای بازکنیم: در این خانه را به زور باز کنیم / جمله جمع را وقت خوش گشت : وقت و حال همه به خوشی گرایید  

انسان راستین

چغز: قورباغه / صعوه : نوعی پرنده شبیه گنجشک

بهترین خلق

اختیار کند : انتخاب کند / باشد که او را قدری  و پایگاهی بود : شاید مقام و منزلتی داشته باشد / به قول مردمان خطی به وی فرو نتوان کشید : به خاطر حرف مردم نمی توان به کسی برچسب زد

 

سيرت مولانا[56]

·         بند اول:

خاک نهادی : کنایه از فروتنی / سبق سلام : پیش دستی در سلام / از  وقت خویش باز آورد: مزاحم خلوت او شد؛ حال درونی او را بر هم زد / بانگ او برای همان کام هاست که سایر خلق طالب آن اند: فریاد او برای همان خواسته هایی است که دیگر مخلوقات به دنبال آن اند / نه آیا باید شکر کنی که باز تو راکبی و او مرکوب: آیا نباید شکر گزار باشی که لااقل  بر آن سوار می شوی ؟[57]

·         بند دوم:

مخاطب معاند را درهم می کوفت و شتم می کرد: مخاطب دشمن خو را درهم می کوبید و دشنام می داد/ سلوک با خلق  : هم نشینی و معاشرت با مردم  

·         بند سوم:

همه ی احوال عالم را در معرض تبدل تلقی کند : دنیا را گذران و ناپایدار بداند  / دل نهادگی : تعلق خاطر وابستگی / به آن نمانی : با آن پایدار نمی مانی ؛ در آن حال نمانی/ تبتل[58] و انقطاع : از جهان بریدن 

·         بند چهارم :

درویشی را.... و آن را مرادف بی نیازی می  دانست:  فقر را ... و آن را مترادف و برابر بی نیازی می دانست / مرغ چون از زمین ...که از دام دور باشد:  تمثیلی است برای عبارت بعدی [59]/ همچنین اگر کسی درویش ... اهل بازار ممتاز باشد[60] :اگر کسی صوفی شود ولی به کمال تصوف و عرفان نرسد همین قدر که از مرتبه ی مردم عادی جدا و ممتاز شده ارزشمند است. / درست است که مجرد درویشی[61] ...پای روح از دام تعلق خاک می رهید... :  درست است که صرف صوفی شدن باعث رسیدن به حقیقت نمی شود دست کم چون  با راضی شدن به صوفی گری روح از وابستگی به جان مادی رها می شد...

 

·         بند پنجم:

برای او درویشی عبارت از سقوط در نیازهای مادی نبود قناعت به ...بود : برای او طریقت و فقر به معنی فروماندن در نیازهای مادی نبود بلکه به معنی بسنده کردن به کمترین اندازه ی لازم بود/ به خیال موهوم کیمیاگری مفتون و مشغول کرده بود : به گمان باطل اکسیرسازی فریفته و سرگرم کرده بود.

·         بند ششم :

اعیان و اکابر شهر : سرشناسان و بزرگان شهر / دست بدان وجوه نمی آلود : به آن پول ها دست نمی زد/ بر آنچه از مرسوم مدرسه و ... قناعت می کرد: مرسوم : حقوق دریافتی ماهانه ،مستمری مترادف وظیفه و ادرار است / فتیان شهر : فتیان جمع فتی به معنی جوانمردان  و اهل فتوت است و ایشان کسانی هستند که  ویژگی های تصوف و آیین عیاری را در خود جمع کرده اند . فتیان در قالب گروه هایی در مقابل ظالمان می ایستادند . این گروه در ایران معاصر سلجوقیان رونق گرفت و بعدها به شکل گیری آیین پهلوانی انجامید. اساس تصوف را برگرفته از حدیث «لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار » می دانند.

بر وجه ادرار : به عنوان مستمری ،ادرار در اینجا به معنی شهریه مستمری و وظیفه است.[62] / اظهار کراهت می کرد : ناخشنودی خود را اعلام می کرد ،بی میلی نشان می داد / الزام و دلالت به کسب و کار می کرد: اجبار  و راهنمایی به کار و حرفه می کرد / از این که  تکیه بر فتوح و نذور اهل خیر نمایند تحذیرشان می نمود : از اتکا به نذر  نیکوکاران پرهیزشان می داد ،از گرفتن نذر نیکوکاران آنها را بر حذر می داشت / هر کس این طریقت نورزد به پولی نیرزد : هر کس از گرفتن نذور خودداری نکند و به فقر نسازد ارزشی ندارد.

·         بند هفتم :

تنگ عیشی : بی چیزی ،تنگ دستی،افلاس و فقر / دنیا را از ایشان دریغ نمی دارد بلکه ایشان را از دنیا دریغ می دارد: آن ها را از دنیا محروم نمی کند بلکه دنیا را از فریفتن آن ها محروم می کند[63]  / بشاشت عظیم می کرد : بسیار شاد می شد / عاری از روی و ریا بود : از تظاهر وریاکاری پاک و مبرا  بود / کراهت داشت : بی میل بود ،نفرت داشت ،خوشش نمی آمد / غذای او غالبا ً از نان و ماست یا ماحضری تجاوز نمی کرد : اغلب غذای او از حد نان و ماست یا حاضری نمی گذشت .

·         بند هشتم :

این تنگ عیشی .... ناشی از خست و خشک دستی نبود : این قناعت برای او نوعی تهذیب نفس بود و به خاطر خسیسی نبود /  در دنیایی که تعدی .... حق ضعیفان را پای مال قدرت اقویا می کرد :  با ظلم پیوسته جنگاوران مغول و جنگ و تاراج صلیبیان [64] قدرتمندان حق مستضعفان را نادیده می گرفتند / افراط اقویا در تمتع حق سایر ناس را ضایع می کرد: زیاده روی قدرتمندان در بهره مندی از نعمت های دنیا حق سایر مردم را از بین می برد / تجمل گرایی کم ترینه ی مردم برای بیش ترینه ی آن ها .....باقی نمی گذارد: خود آرایی و خودنمایی اقلیت جهان برای اکثریت جز گرسنگی و تهی دستی و انحراف و دست زدن به خشونت  راهی باقی نمی گذارد/ انسان را از قلمرو حیوانی تنازع بقا [65]بیرون می آورد[66] : انسان را از جنگ برای زیستن که امری حیوانی است باز می دارد / خود او که عالم اضداد و دنیای آکل و مأکول را لازمه ی حیات حیوانی می یافت ... خلاف شأن انسان تلقی می کرد: اگرچه جنگ برای زنده ماندن را لازمه زندگی بشر می دانست ، افراط در آن را مخالف قدر و مرتبه ی انسان می دانست / همواره طریق سلم و دوستی می سپرد : همیشه با دیگران در صلح و دوستی بود ،دوستانه رفتار می کرد .

·         بند نهم:

اگرچه صحبت را بر خلوت ترجیح می داد ،باز عزلت را ... : با آن که اهل معاشرت با دیگران بود گوشه گیری را از هم نشینی با  دنیا دوستان بهتر می دانست / یک بار به فقیهی ... گفت: بعد از این دانشمندی را بمان بینش مندی را پیش گیر[67]: یک بار به آخوندی که می خواست او را آزمایش کند گفت : دانش ظاهری را رها کن ،بصیرت و دانش باطنی را کسب کن / علما و فقها را جز به تقریب مباحثی .... نمی پذیرفت : دانشمندان علوم دینی را جز به مناسبت بحث های مربوط به احکام دین یه حضور نمی پذیرفت

بند دهم :

بدترین علما را کسانی می دانست که به دیدار امرا می روند و...: دانشمندان بی اعتنا به پادشاهان را بهترین می دانست / تبتل و التزام فقر او را به کمال استغنا رسانیده بود : تر ک دنیا و بر خود لازم کردن فقر او را به نهایت بی نیازی رسانده بود

·         بند یازدهم :

جز به ندرت  و آن هم در مواردی که بوی بدسگالی نامردانه ای می شنید هرگونه اهانت و ایذا را را با خون سردی  وکم زنی مقابله می کرد : هرنوع و توهین و آزار را با بی اعتنایی و بی توجهی تلافی می کرد جز  در مواردی که بدخواهی و دشمنی نامردانه ای را تشخیص می داد / وقتی طالب علمان جاهل و ناتراش .... در حق وی هرزه لایی  و بدزبانی می کردند...: وقتی  دانش آموزان نادان و بی ادب در باره ی او یاوه گویی و بد دهنی می کردند [68]/ یک تن از طالب علمان ناهموار با لحن لاغ و طنز از  وی پرسیده بود: یک نفر از دانش آموزان بی ادب  و گمراه با مضمونی تمسخر آمیزو طعنه آلود از او پرسید

 

 

 

  درس بيست و دوم

بارقه هاي شعر فارسي

·         بند اول :

بارقه: چيزي که درخشنده باشد و مجازا ً به معني روشني و درخشندگي‚ چه بارقه مأخوذ از بروق است که به معني درخشيدن باشد. هر چيز درخشنده خصوصا ً شمشير درخشنده. ابر با برق. ابر با درخش. ميغ با برق. ج‚بوارق. ابر برق دهنده. طلوع کننده،

متمكن: بامکنت و باثروت ، دارا / کبوده : در اصل «کبود ده » بوده است و پس از اعمال فرآیند کاهش یک واج آن حذف شده است . مانند : قندان ،بتر ،یگانه  / ريشه بدواند: از « ريشه دواندن » يا دوانيدن ; بيخ گرفتن. ريشه راندن. ريشه کردن:

نهال همت طالب به عرش ريشه دواند                                       ولي چه سود که نخل سعادتش پست است. (طالب آملي)

در متن كتاب كنايه از سكني گزيدن ، توطن كردن ،اقامت درجايي كه گويي وطن است.

·         بند دوم :

بحران: تغيير حال بيمار است از حالي به حالي يا بهتر يا بدتر. (ذخيره خوارزمشاهي). در مفاتيح العلوم آمده است که بحران از سرياني گرفته شده و آن تغيير عظيمي است که دفعتا َ بيمار را دست دهد و آن بيشتر در امراض حاده از قبيل تب هاي محرقه و مطبقه باشد و پس از آن بيمار يا روي به بهبود باشد يابيماريش سخت تر شود.  لفظي يوناني و معرب است. بحران  عصبي : معادل مشكلات رواني در زبان امروزي است. / تحفه: هديه و ارمغان، بر و لطف‎ ‎؛ تحفه ي نطنز: به طنز‚ چيزي بس نفيس‚ نظير طرفه بغداد.

شائبه: آميختگي. آميزش. آميزش چيز بد در چيز بهتر. آلودگي. عيب؛ بي شائبه: بي عيب ، پاك/ مشيت: اراده. خواستن. خواست. اراده.خواست خداوند عالم: مگر استعمال اين لفظ مختص گشته به معني خواهش و مرضي حق تعالي‚ در خيابان نوشته که مشيت اراده الهي و پيش بعضي مشيت خاص است از اراده چنآن كه  ازامام جعفر صادق عليه التحيات مروي است که از بعضي ارادتهاي الهي انبيا و اوليا را خبر مي شود. به خلاف مشيت که از آن‚ انبيا و اوليا را اطلاع نباشد. (غياث):

 اندازه مي گيرد اشيا را به دانايي وتدبير اختلاف آن مي کند به خواست خود و مي راند آن را به مشيت خود.(تاريخ بيهقي چ اديب ص903(.

نه بي ارادت او بر زمين ببارد ابر                                         نه بي مشيت او بر هوا بجنبد باد(مسعودسعد)

هر عصب و فکر به منبع بی شائبه ایمان وصل بود....: روان و عقل مردم چنان  با ايمان پيوند داشت كه همه راضي به رضاي حق بودند ( الخير في ما وقع) / فاجعه: سختي و اندوه. بلا و مصيبت. ج‚فواجع. مونث  فاجع: دردناک. فجيع.غراب البين.آن قسم از زاغ که منقار و پاهاي وي سرخ است. زاغ دشتي.اين کلمه براي زنان بصورت صفت بدون نشانه تأنيث بکار رود: امراءة فاجع; زن مصيبت زده. / بينگارد: از انگاشتن: تصور کردن. پنداشتن. گمان بردن.

شيوه چشمت فريب جنگ داشت                                              ما غلط کرديم و صلح انگاشتيم ( حافظ)

دانستن. شمردن. بحساب آوردن. تعداد کردن. عدکردن:

همه خوبي انگار اي پهلوان                                   بدي نايد از شاه خود بيگمان ( فردوسي )

·         بند سوم :

خانه ی کهن سالی بود و بر سر هم نکبت بار : خانه ای قدیمی بود و روی هم رفته به هم ریخته و مخروبه به نظر می رسید .

نکبت:  آسيب. رنج.خستگي. زيان. ضرر. آزرم.مصيبت. بلا و سختي روزگار. بدي.مشقت.  نکبة :

شاد باد آن به همه نيک سزا                                       ايمن از نکبت و از شور و ز شر(فرخي )

خواري. فلاکت. بدبختي. . افلاس. ادبار. ذلت:

بر اثر روز شود شب چنانک                              نعمت را بر اثرش نکبت است(ناصرخسرو)

عاري:  برهنه. ج‚ عراة. مبرا ، صاف.معاف. / متمرکز:فراهم آمده و مرکز يافته. جمع شده در يک جاي. جاي گرفته در مکاني. و با کردن و شدن و ساختن مستعمل است. / طبخ:پختن .خواه به بريان کردن وخواه در ديگ پختن . پخت.پزاندن. طبخ کردن: پختن. ديگ پختن. آشپزي. پخت و پز. / منقل: کانون آتش . آتشدان. مجمر . آتشدان فلزين ازقبيل آهن يا برنج و غيره.:

تا در زمانه چون مه کانون کشد سپاه                                    در تابخانه موسم کانون و منقل است (امير معزي)

·         بند چهارم :

كذا: چنين.  کلمه اي است مرکب از« ک» تشبيه و« ذا» اشاره به معني مثل اين و چنين. ليلة کذا : امشب و يا آن شب.

خشك: بي محبت ، بي مهرباني ، پژمرده. / روزمره: محاوره و هر لفظ مشهور ميان مردم. مکالمه هرروزه. راتبه و وجه معاش. روزينه. حصه و بهره هرروزه. هميشه.همه روزه. / عوارض: ج عارضة. اتفاقات و حادثه ها / نقل: وضع لغتي براي معني تازه اي سپس آن كه  براي معني ديگري وضع شده است.  || برداشتن حديث را ،روايت کردن سخني از گوينده آن ، بيان. حکايت. روايت. خبر. حکايت و روايت واقعه اي ياداستاني و بازگوئي سخني از قول کسي.-|| قصه. داستان. افسانه:

گوش را نزديک کن کآن دور نيست     ليک نقل آن به تو دستور نيست. (مولوي)

|| جابه جائي.جابه جاشدگي. جابه جاکردگي. تغيير جا و مکان. انتقال.  ||حمل. ارسال:

چون ملکان عزم شدآمد کنند                                نقل بنه پيشتر از خود کنند (نظامي)

·         بند ششم:

عالم افسانه ها که آن همه پر رنگ و نگار و پران و نرم است :  دنیای قصه های ایرانی متنوع و پویا و لطیف است.

غمگسار: به معني غمزداي... و چيزي که دورکننده غم بود. آنچه اندوه ببرد. آنچه غم را دور کند:

نه ز گيتي غمگساري اندر او جز بانگ غول                               نه ز مردم يادگاري اندر او جز استخوان.(فرخي.)

مطرب ياران بگو آن غزل دلپذير                                             ساقي مجلس بيار آن قدح غمگسار (سعدي.)

|| کنايه از مطلوب و محبوب. به معني غمخوار‚ چه گساردن به معني خوردن است. کنايه از رفيق و محبوب وغمخوار.  دوست مونس و معتمد و رفيق همراز وهمدم که هماره با شخص همراه باشد:

چنان دان که خرم بهارش تويي                                           نگارش تويي غمگسارش تويي. ( فردوسي)

·         بند هفتم :

سعدی که انعطاف ... که به حد فهم .... من برسد: سعدی مفاهیم دشوار را چنان ساده بیان می کرد که من با  وجود کودکی آن را می فهمیدم .[69]انعطاف: دوتا شدن و بازگرديدن و خم شدن. ميل کردن. حرکتي است در سمت واحد نه بعينها بر مسافت حرکت اولي بلکه خارج و کج ازآن مسافت بخلاف ||خميدگي وپيچيدگي و کجي و برگشتگي. انحنا.- انعطاف پذير : آنچه خميدگي و برگشتگي پذيرد.

شيخ:  پير. مقابل شاب. آن که سالمندي و پيري بر او ظاهر گردد و ياعبارتست از سن چهل يا پنجاه يا پنجاه ويک تا پايان عمر‚ يا تا سن هشتاد‚ و يا آن كه  دوران شباب او بپايان رسيده باشد. ج‚ شيوخ ،  مشايخ در عربي صحيح جمع مشيخة است و آن جمع شيخ باشد و يا آن که اسم جمع است. مرد مسن که سن در اوهويدا و آشکار گرديده باشد يا از پنجاه يا از پنجاه ويک تا آخر عمر يا تا هشتادسالگي. عبارتست از سن پنجاه يا پنجاه ويک يا شصت ويک سالگي تا آخر عمر. بزرگتر از کهل و کوچکتر از هرم است‚ و آن ازچهل سالگي تا چهل وهفت سالگي ست،-  شيخ و شاب; پير و جوان :

بيا و کشتي ما در شط شراب انداز                                          خروش و ولوله در جان شيخ و شاب انداز(حافظ)

|| رهبردسته اي از عشاير عرب را در جاهليت بدين لقب مي خواندند و بنابه گفته ابن بطوطه  ،حاکم شهري را شيخ مي گفتند.  کبير قوم.شيخ قبيله. بزرگ قبيله.

|| صاحب راي صائب.  || مردم کثيرالعلم راگويند بواسطه تجربه و آزمايش بسياري که در طول عمر اندوخته وبواسطه دانستنيهاي فراواني که در آن مدت فراگرفته. عالم فقيه. نحوي و غيره،  دانشمند. عالم.|| شيخ و امام و محدث‚ کسي را گويند که جامع شرايط استادي باشد. معلم. استاد. آموزگار. / هيبت: ترس و بيم. || شکوه :

تواضع گرچه محمود است و فضل بيکران دارد                          نشايد کرد بيش از حد که هيبت را زيان دارد (سعدي)

هیچ حفره ای از حفره های زندگی ایرانی نیست....: همه ی جنبه ها  و زوایای زندگی ایرانیان را شناسایی کرده است / حفرة: گودال. چاله. چال. کنده. خندق. گودي. مغاک. سوراخ. حفيرة. کاويده:

صدهزاران چون مرا تو ره زدي                                       حفره کردي در خزينه آمدي (مولوي)

||   قبر. گور.

اضداد: ج ضد. همتا و ناهمتا. چيزهاي ضد و مخالف و مغاير يکديگر[70]. / عرفان: شناختن و دانستن بعد از ناداني. معرفت. شناخت. شناسائي. آگاهي.درايت. اطلاع|| شناختن و معرفت حق تعالي.  نام علمي است از علوم الهي که موضوع آن شناخت حق و اسماء از علوم الهي که موضوع آن شناخت حق و اسماء و صفات اوست. و بالجمله راه و روشني که اهل الله براي شناسائي حق انتخاب کرده اند عرفان مي نامند. || به مفهوم عام‚ وقوف به دقايق و رموز چيزي است. مقابل علم سطحي و قشري. مثلا گويند فلان طبيب عارفي است‚ يعني غور رس و موي شکاف است و بظواهر نپرداخته است يا فلان عارف سخن و سخندان عارفي است يعني فقط به تقليد سطحي قانع نشده و دقايق سخن وسخنداني را فرا گرفته است. || به مفهوم خاص‚ يافتن حقايق اشياء به طريق کشف و شهود. و به اين جهت تصوف يکي از جلوه هاي عرفان است.توضيح اين که در اصل تصوف يکي از شعب و جلوه هاي عرفان است.تصوف يک نحله و طريقه سير و سلوک عملي است که از منبع عرفان سرچشمه گرفته است. اما عرفان يک مفهوم عام کلي تري است که شامل تصوف و ساير نحله ها نيز مي شود. به عبارت ديگر نسبت مابين تصوف و عرفان به قول منطقيان‚ عموم و خصوص من وجه است. به اين معني که ممکن است شخص عارف باشد اما صوفي نباشد‚ چنآن كه  ممکن است به ظاهر داخل طريقه تصوف باشد‚ اما از عرفان بهري نبرده باشد. وگاهي ديده ايم کلمه عارف را در معني فاضلتر و عاليتر از لفظ درويش و صوفي استعمال کرده اند. || به مفهوم اخص‚ تصوف.

·         بند هشتم:

حجره: پاره اي زمين ديوار در کشيده مسقف. پاره اي اززمين. ج‚ حجر‚ حجرات || در تداول فارسي زبانان‚ اطاق طلبه در مدرسه. || دکان تاجر. ||  خانه خرد،  خانه.اتاق. غرفه:

ز خراد برزين گل مهر خواست                                          ببالين مست آمد از حجره راست. (فردوسي)

این تنها  خصوصیت سعدی است که سخنش به سخن همه شبیه باشد و به هیچ کس شبیه نباشد : این خاص سعدی است که سخنش هم شبیه سخن همه است و هم به سخن هیچ کس شبیه نیست. به این خصوصیت «سهل و ممتنع » یا «سهل ِممتنع » گفته می شود .

·         بند نهم :

صافي: ظرفي که بدان مايعي را تصفيه کنند. پارچه اي که با آن تفاله چيزها گيرند. آلت تصفيه. مصفاة. پالونه. راووق

سحار: ساحر. سحر کننده. جادو. افسونگر. جادوگر. شعبده باز|| مجازا ً‚ شيوا. نغز. که خواننده و شنونده را شيفته سازد: کلک سحار;قلم سحار. بيان سحار; گفتار شگفت انگيز.؛ صافي سحار: استعاره از ذهن شگفت سعدي  / مي پالايد: از پالودن : ترويق. تصفيه. صافي کردن. صاف کردن.   مصفي کردن. پاليدن. پالائيدن. از مصفاة گذرانيدن. از صافي گذرانيدن. از صافي يا غربال نرمه کوفته يا صافي چيزي را گرفتن و  چيزي آب دار را از الک و مانند آن درکردن تا ثفل برروي ماند و صافي آن فروشود  ; تصفيق. پالودن شراب; تصفيق.تصفيه. ترويق . / شگرد:  روش کار و فني است که بيش از هر فن ديگرزيرچاق انسان باشد‚ چنآن كه  گويند: فلان پهلوان در کشتي شگردش کنده کشيدن يا لنگ بستن است.

 از عادی بودن به فوق العاده و فوق طاقت ارتقا می دهد:  باز اشاره به هنر سهل و ممتنع است . یعنی سخن او هم عادی است هم فوق العاده است. این ترکیب نیز متناقض نما است.

·         بند دهم :

سگی پای صحرا نشینی گزید[71]: سگی پای مرد صحرا نشینی را گاز گرفت (از حکایت های بوستان)  / یکی روبهی دید بی دست و پای[72]: یک نفر روباه شلی را دید(از حکایت های بوستان)

·         بند یازدهم :

شهزاده ی قصیر جثه : شاهزاده کوچک اندام . جمله ی معروف «نه هر که به قامت مهتر به قیمت بهتر» از همین  حکایت است. / نماز را دراز می کرد :  نماز را طولانی ادا می کرد . / جوانه های تخیل[73]  مرا با نسیم بسیار جان بخشی بارور می کردند : تخیل مرا می پروراندند.

·         بند دوازدهم :

سراچه ی ذهنم[74] آماس می کرد:گنجایش ذهنم زیاد می شد . ذهنم وسعت می یافت . / بر فوران تخیل[75] راه می رفتم :  در عالم خیال سیر می کردم . / لکه می دویدم[76] : با شادی و سرخوشی می دویدم / می گفتند ... از بس زیاد می خورد مست شده در حالی که  ... از شنیدن بود:  یاد آور این بیت از مولانا است:

جانور فربه شود از راه نوش                  آدمی فربه شود از راه گوش 

·         بند سیزدهم :

در پالیز سعدی می چریدیم [77]: از بوستان و گلستان سعدی بهره مند می شدیم. / اگر یک بیت را نمی فهمیدیم....[78]: به رغم نا آشنا بودن با معنی برخی لغات در بعضی بیت ها  با استفاده از مفهوم بيت هاي ديگرمعنی آن را می فهمیدیم

 

·         بند پانزدهم :

به منزله ی شیر آغوز[79] بود : مانند اولین شیری که مادر به نوزادش می دهد مقوی بود. / ذوق ادبی من ... پرتوقع شد و خود را بر سکوی بلندی قرار داد: چشم داشت ذوق من زیاد شد و جویای برتری و بلندی شد / کورمال کورمال[80] ادبی : فعالیت ناشیانه  و محتاطانه در ادبیات / آموختن سر خود[81] و ره نوردی تنها وش : یادگیری مستقلانه و به تنهایی راه پیمودن  /  به حرص ار شربتی خوردم[82]......: نویسنده  سرودن و نوشتن را براي خود نوعي جسارت مي داند و براي حسن تعليل بيت سعدي را شاهد آورده است: اگر به علت آزمندي جرعه اي خوردم مرا بازخواست مكن چون خود مي دانم كه كار بدي كردم . حال من هنگام دست زدن به اين كار به حال كسي شبيه است كه در بيابان با مرض استسقا(آب خواستن ) در تابستان به آب سردي برسد و  چاره اي جز خوردن و دوباره خوردن نداشته باشد.

 

 

 

 

جامي[83]

افسانه ي عاشقي

1.      نقل كرده اند كه واعظي[84] سخندان[85] در مجلس موعظه اي[86] حضور داشت[87]

2.      در باره ي  عشق سخنان لطيفي[88] مي گفت و  داستان ها مي پرداخت

3.      كسي كه خر خود را گم كرده بود از كنار واعظ گذشت و از او درباره ي گم شده ي خود پرس و جو كرد

4.      واعظ فرياد زد امروز چه كسي در مجلس حضور دارد كه خاطرش از عشق روشن نشده[89] باشد

5.      نه رنج و بلاي عشق[90] را تجربه كرده باشد و نه جور و جفاي[91] زيبارويان را تحمل كرده باشد

6.      مرد نادان و ساده لوحي كه هرگز درد عشق در دلش پديد نيامده بود  از جا بلند شد 

7.      و گفت اي مرد نيك و ستايش شده ي روزگار[92] آن كس كه از عشق هرگز بهره اي[93] نداشت منم

8.      واعظ مرد خر گم كرده را صدا زد و گفت : خر تو اين است[94] افسار بياور .

 

[ چهارشنبه پنجم فروردین 1388 ] [ 9:38 قبل از ظهر ] [ ] [ ]
جزوه آموزشی
...

[74] - عشق او باز اندر آوردم به بند :تشخیص و کنایه از این که عشق او مرا گرفتار کرد / او:مضاف الیه / م :ضمیر متصل شخصی ،مفعول / بند: متمم / کوشش :اسم مصدر در نقش نهادی / نامد:در معنی «نشد»فعل اسنادی

[75] - تشبیه :عشق به دریایی بی پایان و بی حد و مرز و بی ساحل مانند شده است . / مراعات نظیر :دریا ،کرانه ،شنا / عشق :نهاد (فعل «است »محذوف می باشد )

کی :قید پرسش ، مفید نفی / مصراع دوم :استفهام انکاری / ارتباط معنایی دارد با ابیات :

بسا عقل زور آور چیره دست               که سودای عشقش کند زیر دست

دل چو از پیر خرد نقل معنی می کرد      عشق می گفت به شرح آن چه بر او مشکل بود

[76] - که :معادل«اگر»آمده است . /خواهی:فعل گذرا به مفعول / عشق را تا پایان بری :مفعول /بری :فعل مضارع التزامی (ببری) / بپسندید : فعل مضارع التزامی

مصراع دوم ارتباط معنایی دارد با مصراع :زهر باید خورد و انگارید قند /

 جمال کعبه چنان می کشاندم به نشاط                                              که خارهای مغیلان حریر می آید

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم                                                          سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور

فراز و نشیب عشق دام بلاست                                                     کجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد

وصال دوست طلب می کنی بلاکش باش                                                          که خار و گل هم با یک دگر تواند بود

دوام عیش و تنعم نه شیوه ی عشق است                                                            اگر معاشر مایی بنوش نیش غمی

باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش                                                          بر جفای خار هجران صبر بلبل بایدش

[77] - انگاریدن:تصور کردن،به حساب آوردن /زشت و خوب :تضاد / زهر و قند :تضاد /   باید دید:وجه مصدری= بن ماضی یا مضارع از مصادر+بن ماضی یا مصدر بایستن / ارتباط معنایی دارد با بیت :چه خوش گفت یک روز دارو فروش           شفا بایدت داروی تلخ نوش

[78] -توسنی: سرکشی ،عصیان (صفت اسب) / ندانستم همی:نمی دانستم / کمند :ریسمان ،نقش نهادی دارد . /مفهوم مصراع دوم با مفهوم ابیات زیر ارتباط معنایی دارد :

از قضا سر کنگیین صفرا فزود                            روغن بادام خشکی می نمود              (نتیجه ی عکس)

چون مرغ دلم به دام هستی در شد                        چندان که تپید ،بند محکم تر شد

[79] - شیرین در  دو مصراع جناس تام است / شیرین مصراع اول ایهام دارد به دو معنی 1- نام معشوق  2- گوارا و دل نشین / جان شیرین حس آمیزی است

[80] - در مصراع اول تشبیه دیده می شود : ش مشبه ؛ مهتاب مشبه به / در مصراع دوم پرسش تأکیدی به کار رفته است

[81] - سر و سرا جناس ناقص افزایشی / سر زیر پا انداختن کنایه از جان فدا کردن / جمله جواب شرط (پایه ) در مصراع اول حذف شده است . همین طور در شش بیت بعدی 

[82] - پیش داشتن کنایه از تقدیم کردن است .

[83] - آهن مجاز از تیشه

[84] - ماه در مصراع دوم استعاره از معشوق است . /در مصراع دوم حسن تعلیل به کار رفته است همین طور در بیت بعدی

[85] - مه در مصراع اول استعاره از معشوق است و ماه در مصراع دوم ایهام به معشوق نیز دارد.

[86] - از گردن افکندن وام  کنایه از ادا کردن پرداخت کردن است. / سر مجاز از وجود / ش در یابیش  مفعول است معادل او را

[87] - مصراع دوم اشتراک معنایی دارد با بیت : بیزارم از وفای تو یک روز و یک زمان ؛ مجموع اگر نشستم و خرسند اگر شدم

[88] - جان استعاره از معشوق

[89] - مصراع دوم موهم این معنا نیز هست : دلی که بتواند این کار را انجام دهد دل نیست./ مرجع ضمیر «این» صبر کردن است

[90] - شیرین در مصراع اول ایهام دارد : 1- نام معشوق خسرو 2- گوارا و دل نشین / در مصراع دوم نیز شیرین می تواند ایهام تناسب باشد./ کاربرد  شیرین در مصراع اول و دوم جناس تام است.

[91] - آفاق جمع افق به معنی آسمان ها . در اینجا مجاز جهان

[92] - خاکی و آبی مجاز همه ی موجودات

[93] - از خود به در شدن :شیفته و بی قرار شدن ،از خود بیخود شدن / در واژه ی در آرایه ی تکرار وجود دارد ./ بین دو در جناس تام وجود دارد . / در «در آمدن و به در شدن» و «این جهان و جهان دگر» تضاد دارند ./ از این جهان به جهان دگر شدن :کنایه از مردن

[94]- گوش به راه بودن خبر:انتظار کشیدن برای شنیدن خبر / بیت با واژه ی «خبر» آرایه ی تکرار دارد - «صاحب خبر و بی خبر »  تضاد دارند /بی خبر شدن :از خود بیخود شدن .

[95] -«م» در مگرم ،نقش مضاف الیه دارد  مگر درد اشتیاقم / واژه های «ببینم و بدیدم » ،«اشتیاق و مشتاق» و «شود و شدم» اشتقاق دارند / ساکن شدن درد :تسکین یافتن درد / «ش» در ببینمش نقش مفعول دارد .

[96] -بُدم :بودم               / «م» در مهرم ،مضاف الیه کلمه ی «جان» است  مهر به جانم رسید / عیوق :نام ستاره ای است و در شعر ،مظهر روشنایی و بلندی و دوری است . / بر شدم :بالا رفتم /«اوفتاده بودن و بر شدن »و «شبنم و آفتاب » تضاد دارند .  / «مهر» ایهام تناسب دارد زیرا در معنی «محبت» با «جان» تناسب دارد و در معنی «خورشید » با «عیوق و آفتاب» متناسب است – در مصراع اول آرایه تشبیه وجود دارد . آرایه مراعات نظیر نیز وجود دارد . / منظور از مهر در عبارت بالا «گرمای عشق به معشوق» است .  /بیت فوق با مصراع زیر ارتباط معنایی دارد :

گویند روی سرخ تو سعدی که زرد کرد         اکسیر عشق بر مسم افتاد و  زر شدم

[97] - دست دادن کنایه از ممکن بودن است - «دست و پا و سر»مراعات نظیر دارند . «دست» ایهام تناسب دارد زیرا با «پا و سر» تناسب دارد ولی معنی حقیقی آن مورد نظر نیست.«دست و دوست» جناس افزایشی اند .  

[98] - بین واژه های «دیدن و گفتن و شنیدن و سمع و بصر » و «پا و سر» مراعات نظیراست / «تاو پا» و «رفتن و گفتن» جناس دارند . /بیت بالا آرایه ای لف و نشر دارد ./ لف و نشر :آوردن دو پا چند واژه است در بخشی از کلام که توضیح آنها در بخش دیگر آمده است . رابطه ای لف و نشر «مفعول و فعل» ،«فاعل و فعل » ،«مشبه و مشبه به» ،«مسندالیه و مسند» ،«اسم و متمم» «ام و هفت» و .... است . لف و نشر دو گونه است :

اگر نشرها به ترتیب توزیع لف ها باشند «مرتب» نامیده می شود و اگر چنین نباشد «مشوش» (به هم ریخته ) است .

به عنوان مثال :

چو آینه است و ترازو ،خموش و گویا ،یار              زمین رمیده که او خوی گفت و گو دارد. «مولوی»

[99] - نگاه داشتن« چشم از چیزی یا کسی کنایه از نگاه نکردن ،توجه نکردن » /   دیده ور : بینا / واژه ها ی «چشم و نگاه و نظر و دیدن و دیده ور» مراعات نظیر دارند .

[100] - بیزارم از وفای تو:خود را وفادار نسبت به تو نمی دانم / مجموع نشستن «آسوده خاطر بودن»

[101] - التفات:توجه و گرایش -«صید، اسیر و کمند » مراعات نظیرند / «خویشتن » بدل است برای «من» و برای تاکید است «کمند نظر» اضافه ی تشبیهی است  نگاه مانند کمندی است که دل را اسیر می کند

[102] - اکسیر :جوهری که ماهیت اجسام را تغییر دهد و کامل تر سازد ،هر چیز مفید و کمیاب اکسیر عشق در معنای دقیق تر  دلدادگی ناب و کمیاب – اکسیر عشق اضافه ی تشبیهی است .

[103] - گذشتن اختر: گذشتن ستاره از نصف النهار يا يكي از درجات منطقه البروج مثلا از درجه طالع شخص مفروض زيرا در آن وقت است كه به اصطلاح ساعت دارد و خواهش و دعاي شخص برآورده مي شود.خاقاني گويد:

من دست به شاخ مه مثالي زده ام                   دل دادم و پس صلاي حالي زده ام

او خود نپذيرد دل و مالم اما                             اختر بگذشته است و فالي زده ام

ستاره بخت مساعد است و كار به پايان رسيد

[104] - تنعم: به ناز و نعمت زيستن و در بيت مراد تفاخر و خودنمايي است و تنعم پاييز اشاره به اين كه فصل پاييز فصل محصول است. مي گويد باد بهار وزيد و همه ناز و افاده فصل پاييز را با خود برد/ در این شعر جفت واژه های متقابل استعاره اند . منظور از استعاره های مثبت شاه شیخ اسحاق و استعاره های منفی امیر پیر حسین می تواند باشد.

[105] - كلاه گوشه: كنايه از مقام و مرتبه و كله گوشسه گل اشاره به بگ هاي گل دارد/ شكر خدا را كه به بركت شكفتن گل سرخ بهار آمد و زمستان به آخر رسيد . باد سرد دي ماه را كه انسان را تهديد مي كند كنايه در معناي بادبروت و كروفر آورده و نيش خار را مايه قدرت و شوكت او گرفته است

[106] - معتكف:گوشه نشين كسي كه براي عبادت در مسجد يا خانقاه مقيم گردد /؛يعني اميد را كه همچون صبح در پرده شب تاريك پشت پرده عالم غيب پنهان بود بگو دوباره ظاهر شود زيرا شب تاريك به پايان رسيد؛كنايه از اين كه به آن كسي كه در انتظار رسيدن به حكومت است بگو دست به اقدام بزند زيرا كار اين دولت به آخر رسيد؛ به آن كه در خفا انتظار مي كشيد بگو اميدوار باشد كه روزگار عوض مي شود/ صبح امید اضافه تشبیهی است.

[107] - مقصود اين است كه گيسوي يار كه برحسب معمول نماد ظلمت و پريشاني است اكنون با ما بر سر لطف آمده و در سايه لطفش پريشاني و ظلمت شبهاي فراق به پايان رسيد

[108] - طفل نی سوار کنایه از ضعف و ناتوانی / شوق به طور ضمنی به برق و شعله تشبیه شده است ؛ برق به شرار و شعله به طفل نی سوار مانند شده است.

[109] - اشتراک مفهوم دارد بابیت : سرم به دنيي و عقبي فرو نمي آيد     تبارك اله از اين فتنه كه ار سرما ست

[110] - آگاهی های ما تنک مایه و کم عمق است

[111] - مجنون و لیلی :  مراعات النظیر/ نکو : صفت  جانشین اسم در نکش مفعول /                          پیدا  کن :  فعل امر و  مرکب و گذرا به  مفعول

[112] - قصور :  نقص و عیب/  حسن : زیبایی

[113] - عیب جو :  مضاف الیه 

[114] - دیده ی  مجنون : اضافه ی تعلقی / معنی : بیت بیانگر این است  که عشق به انسان دیدگاه  و بینش  تازه ای  می بخشید و  نحوه ی  نگرش  انسان تغییر  می یابد و ظاهر بینی  کنار رفته  و عمیق بینی  و توجه  به باطن جای آن را می گیرد ./ ارتباط  معنایی دارد با :  ای کاش  عظمت  در  نگاه  تو باشد  نه در چیزی که به آن می نگری

[115] - ارتباط  دارد  با بیت :  عابدان آفتاب از دلبر  ، غافلند          ای ملامت  گو خدا را ما رو ببین آن رو ببین

چشم برزلف و رو داشتن : کنایه از ظاهر بینی  /  تو کی می دانی : استفهام انکاری  / چون : صفت  تعجبی  /  مفهوم  : بیت ظاهر بینی را نکوهش  می کند 

[116] - ناوک  :  نوعی  تیر  کوچک آن ار در غلاف  گذارند و از کمال  سر دهند  تا دورتر رود . / ناوک  انداز  صفت  فاعلی مرکب  مرخم ./ مفهوم  :  بیت ظاهر بینی را نکوهش  می کند  و  عمیق نگری و باطن نگری  را توجه

[117] - مصراع  اول ضرب المثل  ست .  /  مفهوم : بیت ظاهر بینی را  نکوهش  می کند  و عمیق  نگری  را توجه  می کند . 

[118] - شکر  خنده : خنده ی  شیرین ، حس آمیزی  /  دل مجنون  خون است : کنایه از این که عاشق و بی قرار است

[119] - مفهوم : لیلی  که مجنون  عاشق  اوست با لیلی دی  دیگر تفاوت دارد.

ارتباط معنایی با بیت :

 معشوقم به چشم دیگران نتوان دید.               جانان مرا به چشم من باید دید.

[120] - آژنگ: چين و شكني كه به واسطه ي خشم به چهره وابرو و پيشاني افتاد/ چهره پر چين وجبين پر آژنگ: كنايه از اخم كردن وناراحت و خشمگين شدن/ چهره،چين،جبين،آژنگ: مراعات نظير/ چهره و چين: هردو مفعول

 

[121] - خدنگ: درختي است بسيار سخت كه از چوب آن تير ،نيزه و زين اسب سازند/تشبيه: نگاه مادر به تير خدنگ/مفهوم: مادرت با نگاهش مرا آزار ميدهد

 

[122] - طرد كردن:راندن/قلماسنگ:فلاخن/تشبيه:من به سنگ تشبيه شده است/تشخيص:به قلماسنگ شخصيت داده شده است/كنايه: بيت كنايه از بي ارزش شمردن است/مراعات نظير:سنگ و قلما سنگ

 

[123] - شهد: شيريني/شرنگ:زهر/سنگدل: كنايه از بي رحم/شهد وشرنگ: تضاد/شهد در كام شرنگ بودن :كنايه از ناكامي

 

[124] - يكدل ويكرنگ :كنايه از صميمي ومخلص بودن/دل را ازخون رنگين ساختن:كنايه از كشتن/تا:پيوند وابسته ساز\را : حرف اضافه

 

[125] - سه بیت  قبلی مو قوف المعانی اند. همچنین سه بیت بعدی/ آينه ي قلب : اضافه ي تشبيهي/زنگ زدودن از آینه ی قلب: كنايه از بين رفتن كدورت

 

[126] - نارنگ:نارنج/دل:مشبه/كف:مجاز ازدست

 

[127] - آرنگ:آرنج/را:فك اضافه؛ او را آرنگ = آرنج او

 

[128] - آهنگ:قصد/باز: قيد تكرار/پي: حرف اضافه

 

[129] - کیش:دین ، آیین ، مذهب (این جا) /کیش:تیر ان ،نوعی پارچه ای از کتان مهر:دوستی ، محبت ، خورشید ، آفتاب /دلدار: دلبر، معشوق /همی گویم : می گویم ،فعل مضارع اخباری /مهر و دلداری : مراعات نظیر /

[130] - جرگه :گروه ، زمره /هشیارها : استعاره از غیر عارفان/         ایهام :   1)آیین مهر ورزی و عشق 2)اشاره به مکتب میترالیسم (مهر پرستی) مست و هوشیار :تضاد

[131] - مصراع اول : مراعات نظیر / دل افگارها : کنایه از عاشقان /افگار: آزرده ، زخمی/ مفهوم : عاشقان کسانی هستند که ترک شادی و آسایش و تنعّم کرده اند . (بیانگر ریاضت عارفانه است )

[132] - دیوار کشیدن :کنایه از ممانعت کردن  / کوی ، دیوار، دل و کام : مراعات نظیر /صامت «د» : واج آرایی

[133] - حلاج : در لغت به معنی «پنبه زن » /«چه حلاج ها رفته بر دار ها »:هم مفهوم با «معراج مردان سردار است .» /تلمیح : به داستان فرهاد و حلّاج اشاره دارد. /چه : صفت تعجبی / ترصیع : کلمات دو مصراع در قرینه ی هم ، هم وزن هستند و در حروف آخر هماهنگ هستند .  /مرده ، رفته :فعل ماضی نقلی

[134] - چه دارد جهان : استفهام انکاری دارد ؛ جهان چیزی ندارد. / دل ، مهر ، یار : مراعات نظیر/چه : ضمیر پرسشی در نقش مفعول

[135] - نبازند :نمی پردازند ،توجهی نمی کنند/فعل مضارع اخباری /مردار:استعاره از دنیا و تعلّقات آن/ صفت مفعولی /تلمیح : به حدیثی از حضرت علی (ع) «الدنیا جیفه و انتم الکلاب » / مِهین :بزرگ ترین ،بزرگ/صفت عالی  /دام و تار :مراعات نظیر /دام جان :استعاره از جسم خاکی و تعلّقات مادّی

[136] - جوبار:استعاره از دنیا /گل های رنگین :استعاره از عاشقان شهید /به خون خود آغشته :کنایه از به شهادت رسیده

[137] - شاباش :شاد باش، طلا یا پولی که بر سر عروس یا داماد ریزند . در اینجا استعاره از باران است.   /شاباش ریختن سپهر : تشخیص /دامان گلشن : تشخیص /بهاران ،گلشن ، رگبار : مراعات نظیر /     بهاران : قید زمان(ان:پسوند زمان ) /با بیت بعدی موقوف المعانی است.

[138] - تشخیص :سبزه رخت می کشد و گل بارگه می زند . /رخت کشیدن : کنایه از کوچ کردن به جایی و اقامت گزیدن در آنجا  /بار گه زدن : کنایه از ساکن شدن / بارگه : کاخ و در بار پادشاه ، خیمه پادشاهی ،سراپرده / هامون : دشت ،صحرا /سبزه ، گل ،گلزار ،هامون و دشت : مراعات نظیر

[139] - مصراع اول : تشخیص ؛ نگاریدن(ش) به گلبن نسبت داده شده است /آیینه ی آب : آب به آیینه تشبیه شده است / رخسار ها : مفعول

[140] - نیلفر:نیلوفر، گیاهی است پیچنده با گل هایی شیپور مانند / گلنار : گل انار / تشخیص : رفتن شاخ گل ، رقصیدن گلنار  / مراعات نظیر : گل ،نیلفر ،گلنار

[141] - بام : بامداد ،صبحگاه / هَزار: بلبل یا پرنده ای از خانواده ی بلبل (هزار دستان) / نغز: دلنشین ،زیبا / نقض : شکستن  / نغز گفتارها : ترکیب وصفی مقلوب ؛ گفتار های نغز

باد ،بام : جناس ناقص اختلافی / باد پرده غنچه دَرَد: تشخیص و کنایه از شکوفا کردن و بازکردن گلبرگ ها / پرده دریدن : کنایه از فاش کردن راز / دَرَد: می دَرَد ، فعل مضارع اخباری

[142] - گل رخان :زیبا رویان / گل رخان ، خم ابرو: مراعات نظیر / می خوارها :استعاره از عاشقان و عارفان سرمست عشق الهی /  جام:مجازاً شراب / جام ، بزم ، می خوارها: مراعات نظیر /

[143] - گره از راز باز کردن : کنایه از حل کردن مشکل و گشودن اسرار / راز،باز : جناس ناقص اختلافی / آسان،دشوار: تضاد / دشوار ها : مفعول

[144] - تشبیه : جهان را به افسون و افسانه تشبیه کرده اند  / چشم بستن : کنایه از فریب دادن ،گمراه کردن / خشایار ها :افرادی مثل خشایار و تلمیح دارد به پادشاهی خشایار

[145] - زینهار:صوت و شبه جمله / فریب کار بودن جهان : تشخیص  / گل : استعاره از جهان و لذات و خوشی های آن/  گل : مضاف الیه  / پای گل : تشخیص /  خار:استعاره از مشکلات و رنج ها / گل و خار: تضاد و مراعات نظیر

[146] - بهل : بگذار، رها کن ، فعل امر که از دو مصدر1)هلیدن  2)هشتن  / جام : مجازاً از شراب عشق و معرفت الهی 

[147] - قلب و سینه: مراعات نظیر / مصراع دوم: گروه قیدی برای مصراع اول

[148] - آب و آتش: تضاد و مراعات نظیر[تمامی عناصر اربعه (آب ،آتش،باد و خاک)با یکدیگر ،مراعات نظیر دارند] / درون و برون :تضاد /مرغ و ماهی: مراعات نظیر /غم و هجران: مراعات نظیر /  مصراع دوم : کنایه از بی قرار بودن (ماهی بیرون آب افتادن_افتادن :کنایه از بی قراری ) / تشبیه : عاشق به مرغ و ماهی تشبیه شده است

«م»مرغم : مخفف«هستم»

[149] - بطالت:بیهودگی ،پوچی ، مهملی / شباب : جوانی / پیری و شباب: تضاد

[150] - جوانی ، پیری : تضاد / هان: صوت ،شبه جمله /عزیز:صفت جانشین اسم ، منادا /فصل جوانی : جوانی به فصل تشبیه شده که نقش قیدی دارد

[151] - خرقه:جامه ای که از تکه های گوناگون دوخته شده باشد.جُبّه مخصوص صوفیان و درویشان،پشمینه،در اینجا مجازاً جسم ،وجود . / تحفه: ارمغان ، هدیه ، سوغات  /                              منم:کنایه از غرور و خودخواهی / نادانی،ظاهر سازی و ریا،خودخواهی:اوصاف مدّعیان         شان :مضاف الیه

[152] - خِِِضاب: آنچه سر و صورت یا پوست را بدان رنگ کنند؛مانند وسمه ،حنا،گلگونه / تضاد: نقص،کمال / عیب،جمال / خویش،غیر / جمال ،کمال :جناس ناقص اختلافی / تشبیه: مصراع اول به پیری تشبیه شده است           عیب ،نقص ،کمال ،جمال : مفعول /  چو : حرف اضافه در نقش قیدی                        کل بیت: کنایه از ظاهر سازی و ریا کاری

[153] - ناصواب: نادرست، خطا                                     دم بر نیاوردن: کنایه از ساکت بودن / دفتر بیهوده پاره کردن:کنایه از کنار گذاشتن و از بین بردن نوشته های پوچ و بیهوده

دفتر،کلام،گفتار: مراعات نظیر                            دفتر: مجازاً ،نوشته ها / تا: حرف اضافه     /   کی: ضمیر پرسشی ،در نقش قید پرسشی/ بیت7 با عبارات زیر از دیباچه ی گلستان ارتباط معنایی دارد: «مصلحت آن دیدم که در نشیمن عزلت نشینم ودفتر از گفته های پریشان بشویم و من بعد پریشان نگویم ...»

[154] -فرشته خو:نیک سیرت ،پاک سرشت /رسته:روییده(از مصدر رستن)/ رسته:رها شده،آزاد شده /لب،فرشته خو:مراعات نظیر / جوی،خوی:جناس ناقص اختلافی/ سبزه و کنار جوی:مراعات نظیر / هر:صفت / مبهم/رسته است:فعل ناگذر،ماضی نقلی / گویی:قید تشبیه/ خواری:خوار کردن،حقیر پنداشتنتا:شبه جمله از نوع صوت،درمعنی «مواظب باش»،«زنهار» /سبزه:تشخیص/ کان:مخفف«که +آن»/پا،سر:مراعات نظیر /سبزه،خاک،لاله:مراعات نظیر / قالب شعر:رباعی؛شعری است که چهار مصراع دارد و قافیه در مصراع های اول ،دوم و چهارم رعایت می شود و در مصراع سوم اختیاری است و بر وزن مخصوص    «لاحول ولاقوه الابالله»است

[155] - غم، کم:جناس ناقص اختلافی / دل،وفا،غم و ماتم:مراعات نظیر/یاد،باد:جناص ناقص اختلافی  /  یاد کردن غم،آفرین برغم:تشخیص  / غم در مصراع اول:غم دنیا و مادیات (حالت منفی و ناراحت کننده غم موردنظر است). / غم در مصراع چهارم: غم عشق و عرفانی(حالت مثبت و خوب غم مورد نظراست). /قالب شعر: رباعی

باد:فعل دعایی(در مفهوم نفرین به کار رفته)

[156] -سنگ بر پا آمدن:کنایه از دچار مشکل شدن،مکافات دیدن / تنگ آمدن جهان فراخ:کنایه از تیره بختی و دشواری زندگی / سنگ،تنگ:جناس ناقص اختلافی  / فراخ،تنگ:تضاد/ فردا:مجازا روز قیامت / نامه خوانان:محاسبان روز قیامت،فرشتگان / قالب شعر:دوبیتی؛شعری است که از نظر شکل و قالب و قرار گرفتن قافیه با رباعی یکسان است با این تفاوت که وزن رباعی «مفعول،مفاعیل،مفاعیل،فعل یا لا حول الا قوه الا بالله»،و وزن دو بیتی «مفاعلین،مفاعلین،فعولن»است.  ساده ترین راه شناخت رباعی از دوبیتی:اولین کلمه رباعی با هجای بلند شروع می شود ولی اولین کلمه ی دو بیتی با هجای کوتاه شروع می شود.  / «ت»سنگت:ضمیر متصل ،مضاف الیه پا(پایت)/«ت»تنگ:ضمیر متصل،متمم / آیو:آید / چو:پیوند وابسته ساز(حرف ربط) / کار،نامه:مفعول/ نامه خوانان: صفت فاعلی مرکب مرخم،جانشین اسم در نقش نهادی

[157] - سحر،شاخسار،مرغ،نغمه خوانی: مراعات نظیر / سرود،ناله،آهی،فغانی:مراعات نظیر / قالب شعر:دو بیتی / نغمه خوان: صفت فاعلی مرکب مرخم / هر چه:ضمیر مبهم،مفعول /

[158] -دل:تشخیص/ این جا:منظور«دنیا» / کاشانه دیگر:منظور خانه آخرت / گم کرده دیرین:محبوب و معشوق(خداوند) / لاله پرپر:استعاره از شهید به خون خفته

پر بگیریم:کنایه از این که پرواز کنیم . به سوی عالم بالا برویم. / دیرین:صفت نسبی/ را:نشانه فک اضافه(سراغ گم کرده ی دیرین)/ سراغ:مفعول

[159] - مخاطب شاعر:شهید / تشبیه:زخم بدن شهید به نشان و مدال افتخار مانند شده است. / حیثیت مرگ:تشخیص/ قالب شعر:رباعی / پاک بازی:حاصل مصدر،مضاف الیه/ سر فرازی :حاصل مصدر/ دلاور:منادا

[160] - توضیحات 1:کنایه از گوشه گرفتن  / مصراع دوم :اغراق و کنایه از بدست آوردن مقام بلند و بزرگی  / کوه ،شکوه :جناس ناقص افزایشی / تشبیه :تو ، به کوه تشبیه است . / پا و سر :تضاد و مراعات نظیر / کوه:نماد ثبات و متانت و گوشه نشینی / پای در دامن آوردن کوه :تشخیص / ارتباط معنایی دارد با ابیات :

آشنایی خلق درد سر است                                                      معتکف باشی تا ندانندت

عزلت و انزوا و تنهایی                                                       برهانندت از هزار بلا

خانه سوز و آشیان پرداز می باید شدن                       با نسیم صبح هم پرواز می باید شدن

رخنه ی گفتار را سرمه می باید گرفت                       با لب خاموش سخن پرداز می باید شدن

[161] - زبان درکشیدن : کنایه از خاموش شدن ،سکوت اختیار کردن / فردا: مجازاًروز قیامت / بی زبان :شخص ساکت و کم سخن (اینجا )، لال / نبودن قلم بر کسی : کنایه از بازخواست قرار نگرفتن کسی/ مرد بسیار دان :ترکیب وصفی ،منادا / مفهوم : دعوت به سکوت و پرهیز از پرگویی / ارتباط معنایی دارد با ابیات :

سخن فروشی ،فرزند خود فروختن است                               کسی که لاف سخن زد ز اهل غیرت نیست

آن را که بود مغز و خرد ،خاموش است                                  از کاسه ی پر ، صدا نیاید بیرون

جان است و زبان است زبان دشمن جان است                          گر جانت به کار است نگه دار زبان را 

[162] - لولو : مروارید ،استعاره از سخنان با ارزش و گران بها  / تشبیه : گوهر شناسان به صدف تشبیه شده است . / صدف ،گوهر ،لولو: مراعات نظیر

گوهرشناسان راز :استعاره از انسان های آگاه و سخن شناس ،اهل معرفت / راز ، باز : جناس ناقص اختلافی / صدف وار : قید تشبیه (وار : پسوند مشابهت )/ مفهوم :انسان آگاه سنجیده و با ارزش سخن می گوید و بیهوده گویی نمی کند . (پرورده گویی) / با بیت زیر ارتباط معنایی دارد :

کم گوی و گزیده گوی چو در                              تا اندک تو جهان شود پر

سخن گوهر شد و گوینده غواص                          به سختی در کف آید گوهر خاص

چو دانا یکی گوی و پرورده گوی

[163] - نگیرد : تاثیر نکند  / آگنده گوش :کر ،ناشنوا (کنایه) / فراوان سخن ،خموش :تضاد / سخن ،گوش ،نصیحت :مراعات نظیر / فراوان سخن : صفن مرکب جانشین اسم ،نهاد/ مفهوم :انسان پر حرف ،نمی تواند از نصیحت دیگران تاثیر بپذیرد . (کم گوی و بشنو) / ارتباط معنایی دارد با بیت :

چو خواهی که گویی نفس بر نفس // نخواهی شنیدن مگر گفت کس  / آگنده گوش :صفت مرکب ،مسند / خموش : صفت جانشین است ،متمم / مگر :قید استثناء

[164] - توضیحات 3 : «مگر» به لحاظ ساخت ،از «مَه» علامت نفی و «اگر» کلمه ی شرط ساخته  شده است ؛ نه اگر ؛ بی شرط ،به تحقیق ،حتماً هر آینه (قیدتاکید )

 نفس بر نفس : دم به دم ،پیوسته ،در نقش قید / گفت :مصدر مرخم ،در نقش مفعولی / گفتن ،شنیدن :مراعات نظیر /مفهوم :بیت در تاکید کم سخن گفتن و نکوهش  حرفی است و انسان پر حرف نمی تواند از نصیحت دیگران تاثیر بپذیرد . (با بیت قبلی در یک مفهوم اند .)

ارتباط معنایی دارد با ابیات :

سلیم این پند را از من نگه دار                             سخن کم گو ولی بسیار بشنو

سخن بشنو و بهترین یادگیر                                              نگر تا کدام آیدت دل پذیر

[165] -ناساخته :نسنجیده ،صفت مفعولی در نقش قیدی  / نینداخته :اندازه نکرده ،صفت مفعولی در نقش قیدی / مصراع دوم تمثیلی است برای مصراع اول و آن را برای تاکید بر «سنجیده گویی و پرورده گویی » آورده است.  / مفهوم :معادل ضرب المثل «گز نکرده پاره کردن» است و مشابه مصراع «اول اندیشه وانگهی گفتار» و مصراع «نخست اندیشه کن آن گه سخن گو» است .  / ارتباط معنایی دارد با بیت بعدی و ابیات :

سخن پیش فرهنگیان سخته گوی                                                 به هر کس نوازنده و تازه روی

سخن بشناس و آنگه گو ،ازیرا                                            که بی نقطه نگردد خط ز پرگار

سخن را تا نداری پاک از رنگ                                          ز دل ها کی زداید زنگ و زنگار

به گفتار اگر در مشاند کسی                                                               خموش به بسیار از آن بهتر است

خردمند خاموش بود چون صدف                                        اگر خود درونش پر از گوهر است

بریدی تو ناکرده کز جامه را                                               نخواندی تو پایان شهنامه را

[166] -خطا و صواب :تضاد  / خاییدن :جویدن  / صواب ،جواب :جناس ناقص اختلافی / ژاژ :گیاهی است خاردار که شتر آن را از زمین می کند و می جود و نمی تواند آن را نرم کند . / ژاژ خاییدن :کنایه از بیهوده سخن گفتن ،یوه گویی / ژاژ خای :بیهوده گو ،یاوه گو (کنایه) / صواب :درست و شایسته (اهمیت املایی دارد ). / ثواب :پاداش  / فعل اسنادی : به قرینه ی معنوی حذف شده است .  / مفهوم : با درنگ اما سنجیده سخن گفتن بهتر از حاضر جوابی توام با بیهودگی است .

ارتباط معنایی دارد با ابیات :

هر آن کس که راند سخن بر گزاف                        بود بر سر انجمن مرد لاف کار

به گاهی که تنها شود در نهفت                            پشیمان بود ز آن سخن ها که رفت

تهتک در سخن گفتن زیان است                           تامل کن تامل کن تامل

[167] -کمال ،ناقص : تضاد  / نفس ،انسان ،سخن و گفتار : مراعات نظیر / گفتار :اسم مصدر (در این جا منظور پر حرفی و سخن نسنجیده است ) در نقش متمی

مفهوم :ارزش انسان به گفتار اوست . (سخن دو جنبه ی متفاوت دارد و موجب کمال یا نقصان می شود ) / ارتباط معنایی دارد با :

زنده به جز آدمیان نیست کس                                              کادمی از ناطقه زنده است و بس

پس چو چنین است سخن جان ماست                                   وانکه بدو زنده بود زان ماست

آدمی از دواب ممتاز است                                              که به لطف سخن سرافراز است 

[168] - مشک : استعاره از سخن با ارزش ،مفید و کم  / یک توده گل : استعاره از سخن بیهوده ،نا به جا و فراوان ،در نقش متممی / کم آواز :صفت جانشین اسم در نقش مفعول ،معنی آن «آدم کم حرف و کم صحبت » است .  / جوی : به اندازه ی یک دانه جو ، مقدار اندک (کنایه) / تضاد :مشک ،گل – جوی (یک جو ) ، توده

مصراع دوم :تمثیل ،فعل به قرینه ی معنوی حذف شده است . / که : حرف اضافه به معنی «از» / مفهوم :پرورده گویی و گزیده گویی بهتر از پر حرفی است وکم گو هیچ گاه شرمنده نمی شود . ارتباط معنایی دارد با ابیات :

سخن گر چه باشد چو آب زلال                            ز تکرار خیزد غبار ملال

همه وقت کم گفتن از روی کار                            گزیده است خاصه در این روزگار

بگویم گرت هوش اندر سراست                           سخن هر چه کوته بود بهتر است

یک دسته گل دماغ پرور                                   از خرمن صد گیاه بهتر

بدان کز زبان است مردم به رنج                          چو رنجش نخواهی سخن را بسنج

[169] - توضیحات 4 : کسی که به اندازه ی ده تن سخن بگوید . / حذر کن : پرهیز کن ،دوری کن .  / تشبیه : چو دانا یکی گوی . / دانا / نادان : تضاد / ده مرده گوی ،یکی گوی : تضاد / ده مرده گوی : صفت فاعلی مرکب مرخم  / چو : حرف اضافه ،قید تشبیه / پرورده :سنجیده : صفت مفعولی جانشین اسم در نقش مفعولی / مفهوم :پرورده گویی و بر حذر بودن از پرگویی و حرافی  / مفهوم بیت تناسب معنایی دارد با ابیات :

کم گوی و گزیده گوی چون در                            تا ز اندک تو جهان شود بر

در سخن در ببایدت سفتن                                 ورنه کنگی به از سخن گفتن

سخن پخته جوی و کوشش کن                             نفس از خام زد خموش کن 

[170] -مفهوم : کم گوی و گزیده گوی چون در (بر حذر بودن از پرگویی و حرافی). / تضاد : یک ،صد / خطا ،راست  / صد ،نماد کثرت است و یک ،نماد قلت و کمی

مصراع اول : کنایه از پر گویی و خطا گفتن / مصراع دوم : کنایه از کم و درست گفتن  / تیر : استعاره از سخن ،مفعول  / بیت در حکم تمثیل است ./ صد : اولی صفت برای تیر و دومی ضمیر شمارشی

[171] -خفیه :در نهان ،پنهانی / فاش : آشکار / خفیه ،فاش : تضاد / مرد ،زرد :جناس / روی زرد شدن : کنایه از شرمندگی و سرافکندگی / چرا : قید پرسش / مفهوم : بیت در مذمت و نکوهش غیبت است .  / ارتباط معنایی دارد با ابیات :

در پس آزادگان به هیچ طریقی                            پیش کسان بد مگو که نیک نباشد

سخن در نهان نباید گفت                                   که به هر انجمن نشایدگفت

پس کس نگوییم چیزی نهفت                               که در پیش رویش نیاریم گفت

مکن پشت دیوار غیبت بسی                                               بود کز پسش گوش دارد کسی

[172] - پیش و پس :تضاد / بسی ،کسی :جناس ناقص اختلافی/ مصراع دوم : کنایه از استراق سمع ،دزدیده گوش دادن / بود که : ممکن است که بیت یادآور مثل :دیوار موش دارد ،موش گوش دارد

پیش دیوار آنچه گویی هوش دار                          تا نباشد در پس دیوار ،گوش

چه گفت آن سخن گوی پاسخ نیوش                       که دیوار دارد به گفتار گوش

به خلوت نیزش از دیوار می پوش                        که باشد در پس دیوار گوش

لب مگشا گرچه در او نوش هاست                        کز پس دیوار بس گوش هاست

«ش» پسش : ضمیر متصل ،مضاف الیه

[173] - توضیحات 5 :زندانی ،محبوس / تشبیه :راز به زندانی تشبیه شده است و دل به زندان  / نگر: مراقب باش / راز ،باز : جناس ناقص اختلافی / شهر : استعاره از دل ،درون / در شهر : استعاره از دهان /

[174] - دهان دوختن : کنایه از سکوت و خاموشی اختیار کردن/ حسن تعلیل : علتی برای خاموشی انسان دانا آورده است . / زبان :استعاره از شعله ی شمع یا فتیله ی شمع

زبان داشتن شمع : تشخیص / زبان و دهان : مراعات نظیر / دوخته ،سوخته: جناس ناقص اختلافی / مرد : مجازاً انسان / شمع : نماد پرگویی / مصراع دوم : تمثیل است برای مصراع اول / دهان دوخته : صفت مفعولی / مفهوم :انسان خردمند چون به اثرات منفی پر گویی پی برده است سکوت اختیار کرده است .

ارتباط معنایی دارد با ابیات :

سخن کم گوی تا در کار گیرند                                             که در بسیار ،بد بسیار گیرند

تو را بسیار گفتن گر سلیم است                                            مگو بسیار دشنامی عظیم است

[ چهارشنبه پنجم فروردین 1388 ] [ 9:36 قبل از ظهر ] [ ] [ ]
جزوه آموزشی

1.       معشوقه به عاشق پیام داد که مادر تو با من سر ستیز دارد

2.       هر کجا مرا ازدور می بیند از خشم چهره درهم می کشد و اخم می کند[120]

3.       با نگاه خشمگینانه بر دل نازک من تیر می زند [121]

4.       مانند سنگی که از فلاخن پر تاپ شود مرا از در خانه دور می کند [122]

5.       تا زمانی که مادر بی رحم تو زنده است خوشی های زندگی در کام من و تو تلخ است [123]

6.       تا زمانی که قلب او را از خون رنگین نسازی با تو هم دل و همراه نمی شوم [124]

7.       اگر می خواهی به وصال من برسی باید همین لحظه بدون هیچ مکث و درنگی بروی و سینه تنگ او را بشکافی و قلب او را در حالی که گرم و خونین است نزد من بیاوری تا این که زنگ آینه قلب من زدوده شود (خیال من آسوده شود؛ عقده ام خالی شود )[125]

8.       عاشق نادان سنت شکن نه بلکه آن فاسد نا پاک دامن  احترام مقام مادری را از یاد برد و در حالی که مست از شراب و  بی خود از تریاک بود رفت و مادر  را به زمین انداخت سینه اش را شکافت و قلب او را بیرون آورد

9.       در حالی که قلب مادر مانند نارنج در دستش بود قصد رفتن به جای معشوق کرد [126]

10.    اتفاقا در آستانه در به زمین خورد و آرنجش کمی زخمی شد[127]

11.    آن قلب گرم که هنوز جان داشت از کف آن انسان بی ادب افتاد

12.    وقتی دوباره از زمین بلند شد قصد کرد قلب را بگیرد [128]

13.    شنید که از  آن قلب خون آلود ه آهسته  آهسته این نوا بیرون می آید

14.    آه دست پسرم خرا شیده شد / وای  پای پسرم به سنگ خورد

 

کیش مهر

1.       بارها گفتم باز می گویم که آیین من عاشقی است.[129]   

2.       در آیین عشق ورزی پرستش زمانی میسر است که انسان از یاد خدا مست باشد و از این گروه عاقلان خارجند و مفهوم بیت بیانگر تقابل عقل و عشق است .[130]              

3.       عاشقان به شادی و آسایش و آرامش و خواب خود کار ندارند و همیشه در رنج و سختی هستند .[131]

4.        در کوی عاشقان میان دل و مقصود (آرزو) جدایی انداختند.(میان عاشق و آرزو جدایی وجود دارد).[132]

5.         چه بسیار عاشقانی مانند فرهاد در کوه ها جان باختند و چه عاشق هایی همانند حلاج ها بر سر دار جان باختند.( عاشقان کشتگان معشوق اند).[133]

6.        ارزش این دنیا فقط به دل و عشق به خداست .جز این، آنچه در دنیا است فقط پندار ها و تصورات باطل است.(به دل و مهر یار اهمیت داده شده)[134]

7.       عارفان هرگز به چیزهای بی ارزش توجهی نمی کنند.[135] مصراع دوم : کنایه از ترک هواهای نفسانی و دلبستگی های دنیوی

8.        بزرگترین عاشقان که آزاده اند جان و روح خودشان را از هرگونه دلبستگی و آلودگی های پاک می کنند .  مفهوم : والا ترین مرتبه ی عاشقان ، وارستگی و ترک تعلقات مادی است.

9.        چه بسیار عاشقان خدا؛ در جویبار این دنیا به خون خود آغشته ، کشته شدند و رفتند.[136]

10.    در فصل بهار بوسیله ی رگبار ها بر روی بوته های گل (گلشن) آسمان باران می ریزد.[137]

11.         در فصل بهار سبزه وسایل زندگی اش را به دشت می آورد (دشت سرسبز می شود)و گل در باغ اقامت می کند(باغ پراز گل می شود ).[138]

12.     گل بوته های کنار جویبار چهره ی خودشان را در آینه آب نشان می دهند[139]

13.     نیلوفر به دور دو شاخه ی گل سرخ می پیچد و با صد نازوعشوه گلهای انار به رقص درمی آیند.[140]مفهوم : عناصر طبیعت سرمست از جذبه ی عشق و دلدادگی است .

14.              نسیم سحری غنچه را شکوفا می کند و بلبل آواز خوش می سراید .[141]     مفهوم : عناصر طبیعت سرمست از جذبه ی عشق و دلدادگی است .

15.                        به یاد ابروی خمیده ی زیبا رویان در محفل عاشقان شراب عشق الهی را بنوش وبا عاشقان مشورت کن .[142]      مفهوم:تو هم با دیدن زیبایی های آفرینش و طبیعت ، شراب معرفت و عشق الهی را بنوش.

16.          مشکل را از راز دنیا حل کن (یعنی حقیقت های دنیا را آشکار کن ) زیرا که شراب سختی ها را آسان می کند.[143]    دنیا قصه و افسانه و نیرنگی بیش نیست که چه بسیار پادشاهان قدرتمندی مانند خشایار را فریب داد.[144]

17.      آگاه باشید و فریب دنیا را نخورید . زیرا که به دنبال هر راحتی سختی است.[145]

18.     شراب را پشت سر هم بنوش و مشغول باش و مست و پر نشاط باش بگذار تا افراد نا اهل از تو خرده بگیرند (کار به کار آنها نداشته باش ).[146]  مفهوم: به عشق معنوی بپردازید.

 

رنج بی حساب

1.       در این رنج بی اندازه با قلبی پاره، پاره و سینه سوخته یعنی پر از رنج ما را به حال خود رها کنید .[147]

2.       عمرم در اندوه دوری از معشوق حقیقی (خداوند) سپری شد . من مانند مرغی در آتش و ماهی خارج از آب   هستم این ها مرا خواهند کشت (دوری از معشوق )[148]

3.       پس ازجوانی پیری من همراه با سستی وضعف فرا رسید،ازاین رنج و اندوه زندگی چیزی نصیب من نشد [149]                                                           

4.       آگاه باش ای عزیز،  قدرِ روزگار جوانی را بدان زیرا که در پیری از تو هیچ کاری به غیر خواب برنمی آید.[150]

5.       این نا دانان که ادعای راهنمایی می کنند در لباس شان (وجود) چیزی جز خود خواهی وجود ندارد .[151]( یادآور جمله مشهور امام:این قدر مَن مَن نکنید که در مکتب ما، من از آن شیطان است)

6.       ما عیب و ایراد خود و خوبی و زیبایی دیگران را مانند پیری در پس رنگ ها (حنا) پنهان کردیم .[152]

7.       خاموش باش و حرف های بیهوده را رها کن تا کی می خواهی کلام بیهوده و سخن نادرست بگویی.[153]

 

رباعی و دوبیتی دیروز

 

1.       معنی:هر سبزه و گیاهی که بر کنار جوی آبی روییده است مثل این است که از لب زیبا رویی نیک سيرت روییده است. مواظب باش که از روی خواری و حقارت پابر سر سبزه نگذاری،زیرا که آن سبزه از خاک انسان زیبا رویی روییده است. [154]

2.       معنی: خدا کند که دل خالی ازعشق،پر از غم و ماتم باشدو آن کس که وفا ندارد از روی زمین محو نابود شود. دیدی که هیچ کسی از من یادی نکرد(همه مرا فراموش کردند)به غیر از غم عشق که هزاران درود و آفرین بر او باد. [155]

3.       معنی:کاری نکن که اعمالت موجب رنج و عذاب تو شود و دنیا با این همه وسعت برای تو تنگ و کوچک شود و وقتی که در روز قیامت،فرشتگان نامه اعمال را می خوانند تو از خواندن نامه ی اعمالت شرمنده شوی. [156]

رباعی و دوبیتی امرز

مرغ نغمه خوان

1.       معنی:سحرگاه،پرنده خوش آوازی بر روی شاخه درختی در بوستان چه زیبا می گفت:هر چه در دل داری آشکار کن وبا هر سرود،ناله،آه،فغان و حرف دل خود را بیان کن.[157]

گم کرده ی دیرین

2.       معنی:ای دل بیا از این دنیا سفر کنیم و راه خانه آخرت را پیش بگیریم و سراغ معشوق ازلی را از شهید به خون خفته بگیریم. (نظر به این شهید زنده است و در نزد پروردگار خود روزی داده می شود پس می توان نشانی معبود ازلی را از شهید پرسید).[158]

نشان سر فرازی

1.       معنی:شاعر خطاب به شهید می گوید:هیچ کس مثل تو ایثار و جان فشانی نکرد و کسی مثل تو با زخم،مدال و نشان سر فرازی و افتخار نگرفت. ای دلاور،پیش از این هیچ کس این گونه شگفت انگیز،آبروی مرگ را به شوخی و بازی نگرفت.(تو از مرگ ترسی نداشته و آن را مسخره می کردی و نشان افتخارت،زخم های پیکر توست).[159]

پرورده گویی

1.       اگر مثل کوه گوشه گیری کنی و در یک جا ثابت و ساکت بنشینی در شکوه و بلندی به بالاترین مقام دست می یابی . (سکوت مایه ی عزت و سربلندی است ).[160]

2.       ای انسان آگاه ،سکوت اختیار کن زیرا که در روز قیامت ،بی زبان از نظر گفتار بازخواست و مواخذه نخواهد شد . [161]

3.       اهل معرفت و انسان های آگاه فقط برای  گفتن سخنان با ارزش دهان باز می کنند همان طور که صدف فقط برای بیرون آوردن مروارید دهان باز می کند . [162]

4.       شخص پر حرف ،گوشش سنگین و ناشنوا است و فرصت شنیدن سخنان دیگران را ندارد و نصیحت فقط در انسان خاموش و ساکت تاثیر دارد .[163]

5.       اگر بخواهی پیوسته و دم به دم سخن بگویی (پر حرفی کنی ) بی شک نصیحت  و سخن دیگری را نخواهی شنید . (گویی و بشنوی)[164]

6.       نباید نسنجیده و نیندیشیده سخن گفت همان طور که برش پارچه بدون  اندازه گرفتن شایسته نیست . [165]

7.       کسانی که در خوب و بد و یا درست و نادرست بودن سخن خود درنگ و اندیشه می کنند بهتر از یاوه گویان حاضر جواب هستند . [166]

8.       سخن گفتن نشانه ی کمال انسان است . پس تو خود را با پر حرفی و سخن نسنجیده، بی ارزش و خوار مکن . [167]

9.       هرگز شخص کم سخن  و سنجیده گوی را شرمنده نمی بینی / یک ذره مشک معطر بهتر از یک توده گل بی ارزش است . [168]

10.    از افراد نادان پرحرف که به اندازه ی ده تن سخن می گویند دوری کن مثل افراد دانا کم گوی و گزیده گوی. [169]

11.    بسیار سخن گفتی و پر گویی کردی و تمام آنها خطا و اشتباه بود اگر انسان خردمند هستی کلامت را کوتاه ولی درست بیان کن . [170]

12.    چرا انسان در نهان سخنی را بگوید که اگر آشکار شود شرمنده شود ؟[171]

13.    در کنار دیوار هم از کسی غیبت و بدگویی نکن ممکن است که کسی پشت دیوار،دزدانه  به سخنان شما گوش دهد .[172]

14.    سر و راز در درون دل تو زندانی است مواظب باش تا با سخن گفتن بی جا راز دلت آشکار نشود . [173]

15.             انسان دانا بدان علت سکوت کرده است که می بیند شمع به خاطر داشتن فتیله (زبان) می سوزد و اگر این زبان را نداشت نمی سوخت .[174]



[1] - ني :نماد انسان آگاه / حكايت و شكايت: جناس اختلافي در حرف اول /تشخيص : ني شكايت مي كند و حكايت مي كند

[2] - نيستان : استعاره از عالم معنا / نفير : فرياد و زاري به صداي بلند / مرد وزن : مجاز از همه ي انسان ها

[3] - سينه : مجاز از صاحب سينه ،همدم و هم صحبت / شرح و شرحه : جناس ناقص افزايشي در حرف آخر / شرحه : پاره گوشتي كه از درازا بريده باشند ،شرحه شرحه : پاره پاره

[4] - كاو : كه + او /  باز جستن : جستجو كردن / اصل و وصل : جناس ناقص اختلافي در حرف اول

[5] - جفت: همنشين ،همراه و مونس،قرين /بدحالان و خوش حالان : تضاد

[6] - ظن: پنداشت ،گمان ، درجه  نزديكتر از شك به يقين / جستن: يافتن

[7] - نسبت دادن نور به گوش : حس آميزي / نور و دور : جناس ناقص اختلافي در حرف اول

[8] - بيت تمثيل است براي بيت قبلي / مستور و دستور : جناس ناقص اختلافي در حرف اول / ديد : ديدن ،مصدر مرخم / جان : آرايه ي تكرار / دستور : اجازه ،دستوري

[9] - بانگ ناي آتش است : حس آميزي / ذوقافيتين : نيست باد / جناس تام: نيست نيست؛باد باد

[10] - تشبيه : آتش عشق / كاندر = كه + اندر / ني و مي : جناس ناقص اختلافي در حرف اول /

[11] - حريف : همدم ،همنشين/ پرده : نغمه ،آهگ ،لحن / پرده دري : كنايه از افشاي راز ،رسوا كردن /  / پرده و پرده : جناس تام

[12] - ترياق : ترياك ،معرب ثرياكا يوناني به معني پادزهر / زهر و ترياق : تضاد / متناقض نما : ني هم زهر است هم ترياق

[13] - حديث كردن و قصه كردن : داستان گفتن قصه گفتن

[14] - بي هوش محرم هوش : متناقض نما / فك اضافه : زبان را مشتري = مشتري زبان / مصراع دوم تمثيل براي مصراع اول است

[15] - روزها  و سوزها : جناس ناقص اختلافي در حرف اول

[16] - گو : بگو / رو : برو

[17] - دير شدن روز : كنايه از ملالت و خستگي / روزي و روز : جناس ناقص افزايشي / ماهي استعاره از عاشق / آب استعاره از عشق

[18] - تضاد : پخته و خام / منظور از پخته : مولانا ،خام منظور مخالفان او

[19]توام راهنمایی : تو راهنمای منی ؛ تو راه را به من می نمایی

مَلِک : پادشاه .ا ز صفات خداوند است  .اینجا کنایه از خدا ؛جمع آن ملوک/ مَلـَک: فرشته؛جمع آن ملائک / مِلک: دارایی؛جمع آن املاک / مُلک:پادشاهی

[20] - جویم و پویم :جناس اختلافی و قافیه میانی

[21] - تو موصوف به صفات حکمت ،عظمت ،کرم و رحمت هستی

[22] - فهم : قوه دریافت ، ادراک، تصور شی ء از لفظ مخاطب /وهم:تصور ،گمان ،قوه وهمیه از حواس باطنی که شأن آن ادراک معانی جزییه متعلق به محسوسات است/ فهم و وهم آرایه جناس اختلافی و کل بیت آرایه ی موازنه دارد.

[23] - جزا : مکافات خواه خیر خواه شر، عوض نیکی یا بدی ،پاداش نیکی و کیفر بدی / واج آرایی در مصوت کوتاه ـُـ

[24] - اشاره به صفت علام الغیوب و ستار العیوب /عیب و غیب: جناس اختلافی /در بیت کلمات بیشی، کمی ،بکاهی  و فزایی تضاد دارند.

[25] - لب و دندان مجاز از وجود / روی داشتن : کنایه از امید داشتن

[26] - پيوستن کاري ; کردن آن

شکست اندرآوردن ; مغلوب شدن. شکست خوردن

 برگشتن کار ; بدبخت شدن. (يادداشت دهخدا).- || دگرگون شدن.نابسامان شدن. آشفته و درهم شدن :

همان نيز پيروز چون کشته شد/ بر ايرانيان کار برگشته شد.

[27] - بافر. ] ف [ )ص مرکب( )با + فر( باطمطراق. باشوکت. دارنده فر. باشکوه

 خسرو. ] خ ر / رو [ )ا( ملک. پادشاه. )زمخشري( )از برهان قاطع(. کسري. قيصر. )ج‚ اکاسره‚ قياصره(. هر پادشاه صاحب شوکت.

[28] - ناسپاس. ] س [ )ص مرکب( کافرنعمت. )آنندراج(. ناشکر. )انجمن آرا(.ناشکر. حق ناشناس. نمک بحرام. بيوفا. ناپسند. بي تميز. )ناظم الاطباء(.کنود. )ترجمان القرآن(. کافر. کفور. کفار. کناد. کنود. )منتهي الارب(ناحقگزار. حق ناگزار. نمک نشناس. که سپاسگزار نيست. که سپاسگزاري نکند

[29] - فر. [ ف / فرر ] (ا) شان و شوکت و رفعت و شکوه. فره. خره. فرهي. در فارسي جديد فرخ‚ فرخنده‚ فرخان و فرهي ازهمين ريشه است. (از حاشيه برهان چ معين). ... خورنه ‚ در زبان پهلوي خور و در فارسي فر شده است. (ايران در زمان ساسانيان ترجمه رشيد ياسمي ص167(.

خوره. [ خو / خ ر / ر [ (ا) نوري است از جانب خدايتعالي که بر خلايق فايز مي شود که بوسيله آن قادر شوند برياست و حرفتها و صنعتها‚ واز اين نور آنچه خاص است بپادشاهان بزرگ عالم و عادل تعلق مي گيرد. (برهان قاطع) اين کلمه در پهلوي خوره گرديد وهمين لغت بصورت فرنه در پارسي باستان ياد شده که در فارسي «فر« و «خره» گرديده است. از نخستين معني کلمه «هورنه» بنظر ميرسد«چيز بدست آمده‚ چيز خواسته» بوده است و سپس بمعني «چيز خوبخواسته» بوده است و سپس بمعني «چيز خوب‚ چيز خواستني‚ خواسته‚امور مطلوب» گرفته شده و بعدها يعني در عصرهاي متاخر نويسندگان زرتشتي «خوره»را بمعني دارائي (خواسته) گرفته اند و نيز بمعني نيکبختي و سعادت بکار برده اند. در اوستا دو گونه خوره ياد شده‚ خوره (فر)ايراني‚ خوره (فر) کياني‚ نخستين از چهارپايان و گله و رمه وثروت و شکوه برخوردار و بخشنده خرد و دانش و دولت ودرهم شکننده غيرايراني است و دومين موجب پادشاهي و کاميابي سران و بزرگان کشور است.

[30] - فرزانه. [ ف ن / ن ] (ص)حکيم. دانشمند. عاقل. (برهان). بخرد. فرزان.فيلسوف. مقابل ديوانه. (يادداشت به خط مولف). در زبان پهلوي فرزانک ‚ در هندي باستان پر‚ پيشوند به معني پيش + جان يا جانتي به معني شناختن و فهميدن. قياس کنيد با جان در زبان ارمني به معني دانستن. (از حاشيه برهان چ معين) :

ابله و فرزانه را فرجام‚ خاک/ جايگاه هر دو اندر يک مغاک(رودکي)

|| نزد محققين آن که مجرد و مطلق العنان باشد. (برهان). || شريف.پاک نژاد. محترم. || سعادتمند. || مبارک. خجسته. || بافراست. (ناظم الاطباء(/ متضاد دیوانه

[31] - هنر. [ه ن] ( ا) علم و معرفت و دانش و فضل و فضيلت و کمال. (زناظم الاطباء)(ادداشت مولف) کياست. فراست. زيرکي. (یادداشت ولف)اين کلمه در واقع به معني آن درجه از کمال آدمي است که شياري و فراست و فضل و دانش را دربردارد و نمود آن صاحب هنر را برتر از ديگران مي نمايد . اینجا در مقابل جادو قرار دارد.

[32] - دست دراز کردن : کنایه از اقدام به کاری ؛ دست درازی: کنایه از اقدام به بدی

[33] - انجمن:مجلس ،مجمع ||گروه و فوج مردم ||جمع و فراهم شده||دسته حمعی

[34] - بازارگاه: مجازا ً مردم حاضر در بازار

[35] - زخم :به معنی ضرب و ضربت عربی است اما امروز به جراحت که حاصل ضربه است اطلاق می شود.

[36] - مهتر :رئیس ،سردار ، پادشاه ||بزرگتر ||خدمتکار ستور

[37] - موبد:پيشواي روحاني زرتشتي /شاه جهان وسپهبد:منظور كاووس شاه/ نهان وجهان: جناس ناقص اختلافي/ مصراع دوم:مفعول براي فعل گفت

[38] - پيدا كردن گفت وگو:كنايه از آشكار شدن حقيقت/سنگ برسبو زدن:كنايه از آزمايش وامتحان كردن/سنگ برسبو زدن: معادل است با آبگينه به سنگ آزمودن/سنگ ، سبو: تضاد/چو:پيوند وابسته ساز درمفهوم شرط (اگر)/گفت وگوي:اسم مشتق مركب (مفعول)/پيدا كني: فعل مركب (مضارع التزامي)

[39] - ارج مند: عزيز ،صفت مشتق/ انديشه: بدگماني/ گزنديافتن: كنايه از آزرده شدن

[40] - دخترشاه هاماوران:سودابه همسركاووس شاه/ به ديگر كران: از طرف ديگر/ پرانديشه گشتن:آزرده خاطرشدن،نگران شدن

[41] - سوگند:راه ورسم وقانون،راه تشخيص مجرم از بي گناه/ چرخ بلند: استعاره از روزگار/

[42] - جهاندار: کنایه از كاووس/ همي نشاند: ماضي استمراري/ توضيحات: به گفتن نشاندن،روبرو كردن

[43] - دل، روان :مراعات نظير/ هر:صفت مبهم/ دوان:صفت جانشين اسم درنقش متمم

[44] - تيز: سوزان،شعله ور / مگر:باشد كه ،شايد،اميد است/ دربيت تشخيص به كار رفته است (به آتش شخصيت داده شده است)/ گنه كرده:صفت جانشين اسم درنقش مفعول (صفت مشتق ،مركب)

[45] - پيش،خويش: جناس ناقص اختلافي،قافيه/ چنين:قيد/ گفتار: اسم مشتق،اسم مصدر/ خويش: ضمير مشترك

[46] درست كردن: اصلاح وتنبيه كردن،كيفر دادن/ تباهي جستن: بدي كردن،فساد كردن

[47] - پور: پسر/ راي: نظر ،انديشه/ شاه زمين:كاووس                پورجوان:منظور سياوش است/ شاه ،زمين،راي: نهاد/ت: دررايت مضافه اليه/ چه:ضمير پرسشي درنقض مفعولي

[48] - اي : حرف ندا/ شهريار: منادا/ را:حرف اضافه

[49] - سپردن:طي كردن،گذشتن/ تنگ:صفت به جاي موصوف به كار رفته است /  آتش تنگ- آتش اندك ومحدود/ كوه آتش:آتش مشبه است .كوه مشبه به است/ بسپرم :درمعني مضارع اخباري

[50] - پرانديشه: بسيار ناراحت ومضطرب/ انديشه:نگراني واضطراب/ كي:پادشاه نيك پي: نيك نژاد، نژاد،اصيل/ كي پي:جناس ناقص اختلافي

[51] - دو، يكي: مراعات نظير/ كه:درمصارع اول پيوندوابسته ساز ودرمصارع دوم ضمير پرسشي نقش نهادي دارد./ اين:صفت اشاره/ دو:ضمير شمارشي درنقش متمم/ يكي:ضمير مبهم درنقش نهاد/ نابكار: صفت مشتق درنقش مسند/ آن پس: قيد/ م: درمرا مفعول/ مصرع دوم بيت جمله ي چهارجزيي مفعول با مسند است.

[52] - نغز: عجيب،شيرين/ نقض: شكستن/ مغزونغز: جناس ناقص اختلافي/ فرزند وزن:مراعات نظير/ خون ومغز: مراعات نظير/ م: مضاف اليه خون ومغز/ دربيت آرايه هاي تشبيه ولف ونشروجود دارد/ كه:ضمير پرسشي نقش متممي دارد

[53] - همان:ضمير اشاره درنقش نهاد/ به: مسند است به قرينه  ي معنوي حذف شده است/ زشت كردار:تركيب وصفي مقلوب/ دل شستن:فعل مركب ،كنايه از دوري جستن، منصرف شدن/ دل گسل:دل آزار

[54] - چه :ضمير،نقش قيدي دارد/ سپهدار:صفت جانشين اسم درنقش نهاد/ نيكو سخن:صفت مركب/ بد دلي: پريشاني،اضطراب روحي وسوءظن

[55] - دستور: وزير/ ساروان:شتربان/ هيون:اسب وشتر بزرگ(دراينجاشتر)/ ساروان،كاروان: مراعات نظير،جناس

[56] - هيونان: نهادان هيونان وند جمع است/ شدند:فعل غير اسنادي درمعني رفتند/ شهر ايران:كشور ايران،مجازا مردم ايران/ ديدن:نظاره كردن،مصراع دوم اغراق دارد

[57] - كاروان:قافله/ پرخاش جوي:ستيزه گر/ صد:صفت شمارشي/ كاروان:مميز/ پرخاش جوي: صفت جانشين اسم درنقش نهاد

[58] - جهان:مجازا مردم جهان/ هم گروه: دسته جمعي،جمع شده :قيد/ بيت داراي اغراق است

[59] - گذر: راه ،گذرگاه،معبر/ به تنگي: به سختي/ بود: فعل اسنادي/ گويي: قيد/ برفتي: مي رفت

[60] - گاه : وقت،زمان/ سوگند: راه ورسم/ شاه،راه: جناس ناقص اختلافي/  پرمايه شاه:تركيب وصفي مقلوب،شاه قدرتمند،شاه بزرگ

[61] - آتش فروز: آتش افروزنده،روشن كننده ي آتش/ شب آمد به روز:هوا تيره وتاريك شد/ شب،روز: تضاد / بيت اغراق دارد

[62] - دشت: مجازا مردم دشت/ بريان:گداخته برافروخته،كباب،سرخ شده (بريان شدن:كنايه ازغمگين وناراحت شدن)/ خندان،گريان:تضاد/ بريان،گريان:جناس ناقص اختلافي/ همه:صفت مبهم/ ش:مضافه اليه منظور سياوش است

[63] - تازي:عربي،دراينجا مقصوداسب عربي است(صفت جانشين اسم)/ برنشستن:سوار شدن/ برآمدن خاك نعل برماه:كنايه از تندرو بودن اسب وسرعت آن/ بيت داراي اغراق است (خاك زيرپاي اسب به ماه وآسمان رسيد)/ ش:مضاف اليه/ ماه:مجازاز آسمان

[64] - باره:اسب/ نماز بردن:تعظيم ونيايش كردن

[65] - شرم ،نرم:جناس ناقص اختلافي/ سخن،نرم،ديد: حس آميزي زيرا نرمي با حس لامسه وسخن گفتن با حس سامعه قابل درك است كه دراين مصراع درآميخته است/ ش:مضاف اليه

[66] - ور:مخفف واگر/ ايدون:اين چنين ،چنين ،چنانكه/ ايدر: اين جا،اكنون (ادبيات سال سوم)/ م درهستم: متمم است براي من گناهي هست/ م درجهان آفرينم: مفعولي است،جهان آفرين مرا نگاه ندارد

[67] - يزدان:خدا –آفريدگار/ دهش: بخشش (اسم مصدر)/ تپش: اضطراب ناشي از گرمي وحرارت/ كوه آتش: آتش مشبه،كوه مشبه به – اضافه تشبيهي/ نيكي دهش:صفت مشتق مركب

[68] - جهان،دشت،شهر:مجاز از مردم/ شهر،بهر:جناس ناقص اختلافي/ آمد:شد  فعل اسنادي/ را:فك اضافه

[69] - غو:داد وفرياد،خروش (نهاد)/ برخاست:ازنظر املايي اهميت دارد/ شاه نو:شاه جوان(کنایهاز سياوش)

[70] - بخشايش: اسم مصدر به معناي عفو كردن از مصدر بخشودن/ آب وآتش:مراعات نظير وتضاد/ پاك يزدان:تركيب وصفي مقلوب   / چو:پيوند وابسته ساز/ بخشايش:نهاد ارتباط معنايي دارد با بيت:

آتش كه شراب وصل تو نوش كند                         از عشق تو سوختن فراموش كند

[71] - موي كندن،ريختن آب،خستن روي:بيانگر ناراحتي وخشم آب: مجاز از اشك/ روي،موي:جناس ناقص اختلافي ومراعات نظير/ خستن:زخمي كردن،مجروح كردن

[72] - بر:آغوش،بغل/ بر،بد:جناس ناقص اختلافي/ كردار:رفتار،اسم مصدر/ تنگ در برگرفتن: محكم وصميمانه درآغوش گرفتن

[ چهارشنبه پنجم فروردین 1388 ] [ 9:35 قبل از ظهر ] [ ] [ ]
جزوه آموزشی

1.       ای پادشاه وجود ،خدا، تنها ستایش تو را می گویم که تو پاکی و خدای منی ؛ جز به همان راهی که تو به من نشان می دهی نمی روم[19]

2.       تنها  درگاه بزرگی تو را جست و جو می کنم تنها در پی فضل و بخشش تو هستم ؛ تنها ذکر یگانگی تو را می گویم چراکه سزاوار هستی[20]

3.       تو دانا و بزرگ و بخشنده و مهربانی ؛تو نشان دهنده فضل و بخششی و شایسته ستایش هستی[21]

4.       وصف تو را نمی توان گفت چرا که در فهم بشر جای نمی گیری؛شبیه تو را نمی توان یافت چرا که به تصور خیال بشر در نمی آیی.[22]

5.       تو ارجمندی و شکوه و دانش و یقین محضی ؛ تو نور و شادی و بخشش و جزای محضی [23]

6.       تو همه ی نهانی ها را می دانی تو همه ی عیب ها را می پوشانی ؛ تو همه ی افزونی ها را کم می کنی تو همه ی کمی ها را زیاد می کنی[24]

7.       همه وجود سنایی با لب و دندان ذکر یگانگی تو را می گوید امید که برای او  از آتش رهایی باشد.[25]

 

کاوه ی داد خواه

 

1.       چون  به آفریدگار غرور نشان داد شکست خورد و بدبخت شد[26]

2.       آن سخنگوی باشکوه و هوشیار چه نیکو گفت  وقتی پادشاه شدی برای بندگی تلاش کن[27]

3.       هر کس که به خداوند کفر ورزید و ناشکری کرد از هر سمت بیم و ترس به دلش راه می یابد[28]

4.       روزگار بر جمشید سیاه شد و فری که جهان از آن روشن بود از او دور شد[29]

5.       راه و رسم دانایان ایرانی به فراموشی سپرده شد و نام دیوصفتان در جهان زبانزد شد[30]

6.       هنر بی ارج و ارزش شد و جادوگری عزیز و ارجمند – راستی و پاکی به خفا رفت و بدی آشکار شد[31]

7.       دیو صفتان  به بدی و زشتی دست دراز کردند  و از نیکی و خوبی جز در خفا سخنی نبود[32]

8.       ضحاک جز بدآموزی و کشتن و غارت و سوزاندن چیزی نمی دانست

************

9.       همان لحظه ناگهان از کاخ شاه فریاد ستم کشیده ای عدالت خواه بلند شد

10.    فرد ستمدیده را نزد ضحاک خواندند و او را در کنار بزرگان نشاندند

11.    پادشاه با چهره غمگین و خشمگین به او گفت بگو از چه کسی ستم دیدی؟

12.    فریاد کشید و از ظلم و ستم شاه دست بر سر خود زد و گفت ای شاه من کاوه ی دادخواهم

13.    من آهنگر بی آزاری هستم که از شاه ستم های بسیار بر من وارد شد

14.    اگر تو شاه هستی یا پیکری چون اژدها داری(ماردوشی) باید در این باره قضاوت کنی

15.    اگر شاهی هفت کشور از آن توست چرا رنج و سختی برای ما مردم بیچاره است؟

16.    لازم است که در این باره به من حساب پس بدهی تا مردم جهان شگفت زده شوند

17.    تا از محاسبه ی تو آشکار شود که چگونه نوبت به فرزند من رسید

18.    آیا ماران تو در هر انجمن  تنها مغز فرزندان مرا باید بخورند؟[33]

19.    وقتی کاوه همه ی متن استشهادنامه را خواند فورا ً به سوی بزرگان کشور نگاه کرد

20.    فریاد زد ای یاران ضحاک دیو صفت که از خدای جهان نمی ترسید

21.    همه ی شما به سوی جهنم روی کرده اید و دل ها را به سخنان ضحاک خوش کرده اید

22.    من این استشهادنامه را امضا نمی کنم و هرگز از خشم پادشاه نمی ترسم

23.    فریاد کرد و لرزان از خشم از جای خود برخاست استشهادنامه را پاره کرد و زیر پا انداخت

24.    در حالی که فرزند عزیزش (هجدهم) پیش روی او حرکت می کرد از کاخ شاه فریاد کنان به سمت بازار بیرون آمد

25.    وقتی کاوه از نزد شاه بیرون آمد مردم شهر دور او جمع شدند[34]

26.    کاوه خروش و فریاد می کرد  و مردم را به عدالت و داد می خواند

27.    چرمی را که آهنگران هنگام کوبیدن پتک پشت پا را با آن می پوشانند [35]

28.    بر سر نیزه کرد و در همان لحظه بر اثر ازدحام مردم گرد و خاک بلند شد

29.    فریادکنان در حالی که نیزه به دست داشت می رفت و می گفت ای بزرگان خداپرست

30.    هر کس آرزوی فریدون دارد باید از اطاعت ضحاک سرپیچی کند

31.    برخیزید که این پادشاه شیطان است و در دل دشمن خداوند است[36]

32.    با آن چرم بی بهای و ناچیز دوست از دشمن شناخته شد

33.    مرد دلاور به پیش می رفت و سپاهی بزرگ دور او جمع شد

34.    کاوه خود می دانست پناهگاه فریدون کجاست حرکت کرد و مستقیم به آن سو رفت

35.    بر  پشت بام   و دروازه  هر کس از مردم شهر که چیزی از جنگیدن می دانست جمع شده بودند

36.    از دیوارها خشت و از بام ها سنگ – از کوچه شمشیر و تیر ..

37.    مانند قطره ی باران از ابر سیاه به سوی دشمن می بارید [طوری که] برای هیچکس جای ایستادن باقی نمانده بود

38.  در شهر همه ی جوانان مانند پیران ماهر در جنگ

39.  به سوی لشکر فریدون رفتند و از جادوی ضحاک آزاد شدند

سیاوش

1.       روحاني مشاوردر امور سلطنت به كاووس چنين گفت كه اين درد تو(رسوايي وتهمت سودابه به سياوش )پنهان نمي ماند.[37]

2.         موبد گفت اگر مي خواهي حقيقت آشكار شود بايد به آزمايش وامتحان سياوش يا سودابه بپردازي.[38]

3.       هرچند فرزند(سياوش)عزيز وارج منداست اما بدگماني نسبت به او دل شاه را آزرده خواهد كرد.[39]

4.       واز طرف ديگر شاه (كاووس) از سودابه (دختر شاه هاماوران)نگراني خاطر داشت.[40]

5.       وقتي كه سخن اينگونه رايج وشايع شد،گذشتن يكي از آن دو(سودابه وسياوش) از آتش لازم است

6.       راه ورسم روزگارچنين است كه بربي گناهان درگذشتن از آتش آسيبي نمي رسد[41]

7.       كي كاووس،سودابه را نزدخود خواند واورا با سياوش روبرو كرد[42]

8.       كاووس گفت دل وروح من از جانب هيچ يك از شما دونفر آسوده نمي شود وبه هردوي شما بدگمان ومشكوك هستم.[43]

9.       باشد كه آتش سوزان،موضوع را روشن ومشخص سازد وگناهكارراهرچه سريعتر رسوا كند.[44]

10.    سودابه فورا اين چنين جواب دادكه من درگفتار خودحقيقت را بيان مي كنم وراستگوهستم .[45]

11.    بايد سياوش را اصلاح وتنبيه كرد (جمله از زبان سودابه است)زيرا كه او بدكرده است وتباهي خود راخواسته است.[46]

12.    كي كاووس به پسرجوان (سياووش)گفت كه راي ونظرتو دراين موردچيست وچه دفاعي ازخود داري؟[47]

13.    سياوش در پاسخ به پدرش چنين گفت كه اي پادشاه با اين سخنان وتهمت ها عبور از آتش دوزخ براي من آسان گشت(تحمل آتش دوزخ از تحمل اين تهمت ها آسان تراست)[48]

14.    اگر قرار باشد از ميان كوهي از آتش بگذرم گذشتن ازاين آتش برايم آسان است.[49]

15.    وجود كاووس شاه از سوي فرزند خود وسودابه ي نيك نژاد مضطرب وناراحت شد.[50]

16.    اگر از اين دو نفر(سياوش وسودابه)يكي مرتكب كردار زشت وناشايست شده باشد بعد ازاين چه كسي مرا پادشاه مي نامد؛البته بعد از اين كسي مرا پادشاه نمي خواند(استفهام انكاري)[51]

17.    وقتي فرزند مثل خون من وزن مثل مغز من باشد هر دو مهم وحياتي وچنين كاري بكنند ديگر براي چه كسي كار خوب تمام مي شود؟(هيچ كس)[52]

18.    بهتر است كه از اين كار زشت وانديشه ي ناپسند دوري گزينم واز اين ماجراي دل آزارخودم را برهانم[53]

19.    آن فرمانده نيك گفتار چه خوب گفت كه با بي اعتمادي وسوظن پادشاهي كردن،كار درستي نيست[54]

20.    كي كاووس به وزير فرمود تا شتربان صدگله ي شتر از دشت بياورد.[55]

21.    شتران باركش به هيزم كشيدن مشغول شدند وهمه ي مردم ايران همه به تماشاي آنها رفتند[56]

22.    ساربان به سرعت وبا شتاب با صدكاروان شتر سرخ موي،هيزم آورد[57]

23.    هيزم زيادي به اندازه ي دوكوه در دشت قرار دارند ومردمان زيادي دسته جمعي به تماشا رفتند.[58]

24.    گذرگاه بين دوكوه هيزم به اندازه اي تنگ بود كه چهارنفر سوار به زحمت مي توانستند ازميان آن عبور كنند[59]

25.     درآن زمان ،راه ورسم شاهان در تشخيص خطاكار از درست كاراينگونه بود‍زيرا به اعتقادآنان،آتش پاك ومقدس بود وهرگز انسان هاي پاك را نمي سوزاند.[60]

26.    وسپس شاه (كي كاووس)به موبد دستور داد كه برروي چوب ها نفت سياه بريزند.

27.    دويست مردآتش افروز آمدند وبه هيزم ها آتش زدند ودرآن دميدند ودودزيادي بلند شد انگار كه روز به شب تاريك تبديل شد[61]

28.    با اولين دميدن درهيزم ها،همه جا بوسيله ي دودسياه وتاريک شد وبلافاصله پس از دود،شعله هاي آتش ،شعله ور گرديد.

29.    براثر شعله هاي آتش ،زمين از آسمان روشن تر ونوراني تر گشت ومردم جهان مي خروشيدندوآتش شعله ور مي شد.

30.    همه مردم حاضر در دشت غمگين شدند ودلشان به حال سياوش سوخت وبرچهره ي متبسم وشاداب او (سياوش)گريستند[62]

31.    سياوش درحاليكه كلاه خودي زرين برسرنهاده بودبه حضور پدركي كاووس آمد

32.    سياوش با آگاهي وبا پيراهني سفيد ولبي خندان ودلي پرازاميد،نزدپدر آمد

33.    سياوش براسب عربي سياه رنگ وتندرو سوار شده بود[63]

34.    همان طور كه رسم است بركفن،كافور پاشند سياوش نيزبرخودكافور پاشيده بودوخود را آماده مرگ كرده بود

35.    درآن موقع كه سياوش پيش كاووس باز آمد از اسب پايين آمد وبه او تعظيم كرد[64]

36.    سياوش صورت پدرش را شرمگين ديد (كاووس خجالت زده است) ومتوجه شدكه با او به نرمي وملايمت سخن مي گويد.[65]

37.    سياوش به او (كاوس ) گفت ناراحت واندوهگين مباش زيرا كه كار دنيا وروزگارچنين است.

38.    وجود من پر از شرم وحياست وانديشه اي كه در سردارم با ارزش است،اگر بي گناه باشم كه هستم براي من رهايي وجود دارد.

39.    واگر چنان چه براي من گناهي وجود داشته باشد. گناهكار باشم خداوند جهان آفرين مرا حفظ نمي كند (درآتش مي سوزم)[66]

40.    با ياري وكمك خداوند بخشنده ونيكي دهنده كه از اين آتش بزرگ همچون كوه،ترس واضطرابي نخواهم داشت[67]

41.    از مردم حاضر در دشت وشهر فرياد وخروش بلند شد ونصيب مردم جهان از اين كار غم واندوه شد[68]

42.    سياوش اسب سياه خود را به سرعت به حركت در آورد وناراحت وآزرده دل نشد وخود را براي جنگ با آتش (رفتن به درون آتش) آماده كرد.

43.    آتش از هر طرف شعله ور بود وزبانه مي كشيد وهيچ كس كلاه خود واسب سياوش را نمي ديد(هيچ اثري از سياوش نبود)

44.    مردم حاضر در دشت با چشمان پرازخون منتظر بودند كه سياوش چه زماني از آتش بيرون مي آيد[69]

45.    هنگامي كه سياوش را ديدنداز اين كه از آتش سالم بيرون آمد فرياد وخروش مردم بلند شد

46.    اسب ولباس سياوش چنان سالم وبي آسيب از آتش بيرون آمد كه گويي به جاي آتش گل ياسمن دركنار داشته است .بي گناهي سياوش با گذر از آتش برهمگان ثابت شد

47.    زماني كه لطف وبخشش خداوند پاك،شامل حال كشي باشد تاثير آتش وآب يكسان مي شود وآتش مثل آب سرد ودلپذير مي شود[70]

48.    زماني كه سياوش از آن همه آتش سالم بيرون آمد وبه دشت قدم نهاد همه ي مردم حاضر در دشت وشهر فرايد شادي سردادند

49.    سواران لشكر به هيجان آمدند وسياوش را تشويق كردند وهمه مردم حاضر در دشت به پاي او پول وسكه نثار مي كردند

50.    درميان مردم آن محل اعم از بزرگان وخردسالان شادماني بسياري وجود داشت. شادي مردم به خاطر سالم بيرون آمدن سياوش از آتش بود

51.    مردم به هم ديگر مژده مي دادندكه خداوند عادل سياوش بي گناه راموردعفو خودقرار داد.

52.    سودابه از شدت خشم وناراحتي موي سرش را مي كند واشك ازچشمان خودمي ريخت وبا ناخن هاي خود صورتش را مجروح مي كرد.[71]

53.    معنی  وقتي سياوش بي گناه به پيش پدر رفت ،اثري از دود وآتش وسوختگي وگردوخاك دراو وجود نداشت.

54.    كاووس ،سياووش را صميمانه ومحكم درآغوش گرفت واز رفتار وتصميم ناشايست خود عذرخواهي كرد.[72]

55.    كاووس شاه از اسب پايين آمد وبه محض پياده شدن كاووس،سپاهيان نيز از اسب هاي خود به نشانه ي احترام پايين آمدند

 

دریای کرانه ناپدید[73]

1.       عشق او مرا گرفتار کرد و تلاش فراوان برای رهایی از عشق او سودمند نشد.[74]

2.       عشق مانند دریایی بی نهایت است . ای انسان عاقل بدان که نمی توانی در دریای عشق شنا کنی. [ زیرا ساحل ندارد و راه عشق با عقل طی نمی شود][75]

3.       اگر مایلی عشق را به مرحله ی کمال برسانی و در عشق موفق باشی باید ناملایمات بسیاری را تحمل کنی .[76]

4.       در راه عشق ،زشتی ها ،بدی ها، تلخی ها را  باید زیبا و شیرین تصور کرد .[77]                  

5.       مانند اسب سرکش ،عصیان و نافرمانی کردم و نمی دانستم که تلاش برای رهایی باعث گرفتاری بیشتر می شود و کمند عشق تنگ تر می شود .[78]

مناظره ی خسرو با فرهاد

1.       نخست خسرو به فرهاد گفت : اهل کجایی؟ / فرهاد جواب داد : از پایتخت عشق و دوستی.

2.       خسرو گفت : در شهر شما مردم به چه صنعت و حرفه ای مشغول اند ؟  / جواب داد : اندوه عشق را به قیمت جان می خرند

3.       خسرو گفت : فروختن جان مرسوم نیست / جواب داد از عاشقان این کار عجیب نیست.

4.       گفت آیا تو از صمیم دل این گونه عاشق شده ای / جواب داد تو می گویی از دل اما من  از جان عاشق شده ام .

5.       خسرو گفت  عشق شیرین بر تو  چگونه است ؟ / گفت از جان شیرینم ارزشمندتر است. [79]

6.       خسرو گفت آیا او را هر شب مانند مهتاب تابنده و درخشان می بینی ؟/  گفت آری اگر خواب به چشم آید ولی خواب کجا بود؟[80]

7.       چه زمانی دل از محبت او پاک می کنی (فراموش می کنی ) / گفت زمانی که در خاک گور خوابیده باشم .

8.       اگر به خانه ی او راه پیدا کنی چه می کنی ؟ / گفت سر خود را به زیر پایش می اندازم .(جانم را فدایش می کنم )[81]

9.       اگر چشم تو را زخمی کند چه می کنی ؟ / گفت چشم دیگر خود را تقدیم او می کنم .[82]

10.    اگر کسی او را پیش از تو بدست آورد تو چه می کنی ؟ / گفت اگر مانند سنگ محکم باشد تیشه خواهد خورد (اورا به رنج و زحمت می اندازم ؛بد می بیند )[83]

11.    اگر تو به او نرسی (راهی به سوی او نیابی) چه می کنی ؟ گفت او مانند ماه است و شایسته است او را از دور تماشا کرد .[84]

12.    دوری از معشوق شایسته نیست ؟گفت انسان دیوانه بهتر است که از ماه دور باشد .[85]

13.    اگر او همه آن چه را که داری(تمام دارایی ات را) از تو بخواهد چه می کنی ؟گفت من با دعا و زاری این را از خدا می خواهم

14.    اگر او را با هدیه گرفتن سر خود خشنود ببینی  چه می کنی ؟گفت سر و جان من وامی است در نزد من که آن را به زودی ادا خواهم کرد.[86]

15.    خسرو گفت عشق محبت شیرین را از دل و طبع خود دور کن گفت از عاشقان و وارستگان این کار ساخته نیست.

16.    خودت را راحت کن چرا که  این عشق تو  بیهوده و نسنجیده است / گفت راحتی و آسایش در عشق  برای من حرام است .[87]

17.    برو و در درد عشق صبر و شکیبایی پیش گیر گفت شیرین جان من است و من بدون جان  چگونه می توانم شکیبایی کنم .[88]

18.    خسرو گفت کسی از صبر و شکیبایی دچار سر افکندگی نشده است / گفت : دل می تواند صبر و شکیبایی پیش گیرد حال آن که من دل خود را از دست داده ام .[89]

19.    خسرو گفت کار تو با این عشق و آشفتگی بسیار سخت و دشوار است گفت از عاشقی و مشتاقی چه کاری دل پذیرتر  است.

20.    خسرو گفت جان خود را در راه عشق از دست نده همین که دلت گرفتار اوست بس است جواب داد دل و جان من بدون معشوق برای من حکم دشمن است.

21.    خسرو گفت عشق شیرین را از دل خود دور کن فرهاد گفت شیرین جان من است من بدون جان چگونه می توانم زندگی کنم .[90]

22.    شیرین از آن من شد دیگراز او یاد مکن / جواب داد فرهاد بیچاره نمی تواند چنین کاری کند(از شیرین یاد نکند)

23.    اگر من به نظر عنایت به او نگاه کنم تو چه میکنی ؟ گفت جهان  را با آه نفرین خواهم سوزاند .[91]

24.    وقتی خسرو از مجاب کردن فرهاد ناتوان شد بیشتر پرسیدن را به مصلحت  تشخیص نداد .

25.    به یاران خود گفت ازمیان موجودات خاکی و آ بی کسی را به این حاضر جوابی ندیده ام .[92]

 

اکسیر عشق

1.       وقتی به کاشانه ی من آمدی از دیدنت چنان از خود بیخود شدم که احساس کردم جان می دهم .[93]

2.       منتظر بودم که کسی خبری از دوست برایم بیاورد . خود دوست آمد و با دیدنش ،از خود بیخود شدم[94]

3.       می پنداشتم که اگر او را ببینم ،درد اشتیاقم تسکین پیدا می کند . او را دیدم اما اشتیاقم بیشتر شد .[95]

4.       من هم چون شبنمی ناچیز در مقابل خورشید بودم و به مدد گرمای عشق توبه والاترین مرتبه رسیدم.[96]

5.       برای من میسر نشد که به پیش دوست بروم ،مدتی راه رسیدن و نزدیکی به دوست را با پا پیمودم ،مدتی هم این راه را از سر شوق گویی با سر پیمودم .[ بهر صورت تلاش من حاصلی نداشت ][97]

6.       سراپای وجودم چشم و گوش شد تا رفتن و سخن گفتن او را ببینم و بشنوم .[ منظور :تمام توجهم به معشوق بود][98]

7.       من نمی توانم لحظه ای محبوبم را نبینم ،بی توجهی به او و توجه به غیر او برایم غیر ممکن است زیرا او بود که چشم دل مرا برای دیدن حقیقت وزیبایی ،بینا کرد .[99]

8.       اگر در زندگی ام یک روز ،نه ،حتی یک لحظه ،بی یاد تو آرامش خاطر داشته ام ،می پذیرم که نسبت به تو وفادار نبوده ام [ لحظه ای تو را از یاد نبرده و جز به یاد تو آرامش نداشته ام][100]

9.       هم چون کسی که نیاز به شکار ندارد و صید ،خودش را به دام صیاد انداخته من هم خودم می خواستم که به محبوب دل ببازم[101]

10.    به من می گویند تو پیش از این سلامت بودی چرا بیمار و اندوهگین شدی ؟در پاسخ آنها می گوییم که پیش از این چهره ام مانند مس ،سرخ بود ولی بی ارزش بودم ،اکنون از اثر عشق ،هم چون زر ،زرد روی اما به راستی ارزشنمد شده ام[102]

 

دولت یار

1.       روز جدايي و شب دوري از يار به پايان رسيد فالي زده ام ستاره مساعد بود و كار به انجام رسيد.[103]

2.       آن همه ناز و افاده فصل پاييز عاقبت براثر آمدن باد بهار به پايان رسيد.[104]

3.       خدارا شكر كه به يمن بخت و اقبال گوشه ي كلاه گل تكبر و خودنمايي باد دي و جلال و قدرت خار به پايان رسيد.[105]

4.       صبح اميد را كه در پرده ي غيب منزوي بود بگو بيرون بيا كه كار شب سياه تمام شد.[106]

5.       آن آشفتگي و غم و اندوه دل كه  در شبهاي دراز با آن دست به گريبان بودم همه در سايه لطف و محبت گيسوي يار به پايان رسيد.[107]

6.       از بي وفايي روزگار هنوز باور ندارم كه به ياري بخت و اقبال دوست داستان غصه ما به پايان رسيده باشد.

7.       ساقي محبت كردي آرزو دارم هميشه قدحت پرشراب باشد زيرا با فكر و چاره انديشي تو حال پريشاني خمار به پايان رسيد.

8.       گرچه كسي حافظ را به حساب نياورد و به او اعتنايي نكرد شكر كه آن غم و اندوه فزون از شمار به پايان رسيد.

 

اشارت صبح

1.       برق در مقایسه با اشتیاق من جرقه ای بیش نیست/ شعله هم طفل ضعیفی است که بر نی سوار شده است.[108]

2.       آرزوي قدرت و ثروت  وشوكت  دو جهان  و تمام آرزو هاي دو عالم  در نظر من  هم  چون  غباري  بي ارزش است.[109]

3.       گل سرخ و لاله به دلیل خمیازه کشیدن (شکفته شدن ) زخمی (پرپر)می شوند . خوشی های این جهان جز خماری زودگذر چیز دیگری نیست .

4.       تا کی به زیبایی عاریه ای و ناپایدار این دنیا  می نازی؟ / ما و من (وجودهای عاریتی ) آیینه دارانی هستند که حسن محبوب ازلی را نشان می دهند و خود ناپایدارند.

5.       صبح، زود می گذرد و با رفتن خود به این حقیقت اشاره می کند /  که این گلستان دنیا   ، مثل خنده زودگذر و ناپایدار است .

6.       چون  اسیر دریای توهم  هستیم ،  تصور  می کنیم که به   حقیقت هستی دست یافته ایم ، در حالی  که هنوز  به ساحلی  بیشتر  نرسیده ایم. [110]

7.       ای شرر من و تو نباید  از هم غافل باشیم . چون  فرصت  و مجال  زندگی  کردن ما  کوتاه است.

8.                  ای بیدل ! انسان های  سست همت به عزت و مقام این دنیا بسیار فخر می کنند در حالی که جز ننگ چیزی نیست

مجنون و عیب جو

1.       روزی  شخص  عیب  جو و ظاهر بینی به  مجنون گفت :  که برای  خود زیبا رویی بهتر از لیلی پیدا  کن .[111]

2.       هر چند لیلی در نظر تو بسیار زیبا است  ولی در هر  عضو از اعضای زیبای او عیبی  وجود دارد .[112]

3.       مجنون  از سخنان  شخص   عیب  جو و ظاهر بین خشمگین شد و گفت .[113] 

4.       اگر با نگاهی  عاشقانه  به لیلی بنگری تنها زیبایی    لیلی به  چشمت می آید .  و عیب  او را نمی بینی . [114]

5.       تو که به  زلف و چهره ی لیلی می نگری  و ظاهر بین  هستی کیفیت  حسن  او را درک  نخواهی کرد .[115]  

6.       تو قد و قامت  لیلی را می بینی  و به ظاهر او توجه  می کنی  و لی مجنون  شکوه و  جلوه  ی ناز و کرشمه ی او را می بیند .[116]

7.       تو با  ظاهر بینی  به گیسوان  لیلی نگاه می کنی  ولی  مجنون   پیچ  و تاب  گیسوان او را می بیند .[117] 

8.       دل مجنون  از خنده ی شیرین  لیلی خون است و لی تو تنها لب و  دندان اورا می بینی ،  چگونه است . [118]

9.       آن  کسی که تو نام اورا لیلی نهاده ی   آن لیلی نیست  که آرام  و قرار  دل مرا ربوده و مرا  عاشق کرده . [119]

 

قلب مادر
[ چهارشنبه پنجم فروردین 1388 ] [ 9:31 قبل از ظهر ] [ ] [ ]
زبان فارسی 3

به نام خداوند جان و خرد

آزمون زبان فارسي 3               علوم تجربي و رياضي                سؤال نهايي             تاريخ امتحان 26/3/1381

 

الف : نگارش

1- مقاله ها از نظر شيوه ي نوشتن به چند گونه تقسيم مي شوند ؟ نام ببريد  ( سه گونه : تشريحي ، تحليلي ، تحقيقي)

2- عام ترين راه تشريح يك چيز چيست ؟ ( طرح پرسش هاي مختلف درباره ي ابعاد مختلف آن چيز )

3- نوع نگارش نوشته ي زير رل بنويسيد .

مدرسه دو طبقه بود و نوساز بود و در دامنه ي كوه تنها افتاده بود . يك فرهنگ دوست عمارتش رابنا كرده بود . تابلوي مدرسه هم حسابي بزرگ و خوانا از صد متري داد مي زد كه توانا بود هركه ............... . ( تشريحي )

4- روش هاي گرد آوري اطلاعات براي نوشتن زندگي نامه كدامند ؟

( 1- استفاده از اطلاعات شخصي 2- مطالعه ي آثار فردي كه زندگي نامه اش را مي نويسيم 3- پرسش از افراد مطّلع 4- استفاده از منابع كتابخانه اي مثل زندگي نامه ها ، دايره المعارف ها و ... )

5- بيت زير رل با مختصر جابجايي به نثر بازگرداني كنيد .

من از روييدن خار سر ديوار دانستم                 كه ناكس كس نمي گردد بدين بالا نشيني ها

( من از روييدن خار روي ديوار فهميدم كه آدم بي فرهنك با بالا نشيني و مقام ، با شخصيت نمي شود . )

6- جمله ي زير را كامل كنيد . امروزي كردن شعرو نثر را ................... مي گويند . ( بازگرداني )

7-  در نوشته ي زير نويسنده از كدام عوامل زيبايي آفريني بهره گرفته است ؟

گاه گاه شيهه ي چند اسب بي شكيب سكوت دشت را در هم مي شكست و سوسوي چند مشعل ، پرده ي سياه شب را مي دريد و پيش مي رفت . اين اسب ها و مشعل ها از آن كاروانياني بودند كه از جنب و جوش آنها پيدا بودكه تازه در اين صحرا پياده شده اند  و رشته اي ناگسستني قلب هايشان را به هم پيوند داده بود .

(تشبيه = پرده ي سياه شب )  ( واج آرايي /س / ،/ش/  ) ( ( كنايه = درهم شكستن : از بين بردن ) ( استعاره : رشته ي ناگسستني ، استعاره از ايمان و عشق ) ( مراعات نظير = اسب ، دشت ، مشعل ، كاروان ، صحرا ، شب )

8- در نمونه ي زير نويسنده از چه شيوه اي براي طنزپردازي استفاده كرده است ؟

ديدم ماشاءالله چشم بد دور ، آقا واترقّيده اند ، قدش درازتر و تك و پوزش كريه تر شده است . گردنش مثل گردن همان غاز مادر مرده اي بود ك همان ساعت در ديگ مشغول كباب شدن بود . ( بزرگ نمايي و اغراق در توصيف صورت و اندام و حالات يك فرد .)

9- شيوه ي تنظيم ( فهرست مقالات فارسي ) ايرج افشار را بنويسيد .          ( موضوعي )

 

 

ب : دستور

1- تعداد تكواژها و جمله هاي نوشته ي زير را به عدد بنويسيد .

اخترشناسي علمي است كه به مطالعه ي اجرام آسماني مي پردازد .

( دوجمله ، يك جمله ي مستقل مركب ) 18  تكواژ = اختر+ شناس+ ي + علم+ ي + است + شناسه ي تهي + كه + به + مطالعه + -ِ  + اجرام + -ِ + آسمان + ي + مي + پرداز+ -َد ) 

                                                                                                            

2- هسته ي گروه هاي زير را بيابيد و تعداد واژه هاي هر گروه را به عدد بنويسيد .

الف : اين پرسش ها ،  ( هسته = پرسش    ) ( تعداد واژه = دو واژه )   ب: دماي اجرام آسماني ( هسته = دما  ) ( تعداد واژه = پنج واژه    = دما + -ِ  + اجرام + -ِ + آسماني )

 

3- جاي خالي را با كلمه ي مناسب پركنيد .

بزرگترين واحد زباني ................... است كه از واحدهاي كوچكتري ساخته شده است . ( جمله ي مستقل مركب )

 

 

4- تعداد واژه هاي ( آن دو دفترچه ي دانش آموز ) را به عدد بنويسيد و هسته ي گوه اسمي را هم  مشخص كنيد .

( هسته = دفترچه )  ( واژه ها = پنچ واژه = آن + دو = دفترچه + -ِ + دانش آموز )

 

5- در عبارت زير نوع  افعال را از نظر ساختمان بنويسيد .

او با سخنان دلنشين خود ما را به آينده اميدوار كرد و به تلاش بيشتر واداشت

                                                 ساده                       پيشوندي

( كرد ، فل ساده است زيرا مي توان گفت ، اميدوار تر كرد . پس،  اميدوار مسند است . )

 

 

 

6- عبارت زير را با گذرا كردن افعالشان دوباره نويسي كنيد .

سال گذشته كه دوستانمان به كوهنوردي رفته بودند ، سنگ بزرگي از كوه غلتيد و به دره افتاد .

                                                           برده بودند           غلتاند        انداخت

سال گذشته كه دوستانمان را  به كوهنوردي برده بوند  ، باد ، سنگ بزرگي از كوه غلتاند و آن را  به دره انداخت  .

 

 

 

 

7- زمان ونوع افعال مشخص شده ي زير را بنويسيد .

گاندي از ابندا عادت كرد ، غربي هايي را كه بر كشورش حكم مي راندند ، دوست بدارد .

( كرد = ماضي ساده ، سوم شخص مفرد ) ( مي راندند = ماضي استمراري ، سوم شخص جمع ) ( دوست بدارد = مضارع التزامي ، سوم شخص مفرد )

8- نمودار جمله ي ( ما به فرهيختگان خود مي باليم ) را رسم كنيد .                                            جمله

                                                                                                                       نهاد                                 گزاره

 

                                                                                                                      متمم فعل                    فعل

           

  جمله ي سه جزئي با متمم                                                          ما                    به فرهيختگان خود                       مي باليم

9- در عبارت ( من علاقه ي او را به هنر نسبتاً خوب مي بينم ) يك مضافٌ اليه ، يك مفعول ، يك قيد و يك مسند مشخص كنيد .

 ( مضافٌ اليه = او )  ( مفعول = علاقه )   (قيد = نسبتاً ) ( مسند = خوب )

10- در توليد واحد زباني ( خرس بر درخت لانه مي سازد .) كدام قاعده رعايت نشده است ؟ ( قاعده ي معنايي )

11- محل تكيه در واژه ي ( مردان ) مشخص كنيد . ( هجاي پاياني = دان ) چون اسم است و تكيه در اسم و صفت روي هجاي پاياني قرار مي گيرد . )

12- ساخت واژه ي زير را مشخص كنيد  . افشانه   ( بن مضارع + پسوند = اسم )

                                                         ( افشان     +    ه     = افشانه)

 

13- كلمه ي مهندس را طوري به كار ببريد كه يك بار شاخص و يك بار هسته ي گروه اسمي قرار گيرد .

الف : به عنوان شاخص : مهندس جوادي،   مديرعامل شركت نفت است     ب: به عنوان هسته : جوادي ،  مهندسِ پتروشيمي است

14- يك جمله ي دو جزئي استثنائي بي فعل مثال بزنيد .  ( عيد شما مبارك )

 

 

 

پ : املا و بياموزيم

1-  املاي نادرست كلمات را در عبارت زير اصلاح كنيد

ما بايد غدر دوستان را بدانيم و از عَلَم و رنج آنان بكاهيم    ( قدر ، الم )

 

2- شكل درست همزه /ء/ را در كلمات زير بنويسيد .

الف : ل/ء/امت ( لئامت )                      ب: م / ء / اخذ         ( مآخذ )

 

3- چرا واژه ي آشنايان را به صورت ( آشنا ان ) نمي خوانيم و نمي نويسيم . ( زيرا واج پاياني كلمه ي آشنا ، مصوت است وعلامت جمع ان نيز با مصوت آغاز شده است . طبق قواعد واجي دو مصوت با هم در يك هجا نمي آيد و براي سهولت تلفظ بايد بين آن ها يك صامت ميانجي بيايد . ) 

 

4- حرف ( واو ) در واژه ي ( خواندن ) چه نام دارد ؟ ( واو معدوله )

 

5- نام فرايندهاي واجي واژه هاي زير را بنويسيد .

الف : اجراء                اجرا        ( كاهش )                        ب: خِ يابان                         خي يابان              ( افزايش )

 

6- عبارت زير به شيوه ي بلاغي است يا عادي ؟

رسيد مژده كه آمد بهار و سبزه دميد            ( بلاغي است زيرا اولاً شعر است و ثانياً به خاطر ضرورتهاي شعري اجزاي جمله جابجا شده است مثلاً فعل در آغاز جملهي اول  و نهاد در پايان آن  آمده است .)

 

7- در عبارت ( استعمال دخانيات اكيداً ممنوع است ) چند واژه ي دخيل وجود دارد ؟  ( 4 واژه ) استعمال ، دخانيات ، اكيداً ، ممنوع . )

 

 

 

[ سه شنبه چهارم فروردین 1388 ] [ 6:13 بعد از ظهر ] [ ] [ ]
ادبیات 2

درس بیستم

1- در کدام گروه کلمه ها غلط املایی وجود دارد؟ فنّی 1383                 2

1) اذعان و اعتراف – ظهر ورقه – ذلّت و خواری

2) ظمایم و پیوست – مقدّس و با ابهّت – طنین و آهنگ

3) حرز و دعا – سعایت و سخن چینی – زلّت و لغزش

4) از حیث غرابت و شگفتی – حجّاری و شگفتی – حجّاری و سنگ تراشی – وهله ی اوّل

 

2) «تحفةالنظّار و غرایب الامصار» اثر کیست؟ فنّی 1380                      4

1) عبد الرزّاق کاشانی             2) رشیدالدّین میبدی              3) ذوالنّون مصری                4) ابن بطوطه

 

3- کتاب «به سوی اصفهان» از کیست؟ و مترجم آن کیست؟ هنر 1384                1

1) پیر لوتی – بدرالدّین کتابی                2) جیمز موریه – فرامرز سلیمانی

3) ابن بطوطه – محمّد علی موحّد                      4) لوول تامس – محمّد سعیدی

 

4- در کدام گزینه غلط املایی وجود دارد؟ زبان 1381              1

1) مسیل های مهیب، شگفتی و غرابت، وحله ی اوّل، ذخایر و ثروت ها

2) متحیّر و مبهوت، کار مطبوع، فشار و مضیقه، نقاب حزن انگیز ظلمت

3) خوش محضری، جرز خیس خورده، مشقّت و مذلّت، قالب و چارچوب

4) اهرام مصر، اشباح خیالی، مسئولان برگزاری مسابقه، تلألؤ آب

 

5- در کدام گزینه غلط املایی هست؟ انسانی 1380                4

1) به محض ورود به این محوّطه، دو نقش از این هیاکل غول آسا توجّه مرا جلب کرد.

2) لباس من طوری قالب بدنش درآمد که گویی درزی ازل به قامت ایشان دوخته بود.

3) در برابر هر انعطاف خالصانه ای، تواضعی مضاعف از خود بروز می داد.

4) توصیه می کرد خود را به تفکّر و تعمّل و استنباط عادت دهند.

 

درس بیست و یکم

1- نام نویسندگان «مرآةالبلدان، امیرارسلان، آتش خاموش، چمدان» به ترتیب کدام است؟ انسانی 1383        4

1) عزیز السّلطان – ناصر الملک – عبّاس خلیلی – طالبوف

2) مشیرالدّوله – معاون الملک – مشفق کاظمی – صادق هدایت

3) قوام الدّوله – ذکاءالملک – محمود دولت آبادی – جلال آل احمد

4) صنیع الدّوله – نقیب الممالک – سیمین دانشور – بزرگ علوی

 

2- کدام کتاب از جمله ی تألیفات محمّد حسن خان صنیع الدّوله (= اعتمادالسّلطنه) نیست؟ فنّی 1382        2

1) خیرات الحسان     2) سیر العباد الی المعاد                             3) مراةالبلدان                            4) مطلع الشّمس

 

3- معانیِ کلمه های «ملتزمین، اعاظم، التهاب، ادبار، افگار» به ترتیب در کدام گزینه آمده است؟ هنر 1381                 1

1) همراهان، بزرگان، برافروختگی، پشت کردن، خسته

2) ضرورت ها، بزرگی ها، آتش افروزی، تهیدست، مجروح

3) دوستداران، بزرگداشت ها، شعله ی آتش، پافشاری، زخمی

4) همراهان، نگهبانان، رنج کشیدن، اصرار ورزیدن، آزرده

 

4- در کدام گزینه یکی از آثار محمّدحسن خان صنیع الدّوله مطرح شده است؟ انسانی 1380                        3

1) تحفةالنظّار و غرایب الامصار                                 2) تحفةالاخوان

3) مرآةالبلدان                                                                            4) هفت کشور

 

5- در عبارت «نایب السّلطنه در مجلس خنده کرده بود به وضع عرض و لهجه ی آن» مقصود از «عرض» چیست؟ آزاد فنّی 1381                  1

1) شکایت                               2) سر و وضع                           3) حرکات دست                      4) طرز ایستادن

 

6- نویسندگان آثار «مجمع دیوانگان، کلبه ی عمو تم، و الایّام» به ترتیب در کدام گزینه آمده است؟ ریاضی 1384

1) صنعتی زاده – هریت بیچر استو – دکتر طه حسین

2) مشفق کاظمی – هریت بیچر استو – دکتر شریعتی

3) عبّاسعلی خلیلی – الکساندر دوما – دکتر اسلامی ندوشن

4) یحیی دولت آبادی – جان اشتاین بک – دکتر طه حسین

 

7- دکتر طه حسین در کتاب «الایّام» خود را با چه کسی مقایسه می کند؟ آزاد فنّی 1380                            2

1) ابن بطوطه                            2) ابوالعلای معرّی    3) شبلی                   4) ذوالنّون مصری

 

8- عبارت زیر، توصیف زندگی چه کسی است؟ سنجش 1382                 1

«هنوز نه سالش نشده بود که بیشتر ترانه ها و مرثیه ها و افسانه ها و حماسه های هلالی ها و بربرها و اوراد و ادعیه ی پارسیان و غزل های صوفیان را آموخت، علاوه بر این تمام قرآن را نیز حفظ کرد.»

1) دکتر طه حسین    2) محمود درویش    3) ابوالعلاء معرّی                     4) جبرا ابراهیم جبرا

 

درس بیست و دوم

1- در کدام گزینه، واو معیّت به کار رفته است؟ تجربی 1380                   4

1) آخر چه کنم من و چه بد کردم                                              تا بند مَلک بُوَد سزاوارم؟

2) امروز به غم فزون تر از دی                                      و امسال به نقد کمتر از پارم

3) بندی است گران به دست و پایم در                              شاید که بس ابله و سبک بارم!

4) ترسیدم و پشت بر وطن کردم                                                گفتم من و طالع نگونسارم

 

2- معنی صحیح همه ی واژه های «ضَیعت، حازم، حِرز، بحبوحه» به ترتیب کدام است؟ زبان 1382                             4

1) نیستی، استوار، آزمندی، میان                                                2) دارایی، ارادتمند، تفقّد، گرفتاری

3) روشنایی، گوارا، نگهبانی، آغاز                                            4) زمین زراعتی، هوشیار، تعویذ، وسط

 

3- معنی چند واژه در کمانک مقابل آن، نادرست، آمده است؟ انسانی 1384                                2

«خلنگ (علف و جارو)، رواق (پیشگاه خانه)، سعایت (تلاشگر)، سوفار (نوک فلزی تیر)، سهم (ترس)، صولت (هیبت)، عقار (آب و زمین)، لابه (التماس)، مجرّد (غیر مادّی)، قدح (کاسه)، هیمه (هیزم)، مینو (بهشت)

1) یک                     2) دو                       3) سه                      4) چهار

 

4- معنای کلمات «منحوس – مذموم – محظوظ – مخذول» به ترتیب کدام است؟ ریاضی 1383                                3

1) بدکار – پیوسته – لذّت – خواری                         2) ناپسند – زشتی – بهرمند – شوم

3) نامیمون – زشت – بهره ور – خوار                       4) بدخوی – بهره وری – نکوهیده - زبونی 

 

5- در همه ی ابیات به جز بیت ..... کلمه ای که به نحوی با نام زندان های مسعود سعد سلمان تشابه لفظی دارد به کار رفته است. هنر 1384             1

1) مردم گمان برند که من در حصار ری                مسعودم و ستاره ی سمد است رهنمای

2) داند خدای کامل سعادت بُوَد اگر                                  مسعودوار سر کنم اندر حصار نای

3) ای دل به صبر کوش که این نیز بگذرد              زین حبس هم مرنج که این نیز بگذرد

4) چون ذرّه هوا می کند ای ماه ز هر سو               دل ها به تو خورشید رخ غالیه گیسو

 

6- در کدام مصراع حرف «و» به معنی «همراهی» است؟ تجربی 1380                  3

1) کردیم گناهی و از کرده غافلیم                                    2) تو مو می بینی و مجنون پیچش مو

3) گفتم من و طالع نگونسارم                            4) سنگش به جو ماند و آبش ز جو رود

 

7- معنی «محبوسم و طالع است منحوسم»، «چیست؟ آزاد فنّی 1381                        2

1) در زندانم و با بخت بد درستیزم.                                            2) زندانی هستم و بخت با من یار نیست.

3) اسیر و زندانی بخت خویشم.                                 4) در زندان هستم و امید به یاری بخت مساعد دارم.

 

8- در بیت «امروز به غم فزون تر از دی / و امسال به نقد کمتر از پارم» چند مفهوم متضاد وجود دارد؟ آزاد انسانی 1381                        1

1) سه             2) یک                             3) دو                              4) چهار

 

9- کدام گزینه برای کامل کردن عبارت «حبسیّه یکی از موضوعات ادبیّات ........ است. در تاریخ ادبیّات فارسی تنی چند از شاعران چون مسعود سعد سلمان، .....، ملک الشّعرا بهار و ............، دارای حبسیّه هستند.» مناسب است؟ هنر 1380                   3

1) تعلیمی – سنایی – جلال الدّین مولوی                          2) حماسی – فردوسی – منوچهری

3) غنایی – خاقانی –  فرّخی یزدی                                             4) داستانی – نظامی – سعدی

 

10- حبسیّات مسعود سعد سلمان در چه قالبی سروده شده است؟ سنجش 1383                     1

1) قصیده                         2) مثنوی              3) ترکیب بند                     4) ترجیع بند

 

11- «کِلّه بستن» در بیت «صبحدم چون کِلّه بندد آه دود آسای من / چون شفق در خون نشیند چشم خون پالای من» یعنی: ....................... انسانی 1380                    2

1) چشم زدن                      2) خیمه زدن                      3) راه زدن             4) سر زدن

 

12- مفهوم بیت «صبحدم چون کِلّه بندد آه دود آسای من / چون شفق در خون نشیند چشم خون پالای من» چیست؟ هنر 1380              4

1) اگر سحرگاهان از آه و ناله پرهیز کنم، هنگام غروب، اشک خونین جاری خواهم ساخت.

2) بامدادان از بس که اشک خونین می زیرم، دیدگانم نور و روشنی خود را از دست می دهند.

3) چگونه می توانم از آغاز سپیده، ناله سر دهم، زیرا که دیگر چشمانم روشنی خود را از دست خواهند داد.

4) سپیده دمانی که آه و زاری می کنم از دیدگانم اشک خونین جاری می شود.

 

13- همه ی گزینه ها به جز گزینه ی ............. بیت آغازین یک «حبسیّه» است. سنجش 1383                          4

1) به زندان قفس مرغ دلم چون شاد می گردد                                 مگر روزی که از این بند غم آزاد می گردد

2) نالم به دل چو نای من اندر حصار نای                           پستی گرفت همّت من زین بلند جای

3) صبحدم چون کِلّه بندد آه دود آسای من                         چون شفق در خون نشیند چشم خون پالای من

4) دلا تا کی در این زندان، فریب این و آن بینی                            یکی زین چاه ظلمانی برون شو تا جهان بینی

 

14- عبارت: شبلی گفت: « اگر چنان بودی که آن کودک بدان نان تهی قناعت کردی، وی را سگِ هم چون خویشتنی نبایستی بود.» با کدام بیت ارتباط معنایی دارد؟ هنر 1385                     4

1) کسی خوشتر از خویشتن دار نیست                        که با خوب و زشت کسش کار نیست

2) هنرمند باشد به سان گهر                                        که هر کس مر او را خریدار نیست

3) تواضع بود با بزرگان ادب                                      بود با فرومایگان مکنت

4) من و گنج آزادگی بعد از این                                  زهی پادشاهی زهی سلطنت

 

15- مضمون و مفهوم کدام بیت با ابیات دیگر، متفاوت است؟ ریاضی 1381                             4

1) يك كرشمه كرد با خود آن چنانک                               فتنه ای در پير و در بُرنا نهاد

2) شور و غوغايی بر آمد از جهان                                    حسن او چون دست در يغما نهاد

3) از خُمستان جرعه ای بر خاک ريخت                 جنبشی در آدم و حوا نهاد

4) برجهید و زود در سجده فتاد                          در زمان شه، تیغ قهر از کف نهاد

 

در عبارت «اندر آن مسجد کودکان به کتّاب بودند»، «کتّاب» یعنی:           4

1) کاتبان                          2) کتیبه                           3) کتابت                          4) مکتب

 

درس بیست و سوم

- در همه ی ابیات به جز بیت ............... آرایه ی اسلوب معادله مشهود است. هنر 1384                    3

1) آدمی پیر چو شد حرص جوان می گردد                   خواب در وقت سحرگاه گران می گردد

2) چه حاجت است به تحصیل علم عارف را                               ز خود برآمده را نردبان نمی باید

3) مرا چگونه نباشد حضور عیش و فراغ                    که زخم بر سر زخم است و داغ بر سر داغ

4) آن را که بُوَد مغز و خرد خاموش است                    از کاسه ی پُر، صدا نیاید بیرون

 

- در همه ی گزینه ها به جز گزینه ی ...............از آرایه ی «اسلوب معادله» استفاده شده است. علمی – کاربردی 1382                      3

1) وداع غنچه را گل نام کردند                                                  طرب را ماتم غم آفریدند

2) عیبِ پاکان، زود بر مردم هویدا می شود                          موی اندر شیر خالص زود پیدا می شود

3) نالم به دل چو نای من اندر حصار نای                           پستی گرفت همّت من زین بلند جای

4) دود اگر بالا نشيند ، كسر شأن شعله نيست                                  جای چشم ابرو نگيرد ، گرچه او بالاتر است

 

- در کدام بیت، اُسلوب معادله به کار رفته است؟ علمی – کاربردی 1382                 4

1) محبوس چرا شدم، نمی دانم                                                  دانم که نه دزدم و نه عیّارم

2) به دیدارت آرایش جان کنم                                                    ز من هر چه خواهی تو فرمان کنم

3) به زندان قفس مرغ دلم چون شاد می گردد                                              مگر روزی که از این بند غم آزاد می گردد

4) عیبِ پاکان، زود بر مردم هویدا می شود                          موی اندر شیر خالص زود پیدا می شود

 

-در کدام بیت، اُسلوب معادله به کار نرفته است؟ انسانی 1384                   2

1) ز سختگیری دوران چه باک عارف را                    ز قحط سال، هما بینوا نخواهد شد

2) نه غم و نه غم پرستم، ز غم زمانه رَستم                 که حریف او شدستم که درِ ستم ببستم

3) دلی که نیست خراشی در او زمین گیر است           زری که سکّه ندارد روان نمی باشد

4) در نگیرد صحبت زاهد به صافی مشربان                 زشت در یک دیدن از آیینه رو گردان شود

 

1- در کدام بیت، اُسلوب معادله، استفاده نشده است؟ فنّی 1383                1

1) دل خراب من دگر خراب تر نمی شود                            که خنجر غمت ازین خراب تر نمی زند

2) عیبِ پاکان، زود بر مردم هویدا می شود                          موی اندر شیر خالص زود پیدا می شود

3) عشق چون آيد  برد هوش  دل فرزانه را                          دزد دانا می كشد اوّل چراغ خانه را

4) آدمی پیر که شد حرص جوان می گردد                          خواب در وقت سحرگه گران می گردد

    

- در کدام بیت، اُسلوب معادله به کار نرفته است؟ ریاضی 1382                                1

1) در این بهار چنان روزگار افسرده است                                    که غیر شمع، گلی هیچ کس به سر نزند

2) حسن بیان مجوی ز ما دل شکستگان                                     از کاسه ی شکسته نخیزد صدا درست

3) بی كمالی های انسان از سخن پيدا شود                         پسته بی مغز  چون لب  وا كند رسوا شود

4) لازم پیری است صائب، برگ ریزان حواس                                   بیش ره نتوان گرفتن لشکر بشکسته را؟

 

- در همه ی ابیات به جز بیت ................، اسلوب المعادله وجود دارد. هنر 1382                             1

1) هر کس ز بوم رفت که آرد خبر از یار                                     باز آمد و از خویش چو من بی خبر افتاد

2) گرفت هر که کم خود، شود ز اهل کمال                                               تمام گشتن ماه از هلال معلوم است

3) مرا کیفیّت چشم تو کافی است                                                              ریاضت کش به بادامی بسازد

4) بی كمالی های انسان از سخن پيدا شود                         پسته ی بی مغز  چون لب  وا كند رسوا شود

 

- در همه ی ابیات به جز بیت ................، اسلوب المعادله وجود دارد.زبان 1381                             1

1) آینه گر نقش تو بنمود راست                                                  خود شکن آیینه شکستن خطاست

2) ریشه ی نخل کهن سال از جوان افزون تر است                       بیش تر دلبشتگی باشد به دنیا پیر را

3) روشندلان خوش آمدِ شاهان نگفته اند                                     آیینه عیب پوش سکندر نمی شود

4) صورت نیست در دل ما کینه ی کسی                                    آیینه هر چه دید فراموش می کند

 

2- زیب النّسا متخلّص به مخفی در سرودن شعر از کدام شاعر، بیشتر پیروی می کرد؟ فنّی 1382   4

1) حافظ               2) سعدی  3) سنایی غزنوی                  4) عرفی شیرازی

 

3) مفهوم بیت « بلبل از گل بگذرد چون در چمن بيند مرا / بت پرستی كی كند  گر بَرْهمن بيند مرا» د ر کدام گزینه، درست آمده است؟ زبان 1381      2

1) بت پرستان در برابر یکتا پرستان، ذلیل و زبون هستند.         

2) جذبه و جمال من از معبود برهمن، افزون تر است.

3) عقیده و ایمان من برتر از اعتقاد برهمن است.

4) می توانم عقیده ی برهمن را از بت پرستی به خدا پرستی تغییر دهم.

 

4- کدام گزینه از مفهوم بیت « دود اگر بالا نشيند ، كسر شأن شعله نيست / جای چشم ابرو نگيرد ، گرچه او بالاتر است» دریافت می شود؟ انسانی 1380                        3

1) انتصاب افراد نالایق به ماصب و مقامات اجتماعی، موجب نفی ارزش دیگران نیست.

2) ارتقای افراد جامعه به مقامات ارزشمند، بر اساس اصول و قواعد دقیق، صورت می گیرد.

3) مقامات و مناصب اجتماعی، نشان دهنده ی شایستگی واقعی و برتری دارندگان آن ها بر دیگران نیست.

4) هر فردی، لیاقت و ویژگی هایی دارد و همه باید در کسب کمال بکوشند.

 

5- در بیت «برو طواف دلی كن كه كعبه ی مخفی است / كه آن خليل بنا كرد و اين خدا خود ساخت» همه ی آرایه های ادبی زیر، به جز ....................، وجود دارد. فنّی 1380                  3

1) ایهام                            2) مراعات نظیر                   3) اسلوب معادله                  4) تلمیح

 

6) در بیت «در سخن مخفی شده ام مانند بو در برگ گل          / هر كه خواهد ديدنم گو در سخن بيند مرا»کدام کلمه ایهام دارد؟ هنر 1380                        2

1) سخن                           2) مخفی                          3) بو                               4) گل

 

7- در کدام گزینه، ارتباط معنایی میان دو مصراع، با اسلوب معادله مطابقت می کند؟ تجربی 1380             3

1) بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران                                 کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران

2) صبحدم چون کلّه بندد آه دودآسای من              چون شفق در خون نشیند چشم خون پالای من

3) عشق چون اید برد هوش دل فرزانه را                دزد دانا می کشد اوّل چراغ خانه را

4) نالم به دل چو نای در حصار نای                                 پستی گرفت همّت من زین بلند جای

 

8- معنای کنایی کدام گزینه درست نیست؟ آزاد تجربی 1384                 4

1) چین بر جبین فکندن: ناراضی بودن و غمگینی                  2) هزار بادیه رفتن: از عهده ی مشکلات برآمدن

3) سر به گریبان کشیدن: اندیشیدن و به فکر فرورفتن             4) عنان را گران کردن: اختیار خود را از دست دادن

 

9- کدام شاعر معاصر فارسی گوی از شاعران برون مرزی نیست؟ آزاد 1383  4

1) محمّد علی عجمی             2) جلال اکرامی

3) محمّد اقبال لاهوری                       4) مهدی حمیدی

 

10- مفهوم بیت «عشق چون آيد  برد هوش  دل فرزانه را / دزد دانا می كشد اوّل چراغ خانه را» با کدام گزینه ارتباط معنایی دارد؟ سنجش 1383                     1

1) هوش خردمند را عشق به تاراج بُرد                               من نشنیدم که باز، صید کبوتر شود

2) گر همه عالم ز لوح فکر بشویند                                               عشق نخواهد شدن که عشق نگین است

3) چو علم آموختی از حرص، آنگه ترس، کاندر شب                چو دزدی با چراغ اید گزیده تر برد کالا

4) می کند کار خرد، نفس چو گردید مطیع                         دزد چون شحنه (= داروغه) شود امن کند عالم را

 

11- توصیه شاعر، در بیت «برو طواف دلی كن كه كعبه ی مخفی است / كه آن خليل بنا كرد و اين خدا خود ساخت» چیست؟ سنجش 1383                        2

1) رازداری 2) مهربانی و دوستی 3) زیارت خانه ی خدا 4) پنهان نگه داشتن احسان

 

12- مفهوم بیت « دود اگر بالا نشيند، كسر شأن شعله نيست / جای چشم ابرو نگيرد، گرچه او بالاتر است» کدام است؟ سنجش 1382        2

1) سعدی از سرزنش غیر نترسد هیهات                              غرقه در نیل چه اندیشه کند باران را

2) کس نیاید به زیر سایه ی بوم                                                 ور همای از جهان شود معدوم

3) رنگين سخنان در سخن خويش نهان اند                         از نكهت خود نيست به هر حال ، جدا گل

4) عیبِ پاکان، زود بر مردم هویدا می شود                          موی اندر شیر خالص زود پیدا می شود

 

13- با توجّه به اسلوب معادله ی موجود در بیت «عشق چون آيد  برد هوش  دل فرزانه را / دزد دانا می كشد اوّل چراغ خانه را» کدام کلمه، معادل «هوش» قرار گرفته است؟ سنجش 1382              2

1) خانه                            2) چراغ                           3) عشق                           4) فرزانه

 

14- مفهوم بیت «بی كمالی های انسان از سخن پيدا شود / پسته بی مغز  چون لب  وا كند رسوا شود» در کدام گزینه، آمده است؟ سنجش 1382                     3

1) پرگویی، دلیل نادانی است.                            2) رفتار نیک، ناشی از گفتار نیک است.

3) گفتار هر شخص، معرّف شخصیّت و خرد اوست.     4) ناتوانی های جسمانی، سبب قص در گفتار است.

 

15- کدام گزینه در توصیف ادبیّات برون مرزی فارسی درست نیست؟                     4

1) نفوذ استعمار انگلیس موجب بروز تفاوت در گونه های زبان فارسی شد.

2) در عصر حاضر جریان ادبی دری در افغانستان باقی مانده است.

3) امروزه ادبیّات تاجیک در ماوراءالنّهر رواج دارد.

4) زبان فارسی از دوره ی غزنوی تا صد سال پیش زبان اداری و درباری هند و پاکستان بوده است.

 

16- کدام یک از شاعران فارسی گوی تاجیکستان است؟                       2

1) سعادت ملوک تاش                        2) جلال اکرامی                  3) زیب النّسا                      4) فدایی هروی

 

درس بیست و چهارم

1- منظور شاعر در بیت «کجا می روی؟ ای مسافر، درنگی / ببر با خودت پاره ی دیگرت را»، از «پاره ی دیگر» چیست؟ سنجش 1384                    3

1) سجّاده  2) عضو جدا شده ی شهید                   3) خود شاعر                      4) مهر و تسبیح و انگشتر

 

2- مفهوم بیت «همان دستمالی که پولک نشان شد / و پوشید چشم ترت را» کدام است؟ سنجش 1382      4

1) همان دستمالی که صورت خود را با آن پوشاندی.

2) همان دستمالی که اشک های مرا با آن پاک کردی.

3) دستمالی را که از قطره های اشکت خیس شده بود پنهان کردی.

4) اشک هایت را با همان دستمال پاک کردی تا گریه ات را کسی نبیند.

 

3- در کدام عبارت آرایه ی مجاز، هست؟ زبان 1384               3

1) از دیگران حدیث جوانی شنیده ام                                 2) همچون بنفشه سر به گریبان کشیده ام

3) در سینه ام هزار خراسان نهفته است                  4) نالم به دل چو نای اندر حصار نی

 

4- کدام گزینه در مورد ادبیّات برون مرزی نادرست است؟                      4

1) در عصر حاضر جز دو جریان ادبی دری و تاجیکی جریانی برجسته باقی نمانده است.

2) زبان فارسی از دوره ی غزنوی تا حدود صد و پنجاه سال پیش زبان اداری و درباری هند و پاکستان بوده است.

3) نفوذ زبان انگلیسی تفاوت های فراوان در ساختار و واژگان زبان ایجاد کرده است.

4) بعد از روی کار آمدن کمونیست ها در تاجیکستان برای همیشه زبان فارسی در آن جا فراموش گردید.

[ سه شنبه چهارم فروردین 1388 ] [ 6:12 بعد از ظهر ] [ ] [ ]
ادبیات 2

یک قدم بر سر وجود نهی                                           وان دگر در بر ودود نهی» با کدام بیت متناسب است؟ ریاضی 1385                            3

1) دریغا که از ماهرویان ندیدم                                   به جز بی وفایی و نامهربانی

2) کسی داند احوال پیران عشقش                                               که پیرانه سر کرده باشد جوانی

3) نشان خواهی از وی، ز خود بی نشان شو                                 که من زو نشان جُستم از بی نشانی

4) ز چشمی است چشم امیدم که هرگز                       به کس ننگرد از ره سر گرانی

 

17- مفهوم ابیات زیر به کدام گزینه، نزدیک تر است؟ ریاضی 1381                          1

«دو قدم بیش نیست این همه راه                  راه نزدیک شد سخن کوتاه

یک قدم بر سر وجود نهی                                           وان دگر در بر ودود نهی»

1) به سرّش ندا آمد که بایزید! اگر خواهی به ما رسی، خود را بر در بگذار و درآی.

2) سلام او در وقت صباح، مؤمنان را صبوح است.

3) الهی، اگر تو مرا خواستی من آن خواستم که تو خواستی.

4) بایزید بسطامی، یک شب در خلوت خانه ی مکاشفات، کمند شوق را درانداخت.

 

18- «هشتن»: ........... فنّی 1378                    2

1) پایداری                               2) رها کردن                            3) روی آوردن                         4) فراهم ساختن

 

19- معانی واژه های مشخّص شده در عبارت زیر، به ترتیب در کدام گزینه ذکر شده است؟ سنجش 1383   1

«در زمان مصطفی(ع)، کافری را غلامی بود مسلمان، صاحب گوهر، سحری خداوندگارش فرمود که، تاس ها برگیر که به حمّام رویم.»

1) اصیل، کاسه های مسی                                         2) مالدار، کاسه های مسی

3) نژاده، وسایل بازی                                                4) گوهر فروش، وسایل بازی

 

20- کدام یک درون مایه کتاب «فیه ما فیه» را تشکیل نمی دهد؟                                3

1) مطالب اخلاقی                     2) مطالب اجتماعی   3) مطالب تعلیمی                      4) مطالب دینی

 

21- نام «مقدّمه ی قصیده با مضامینی چون عشق و یا توصیف طبیعت»، چیست؟ آزاد انسانی 1382                             3

1) مطلع                   2) مقطع  3) تغزّل                    4) تنه ی اصلی

 

کدام کتاب از آثار سنایی غزنوی نیست؟                      3

1) کارنامه ی بلخ                                      2) طریق التحقیق                      3) خوان اخوان                          4) حدیقةالحقیقه

 

......... شاعر وعارف بزرگ ایران در قرن ششم هجری، وی در ابتدا مدّاح غزنویان بود ولی از این کار توبه کرد و به عرفان روی آورد. از جمله آثار او «سیرالعباد الی المعاد» است.                            4

1) ناصر خسرو                          2) مولوی                                3) حافظ                  4) سنایی

 

درس چهاردهم

1- مفهوم بیت «نبیند مرا زنده با بند کس / که روشن روانم بر این است و بس» بر نفی ............. تأکید می کند. ریاضی 1383                              2

1) آزادگی                                2) ستم پذیری                          3) جوانمردی                            4) بیداد ستیزی

 

2- املای صحیح کلمه های به معانی «جویدن، زشت، طبع عالی داشتن، خواری، ترسناک» به ترتیب، کدام است؟ تجربی 1382                   1

1) مضغ – مذموم – مناعت – مذلّت – موحش           2) مضغ – مذموم – منائت – مزلّت – موحش

3) مظغ – مضموم – مناعت – مزلّت – موهش           4) مضق – مذموم – منائت – مذلّت – موهش

 

3- در کدام گروه کلمه ها، غلط املایی وجود دارد؟ زبان 1382 1

1) بی حوصلگی و اضطراب، خاستگاهِ اجتمائی، آذار و ایار، مؤکّد شده

2) مخذول ونالان، مرهم دلِ مجروح، خدای قضا گردان، زاهد و اهل صلاح

3) معذّب و گرفتار، مضغ و جویدن، سلاست روانی، نغمه های مهیّج قاریان

4) صولت و هیبت، مائده های زمینی، صله ی ارحام، نشاط و شعف

 

 4- املای درست کلمه ها، به معانیِ «زشت، برتری، فریب، پست شدن، بلند نظری» به ترتیب کدام است؟ زبان 1382                  3

1) مضموم، رجحان، خدعه، انحطات، منائت                             2) مذموم، رجهان، خدئه، انحطاط، منائت

3) مذموم، رجحان، خدعه، انحطاط، مناعت            4) مضموم، رجحان، خدعه، انحتاط، منائت

 

5- نویسنده ی کتاب «آزادی و تربیت» کیست؟ فنّی 1379                        4

1) غلامعلی حدّاد عادل                              2) زهرا کیا               3) مجتبی مینوی                       4) محمود صناعی

 

6- کلمه ی«مذموم» یعنی: ......... ریاضی 1364                                                 3

1) پیوسته 2) سرزنش                3) نکوهیده              4) همراه                               

 

7- مفهوم بیت «من آنم که در پای خوکان نریزم / مر این قیمتی لفظ درّ دری را» در کدام بیت آمده است؟ سنجش 1384                             3

1) خرد شاخی که شد درخت بزرگ                                           در بزرگیش سر سری منگر

2) بهرام که گور می گرفتی همه عمر                         دیدی که چگونه گور بهرام گرفت

3) دانش و آزادگی و دین و مروّت                                              این همه را بنده ی درم نتوان کرد

4) می بهشت ننوشم ز جام ساقی رضوان                     مرا به باده، چه حاجت که مست بوی تو باشم

 

8- با توجّه به مفهوم بیت «من آنم که در پای خوکان نریزم / مر این قیمتی لفظ درّ دری را» شاعر به کدام ویژگی خود مباهات می کند؟ سنجش 1382  4

1) قدرت سخنوری و مدّاحی                                     2) دست نیالودن به مال حرام

3) توانایی خودش در سرودن قصاید                                            4) عدم اطاعت از زور و طغیان در برابر ستمگری

 

9- اصلی ترین دلیل سرباز زدن رستم از قبول پیشنهاد اسفندیار چیست؟                        2

1) پرهیز از عاقبت شوم              2) حفظ نام              3) در بند نام بودن                     4) پرهیز از کشتن شاهزاده

 

بیت «من آنم که در پای خوکان نریزم / مر این قیمتی درّ لفظ دری را» بر ارزش چه چیزی تأکید می کند؟      3

1) آزادگی                                2) مروارید قیمتی                                      3) فارسی دری                         4) ارزش سخن

درس پانزدهم

1- توضیح اصطلاحِ معماریِ «قاب» کدام است؟ انسانی 1385                   1

1) آسمانه و قوس بنا از طرف داخل که آن را از چوب سازند.

2) کاشی هایی که به شکل گیسوی بافته، پیچ پیچان به پایین کشیده شوند.

3) نوعی تزیین که اتاق ها و ایوان ها را به شکل برجسته یا پلّه پلّه گچ بری کنند.

4) بنایی ستون مانند بر دو جانبِ در ورودی ساختمان که به شکل زیبایی از بنِ دیوار تا بالا به عقب کشیده می شود.

 

2- معانی درست کلمات «مینا، افگار، بنان، ستوه» به ترتیب کدام است؟ تجربی 1383                                2

1) زیبا – مجروح – بازو – گریان                                              2) آبگینه – آزرده – انگشت – درمانده

3) بهشت – خسته – دست – ملول                                            4) آبگینه – کشته – ناخن – خسته

 

3- کدام گزینه، عبارت زیر را کامل می کند؟ هنر 1383                           4

«سه نقش دیگر نیز پر معنایند: یکی قاب بندی های محرابی شکل، دوم طرّه های کنار سر درها، .........»

1) رنگ ها نیز برای خود، عالمی دارند و همان کنایه ی مینو را در خود می نمایند.

2) جهانی شبیه به بهشت که در آن کوشیده شده است ناپیدا کران در محدود جای گیرد.

3) نوعی تزیین ساختمان که اتاق و ایوان ها را به شکل برجسته یا پلّه پلّه گچ بری می کنند.

4) کاشی هایی که به شکل گیسوی بافته، پیچ پیچان به پایین کشیده می شوند و غالباً در درون گلدان های مرمری جای می گیرند.

 

4- وصفِ اصطلاح ساختمانی «گوشواره» کدام است؟ انسانی 1383                          3

1) آن چه که به شکل خورشید مدوّر از فلزسازند و بالای قبّه و مانند آن نصب کنند.

2) نوعی تزیین ساختمان که اتاق ها و ایوان ها را به شکل برجسته یا پلّه پلّه، گچ بری کنند.

3) لُغازِ ساختمان یا بنایی ستون مانند که بر دو جانب در ورودی ساختمان از بن دیوار تا بالا به عقب کشیده می شود.

4) اتاقی در خانقاه که به خلوت و ریاضت سالکان و فقرا اختصاص داده می شد و گوشه و شاه نشین هم نامیده می شد.

 

5- «بنایی ستون مانند بر دو قالب در ورودی ساختمان که به شکل زیبایی از بن دیوار تا بالا به عقب کشیده می شود.» توضیح کدام واژه است؟ هنر 1382                              4

1) غرفه                    2) طُرّه                     3) زاویه   4) گوشواره

 

6- کدام گزینه برای کامل کردن عبارت «گمان می کنم که اسلیمی ها، گاه به شاخ گوزن شبیه می شوند و گاه به مار که هر دو از رمزهای باستانی اند و هر دو علامتِ ..........» مناسب است؟ انسانی 1380   1

1) باروری                               2) تباهکاری                            3) خشونت                               4) مهربانی

 

7- کدام واژه به معنی کنگره ای است که بر سر دیوار، از آجر یا کاشی سازند؟ ریاضی 1380       2

1) غرفه                    2) طُرّه                     3) گوشواره                             4) مقرنس

 

8- با توجّه به عبارت «تا نه تصوّر شود که آن ها را با جزمیّت بازگو کرده ام.» معنی «جزمیّت» چیست؟ تجربی 1380                   4

1) آسانی و سهولت   2) جهالت و نادانی    3) میل و رغبت                        4) قطعیّت و یقین

 

9- در کدام گزینه «تشخیص» به کار نرفته است؟ ریاضی 1375                4

1) کالبد بنا، مینایی است که روح ایران را در آن حبس کرده اند.

2) چه می خواهند بگویند این بوته ها و خط ها و اسلیمی ها که در هم می پیچند؟

3) دمدمه های اردیبهشت اصفهان آرام آرام از خواب بیدار می شود.

4) درخت ها از زر سُرخند و شاخه ها از مروارید و میوه های لذیذ بر آن ها روییده است.

 

10- در عبارت «احساس و استنباط من که با جزمیّت بیان کرده ام این است که معماری عصر صفوی می تواند به هر گونه غریزه و التحاب و اشتیاقی جواب بدهد.» املای کدام غلط است؟ فنّی 1376                      1

1) التحاب                                2) استنباط                                3) جزمیّت                                4) غریزه

 

درس شانزدهم

1- عبارت «حسودان تنگ نظر و عنودان بد گهر وی را به می و معشوق و لهو و لعب کشیدند.» با همه ی ابیات به جز بیت .......... قرابت معنایی دارد. ریاضی 1385                                2

1) بیاموزمت کیمیای سعادت                                    ز هم صحبت بد جدایی، جدایی

2) به هجران مرا سهل شد دادنِ جان                                            که سخت است دوری ز یاران جانی

3) مصاحب نباید مگر بهر راحت                                                چو زو رنج بینی نیاید به کاری

4) ز ناجنس بگریز اگر آفتاب است                                              تو را سایه خود بس، اگر یار خواهی

 

2- بیت «کبوتری که دگر آشیان نخواهد دید / قضا همی بردش تا به سوی دانه و دام» با مفهوم کدام بیت متناسب نیست؟ تجربی 1384                  3

1) نوشته، جاودان دیگر نگردد                            به رنج و کوشش از ما برنگردد

2) ز چرخ آمد همه چیزی نوشته                         نوشته با روان ما سرشته

3) مرا نصیب غم آمد به شادی همه عالم               چرا که از همه عالم ، محبّت تو گزیدم

4) ز چرخ آمد قضا نز کام مردم                          ازیرا بنده آمد نام مردم

 

3- «نماند از معاصی منکری که نکرد و مُسکری که نخورد» یعنی: ................... علمی – کاربردی 1382                 1

1) مرتکب هر گناهی شد و به هر کار ناپسندی اقدام کرد و از هر شرابی نوشید.

2) هر گناهی را انجام داد امّا از زشتکاری و شرابخواری پرهیز نمود.

3) از گناه و خطا اجتناب نمود و فعل بد مرتکب نشد و در پی شراب نرفت.

4) از گناهان زشت و ناپسند روی گردان نبود، امّا شرابخوری نکرد.

 

4- مفهوم عبارت «نماند از معاصی منکری که نکرد و مُسکری که نخورد» یعنی: ................ فنّی 1380                  3

1) انکار می کرد که گناهی از او سر زده است.                      2) گناه می کرد، امّا شراب نمی نوشید.

3) مرتکب هر گناهی شد.                                            4) هیچ کار خلاف شرع انجام نداد.

 

5- معنی بیت زیر چیست؟                   2

«دمی آب خوردن پس از بد سگال                       به از عمر هفتاد و هشتاد سال»

1) کمی آب خوردن بعد جنگ با انسان بد، از عمر زیاد لذّت بخش تر است.

2) یک لحظه زندگی پس از کشتن دشمن، از عمر زیاد لذّت بخش تر است.

3) عمر هفتاد و هشتاد ساله بهتر از درگیر شدن با آدم بد نهاد است.

4- آیا زندگی کردن بعد از دشمن، به از دست دادن عمر طولانی می ارزد.

 

6- معانی کدام گروه از کلمه ها، به ترتیب «خوار، شادمان، رخسار، بهانه جویی، دل جویی» است؟ انسانی 1381           1

1) مخذول، مشعوف، وجنه، تعلّل، تفقّد                  2) منحوس، محظوظ، طالع، استیصال، اشتلم

3) مخذول، محظوظ، وجنه، تعلّل، اشتلم                 4) منحوس، مشعوف، طالع، استیصال، تفقّد

 

7- معنی کدام گزینه با گزینه های دیگر متفاوت است؟ هنر 1368                        4

1) ذبح شده                       2) قربانی شده                    3) بسمل              4) نیم کشته

 

8- کدام کلمه ممال نشده است؟ فنّی 1383                        1

1) شخیص                        2) مزیح                           3) سلیح                           4) هلیم

 

9- معنی درست کلمه های «مضغ – مکیدت – مناعت – مذموم» به ترتیب، کدام است؟ انسانی 1382         2

1) جویدن – حیله گر – جلوگیری – ناپسند

2) جویدن – خدعه – بلند نظری – نکوهیده

3) هضم غذا – فریب – بلند نظری – نا درست

4) آسیا کردن غذا در زیر دندان – حیله – باز داشتن – پیوسته  

 

10- بیت «سعدیا گرچه سخن دان و مصالح گویی / به عمل کار برآید به سخن دانی نیست» با کدام بیت تناسب دارد؟ تجربی 1384                       4

1) بیا که قصر امل سخت سست بنیاد است             بیار باده که بنیاد عمر بر باد است

2) گفتم این شرط آدمیّت نیست                         مرغ تسبیح گوی و من خاموش

3) می رسد از ذوق هر کاری به معراج کمال                        بر امید کارفرما کار کردن مشکل است     

4) قول نیاید به کار ، فعل بُوَد در شمار                  منکر گفتار شو ، امّت کردار باش

 

11- مفهوم جمله پایانی عبارت زیر چیست؟ فنّی 1382                             1

«دریغا که من بارها به همین ترتیب، در چاه ضلالت فروافتادگان را نجات داده بودم. ندانم که این بار تجربه صفرا فزود.»

1) این دفعه نمی دانم چرا تجربه نتیجه ی عکس داد.                    2) این بار به چه دلیل تجربه بی اثر بود.

3) چرا این بار تجربه باعث زحمت شد.                                      4) چرا این بار تجربه ی اندکی بخشید.

 

12- املای درست کلمه ها، به معانی «دریافت مفهوم چیزی، قطعیّت، برافروختگی، خوار» به ترتیب، در کدام گزینه آمده است؟ زبان 1381                 3

1) استنباط، جذمیّت، التهاب، مخزول                        2) اسطنبات، جزمیّت، التحاب، مخذول

3) استنباط، جزمیّت، التهاب، مخذول                        4) اسطنباط، جذمیّت، التحاب، مخذول

 

13- کدام واژه ها به ترتیب برای کامل کردن شعر زیر مناسب اند؟ انسانی 1385                          4

«..... خواهم ساخت / خواهم انداخت به ..... / دور ..... شد از این ..... غریب / که در آن هیچ کسی نیست که در ..... عشق / ..... را بیدار کند»

1) پارویی – آب – باید – شهر – کلبه ی – قهرمانان

2) پارویی – رود – خواهم – خاک – بیشه – ره نوردان

3) قایقی – رود – باید – شهر – خانه ی - ره نوردان

4) قایقی – آب – خواهم – خاک – بیشه ی – قهرمانان

 

14- معنی واژه های «بلامعارض، بنان، ترک، حازم» به ترتیب کدام است؟ فنّی 1383                  4

1) بی رقیب- دست ها – زره – هوشیار                     2) بی حاصل – انگشت ها – ترکش – گوارا

3) بی هدف – سرانگشت – کمند – تحلیل کننده       4) بی رقیب – انگشت – کلاه خود – دوراندیش

 

- معنی درست کلمه های « استیصال - سگالش - حازم - بنان » به ترتیب کدام است؟ هنر 1384

1) خیرخواهی – تفکّر – آماده – ناخن             2) درماندگی – اندیشه – هوشیار – انگشت             2

3) آگاهی – توصیه – ماهر – قلم                   4) ناچاری – مدح – دوراندیش – دست

 

- معنی صحیح کلمات «تعلّل – جزمیّت – سعایت – سحاب» به ترتیب کدام است؟هنر 1384

1) دردمندی – گمان – خجستگی – باد            2) دل سوزی – زاری – گشادگی – مه

3) دل جویی – فراوان – بدبختی – یاران          4) بهانه جویی – یقین – سخن چینی – ابر                4

 

درس هفدهم

1- عبارت «از پیشگامان تحوّل در شعر فارسی است، در تبریز به دنیا آمد و در استانبول به تحصیل پرداخت و به زبان های ترکی و فرانسه تسلّط داشت.» کدام شاعر را معرّفی می کند؟ زبان 1381                       2

1) ابوالقاسم لاهوتی                  2) تقی رفعت                            3) شمس کسمایی     4) طاهره صفّارزاده

 

2- همه ی شاعران زیر به جز .............، با سرودن اشعاری فارغ از قید تساوی مصراع ها و قافیه بندی های معمول و سنّتی، به ایجاد شیوه ای تازه در شعر فارسی، کمک کرده اند. تجربی 1380                  4

1) تقی رفعت                            2) جعفر خامنه ای                     3) شمس کسمایی     4) محمّدتقی بهار

 

3- کدام گزینه درباره شیوه ی شاعری نیمایوشیج صدق نمی کند؟ انسانی 1377         4

1) به یک معنی به رعایت قواعد عروضی معتقد بود.                    2) تساوی مصراع ها را لازم نمی دانست.

3) قافیه در شعر او، محدودیّت های شعر کلاسیک را ندارد.        4) شعر او فاقد هر گونه وزن عروضی بود.

 

4- فرق شعر «موج نو» با نثر در چیست؟ سنجش 1382                             3

1) قافیه                                    2) آهنگ                  3) تخیّل شعری                                        4) وزن عروضی

 

5- در مقایسه ی انواع شعر معاصر کدام گزینه درست نیست؟                      2

1) شعر آزاد (نیمایی) موزون است، امّا شعر سپید وزن ندارد.

2) در شعر آزاد جای قافیه مشخّص نیست، امّا در موج نو جای قافیه مشخّص است.

3) شعر سپید آهنگ دارد، امّا موج نو آهنگ ندارد.

4) شعر موج نو وزن ندارد، امّا شعر آزاد موزون است.

 

6- نیما در شعر زیر از چه سخن می گوید و منتظر چیست؟ تجربی 1380                    3

«خشک آمد کشتگاه من / در جوار کشت همسایه / قاصد روزان ابری، داروگ کی می رسد باران؟»

1) اِتمام خوشایند فصل برداشت محصول – فرصتی برای کاشت مجدّد

2) دستیابی به محصول ارزشمند و بی آفت – فرصت استفاده از محصول

3) استبداد حاکم بر جامعه ی خویش – آینده ای روشن

4) قحطی و قهر و غضب الهی با ظالمان – روزگار خوش گذشته

 

7- مقصود شاعر از «بر بساطی که بساطی نیست» چیست؟ آزاد تجربی 1381                              4

1) آرامش و آسودگی خاطر                                        2) تشویش و اضطراب شاعر

3) اوضاع مساعد                                                      4) نامساعد بودن اوضاع

 

8- از مهم ترین شاخصه های شعری «اخوان ثالث» است: ........... آزاد هنر 1381 1

1) احیای سنّت های حماسی و اساطیری کهن                             2) تجزیه و تحلیل شعر نیمایی

3) آمیختگی با مضامین عرفانی                                                  4) تصویرهای بدیع و بهره گیری از لغات عامیانه

 

9- در همه ابیات به جز بیت ........... متناقض نما موجود است.انسانی 1384                         3

1) هر کس که تو را به دوستی تکیه بر اوست                                              چون درنگری دشمن جان تو هم اوست

2) با من آمیزش او الفت موج است و کنار                                   دم به دم با من و پیوسته گریزان از من

3) تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی                                    گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش

4) این مقرّر شد که هرگز نیست راحت در جهان                         راحتی گر هست در ترکِ امیدِ راحت است

 

10-کدام بیت عنوانِِ یکی از آثار طاهره صفار زاده را تداعی می کند؟ هنر 1383                          4

1) حق شب قدر است در شب ها نهان                                        تا کند جان هر شبی را امتحان

2) در نیابد حال پخته هیچ خام                                                    پس سخن کوتاه باید والسّلام

3) چون مزاج آدمی گل خوار شد                                                                زرد و بد رنگ و سقیم و خوار شد

4) شه حسام الدّین که نور انجم است                                         طالب آغاز سفر پنجم است

 

11- در کدام بیت، آرایه ی متناقض نما به کار نرفته است؟ انسانی 1383                                     3

1) زلف آشفته ی او موجب جمعیّت ماست                                 چون چنین است پس آشفته ترش باید کرد

2) از خلاف آمد عادت بطلب کام که من                                    کسب جمعیّت از آن زلف پریشان کردم

3) زدیم در خم زلف گره گشای تو چنگ                                   که مفلسیم و نداریم هیچ دستاویز

4) گفتم که کفر زلفت گمراه عالم کرد                                     گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید

 

12- در همه ی ابیات به جز بیت .......... آرایه ی متناقض نما وجود دارد. ریاضی 1382                        2

1) من که دارم در گدایی گنجِ سلطانی به دست                           کی طمع در گردش گردون دون پرور کنم؟

2) بازار گل فروش ندارد غمِ کساد                                                             یعنی رواجِ گریه ی ما کم نمی شود

3) ما هیچ متاعان، خجل از قدرِ رواجیم                                      در کشور ما رونق بازار کسادی است

4) با سر زلفِ تو مجموع، پریشانی دل                                        کو مجالی که یکایک همه تقریر کنم؟

 

13- در کدام بیت، آرایه ی متناقض نما (پارادوکس) مشهود است؟ انسانی 1382                        4

1) ای یوسف خوش نام ما، خوش می روی بر بام ما                     ای در شکسته جام ما، ای بر دریده دام ما

2) شب رفت، صبوح آمد، غم رفت، فتوح آمد                            خورشید درخشان شد تا باد چنین بادا

3) آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است                                              با دوستان مروّت، با دشمنان مدارا

4) خوبان پارسی گو بخشندگان عمرند                                       ساقی بده بشارت رندان پارسا را

 

14-در کدام مصراع، آرایه ی «متناقض نما» به کار نرفته است؟ فنّی 1382                  4

1) کسبِِ جمعیت از آن زلفِ پریشان کردم                                  2) دولت فقر خدایا به من ارزانی دار

3) جامه اش شولای عریانی است                                                               3) باشد که باز ببینم دیدار آشنا را

 

15- با توجّه به شعر «که بار اوّل می آیی / و ذوالفقار را باز می کنی / و ظلم را می بندی» مفهوم دقیق «ذوالفقار را باز می کنی» در کدام گزینه آمده است؟ آزاد پزشکی 1384                     2

1) شمشیر علی (ع) را بر دست می گیری.                 2) به مبارزه علیه ظلم برمی خیزی.

3) اوّل برای اجرای عدالت می کوشی.                       4) قدرت حق را با شمشیر آشکار می کنی.

 

16- مفهوم شعر «از تهی سرشار / جویبار لحظه ها جاری است» چیست؟ 1380                        1

1) عمر، بیهوده و بی حاصل می گذرد.                      2) جوی ها و رودخانه ها خشک شده است.

3) رودخانه ها، بی فایده از میان مزارع می گذرند.      4) روزهای زندگی، از نشاط و شادمانی لبریز است.

 

کدام گزینه از پیشگامان شعر نیمایی نیست؟                 4

1) تقی رفعت                            2) جعفر خامنه ای     3) شمس کسمایی                     4) عارف قزوینی

درس هجدهم

1- با توجّه به نقد و تحلیل منظومه ی زیر، کدام گزینه، نادرست است؟ سنجش 1381                 3

«...... به کجا چنین شتابان / گون از نسیم پرسید

- دل من گرفته زین جا / هوس سفر نداری / ز غبار این بیابان؟

- همه آرزویم امّا / چه کنم که بسته پایم»

1) «غبار بیابان» کنایه از ستم و جوری است که به مردم می شود.

2) «گون» نماد انسانی دربند است که به خاطر ریشه دار بودن قادر به هجرت نیست.

3) «گون» از «نسیم» می خواهد که بماند و با جور و ستم مبارزه کند.

4) «نسیم» نماد انسانی در جستجوی حقیقت است که مانعی در برابر حرکت و هجرت خود نمی بیند.

 

2- سراینده ی مجموعه های شعرِ «در کوچه باغ های نشابور» و «از زبانِ برگ» کیست؟ علمی – کاربردی 1381        4

1) عبید رجب          2) پروین اعتصامی    3) محمّدرضا میرزاده عشقی      4) محمّدرضا شفیعی کدکنی

 

3- نظامی در کدام بیت، مانند منظومه ی زیر، به آیه ی «فتبارک الله احسن الخالقین» اشاره کرده است؟ تجربی 1383                   1

«خجسته باد نام خداوند / که نیکوترین آفریدگاران است / و نام تو / که نیکو ترین آفریدگانی»

1) بر صورت من ز روی هستی                                  آرایش آفرین تو بستی

2) بی یاد توام نفس نیاید                                                            با یاد تو یاد کس نیاید

3) ای هست کن اساس هستی                                    کوته ز درت دراز هستی

4) ای مقصد همّت بلندان                                                           مقصود دل نیازمندان

 

4- شاعر در منظومه ی زیر، به کدام فضیلت حضرت علی (ع) توجّه بیشتری داشته است؟ ریاضی 1382       3

«آه ای خدای نیمه شب های کوفه ی تنگ / ای روشنِ خدا در شب های پیوسته ی تاریخ / ای روح لیلة القدر / حتّی اِذا مَطلَع الفجر»

1) علم و ساده زیستی                2) ترحّم و دلسوزی  3) تهجّد و مناجات    4) شهادت و اکرام

 

5- مجموعه های «سرود رگبار» و «عبور» سروده ی کیست؟ هنر 1381                  4

1) حمید سبزواری    2) سلمان هراتی                         3) شمس کسمایی     4) موسوی گرمارودی

 

درس نوزدهم

1- «سایه ی عمر» نامِ مجموعه ی اشعار کدام غزل سرای معاصر است که شیوایی و روانی سخن سعدی در سروده هایش محسوس است؟ زبان 1385                     1

1) رهی معیّری                         2) هوشنگ ابتهاج                     3) ساعد باقری                         4) حمید سبزواری

 

2- در کدام بیت، کلمه ای به کار رفته است که با نام یکی از کتاب های هوشنگ ابتهاج تشابه لفظی دارد؟ تجربی 1358                               1

1) شبگیر ما در روز خیبر یاد بادا                                               قهر خدا در خشم حیدر یاد بادا

2) هر ذرّه ای این جا به سودا می خرامد                       هر قطره ای غرق تمنّا می خرامد

3) دانی که مردان مسافر کم شکیب اند                       گر در زمین گر در آسمان هر جا غریب اند

4) دیدم شبان خفته را تبدار دیدم                                                بر خفته ی شب شبروی بیدار دیدم

 

3- با توجّه به شماره ی ابیات، کدام دو بیت با هم، ارتباط معنایی دارند؟ ریاضی 1380                                2

1) سر گرگ باید هم اوّل برید                                    نه چون گوسفندان مردم درید

2) بسوزند چوب درختان بی بر                                   سزا خود همین است مر بی بری را

3) از جام عافیت می نابی نخورده ام                                            وز شاخ آرزو، گل عیشی نچیده ام

4) نه سایه دارم و نه بر بیفکنندم و سزاست                  اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمی زند

1) یک و دو                             2) دو و چهار                           3) یک و چهار                         4) سه و چهار

 

4- کدام گزینه با این بیت «همخوان» است؟ آزاد فنّی 1380                       2

«با یاد نرگست سر سودایی از ملال / همچون بنفشه بر سر زانو نهاده ایم»

1) اشکم ولی به پای عزیزان چکیده ام                       خارم ولی به سایه ی گل آرمیده ام

2) با یاد رنگ و بوی تو ای نوبهار عشق                     هم چون بنفشه سر به گریبان کشیده ام

3) هم جان بدان دو نرگس جادو سپرده ایم                  هم دل بدان سنبل هندو نهاده ایم

4) عمری گذشت تا به امید اشارتی                                             چشمی بدان دو گوشه ی ابرو نهاده ایم

 

5- مفهوم بیت «با یاد نرگست سر سودایی از ملال / همچون بنفشه بر سر زانو نهاده ایم» با کدام بیت متناسب است؟ سنجش 1381                 4

1) چون ز نسیم می شود زلف بنفشه پر شکن                              وه که دلم چه یاد از آن عهدشکن نمی کند

2) چون خاک در هوای تو از پا فتاده ام                        چون اشک در قفای تو با سر دویده ام

3) اشکم ولی به پای عزیزان چکیده ام                       خارم ولی به سایه ی گل آرمیده ام

4) با یاد رنگ و بوی تو ای نوبهار عشق                     هم چون بنفشه سر به گریبان کشیده ام

 

6- چه کسانی به ترتیب منظومه های «سراب – سایه ی عمر – سرود رگبار – شبخوانی» را سروده اند؟ هنر 1383       2

1) علیرضا قزوه – سهراب سپهری – قیصر امین پور – اخوان ثالث

2) هوشنگ ابتهاج – رهی معیّری – موسوی گرمارودی – شفیعی کدکنی

3) مهرداد اوستا – هوشنگ ابتهاج – اخوان ثالث – نیما یوشیج

4) مهرداد اوستا – رهی معیّری – هوشنگ ابتهاج – شفیعی کدکنی

 

7- عبارت «شاعر معاصر است که در سال 1306 در رشت متولّد شد. وی از سال 1332 به شعر اجتماعی روی آورد و «سیاه مشق» یکی از آثار اوست» چه کسی را معرّفی می کند؟ فنّی 1383                        1

1) هوشنگ ابتهاج                                     2) طاهره صفّارزاده

3) محمّدحسن رهی معیّری                                        4) سیّد علی موسوی گرمارودی

 

8- کدام گزینه از حکایت زیر، دریافت نمی شود؟ تجربی 1382                                2

ذوالنّون مصری پادشاهی را گفت: «شنیده ام فلان عامل را که فرستاده ای به فلان ولایت، بر رعیّت درازدستی می کند و ظلم روا می دارد.» گفت: «روزی سزای او بدهم». گفت: «بلی، روزی سزای او بدهی که مال از رعبّت تمام ستده باشد. پس به زجر و مصادره از وی بازستانی و در خزینه نهی، درویش و رعیبت را چه سود دارد؟»

1) تأخیر در مجازاتِ حاکمان ستمگر، سبب تضییع حقوق صاحبان حق است.

2) مجازات و مصادره ی اموالِ حاکمان ظالم، برای اجرای عدالت، لازم و کافی است.

3) مصادره ی اموالِ حاکمان ظالم، برای اجرای عدالت، لازم و کافی است.

4) مجازات حاکمان متجاوز به حقوقِ مردم، بدون بازگرداندن اموال مردم به خودشان، نوعی بی عدالتی است.

 

9- مفهوم بیتِ «چه چشم پاسخ است از این دریچه های بسته ات / برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی زند» چیست؟ تجربی 1382                     4

1) درمان ناپذیری درد اشخاص نابینا                                 2) انتظار عکس العمل از آدم های ناشنوا

3) باورمندی به گشوده شدن روزنه های امید                        4) بیهودگی تلاش برای بیدار کردن مردم غافل

 

10- بیت «بسوزند چوب درختان بی بر / سزا خود همین است مر بی بری را» با کدام بیت، تناسب معنایی دارد؟ فنّی 1382                              4

1) ای سرو پای بسته به آزادگی مناز                                            آزاده من که از همه عالم بریده ام

2) گرت ز دست برآید چو نخل باش کریم                           ورت ز دست نیاید چو سرو باش آزاد

3) گذرگهی است پر ستم که اندرو به غیر غم                                   یکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند

4) نه سایه دارم و نه بر بیفکنندم و سزاست                                  اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمی زند

 

11- بیت «بسوزند چوب درختان بی بر / سزا خود همین است مر بی بری را» با کدام بیت، ارتباط معنایی دارد؟ ریاضی 1380                        3

1) از جام عافیت می نابی نخورده ام                                             و ز شاخ آرزو ، گل عیشی نچیده ام

2) ای سرو پای بسته به آزادگی مناز                                             آزاده من که از همه عالم بریده ام

3) نه سایه دارم و نه بر بیفکنندم و سزاست                                  اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمی زند

4) دل خراب من دگر خراب تر نمی شود                            که خنجرغمت ازین خراب تر نمی زند

 

12- در بیت «نشسته ام در انتظار این غباربی سوار / دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند»، «در انتظار این غبار بی سوار» کنایه از چیست؟ آزاد تجربی 1384                 1

1) انتظار بیهوده و واهی داشتن.                                     2) انتظار بی اعتبار و ناشناخته را دنبال کردن.

3) انتظار تاریکی و ستمگری را کشیدن.                             4) منتظر یک حادثه ی پنهانی بودن.

 

13- کدام گزینه به مفهوم بیت زیر نزدیک تر است؟ آزاد ریاضی 1384        2

یکی از شب گرفتگان چراغ بر نمی کند                              کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند

1) کسی از اسیران بیدار نمی شود تا با چراغ هدایت به سوی آزادی برود.

2) کسی ظلمت ها را با چراغ هدایت از بین نمی برد و به فکر آزادی مردم نیست.

 3) کسی با چراغ هدایت از تاریکی نمی گذرد و به سوی آزادگی رهنمون نمی شود.

4) کسی از تیره بختان از ظلمت ها نمی گذرد و به فکر آزادی دیگران نیست.

 

14- کدام گزینه بیانگر بالاترین ناامیدی و غفلتی است که شاعر مطرح می کند؟ آزاد ریاضی 1384             3

1) در این سرای بی کسی کسی به در نمی زند                                 2) یکی ز شب گرفتگان چراغ برنمی کند

3) دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند                          4) برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی زند

 

15- در کدام کلمه «اگر» به قرینه ی معنوی حذف شده است؟ آزاد ریاضی 1382                    3

1) چه چشم پاسخ است از این دریچه های بسته ات                2) در این سرای بی کسی کسی به در نمی زند        

3) نه سایه دارم و نه بر بیفکنندم و سزاست                                   4) دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند

 

16- از کدام بخش بیت «نشسته ام در انتظار این غباربی سوار / دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند» مفهوم کنایی برمی آید؟ آزاد ریاضی 1380                    1

1) در انتظار غبار بی سوار نشستن                                                2) سپیده سر نزدن

3) سپیده نزدن در چنین شبی                                        4) در انتظار سپیده نشستن

 

17- معنی کنایی مصراع «یکی ز شب گرفتگان چراغ برنمی کند» در کدام گزینه آمده است؟ تجربی 1380    2

1) از این شب خفتگان، هیچ کس به صبح نمی اندیشد.

2) در این ظلمت اختناق کسی به فکر آزادی و رهایی نیست.

3) در این تاریکی کسی چراغی نمی افروزد.

4) در این سیاه بازار کسی به فکر درماندگان نیست.

 

18- دو مفهوم «درماندگی» و «شوق» ار کدام بیت استنباط می شود؟ سنجش 1384               2

1) اشکم ولی به پای عزیزان چکیده ام                              خارم ولی به سایه ی گل آرمیده ام

2) چون خاک درهوای تو از پا فتاده ام                              چون اشک در قفای تو با سر دویده ام

3) من جلوه ی شباب ندیدم به عمر خویش                                    از دیگران حدیث جوانی شنیده ام

4) از جام عافیت می نابی نخورده ام                                            و ز شاخ آرزو ، گل عیشی نچیده ام

[ سه شنبه چهارم فروردین 1388 ] [ 6:11 بعد از ظهر ] [ ] [ ]
ادبیات 2

) مرا از آن خنده آمد و او را معزول کردم و عمارت به دیگری دادم و بدین لطیفه به مقصود رسیدند.

3) سال اوّل پیرایه های زنان فروختیم و سال دوم خانه ها، سال سیم زمین ها و ضیاءها و عقارها و دیه ها جمله خراب شد.

4) روزی حضرت روح الله می گذشت. ابلهی سخنی پرسید؛ بر سبیل تلطّف جوابش باز داد و آن شخص مسلّم نداشت و آغاز عربده و سفاحت نهاد.

 

13- مفهوم «از کوزه همان برون تراود که در اوست» با کدام گزینه تناسب معنایی دارد؟ تجربی 1387

1) هر که بر زیردستان نبخشاید، به جور زیردستان گرفتار آید.

2) حکیمی که با جهّال درافتد، باید که توقّع عزّت ندارد.

3) معصیّت از هر که وجود آید ناپسند است و از علما ناخوب تر.

4) زمین را از آسمان نثار است و آسمان را از زمین غبار.                               4

 

14- در کدام بیت به مفهوم رباعی زیر اشاره شده است؟ تجربی 1385                        4

«آنان که محیط فضل و آداب شدند                                             در جمع کمال شمع اصحاب شدند

ره زین شب تاریک نبردند برون                                  گفتند فسانه ای و در خواب شدند»

1) به طریقی روم که خوانندم                                     لاجرم آب خفته خوانندم

2) خواب نوشین بامداد رحیل                                    باز دارد پیاده را ز سبیل

3) ای بسا خواب کاو بُوَد دلگیر                                 وَ اصل آم دلخوشی است در تعبیر

4) چون من این قصّه چند کس گفتند                          هم در آن قصّه عاقبت خفتند

 

15- مفهوم رباعی زیر در کدام گزینه، ذکر شده است؟ سنجش 1382                        2

«آنان که محیط فضل و آداب شدند                                             در جمع کمال شمع اصحاب شدند

ره زین شب تاریک نبردند برون                                  گفتند فسانه ای و در خواب شدند»

1) بیهودگی حیات                    2) ناشناخته بودن راز هستی

3) بی فایده بودن علم و دانش     4) بی اعتنایی دانشمندان به زندگی

 

ضرب المثلِ «کُلّ اناءٍ یترشّح بما فیه» در توجیه مفهوم کدام گزینه آمده است؟                                2

1) مراد از نزول قرآن، تحصیل سیرت خوب است، نه ترتیل سورت مکتوب.

2) زمین را از آسمان نثار است و آسمان را از زمین غبار.

3) هر که در حال توانایی نکویی نکند، در وقت ناتوانی سختی بیند.

4) پارسا را بس اینقدر زندان                       که بود هم طویله ی رندان

درس دهم

1- عبارت «مشهورترین شاعر شاعر رمانتیک  قرن 19 فرانسه و از بزرگ ترین ادیبان و نویسندگان اجتماعی جهان است. از ده سالگی به شعر گفتن پرداخت و 25 سالگی، شاعری سرشناس بود. عضو فرهنگستان فرانسه و نماینده مجلس قانون گذاری بود و به دلیل مخالف با ناپلئون سوم، 20 سال در تبعید به سر برد.» کدام شخصیّت را معرفّی می کند؟ تجربی 1380                                4

1) آندره ژید                             2) آلن رنه لوساژ                      3) الکساندر دوما                      4) ویکتور هوگو

 

2- معنای درست کلمات «صبوح، برآهیختن، استیصال و اشباح» در کدام گزینه آمده است؟ آزاد ریاضی 1384

1) شوق بامدادی، فریاد کشیدن، ناچاری و وحشت ها

2) شوق و شادی، برکشیدن، ناگزیر و شومی ها

3) شوق و نشاط، بالا بردن، درماندگی و سایه ها                        3

4) پیمانه ی عشق، بالا بردن، ریشه داشتن و تاریکی ها

 

3- مهم ترین و مشهورترین اثر ویکتورهوگو چه نام دارد؟ سنجش 1384                    2

1) کارگران دریا                       2) بینوایان                                3) مردی که می خندد                               4) گوژپشت نتردام

 

4- اثر دیگر نویسنده «کارگران دریا» کدام است؟ سنجش 1382               3

1) آواز شهر                                              2) کلبه ی عمو تم

3) گوژپشت نتردام                    4) انگیزه ی نیکسون کشی و جشن انقلاب شیلی

 

مؤلف کتاب «مردی که می خندد» کیست؟                                1

1) ویکتور هوگو                      2) توماس کارلایل    3) ادموند گونکور    4) گوستاو لوبون

درس یازدهم

1- شهرت ویلیام سیدنی پورتر، بیشتر مرهون چیست؟ انسانی 1382                           1

1) داستان های کوتاه و احساساتی و نیمه واقع گرا که در آن ها اغلب به زندگی مردم فرودست جامعه می پردازد.

2) داستان های بلند و پرماجرا که در آن با استفاده از تخیّل قوی به تاریخچه ی سرزمین خود می پردازند.

3) به کار بردن آرایه های ادبی و علوم بلاغی و استفاده ی بدیع از موسیقی کلام که شنونده را خشنود می کند.

4) قطعه ی ادبی و سروده های دل انگیز و غیر واقعی که شنونده را دستخوش احساساتی می کند.

 

2- در داستان کوتاه «هدیه ی سال نو» از اُ.هنری، زن گیسوانش را فروخته تا زنجیر طلایی برای ساعت شوهرش تهیّه کند و مرد ساعتش را فروخته تا شانه هایی برای گیسوان همسرش فراهم کند؛ داستان مذکور، یادآور کدام بیت از مولوی است؟ هنر 1382                            3

1) بشنو از نی چون شکایت می کند                                                           از جدایی ها حکایت می کند

2) در نیابد حال پخته هیچ خام                                                    پس سخن کوتاه باید والسّلام

3) کوزه بود و آب می نامد (= نمی آمد) به دست                         یافت آب افتاد خود کوزه شکست

4) هر دو گون زنبور خورند از محل                                                           زین یکی شد نیش و زان دیگر عسل

 

3- کدام گزینه از آثار «اُ.هنری» است؟ فنّی 1380                     2

1) در بیابان های تبعید               2) راه های سرنوشت 3) ژیل بلاس            4) کارگران دریا

 

4- کدام کتاب، اثر «ویلیام سیدنی پورتر» نیست؟ سنجش 1383                3

1) آواز شهر                              2) اختیارات                              3) کارگران دریا                       4) راه های سرنوشت

 

5- در کدام گزینه، همه ی کتاب ها از تألیفات نویسنده ی معروف آمریکایی است که در اوایل قرن بیستم درگذشت و شهرت وی بیشتر مرهون داستان های کوتاه و احساساتی و نیمه واقع گرایانه ی اوست که در آن ها اغلب به زندگی مردم فرودست و طبقات پایین جامعه می پردازد؟ سنجش 1382                                2

1) قلب مغرب، آزادی و تربیت، آواز شهر                    2) راه های سرنوشت، آواز شهر، چرخ و فلک

3) راه های سرنوشت، آواز شهر، کارگران دریا           4) مائده های زمینی، آزادی و تربیت، چرخ و فلک

 

6- در کدام گزینه، آرایه ی «استعاره» به کار رفته است؟ علمی – کاربردی 1381      4

1) تنش چون بید لرزان بود.                       2) به سانِ یکی تیغ پولاد شد.

3) چو یک ماه شد، همچو یک ماه بود.      4) آبشاری طلایی بر شانه هایش ریخته بود.

 

7- عبارت زیر معرّف کیست؟ زبان 1383                                1

« سصت سال از عمر هشتاد و دو ساله ی خود را صرف نویسندگی کرد و در آثار خویش مشکلات زندگی آدمی را با عشقی سرشار به واقعیّت به تصویر کشید و به همین جهت جایزه ی نوبل را از آن خویش کرد. مائده های زمینی زاده ی نوبل را از آن خویش کرد. مائده های زمینی زاده ی شور و اضطراب جوانی نویسنده است».

1) آندره ژید                             2) اُ.هنری                                3) ویکتور هوگو                      4) فرانتس فانون

 

8- نویسنده در عبارت «برای من خواندن این که شن ساحل ها نرم است، کافی نیست، می خواهم پای برهنه ام این نرمی را حس کند.» کدام مورد را مهم تر می داند؟ فنّی 1383                     2

1) تجربه های دانایان                                 2) تجربه ی شخصی خود         

3) مطالعه ی نظرات دیگران                      4) آشنایی به علوم و فنون

 

9- نویسندگانِ آثار «الفیّه – مراتع بهشتی – تحفةالاخوان – انتقام» به ترتیب، کدام اند؟ ریاضی 1382           2

1) ابن مالک – جعفر خامنه ای – خاقانی شروانی – عبّاس خلیلی

2) ابن مالک – اشتاین بک – کمال الدّین عبدالرّزاق – عبّاس خلیلی

3) بیرونی – تقی رفعت – اقبال لاهوری – یحیی دولت آبادی

4) بیرونی – توماس کارلایل – بیدل دهلوی – یحیی دولت آبادی

 

10- مائده های زمینی، اثر کیست و مترجم یا مترجمان آن کیست؟ فنّی 1382                             4

1) ویکتور هوگو – حسینقلی مستعان                         2) پابلونردوا – فرامرز سلیمانی و احمد کریمی

3) اُ. هنری – عبدالحسین زرّین کوب                       4) آندره ژید – پرویز داریوش و جلال آل احمد

 

11- نویسنده ی عبارت «برای من خواندن این که شن ساحل نرم است، کافی نیست، می خواهم پای برهنه ام این نرمی را حس کند، معرفتی که قبل از آن احساسی نباشد، برای من بیهوده است.» به چه امری تأکید دارد؟ انسانی 1382                     4

1) سعی و سخت کوشی                                           2) احترام به عقاید دیگران

3) داشتنِ عاطفه ی قوی                                            4) روی آوردن به تجربه ی شخصی

 

12- آندره ژید در عبارتِ «برای من خواندن این که شن ساحل نرم است، کافی نیست، می خواهم پای برهنه ام این نرمی را حس کند، معرفتی که قبل از آن احساسی نباشد، برای من بیهوده است.» بر کدام گزینه تأکید دارد؟ هنر 1382                      2

1) عاطفه                  2) آزمایش                                3) دانش                                   4) عقیده

 

13- مؤلّف «تحفةالاخوان» کیست و در کدام قرن می زیست؟ سنجش 1383                             4

1) هندوشاه نخجوانی – دهم                      2) نظام الدّین عبدالله – هشتم

3) افضل الدّین بدیل خاقانی – ششم           4) کمال الدّین عبدالرّزاق کاشانی – دهم

 

14- محوری ترین پیام داستان «مهمان مرد انصاری در روزگار قحط» کدام است؟                       1

1) ایثار                                                     2) مهمان نوازی                       

3) اطاعت از رسول خدا                             4) همدلی و همراهی اعضای خانه

 

- عبارت «عمرش چهل و شش سال بود. سفرهای دور و دراز به کشورهای خارج کرد امّا از سفرهای او در ایران حاصل بیشت عاید شد زیرا ایران و فرهنگ آن را می شناخت و کتاب هایی در این زمینه نوشت که هم سفرنامه است، هم تحقیق اجتماعی، هم مطالعه ی زبان شناسی و هم آداب قومی، مائده های زمینی آندره ژید، را به فارسی ترجمه کرد.» شرح حال کیست؟ انسانی 1381                           2

1) بزرگ علوی        2) جلال آل احمد                      3) سیّد محمّد علی جمال زاده     4) عبدالحسین زرّین کوب

 

درس دوازدهم

1- جمله پایانی کدام بیت، خطاب به غیر معشوق ازلی است؟ زبان 1381                    1

1) هزار بادیه سهل است با وجود تو رفتن                    اگر خلاف کنم سعدیا! به سوی تو باشم

2) نه در این عالم دنیا که در آن عالم عقبی                                همچنان بر سر آنم که وفادار تو باشم

3) خاک بادا تن سعدی اگرش تو نپسندی                    که نشاید که تو فخر من و من عار تو باشم

4) به مجمعی که درآیند شاهدان دو عالم                    نظر به سوی تو دارم غلام روی تو باشم

 

2-همه ی گزینه ها، به جز گزینه ی ............ از مفهوم بیت زیر دریافت می شود؟ فنّی 1379                                2

«در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم                     بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم»

1) پاکبازی                               2) تیزبینی                 3) خاکساری                           4) وفاداری

 

3- بیت «حدیث روضه نگویم، گل بهشت نبویم / جمال حور نجویم، دوان به سوی تو باشم» با کدام بیت تناسب موضوعی دارد؟ آزاد انسانی 1376                     4

1) نه در این عالم دنیا که در آن عالم عقبی                                همچنان بر سر آنم که وفادار تو باشم

2) مرا نصیب غم آمد به شادی همه عالم                     چرا که از همه عالم محبّت تو گزیدم

3) من چه شایسته ی آنم که تو را خوانم و دانم            مگرم هم تو ببخشی که سزاوار تو باشم

4) هیچ از دنیا و عقبی نبود گوشه ی خاطر                                 که به دیدار تو شغل است و فراغ از دو جهانم

 

4- در کدام بیت، همه ی آرایه های «تشبیه، مراعات نظیر و تضاد» وجود دارد؟ تجربی 1382      3

1) ای صاحب کرامت، شکرانه ی سلامت                  روزی تفقّدی کن درویش بی نوا را

2) آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است                              با دوستان مروّت با دشمنان مدارا

3) سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد           دلبر که در کف او موم است سنگ خارا

4) دل می رود ز دستم، صاحبدلان خدا را                   دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

 

5- بیت «ای صاحب کرامت، شکرانه ی سلامت / روزی تفقّدی کن درویش بی نوا را» با کدام گزینه، قرابت معنایی دارد؟ زبان 1382                          3

1) بیهده تا کی زنم دست به سر از غمش                     دست من از کار شد، نوبتِ دست دعاست

2) هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی                 کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را

3) هر که فریادرس روز مصیبت خواهد                      گو در ایّام سلامت به جوانمردی کوش

4) رسم دهش ز همّت اهل جهان مخواه                       طفلند و دستشان به دهن آشناتر است

 

6- در بیت «به خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبم / به خواب عافیت آن گه به بوی موی تو باشم» کدام آرایه ی ادبی وجود ندارد؟ فنّی 1380                 4

1) ایهام                    2) تشبیه                   3) جناس  4) متناقض نما

 

7- در بیت «آیینه ی سکندر جام مِی است بنگر / تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا» منظور شاعر از «جام می» چیست؟ تجربی 1380                          3

1) آرزوی باطل                         2) ارزش و اعتبار دنیوی                            3) دل پاک عارف                     4) قدرت جسمانی

 

8- «ده روز مهر گردون افسانه است و افسون / نیکی به جای یاران، فرصت شمار یارا» یعنی: ........... علمی – کاربردی 1380                              4

1) روی کرد جهان، به انسان، سبب و انگیزه ی از یاد بردن دوستان است.

2) درباره ی دوستان احسان کن تا روزگار به تو مهر بورزد.

3) با توجّه به فریب کاری دنیا، بدی های دوستان را فراموش کن.

4) با توجّه به ناپایداری دنیا، از مقام و منزلت خود، برای نیکویی کردن به دوستان استفاده کن.

 

9- در کلمه ی قافیه ی کدام بیت، آرایه ایهام، به کار رفته است؟ علمی – کاربردی 1380                          3

1) از خمستان جرعه ای بر خاک ریخت                      جنبشی در آدم و حوّا نهاد

2) آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است                              با دوستان مروّت با دشمنان مدارا

3) آیینه ی سکندر جام مِی است بنگر                         تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا

4) یک کرشمه کرد با خود، آن چنانک                       فتنه ای در پیر و در برنا نهاد

 

10- در کدام بیت آرایه ی «ایهام» وجود ندارد؟ فنّی 1382                        2

1) امید هست که روی ملال در نکشد                        از این سخن که گلستان نه جای دلتنگی است

2) ای صاحب کرامت، شکرانه ی سلامت                  روزی تفقّدی کن درویش بی نوا را

3) به خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبم                     به خواب عافیت آن گه به بوی موی تو باشم

4) گفتم غم تو دارم، گفتا  غمت سرآید                      گفتم که ماه من شو، گفتا اگر برآید

 

11-در کدام بیت، آرایه ی «ایهام» موجود نیست؟ فنّی 1383                    2

1) گفتم غم تو دارم، گفتا غمت سرآید                       گفتم که ماه من شو، گفتا اگر برآید

2) سر گرگ باید هم اوّل برید                                    نه چون گوسفندانِ مردم درید

3) دی می شد و گفتم صنما عهد به جای آر                                گفتا غلطی خواجه در این عهد وفا نیست

4) امید هست که روی ملال درنکشد                         از این سخن که گلستان نه جای دلتنگی است

 

12- در همه ی ابیات زیر، به جز بیت ..........، ایهام وجود دارد؟ ریاضی 1380                    4

1) به خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبم                     به خواب عافیت آن گه به بوی موی تو باشم

2) چو رهّام گشت از کشانی ستوه                                              بپیچید زو روی و شد سوی کوه

3) دی می شد و گفتم صنما عهد به جای آر                                گفتا غلطی خواجه در این عهد وفا نیست

4) گفتم غم تو دارم، گفتا  غمت سرآید                      گفتم که ماه من شو، گفتا اگر برآید

 

13- در کدام گزینه، آرایه ی ایهام به کار رفته است؟ ریاضی 1380                           3

1) گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست                              در و دیوار گواهی بدهد کاری هست

2) بد نامی حیات، دو روزی نبود بیش                        آن هم کلیم با تو بگویم، چه سان گذشت

3) به خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبم                     به خواب عافیت آن گه به بوی موی تو باشم

4) عطا از خلق جویی، گر او را مال ده گویی؟             به سوی عیب، چون پویی، گر او را غیب دان بینی؟

 

در بیت «حدیث روضه نگویم گل بهشت نبویم / جمال حور نجویم دوان به سوی تو باشم» شاعر خواهان چیست؟

1) بهشت                 2) گل                                     3) حوری                 4) خدا                     4

 

«را» در مصراع «دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا را» : .......... است.                 2

1) حرف ربط                           2) حرف اضافه                         3) نشانه ی مفعول                     4) نشانه ی فکّ اضافه

 

با توجّه به بیت «هزار بادیه سهل است با وجود تو رفتن / اگر خلاف کنم سعدیا به سوی تو باشم» کدام گزینه برداشتی از بیت است؟ 3

1) سعدی خلافکار است.                                                                         2) سعدی خود را خودخواه می داند.

3) اگر سعدی دروغ بگوید خود را خودخواه می داند.                 4)سعدی در جهت معشوق قدم بر می دارد.

 

در بیت «به وقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرم / به گفتگوی تو خیزم به جستجوی تو باشم» کدام نقش دستوری وجود ندارد؟                    3

1) یک قید                               2) دو متمم                               3) دو فعل پیشونددار                 4) یک مسند

 

مفهوم بیت «حدیث روضه نگویم گل بهشت نبویم / جمال حور نجویم دوان به سوی تو باشم» در کدام گزینه آمده است؟                              3

1) من به سراغ گل های بهشتی نمی روم.

2) من به دنبال فرشته های بهشتی نمی گردم.

3) منظور من بهشت و زیبایی های آن نیست من تو را می خواهم.

4) من فقط دوان دوان به سوی تو می آیم.

 

با نگرش به بیت «به خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبم / به خواب عافیت آن گه به بوی موی تو باشم» کدام دو گزینه درست است؟                                1

یک - من در خواب مرگ که برای من چون بیداری است در آرزوی تو هستم.

دو – اگر هزار سال به خواب مرگ باشم باز هم به امید بوییدن تو هستم.

سه – اگر هزار سال به خواب مرگ باشم به فکر سلامتی تو هستم.

چهار – من سلامتی را در بوییدن موی تو می دانم.

1) یک و دو                             2) دو و سه                               3) دو و چهار                           4) یک و چهار

درس سیزدهم

1- مفهوم بیت «ز یزدان دان نه از ارکان که کوته دیدگی باشد / که خطّی کز خرد خیزد، تو آن را از بنان بینی» با کدام بیت متناسب است؟ انسانی 1384                  2

1) ز گِرد خوان نگونِ فلک طمع نتوان داشت                                               که بی ملامتِ صد غصّه یک نواله (لقمه) برآید؟

2) به سعی خود نتوان برد پی به گوهر مقصود                                              خیال باشد کاین کار بی حواله برآید

3) گرت چو نوح نبی صبر هست در غم طوفان                           بلا بگردد و کام هزار ساله برآید

4) حکایت شب هجران نه آن حکایت حالی است                        که شمّه ای ز بیانش به صد رساله برآید

 

2- عبارت «از شاعران بزرگ قرن ششم و نخستین کسی است که افکار و اصطلاحات عرفانی را با مضامین عاشقانه در هم آمیخته است و مسائل و موضوعات اجتماعی را به طور گسترده در شعر خویش مطرح می کند و نخستین بار قصاید و منظومه های خاصّی را به بحث در مسائل حکمی و عرفانی اختصاص داد.» معرّف کیست؟ زبان 1384     2

1) خاقانی شروانی                     2) سنایی غزنوی                       3) عطّار نیشابوری   4) نظامی گنجوی

 

3- به غیر از بیت .............. از همه ی ابیات زیر، ناپایداری و زوال حیاتِ مادّی، فهمیده می شود. فنّی 1383        4

1) که گر عرشی به فرش آیی و گر ماهی به چاه افتی                    وگر بحری، تهی گردی و گر باغی خزان بینی

2) سرِ اَلب ارسلان دیدی، ز رفعت رفته بر گردون                       به مرو آ تا کنون در گِل تنِ اَلب ارسلان بینی

3) بدین زور و زر دنیا، چو بی عقلان مشو غرّه                           که این آن نوبهاری نیست کِش بی مهرگان بینی

4) نه بر اوج هوا او را عقابی دل شکر یابی                                   نه اندر قعر بحر، او را نهنگی جان ستان بینی

 

4- مفهوم بیت «ز یزدان دان، نه از ارکان، که کوته دیدگی باشد / که خطّی کز خرد خیزد تو آن را از بنان بینی» با کدام بیت ارتباط معنایی دارد؟ ریاضی 1382                       4

1) که حق مهربان است بر دادگر                                                ببخشای و بخشایش حق بنگر

2) چنان است در مهتری شرط زیست                         که هر کهتری را بدانی که کیست

3) شنیدم که در روز امّید و بیم                                  بدان را به نیکان ببخشد کریم

4) چه اندیشی از خود که فعلم نکوست                      از آن درنگ کن که توفیق از اوست

 

5- مفهوم تمام گزینه ها یکسان است مگر گزینه ی .............                              3

1) آیه ی کریمه ی «لا تدرکه الابصار و هو یدرک الابصار»

2) پنهان ز دیده ها و همه دیده ها از اوست.

3) ز یزدان دان نه از ارکان که کوته دیدگی باشد                         که خطّی کز خرد خیزد، تو آن را از بنان بینی

4) هر مخلوقی نشانی از خداست و هیچ مخلوقی او را هویدا نمی سازد.

 

6- بیت «جان گدازی اگر به آتش عشق / عشق را کیمیای جان بینی» با کدام بیت، تناسب معنایی دارد؟ انسانی 1382                    3

1) که گر عرشی به فرش آیی و گر ماهی به چاه افتی                    وگر بحری، تهی گردی و گر باغی خزان بینی

2) سرِ اَلب ارسلان دیدی، ز رفعت رفته بر گردون                       به مرو آ تا کنون در گِل تنِ اَلب ارسلان بینی

3) تو یک ساعت چو افریدون، به میدان باش، تا زان پس               به هر جانب که روی آری، درفش کاویان بینی

4) چه باید نازش ونالش، بر اقبالی و ادباری                                 که تا بر هم زنی دیده، نه این بینی، نه آن بینی

 

7- کدام گزینه از مفهوم بیت «بدین زور و زر دنیا، چو بی عقلان مشو غرّه / که این آن نوبهاری نیست کِش بی مهرگان بینی» دریافت نمی شود؟ هنر 1381                           3

1) هر ثروتی را فقر در کمین است.                                            2) هر قدرتی را زوالی در پی است.

3) هر دنیاداری از آفات غرور می پرهیزد.                    4) هر شکفتنی به افسرده می انجامد.

 

8- در کدام گزینه، آرایه ی «استعاره» به کار رفته است؟ هنر 1381                           1

1) دلا! تا کی در این زندان فریب این و آن بینی                           یکی زین چاه ظلمانی برون شو تا جهان بینی

2) سرِ اَلب ارسلان دیدی، ز رفعت رفته بر گردون                       به مرو آ تا کنون در گِل تنِ اَلب ارسلان بینی

3) عطا از خلق چون جویی گر او را مال ده گویی                        به سوی عیب چون پویی گر او را غیب دان بینی

4) مسلمانان، مسلمانان، مسلمانی، مسلمانی                                 از این آیین بی دینان، پشیمانی، پشیمانی

 

9- مفهوم کامل بیت «عنان گیر تو گر روزی جمال درد دین باشد / عجب نبود که با ابدال، خود را هم عنان بینی» کدام است؟ ریاضی 1380                                3

1) اگر زیبایی های دین را به خوبی درک کنی، بدون شک از آن پیروی می کنی.

2) اگر متدیّن باشی، جای شگفتی نیست که فردی بی نظیر خواهی شد.

3) پیروی از شریعت، سبب رسیدن به پایگاه اولیای طریقت است.

4) غیرت و حمیّت دینی، سبب ترقّی و پیشرفت در امور دنیوی است.

 

10- مفهوم آیه ی «وَ ما رمیت و لکنّ الله رمی» در کدام گزینه آمده است؟ فنّی 1380                 3

1) عنان گیر تو گر روزی جمال درد دین باشد                            عجب نبود که با ابدال، خود را هم عنان بینی

2) عطا از خلق چون جویی گر او را مال ده گویی                        به سوی عیب چون پویی گر او را غیب دان بینی

3) ز یزدان دان نه از ارکان که کوته دیدگی باشد                         که خطّی کز خرد خیزد، تو آن را از بنان بینی

4) اگر در باغ عشق آیی همه فرّاش دل یابی                                 و گر در راه دین آیی همه نقّاش جان بینی

 

11- مفهوم بیت «ز یزدان دان، نه از ارکان، که کوته دیدگی باشد / که خطّی کز خرد خیزد تو آن را از بنان بینی» کدام مورد را نفی می کند؟ انسانی 1380                             2

1) تبعیض میان عناصر هستی و نفی ارزش آن ها                           2) بی تمیزی و گزینش فرع به جای اصل

3) بی دقّتی و بی توجّهی به پدیده ها                                                            4) گزینش آگاهانه دنیا به جای آخرت

 

12- سنایی در کدام بیت از دنیای مادّی سخن می گوید و آن را ناپایدار و گذرا معرّفی می کند؟ علمی – کاربردی 1382                              3

1) نه بر اوج هوا او را عقابی دل شکر یابی                                   نه اندر قعر بحر، او را نهنگی جان ستان بینی

2) اگر در باغ عشق آیی همه فرّاش دل یابی                                 و گر در راه دین آیی همه نقّاش جان بینی

3) چه باید نازش ونالش، بر اقبالی و ادباری                                 که تا بر هم زنی دیده، نه این بینی، نه آن بینی

4) جهانی، کاندرو هر دل که یابی، پادشا یابی                                             جهانی کاندرو هر جان که بینی، شادمان بینی

 

13- مفهوم کدام گزینه با دیگر گزینه ها، متفاوت است؟ علمی – کاربردی 1380                      1

1) اگر در باغ عشق آیی همه فرّاش دل یابی                                 و گر در راه دین آیی همه نقّاش جان بینی

2) بدین زور و زر دنیا، چو بی عقلان مشو غرّه                           که این آن نوبهاری نیست کِش بی مهرگان بینی

3) چه باید نازش ونالش، بر اقبالی و ادباری                                 که تا بر هم زنی دیده، نه این بینی، نه آن بینی

4) سرِ اَلب ارسلان دیدی، ز رفعت رفته بر گردون                       به مرو آ تا کنون در گِل تنِ اَلب ارسلان بینی

 

14- عبارت «خود را بر در بگذار و درآی» مفهوم کدام بیت است؟ تجربی 1383                       2

1) کهتری را که مهتری یابد                                      هم بدان چشم کهتری منگر

2) یک قدم بر سر وجود نهی                                      وان دگر در بر ودود نهی

3) به خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبم                     به خواب عافیت آن گه به بوی موی تو باشم

4) دی می شد و گفتم صنما عهد به جای آر                                گفتا غلطی خواجه در این عهد وفا نیست

 

- مفهوم عبارت «خود را بر در بگذار و درآی» در کدام بیت آمده است؟ سنجش 1383                               1

1) یک قدم بر سر وجود نهی                                      وان دگر در بر ودود نهی

2) بیا که قصر امل سخت سست بنیادست                   بیار باده که بنیاد عمر بر باد است

3) به خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبم                     به خواب عافیت آن گه به بوی موی تو باشم

4) ای سرو پای بسته به آزادگی مناز                                            آزاده من که از همه عالم بریده ام

 

- مفهوم عبارت «خود را بر در بگذار و درآی» در کدام بیت آمده است؟ سنجش 1383                               1

1) یک قدم بر سر وجود نهی                                      وان دگر در بر ودود نهی

2) اگر در باغ عشق آیی همه فرّاش دل یابی                 و گر در راه دین آیی همه نقّاش جان بینی

3) هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی                 کاین کیمیای هستی قارون کند گدا

4) به خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبم                     به خواب عافیت آن گه به بوی موی تو باشم

 

15- معنی «وَدود» در بیت « یک قدم بر سر وجود نهی / وان دگر در بر ودود نهی» چیست؟ فنّی 1382        2

1) آمرزنده                                2) بسیار مهربان                        3) توانا                     4) دوستی

 

16- مفهوم دو بیت «دو قدم بیش نیست این همه راه                   راه نزدیک شد سخن کوتاه

[ سه شنبه چهارم فروردین 1388 ] [ 6:10 بعد از ظهر ] [ ] [ ]
ادبیات 2

- شاعر، در همه ی ابیات زیر، به جز .......... انسان را به عروج فرا می خواند.تجربی 1381                     1

1) از مه او مه شکافت ، دیدن او برنتافت                ماه چنان بخت یافت ، او که کمینه گداست

2) خود ز ملک برتریم ، وز ملک افزون تریم             زین دو چرا نگذریم ؟ منزل ما کبریاست

3) خلق چو مرغابیان زاده ز دریای جان                       کی کند این جا مُقام مرغ کز آن بحر خاست؟

4) هر نفس آواز عشق می رسد از چپ و راست        ما به فلک می رویم ، عزم تماشا که راست ؟

 

11- در کدام گزینه آرایه ی تلمیح نیست؟ فنّی 1380              2

1) بوی خوش این نسیم از شکن زلف اوست                        شعشه ی این خیال زان رخ چون «والضّحا» ست

2) بخت جوان یار ما ، دادن جان کار ما                  قافله سالار ما فخر جهان مصطفاست

3) از مه او مه شکافت ، دیدن او برنتافت                ماه چنان بخت یافت ، او که کمینه گداست

4) آمد موج اَلَست ، کشتی قالب ببست                  باز چو کشتی شکست نوبت وصل و لقاست

 

درس هشتم

1- نام نویسندگان کتاب های «موش ها و آدم ها»، «کلبه ی عمو تم» و «آدم و خرچنگ ها» به ترتیب کدام است؟ تجربی 1382                    4

1) هریت بیچر استو، فرانتس فانون، خوزوئه دوکاسترو

2) جان اشتاین بک، فرانتس فانون، هریب بیچر استو

3) فرانتس فانون، جان اشتاین بک، هریب بیچر استو

4) جان اشتاین بک، هریت بیچر استو، خوزئه دوکاسترو

 

2- نویسنده ی کتاب «موش ها و آدم ها» کیست؟ تجربی 1381                 2

1) الکساندر دوما                      2) جان اشتاین بک    3) خوزئه دوکاسترو  4) فرانتس فانون

 

3- کدام گزینه از ویژگی های «ادب پایداری» است؟ آزاد فنّی 1380                           1

1) گونه ای از ادبیّات که ستایش آزادی و آزادگی است.

2) گونه ای از ادبیّات که دعوت به راستی، پاکی و تهذیب نفس می کند.

3) گونه ای از ادبیّات که بیانگر آرزوها و عواطف آدمی است.

4) رایج ترین و محبوب ترین نوع ادبی میان ملبت هاست.

 

4- املای کدام کلمه با توجّه به معنی مقابل آن غلط است؟ فنّی 1375                         1

1) مضاق: سلیقه                       2) معضله: دشوار

3) مضیقه: تنگنا                        4) مضحکه: کسی که مورد استهزای مردم قرار گیرد.

 

5- همه ی گزینه های زیر به جز گزینه ی ............. تعریفی مناسب از ادبیّات پایداری است. سنجش 1383

1) دعوت به مبارزه، ترسیم چهره ی بیدادگر و ستایش آزادی و آزادگی است.                               4

2) مرزهای قومی را می شکافد و مخاطب آن ژرفای وجدان عامّ بشری است.

3) چهره ی انسانی عامی دارد و چنین آثاری را نمی توان به صورت یک شعار مستقیم نگریست.

4) به هنگام ترسیم آشکار مختلف تضادهای زندگی انسان، در چارچوب اجتماعی خاصّی می گنجد.

 

درس نهم

1- در عبارت «فرشتگان سرودهای صلح و شادی را برای چوپانان می خواندند» مقصود از «سرودهای صلح و شادی» و «چوپانان» چیست؟ آزاد تجربی 1384                         3

1) وحی الهی، صالحان                             2) پیام خداوندی، اولیا

3) پیام الهی، رسولان                                4) وحی الهی، عالمان

 

2- منظور شاعر از «سایه های آبی» در شعرِ «... و از سایه های آبی، خارهای سرخ بر اجساد فرو می ریخت» چیست؟ سنجش 1380                            4

1) ستاره ها                               2) ابرها                                    3) درختان                                4) هواپیماها

 

3- کدام یک به «شاعر مقاومت فلسطین» شهرت دارد؟ سنجش 1384                       4

1) پابلو نرودا                             2) جبرا ابراهیم جبرا                  3) غسّان کنفانی                       4) محمود درویش

 

4- منظور محمود درویش، شاعر مقاومت فلسطین، از مصرع «نرون مرد، ولی رم نمرده است» چیست؟ سنجش 1383                  3

1) نام نیک نرون در کشور ایتالیا ماندگار شد.            2) استقلال ایتالیا، با جان فشانی نرون به دست آمد.

3) زوال پذیری اشغالگران و جاودانگی سرزمین قدس.                4) جاودانگی مردان تاریخ و شکست امپراطوران.

 

5- کدام گزینه از مفهوم منظومه ی زیر برنمی آید؟ سنجش 1382               1

«بر دهانش زنجیر بستند / دست هایش را به سنگ مردگان آویختند / و گفتند: تو قاتلی»

1) تبعید                                   2) اتّهام                                    3) شکنجه                               4) اختناق

 

6- «بر سبیل تلطّف جوابش بازداد و آن شخص مسلّم نداشت» یعنی: ............ سنجش 1382                 3

1) گفتار نغز او را مورد تردید قرار داد.                       2) مطمئن بود که پاسخ وی منطبق با واقعیّت باشد.

3) با نرمی ومهربانی به او پاسخ داد، ولی او نپذیرفت.   4) پاسخ نرم او، انگیزه ی عدم تسلیم وی به حق شد.

 

7- مفهوم کدام بیت با «کُلّ اناءٍ یترشّح بما فیه» نامتناسب است؟ انسانی 1383                             4

1) بد اصل گدا، چو خواجه گردد، نه نکوست                            مغرور شود نداند از دشمن دوست

2) پاک دامانی چو شمع و نور بارد از رخت                                 پاک دامانی دلیلش روی نورانی بود

3) می دهد ظاهر هر کس خبر از باطن او                                      رتبه ی پیرهن آری ز قبا معلوم است

4) آن که چو خرماست رفیقش مدان                                                           کاوست برون مغز و درون استخوان

 

8- ضرب المثلِ «کُلّ اناءٍ یترشّح بما فیه» با مفهوم کدام بیت متناسب است؟ انسانی 1385                             1

1) من مُجرمِ محبّت و دوزخ فراق یار                          و آه درون به صدق مقالم (گفتار) دلالت است

2) آمد بهار و خاطر من شد ملول تر                                             زیرا که باغ بی تو محلِّ ملالت است

3) گفتم که با تو صورت حالی بیان کنم                    دردا که حال عشق برون از مقالت است

4) گیرم به خون دیده نویسم رساله را                         کس را در آن حریم چه حدّ رسالت است

 

9- بیت «گر دایره ی کوزه ز گوهر سازند / از کوزه همان برون تراود که در اوست» با کدام بیت تناسب معنایی دارد؟ زبان 1385                   2

1) عشق چون آید برد هوش دل فرزانه را                      دزد دانا می کشد اوّل چراغ خانه را

2)گر درونت بد است گفتت بد                                  ور درون تو خوب گفتت خوب

3) باطنش همچو پشت آینه بود                                   ظاهر هر که صاف تر دیدم

4) از قضا آیینه ی چینی شکست                                                خوب شد اسباب خودبینی شکست

 

10- مفهوم بیت «گر دایره ی کوزه ز گوهر سازند / از کوزه همان برون تراود که در اوست» با همه ی ابیات به جز ابیات به جز بیت ........... به نحوی ارتباط معنایی دارد. هنر 1384                       1

1) ز خاکدان به فلک رخت گر کشم چه عجب                           صفای پیر طریقت دلیل راه من است

2) به پیش غیر چه پرسی ز حال پنهانم                                         که رازگوی دل من همین نگاه من است

3) زبان به شکوه از آن بسته ام به نزد کسان                                  که ترجمان غم و درد، اشک و آه من است

4) گرم ترانه ی جنگ صبوح نیست چه باک                                                نوای من به سحر آه خضر خواه من است

 

11- همه ی ابیات به جز بیت ................. مفهوم عبارت «از کوزه همان برون تراود که در اوست» را در بردارد. زبان 1383                               1

1) حلقه ی در از درون راز باشد بی خبر                                      مطلب دل را، زبان تقریر نتوانست کرد

2) از هر چه سبو پر کنی از سر و ز پهلوش                                   زان چیز برون آید و بیرون دهد آغاز

3) گر بگویم که مرا حال پریشانی نیست                                    رنگ رخسار خبر می دهد از سرّ ضمیر

4) حال من دور از آن جمال مپرس                                                              رنگ و رویم ببین و حال مپرس

 

12- مفهوم «کُلّ اناءٍ یترشّح بما فیه» با کدام بیت تناسب دارد؟ زبان 1382  3

1) دل خانه ی خداست چو مصحف عزیز دار                                              زان پیش تر که میل شرابش کند خراب

2) به زیر چرخ دلِ شادمان نمی باشد                                                            گل شکفته در این بوستان نمی باشد

3) در پیش ما فتاده ست مستی و هوشیاری                                  در هر که هر چه باشد رفتار می نماید

4) از قضا آیینه ی چینی شکست                                                                خوب شد اسباب خودبینی شکست

 

- در کدام گزینه، غلط املایی نیست؟ فنّی 1380                       1

1) هر چند تدبیر در هنگام بلا فایده بیشتر ندهد، با این همه عاقل از منافع دانش هرگز نومید نگردد و در دفع مکاید دشمن تأخیر صواب نبیند.

[ سه شنبه چهارم فروردین 1388 ] [ 6:8 بعد از ظهر ] [ ] [ ]
ادبیات 2

در کدام بیت، هر سه آرایه ی «تشبیه، مراعات نظیر و تشخیص» به کار رفته است؟ هنر 1381                      4

1) ز دیده های ضعیف از محبّت احباب                       به چهره اشک فشانم که عازم سفرم

2) چو ابر آب فشانم ز دیده ی حسرت                         که رفت روز جوانی چو برق از نظرم

3) نجات آخرت را چاره گر باش                                                در این منزل ز رفتن باخبر باش

4) ببین، دور از تو، شاهانی که مردند                         ز مال و ملک شاهی، هیچ بردند؟

 

کدام تعریف درست است؟                                          4

1) مشبّه کلمه ای است که ابزار نشان دادن شباهت را ی نماید.

2) ایهام کسی را از گمان بدر آوردن است.

3) نمودار شباهت همان مبنای شباهت است.

4) مجاز یعنی به کار بردن یک کلمه در غیر معنی خود.

 

کدام پاسخ در تعریف قطعه صحیح است؟                    4

1) تمام مصراع های آن مقفی است.                                            2) مصراع اوّل و مصراع های زوج آن مقفی است.

3) مصراع های آن دو به دو مقفی است.                      4) مصراع های زوج آن مقفی است.

 

اشعار هم وزنی که هر بیتش قافیه ای جداگانه دارد چه نوع شعری است؟                 3

1) غزل                            2) قصیده             3) مثنوی              4) قصیده

 

کدام ترکیب «اضافه ی تشبیهی» است؟                1

1) قصر امل                       2) قصر بابل                      3) قصر خسرو                     4) قصر فیرزوه

 

کدام گزینه اضافه ی استعاری است؟                     4

1) زبانه ی شمع                  2) خار گل             3) خار غم             4) زبان شمع

 

کدام گزینه اضافه تشبیهی نیست؟                       1

1) شعله ی آتشین                2) شط خون                       3) شط مرگ                      4) شط نومیدی

 

درس اوّل

1- در همه ی گزینه ها، به جز گزینه ی ............، آرایه ی سجع مشهود است؟ ریاضی 1381                    3

1) صیّاد بی روزی، ماهی در دجله نگیرد و ماهی بی اجل، در خشک نمیرد.

2) نصیحت پادشاهان کردن، کسی را مسلّم بود که بیم سر ندارد یا امید زر.

3) با چندین فضیلت که دست راست را هست، خاتم در انگشت چپ می کنند.

4) ارادت بی چون، یکی را از تخت شاهی فرو آرد و دیگری را در شکم ماهی، نکو دارد.

 

2- کدام گزینه عنوانِ اثری منظوم از عطّار و اثری از خواجه عبدالله انصاری است؟ ریاضی 1378                1

1) الهی نامه                       2) اسرارنامه                       2) قلندرنامه                       4) محبّت نامه

 

3- در عبارت «به نام آن خدای که مهر او بلانشینان را کشتی نوح است.» «مشبّه» کدام است؟ آزاد پزشکی  4

1) بلانشینان                      2) کشتی                          3) نام                              4) مهر

 

4- در کدام گزینه، آرایه جناس وجود دارد؟ سنجش 1382                      1

1) سلام او در وقت صباح مؤمنان را صبوح است.

2) الهی، عذر ما بپذیر، برعیب های ما مگیر.

3) الهی، ترسانم از بدی خود، بیامرز مرا به خوبی خود.

4) ذکر او مرهم دل مجروح است و مر او بلانشینان را کشتی نوح است.

 

5- جاهای خالی عبارت: «سیّد محمّد حسین بهجت مشهور به ..... و متوفّا به سال ..... از شاعران معاصر که به تجدّد و نوآوری مضمون گرایشی محسوس دارد. وی در قالب غزل، زبانی ساده و همگانی دارد و سادگی و عمومی بودن زبان و تعبیر، از موجبات رواج و شهرت شعر او گردیده است. به گونه ای که شعر او برای همگان مفهوم و مأنوس و دارای حُسن تأثیر است و تازگی مضمون، صور خیال، تعبیر و حتّی قالب شعر دیوان او را از بسیاری شاعران هم نسل او متمایز کرده است.» با کدام گزینه، کامل می شود؟ تجربی 1384                      4

1) ادیب پیشاوری – 1359                   2) نسیم شمال – 1313                    

3) رهی – 1347                              4) شهریار – 1367

 

6- در همه ی گزینه ها، به جز گزینه ی .....................، آرایه ی تلمیح هست. انسانی 1381                    3

1) هوسکاری آن فرهاد مسکین                          نشان جوی شیر و قصر شیرسن

2) حدیث خسرو و شیرین نهان نیست                               وزان شیرین تر الحق داستان نیست

3) چنان نقش هوس بستم بر او پاک                                که عقل از خواندنش گردد هوسناک

4) اساس بیستون و شکل شبدیز                         همیدون در مداین کاخ پرویز

 

7- شهریار در شعر «همای رحمت» کدام بیت را عیناً از شعر حافظ، نقل کرده است؟ ریاضی 1380             4

1) به امید آن که شاید برسد به خاک پایت              چه پیام ها سپردم، همه سوز دل، صبا را

2) چه زنم چو نای هر دم، ز نوای شوق او دم؟                      که لسان غیب خوش تر بنوازد این نوا را

3) ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دلِ شب              غم دل به دوست گفتن چه خوش است شهریارا

4) همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی         به پیام آشنایی بنوازد آشنا را

 

- کدام بیت، سروده ی حافظ شیرازی است و شهریار، آن را در شعر «همای رحمت» عیناً به کار برده است؟ فنّی 1383   3

1) به امید آن که شاید برسد به خاک پایت              چه پیام ها سپردم، همه سوز دل، صبا را

2) چه زنم چو نای هر دم، ز نوای شوق او دم؟                      که لسان غیب خوش تر بنوازد این نوا را

3) همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی         به پیام آشنایی بنوازد آشنا را

4) ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دلِ شب              غم دل به دوست گفتن چه خوش است شهریارا

 

8- در کدام بیت آرایه ی «تلمیح، جناس و کنایه» به کار رفته است؟ آزاد ریاضی 1384              2

1) چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان              چو علی که می تواند که به سر برد وفا را؟

2) به جز از علی که آرد پسری ابوالعجایب               که علم کند به عالم شهدای کربلا را؟

3) نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت                      متحیّرم چه نامم شه ملک لافتی را؟

4) برو ای گدای مسکین در خانه ی علی زن                       که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

 

9- «چو تویی قضای گردان، به دعای مستمندان / که ز جان ما بگردان، ره آفت قضا را» یعنی: ............. هنر 1380      1

1) از آن جایی که تو تغییر دهنده ی پیشامدهای ناگوار هستی، به حق دعای بیچارگان، پیشامدهای بد را از ما دور بگردان.

2) چون تو می توانی، خواسته های بیچارگان را تغییر بدهی، پس بلاها را از وجود ما دور کن.

3) چون که دعای مسکینان می تواند سرنوشت را تغییر دهد، پس تو نیز قضا و قدر را از ما دور بگردان.

4) وقتی دعای مسکینان می تواند سرنوشت را تغییر دهد، پس تو هم سعی کن، مصیبت ها را از ما دور بکنی.

 

10- در عبارت و یا شعر، اشاره به آیات، احادیث، داستان ها، وقایع تاریخی و اساطیری معرّف چه آرایه ای است؟ آزاد انسانی 1383                4

1) ایهام                            2) استعاره             3) جناس                          4) تلمیح

 

11- «ز کوی غباری به من آر توتیا را»، «را» چگونه رایی است؟ آزاد پزشکی 1383                  2

1) نشانه ی مفعولی               2) حرف اضافه                    3) حرف ربط                      4) فکّ اضافه

 

12- با توجّه به معنی «را» کدام گزینه با دیگر گزینه ها تناسب ندارد؟                    1

1) که ز کویی او غباری به من آر توتیا را                2) چو علی که می تواند که به سر برد وفا را؟

3) که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را                  4) که به ما سوا فکندی همه سایه ی هم را

 

با توجّه به بیت «چه زنم چو نای هر دم ز نوای شوق او دم / که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را» همه ی گزینه ها به جز .............. قید است.

1) هر دم              2) دم                  3) خوشتر              4) چه                 2

 

با توجّه به مفهوم بیت «چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان / چو علی که می تواند که به سر برد وفا را» کدام صفت در باب علی (ع) صادق است؟               1

1) وفادارترین                      2) پاک بازترین                    3) دوست داشتنی ترین                       4) تواناترین

 

مفهوم مصراع «چو علی که می تواند که به سر برد وفا را» با کدام گزینه مناسب تر است؟                      4

1) برای وفاداری با سر بشتابد.                           2) بی وفایی رااز سر بدر کند.

3) رسم وفاداری را خاتمه دهد.                           4)شرط وفاداری را تماماً به جای آورد.

 

چرا شاعر در بیت زیر راجع به حضرت علی (ع) گفته است «نه بشر توانمش گفت»                  3

«نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت                        متحیّرم چه نامم شه ملک لافتی را؟»

1) زیرا از نظر جسمانی فوق العاده قوی بود.                         2) زیرا همیشه مشغول عبادت بود.

3) زیرا در مرتبه ای برتر از صالحان و بندگان خدا بود.              4) زیرا صاحب ذوالفقار و جوانی بی نظیر بود.

 

جمله ی مستقیم مصراع «چه زنم چو نای هر دم ز نوای شوق او دم» عبارت است از:                           3

1) ز نوای او چو نای دم چه زنم                         2) هر دم چه زنم ز نوای شوق او دم چو نای

3) هر دم ز نوای شوق او چو نای چه دم زنم                        4) هر دم چو نای چه دم ز نوای او زنم

 

شاعر در بیت زیر به کدام نکته تکیه کرده است؟                   3

«دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین                به علی شناختم من به خدا قسم خدا را»

1) خداشناسی         2) علی شناسی                    3) شناخت خدا توسّط علی                   4)شناخت علی توسّط خدا

 

درس دوم

1- تألیف کدام اثر حماسی را به «ویاسا» فرزانه ی هند نسبت می دهند؟ ریاضی 1382              1

1) مهابهاراتا                       2) رامایانا                          3)اِنه اید                           4) ایلیاد

 

2- کدام اثر حماسی، سروده ی «والمیکی» است و جزو کدام یک از انواع آثار حماسی است؟ هنر 1381                    1

1) رامایانا – طبیعی   2) رامایانا – مصنوع  3) مهابهاراتا – طبیعی            4) مهابهاراتا – مصنوع

 

3- کدام گزینه صحیح است؟ فنّی 1380    3

1) ایلیاد و ادیسه، حماسه ی مصنوعی است که آن را هومر یونانی سروده است.

2) حمله ی حیدری، حماسه ی طبیعی است که آن را باذل مشهدی سروده است.

3) خاوران نامه، حماسه مصنوعی است که آن را ابن حسام خوسفی سروده است.

4) مهابهارات، حماسه ی طبیعی است که آن را رامایانای هندی سروده است.

 

4- در کدام عبارت، آرایه ی «اغراق» وجود دارد؟ هنر 1383                   2

1) بیامد که جوید ز ایران نبرد                2) همی گرد رزم اندر آمد به ابر

3) همی برخروشید بر سان کوس                        4) برآمد ز هر دو سپه بوق و کوس

 

5- در بیت «بر او راست خم کرد و چپ کرد راست / خروش از خم چرخ چاچی بخاست» به ترتیب، کدام آرایه به کار نرفته است و شاعر با استفاده از کدام آرایه، خواسته است حسّ خشونت را بیشتر، نشان دهد؟ هنر 1382                4

1) تضاد – نغمه ی حروف                   2) جناس تام – اغراق           

3) مراعات نظیر – اغراق                     4) حُسن تعلیل – واج آرایی

 

6- معنی «عنان را گران کردن» در بیت « کشانی بخندید و خیره بماند / عنان را گران کرد و او را بخواند» چیست؟ هنر 1380      1

1) متوقّف شدن                   2) حرکت کردن                  3) بی توجّه شدن                 4) سرپیچی کردن

 

7- مصراع «هماوردت آمد مشو باز جای» یعنی: ................ آزاد ریاضی 1384                       2

1) رقیب تو آماده ی رزم است رجز مخوان.              2) حریف و رقیب تو به میدان آمد، فرار مکن.

3) حریف و هم نبرد تو آماده است آسوده مباش.        3) هم نبرد تو به میدان کارزار آمد، خشمگین مشو.

 

8- نوع پرسش در کدام بیت «استفهام انکاری» است؟ آزاد تجربی 1381                 2

1) تو را در دل درخت مهربانی                           به چه ماند؟ به گلزار خزانی

2) به شهر تو شیر و نهنگ و پلنگ                                  سوار اندر آیند هر سه به جنگ؟

3) بدو گفت خندان که نام تو چیست؟                              تن بی سرت را که خواهد گریست؟

4) زین نمط بیهوده می گفت آن شبان                  گفت موسی: «با کی استت ای فلان»؟

 

9- در کدام واژه صنعت «ممال» دیده می شود؟ آزاد ریاضی 1382            1

1) سلیح               2) حبیب              3) سلیم               4) شهید

 

10- کدام آرایه ی ادبی در بیت «بشد تیز رُهّام با خُود و گبر / همی گرد رزم اندر آمد به گرد» مشهود نیست؟ سنجش 1384                     3

1) کنایه               2) جناس              3) تشبیه              4) تناسب

 

11- در کدام گزینه رنگی از تحقیر و تمسخر به چشم می خورد؟ سنجش 1381                      3

1) تو قلب سپه را به آیین بدار                من اکنون پیاده کنم کارزار

2) کشانی هم اندر زمان جان بداد                        چنان شد که گفتی ز مادر نزاد

3) بخندید رستم به آواز گفت                 که بنشین به پیش گران مایه جفت

4) ز قلب سپه اندر آشفت توس              بزد اسب کاید بر اشکبوس

 

12- در همه ی گزینه ها، به جز گزینه ی ..............، تهدید به مرگ است. سنجش 1380                       4

1) بدو گفت خندان که نام تو چیست؟                              تن بی سرت را که خواهد گریست؟

2) تهمتن چنین داد پاسخ که نام                                    چه پرسی، کزین پس نبینی تو کام

3) کشانی بدو گفت بی بارگی                            به کشتن دهی سر به یکبارگی

4) کشانی هم اندر زمان جان بداد                                    چنان شد که گفتی ز مادر نزد

 

کدام گزینه معنی مصراع دوم بیت «کشانی بخندید و خیره بماند / عنان را گران کرد و او را بخواند» است؟

1) ایستاد و گفت.                                         2) ایستاد و او را صدا زد.

3) رفت و او را خواند.                         4) تند تاخت و گفت.             2

 

بیت «چو سوفارش آمد به پهنای گوش / ز شاخ گوزنان برآمد خروش» کدام گزینه را در بر ندارد؟               4

1) تیر اندازی                      2) صدای کمان                   3) کشیدن کمان                  4) بلندی تیر

 

مفهوم بیت «چو سوفارش آمد به پهنای گوش / ز شاخ گوزنان برآمد خروش» با کدام گزینه متناسب تر است؟ انسانی 1380                      2

1) کمان را بمالید رستم به چنگ                         2) کمان را بزه کرد و اندر کشید

3) کمان بزه را به بازو فکند                                          4) کمان را بزه کرد زود اشکبوس

 

ویژگی های حماسه در کدام گزینه آمده است؟                      3

1) زمینه داستانی، نوآفرینی، پهلوانی، ابداع               2) زمینه داستانی، قهرمانی، وصف، عواطف

3) زمینه داستانی، قهرمانی، قومی و ملّی، خرق عادت  4) زمینه ی داستانی، قومی، احساسات، خرق عادت

 

درس سوم

1- «ز بس گرد از آن رزمگه بر دمید / تن هر دو شد از نظر ناپدید» یعنی: شدّت پیکار چنان بود که ............ زبان 1384 3

1) هر دو پهلوان، یکدیگر را در گرد و غبار، نمی دیدند.

2) هر دو پهلوان، یکدیگر را در تیرگی و تاریکی گم کردند.

3) طرفین مخاصمه، در تیرگی خاک و غبار، دیده نمی شدند.

4) طوفان سهمگین، طرفین مخاصمه را، زیر خاک پنهان کرد.

 

2- معنای بیت «چنان دید بر روی دشمن ز خشم / که شد ساخته کارش از زخم چشم» کدام است؟ هنر 1383                       4

1) نگاه خصمانه ای به روی دشمن کرد که دشمن را از ادامه ی کار باز داشت.

2) با نگریستن به روی حریف، فهمید که خصم بسیار خشمگین و خطرناک است.

3) دشمن را آن چنان عصبانی دید که حساب کار خود را کرد و روی برگرداند.

4) از روی خشم، چنان نگاهی به حریف کرد که کار خصم در اثر همان نگاه، به پایان رسید.

 

3- همه ی دلایل ارائه شده در گزینه ها برای مصنوع بودن حماسه ی حمله ی حیدری به جز دلیل ارائه شده در گزینه ی .............، درست است. سنجش 1383     4

1) تقلیدی از حماسه های طبیعی است.

2) شاعر به باز آفرینی حماسه پرداخته است.

3) عدم دخالت تدوین همه ی افراد یک ملّت در تدوین آن.

4) آفرینش حماسه از روایات شفاهی یک قوم از زمان های دور.

 

4- قافیه در کدام بیت نادرست است؟ سنجش 1382               4

1) به جز بازوی دین و شیر خدا              که شد طالب رزم آن اژدها

2) که ناگاه عمرو آن سپهر نبرد              برانگیخت ابرش برافشاند گرد

3) بر مصطفی بهر رخصت دوید             ازو خواست دستوری امّا ندید

4) سپر بر سر آورد شیر اله                                علم کرد شمشیر آن اژدها

 

5- معنی مقابل همه ی گزینه ها به جز گزینه ی ..................... درست است. سنجش 1382                   1

1) ز هم رد نمودند هفتاد حرب: هفتاد زخم به یکدیگر وارد کردند.

2) بیامد به دشت و نفس کرد راست: به میدان جنگ آمد و ایستاد.

3) چنان دید بر روی دشمن ز خشم: نگاهی غضب آلوده به دشمن کرد.

4) برانگیخت ابرش برافشاند گرد: با سرعت اسب را به حرکت درآورد.

 

6- «چو ننمود رخ شاهد آرزو / به هم حمله کردند باز از دو سو» یعنی: ................... سنجش 1382                        4

1) هیچ کدام علّت جنگ و نتیجه ی آن را نمی دانستند.

2) به علّت گواهی نادرست، دوباره جنگ درگرفت.

3) آرزوی شهادت آنان را به میدان جنگ کشاند.

4) چون کامیاب و پیروز نشدند، به جنگ ادامه دادند.

 

کدام پاسخ را می توان به جای نقطه چین قرار داد تا معنی این بیت کامل شود.                      2

«در زمان انداخت شمشیر آن علی                                    کرد او اندر ...یش کاهلی»

1) غذا                             2) غزا                             3) غضا                            4) قضا

 

با توجّه به بیت زیر گزینه ی نادرست کدام است؟                   1

«شیر حقّم نیستم شیر هوا                                فعل من بر دین من باشد گوا»

1) «م» در حقّم: نهاد 2) «م» در نیستم: نهاد           3)فعل: نهاد           4) گوا: مسند

 

درس چهارم

1- «بچّه های آسمان» کدام یک از انواع ادبی محسوب می شود و نویسنده ی آن کیست؟ سنجش 1381

1) فیلمنامه، مجید مجیدی                                                         2) فیلمنامه، مهرجویی                               1

3) نمایشنامه، مخملباف                                                             4) نمایشنامه، میرباقری

 

2- عبارت «عبرت گیرید که من آن مَردم که بامداد مطبخ مرا هزار و چهارصد شتر می کشید و شبانگاه سگی برداشته و می برد!» با مفهوم کدام بیت متناسب نیست؟ تجربی 1385                           4

1) آن مصر مملکت که تو دیدی خراب شد                 و آن نیل مکرمت که شنیدی سراب شد

2) زمانه شکل دیگر گشت و رفت آن مهربانی ها        همه خونابه ی حسرت شده است آن دوست کامی ها

3) بر آن نسق نبوَد وضع روزگار که بود                     زمانه به رنگ دگر شد زمین به رنگ دگر

4) بر رغم روزگار به توفیق کردگار                          با سعد گشت نحسم و اندوه با طرب

 

3- مفهوم عبارت «اصبحتُ امیراً و امسیتُ اسیراً» با کدام بیت، متناسب نیست؟ انسانی 1384                       4

1) آن روزگار کو که مرا یار، یار بود                         دل بر کنار از این غمو او در کنار بود

2) روزم به آخر آمد و روزی نزاد نیز                                            زان گونه روزگار که آن روزگار بود

3) اکنون به داغِ صد غم و صد محنتم اسیر                  آن مرغ خوش دلی که تو دیدی پرید و رفت

4) امروز خنده طرح به گلزار می دهد                           آن روز شوم رفت که صائب ملال داشت

 

4- مفهوم کدام بیت با عبارت «اصبحتُ امیراً و امسیتُ اسیراً» متناسب است؟ هنر 1383                              2

1) مژده ای دل که دگر باد صبا باز آمد                        هُدهُد خوش خبر از طرف سبا باز آمد

2) شد اوجِ وصل بر من مسکین، حضیضِ هجر           دیشب سپهر بودم و امشب زمین شدم

3) نگارا بر سر کویت دلم را هیچ اگر بینی                 ز من دل خسته یادآور شبت خوش باد من رفتم

4) ناامید از روشنی دل به تاریکی مباش                       زان که شام هجر صبح وصالی در پی است

 

5- معانی مقابل همه ی جمله ها به جز جمله ی .............، درست است. سنجش 1383                       1

1) تا مردم زنده باشد، او را از قوت چاره نیست: برای ادامه ی حیات باید نیرومند و قوی شد.

2) هفتاد هزار سوار همه به هزیمت شدند: همه ی سواران او، شکست خوردند.

3) بفرمود تا او را به یوزبانان سپردند: یوزبانان را مأمور مراقبت و محافظت از او کردند.

4) سگی بیامد و سر در دیگ کرد، دهنش بسوخت، سبک برآورد: سگ به علّت سوختن دهنش، فوراً سرش را بالا کشید.

 

6- عبارت «عمرو بن لیث، به درِ بلخ شکسته شد و هفتاد هزار سوار او به هزیمت رفتند و چون او را به پیش امیر اسماعیل آوردند، بفرمود تا او را به یوزبانان سپردند.» با کدام بیت تناسب معنایی بیشتری دارد؟ سنجش 1382

1) جهان بگشتم و آفاق سر به سر دیدم                        نه مردمم اگر از مردمی اثر دیدم    1

2) ز روزگار و جهانم همین پسند آمد                         که زشت و خوب و بد و نیک بر گذز دیدم

3) کسی که تاج به سر داشت بامداد پگاه                     نمازم، ورا خشت زیر سر دیدم

4) بر این صحیفه ی مینا به خامه ی خورشید                              نگاشته سخنی خوش به آب زر دیدم

 

درس پنجم

1- در کدام گزینه، نام اثری دیگر از نویسندگانِ کتاب های «ورق پاره های زندان»، «روزگار سیاه» و «خوشه های خشم به ترتیب، مطرح شده است؟ انسانی 1384                                1

1) سالاری ها – انسان و اسرار شب – مراتع بهشتی

2) پروین دختر ساسان – غربزدگی – موش ها و آدم ها

3) سه قطره خون – انتقام – مدیر مدرسه

4) چشم هایش – تهران مخوف – جزیره ی سرگردانی

 

2- عنوان نخستین اتوپیای(آرمانشهر) ادب معاصر فارسی چیست و نویسنده ی آن کیست و جلد دوم تهران مخوف با چه عنوانی منتشر شده است؟ انسانی 1383                        3

1) تهران مخوف – مرتضی مشفق کاظمی – انتقام

2) شهرناز – یحیی دولت آبادی – مادام کاملیا

3) مجمع دیوانگان – عبدالحسین صنعتی زاده – یادگار شب

4) انسان و اسرار شب – عبّاس خلیلی – روزگار سیاه

 

3- کدام رمان، نخستین رمان فرانسوی محسوب می شود و نویسنده ی آن کیست؟ ریاضی 1383                                4

1) بینوایان – ویکتور هوگو                                      2) سه تفنگدار – الکساندر دوما

3) کنت مونت کریستو – الکساندر دوما                    4) ژیل بلاس – آلن رنه لوساژ

 

4- مضمون و درون مایه ی همه ی آثار زیر به جز ...............، درباره ی تیره روزی و وضع حقارت آمیز زنان است؟ زبان 1382                            4

1) روزگار سیاه نوشته ی عبّاس خلیل

2) تهران مخوف نوشته ی مشفق کاظمی

3) یادگار شب نوشته ی مرتضی مشفق کاظمی

4) سیاحت نامه ی ابراهیم بیگ نوشته ی زین العابدین مراغه ای

 

5- نویسنده ی کدام اثر در برابر آن، درست معرّفی نشده است؟ فنّی 1383                    2

1) مجمع دیوانگان از صنعتی زاده                                               2) روزگار سیاه از بزرگ علوی

3) تهران مخوف از مشفق کاظمی                                               4) شهرناز از یحیی دولت آبادی

 

6- همه ی کتاب های زیر به جز ............. از نوع قصّه های عامیانه اند که برای ستایش خوبی ها، جوانمردی ها و بزرگ داشت خصایل نیک و فضیلت های اخلاقی به وجود آمده اند و به ظاهر هدفی جز سرگرم کردن خوانندگان و شنوندگان خود ندارند. سنجش 1383                             2

1) رستم نامه                            2) قابوس نامه                           3) اسکندر نامه                         4) امیر ارسلان

 

7- «امیر ارسلان» اثر کیست؟ هنر 1384                  3

1) عزیزالسلطان                        2) ذکاءالملک                          3) نقیب المماک                       4) معاون الملک

 

8- داستان کوتاه در ایران با کدام مجموعه، متولّد شد و نویسنده ی آن که بود؟ علمی – کاربردی 1381       2

1) سووشون – سیمین دانشور                   2) یکی بود یکی نبود – محمّد علی جمال زاده

3) کلیدر – محمود دولت آبادی                                4) سالاری ها – بزرگ علوی

 

9- مفهوم کنایی عبارتِ «پشت دستم را داغ کردم که تا من باشم دیگر پیرامون ترفیع رتبه نگردم» با کدام بیت تناسب معنایی ندارد؟ انسانی 1385                          2

1) از بس که دست می گزم و آه می کشم                   آتش زدم چو گل به تن لخت لخت خویش

2) داغ عشق تو ز اندازه ی ما افزون است                     دستی از دور بر آن آتش سوزان داریم

3) پیش آن چشم سیه دل می گدازد پشتِ دست           گرچه خط بسیار از این کافر، مسلمان کرده است

4) یابد چگونه راه در آن زلف، دستِ ما                      گر چه خط بسیار از این کافر، مسلمان کرده است

 

10- در عبارت «فردا آن روز به خاطرم آمد که دیروز یک دست از لباس های نودوز خود را با کلّیّه ی متفرّعات به انضمام ما یحتوی، به دست چلاق شده ی خودم از خانه بیرون انداختم» منظور از «مایحتوی» کدام است؟ زبان 1384                      3

1) یادداشت های نویسنده                                          2) اسناد و مدارک مربوط به خانه

3) کسی که لباس ها را پوشیده بود.                          4) پول هایی که در جیب لباس بود.

 

11- املای صحیح کلمه، برای پر کردن محلّ نقطه چین، در عبارت «در یک چشم به هم زدن گوشت و استخوان غاز، مراحل ........... و بلع و هضم و تحلیل را پیموده» کدام است؟ انسانی 1380                             1

1) مضغ                                   2) مزغ                                     3) مذغ                                    4) مظغ

 

12- «یکی از حضّار که کبّاده ی شعر و ادب می کشید، جلو رفته، جبهه ی شاعر را بوسید.» یعنی: ............ فنّی 1382      3

1) یکی از بینندگان که از شعر او خوشش آمده بود، پیش او رفت و صورتش را بوسید.

2) یکی از حاضران که چندان از شعر و شاعری درک درستی نداشت، جلوتر از همه پیشانی او را بوسید.

3) یکی از حاضران که ادّعای شعر و ادبیّات داشت، نزدیک رفت و پیشانی او را بوسید.

4) یکی از بینندگان که از شعر و ادب، آگاهی داشت، نزدیک او رفت و گونه اش را بوسید.

 

13- «خواستار چیزی بودن» مفهوم کنایی کدام عبارت است؟ زبان 1383  3

1) از چیزی در محظور گیر کردن                                             2) چین به صورت انداختن

3) کبّاده ی چیزی را کشیدن                                     4) در طریق سبعیّت گام برداشتن

 

14- معنای درست کلمات «سهم، مضغ، محظوظ، نصاب و تفقد» به ترتیب در کدام گزینه آمده است؟ آزاد تجربی 1384                             2

1) قسمت، تنگنا، لذّت بردن، حدّ میانه و مهرورزی

2) ترس، خاییدن، بهره ور، حدّ معیّن از چیزی و دلجویی

3) ترس، جویدن، علاقه مندی، میزان و مهربانی

4) بهره، باب طمع، بهره وری، معیار چیزی، دل جوینده

 

15- در کدام گزینه لفظ دوم برای تأکید کلمه ی اوّل آمده است؟ آزاد تجربی 1382    3

1) محتواو درون مایه                                 2) شکل و قالب                       3) پرت و پلا                            4) درد و ورم

 

16- معنی واژه های «بقولات، بادی، صبوح، وجنه، درزی» در کدام گزینه درست آمده است؟ سنجش 1384

1) گندم و جو – آغاز – بامداد – چهره – خیّاط

2) سبزی و تره بار – شروع کننده – سحر – صورت – شکافته شده

3) سبزی و تره بار – آغاز – شراب صبحگاهی – رخسار – خیّاط               3

4) خوردنی ها – شروع کننده – صبح – خوار – خیّاط

 

17- محمّدعلی جمال زاده در سال 1274 ش. در خانواده ای روحانی به دنیا آمد. او نخستین مجموعه ی داستان های ........... ایرانی را تحت عنوان ............. در سال 1300 منتشر کرد به اعتبار همین کتاب، جمال زاده را آغازگر سبک واقع گرایی در نثر معاصر فارسی و پدر داستان نویسی دانسته اند. سنجش 1384 1

1) کوتاه – یکی بود یکی نبود                  2) کوتاه – قصّه ی ما به سر رسید

3) بلند – تلخ و شیرین                                               4) بلند – سر و ته یک کرباس

 

18- مفهوم کنایی «توطئه ی ما دارد می ماسد.» در کدام گزینه آمده است؟ سنجش 1381

1) طرح ما با شکست مواجه می شود.                        2) ما به هدف خود نمی رسیم.

3) مشکلی در طرح ما ایجاد شده است.                      4) نقشه ی ما دارد عملی می شود.                             4

 

19- در کدام گزینه، کنایه وجود ندارد؟ سنجش 1380

1) مهمان ها سخت در محظور گیر کرده و تکلیف خود را نمی دانند.                          1

2) در خوش زبانی و حرّافی و شوخی و بذله و لطیفه نوک جمع را چیده و مجلس آرای بلامعارض شده است.

3) یکی از حضّار که کبّاده ی شعر و ادب می کشید.

4) تنها همان رتبه های بالا را وعده بگیر و مابقی را نقداً خط بکش.

 

20- در جمله ی «گوشت و استخوان غاز مادر مرده در کمرکش دوازده حلقوم و کُتل و گردنه ی یک دو جین شکم و روده، مراحل مضغ و بلع و هضم و تحلیل را پیمود ....» کدام واژه ها به ترتیب، به معنی «جویدن و پشته ی بلند» است؟ علمی – کاربردی 1381                     3

1) تحلیل – کمرکش                                2) کتل – هضم                        3) مضغ – کُتل                        4) بلع – گردنه

 

در عبارت «یکی از حضّار چنان محظوظ گردیده بود که جلو رفته جبهه ی شاعر را بوسید و از تخلّص او پرسید. گفت به اصرار ادیب پیشاوری که در اواخر عمر با بنده مألوف بودند «استاد» را اختیار کردم. خادم یک رأس غاز فربه و بِرشته در وسط میز گذاشت. مهمان ها سخت در محضور گیر کرده بودند.» چند غلط املایی وجود دارد؟ تجربی 1381

1) سه                                      2) چهار                   3) یک                                     4) دو                       1

 

در عبارت «در همان بحبوهه ی بخوربخور که منظره ی فنا و ذوال غاز خدا بیامرز، مرا به یاد بی ثباتی فلک بوقلمون و مردم دون و فریب جهان پتیاره و وقاهت این مصطفای بدقواره انداخته بود، صدای تلفن بلند شد. گفتم: وزیر داخله اِصرار دارد با شما صحبت مند و صدای کشیده ی آب نکشیده ای طنین انداز گردید.» چند غلط املایی هست؟ هنر 1381                                3

1) چهار                   2) دو                                       3) سه                                      4) یک

 

کدام گزینه در ردیف «قصّه های عامیانه» نیست؟                        4

1) سمک عیّار                          2) اسکندر نامه                         3) هزار و یکشب                                      4) جوامع الحکایات

 

درس ششم

1- معنی کدام گزینه نادرست است؟ آزاد ریاضی 1380                              2

1) مصاف: میدان جنگ                             2) لاور: دلاور                         3) بحبوحه: میان                      4) پتیاره: مهیب

 

2- «رجز خواندن» کنایه از چیست؟ آزاد هنر 1380                   3

1) دشنام دادن                           2) فریاد کشیدن                        3) خودستایی کردن                  4)تعریف کردن

 

3- همه ی کتاب ها، به جز کتاب ............ از آثار بزرگ علوی است. سنجش 1382                            4

1) چمدان                 2) سالاری ها                           3) چشم هایش                          4) آتش خاموش

 

4- کدام گزینه با معنای جمله ی «چه قدر همین خود تو، منو تلکه کردی» مطابقت دارد؟ سنجش 1381

1) چه قدر همین تو مرا خسته و اذیّت کردی.                              2) چه قدر خود تو مرا فریب دادی.                             4

3) همین تو باعث شدی که من بی چیز و فقیر شوم.    4) چه قدر توبا فریب و حیله از من پول گرفتی.

 

5- تأثیر کتاب «گیله مرد» از بزرگ علوی در کدام کتاب آل احمد دیده می شود؟                         4

1) روشنفکران                          2) غرب زدگی                         3) مدیر مدرسه                         4) از رنجی که می بریم

 

درس هفتم

1- نام نویسندگان کتاب های «روزگار سیاه، چمدان، جزیره ی سرگردانی، سیر حکمت در اروپا» به ترتیب کدام است؟ هنر 1382

1) بزرگ علوی – سیمین دانشور – عبّاس خلیل – محمّد علی فروغی

2) محمّدعلی فروغی – بزرگ علوی – سیمین دانشور – عبّاس خلیلی

3) عبّاس خلیلی – بزرگ علوی – سیمین دانشور – محمّد علی فروغی                        3

4) بزرگ علوی – محمّد علی فروغی – سیمین دانشور – عبّاس خلیلی

 

2- در کدام گزینه، املای همه ی کلمه ها به معانی «هیزم – آگاه باش – صدا و غوغا – بهره ور» صحیح است؟ انسانی 1382                       4

1) هیمه – هله – هُرّا – محظوظ                                                2) حیمه – حله – حُرّا – محضوظ

3) حیمه – هله – حُرّا – محظوظ                                               4) هیمه – حله – هُرّا – محظوظ

 

3- معنای کدام گزینه درست نیست؟ آزاد تجربی 1384                             1

1) هم عنان: همنشینی                                2) هیمه: خار و خاشاک

3) زلّت: لغزش و خطا                               4) نطع: فرش چرمی و بساط

 

4- با توجّه به متن داستان «سووشون» در همه ی گزینه ها به جز گزینه ی ............ از آرایه ی کنایه، استفاده شده است. سنجش 1383                   4

1) یکهو نگاه می کنی، می بینی رنگ شب پریده.

2) ای والله زن داداش، عجب روی ما را سفید کردی.

3) یکهو می بینی آفتاب تیغ کشید و میدان روشن شد.

4) تک و تنها می آید سی میدان دور میدان یواش یواش می گردد.

 

5- کدام گزینه درمورد درون مایه ی داستان «سووشون» نادرست است؟                      3

1) اوضاع بی نظم و پر از ستم جامعه ی استعمار زده ی فارس در جنگ جهانی دوم.

2) تأثیر حماسه های ملّی و دینی ایرانیان بر هم.

3) حماسه ی سیاوش و کشته شدن این جوان پاک.

4) ترکیب واقعه ی عاشورای حسینی و سوگ سیاوش

 

6- مفهوم عبارت «هر که آن جا نشیند که خواهد و مُرادش بود، چنانش کُشند که نخواهد و مرادش نبُوَد.» چه چیزی را نفی می کند؟ انسانی 1378                         4

1) سهل انگاری                       2) کج انیشی                            3) رفاه طلبی                             4) بلند پروازی

 

7- عبارت «هر که آن جا نشیند که خواهد و مُرادش بود، چنانش کُشند که نخواهد و مرادش نبُوَد.» با کدام بیت، ارتباط معنایی ندارد؟ انسانی 1383                       1

1) پاکیزه روی را که بُوَد پاکدامنی                                             تاریکی از وجود بشویدبه روشنی

2) هر کسی که توسنی کند او را کنند رام                   در دست روزگار بُوَد تازیانه ای

3) بسیار کس ز پای درآورد اسب آز                                           او را مگر نبود لگام و دهانه ای

4) پرواز کن ولی نه چنان دور از آشیان                       مَنمای فکر و آرزوی جاهلانه ای

 

8- مفهوم بیت «خلق چو مرغابیان زاده ز دریای جان / کی کند این جا مُقام مرغ کز آن بحر خاست؟» با کدام بیت متناسب نیست؟ تجربی 1385                             1

1) صبحدم چون کلّه بندد آه دودآسای من                   چون شفق در خون نشیند چشم خون پالای من

2) دلا تا کی در این زندان، فریب این و آن بینی           یکی زین چاه ظلمانی برون شو تا جهان بینی

3) بلبل گلشن قدسم شده از جور فلک                        بی گنه بسته ی زندان و گرفتار قفس

4) باز خواهم به سوی مسکن عقبی رفتن                    چه کنم گلخن دنیا پس از اینم بس و بس

 

9- مفهوم بیت «خلق چو مرغابیان زاده ز دریای جان / کی کند این جا مُقام مرغ کز آن بحر خاست؟» کدام است؟ انسانی 1383                     3

1) به صوت خوش چو حیوان است مایل                     ز حیوان کم نشاید بودن ای دل

2) تن ز جان و جان ز تن مستور نیست                        لیک کس را دید جان دستور نیست

3) هر کسی کاو دور ماند از اصل خویش                    باز جوید روزگار وصل خویش

4) کبوتری که دگر آشیان نخواهد دید                       قضا همی بردش تا به سوی دانه و دام

 

[ سه شنبه چهارم فروردین 1388 ] [ 6:6 بعد از ظهر ] [ ] [ ]
ادبیات اول

اوّل

1- قطعه شعری است که:             4

1) وزنش یکی است ولی هر بیتش قافیه ای جداگانه دارد.

2) دارای دو بیت که هم وزن هستند ولی هم قافیه نیستند

3) مصراع های اوّل و دوم و چهارم آن هم قافیه هستند

4) از چند بیت هم وزن و هم قافیه ساخته و قافیه در مصراع اوّل بیت اوّل رعایت نمی شود.

 

این تعریف مربوط به کدامیک از انواع شعر است؟ «شعری است که ابیات آن همه بر یک وزنند، امّا هر بیت قافیه ی جداگانه دارد.»                           1

1) مثنوی                        2) رباعی                         3) غزل                          4) قطعه

 

كدام گزينه براي سرودن داستان‌ها و مطالب طولاني مناسب است؟                       3

1) قطعه                          2) غزل                          3) مثنوي                        4) چهار پاره

 

- كدام گزينه سجع ندارد؟

1) سپاس و آفرين ايزد جهان آفرين راست.      

2) هست كننده از نيستي ، نيست كننده پس از هستي.

3) گره گشاي هر بندي ، آموزنده‌ي هر پندي.    

4) به همه زباني نام او ستوده و گوش پند نيوشان آواز او شنوده.

 

3- استعمال لفظ در غیر معنای حقیقی آن را چه می گویند؟                     4

1) ایهام                          2) تشبیه                         3) طباق                          4) مجاز

 

4-اصل داستان « خير و شر » از ………….است.

1) هفت پيكر نظامي                                  2) داستان‌هاي دل انگيز ادبيات فارسي                                                                  3) اسكندر نامه‌ي نظامي                                 4) داستان‌هاي دكتر زهرا كيا

 

5- کدام اثر مثنوی نیست؟              3

1) اسکندر نامه ی نظامی                2) بوستان سعدی              3) دیوان کبیر مولوی         4) شاهنامه ی فردوسی

 

6- كدام نوع انواع ادبي برحسب انديشه و محتوا نيست؟

1) حماسي                      2) تعليمي                       3) نمايشي                      4) مسجع و فنّي

 

7- معنی «دست یازیدن» چیست؟                4

1) دست به دست کردن     2) دست به کار شدن         3) دست دادن      4) دست دراز کردن

 

در بیت «چو شیران به کشتی درآویختند / ز تن خوی و خون ها همی ریختند» کدام رکن تشبیه محذوف است؟   3

1) ادات تشبیه                 2) مشبّهٌ به                      3) مشبّه             4) ادات تشبیه

 

در بیت «بدو گفت کاین بر من از من رسید / زمانه به دستِ تو دادم کلید» چند ضمیر وجود دارد؟          2

1) پنج                            2) شش                          3) هفت                          4) هشت

 

معنی «سرش خیره گشت» چیست؟              4

1) حیران شد.                                           2) مستأصل شد.

3) گستاخی کرد.                                       4) پریشان حال شد.

 

«چو سهراب شیر اوژن او را بدید / ز باد جوانی دلش بردمید» یعنی:                       4

1) آن پهلوان دلاور، دلش به حال سهراب سوخت.

2) پیری و ناتوانی حریف، سهراب شیرافکن را متأثر کرد.

3) سهراب از دیدن آن پهلوان نامدار بر خود لرزید.

4) سهراب دلاور به دیدن او از غرور جوانی به هیجان آمد.

 

«ز باد جوانی دلش بردمید» یعنی:                              1

1) از غرور جوانی به هیجان آمد.                               2) جوانی اش به یاد آمد.

3) از غرور جوانیش خشمگین شد.                             4) جوانی را به یاد او آورد.

 

مفهوم مصراع دوم بیت «خرامان بشد سوی آب روان / چنان چون شده باز جوید روان» چیست؟          3

1) گویا بعد از استراحت دوباره به راه افتاد.                   2) مثلِ بیماری که داروی شفا بخش یابد.

3) مانند مرده ای که زندگی را از سر گیرد.                   4) همچو تشنه ای که در جستجوی آب باشد.

 

معنا و مفهوم «همی خواست پیروزی و دستگاه / نبود آگه از بخشش هور و ماه» کدام است؟               4

1) آرزوی موفّقیّت و حشمت داشت امّا از تفرقه میان ماه و خورشید آگاه نبود.

2) همواره منتظر کامیابی و ثروتمندی بود امّا آگه نبود متعلّق به ماه و خورشید است.

3) دائماً ظفر و شوکت می خواست امّا از خورشید و ماه طلب می کرد.

4) آرزوی موفّقیّت و شکوه داشت امّا از قسمت و نصیب آسمانی بی خبر بود.

 

«قطران بر خود گرفت» يعني قطران :

1) به خودش آمد.              2) تعهّد كرد.                    3) براي خودش گرفت.                   4) بدقولي كرد.

 

8- درباره‌ي استعاره كدام گزينه نادرست است؟

1) استعاره همان تشبيه است.                                   2) در استعاره يك طرف تشبيه ذكر نمي‌شود.

3) استعاره نوعي تصويرسازي خيال انگيز است.             4) استعاره نوعي قالب شعر است.

 

9-با توجّه به بيت « در چراغ دو چشم او زد تيغ / نامدش كشتن چراغ دريغ » كدام گزينه واژه‌ي استعاره است؟

1) تيغ                            2) چشم                         3) چراغ                          4) دريغ

 

10-حكايت‌هايي كه نتيجه‌ي آن‌ها مي‌تواند سرمشقي براي موارد مشابه باشد ……………..گويند.

1) ضرب‌المثل                  2) قطعه‌ي ادبي                3) تمثيل                         4) داستان آموزنده

 

11-كدام گزينه اصلي‌ترين مسائل ادبيات پايداري نيست؟

1) ستايش آزادي و آزادگي                          2) تصوير افق يأس و تري از شكست                                             3) بيان بيدادگري‌ها                           4) دعوت به مبارزه و تحمّل سختي‌ها

 

12-كدام گزينه بهترين نمونه‌ي ادبيّات پايداري نيست؟

1) ادبيّات هشت سال دفاع مقدّس                 2) ادبيّات فلسطين       

3) ادبيّات آمريكاي لاتين                            4) ادبيّات نمايشي غرب

 

13- شاعر در شعر خط خورشيد با تعبير تابش نور از شرق چه چيزي را به تصوير مي‌كشد؟

1) بازگشت امام(ره) به وطن                                    2) رزمندگان

3) حمله‌مغولان                                        4) پايداري سلطان جلال‌الدين

 

14- مفهوم كنايي «سر مهتري زير گرد آورد» چيست؟               4

1) بزرگان را سر به زير آورد.                         2)مهتران فروتني كنند.

3)بزرگي را شرمنده كند.                              4)بزرگي را شكست دهد.

 

در مصراع «سر مهتري زير گرد آورد» کدام مفهوم مورد نظر است؟                        1

1) غلبه بر مسن تر از خود.                          2) شاهد مرگ پیری بودن.

3) گرد پیری بر سر و روی نشستن                4) اطاعت از پیران و بزرگان

 

15- در شعرزير كدام آرايه‌ي ادبي به كار نرفته است؟

«گرچه گاهي شهابي / مشق‌هاي شب آسمان را / زود خط مي‌زد و محو مي‌شد/ باز در آن هواي مه آلود / پاك كن‌هايي از ابر تيره / خط خورشيد را پاك مي‌كرد»

1) تشبيه                         2) مراعات نظير                            3) نماد                           4) سجع

 

16- كدام گزينه از آثار شهيد مرتضي آويني نيست؟

1) خان گزيده‌ها                2) ريشه در ابر                              3) روايت فتح                               4) سراب

17-شعر زير در چه قالبي سروده شده است؟

«گفته بودي كه چرا محو تماشاي مني؟ / و آن چنان مات كه يك دم مژه بر هم نزني! / مژه بر هم نزنم تا كه از دستم نرود / ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدني!»

1) شعر نو                        2) دو بيتي                       3) رباعی                         4) مثنوي

 

18-با توجّه به بيت «شبي را تا شبي با اشكري خرد / ز تن‌ها سر ز سرها خود افكند»

1) از سر شب تا آخر شب                2) شب تا صبح                3) يك‌ شبانه روز              4) هر شب

 

19-منظور از «باد پا» در بيت «چو لشكر گرد بر گردش گرفتند / چو كشتي بادپا در رود افكند» چيست؟

1) تيز رو                         2) پيك سريع                              3) اسب                          4) كشتي

 

20- مصرع «ز تن‌ها خون و خوي را فرو ريختند» يعني:             1

1) غرق خون و عرق بودند.                                      2) خون ريزي به پا كردند.

3) عرق از بدنشان به زمين مي‌ريخت.                                    4) غرق در اشك و خون بودند.

 

- مصرع «ز تن‌ها خون و خوي را فرو ريختند» يعني:                 1

1) غرق خون و عرق بودند.                                      2) غرق آب و عرق بودند.

3) عرق از سر و روی آنان می ریخت.                                    4) عادت به خون ریزی داشتند.

 

بیت «از این خویشتن کشتن اکنون چه سود؟ / چنین رفت و این بودنی کار بود» یعنی، اکنون:                         1

1) خودکشی سودی ندارد آن چه سرنوشت بود به وقوع پیوست.

2) خودکشی فایده ای نداشت تا دنیا بود چنین بود.

3) این خویشتن کشی چه سودی دارد باید دنبال کار خود رفت.

4) چرا باید خودکشی کرد چنین گفته اند هر چه باداباد.

 

«کنون گر تو در آب ماهی شوی / و یا چون شب اندر سیاهی شوی» یعنی هرگاه:                 1

1) بروی و پنهان شوی.                                          2) تو از این جا بروی و شبانه حرکت کنی.

3) چون ماهی به شنا و عیش بپردازی.                       4) مثل ماهی در آب روی و در آرامش شب به سر بری.

 

«سهراب» در بیت «چو خندان شد و چهره شاداب کرد / و را نام تهمینه، سهراب کرد» چه نقشی دارد؟              1

1) مسند                         2) بدل                           3) نهاد                           4) مفعول

«آب» و «م» در مصراع «همی آب شرمم به چهر آورد» چه نقشی دارند؟               4

1) مفعول – مضافٌ الیه آب                                     2) فاعل – مضافٌ الیه چهره

3) فاعل – مضافٌ الیه شرم                                     4) مفعول – مضافٌ الیه چهره

 

در مصراع «زدش بر زمین بر به کردار شیر»، «بر» پس از کلمه ی «زمین» بیان کننده ی کدام نشانه ی دستوری است؟                1

1) حرف اضافه: نشانه متمم فعل                               2) کسره ی اضافه برای اضافه کردن «زمین » به زدش

3) نشانه ی مفعول به جای «را»                               4)بیان کننده ی تأکید

 

کدام گزینه از دوره های شاهنامه ی فردوسی نیست؟                 1

1) قهرمانی                      2) اساطیری                     3) پهلوانی                       4) تاریخی

 

نام صنعت ادبی که در مصراع «سر مهتری زیر گرد آورد» آمده است، چیست؟                      1

1) کنایه                          2) استعاره                       3) ایهام                          4) مجاز

 

«بدو گفت کاین بر من از من رسید / زمانه به دستِ تو دادم کلید» یعنی:                2                     

1) تقدیر این بود که باعث مرگ تو بشوم.                    2) تقدیر چنین بود که به دست تو بمیرم.

3) دست روزگار راهگشای من است.                          4) گذشت زمان هر مشکلی را حل می کند.

 

در بيت «تو پور گو پيلتن رستمي / ز دستان سامي و از نيرمي» كدام گزينه به ترتيب نياكان سهراب را درست نشان مي‌دهد؟                                   4

1) رستم – زال – سهراب – سام                            2) زال – سهراب – سام – رستم

3) سام – سهراب – رستم – زال                            4) سهراب – رستم – زال – سام   

 

در بیت «بدو گفت سهراب کاین بدتری است / به آب دو دیده نباید گریست» موجب «بدتری» چیست؟             2

1) گفتن                          2) گریستن                      3) دیدن                         4) دوری جستن

 

کدام گزینه به معنی «توانگری» است؟                       2

1) غِنا                            2) غَنا                            3) غُنا                            4) قَفا

 

در بیت «چنین است رسم سرای درشت / گهی پشت بر زین، گهی زین به پشت» کدام آرایه ی لفظی دیده می شود؟

1) سجع                         2) قلب                           3) تکرار                          4) واج آرایی        3مشکوک

 

کدام گزینه «درام» را تعریف می کند؟                        3

1) تقلیدی از زندگی افراد پست اجتماع                       2) حداکثر دارای 4000 کلمه

3) نمایش آمیخته از کمدی و تراژدی                         4) نمایش یک ماجرای غم انگیز

 

بیت «کار پاکان را قیاس از خود مگیر / گر چه ماند در نبشتن شیر و شیر» کدام گزینه را نفی نمی کند؟              2

1) پاکی                          2) مقایسه                       3) نبشتن                                    4) همانندی

 

کتابی از قرن پنجم در 44 باب و شامل مسائل تربیتی است.                    4

1) پند نامه                      2) سیاست نامه                3) اخلاق ناصری              4) قابوسنامه

 

21- كتاب «مثل چشمه مثل رود» اثر كيست؟

1) قيصر امين پور              2) سهراب سپهري                        3) دكتر مهدي حميدي       4) محمّد رضا عبدالملكيان

 

22- كدام گزينه بر پايه‌ي محتوي و درون مايه نام گذاري شده است؟

1) مثنوي                        2) قطعه                          3) رباعي                         4) غزل

 

23- در كدام گزينه مفهوم كنايي به كار نرفته است؟

1) پر انديشه بودش دل و روي زرد                            2) بزن جنگ و بيداد را بر زمين

3) ز باد جواني دلش بردميد                                     4) زدش بر زمين بر به كردار شير

 

24- «ياد گرفتن» در عبارت زير با كدام گزينه مترادف است؟

«امّا پنج نهاني چون انديشه و يادگرفتن و نگاه داشتنو تخيّل و تميز و گفتار»

1) انديشه                        2) نگاه داشتن                  3) تميز                           4) تخيّل

25- با توجّه به مفهوم شعر كدام گزينه نامناسب است؟

«باز در آن هواي مه آلود / پاك كن‌هايي از ابر تيره / خط خورشيد را پاك مي‌كرد »زهره

1) مه آلود بودن به جو اختناق و فضاي ابهام آلود اشاره دارد.

2) منظور غلبه خون و شهادت بر ظلم و اختناق است.

3) پاك كن‌هايي از ابر تيره همان ايادي شاه ستمگر است.

4) شعر نااميدي از مبارزات را تداعي مي‌كند.

 

26- «رباعيّات خيام، منظومه‌ها نظامي و غزليّات سعدي» از كدام نوع ادبياتند؟

1) تعليمي                       2) حماسي                      3) نمايشي                      4) غنايي

 

27- شاعر در بيت «در آن تاريك شب مي‌گشت پنهان/ فروغ خرگه خوارزمشاهي»چه امري را ترسيم وتصوير مي‌كند؟

1) سقوط سلسله‌ي خوارزمشاهيان                             2) اقتدار سلطان جلال‌الدّين

3) پيروزي سپاهيان ايران                                        4) شكست ترك و تازيك

 

28- مفهوم بيت «ولي چندان كه برگ از شاخه مي‌ريخت / دو چندان مي‌شكفت و برگ مي‌كرد» در كدام گزينه آمده است؟

1) هر چه شاخه‌هاي درخت را مي‌شكست و بر زمين مي‌ريخت، باز درختان زيادي وجود داشت.

2) شاخه و برگ درختان را نبايد شكست ، چون دو برابر آن سبز خواهد شد.

3) ستم و ظلم نبايد كرد چون روز قيامت دو چندان بايد پاسخ گو بود.

4) هر سرباز مغولي كه بر خاك مي‌افتاد و كشته مي‌شد ، چندين نفر جاي او را مي‌گرفتند.

 

29- كتاب «نصاب الصبيان» اثر كيست و در چه موضوعي است؟

1)شيخ محمود شبستري –صرف و نحو                      2) شيخ محمود شبستري-آموزش اصطلاحات عرفاني

3)ابونصر فراهي- آموزش اصطلاحات عرفاني              4) ابونصر فراهي-صرف و نحو

 

30- عبارت «از سخن بي فايده دوري گزين كه سخن بي‌سود، همه زيان باشد.» كدام آرايه‌ي ادبي را دارد؟

1) تضاد                          2) تشبيه                         3) تشخيص                     4) استعاره

 

31- تمام گزينه‌ها به جز گزينه‌ي………درباره‌ي مطالعه‌ي آثار ادبي جهان درست است.

1) ما را با انديشه و احساس ديگر ملّت‌ها آشنا مي‌سازد.

2)تفاوت‌ها ، وجوه مشترك ، تأثيرگذاري‌ها را برما آشكار مي‌كند.

3) دايره‌ي واژگان را تنزّل مي‌دهد و توانايي نوشتن را شكوفا نمي‌كند.

4) چهره‌ها و آثار نويسندگان و شعراي بزرگ جهان را به ما مي‌شناساند.

 

32- اصطلاح «چارچار» در عبارت «خانمي مي‌گويد: چارچار است.» به كدام روزها گفته مي‌شود؟

1) نوزدهم تا بيست و دوم بهمن ماه                          2) اوّل تا هشتم بهمن ماه

3) هفتم تا چهاردهم بهمن ماه                                 4) دهم تا سيزدهم آبان ماه

 

33- بيت «نه كرسي فلك نهد انديشه زير پاي /  تا بوسه بر ركاب قزل ارسلان دهد» از كدام شاعر است؟

1) سعدي شيرازي             2) ظهير فاريابي                3) نظامي گنجه‌اي                        4) مولوي

 

34- داستان تمثيلي چگونه داستاني است؟

1) داستاني كه در آن ضرب‌المثل به كار رود.                           2) داستاني كه به شعر سروده شده است.

3) داستاني كه در قهوه‌‌خانه‌ها بازگو كنند.                                4) داستاني كه از زبان وحوش و پرندگان است.

 

35- معني مصراع «مقبل آن كز خداي گيرد پشت»كدام گزينه است؟

1) بدبخت كسي است كه به خداوند پشت كند.                                    2) بدبخت كسي است كه پشت به قبله بايستد.

3) خوشبخت كسي است كه خدا را فراموش نكند.                     4) خوشبخت آن كسي است كه از خداوند مدد جويد.

 

36- كدام لغت نادرست معني شده است؟

1) نهيب= آواز مهيب         2)ستيزه= دشمنی              3) اعزاز= گرامي داشتن                  4) اكرام= كريم‌تر

 

37- موضوع اصلي كدام ادبيّات «پيوند انسان با زندگي و طبيعت» است؟

1) تعليمي                       2) نمايشي                      3) غنايي                         4) حماسي

 

39- كدام لغت با بقيّه هم معني نيست؟

1) پور                            2) گو                             3) پهلوان                        4) گرد

 

40-كدام دو قالب شعر فارسي بر اساس شكل نام گذاري نشده‌اند؟

1) دوبيتي – رباعي           2) قصيده – رباعي            3) غزل – دوبيتي             4) غزل – قصيده

 

روزنامه ی «صور اسرافیل» به کدام دوره مربوط می شود؟                      2

1) پیش از مشروطیّت         2) دوره ی مشروطیّت        3) پس از دوره ی مشروطیّت           4) دوره ی اخیر

 

کدام گزینه درباره ی «علی اکبر دهخدا» صحیح است؟              1

1) «لغت فرس اسدی» را تصحیح کرد .                     2) «روح القوانین» را تصحیح و چاپ کرد .

3) فرهنگ فارسی به فرانسه را تألیف کرد .                  4) مدیر مسئول روزنامه ی صور اسرافیل در ایران بود .

 

کدام گزینه درباره ی «علی اکبر دهخدا» غلط است؟                 4

1) از نویسندگان روزنامه ی صور اسرافیل بود .             2) «امثال و حکم» و «چرند و پرند» از اوست .

3) «روح القوانین» را به فارسی درآورد .                      4) در قزوین به دنیا آمد و کودکی را در آن جا گذراند .

 

- با توجّه به بیت« بلندی از آن یافت کو پست شد/ در نیستی کوفت تا هست شد» ، «در نیستی کوبیدن» کنایه از

1) بی پول بودن               2) ترک هواهای نفسانی                 3) کسی در خانه نبودن                   4) درِ خانه را زدن              2

- « ز تن ها خوی و خون همی ریختند» یعنی:                         1

1)غرق خون و عرق بودند                                        2)غرق آب وعرق بودند

3)عرق از سر و روی آن می ریخت                            4)عادت به خونریزی داشتند            

 

......... شاعر و طنزنویس ، دارایی کتابی است مشتمل بر نوادر حکایات و لطایف به نام رساله دلگشا ، دیگر کتاب او مو.ش و گربه است ؟                    3

1) قائم مقام                    2) جلال آل احمد                         3) عبید زاکانی                 4) بهار

 

اوّلین شاعر طنزپرداز دوران معاصر است .                    1

1) نسیم شمال                 2) دهخدا                        3) پروین اعتصامی                        4) عبید زاکانی

 

- بیت: « از این خویشتن کشتن اکنون چه سود/ چنین رفت و این بودنی کار بود»یعنی:                     1

1) خودکشی سودی ندارد، آن چه سرنوشت است ، بودنی است .

2) خودکشی فایده ندارد، تا دنیا بود چنین بود .

3) این خویشتن کشتن چه سودی دارد باید دنبال کار خود رفت .

4) چرا باید خودکشی کرد، چنین گفته اند، هر چه بادا باد .

 

- « کنون گر تو در آب ماهی شود/ و یا چون شب اندر سیاهی شود» یعنی هر گاه:                            4

1) از پیش من بروی و دور شوی .                             2) تو از این جا بروی و شبانه حرکت کنی .

3) چون ماهی به شنا و عیش بپردازی .                      4) مثل ماهی در آب روی و در تاریکی محو شوی .

 

- گزینه نادرست با توجّه به بیت زیرکدام است؟                        3

«خرامان بشد سوی آب روان                                   چو جان رفته گویا بیابد روان»

1) خرامان : قید                2) روان اوّل : صفت                      3) روان دوم : قید              4) گویا : قید

 

- بیت: « خرامان بشد سوی آب روان / چنان چون شده باز جوید روان» چند قید دارد؟                       2

1) یک                           2) دو                             3) سه                            4) چهار

 

پروین اعتصامی از معروفترین شاعران معاصر کدام یک از گزینه های زیر در مورد او صادق نیست ؟

1) اندرزهای حکیمانه و تفکّرات وی مایه شگفتی است .

2) در سودن قصاید پیرو ناصر خسرو بوده است .

3) در مثنوی های پر ارزش و غزل ها پیرو سبک عراقی بوده است .

4) رباعی های او بسیار معروف است .                                    4

 

قابوس نامه را در سال 475 هـ . ق در 44 باب با نثری ساده و روشن برای فرزند برای فرزند خود نوشت تا او را با مسائل مختلف زندگی در آن دوره آشنا کند . نام نویسنده چیست ؟                                3

1) قابوس                        2) گیلانشاه                     3) عنصرالمعالی                4) اسکندر بن قابوس

 

از کارهای علمی ملک الشعرای بهار تصنیف کتاب .................... را می توان نام برد .               2

1) تاریخ سیستان              2) سبک شناسی               3) تاریخ بلعمی                 4) مجمل التواریخ و قصص

 

کدام تعریف در مورد شعر تعلیمی درست نیست ؟                       4

1) شعری است که قصد گوینده و سراینده آن تعلیم و آموزش است .

2) شعری است که مادّه ی اصلی آن علم و اخلاق و هنر است .

3) شعری است که حقیقت نیکی و زیبایی را بیان می کند .

4) شعری است که فقط از ادب و ادبیّات گفتگو به میان می آورد .

پيوسته سرافراز و شادكام باشيد

کیانیان

 

 

[ سه شنبه چهارم فروردین 1388 ] [ 5:58 بعد از ظهر ] [ ] [ ]
ادبیات فارسی2

نام:                                                                 به نام خدا                                  دبیرستان

 

نام خانوادگی :                                                                                                 پایه ورشته : دوم تجربی و ریاضی

 

تاریخ :   9/3/85                درس: ادبیات  فارسی2           مدت :  70 دقیقه                  دبیرمربوطه:

 

 

 

 

 


                                                                   

 

 

 

الف) معنی شعر ونثر ( 6نمره)

 ابیات و عبارات زیر را به نثر ساده ی امروزی  برگردانید.

 

1- آثار شادی در وجناتش نمودار گردید.

2- بربساطی که بساطی نیست.

3- الهی ، عبدالله عمر بکاست.

4- آخر عاقبت ، اسبش را پی می کنند.

5- هماوردت آمد ، مشو باز جای

6- این تاس را لحظه ای بگیر تا دوگانه بگزارم.

7- از جام عافیت می نابی نخورده ام / وز شاخ آرزو گل عیشی نچیده ام .

8- فی الجمله نماند از معاصی منکری که نکرد ومسکری که نخورد

9- هزار بادیه سهل است با وجود تو رفتن/ اگر خلاف کنم سعدیا به سوی توباشم

10- برو طواف دلی کن که کعبه مخفی است/ که آن خلیل بنا کرد و این خدا خود ساخت

11- زیزدان دان نه از ارکان که کوته دیدگی باشد/ که خطی کز خرد خیزد توآن را از بنان بینی

 


ب) لغت (2نمره)

  معنی لغات و عباراتی را که زیر آن ها خط کشیده شده بنویسید.

   

1- ماه ایارش آواز ماست.                                                          2- پلنگ را بالای نطعی  انداخته بودند.

3- نه جان دلم با مال می رویم                                                     4- عجب نبود که با ابدال خود را هم عنان بینی.

5- صو لت حیدری را دست مایه شادی کودکانه شان کردی .              6- با اونشاید پنجه دریقه افکندن

7- پس از پایان موعظه از هرسو رقعه ها به اوفرستادند.                   8- غرفه ها و گوشواره ها یاد آور تصویری هستند که از

                                                                                                    بهشت در ذهن ها بوده است.

 


ج) دانشهای ادبی (3نمره )

1- شهرت مسعود سعد سلمان در چیست؟

2- حمله حیدری چه نوع حماسه ای است؟

3- رابط میان تغزل و تنه اصلی قصیده چه نام دارد؟

4- اولین داستان کوتاه  درایران چه نام دارد؟ اثر چه کسی است؟

5- شعری که آهنگ دارد امّا وزن عروضی ندارد وجای قافیه ها درآن مشخص نیست چه نامیده می شود؟

6- مؤلّف آثار زیر را بنویسید.

       الاّیام :                                                       از زبان برگ :                                           کارنامه بلخ :

7- درابیات وعبارات زیر چه آرایه هایی وجود دارد؟

 الف) دولت فقر خدایا  به من ارزانی دار/ کاین کرامت سبب حشمت و تمکین من است

   ب) سعدی ا زسرزنش غیر نترسد هیهات/ غرقه درنیل چه اندیشه کند باران را .

   ج) نه خدا توانمش خواند ، نه بشر توانمش گفت/ متحّیرم چه نامم شه ملک لافتی را.

    

 د) خودآزمایی (4نمره)

1- «توقلب سپه را به  آیین بدار» یعنی چه ؟

2- درجمله ی «تپانچه را درکروج لای دسته های برنج پیدا کرد» مقصود از «کروج» چیست؟

3- درعبارت « برکشته های ما جز باران رحمت خود مبار» مقصوداز « کشته ها » چیست؟

4- « با چشمانی یتیم ندیدنت » یعنی چه ؟

5- درجمله « مردم این جزیره از اشراف فارس هستند» واژه « فارس» به چه معناست؟

6- چرا نویسنده  نقش کاشی ها را بهار منجمد نامیده است؟

7- مقصود از « باب دندان »  و « کمیتش لنگ بود» چیست؟

8- درعبارت « مبحث حروف اضافه» چه ایهامی وجود دارد؟

 9- « درانتظار غبار بی سوار نشستن » کنایه از چیست؟

10- منظور شاعر از « درسینه ام هزار خراسان نهفته است» چیست؟

11- مقصود از « کیمیای هستی » در مصراع « کاین کیمیای هستی قارون کند گدارا» چیست؟

 

 


ﻫ ) درک مطلب( 4نمره)

با توجه به ابیات وعبارات داده شده به سؤالات زیر پاسخ دهید.

                             شخص به هزار غم گرفتارم /  درهر نفسی به جان رسد کارم

                            خورده قسم اختران به پاداشم  /  بسته کمر آسمان به پیکارم

                            امروز به غم فزون ترم ازدی /   وامسال به نقد کمتر از پارم

                            بندی است گران به دست و پایم در /  شاید که بس ابله وسبک بارم

                            ترسیدم وپشت بر وطن کردم /  گفتم من  و طالع نگو نسارم

 

1- « کاربه جان رسیدن » درمصراع دوم بیت اول کنایه از چیست؟

2- درمصراع « گفتم من وطالع نگو نسارم » نوع  « واو»  را مشخص کنید؟

3- مقصود از بیت « خورده قسم اختران به پاداشم » چیست؟

4- مصراع « امسال به نقد کمتر از پارم » به چه معناست؟

5- شاعر علت گرفتاری خود را چه می داند؟

6- لغت « سبکبار» به چه معناست؟ دربیت چهارم چه معنایی دارد؟

 

    « از سایه های آبی ، خارهای سرخ براجساد به جا مانده  و طعمه ی عقاب و زاغ شده فرو ریخت

       آیا از سرزمین تو بود که فرشتگان سرودهای صلح وشادی انسان را برای چوپانان خواندند؟ »

 

7- منظور از « سایه های آبی»  و « خارهای سرخ» چیست؟

8- منظور از « سرودهای صلح وشادی » « چوپانان » چیست؟

 

    « به کجا چنین شتابان / گون از نسیم پرسید؟ »

 

9- « گون » و « نسیم » نماد چه کسانی هستند.                                                                                                 

 

 


 و)  شعر حفظی (1نمره)

 

        جاهای خالی را پرکنید.

1- از خمستان جرعه ای برخاک ریخت                   ................................................

 

2- خا ک موسیقی ......................می شنود  /  و صدای ...............................می آید در باد

 

 

 

 

 

 

                                                                                                                                                     

 

 

 

 

 

 

                                                                                                                                      موفّق باشید.

 

 

 

 

[ سه شنبه چهارم فروردین 1388 ] [ 5:57 بعد از ظهر ] [ ] [ ]
زبان فارسی1

نام:                                                                 به نام خدا                                  دبیرستان

 

نام خانوادگی :                                                                                                 پایه ورشته :

 

تاریخ :  22/3/85                درس: زبان فارسی1            مدت :  70 دقیقه                  دبیرمربوطه:                                                  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


     الف : زبان شناسی ( 4 نمره )

      

1-     زبان را  تعریف کنید وشکل های مختلف یک زبان را نام ببرید؟                                                                                 1

 

2- واج شناسی را تعریف کنید.                                                                                                                            75/0

 

3- رابطه میان کلمات را مشخص کنید.

 

        نیک وشر..............                       جاندار و حشره ..................                         کتف  وشانه ....................             75/0

 

       4- زبان شناسی جدید را به نام زبان شناسی...................نیز می شناسند.

                                                                                                                                                                           25/0

       الف) سنتی                                  ب) همگانی یا ساخت گرا                                    ج) زبان شناسی علمی

 

 

      5- معنا شناسی چه کاربردی درزبان شناسی دارد؟                                                                                                       5/0

 

      6- یکی از مشکلات مطالعه ی زبان را بنویسید وراه حلّ آن را ذکر نمایید.                                                                        75/0

 

       ب: املا و بیاموزیم (3نمره)

                                                                                                                                                                           25/1

1-     املای کدام واژه نادرست است. صحیح آنرا بنویسید.

 

 تملغ وچرب زبانی –  اریض وطویل –  لطافط وظرافت –  نقایث اخلاقی –  قیافه ی معیوس

 

2-     جملات زیر را ویرایش کنید.

 

الف) درکتابخانه هم دانش آموزان سال اول مطالعه می کردند هم دانش آموزان سال دوم مطالعه می کردند.                               75/0

        ب) من تلفناً با دوستم تماس گرفتم .

        ج) ملّت ایران برعلیه رژیم سلطنتی قیام کرد.

 

3-     مفرد کلمات زیر را بنویسید.                                                                                                                             1

       

     اجانب(                )                  اعمال (                  )              مساجد (                  )              ادعّیه (                 )  

 

      ج : نگارش ( 5 نمره )

 

       1- تفاوت زبان علمی با ادبی چیست ؟                                                                                                                     75/0

 

       2- خط تحریری برای    نوشته های ما ......................... به شمار می رود.                                                                   25/0

 

       3- پیام های تبریک وتسلیت جزء کدام دسته از نامه ها است.                                                                                        25/0

    

       دوستانه                                                رسمی                                         خصوصی

 

 

4-     جمله های زیر را به زبان امروزی بازنویسی کنید.

 

چون به بصره رسیدیم ، از برهنگی وعاجزی به دیوار نگان ماننده بودیم وسه ماه بود که موی  سرباز نکرده بودیم .                     5/1

 

      از جای بشد                                                      مستعمل

 

      5- ................ عام ترین وصمیمانه ترین نوع  نوشتن است.                                                                                         5/0

 

      6- برای « معلّم خود »  یک نامه ی دوستانه بنویسید.                                                                                                  25/1

 

      7- جمله ی زیر را کوتاه کنید به طوری که مفهوم اصلی آن حفظ شود.                                                                              5/0

     (( درکارهای بزرگ ومهّمات باید با خردمندان وعقلا ، مشورت وهم اندیشی کرد.))

 

        د: دستور زبان ( 8 نمره )

                                                                                                                                     

1-     کدام یک از اسمهای زیر ساده ، مرکب یا مشتق اند؟                                                                                              75/0

         الف) سیما                                     ب) خنده                                ج) کاروانسرا                                                      

 

      2- هسته ی گروه ، اسمی زیر را مشخص کنید.                                                                                                          25/0

         ((همان دو دوست مهربان من ))

 

       3- واژه ی (( مولوی )) را با نقش نماهای ( کسره وحرف ندا ) درجمله های جداگانه به کارببرید.                                             1

 

       4- جمله ای بنویسید که درآن  واژه ی (( کتاب )) اسم جنس باشد.                                                                                  75/0

 

       5- جدول  زیر را کامل کنید .                                                                                                                               25/1

 

 

فعل

 

 

بن مضارع

 

ماضی نقلی

 

مضارع اخباری

 

صفت فاعلی

 

صفت لیاقت

 

 

خورد

 

 

 

 

 

 

 

 

       6- در نوشته ی زیر قید وانواع  آن را  تعیین کنید                                                                                                         1

       حرف های  آن روز معلّم ، واقعاً به علی نیرو داده بود.     

    

       7- واژه ی (( دلاورانه )) را به عنوان قید دریک جمله به کاربرید؟                                                                                 5/0

 

      8- درجمله های زیر به جای ضمیرهای شخصی جدا ، ضمیر پیوسته بیاورید  وبه جای ضمیرهای پیوسته ، ضمیرهای شخصی

       جدا به کار ببرید .                                                                                                                                               5/0

          کتابهای شما را به کتابخانه بردم .

          مادر هنوز لباسش را حاضر نکرده است .

                  

      9- نمودار گروه اسمی زیر را رسم کنید .                                                                                                                   1

                                                                همین دو خانه ی زیبا

                                                                                                                                                     

    10- خاص وعام بودن اسمهای زیر را ثابت کنید.                                                                                                           1

              افتخار=                                                  سوسن =                                 

 

 

[ سه شنبه چهارم فروردین 1388 ] [ 5:56 بعد از ظهر ] [ ] [ ]
زبان فارسی 2

نام:                                                                 به نام خدا                                  دبیرستان

 

نام خانوادگی :                                                                                               پایه ورشته : دوم -  ریاضی و تجربی

 

تاریخ : 22/3/85                درس: زبان فارسی2           مدت : 75 دقیقه                  دبیرمربوطه:

 

 

 

 

 

 

 

 

 


الف : زبان شناسی ( 4نمره )

 

1- چرا گوناگونی ها ی سبکی ، لهجه ای  و حتی گویشی به یگانگی زبان آسیب نمی رسانند؟                                               5/0

2- بین گفتار ونوشتار از نظر سابقه ی زمانی چه تفاوتی وجود دارد؟                                                                             5/0

3- هجای تکیه دار را در واژگان زیر مشخص کنید . ( جدای از کلمه بنویسید .)                                                               5/0

   الف -  دانش آموز    /      /                                                    ب -  بینا      /       /  

4- تولید کدام الگوی هجایی زیر غیر ممکن است؟ چرا ؟                                                                                            5/0

   الف - مصّوت + صامت                                                        ب -  صامت + مصّوت

5- درعبارت « علم ومعرفت عالی ترین کمال انسانی است» یک تکواژ صرفی ویک تکواژ اشتقاقی مشخص کنید.                   5/0

  الف – تکواژصرفی                                                               ب -  تکواژ اشتقاقی

6- نقش اصلی ساخت واژه ی اشتقاقی چیست؟ بنویسید .                                                                                             5/0

7- واژه ی « آدم » را واج نویسی کنید .                                                                                                                  5/0

8- خط  نوشتار به صورت .................. با زبان پیوند می خورند.                                                                             25/0

9- واژه ی « مدرسه » ازچند هجا تشکیل شده است؟ به تفکیک نشان دهید.                                                                    25/0

 


ب - املا وبیاموزیم ( 3نمره )

 

1- درعبارت زیر از واژه  های داخل پرانتز ، واژه ی مناسب را انتخاب کنید.                                                                 5/0

 « ( بنیان گذار  -  بنیان گزار ) مؤسسه ی خیریه ، اعضای ( سیاست گذاری  -  سیاست گزاری ) رامعرفی کرد.   

2- کدام گروه  واژگان زیر نادرست است؟ شکل درست آن ها را بنویسید.                                                                       5/0

  الف - قضا وپیکار              ب -  ازل وابد               پ- خواستگاه اجتماعی                  ت -  غالب وچیره 

3- کدام  واژه  در عبارت زیر ، کاربردش مناسب نیست ؟ چرا ؟                                                                                 5/0

      « مریم شاگرد ممتاز کلاس است . آن را از کودکی می شناسم .»

4- عبارت « بعید است که مسلمان کنیه توز باشد .» را کوتاه وبی فعل بنویسید                                                                 5/0

5- جمله ی « ابوعلی سینا دانشمند نامی ای در علوم عصر خود بوده است .» را به دوصورت ویرایش کنید.                          

    الف- ویرایش اوّل                                                               ب – ویرایش دوّم                                                    5/0

6- نوشتن « ه » پایانی به شکل «    » مربوط به خطّ تحریری است یا نسخ ؟                                                                  25/0

7- با توجه به درست بودن شکل املایی ( ارّابه -  عرّابه ) کدام رواج بیشتری دارد؟                                                        25/0

 


پ – نگارش ( 5 نمره )

 

1- قالب  و زبان نوشته ی  زیر را بنویسید.                                                                                                            5/0

 « مشدی حسن شروع کرد به دویدن . درحالی که آب از لبه ی سطل سرزیرمی کرد و می پاشید به لباسش یک ریز فریاد

   می کشید: دروغه ؛ گاو من در نمی ره ؛ دروغ می گی .»

2- شاعران ونویسندگان به چه منظوری از عنصر فضا سازی استفاده می کنند؟                                                               5/0

3- درعلوم پزشکی و فیزیک از کدام روش های تحیقیق بهره می گیرند .                                                                         5/0

4- انواع فهرست را نام ببرید و بنویسید کدام یک در آغاز تحقیق و کدام یک درپایان تحقیق می آید.                                        1

5- ازمیان شیوه های نقل مطالب از کتاب های مرجع ، دوشیوه را بنویسید.                                                                     5/0

6- درمقاله نویسی پس از پاک نویس وبازبینی نهایی ، چه چیزهایی را به آن ضمیه می کنیم .                                              5/0

7- مقاله ها از نظر هدف ومحتوا به چند دسته تقسیم می شوند ؟ نام ببرید .                                                                       5/0

8- برای آغا سخن یا هر نوشته ای چه مطالبی می تواند مؤثر ومناسب باشد ؟ ( دومورد کافی است )                                      5/0

9- گزارش یک مأمور از بازرسی بخش های یک کارخانه ، چه نوع گزارشی است ؟                                                      25/0

10-  گزارش  مأمور نیروی  انتظامی درباره ی یک پرونده ، ازنظر حجم چگونه است؟                                                   25/0

 

 

 

ت – دستور زبان فارسی ( 8 نمره )

 

الف – با توجه به عبارت زیر به پرسش ها پاسخ دهید :

  «  گاه باد سردی از جلگه می وزید . چند آهو ، می گذشتند زمان آن رسیده بود که به خانه بر گردیم .»

 

1- زمان وکاربرد فعل« می وزید » را بنویسید .                                                                                                       5/0

2- ساختمان فعل جمله ی آخر را بنویسید .                                                                                                             25/0

3- درعبارت یک قید مشخص کرده و نوع آن را بنویسید.                                                                                           5/0

4- یک فعل کمکی درعبارت مشخص کنید.                                                                                                           25/0

5- از فعل جمله ی اوّل یک اسم مشتق ...................... ویک صفت فاعلی ...................... بسازید .                                  5/0

6- در عبارت یک جمله ی هسته ...................... ویک جمله ی وابسته ......................مشخص کنید .                               5/0

7- نقش دستوری  واژگان « باد» ............. و « خانه » .............. را بنویسید.                                                               5/0

    ب -  درگروه اسمی زیر هسته ونوع وابسته ها را به تفکیک بنویسید. ( هرمورد 25/0)                                                   1                    

             « این دو دانش آموز ایرانی

 

   پ -  ساختمان واژگان زیر را بنویسید.                                                                                                                1

      1- ریشه (        )              2- گوشه گیر (         )             3- قدردان (          )            4- بزرگتر(          )

 

  ت -  ازمیان ترکیب ها ی زیر، ترکیب های اضافی را مشخص کرده ، نوع اضافات را بنویسید.                                         1

     1- منظره ی دیدنی              2- راننده ی اتوبوس              3- سخن سنجیده                  4- گل نسترن

 

  ث -  درعبارت « مردم ایران ، حافظ را لسان الغیب می خوانند .» به پرسش های زیر پاسخ دهید.                                       1

    1- عبارت چند جزئی است ؟  با ذکر اجزا                        2- فعل جمله را با توجه جمله مجهول کنید.

 

  ح -  با توجه به عبارت « توپکاپی ا زداشتن این آثار برخود می بالد.» به پرسش پاسخ دهید.

 

   1- نوع ضمیر « خود » را بنویسید....................... و مرجع آن را مشخص کنید ..............................                          5/0

   2- زمان و وجه فعل جمله را بنویسید.                                                                                                                 5/0

  

 

 

                                                                                                                    

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                                                       پیروز و سربلند باشید

[ سه شنبه چهارم فروردین 1388 ] [ 5:56 بعد از ظهر ] [ ] [ ]
ادبیات فارسی3

1)کدام یک از آثار حمید سبزواری است؟

1)سرود سپید                         2)برزیگران دشت خون     

3)ازادی مجسمه                     4)شاه لیر

2)با نگ جرس را کدام شا عر سروده است ؟

1)پرویز خرسند        2)علیر ضا قزوه         3)حمید سبزواری             4)علی مؤذّنی

3)در سروده ها ی حمید سبزواری:

1)می توان پیوند میان انقلاب اسلامی و مبا رزات و پایداری مردم فلسطین را دید .

2)می توان کربلا و صحنه ی ایستادگی پاک بازی و دفاع از آرمان های مقدّس را حس کرد.

3)ریشه های شکست آدمی را در اندیشه و کردار خود او جستجو می کند .

4) انقلاب و پیوندی که با فرهنگ قرآ نی و اسلامی دارد حس می شود .

4)قالب شعر بانگ جرس اثر حمید سبزواری چیست؟

1)مثنوی بلند            2)مثنوی کوتاه               3)دو بیتی               4) رباعی

5)این مصرع کنایه از چیست؟          (پادر رکاب راهوار خویش دارند)

1)آماده ی حرکت و هجوم هستند .                         2)همواره مطیع رهبر خود هستند .

3)پا را در رکاب خود می کنند .                            4)رکاب باعث تند روی می شود .

6)ره دراز است در بیت (گاه سفر آمد برادر ره دراز است):

1)طولانی و پر خطر بودن راه                                        2)وقت گیر بودن راه

3)طولانی بودن راه                                                   4)نامتناهی بودن راه

7)تا بوسه گاه وادی ایمن برانیم منظور از« وادی ایمن » :

!)سرزمین عشق                             2)سرزمین فلسطین           

3) سرزمین کربلا                           4) سرزمین سوریه        

8)در این بیت کدام آرایه نیست؟   

« وادی پر از فرعونیان و قبطیان است      موسی جلودار است و نیل اندر میان است »

1)تلمیح                  2)استعاره                           3)تناسب                   4)کنایه

9)بیت زیر چند جمله دارد؟

« جانان من برخیز و آهنگ سفر کن                 گر تیغ بارد گو ببارد جان سپر کن »

1)سه                    2)چهار                               3)پنج                      4)شش

10)معنای کدام گزینه غلط است؟

1)جولان= بلندی های سوریه                        2)رحیل= کوچ        

3)فرض بودن=احتمال دادن                         4)راهوار= تند رو

11)در عبارت (ازجاهت اندیشه کردم اکنون در چاهت دیدم) بین دو کلمهی(جاهت)و(چاهت)کدام صنعت ادبی به کار رفته است؟ ( آزاد 63)

1)جناس ناقص                                       2)جناس مرکب                 

3)جناس خط                                         4)جناس تام             

12)نوع جناس در بیت (صبحدم ناله ی قمری شنو از طرف چمن / تافراموش کنی محنت دور قمری ) کدام است؟    ( آزاد 66 )

1)تام                    2)زاید                   3)ناقص                    4)اشتقاق

13)نام صنعت لفظی در دو  کلمه (آزاد)و (آزار) چیست؟(آزاد 73)                                                                 

1)جناس                2)سجع                   3)ترصیع                  4)تضمین

14)کدام دو کلمه نمی توانند به عنوان ( جناس) به کار روند؟(سراسری75)                                                        

1)شرار و سواد           2)جوی جود          3)روان و روان           4)رسید و رشید

15)در با ره ی بیت روبرو کدام گزینه درست نیست؟    (این سخا شاخی است از سرو بهشت / وای او کز کف چنین شاخی بهشت)

1)جناس تام           2) قافیه مجنس           3)مقفی است         4)بیت دارای ردیف است

16)در همه ی گزینه بجز گزینه .....جناس وجود دارد؟ (سراسری75)                                                              

1)ای زبان تو بس زیانی بس مرا                     2)که از وی گزیرت بود یا گریز   3)گفت ای یحیی بیا در من گریز                          4)یاد یاران یار را میمون بود

 

 

 

[ سه شنبه چهارم فروردین 1388 ] [ 5:54 بعد از ظهر ] [ ] [ ]
زبان فارسی 3

به نام خداوند جان و خرد

آزمون زبان فارسي 3               علوم تجربي و رياضي                سؤال نهايي             تاريخ امتحان 26/3/1381

 

الف : نگارش

1- مقاله ها از نظر شيوه ي نوشتن به چند گونه تقسيم مي شوند ؟ نام ببريد  ( سه گونه : تشريحي ، تحليلي ، تحقيقي)

2- عام ترين راه تشريح يك چيز چيست ؟ ( طرح پرسش هاي مختلف درباره ي ابعاد مختلف آن چيز )

3- نوع نگارش نوشته ي زير رل بنويسيد .

مدرسه دو طبقه بود و نوساز بود و در دامنه ي كوه تنها افتاده بود . يك فرهنگ دوست عمارتش رابنا كرده بود . تابلوي مدرسه هم حسابي بزرگ و خوانا از صد متري داد مي زد كه توانا بود هركه ............... . ( تشريحي )

4- روش هاي گرد آوري اطلاعات براي نوشتن زندگي نامه كدامند ؟

( 1- استفاده از اطلاعات شخصي 2- مطالعه ي آثار فردي كه زندگي نامه اش را مي نويسيم 3- پرسش از افراد مطّلع 4- استفاده از منابع كتابخانه اي مثل زندگي نامه ها ، دايره المعارف ها و ... )

5- بيت زير رل با مختصر جابجايي به نثر بازگرداني كنيد .

من از روييدن خار سر ديوار دانستم                 كه ناكس كس نمي گردد بدين بالا نشيني ها

( من از روييدن خار روي ديوار فهميدم كه آدم بي فرهنك با بالا نشيني و مقام ، با شخصيت نمي شود . )

6- جمله ي زير را كامل كنيد . امروزي كردن شعرو نثر را ................... مي گويند . ( بازگرداني )

7-  در نوشته ي زير نويسنده از كدام عوامل زيبايي آفريني بهره گرفته است ؟

گاه گاه شيهه ي چند اسب بي شكيب سكوت دشت را در هم مي شكست و سوسوي چند مشعل ، پرده ي سياه شب را مي دريد و پيش مي رفت . اين اسب ها و مشعل ها از آن كاروانياني بودند كه از جنب و جوش آنها پيدا بودكه تازه در اين صحرا پياده شده اند  و رشته اي ناگسستني قلب هايشان را به هم پيوند داده بود .

(تشبيه = پرده ي سياه شب )  ( واج آرايي /س / ،/ش/  ) ( ( كنايه = درهم شكستن : از بين بردن ) ( استعاره : رشته ي ناگسستني ، استعاره از ايمان و عشق ) ( مراعات نظير = اسب ، دشت ، مشعل ، كاروان ، صحرا ، شب )

8- در نمونه ي زير نويسنده از چه شيوه اي براي طنزپردازي استفاده كرده است ؟

ديدم ماشاءالله چشم بد دور ، آقا واترقّيده اند ، قدش درازتر و تك و پوزش كريه تر شده است . گردنش مثل گردن همان غاز مادر مرده اي بود ك همان ساعت در ديگ مشغول كباب شدن بود . ( بزرگ نمايي و اغراق در توصيف صورت و اندام و حالات يك فرد .)

9- شيوه ي تنظيم ( فهرست مقالات فارسي ) ايرج افشار را بنويسيد .          ( موضوعي )

 

 

ب : دستور

1- تعداد تكواژها و جمله هاي نوشته ي زير را به عدد بنويسيد .

اخترشناسي علمي است كه به مطالعه ي اجرام آسماني مي پردازد .

( دوجمله ، يك جمله ي مستقل مركب ) 18  تكواژ = اختر+ شناس+ ي + علم+ ي + است + شناسه ي تهي + كه + به + مطالعه + -ِ  + اجرام + -ِ + آسمان + ي + مي + پرداز+ -َد ) 

                                                                                                            

2- هسته ي گروه هاي زير را بيابيد و تعداد واژه هاي هر گروه را به عدد بنويسيد .

الف : اين پرسش ها ،  ( هسته = پرسش    ) ( تعداد واژه = دو واژه )   ب: دماي اجرام آسماني ( هسته = دما  ) ( تعداد واژه = پنج واژه    = دما + -ِ  + اجرام + -ِ + آسماني )

 

3- جاي خالي را با كلمه ي مناسب پركنيد .

بزرگترين واحد زباني ................... است كه از واحدهاي كوچكتري ساخته شده است . ( جمله ي مستقل مركب )

 

 

4- تعداد واژه هاي ( آن دو دفترچه ي دانش آموز ) را به عدد بنويسيد و هسته ي گوه اسمي را هم  مشخص كنيد .

( هسته = دفترچه )  ( واژه ها = پنچ واژه = آن + دو = دفترچه + -ِ + دانش آموز )

 

5- در عبارت زير نوع  افعال را از نظر ساختمان بنويسيد .

او با سخنان دلنشين خود ما را به آينده اميدوار كرد و به تلاش بيشتر واداشت

                                                 ساده                       پيشوندي

( كرد ، فل ساده است زيرا مي توان گفت ، اميدوار تر كرد . پس،  اميدوار مسند است . )

 

 

 

6- عبارت زير را با گذرا كردن افعالشان دوباره نويسي كنيد .

سال گذشته كه دوستانمان به كوهنوردي رفته بودند ، سنگ بزرگي از كوه غلتيد و به دره افتاد .

                                                           برده بودند           غلتاند        انداخت

سال گذشته كه دوستانمان را  به كوهنوردي برده بوند  ، باد ، سنگ بزرگي از كوه غلتاند و آن را  به دره انداخت  .

 

 

 

 

7- زمان ونوع افعال مشخص شده ي زير را بنويسيد .

گاندي از ابندا عادت كرد ، غربي هايي را كه بر كشورش حكم مي راندند ، دوست بدارد .

( كرد = ماضي ساده ، سوم شخص مفرد ) ( مي راندند = ماضي استمراري ، سوم شخص جمع ) ( دوست بدارد = مضارع التزامي ، سوم شخص مفرد )

8- نمودار جمله ي ( ما به فرهيختگان خود مي باليم ) را رسم كنيد .                                            جمله

                                                                                                                       نهاد                                 گزاره

 

                                                                                                                      متمم فعل                    فعل

           

  جمله ي سه جزئي با متمم                                                          ما                    به فرهيختگان خود                       مي باليم

9- در عبارت ( من علاقه ي او را به هنر نسبتاً خوب مي بينم ) يك مضافٌ اليه ، يك مفعول ، يك قيد و يك مسند مشخص كنيد .

 ( مضافٌ اليه = او )  ( مفعول = علاقه )   (قيد = نسبتاً ) ( مسند = خوب )

10- در توليد واحد زباني ( خرس بر درخت لانه مي سازد .) كدام قاعده رعايت نشده است ؟ ( قاعده ي معنايي )

11- محل تكيه در واژه ي ( مردان ) مشخص كنيد . ( هجاي پاياني = دان ) چون اسم است و تكيه در اسم و صفت روي هجاي پاياني قرار مي گيرد . )

12- ساخت واژه ي زير را مشخص كنيد  . افشانه   ( بن مضارع + پسوند = اسم )

                                                         ( افشان     +    ه     = افشانه)

 

13- كلمه ي مهندس را طوري به كار ببريد كه يك بار شاخص و يك بار هسته ي گروه اسمي قرار گيرد .

الف : به عنوان شاخص : مهندس جوادي،   مديرعامل شركت نفت است     ب: به عنوان هسته : جوادي ،  مهندسِ پتروشيمي است

14- يك جمله ي دو جزئي استثنائي بي فعل مثال بزنيد .  ( عيد شما مبارك )

 

 

 

پ : املا و بياموزيم

1-  املاي نادرست كلمات را در عبارت زير اصلاح كنيد

ما بايد غدر دوستان را بدانيم و از عَلَم و رنج آنان بكاهيم    ( قدر ، الم )

 

2- شكل درست همزه /ء/ را در كلمات زير بنويسيد .

الف : ل/ء/امت ( لئامت )                      ب: م / ء / اخذ         ( مآخذ )

 

3- چرا واژه ي آشنايان را به صورت ( آشنا ان ) نمي خوانيم و نمي نويسيم . ( زيرا واج پاياني كلمه ي آشنا ، مصوت است وعلامت جمع ان نيز با مصوت آغاز شده است . طبق قواعد واجي دو مصوت با هم در يك هجا نمي آيد و براي سهولت تلفظ بايد بين آن ها يك صامت ميانجي بيايد . ) 

 

4- حرف ( واو ) در واژه ي ( خواندن ) چه نام دارد ؟ ( واو معدوله )

 

5- نام فرايندهاي واجي واژه هاي زير را بنويسيد .

الف : اجراء                اجرا        ( كاهش )                        ب: خِ يابان                         خي يابان              ( افزايش )

 

6- عبارت زير به شيوه ي بلاغي است يا عادي ؟

رسيد مژده كه آمد بهار و سبزه دميد            ( بلاغي است زيرا اولاً شعر است و ثانياً به خاطر ضرورتهاي شعري اجزاي جمله جابجا شده است مثلاً فعل در آغاز جملهي اول  و نهاد در پايان آن  آمده است .)

 

7- در عبارت ( استعمال دخانيات اكيداً ممنوع است ) چند واژه ي دخيل وجود دارد ؟  ( 4 واژه ) استعمال ، دخانيات ، اكيداً ، ممنوع . )

 

 

[ سه شنبه چهارم فروردین 1388 ] [ 5:54 بعد از ظهر ] [ ] [ ]
زبان فارسی 3

زبان فارسی 3

 

الف: زبانشناسي : ( 4 نمره )

 

1) قواعدي كه به ما كمك مي كند تا بتوانيم از تركيب تكواژها يا واژههاي مناسب ، گروه هاي اسمي ، قيدي و فعلي مناسب توليد كنيم ، به .............................. معروف اند. (5/0)

 

2) كدام يك از قواعد تركيب كمك مي كند تا هر جمله اي را در جايگاه خود به كار بريم ؟ (5/0)

 

3) الگوها ي هجايي واژه ي ( اصيل ) را بنويسد. ( 5/0)

 

4) ( آهنگ ) جمله در جمله هايي كه با قيدهاي پرسشي همراه اند ...................... است ، به جز( آيا) و (هيچ )كه در اين صورت ( آهنگ ) جمله ....................... است .  (5/0)

 

5) ( تكيه ) در كدام يك از واژه هاي زير نمي تواند  مميز معنايي باشد؟ (5/0)

الف – گويا               ب- آبي              ج-  ولي            د- ديوار

 

6) درنگ ميان وا‍ژه اي را با مثالي نشان دهيد. ( مكث را در آن مشخص كنيد) (5/0)

 

7) به نظر شما تفاوت اصلي واحدهاي زبر زنجيره اي زبان با واحدهاي زنجيره اي زبان (مثل گروه هاي اسمي يا فعلي كه در محورهاي جانشيني و هم نشيني قرار ميگيرند) در چيست  ؟ (5/0)

 

ب- دستور : ( 8 نمره )

 

-          با توجه به عبارت زير به سوالات 8 الي 13 پاسخ دهيد.

-           

( دوستم اين خانه ي كوهستاني را براي خود خريد كه آرامش داشته باشد. )

 

8) جمله ي مستقل را مشخص كنيد و بگوييد ساده است يا مركب . ( 5/0)

 

 

9) عبارت فوق از چند تكواژ تشكيل شده است ؟ حتما تعداد را ذكر كنيد.( 5/0)

 

 

10) عبارت فوق چند وا‍ژه است ؟ حتما تعداد را ذكر كنيد. ( 5/0)

 

 

11) زمان فعل ها ي جمله را مشخص كنيد. ( 5/0)

 

 

12) يك تكواژ وابسته ي تصريفي و يك تكواژ وابسته ي اشتقاقي در عبارت مشخص كنيد. ( 5/0)

 

صفحه ي دوم

 

13)  براي  چه نوع تكواژ ي است ؟ (5/0)

 

14) اگر نهاد ما اسم جمع كاروان باشد ، فعل ( .....................  ) مي آيد و اگر نهاد ما اسم مبهم هر يك  باشد ، فعل جمله

( ............................. ) است . (1)

 

15) در جمله ي ( خيلي تلاش كردم با او تماس بگيرم اما نتوانستم . ) نوع حذف را مشخص كنيد و جمله را بدون حذف دوباره بنويسيد. ( 5/0)

 

 

 

16) فعل ( گرفتن ) را با كمك  تغيير معنا در كاربرد فعل ، در دو مثال  يك بار به صورت گذرا به مفعول و يكبار به صورت ناگذر بكار بريد. ( 5/0)

 

 

با توجه به متن زير به سوالات پاسخ دهيد.

 

حضرت علي  در صدر اسلام به اين دين گرويد. وي  نوشتن خط كوفي را فرا گرفت و براي نوشتن قرآن آن را استفاده كرد. ما حضرت علي را اسوه ي شجاعت و شهامت مي خوانيم .

 

17) دو جمله اي را كه زير آن خط كشيده شده است زير نمودار ببريد و اجزاي آن را مشخص كنيد و بگوييد چند جزيي هستند. (2)

 

18) ساخت فعل هاي جملاتي را كه زير آن ها خط كشيده نشده است ،مشخص كنيد. ( با ذكر دليل ) (1)

 

 

پ- نگارش : ( 5نمره )

 

19) اين جملات را ويرايش كنيد و دوباره بنويسيد.

- مسكو مايل به انجام طرح خلع سلاح هسته اي اوكراين بود. ( 5/0)

 

 

- نتايجي كه امروز به دست آمد را گزارش مي كنم . ( 5/0)

 

 

 

20) مقاله ها از نظر شيوه ي نوشتن به چند گونه تقسيم مي شوند ؟ نام ببريد. (1)

 

صفحه ي سوم

 

21) دو روش از روش هاي گرد آوري اطلاعات را نام ببريد. ( 1)

 

 

 

22) در بازنويسي به چه نكاتي بايد توجه كرد؟ ( 2 مورد)  (1)

 

 

 

23) اين جمله از نظر ويرايشي چه مشكلي دارد؟ ( حسن به برادرش گفت كه مقاله اش منتشر شده است ) (5/0)

 

 

 

24) اين بيت را بازگرداني كنيد. ( 5/0)

اگر هوشمندي به معني گراي                   كه معني بماند نه صورت به جاي

 

ت- املا و بياموزيم : ( 3نمره )

 

 

25) فاصله ي ميان واژه اي چيست ؟ (5/0)

 

 

26)رابطه ي  دو واژه ي ( روان و روان ) را با دو معناي مختلف چه مي گويند؟ ( 25/0)

 

 

27)  پركاربردترين نشانه ي جمع فارسي چيست ؟ (25/0)

 

 

28) چرا واژه ي ( آشنايان ) را مانند ( دوستان ) به صورت ( آشنا ان ) نمي خوانيم و نمي نويسيم ؟ ( 5/0)

 

 

29) (ان ) در واژه ها ي( بهاران) و ( گيلان) چه مفاهيمي  دارد؟ (5/0)

 

 

30) اشتباهات املايي را بيابيد و تصحيح كنيد. (1)

 

ايجاز و اطناب – معادل و هم تراز- صياق مطلب – سبز و نقض –امر مطاع – وحله ي اول – مكث و درنگ

 

 

 

 

 

 

 

[ سه شنبه چهارم فروردین 1388 ] [ 10:51 قبل از ظهر ] [ ] [ ]
عربی3

رديف

 

   سؤالات آزمون پاياني نيمسال اوّل      درس عربي3 رشته ي انساني

بارم

1

الف

ب

ج

د

تَرجِم الْعبارات التالية إلي الفارسيّة.

قالَ: سلامٌ عَلَيْكَ، سَأسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّي إنَّهُ كانَ بي حَفِيّاً.

يا مَنْ أرْجوهُ‌لِكُلِّ خَيْرٍ وَ آمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ كُلِّ‌ شَرٍّ.

سَأعيشُ رَغْمَ الدّاءِ وَالْأعْداءِ كَالنَّسْرِ فَوْقَ الْقِمَّةِ الشَّمّاءِ.

الْعَسَلُ يُسَكِّنُ السُّعالَ الْمُزْعِجَ وَ الْآلامَ الْمَفاصِلِ.                                    

 

75/

75/

75/

75/

 

 

 

 

 

2

أكْمِلِ التّرجمةَ.          فَإذا أَرَدْتَ الْاِبْتِسامَ لِلْحَياةِ ، فَحارِبِ التَّشاؤُمَ وَالْيأسَ.

                          پس هنگامي كه خواستي به زندگي لبخند بزني، …………………………………………………………...................

5/0

3

اُكْتُبْ ما طُلِبَ مِنْكَ.                               بالْفارسيَِّةِ   =<            مُنَشِّط:                قاصِم:

                                                       بِالْعربيّــةِ   =<           موفّقيّت:              آموختن:

                                                         بِالْمُتضادّ   =<              الْعُسْر:                 فَقيـر:

5/1

4

عَرِّبْ جملةً:      الف: ما بايد در درس هايمان بسيار تلاش كنيم.     

                         ب: اسلام مسلمانان را به يادگيري دعوت مي كند.

1

 

5

عَيِّنِ التّرجمةَ الدَّقيقةَ.

الف: لَقَدْ ذَوَّقَكُم ابْنُ أبي طالبٍ الْجُرْأةَ.      1- مسلّماً پسر ابوطالب شما را با جرأت به ذوق آورد.

                                                     2- مسلّماً پسر ابوطالب مزه ي جرأت را به شما چشانيده است.

ب: عِظْ نَفْسَكَ قَبْلَ أنْ‌يَعِظُكَ الدَّهْـرُ.      1- پند واندرز نفس قبل ازموعظه ي روزگارِ توست.

                                                                    2- خودت را اندرزونصيحت كن قبل از اين كه روزگار تورانصيحت كند.

ج: تُسْتخْدَمُ الْأمْثالُ احْتِرازاًمِنَ الْأطنابِ. 1- ضرب المثل ها براي پرهيز ازطولاني كردن سخن به كارگرفته مي شوند.

                                                                    2- استخدام افراد نمونه براي پرهيز از سخن طولاني است.

75/

6

اُكْتُبْ مَعْني الْكَلِماتِ الَّتي أُشيرُ إلَيْها بِخَطٍّ.

الف: وَ هُوَ الشَّهْـرُالَّذي فَرَضْتَ صِيامَهُ عَلَيَّ .

ج: مُلِئَ تاريخُ صَدْرِالْإسْلامِ بِنَماذِجَ مِثالِيَّةٍ مِنَ النِّساءِ .    

د: إنَّ لِكُلِّ مَأمومٍ إماماً يَقْتَدِي بِهِ وَ يَسْتَضي ءُ بِنورِعِلْمِهِ

 

25/1

5

صَحِّحِ الْأخْطاءَ فِي التـّرجمةِ

الف: كانَ نابِلْيونُ يَقولُ : أُصِبْتُ بِالْفَشَلِ مِراراً حَتَّي تَعَلَّمْتُ طَريقَ الْإفْشالِ.

 ناپلئون مي گويد: يك بار دچار شكست شدم تا راه شكست دادن را ياد گرفتم.

ب: كانَ دَورُ الطُّلّابِ مُتميِّزاً فِي الْحَرْبِ الْمَفْروضَةِ.

نقش رزمندگان در جنگ فرضي مشخّص و برجسته بود.

ج: مَنْ ذاقَ حُلْوَ الْحَياةِ وَ مُرَّها ، لايَسْتَسْلِمُ لِلصُّعوباتِ.

كيست كه تلخ و شيرين زندگي را چشيده باشد و در مقابل سختي ها تسليم نشده باشد ؟

5/1

6

عَيِّنْ نوعَ الْمُشْتَقِّ.                  مِسْطَرَة:                          حُسْنَي:                     

5/0

7

عَيِّن الْإعْرابَ التَّقديري.

                              الف: مَنْ طَلَبَ الْعُلی سَهِرَ اللَّيالي.             ب: الدُّنيا مَزرَعَةُ الْآخِـرَةِ.

 

5/0

8

عَيِّن الْفاعِلَ.                   الف: أحْسِنْ إلَي والِدَيْكَ.                      ب: اِرْجِعي إلَي رِبِّكِ .                     

5/0

 

عَيِّنِ اسمَ المنسوبَ  وَ الْمُصَغَّرَ .

                                                              الضَّبابُ قُطَيْرَةٌ مائِيـَّةٌ صَغيرَةٌٌ مُنْتَشِرَةٌ فِي الْهَواءِ.                

5/0

9

غَيِّرالْعِبارَةَ عَلي حَسَبِ الْمُبْتَدأ .

هُوَ يَقولُ الْحَقَّ وَ يُطيعُ والِدَيْـهِ .   =<    أنْتُنَّ   ...........................................................................

75/

 

10

عَيِّن الْأفعالَ الْمُعْتَلَّةَ وَاذْكُرْ نوعَها.          

                           الف: وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللهِ تَبديلاً.                  ب: لاتَكُنْ مِمَّنْ يَرْجوُ الْآخِرَةَ بِغَيْرِالْعَمَلِ .                                              

5/1

11

أكْمِلِ الْفراغاتِ.            

ماضي

مضارع

أمر مخاطب

مصدر

أَوْجَدَ

 

أَوْجِدْ

 

 

يَتَعالَی

 

تَعالِي

1

12

 اِقْرَأالْحديثَ ، ثُمَّ :               قال عليٌّ ، عليه السّلامُ : «..وَ إنَّ قَوْماًعَبَـدوااللهَ شُـكْراً ، فَتِلْكَ عِبادَةُ الْأحْـرارِ.»

 الف: تَرْجِمِ الحديثَ.                                    

 ب: عَيِّن المفعول له .

 

 

 شَكِّلِ الْكلمات الّتي اُشيرُ إلَيْها بِخَطٍّ.

                                                الف: لا تِجارة كَالْعَمَلِ الصّالِح.              ب: سوء التَّدْبيـرِ مِفْتاحُ الْفَقْـر .  

1

13

 عَيّنِ «المفعولَ به» ، «المفعول فيه» وَ «المفعول مطلق» في العباراتِ التّالِيَةِ.

   سُبْحانَ الله، اولئكَ يُقيمونَ صَلاةَ اللّيْلِ ، يَعيشُ الْبَخيلُ عَيْشَ الْفُقَراءِ ،وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرتيلاً، الْيَوْمَ أكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ   

                                              

5/1

 

 

 

 

 



یک نمونه سوال دیگر

عربی 3 دی ماه 85 ( رشته انسانی)

1-  ترجم العبارات التالیه الی الفارسیه المالوفه : ( 3 نمره )                      اقرا النص بدقه ثم صحح ترجمته .  ( 1 نمره )

« نحن قدمنا الجواهر الثمیته من الشبان فی الحرب المفروضه حتی استطعنا ان نقف امام هجوم الاعداء فندعو الله ان یوفقنا لحفظ امانه اصدقائنا الشهدا و تحقق

امالهم فی بناء مجتمع سعید علی اساس الحق و العداله »

ما گوهرهای گران قیمتی از جوانانمان را در جنگ تحمیلی تقدیم کردیم تا بتوانیم در برابر هجوم دشمنان بایستیم پس خدا را دعا می کنیم که ما را در حفظ

 امانت دوستان شهید و محقق ساختن آرمان های آنها در ساختن جامعه ای سعادتمند بر اساس عدالت موفق کند .

 

3-  الف) ترجم الکلمتین :  ( 1 نمره )

الی الفارسیه : ضبحّر                          الی العربیه : آلودگی

ب) اکتب الکلمه المطلوبه :                   (مترادف ) النجاح :                                     (متضاد) الفارغ :

 

4-  انتخب الصحیح : ( 1 نمره )

الف)   نحرص علی مصاحبه الاخیار حرصاً .

    به همنشینی با نیکان بسیار مشتاقیم .                                                            به همنشینی بسیار با نیکان  مشتاقیم

ب) « اذا قری القرآن فاستمعواله »

   وهرگاه قرآن خوانده شود به آن گوش سپارید .                  وهرگاه قرآن می خوانید به آن گوش سپارید

ج‌)  « ان الارض یرثها عبادی الصالحون »             

   براستی زمین را بندگان صالحم به ارث برند .                     یقیناً بندگان صالحش آن زمین را به ارث برند .

د) عین الخطا :

اتقوا مواضع التهم = از ورودی به تهمتگاه ها بپرهیزید .         لا یقع فی السوء الافاعله = فاعل آن در بدی نمی افتد .

 

5-  عرب العبارات التالیه :  ( 5/1 نمره )

الف) با بدبینی مبارزه کن تا موفق شوی .                                     ب) مومن به خاطر شرم از خدا گناه را ترک می کند .

 

6- اقرا النص التالی ثم اجب عن الاسئله التالیه : ( 5/1 نمره )

« الانسان یواجه فی حیاته الشدائد فیحتاج الی الفرح حتی یبتسم للحیاه و لا یتضجر منها و یکون اقدر علی العمل و اجدر لقبول المسوولیه و اکثر استعداداً

للمواجهه الشدائد و هو حینئذ یقوم بامور عظیمه تنفع المجتمع کله . »

الف) ماذا یفعل الانسان المبتسم ؟                                 ب) کیف یصبح الانسان اذا ابتسم للحیاه ؟                  ج) من یفعل امورا عظیمه فی الدنیا ؟

 

7-  الف) عین اسم الفعل الناقص و خبره :      العینبه لیست من صفات المومن .  ( 2 نمره )

ب) عین الموصول وصلته :        تواصغوا لمن طلبتم منه العلم .

ج) صحح الاخطاء :      و من طلب العلی سهراللیالی

د) صغ الاسم المنسوب من « ماء » و الاسم المصغر من « قطره »

 

8- استخرج الافعال المعتله و اذکر نوعها : ( 1 نمره )

قصر الامال فی الدنیا تفز     فدلیل العقل تقصیر الامل

( و عباد الرحمن الذین یمشون علی الارض هونا )

 

9- الف) اجعل الافعال فی مکانها المناسب :  ( 2  نمره )                                    یعشن – دعت – ادع – اهتدی

للغائبه

للمخاطب

للغائبات

للمخاطبه

 

 

 

 

ب) اذکر مصادر هذه الافعال .   «انزوی»             « تلقی »

ج) ضع فی الفراغ الفعل المناسب :

هم ................... ربهم . ( یناجی )

اللهم « ................... لنا من لدنک رحمه »  ( فعل امر من « وهب » )

 

10-  استخرج المفعول المطلق و نوعه والمفعول له :  ( 5/1 نمره )

-                  جلس بهلول مسند الرشید جلوس الملوک فضربه خدمه تادیبا له !!

-                  افعل الخیر حبا فی الخیر .

-                  « انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس  اهل البیت و یطهرکم تطهیرا »

 

11-  میز الصفه و البدل و عطف البیان و التاکید و نوعه و المعطوف بحروف العطف فی العبارات التالیه : ( 5/1 نمره )

-                  لا تجالس الجاهل بل العالم .

-                  ( السابقون السابقون اولئک المقربون )

-                  ( انک لتهدی الی صراط مستقیم صراط الله )

-                  خرجت هذه اللغه عن حدود شبه الجزیره العربیه .

 

12- شکل ما اشیر الیه بخط : ( 1 نمره )

-                  بین تبذیر و بخل رتبه و کلا هذین ان زاد قتل .

-                  بقدر الکد تکتسب المعالی .

 

13- عین الاعراب و التحلیل و الصرفی للکلمات التی اشیر الیه بخط : ( 2 نمره )

تعصی الاله و انت تظهر حبه                       هذا محال فی القیاس بدیع


[ سه شنبه چهارم فروردین 1388 ] [ 10:51 قبل از ظهر ] [ ] [ ]
زبان فارسی 3

1

- املاي كداميك از گروه كلمات زير نادر است ؟

« پاي گسسته عنان – مفاساي عوارض – هول و وحشت- تعملات عميق –ستاره ي صها – دوران نقاهت –محيط توفان زا – هيئت كريه – انتساب و وابستگي – مغني و چاه كن – طاقه ي پارچه – دناعت همت – هله ي قصيب- ظن سلاح- صاحت خاطر – سبيه و دختر – الطاف الوهيت – وحله ي اول – بغ كرده و غمگين – سياق مطلب- هرس شاخه ها – محبط جبرئيل – شهرت و صيت – سنا و تبجيل »

 

2

-صامت  «ميانجي  » را در كلمات زير مشخص نماييد :

                                «پروانگان –    خانه اي –  نياكان -  ترشيجات- روستايي »

 

3

- پسوند «‌ ان »در هريك از كلمات زير چه مفهومي دارند ؟

                          « پائيزان – مردان – كوهان – بهاران – سپاهان – بامدادان  »

4

- نام « فرايند واجي » را در هريك از واژه هاي زير بنويسيد :

                          « املا – شمبه – دس كش – شپره – دس گيره »

5

- در جمله هاي زير غلط هاي املايي را بيابيد و شكل درست آنها را بنويسيد :

الف)- مقدم بازديد كننده گان عزيز را گرامي مي داريم . ب)- مجلس شوراي اسلامي بوجه سال جاري را تصويب كرد.

 

6

 - انتخاب صحيح كداميك از واژه هاي « اَلَم »  و  « عَلَم »  مي تواند نقطه چين بيت زير را تكميل كند ؟

                    « هريك از ما مسيح عالمي است            هر......... در كف ما مرهمي است . »

 

7

- چرا كاربرد قيد « بي شك  » در جمله ي زير نادرست است ؟

                « بي شك قطره قطره ي باران از ابرهاي آسمان فرو مي ريزد .  »

8

- هريك از جملات زير چه « آهنگي » دارند؟

  الف)- دوستم به مدرسه مي رود .    ب)- در شهر شما باران مي بارد ؟   ج)- او خيلي بر انجام اين كار تأكيد داشت.

   د)- هيچ به آينده انديشيده اي ؟    هـ )- از نمايشگاه ديدن كردم .

9

- واژه ي هاي مشخص شده در كدام جمله ها با توجه به معني آنها درست  هستند ؟

 الف)- هر فردي بايد قوانين دولت متبوعش را بپذيرد.    ب)- استاد درآن شرايط دچار تعلم روحي عميقي گرديده بود.                              ج)- آنچه در اين صفحات مستور است نتيجه ي افكار من است. د)- پدرش از انتصاب او به عنوان مدير شاد شد.

 

10

- عبارت زير به شيوه ي« بلاغي » است يا « عادي » ؟ چرا ؟

                         « رسيد مژده كه آمد بهار  و سبزه دميد .‌»

 

11

- انتخاب صحيح كداميك از واژه هاي «عمارت»  و  « امارت »  مي تواند نقطه چين عبارت زير را تكميل كند ؟

« چه شود اگر گويي علي(ع) را خلع كرديم و معاويه ........... داديم تا معاويه مرتورا هرچه خواهي بدهد؟ »

 

12

-        در كداميك از واژه هاي زير « فرايند واجي ادغام  » صورت گرفته است ؟

                                     « يگانه – مهميز – شپّره – ليكن »

13

- املاي كداميك از واژه هاي زير غلط است ؟ شكل درست آن را بنويسيد :

                                  « ذوزنقه – ديده گان – علي رغم  »

 

 

نمونه سوال ادبیات 3

 

بسمه تعالي

نمونه سؤالات نهايي زبان فارسي تخصصي (3) سوم علوم انساني - ( خرداد ماه سنوات قبل )

 تهيه و تنظيم :     علی کریمی

 

1

- الگوي هجايي واژه ي « ابر » را بنويسيد :

 

2

-كدام قاعده در گروه اسمي « كوتاه ديوار خانه » رعايت نشده است ؟  صورت قانونمند آن را بنويسيد:

 

3

- يك فرهنگ نگار كدام صورت از كلمات زير را مداخل اصلي قرار مي دهد ؟

                       درختي – درختان – درخت ها – درخت

 

4

-          در واژگان ذهني زبان براي هر واژه دست كم سه نوع اطلاع ذخيره شده است، آنها را نام ببريد :

 

5

-          هريك از كلمات زير با استفاده از كدام روش ساخته شده است ؟

         الف) – ساف:                        ب) – كارخانه :                ج)- گزارش :

 

6

- در هريك از موارد زير ، از كدام نقش زبان استفاده شده است ؟

الف)-  باغبان گر پنج روزي صحبت گل بايدش              بر جفاي خار هجران صبر بلبل بايدش

ب)-  در خلوت و به آرامي با خود گفتن .

ج)- خطاب به دوستمان : « راستي فردا امتحان برگزار نمي شود .»

 

7

-          براي هريك از موارد زير ،  يك نمونه  ذكر نماييد :

الف)- واژه اي  كه با حفظ معني قديم  معناي جديد پذيرفته است: (            )

ب)- واژه اي  كه به طور كامل متروك شده است :  (             )

 

8

- كدام بخش زبان ، بيش از هر بخش ديگر زبان از انواع تغيير و تحول فرهنگي تأثيرمي پذيرد ؟

 

9

- اساسي ترين« نقش زبان‌» چيست ؟

 

10

-كداميك از قواعد تركيب زبان فارسي، مانع از ساخت تركيب زير مي شود؟شكل قانونمند آن را بنويسيد:

                                           « مي شود  زمين  اين  آباد  »

 

11

-          اگر در مقابل سؤال «آيا امروز درس خوانده اي ؟»  پاسخ دهيم : « هوا سرد نيست .»

الف) كدام قاعده ي تركيب رعايت نكرده ايم ؟                               ب)- پاسخ  قانونمند سؤال بالا را بنويسيد :

 

12

- دو نمونه صورت تصريفي را براي واژه ي « دويد » بنويسيد :

 

13

-          براي واژه ي « گذشتن » دو كلمه ي مترادف با  بار معنايي متفاوت بنويسيد :

 

14

-كداميك از واژه هاي زير در گذشته وجود داشته است ولي امروز با تغيير در حوزه ي معنايي به كار مي رود ؟

                                 « مزخرف – آزفنداك – گاو »

 

15

- در روش اشتقاق براي ساختن واژه ي جديد ، چگونه عمل مي شود؟

 

16

-          كداميك از نقش هاي زبان در بيت زير نمود بيشتري يافته است ؟

    « من كه از آتش دل چون خم مي در جوشم            مهر بر لب زده خون مي خورم و خاموشم »

 

17

-          چرا توليد واحد هاي زباني زير غير ممكن است ؟

الف)- تو ، تو را در آينه ديده اي ؟            ب)- درخت اين كوچك سبز .       

 

18

- نام كامل علامت اختصاري « اتكا » را بنويسيد :

 

19

-          هريك از واژه هاي زير مشمول كداميك از وضعيت هاي چهار گانه ي تحولات معنايي زبان هستند ؟

            الف)- مُلَطَفه :                            ب) - يخچال :

 

20

- الگوي هجايي واژه ي « اشك » را بنويسيد :

 

21

- با استفاده از كدام نقش زبان مي گوييم جمله ي « غذا انسان مي خورد » صادق نيست ؟

 

22

- يك جمله بنويسيد كه هدف آن، ايجاد حس همدلي و همزباني باشد :

 

23

- نظام دستوري به دو بخش تقسيم مي شود ، آن ها را نام ببريد :

 

24

-          در واژه ي «گياهان » وند تصريفي را مشخص كنيد :  در فرهنگ لغت كدام صورت آن، مدخل اصلي واقع مي شود؟

 

25

- در تركيب « سير و گرسنه » ، معناي كلمه ي  «سير »   را با توجه به چه رابطه اي در مي يابيم ؟

 

26

-          عبارت زير كامل كنيد:

« از ميان صورت هاي مختلف  هر واژه  ،صورت رايج تر را .............. و بقيه را .............. مي نامند .»

 

27

-          « قاعده ي نحوي » را با ذكر يك مثال توضيح دهيد :

 

28

- پرداختن به چگونگي گرد آوري ، تدوين  و ضبط واژه ها ، مربوط به كدام سطح واژگان است ؟

 

29

-          هريك از واژه هاي زير مشمول كداميك از وضعيت هاي چهار گانه ي تحولات معنايي زبان هستند ؟

   الف)- آچار :                                                      ب)- سپر :

 

30

- با فعل « بريد » دو جمله بسازيد كه فعل آن ها هريك   با بار معنايي متفاوتي به كار رفته باشد   :

 

 

31

- در جمله ي «  چوپانان آسمان آبي را رسانيد »  كدام قاعده ي تركيب زباني رعايت نشده است؟ صورت قانونمند آن را بنويسيد:

 

32

- در جمله ي «  من ، من را در آينه ديدم  »  كدام قاعده ي تركيب زباني  رعايت نشده است؟

 

33

- تغيير  تكيه روي كدام واژه سبب تغيير معنايي عبارت زير مي شود ؟

« ولي دانش آموز بايد بداند كه با تلاش و پيگيري مستمر مي توان به نتيجه رسيد. »

 

34

- آهنگ هريك از جملات زير چگونه است ؟

       الف)- چنين شتابان به كجا مي روي ؟                              ب)- هيچ به زندگي انديشيده اي ؟

 

35

- در بيت زير واژه اي را بيابيد كه هم معناي قديم خود را حفظ كرده است و هم معناي جديد گرفته است:

           «   دريا دلان راه سفر در پيش دارند                پا در ركاب راهوار خويش دارند »

 

36

- چه عاملي سبب مي گردد كه هر فارسي زبا ن قواعد واجي زبان خود را بداند ؟

 

37

- منظور از « ذخيره هاي زباني » چيست ؟

 

38

- چرا واج هاي  / ت/   و    / د /  نمي توانند بدون فاصله در كنار يكديگر قرار بگيرند؟

 

39

- يك گروه اسمي مناسب بر اساس الگوي  زير بسازيد :

            «  صفت + اسم + نقش نماي كسره + ضمير »                                     .....................................................

 

40

-استفاده از كدام واژه هاي زير نادرست است ؟    چرا ؟

                       «    كاش – وَتْدْ – پِچْشْ – درد  »

بسمه تعالي

نمونه سؤالات نهايي زبان فارسي تخصصي (3) سوم علوم انساني - ( خرداد ماه سنوات قبل )

 تهيه و تنظيم :     علی کریمی

1

- الگوي هجايي واژه ي « ابر » را بنويسيد :

2

-كدام قاعده در گروه اسمي « كوتاه ديوار خانه » رعايت نشده است ؟  صورت قانونمند آن را بنويسيد:

3

- يك فرهنگ نگار كدام صورت از كلمات زير را مداخل اصلي قرار مي دهد ؟

                       درختي – درختان – درخت ها – درخت

4

-          در واژگان ذهني زبان براي هر واژه دست كم سه نوع اطلاع ذخيره شده است، آنها را نام ببريد :

5

-          هريك از كلمات زير با استفاده از كدام روش ساخته شده است ؟

         الف) – ساف:                        ب) – كارخانه :                ج)- گزارش :

6

- در هريك از موارد زير ، از كدام نقش زبان استفاده شده است ؟

الف)-  باغبان گر پنج روزي صحبت گل بايدش              بر جفاي خار هجران صبر بلبل بايدش

ب)-  در خلوت و به آرامي با خود گفتن .

ج)- خطاب به دوستمان : « راستي فردا امتحان برگزار نمي شود .»

7

-          براي هريك از موارد زير ،  يك نمونه  ذكر نماييد :

الف)- واژه اي  كه با حفظ معني قديم  معناي جديد پذيرفته است: (            )

ب)- واژه اي  كه به طور كامل متروك شده است :  (             )

8

- كدام بخش زبان ، بيش از هر بخش ديگر زبان از انواع تغيير و تحول فرهنگي تأثيرمي پذيرد ؟

9

- اساسي ترين« نقش زبان‌» چيست ؟

10

-كداميك از قواعد تركيب زبان فارسي، مانع از ساخت تركيب زير مي شود؟شكل قانونمند آن را بنويسيد:

                                           « مي شود  زمين  اين  آباد  »

11

-          اگر در مقابل سؤال «آيا امروز درس خوانده اي ؟»  پاسخ دهيم : « هوا سرد نيست .»

الف) كدام قاعده ي تركيب رعايت نكرده ايم ؟                               ب)- پاسخ  قانونمند سؤال بالا را بنويسيد :

12

- دو نمونه صورت تصريفي را براي واژه ي « دويد » بنويسيد :

13

-          براي واژه ي « گذشتن » دو كلمه ي مترادف با  بار معنايي متفاوت بنويسيد :

14

-كداميك از واژه هاي زير در گذشته وجود داشته است ولي امروز با تغيير در حوزه ي معنايي به كار مي رود ؟

                                 « مزخرف – آزفنداك – گاو »

15

- در روش اشتقاق براي ساختن واژه ي جديد ، چگونه عمل مي شود؟

16

-          كداميك از نقش هاي زبان در بيت زير نمود بيشتري يافته است ؟

    « من كه از آتش دل چون خم مي در جوشم            مهر بر لب زده خون مي خورم و خاموشم »

17

-          چرا توليد واحد هاي زباني زير غير ممكن است ؟

الف)- تو ، تو را در آينه ديده اي ؟            ب)- درخت اين كوچك سبز .       

18

- نام كامل علامت اختصاري « اتكا » را بنويسيد :

19

-          هريك از واژه هاي زير مشمول كداميك از وضعيت هاي چهار گانه ي تحولات معنايي زبان هستند ؟

            الف)- مُلَطَفه :                            ب) - يخچال :

20

- الگوي هجايي واژه ي « اشك » را بنويسيد :

21

- با استفاده از كدام نقش زبان مي گوييم جمله ي « غذا انسان مي خورد » صادق نيست ؟

22

- يك جمله بنويسيد كه هدف آن، ايجاد حس همدلي و همزباني باشد :

23

- نظام دستوري به دو بخش تقسيم مي شود ، آن ها را نام ببريد :

24

-          در واژه ي «گياهان » وند تصريفي را مشخص كنيد :  در فرهنگ لغت كدام صورت آن، مدخل اصلي واقع مي شود؟

25

- در تركيب « سير و گرسنه » ، معناي كلمه ي  «سير »   را با توجه به چه رابطه اي در مي يابيم ؟

26

-          عبارت زير كامل كنيد:

« از ميان صورت هاي مختلف  هر واژه  ،صورت رايج تر را .............. و بقيه را .............. مي نامند .»

27

-          « قاعده ي نحوي » را با ذكر يك مثال توضيح دهيد :

28

- پرداختن به چگونگي گرد آوري ، تدوين  و ضبط واژه ها ، مربوط به كدام سطح واژگان است ؟

29

-          هريك از واژه هاي زير مشمول كداميك از وضعيت هاي چهار گانه ي تحولات معنايي زبان هستند ؟

   الف)- آچار :                                                      ب)- سپر :

30

- با فعل « بريد » دو جمله بسازيد كه فعل آن ها هريك   با بار معنايي متفاوتي به كار رفته باشد   :

 

31

- در جمله ي «  چوپانان آسمان آبي را رسانيد »  كدام قاعده ي تركيب زباني رعايت نشده است؟ صورت قانونمند آن را بنويسيد:

32

- در جمله ي «  من ، من را در آينه ديدم  »  كدام قاعده ي تركيب زباني  رعايت نشده است؟

33

- تغيير  تكيه روي كدام واژه سبب تغيير معنايي عبارت زير مي شود ؟

« ولي دانش آموز بايد بداند كه با تلاش و پيگيري مستمر مي توان به نتيجه رسيد. »

34

- آهنگ هريك از جملات زير چگونه است ؟

       الف)- چنين شتابان به كجا مي روي ؟                              ب)- هيچ به زندگي انديشيده اي ؟

35

- در بيت زير واژه اي را بيابيد كه هم معناي قديم خود را حفظ كرده است و هم معناي جديد گرفته است:

           «   دريا دلان راه سفر در پيش دارند                پا در ركاب راهوار خويش دارند »

36

- چه عاملي سبب مي گردد كه هر فارسي زبا ن قواعد واجي زبان خود را بداند ؟

37

- منظور از « ذخيره هاي زباني » چيست ؟

38

- چرا واج هاي  / ت/   و    / د /  نمي توانند بدون فاصله در كنار يكديگر قرار بگيرند؟

39

- يك گروه اسمي مناسب بر اساس الگوي  زير بسازيد :

            «  صفت + اسم + نقش نماي كسره + ضمير »                                     .....................................................

40

-استفاده از كدام واژه هاي زير نادرست است ؟    چرا ؟

                       «    كاش – وَتْدْ – پِچْشْ – درد  »

 

 

[ سه شنبه چهارم فروردین 1388 ] [ 10:49 قبل از ظهر ] [ ] [ ]
تاریخ 2

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

 

پرسشنامه ي کتاب

 تاریخ ادبیّات ایران و جهان ( 2 )

 سال سوّم متوسطه

رشته ی ادبیّات و علوم انسانی

 د رس اول

 ( در آمدی برعصر حافظ ، دوران شکوه و شکایت )

 1 ـ پیامدهای فتنه ی مغول را در فکر واندیشه و زندگی اجتماعی بنویسید.(5/1)

2 ـ آثار حمله ی مغول را در قلمرو ادبیات بیان کنید . (5/1 )

3 ـ سبب تشتت و پراکندگی فرهنگی در زمان حکومت ایلخانان چه بود؟ ( 5/0 )

4 ـ فترت و هرج و مرجی که در عصر حافظ در قلمرو ذوق و اندیشه ملاحظه می شود .  بازتاب چیست ؟ ( 5/0 )

5 ـ علت آزادی مذاهب در عصر حافظ چه بود؟ ( 5/0 )

6 ـ شاهرخ میرزا در عرصه ی هنر و فرهنگ اسلامی چه نقشی داشته است؟ توضیح دهید. (1)

7 ـ بایسنقر میرزا به چه هنری علاقه ی خاص داشت و این علاقه سبب پدید آمدن چه    آثاری گشت ؟ ( 5/0 )

8 ـ وضع زبان و فرهنگ را در عصر حافظ شرح دهید . (1 )

9 - چرا در عصر حافظ ، قالب قصیده از رواج افتاد؟ (1 )

10 ـ عمده ترین موضوع ها و مضامین قصیده در عصر حافظ را بیان کنید . (5/2)

11 ـ تقلید در شعر عصر حافظ به دو صورت جلوه کرده است ، آن دو را بیان کنید . (1 )

12 ـ شعر عصر حافظ در مقایسه با دوره های قبل ، از نظر محتوا چه وضعی داشت ؟ (1)

13 ـ سه مورد خاصی را که از نظر محتوایی در اشعار عصر حافظ پدید آمد ، نام ببرید . (75/0)

14 ـ دو شاعر توانا در زمینه ی طنز و انتقاد اجتماعی از عصر حافظ را نام ببرید . (5/0 )

15 ـ زبان شعر در عصر حافظ چه کیفیتی داشت؟ (1)

16 ـ « عارفی از سلسله ی سوختگان » عنوان کدام شاعر است ؟ ( 5/0 )

17 ـ فخرالدین عراقی علاوه بر « عراقی » به چه نسبت های دیگری خوانده می شد؟ (5/0)

18 ـ آشنايی با کدام عارفان بزرگ در روحیه و عقاید عراقی تأثیر گذاشت ؟(5/0)

19 ـ مهمترین آثار فخرالدین عراقی را نام ببرید . ( 75/0 )

20 ـ نام دیگر کتاب عشاق نامه چیست و این کتاب در چه زمینه ای است؟ (75/0)

21 ـ حدیقه ی سنایی با کدام اثر فخرالدین عراقی هم وزن است؟ (25/0)

22 ـ موضوع کتاب لمعات عراقی چیست؟ (5/0)

23 ـ اشعه اللّمعات از کیست و در چه زمینه ای است؟ (75/0)

24 – شعرو نثر عراقی چگونه است ؟ ( 2‌ )

  درس دوم ( خواجوی کرمانی ، نخل بند شاعران )

1 ـ وجود دو شاعر پر آوازه ، یعنی سعدی و حافظ پیش از خواجو و پس از وی چه تأثیری برای نام و آوازه ی خواجو داشت ؟ (5/0)

2 ـ خواجوی کرمانی در عالم شعر به چه عنوانی شهرت یافت ؟ چرا ؟ ( 5/0)

3 ـ در باره ی تأثیر خواجوی کرمانی برسبک حافظ توضیح دهید . (1)

4 ـ دیوان خواجو به چند بخش تقسیم می شود ؟ نام ببرید . ( 5/0 )

5 ـ « خمسه ی خواجو » شامل کدام مثنوی های اوست ؟ 25/1 )

6 ـ مناظره های خواجوی کرمانی را نام ببرید . (5/1 )

7 ـ قصاید « خواجوی کرمانی » چه موضوعات و مسائلی را در بر دارد؟ ( 25/1 )

8 ـ خواجو در قصیده و غزل و حماسه و داستان غنایی کدام شاعران را سر مشق قرار داده است ؟ ( 1 )

9 ـ ابن یمین در عصر کدام سلسله می زیست و چه مذهبی داشت ؟ ( 5/0 )

10 ـ ابن یمین به خاطر سرودن چه نوع اشعاری و در چه مضامینی نام بردار گشته است ؟ ( 1 )

11 ـ موضوع قصیده های ابن یمین چیست؟ ( 5/0)

12 ـ غزل های « ابن یمین » چه مضمونی دارد؟ ( 5/0 )

13 ـ در دو بیت زیر از « ابن یمین » ، کدام ویژگی ستوده شده است؟ ( 5/0 )

دو قرص نان اگر از گندم است اگر از جو / دو تای جامه اگر کهنه است اگر از نو

هــزار بـار نـکــوتر به نـزد ابـن یـمـین / ز فـرّ ممـلکت کی قـباد و کی خسرو

14 ـ سبک شعری « سیف فرغانی » را توضیح دهید . ( 1 )

15 ـ « سیف فرغانی » قصاید و غزل های خود را در جواب و استقبال کدام شاعران سروده است ؟ ( 1 ) 

16 ـ « سیف فرغانی » از قالب قصیده به چه منظور بهره برده است؟ ( 1 )

17 ـ پیام دو بیت زیر از سیف فرغانی را بیان کنید . (5/0)

من نی ام شاعر که مدح کس کنم هر شاه را/از برای حـق نعـمت پـنددادم این قَـدَر

خیر و شرّ کس نگفتم از هوای طـبع و نفس / مدح و ذمّ کس نکردم از برای سیم و زر

18 ـ این توضیح در باره ی کیست؟« شاعرونویسنده ی طنزپردازوشوخ طبع سده ی هشتم که درقزوین زاده شد.» (5/0)

19 ـ چرا به عبید لقب « زاکانی » داده اند ؟ ( 5/0 ) 

20 ـ ذوق و هنر عبید زاکانی در چیست و چگونه جلوه گر می شود؟ ( 1 )

21 ـ اشعار و آثار عبید به چه بخش هایی تقسیم می شود ؟ ( 5/0 )

22 ـ اشعار جدی عبید تحت چه عنوانی از او برجای مانده است ؟ ( 5/0 )

23 ـ چه نوع آثاری چهره ی ادبی عبید را در بین سایر شاعران ممتاز ساخته است ؟    ( 25/0 )

24 ـ مهمترین اثر طنزآمیز منظوم عبید چه نام دارد ؟ ( 25/0)

25 ـ منظومه ی « موش و گربه » ی عبید از نظر زبان و بیان چگونه اثری است؟ (1)

26 ـ آثار طنزآمیز منثور عبید را نام ببرید . ( 1)

27 ـ طنز های عبید زاکانی چه ویژگی هایی دارد؟ (1 ) 

28 ـ علت تندی و گزندگی زبان طنز عبید را بیان کنید . ( 1 )

 29 ـ عبید برای پرداختن هزلیّات خود به کدام شاعران نظر داشته است ؟ ( 5/0 )

30 ـ بیت زیر به کدام ویژگی « موش و گربه » ی عبید اشاره دارد؟ (5/0)

غرض از موش و گربه بر خواندن        مدّعا فهم کن پسر جانا.

 درس سوم ( حافظ ، رند فرزانه ی شیراز )

1 ـ « رند فرزانه ی شیراز » کیست ؟ ( ص. 22 )

2 ـ خواجه شمس الدین محمد شیرازی را به چه نام و لقبی می شناسیم ؟ ( ص. 22 )

3 ـ در باره ی تأثیر قرآن و معارف آن بر ذهن و زبان حافظ توضیح دهید . ( ص. 23 )

4 ـ کدام یک از پادشاهان معاصر حافظ با او به حرمت رفتار می کرد ؟ ( ص. 23 )

5 ـ در دیوان حافظ مقصود از محتسب کیست و چرا حافظ وی را به این نام خوانده است؟ ( صص. 23 و 24 )

6 ـ حافظ به خاطر سرودن چه نوع شعری شهرت دارد؟در سرودن آن چه کسانی را سرمشق خود قرار داده است ؟ ( ص. 24 )

7 ـ چرا حافظ را « خاتم شعرای ایران » می دانند ؟ ( ص. 24 )

8 ـ در مورد لحن حافظ و شیوه ی مبارزه ی او با نا به سامانی های جامعه توضیح دهید . ( ص. 24 )

9 ـ حافظ در موضوع غزل چه شیوه ی خاصی را پدید آورد ؟ ( ص. 24 ) 

10 ـ در باره ی نحوه ی نگاه و نگرش حافظ به زندگی توضیح دهید . ( ص. 23 )

11 ـ غزل های اجتماعی حافظ چه ویژگی هایی دارد؟ ( ص. 24 )

12 ـ دو نمونه از بهترین نسخه های دیوان حافظ و شرح های نوشته شده بر آن را نام ببرید . ( ص. 24 ) 

13 ـ یک غزل از حافظ و سعدی را با هم مقایسه کنید و در باره ی سبک ، زبان و درون مایه ی آن دو گفت و گو کنید .

14 ـ فرهنگ شهر هرات در روزگار جامی چه وضعی داشت ؟ ( ص. 26 )

15 ـ مثنوی های هفت اورنگ جامی را با ذکر موضوع هر یک نام ببرید . ( ص. 27 )

16 ـ آثار منثور جامی را نام ببرید . ( ص. 27 )

17 ـ کدام اثر جامی به پیروی از گلستان سعدی نوشته شده است؟ ( ص. 27 )

18 ـ اشعه اللّمعات از کیست و موضوع آن چیست؟ ( ص. 27 )

19 ـ جامی هفت اورنگ را به تقلید از چه کتابی سروده است ؟ ( ص. 27 )

 ( بخش دوم ـ عصر خواجه رشید الدین )

درس چهارم ( در آمدی بر عصر خواجه رشیدالدین یا دوره ی اوج تاریخ نویسی )

1 ـ دلایل رونق تاریخ نویسی را در دوران حاکمیت مغول و تیمور بنویسید.(ص. 32)

2 ـ شیوه ی نویسندگی در عصر خواجه رشیدالدین چگونه بود؟ ( ص. 32 )

3 ـ علت تأثیر گذاری زبان عربی در زبان فارسی و ساختمان دستوری آن در دوره ی    صفوی چه بوده است؟ ( ص. 33 )

4 ـ تاریخ جهان گشا اثر کیست؟ ( ص. 33 )

5 ـ موضوع تاریخ جهان گشا چیست؟ ( ص. 33 )

6 ـ در باره ی ویژگی نثر تاریخ جهان گشا توضیح دهید . ( صص. 33 و 34 )

7 ـ « رَبعِ رشیدی » را چه کسی و در کجا تأسیس کرد؟ ( ص. 34 )

8 ـ مهم ترین اثر تألیفی خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی چه نام دارد؟(ص. 34) 

9 ـ جامع التواریخ از نظر نوع نثر چه ویژگی هایی دارد؟ ( ص. 34 )

10 ـ تاریخ جهان گشا را از نظر نوع نثر و سبک نویسندگی با تاریخ بیهقی مقایسه کنید .

  ( بخش سوم ـ عصر صائب )

درس پنجم ( درآمدی بر عصر صائب یا دوره ی غزل گویی و مضمون آفرینی )

1 ـ وضع عمومی شعر در عصر صفوی چگونه بود؟ ( ص. 37 )

2 ـ مناطق عمده رشد و پرورش زبان و ادب فارسی در ایران و خارج از آن ، در عصر صائب کدامند؟ ( صص . 37 و 38 )

3 ـ زبان فارسی در دوره ی صفویان چه موقعیت و جایگاهی داشت؟ ( صص. 37 و 38 )

4 ـ چه عواملی سبب مهاجرت شاعران ایرانی به هند شد؟ ( ص. 38 )

5 ـ واکنش شاه تهماسب صفوی در برابر قصیده ی مدحی محتشم کاشانی چگونه بود؟ ( ص. 38 )

6 ـ علت رشد شعر و ادب فارسی در نزد سلاطین بابری هند را بنویسید . ( ص. 38 )

7 ـ چه عاملی در عصر صائب سبب از رونق افتادن زبان و ادب فارسی در هند شد؟ ( ص. 39 )

8 ـ روی کار آمدن حکومت شیعه مذهب صفوی چه تأثیراتی در ادبیات ، به ویژه در شعر فارسی گذاشت؟ ( ص. 39 )

9 ـ در عصر صائب ، قالب عمده ی شعر و موضوع آن چه بود و چه تفاوتی با گذشته داشت؟ ( ص. 39 )

10 ـ با توجه به ویژگی های شعری عصر صائب ، بیت زیر را بررسی کنید . ( ص. 39 )

جان می رسد به لب ، منِ شیرین کلام را          تا حرف تلخی از دهنِ یار می کشم

11 ـ جان بخشی را که از ویژگی های پر کاربرد شعری در عصر صائب است ، با ذکر نمونه توضیح دهید . ( ص. 39 )

12 ـ ویژگی های سبک شعر را در عصر صائب بیان کنید . ( ص. 39 و 41 )

13 ـ بیت زیر را از دید ویژگی های شعری عصر صائب ، بررسی کنید . ( ص. 41 )

بخیه ی کفشم اگر دندان نما شد عیب نیست   خنده می آرد همی بر هرزه گردی های من

14 ـ در بیت زیر ، کدام یک از ویژگی های شعری عصر صائب دیده می شود؟ توضیح دهید . ( ص. 41 )

اظهار عجز در بر ظالم روا مدار              اشک کباب موجب طغیان آتش است

15 ـ مثنوی های وحشی بافقی را نام ببرید و بگویید که در این مثنوی ها،وحشی از کدام شاعر پیروی کرده است. ( ص. 42 )

16 ـ مثنوی ناتمام فرهاد و شیرین را چه کسی سرود؟ این مثنوی را چه کسی کامل کرد ؟ ( ص. 42 )

17 ـ بیشترین شهرت شاعری وحشی بافقی مرهون سرودن چه نوع اشعاری است؟ ( ص. 42 )

18 ـ پدر مرثیه سرایی در ادب فارسی کیست و علت شهرت او چیست؟ ( ص. 43 )

19 ـ بیت های زیر از ترکیب بند فدایی مازندرانی انتخاب شده است . آن ها را از نظر سبک و زبان و ساختار با سروده ی محتشم مقایسه کنید . ( صص. 46 و 54 )

پرسیدم از هلال که قدّت چرا خم است؟              گفـتا خمـیدنِ قـَدَم از بـارِ ماتم است

گفتم به چرخ بهرِ چه پوشـیده ای کبود               آهی کشید و گفت که ماهِ مُحرّم است . . .

20 ـ شاعری محتشم کاشانی دارای دو رویه است ، آن دو رویه را بیان کنید . ( صص. 46 و 47 ) 

21 ـ مجموعه ی غزلیات محتشم کاشانی چه نام دارد و زمینه ی اصلی آن چیست؟ ( ص. 47 )

 درس ششم ( کلیم همدانی ، آفریننده ی معنا و مضمون )

1 ـ کلیم در کجا و از چه کسی عنوان ملک الشعرایی گرفت؟ ( ص. 48 )

2 ـ کدام اثر مثنوی از کلیم کاشانی به یادگار مانده است؟ ( ص. 48 )

3 ـ چه عواملی سبب برجستگی غزل های کلیم کاشانی و شهرت وی شده است؟ ( ص. 48 )

4 ـ خلاق المعانی ثانی لقب کیست؟ چرا به وی این لقب را داده اند؟ ( ص. 48 )

5 ـ مثنوی های صائب را نام ببرید . ( ص. 50 )

6 ـ دشواری شعر صائب به چه سبب است؟ ( ص. 51 )

7 ـ شاهکار شاعری صائب چه نوع شعری است و چه محتوایی دارد؟ ( ص. 51 ) 

8 ـ یک غزل از سبک عراقی را با غزلی از شاعران سبک هندی مقایسه کنید .

9 ـ دو اثر منثور بیدل را نام ببرید . ( ص. 52 )

10 ـ دو مثنوی از آثار بیدل را نام ببرید . ( ص. 52 )

11 ـ بیش ترین شهرت بیدل در قلمرو فرهنگ فارسی مدیون چه نوع اشعار اوست؟ ( ص. 52 )

12 ـ ویژگی غزل ها و سایر شعرهای بیدل را بنویسید . ( ص. 52 )

13 ـ کدام شاعران را می توان « پهلوان شاعران سبک هندی » و « شهسوار سخن پارسی » دانست؟ ( ص. 52 )  

 ( بخش چهارم ـ عصر قائم مقام )

درس هفتم ( درآمدی بر عصر قائم مقام ، یا مرحله ی انتقال به ساده نویسی )

1 ـ در عصر قائم مقام نثر فارسی چه مرحله ای را طی کرد؟ ( ص. 57 )

2 ـ نثر فارسی در اواخر دوره ی خواجه رشیدالدین چگونه بود؟ ( ص. 57 )

3 ـ کتاب درّه ی نادره از کیست؟ این اثر نماینده ی چه نوع نثری است؟ ( ص. 57 )

4 ـ چه عواملی سبب بیماری و فساد سبک نویسندگی پارسی در عصر قائم مقام شد؟ ( ص. 57 )

5 ـ پایه ی نثر ساده در ایران از چه عصری نهاده شد؟ ( ص. 57 )

6 ـ چه کسی در دوره ی قاجاریه سبک تازه ای در نویسندگی فارسی پدید آورد؟ او چه لقبی از فتحعلی شاه قاجار گرفت؟ (ص. 57 )

7 ـ منشآت از کیست و به شیوه ی کدام کتاب معروف نوشته شده است؟ ( ص. 58 )

8 ـ ویژگی های نثر قائم مقام را ذکر کنید . ( ص. 58 )

9 ـ به چه عللی سبک نویسندگی قائم مقام مورد توجه نویسندگان واقع شد؟ ( ص. 58 )

10 ـ عواملی را که سبب تحوّل نثر فارسی و رواج ساده نویسی پس از قائم مقام شد ، بنویسید . ( ص. 58 )

11 ـ در عصر قائم مقام چه کسانی اسلوب ساده نویسی غربی را در زبان فارسی پیشنهاد کردند؟ ( ص. 59 )

12 ـ چند اثرِ عصر قائم مقام را که سرمشق ساده نویسی بوده اند ، نام ببرید . ( صص. 59 و 60 و 61 )

13 ـ نویسنده ی کتاب حاجی بابا اصفهانی کیست و هدف او از نوشتن این اثر چه بوده است؟ ( ص. 59 )

14 ـ چه کسی کتاب حاجی بابا اصفهانی را به فارسی ترجمه کرد؟ ( ص. 59 )

15 ـ علل توفیق و شهرت کتاب حاجی بابا اصفهانی در میان خوانندگان فارسی چه بود؟ ( ص. 59 )

16 ـ سفر نامه نویسی از چه دوره ای در ایران رواج یافت؟ ( ص. 59 ) 

17 ـ مسالک المحسنین چه نوع اثری است و موضوع آن چیست؟ ( صص. 59 و 60 )

18 ـ مؤلف کتاب مسالک المحسنین کیست؟ ( ص. 60 )

19 ـ « سیاحت نامه ی ابراهیم بیک » از کیست و چگونه اثری است؟  ( ص. 60 )

20 ـ « حسب حال » به چه نوع نوشته هایی گفته می شود؟ در این باره تحقیق کنید . ( ص. 60 )

21 ـ کدام نویسنده ی عصر قائم مقام در مخالفت با دولت رضاشاه ، با سید حسن مدرّس هماهنگی داشت؟

22 ـ نام دیگر کتاب شرح زندگانی من چیست؟ ( ص. 61 )

23 ـ مقصود عبدالله مستوفی از نوشتن کتاب شرح زندگانی من ، چه بود؟ ( ص. 61 )

24 ـ شرح زندگانی من چگونه اثری است؟ ( ص. 61 )

  ( بخش پنجم ـ عصر هاتف )

درس هشتم ( درآمدی بر عصر هاتف یا دوره ی انصراف از سبک هندی )

1 ـ عصر هاتف به چه دوره ای معروف است؟ ( ص. 64 )

2 ـ چرا در عصر هاتف ، تازگی و ابتکار در میان شاعران دیده نمی شود؟ (صص. 64 و 65 )

3 ـ در مورد وضع کلی شعر و شاعری در عصر هاتف توضیح دهید . ( ص. 65 ) 

4 ـ چرا شاعران مستعد از شیوه ی شاعری معمول در عصر صائب دل خوشی نداشتند؟ ( ص. 65 )

5 ـ انجمن ادبی مشتاق در کدام شهر تأسیس شد؟ (ص. 65 )

6 ـ پیشگامان انجمن ادبی مشتاق چه کسانی بودند و در چه راهی تلاش می کردند؟( ص. 65 )

7 ـ کار انجمن مشتاق از چه جهت اهمیت دارد؟ ( ص. 65 )

8 ـ در عصر هاتف کدام نوع شعر ( قالب ) رواج بیش تری داشت؟ ( ص. 65 )

9 ـ شاعران عصر هاتف در غزل و قصیده از چه کسانی پیروی می کردند؟ ( ص. 65 ) 

10 ـ در باره ی موضوع غزل در عصر هاتف و تفاوت آن با غزل عصر حافظ و مولانا توضیح دهید . ( صص. 65 و 66 )

11 ـ چرا در عصر هاتف ، تحوّل شگرفی در فضای شعر فارسی پدید نیامد؟ ( ص. 66 )

12 ـ چرا مضمون قصاید در این دوره ، بیش تر مناقب و مراثی اهل بیت است؟ ( ص. 66 )

13 ـ تقلید در عصر هاتف چه وضعی داشت؟ ( ص. 66 )

14 ـ پیشاهنگ شیوه ی نوین در عصر هاتف که بود؟ ( ص. 66 ) 

15 ـ سید محمد علی مشتاق که بود؟ شیوه ی شاعری او را توضیح دهید .( صص. 66 و 67 )

16 ـ مشتاق اصفهانی در شیوه ی نوین خود ، طریقه ی کدام شاعر را بازآفرینی کرد؟ ( ص. 67 )

 درس نهم ( آذر بیگدلی ، شعر شناس دیرپسند )

1 ـ قصاید و غزلیات آذر بیگدلی بیش تر بر شیوه ی کدام شاعران بود؟ ( ص. 69 )

2 ـ مثنوی معروف آذر بیگدلی چه نام دارد؟ ( ص. 69 )

3 ـ آتشکده از کیست و موضوع آن چیست؟ ( ص. 69 )

4 ـ آذر بیگدلی چرا به « آذر دیر پسند » معروف شده است؟ ( ص. 69 )

5 ـ « شاعر ترجیع بند » کیست؟ ( ص. 70 )

6 ـ پیشاهنگ سبک بازگشت و شاخص ترین سخنور عصر هاتف کدام شاعران بودند؟ ( ص. 70 )

7 ـ اخوانیات به چه نوع شعری گفته می شود؟ در این باره تحقیق کنید . ( ص. 70 )

8 ـ شاهکار سخنوری هاتف کدام شعر اوست؟ ( ص. 71 )

9 ـ در مورد مضمون و لحن ترجیع بند هاتف اصفهانی توضیح دهید . ( صص. 71 و 72 )

10 ـ میرزا عباس بسطامی در شعر خود از چه تخلص هایی استفاده کرد؟ ( ص. 74 ) 

11 ـ هنر فروغی در چه نوع شعری جلوه گر شده است؟ سرمشق وی در این کار چه کسانی بوده اند؟ ( ص. 74 )

  ( بخش ششم ـ عصر صبا )

درس دهم ( درآمدی بر عصر صبا یا دوره ی بازگشت ادبی )

1 ـ عصر صبا به چه دوره ای معروف است؟ ( ص. 78 )

2 ـ وضع شعر و ادب را در دوره ی اول عصر ناصری توضیح دهید . ( ص. 78 )

3 ـ چرا در عصر صبا ، توجّه علما و خواص به شعر فزونی گرفت و گرایش طبقات پایین و پیشه وران نسبت به آن کاهش یافت؟ ( ص. 79 )

4 ـ نویسنده ی کتاب « براهین العجم » کیست ؟ وی این کتاب بر اساس موازین و اصول چه کتابی نوشته است ؟ ( ص. 79 )

5 ـ وجود کتاب براهین العجم در عصر صبا ، بیانگر چه مسئله ای است؟ ( ص. 79 )

6 ـ کدام مجتهدان بزرگ در عصر صبا به شعر و شاعری پرداختند ؟ آثار و تخلص هر یک را ذکر کنید . ( ص. 79 )

 7 ـ وضع تصوّف و شعر صوفیانه در عصر صبا چگونه بود؟ ( ص. 80 )

8 ـ در عصر صبا چه تغییر مهمی در تغییر جغرافیایی حوزه ی شعر و ادب پدید آمد ؟ ( ص. 80 )

9 ـ شاعر عصر نادری که بود ؟ وی چه کتاب هایی را نوشت ؟ ( ص. 80 )

10 ـ در زمان فتحعلی شاه چه تحولاتی در شعر و شاعری پدید آمد ؟ چرا ؟ ( ص. 80 )

11 ـ معروف ترین شاعران دربار فتحعلی شاه ( انجمن خاقان ) کدامند ؟ ملک الشعرای آنان کیست ؟ ( ص. 80 )

12 ـ شاعران عصر صبا بر چند گروه بودند ؟ توضیح دهید. ( ص. 81 )

13 ـ در عصر صبا وضع کلی شعر و شاعری چگونه بود ؟ ( ص. 81 )

14 ـ در عصر صبا کدام قالب های شعری بیش تر مورد توجّه بود؟ ( ص. 81 )  

15 ـ مقصود جمله ی « شعر این دوره ( عصر صبا ) شعری آفاقی و عینیت گراست » را توضیح دهید . ( ص. 82 )

16 ـ شعر عصر صبا از نظر مضمون و محتوا ، چگونه بود؟ ( ص. 82 )

17 ـ در باره ی ادبیات حماسی در عصر صبا توضیح دهید . ( ص. 82 )

18 ـ « پرچمدار بازگشت ادبی » کیست ؟ ( ص. 83 )

19 ـ آثار صبا ی کاشانی را نام ببرید . ( ص. 83 )

20 ـ موضوع کتاب خداوند نامه چیست؟ این کتاب جزو کدام یک از انواع ادبی به شمار می آید؟ ( ص. 82 )

21 ـ موضوع کتاب عبرت نامه چیست؟ این کتاب به تقلید از کدام اثر نوشته شده است؟ ( ص. 83 )

22 ـ صبا چه کتابی را به تقلید از بوستان سعدی سرود ؟ ( ص. 83 )

23 ـ شهنشاه نامه ی صبا چه کتابی است ؟ ( ص. 83 )  

24 ـ سبک شعر و ویژگی شاعری « فتحعلی خان صبا » را توضیح دهید . ( ص. 83 )

 درس یازدهم ( نشاط اصفهانی و گنجینه ی نظم ونثر )

1 ـ نشاط اصفهانی در دربار فتحعلی شاه چه وضعی داشت ؟ ( ص. 85 )

2 ـ مجموعه آثار منظوم و منثور نشاط با چه عنوانی گردآوری شده است ؟ ( ص. 85 )

3 ـ در باره ی ویژگی غزلیات و قصاید نشاط اصفهانی توضیح دهید . ( صص. 85 و 86 )

4 ـ شیوه ی زندگی وصال شیرازی چگونه بود؟ ( ص. 87 )

5 ـ آثار شعری وصال شیرازی را نام ببرید . ( صص. 87 و 88 )

6 ـ در باره ی مثنوی سرایی وصال شیرازی توضیح دهید . ( صص. 87 و 88 )

7 ـ مثنوی بزم وصال از کیست و به پیروی از کدام اثر پدید آمده است؟  ( صص. 87 و 88 )

8 ـ قصیده و غزلیات وصال چگونه بود ؟ ( ص. 88 )  

9 ـ آثار یغمای جندقی به چه سبب دارای اهمیّت و ارزش است؟ ( ص. 89 )

10 ـ چه نوع اشعاری از یغمای جندقی برجای مانده است ؟ ( ص. 89 )

11 ـ در مورد شیوه ی نویسندگی و ویژگی نثر یغمای جندقی توضیح دهید . ( ص. 89 )

12 ـ « پهلوان میدان قصیده سرایی » کیست ؟ ( ص. 90 )

13 ـ قاآنی در اوایل کار با چه تخلصی شعر می گفت ؟ ( ص. 90 )

14 ـ حاجی میرزا آقاسی چه لقبی به قاآنی داد ؟ ( ص. 90 ) 

15 ـ در باره ی سبک شاعری و مضامین شعری میرزا حبیب قاآنی توضیح دهید . ( ص. 91 )

16 ـ قاآنی چه کتابی را به شیوه ی گلستان سعدی نوشت ؟ ( ص. 91 )

17 ـ با مراجعه به کتاب پریشان قاآنی یک حکایت آن را از نظر شیوه ی بیان و سبک با حکایتی از گلستان سعدی مقایسه کنید . ( ص. 91 ) 

  ( بخش هفتم ـ عصر بیداری )

درس دوازدهم ( درآمدی بر عصر بیداری یا دوران نهضت مشروطه )

1 ـ در آستانه ی مشروطه چه عواملی سبب دگرگونی چهره ی فرهنگی جامعه ی ایران شد؟ ( صص. 94 و 95 )

2 ـ چگونه اندیشه ی غرب گرایی در جامعه ی ایرانی زمینه ی رشد و پرورش پیدا کرد؟ ( ص. 95 )

3 ـ علمای شیعه چه تأثیری بر حرکت های اجتماعی عصر قاجار داشتند ؟ ( ص. 95 )

4 ـ استبداد صغیر چه دوره ای است ؟ ( ص. 96 )  

5 ـ وجه مشخّصه ی شعر و ادب عصر بیداری را نسبت به ادبیات کهن توضیح دهید . ( ص. 96 )

6 ـ ویژگی های شعر عصر بیداری را بیان کنید . ( صص. 96 و 97 ) 

7 ـ شعر عصر بیداری از نظر ساخت فنّی ـ یعنی زبان وموسیقی ـ چه خصوصیتی دارد؟ توضیح دهید . ( ص. 97 )

8 ـ تخیل و قالب شعری در عصر بیداری چه وضعی داشت ؟ ( ص. 97 )

9 ـ شعر و ادب عصر بیداری از نظر محتوا و درون مایه چه خصوصیاتی داشت؟ ( ص. 97 )

10 ـ برجسته ترین درون مایه های شعر عصر بیداری را نام ببرید . ( ص. 98 )

11 ـ در مورد مفهوم آزادی در شعر و ادب عصر بیداری توضیح دهید؟ ( ص. 98 )

12 ـ در باره ی مفهوم وطن در ادبیات عصر بیداری توضیح دهید . ( ص. 98 )

13 ـ چه چیزهایی باعث شد که تعلیم و تربیت نوین مورد توجه قرار گیرد؟ ( ص. 98 )

14 ـ مقصود از ادبیات کارگری یا ادبیات محرومان در عصر بیداری چیست؟ ( صص. 98 و 99 )

15 ـ در مورد مهم ترین حوزه های جغرافیای شعر و ادب عصر بیداری توضیح دهید . ( ص. 99 )

16 ـ بعد از تهران ، کدام شهر دیگر از نظر سیاسی و مطبوعاتی از سایر شهرها گرم تر بود ؟ ( ص. 99 )

17 ـ به چه دلایلی تبریز بعد از تهران گرم ترین شهر سیاسی و مطبوعاتی کشور بود ؟ ( ص. 99 ) 

 درس سیزدهم ( چهره های شعر دوره ی بیداری 1 )

1 ـ شاعران دوره ی بیداری به چند گروه عمده تقسیم می شود ؟ آنها را نام ببرید . ( صص. 101 و 112 )

2 ـ دو تن از برجسته ترین شاعران سنّت گرای دوره ی بیداری را نام ببرید . ( صص. 101 و 103 و 108 )

3 ـ ادیب الممالک فراهانی چه عنوانی را برای تخلص شعری خود برگزید؟ چرا ؟ ( ص. 101 )

4 ـ چه کسی لقب « ادیب الممالک » را به میرزا محمد صادق امیری داد؟ ( ص. 101 )

5 ـ ادیب الممالک فراهانی سردبیر چه روزنامه ای بود ؟ ( ص. 102 )

6 ـ شیوه ی شاعری ادیب الممالک را به ویژه در قصیده توضیح دهید . ( ص. 102 )

7 ـ چه عواملی فهم اشعار ادیب الممالک فراهانی را برای عموم دشوار می سازد ؟ ( ص. 102 )

8 ـ مضامین شعری ادیب الممالک فراهانی را چه موضوعاتی تشکیل می دهد؟ ( ص. 102 )

9 ـ  « شاعر آزادی » کیست ؟ ( ص. 103 )

10 ـ پدر ملک الشعرای بهار که بود ؟ ( ص. 103 )

11 ـ چه کسی به محمد تقی بهار لقب « ملک الشعرایی » داد ؟ ( ص. 103 )

12 ـ بهار در مشهد دست به انتشار چه روزنامه هایی زد ؟ ( ص. 104 )

13 ـ بهار در تهران چه مجلّه ای را تأسیس کرد ؟ ( ص. 104 )

14 ـ آثار تحقیقی بهار را نام ببرید ؟ ( ص. 105 )

15 ـ بهار کدام آثار کهن ایران را تصحیح کرد ؟ ( ص. 105 )

16 ـ در مورد محتوای سروده های بهار توضیح دهید . ( صص. 105 و 106 )

17 ـ ویژگی قصاید ملک الشعرای بهار را بنویسید . ( ص. 106 )

18 ـ در باره ی میهن دوستی محمدتقی بهار توضیح دهید . ( ص. 106 )

19 ـ دهخدا در انتشار چه روزنامه ای دست داشت و در آن با چه کسی به همکاری پرداخت ؟ ( ص. 109 )

20 ـ دهخدا در استانبول به انتشار چه روزنامه ای همت گماشت ؟ ( ص. 109 )

21 ـ مهم ترین آثار ادبی دهخدا را نام ببرید . ( ص. 109 )

22 ـ کتاب « چرند و پرند » دهخدا چه ویژگی هایی دارد ؟ ( ص. 109 )

23 ـ مهم ترین آثار تحقیقی دهخدا کدامند ؟ هر یک را توضیح دهید . ( ص. 110 )

24 ـ با مراجعه به درس مشروطه ی خالی از کتاب ادبیات سال اول ، ویژگی های نثر دهخدا در کتاب چرند و پرند را بررسی و بیان کنید .

25 ـ مسمّط « یاد آر ز شمع مرده » از کیست و به چه منظوری سروده شده است؟ ( ص. 110 )

 درس چهاردهم ( چهره های شعر دوره ی بیداری 2 )

1 ـ چرا سید اشرف الدین گیلانی را می توان « شاعر مردم در عصر بیداری » نامید ؟ ( ص. 112 )

2 ـ سید اشرف الدین گیلانی دست به انتشار چه روزنامه ای زد؟ این روزنامه در کجا و با چه سبکی انتشار یافت؟( ص. 112 )

3 ـ ویژگی عمده شعر و سبک شاعری نسیم شمال چیست؟ توضیح دهید . ( ص. 113 )

4 ـ سید اشرف الدین در سرودن اشعار نسیم شمال از مضامین چه روزنامه و اشعار کدام شاعر الهام می گرفت ؟ ( ص. 113 )

5 ـ شعر ناله ی مرغ اسیر از عارف قزوینی را با شعر مرغ گرفتار بهار ـ که در کتاب ادبیات سال اول خوانده اید ـ مقایسه کنید .

6 ـ عارف قزوینی در چه هنر هایی دست داشت ؟ ( ص. 115 )

7 ـ ویژگی های شعری عارف قزوینی را بنویسید . ( ص. 116 )

8 ـ در باره ی تصنیف سازی عارف و امتیاز بزرگ تصنیف های او توضیح دهید . ( ص. 116 )

9 ـ میرزاده ی عشقی چه روزنامه ای را و در کدام شهر دایر کرد ؟ ( ص. 117 )

10 ـ چرا میرزاده ی عشقی منظومه ی جمهوری نامه را سرود ؟ ( ص. 118 )

11 ـ روزنامه ی قرن بیستم را چه کسی دایر کرد ؟ این روزنامه چه سرنوشتی داشت ؟ ( ص. 118 )

12 ـ مضامین شعر میرزاده ی عشقی را بیان کنید . ( ص. 118 )

13 ـ در مورد ویژگی زبان وبیان و موضوع سروده های میرزاده عشقی توضیح دهید . ( ص. 118 )

14 ـ با توجه به کدام شعر ، عشقی را سنت شکن و پیشوای سبک جدید دانسته اند ؟ ( ص. 118 )

15 ـ چرا در عصر بیداری ، نیازهای عامّه ی مردم بیش تر در شعر جلوه گر شد؟ ( ص. 120 )

16 ـ کدام یک از شاهزادگان شاعر قاجار همسو با سایر شاعران مردمی به سرودن اشعاری در حمایت از مردم و محرومان و فرودستان پرداخت ؟ ( ص. 120 )

17 ـ چگونگی زندگی و مرگ فرّخی یزدی را شرح دهید . ( صص. 121 و 122 )

18 ـ فرخی یزدی به انتشار چه روزنامه ای همت گماشت و در آن چه چیز هایی نوشت ؟ ( ص. 121 )

19 ـ محتوا و مایه ی اصلی غزل های فرخی یزدی را بنویسید . ( ص. 122 )

20 ـ شعر گل های چیده از ادبیات ( 3 ) را با شعر جان فدای آزادی ، از نظر موضوع و محتوا و زبان و بیان مقایسه کنید .

 ( بخش هشتم ـ عصر نیما )

درس پانزدهم ( درآمدی بر عصر نیما ، یا دوره ی نوگرایی )

1 ـ کدام حوادث مهمّ تاریخی جریان نوگرایی را شتاب بخشیدند ؟ ( صص. 125 و 126 )

2 ـ چرا بحث کهنه و نو در روزنامه ها و مطبوعات دوره ی نوگرایی مطرح شد ؟ ( ص. 126 ) 

3 ـ در جریان بحث میان کهنه و نو در دوره ی نوگرایی ، سنّت گرایان برای پیش گیری از یک انقلاب تهاجمی بر ضد سنّت ها چگونه عمل می کردند ؟ ( ص. 126 )

4 ـ عنوان سعدی نو به کدام شاعر اختصاص یافت ؟ چرا ؟ ( ص. 127 )

5 ـ چرا شاعرانی مانند عشقی ، لاهوتی و ایرج میرزا نتوانستند راهی نو در شعر معاصر فارسی بگشایند ؟ ( ص. 127 )

6 ـ انجمن ادبی دانشکده در چه زمانی و در کجا شکل گرفت و اساس فعالیّت آن چه بود ؟ ( ص. 128 )

7 ـ نخستین نظریه پرداز شعر نو نیمایی که بود و در جریان پیکار کهنه و نو در دوره ی نوگرایی چه نقشی داشت؟(ص. 128)

8 ـ سه تن از پیشگامان شعر نو نیمایی را نام ببرید . ( ص. 129 )

9 ـ در دوره ی نوگرایی چه کسی نخست بار اشعاری در قالب چهارپاره سرود ؟ این نوع سروده چه ویژگی هایی داشت ؟ ( ص. 129 )

10 ـ حلقه ی اتصال پیشگامان شعر نیمایی که بود ؟ مرکز عمده ی آنان و سنگرشان را نام ببرید . ( ص. 130 )

11 ـ نیما با سرودن کدام شعرش در عرصه ی ادب نوین فارسی ظهور کرد ؟ ( ص. 131 )

 درس شانزدهم ( افسانه ، بیانیه ی شعر نیمایی )

1 ـ نخستین منظومه ی نیما چه نام داشت و در چه قالبی سروده شد ؟ ( صص. 132 و 133 )

2 ـ با مراجعه به درس « پیر مرد چشم ما بود » ، از ادبیّات سال اوّل ، نظر جلال آل احمد را در باره ی نیما بنویسید .

3 ـ کدام منظومه ی نیما را می توان « بشارت دهنده ی شعر نیمایی » دانست ؟ ( ص. 133 )

4 ـ نام اصلی نیما چیست ؟ وی در کجا زاده شد ؟ ( ص. 133 )

5 ـ چه کسی نیما را به شعر و شاعری تشویق نمود ؟ ( ص. 133 )

6 ـ نیما در آغاز نوجوانی به چه شیوه ای شعر می سرود ؟ ( ص. 134 )

7 ـ محمد ضیاء هشترودی در کتاب منتخبات آثار ، کدام منظومه ی نیما را تحت چه عنوانی آورد ؟ ( ص. 134 ) 

8 ـ بخشی از افسانه ی نیما نخستین بار در چه روزنامه ای به چاپ رسید ؟ ( ص. 135 )

9 ـ در سال 1301 شمسی در چند زمینه ی ادبیات معاصر (شعر ، داستان کوتاه ، رمان و نمایش نامه) آثار مهمّی به وجود آمد . آن ها را ذکر کنید . ( ص. 135 )

10 ـ در مورد قالب و محتوای « افسانه » ی نیما توضیح دهید . ( ص. 137 )

11 ـ ویژگی های « افسانه » ی نیما را بیان کنید . ( صص. 137 و 138 )

12 ـ کتاب « ارزش احساسات » اثر کیست ؟ ( ص. 138 )

13 ـ چند قطعه ی تمثیلی و طنزآلود از نیما یوشیج را نام ببرید . ( ص. 139 )

14 ـ چرا سال 1316 شمسی را سال حرکت کامل شعر فارسی به سوی مرحله ای تازه می دانند ؟ ( ص. 139 )

15 ـ شعر ققنوس از نظر شکل و بیان و درون مایه چه خصوصیتی دارد ؟ ( صص. 139 و 140 )

16 ـ کدام شعر نیما را می توان « کنایه ای از سرگذشت خود شاعر » دانست ؟ ( ص. 140 )

17 ـ مفهوم دگرگونی از دیدگاه نیما را شرح دهید . ( ص. 141 )

18 ـ مقصود از این سخن که « نیما شعر را نوعی زیستن می دانست » چیست ؟ ( ص. 141 )

19 ـ مقصود از عبارت « شاعر باید دیدن را جایگزین شنیدن کند » ، چیست ؟ در این باره توضیح دهید . ( ص. 141 )

20 ـ عقیده ی نیما را در باره ی وزن و قافیه در شعر بنویسید . ( ص. 141 )

21 ـ شعر نیمایی با شعر سپید چه تفاوتی دارد ؟ در این باره تحقیق کنید .

 درس هفدهم ( ادامه ی شعر سنّتی در عصر نیما )

1 ـ آیا ظهور شعر نو نیمایی تزلزلی در ستون اصلی شعر سنّتی فارسی پدید آورد ؟ ( ص. 143 )

2 ـ شعر سنتی در عصر نیما در میان چه گروه هایی رواج یافت ؟ ( ص. 143 )

3 ـ شعر سنّتی عصر نیما از نظر قالب و صورت و مضامین چگونه بود ؟ ( ص. 143 )

4 ـ دو جریان اصلی شعر سنّت گرای معاصر را از نظر محتوا ، بیان کنید . ( ص. 144 )

5 ـ جلوه های گوناگون جریان نخست شعر سنّت گرای معاصر را بیان کنید . ( صص. 144 و 145 و 146 )

6 ـ تحوّل شعر سنّت گرای عصر نیما نسبت به عصر بیداری چگونه بود ؟ علّت این تحوّل را توضیح دهید . ( ص. 146 )

7 ـ چه عواملی باعث شد که پروین اعتصامی به سرودن شعر تشویق گردد ؟ ( صص. 146 و 147 )

8 ـ شیوه ی تلفیقی و سبک قصاید پروین اعتصامی را شرح دهید . ( ص. 147 )

9 ـ مناظره به چه نوع شعری گفته می شود ؟ ( ص. 147 )

10 ـ مضامین سروده های پروین اعتصامی ابتکاری است یا تقلیدی ؟ توضیح دهید . ( ص. 147 )

11 ـ در مورد شیوه ی مناظره ی پروین و شخصیّت های مناظرات او توضیح دهید . ( ص. 147 )

12 ـ در باره ی نگرش اجتماعی پروین اعتصامی و چگونگی بازتاب مسائل روزگار در شعر او توضیح دهید . ( ص. 148 )

13 ـ شعر « متاع جوانی » پروین از کتاب ادبیات سال اول را با غزل « نقد جوانی » مقایسه کنید .

14 ـ قطعه ی « سپیدار و تبر ( شاخ بی بر ) » را مورد بررسی قرار دهید و در باره ی زبان و بیان و محتوای آن گفت و گو کنید . ( صص. 149 و 150 )

15 ـ نام اصلی شهریار چیست ؟ ( ص. 150 )

16 ـ آرامگاه شهریار در کجاست ؟ ( ص. 151 )

17 ـ قطعات زیبای نیمایی شهریار را نام ببرید ؟ ( ص. 151 ) 

18 ـ اشعار نیمایی شهریار از نظر مضمون چه ویژگی هایی دارند ؟ ( ص. 151 )

19 ـ شهریار شعر « پیام به انشتین » در چه قالبی و با چه موضوعی سروده است ؟ ( ص. 151 )

20 ـ چرا شهریار را « شاعر شکوه روستا » یا « شاعر حیدر بابا » خوانده اند ؟ ( ص. 151 )

21 ـ بهترین اشعار شهریار در چه قالبی است ؟ وی در سرودن این نوع از اشعارش از تجربیات کدام شاعران بهره مند شده است ؟ ( ص. 152 )

22 ـ شعر « همای رحمت » را از کتاب ادبیّات (2) از نظر قالب ، سبک و زیبایی های ادبی بررسی کنید . ( ص. 153 )

23 ـ شعر « چه خواهد بودن » را با غزل حافظ با مطلع زیر مقایسه کنید . ( صص. 153 و 154 ) 

خوش تر از فکر می و جام چه خواهد بودن             تا ببینم که سرانجام چه خواهد بودن

 درس هجدهم ( امیری فیروزکوهی )

1 ـ در مورد تأثیرپذیری امیری فیروز کوهی از صائب توضیح دهد . ( ص. 157 )

2 ـ امیری فیروز کوهی سبک صائب را چه می نامید؟ ( ص. 157 )

3 ـ امیری فیروز کوهی کدام قالب های شعری را نیکو می سرود؟ ( ص. 157 )

4 ـ امیری فیروز کوهی قصیده را به چه شیوه ای می سرود و از کدام شاعران پیروی می کرد؟ ( ص. 157 )

5 ـ محمد حسن معیری با چه تخلصی غزل می سرود؟ ( ص. 158 )

6 ـ در شعر رهی لطافت و روانی غزل . . . . و نازک خیالی سبک . . . . درهم آمیخته است . ( ص. 159 )

7 ـ شیوه ی شاعری و سبک شعری رهی معیری را شرح دهید . ( ص. 159 )

8 ـ هنر عمده ی رهی در سرودن چه نوع اشعاری است؟ ( ص. 159 )

9 ـ امضای مستعار رهی در فکاهیاتش چه بود؟ ( ص. 159 )

10 ـ مراحل شعر و شاعری حمیدی شیرازی را بیان کنید . ( ص. 161 )

11 ـ مهم ترین اثر نثر حمیدی شیرازی چه نام دارد؟ ( ص. 161 )

12 ـ آثار و تألیفات منثور حمیدی شیرازی را نام ببرید؟ ( ص. 161 )

13 ـ شغل اصلی حمیدی شیرازی چه بود ؟ ( ص. 161 ) 

14 ـ سبک شعر حمیدی شیرازی را توضیح دهید . ( ص. 161 )

15 ـ حمیدی شیرازی چه نظری نسبت به نیما و شیوه ی شعری او داشت؟ ( ص. 162 )

16 ـ قطعه ی در امواج سند حمیدی شیرازی در چه قالبی و با چه موضوعی سروده شده است؟ ( 162 ) 

17 ـ در باره ی زبان و لحن و محتوای شعر « قوی زیبا » حمیدی توضیح دهید . ( ص. 163 )

18 ـ نام اصلی مهرداد اوستا چیست ؟ ( ص. 164 )

19 ـ موفق ترین اثر ادبی مهرداد اوستا در شیوه ی نو نیمایی چه نام دارد ؟ ( ص. 164 )

20 ـ مهرداد اوستا اشعارش را در چه قالب هایی می سرود ؟ توضیح دهید. ( ص. 165 )

21 ـ آثار مهرداد اوستا را نام ببرید . ( ص. 164 )

22 ـ غزل « از درد سخن گفتن » را از کتاب ادبیات( 3 )  مورد بررسی قراردهید و در مورد خصوصیّات ادبی و سبکی آن گفت و گو کنید . 

 قسمت دوم

تاریخ ادبیّات جهان

درس نوزدهم ( ادبیّات اروپا در قرن بیستم )

( جنگ های جهانی / مکتب های نوین ادبی )

1 ـ پنداشت اندیشه وران قرن نوزدهم نسبت به قرن آینده چه بود و چرا محقّق نشد ؟ ( ص. 169 و 170 )

2 ـ واژه ی کلیدی ادبیّات قرن بیستم چیست ؟ آن را توضیح دهید . ( ص. 170 )

3 ـ از علل طرح ادعای مدرن بودن هنر و ادبیات قرن بیستم چند عنصر را ذکر کنید. ( ص. 170 )

4 ـ چرا کار مورخان ادبیات در ترسیم طرحی روشن از نیمه ی نخست سده ی بیستم دشوار است ؟ ( ص. 170 )

5 ـ مکتب دادائیسم در چه سالی ظهور کرد ؟ هنرمندان پیرو این مکتب از چه چیزی دم می زدند؟ ( ص. 171 )

6 ـ دادائیسم چه نوع مکتبی بود ؟ ( ص. 171 )

7 ـ چه مکتبی زمینه را برای ظهور مکتب اصیل و انسانی سوررئالیسم آماده کرد؟ ( ص. 171 )

8 ـ بنای مکتب سوررئالیسم بر چه چیزی استوار است ؟ ( ص. 171 )

9 ـ وهم گرایان ( سوررئالیسم ها ) از نظریات چه کسی در روان کاوی بهره می گرفتند ؟ ( ص. 171 )

10 ـ بهترین اثری که چهار چوب مکتب وهم گرایی را به نمایش می گذارد ، چیست و اثر کیست ؟ ( ص. 171 )

11 ـ « شعر ، بیان کتمان است » . این سخن « رولان بارت » ، منتقد فرانسوی را شرح دهید . ( ص. 171 و 172 )

12 ـ علّت ناامیدی و یأس فلسفی انسان معاصر چیست ؟ ( ص. 172 )

 درس بیستم ( دادائیسم و سوررئالیسم )

1 ـ در دایره المعارف بریتانیکا در باره ی مکتب دادا چه آمده است؟ ( ص. 173 )

2 ـ دادائیست ها در مورد « نظام » چه نظری دارند؟ ( ص. 174 )

3 ـ نماد گرایان ( سمبولیست ها ) به چه چیزی معتقد بودند؟ ( ص . 174 )

4 ـ چرا مکتب سوررئالیسم بنیان نهاده شد؟ ( 174 )

5 ـ مکتب دادا را چه کسی طرح ریزی کرد؟ دادائیست ها چه مجلاتی را منتشر می کردند؟ ( ص. 174 ) 

6 ـ تفاوت دادائیسم و سوررئالیسم را بنویسید . ( ص. 174 )

7 ـ توصیه ی دادائیست ها به نویسندگان چه بود ؟ ( ص. 174 )

8 ـ مکتب سوررئالیسم را چه کسانی بنا نهادند ؟ ( صص. 174 و 175 )

9 ـ ستون فقرات سوررئالیسم کیست ؟ ( ص. 175 )

10 ـ چه عاملی جوهره ی سوررئالیسم بود؟ ( ص. 175 )

11 ـ واژه ی سوررئالیسم را نخست بار چه کسی و با چه هدفی به کار گرفت ؟ ( ص. 175 )

12 ـ نخستین کتاب سوررئالیستی چه نام دارد و اثر کیست ؟ ( ص. 175 )

13 ـ بنیان گذاران مکتب سوررئالیسم در چه اندیشه ای بودند و چه هدفی داشتند؟ ( ص. 175 )

14 ـ مواد مرام نامه ی سوررئالیسم را در باره ی ادبیّات به اختصار بیان کنید . ( صص. 175 و 176 )

15 ـ از چهره های مشهور مکتب سوررئالیسم نام دو تن را بنویسید . ( ص. 177 )

16 ـ فدریکو گارسیا لورکا اهل چه کشوری است و اساس شعر او بر چه قالبی است ؟ ( ص. 177 )

17 ـ لویی آراگون شیفته ی کدام شاعر بزرگ ایرانی است ؟ ( ص. 177 )

18 ـ نمادگرایان( سمبولیست ها )را در فرهنگ و ادب ایرانی با چه گروهی می توان مقایسه کرد؟توضیح دهید .( ص. 177 )

19 ـ در شعر « فانوس خیس » عناصر سوررئالیستی را نشان دهید . ( ص. 177 )

 درس بیست و یکم ( پست مدرنیسم یا فرا نو گرایی )

1 ـ کتاب « انحطاط غرب » اثر کیست و پیام نویسنده در آن چیست ؟ ( ص. 179 )

2 ـ مفهوم پست مدرنیسم را اولین بار چه کسی به کار برد ؟ ( ص. 179 )

3 ـ در فرهنگ « امریکن هری تیج » در برابر واژه ی « پست مدرنیسم » چه آمده است ؟ ( ص. 180 )

4 ـ پست مدرنیسم یعنی چه ؟ ( ص. 180 )

5 ـ عناصر سازنده ی دوران مدرن یا ماقبل پست مدرن را بیان کنید . ( ص. 180 )

6 ـ اصول پست مدرنیسم را بیان کنید . ( ص. 180 )

7 ـ چند تن از نویسندگان پست مدرن غرب را نام ببرید . ( ص. 181 )

8 ـ مهم ترین نمایش نامه ی پست مدرن ساموئل بکت که شهرت او را عالم گیر کرد ، چه نام دارد ؟ ( ص. 181 )

9 ـ شاهکار ویلیام فاکنر در رمان نویسی چه نام دارد ؟ این کتاب به چه روشی بیان می شود ؟ ( ص. 182 )

10 ـ ویلیام فاکنر در چه سالی جایزه ی نوبل گرفت ؟ ( ص. 182 ) 

11 ـ چرا ویلیام فاکنر را بزرگ ترین رمان نویس آمریکایی بین دو جنگ جهانی می دانند ؟ ( ص. 182 )

12 ـ مهم ترین آثار ارنست همینگوی را نام ببرید. ( ص. 182 )

13 ـ داستان « پیر مرد و دریا » اثر کیست و علّت توجّه نقّادان به آن چیست ؟ ( ص. 182 )

14 ـ پیام همینگوی در کتاب « زنگ ها برای که به صدا در می آیند » چیست ؟ ( صص. 182 و 183 ) 

15 ـ بزرگ ترین شاعر انگلیسی زبان سده ی بیستم کیست ؟ ( ص. 183 )

16 ـ منظومه بلند و مشهور تی. اس. الیوت چه نام دارد؟ مضمون این شعر چیست ؟ ( ص. 183 )

17 ـ کدام آثار داستانی جیمز جویس به او شهرت و اعتبار جهانی بخشیده است ؟ ( ص. 183 )

18 ـ جیمز جویس در رمان نویسی چه ابتکارها و بدعت هایی از خود نشان داده است ؟ ( صص. 183 و 184 )

19 ـ آلبر کامو در چه سالی جایزه ی نوبل گرفت ؟ ( ص. 184 )

20 ـ آثار مهم آلبر کامو را نام ببرید . ( ص. 184 )

21 ـ ویژگی عمده ی آثار کامو را بنویسید . ( ص. 184 )

22 ـ کدام رمان های کافکا نشان دهنده ی نبوغ و توانایی او در رمان نویسی است ؟ ( ص. 184 )

23 ـ داستان های کافکا چه ویژگی هایی دارد ؟ بنویسید . ( ص. 184 )

24 ـ مهم ترین و مشهورترین اثر کافکا چه نام دارد و موضوع آن چیست ؟ ( ص. 185 )

25 ـ آثار هرمان هسه چه ویژگی خاصی دارد ؟ علت این امر چیست ؟ ( ص. 185 )

26 ـ آثار هرمان هسه را نام ببرید . ( ص. 185 )

27 ـ هرمان هسه در چه سالی جایزه نوبل گرفت ؟ ( ص. 185 )

 درس بیست و دوم ( گذری برادبیات جهان عرب »

1 ـ چرا در میان اعراب جاهلی هنرهایی مانند معماری ، مجسمه سازی و نقاشی جایگاهی نداشت ؟ ( ص. 186 )

2 ـ تنها هنر عرب چیست ؟ ( ص. 186 ) 

3 ـ ویژگی های شعر جاهلی را بیان کنید . ( ص. 187 )

4 ـ چه نوع قصایدی را « معلّقات » می گفتند ؟ ( ص. 187 )

5 ـ چرا پس از ظهور اسلام ، شعر و شاعری دچار رکود شد ؟ ( صص. 187 و 188 )

6 ـ مُخضرم به چه گروهی گفته می شد؟ ( ص. 188 )

7 ـ سرآمد شاعران مُخضرم کیست ؟ اشعار او چه ارزشی دارد ؟ چرا ؟ ( ص. 188 )

8 ـ چه عواملی باعث شد که دوره ی عباسی به دوران طلایی اسلامی مبدل شود ؟ ( ص. 188 )

9 ـ چرا ادب دوره ی عباسی را ادب مولّد یا محدث می نامند ؟ ( ص. 189 )

10 ـ فضای کلی حاکم بر شعر گذشته ی عرب چگونه بود ؟ ( ص. 189 )

11 ـ چه عواملی سبب بروز نهضت علمی و فرهنگی جدید و نوعی بازگشت ادبی در ادبیّات عرب شد ؟ ( ص. 190 )

12 ـ کلاسیک های نو یا مقلدان چه کسانی بودند ؟ ( ص. 190 )

13 ـ در باره ی شاعران « بلاد مَهجَر » و درون مایه ی شعری آنان توضیح دهید . ( ص. 191 )

14 ـ چه عاملی سبب شد تا مسئله ی « تعهد » برای نخستین بار در ادبیّات و هنر عرب مطرح شود . ( ص. 191 )

15 ـ ویژگی های شعر امروز عرب را بنویسید . ( ص. 191 )

16 ـ شعر نو عربی برای رهایی از الگوهای نامتغیر شعر سنتی چه چیزهایی را کنار گذاشت ؟ توضیح دهید ؟ ( ص. 192 )

17 ـ در شعر عرب چه کسی را می توان با نیما یوشیج مقایسه کرد ؟ ( ص. 192 )

18 ـ نازک الملائکه مجموعه مقالات انتقادی خود را در چه کتابی گرد آورد ؟ ( ص. 193 )

19 ـ نازک الملائکه چه عقایدی در مورد شعر آزاد داشت ؟ ( ص. 193 )

 درس بیست و سوم ( تراژدی فلسطین و شعر نو عرب )

1 ـ نخستین شعری که در آن چهره ی ستم دیده ی آوارگان فلسطین به تصویر کشیده شده است ، از کیست ؟ ( ص. 195 )

2 ـ شعر فلسطین از 1917 تا 1948 چه ویژگی هایی داشت ؟ ( ص. 196 )

3 ـ شکست ژوئن 1967 باعث پدید آمدن چه اشعاری گشت ؟ ( ص. 197 ) 

4 ـ چند تن از شاعران پیشگام را که در ایجاد شعر مقاومت نقش داشته اند ، نام ببرید . ( ص. 197 )

5 ـ مسائل مهم شعر فلسطین را به اختصار بیان کنید . ( صص. 197 و 198 و 199 )

6 ـ چرا سال 1967 را در ادبیّات عرب باید نقطه ی عطفی به شمار آورد ؟ ( ص. 198 )

7 ـ در اشعار پس از 1948 فلسطین چه موضوع هایی در سطحی گسترده مطرح می شود ؟ ( ص. 198 )

8 ـ شعر پیش از 1948 عرب با اشعار بعد از این تاریخ چه تفاوت هایی دارد؟ ( ص. 198 )

 درس بیست و چهارم ( ادبیّات داستانی معاصر عرب )

1 ـ دو جریان اصلی دوران جدید ادبیّات داستانی عرب را نام ببرید . ( ص. 200 )

2 ـ نویسندگان ادبیات داستانی معاصر عرب برای روشن کردن اذهان مردم و برای از میان بردن احساس حقارت و عادت به ستم پذیری در نزد آنان ، به بازگو کردن چه چیزهایی پرداختند؟ ( ص. 200 )

3 ـ دو اثر مهم سلیم بستانی را نام ببرید . ( ص. 200 )

4 ـ جرجی زیدان را معرفی کنید و چند اثر او را نام ببرید . ( صص. 200 و 201 )

5 ـ در مورد درون مایه ی قصه های عرب توضیح دهید . ( ص. 201 )

6 ـ یکی از نخستین نویسندگان داستان کوتاه در مصر را نام ببرید و دو ضعف عمده ی آثار او را بنویسید . ( ص. 202 )

7 ـ درون مایه ی بیش تر قصه های منفلوطی را بیان کنید . ( ص. 202 )

8 ـ آثار مشهور منفلوطی را ذکر کنید . ( ص. 202 )

9 ـ جبران خلیل جبران چه انجمنی را در آمریکا به راه انداخت ؟ ( ص. 203 )

10 ـ مشهورترین آثار جبران خلیل جبران را نام ببرید . ( ص. 203 ) 

11 ـ جبران خلیل جبران در آثارش ، چه دوره هایی را از جهت اندیشه از سر گذرانده است ؟ ( ص. 203 )

12 ـ ویژگی قصه های جبران خلیل جبران را بنویسید . ( ص. 204 )

13 ـ موضوع اساسی ادبیات واقع گرا ( رئالیست ) و اجتماعی عرب چیست ؟ ( ص. 204 )

14 ـ نزار قبانی ، شاعر توانای عرب شکست 1967 اعراب چه می داند ؟ توضیح دهید . ( ص. 204 )

15 ـ نخستین قدم های داستان نویسی به سبک نوین عراق را چه کسی و با نوشتن چه کتابی برداشت ؟ ( ص. 204 ) 

16 ـ کدام رمان نویس عرب جایزه ی نوبل ادبی را دریافت کرد ؟ آن چه در باره ی او می دانید ، بنویسید . ( ص. 205 )

17 ـ آثار نجیب محفوظ چه ویژگی خاصی داشت ؟ ( ص. 205 )

18 ـ مهم ترین آثار محفوظ کدامند ؟ نام ببرید . ( ص. 205 )

19 ـ مهم ترین تفاوت شیوه ی داستانی نجیب محفوظ و یوسف ادریس را بیان کنید . ( ص. 205 )

20 ـ آثار مهم یوسف ادریس را نام ببرید . ( ص. 206 )

21 ـ برخی نقادان یوسف ادریس ، ارزش کارهای او را در میان قصه نویسان در چه حد می دانند ؟ ( ص. 206 )

22 ـ غالی شکری نویسنده ، نقاد و متفکر معاصر عرب در باره ی غاده السّمان چه نظری دارد ؟ ( ص. 206 )

23 ـ نخستین واکنش فلسطینیان در برابر فشارهای اسرائیل بر نوار غربی فلسطین در چه کتابی دیده می شود ؟ ( ص. 207 )

24 ـ درون مایه ی اساسی بیش تر قصه های فلسطینی بعد از اشغال اسرائیل چیست ؟ ( ص. 207 )

25 ـ در مورد شخصیت های قصه های فلسطینی توضیح دهید . ( ص. 207 )

 

[ سه شنبه چهارم فروردین 1388 ] [ 10:49 قبل از ظهر ] [ ] [ ]
تاریخ ادبیات2

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

 

پرسشنامه ي کتاب

 تاریخ ادبیّات ایران و جهان ( 2 )

 سال سوّم متوسطه

رشته ی ادبیّات و علوم انسانی

 د رس اول

 ( در آمدی برعصر حافظ ، دوران شکوه و شکایت )

 1 ـ پیامدهای فتنه ی مغول را در فکر واندیشه و زندگی اجتماعی بنویسید.(5/1)

2 ـ آثار حمله ی مغول را در قلمرو ادبیات بیان کنید . (5/1 )

3 ـ سبب تشتت و پراکندگی فرهنگی در زمان حکومت ایلخانان چه بود؟ ( 5/0 )

4 ـ فترت و هرج و مرجی که در عصر حافظ در قلمرو ذوق و اندیشه ملاحظه می شود .  بازتاب چیست ؟ ( 5/0 )

5 ـ علت آزادی مذاهب در عصر حافظ چه بود؟ ( 5/0 )

6 ـ شاهرخ میرزا در عرصه ی هنر و فرهنگ اسلامی چه نقشی داشته است؟ توضیح دهید. (1)

7 ـ بایسنقر میرزا به چه هنری علاقه ی خاص داشت و این علاقه سبب پدید آمدن چه    آثاری گشت ؟ ( 5/0 )

8 ـ وضع زبان و فرهنگ را در عصر حافظ شرح دهید . (1 )

9 - چرا در عصر حافظ ، قالب قصیده از رواج افتاد؟ (1 )

10 ـ عمده ترین موضوع ها و مضامین قصیده در عصر حافظ را بیان کنید . (5/2)

11 ـ تقلید در شعر عصر حافظ به دو صورت جلوه کرده است ، آن دو را بیان کنید . (1 )

12 ـ شعر عصر حافظ در مقایسه با دوره های قبل ، از نظر محتوا چه وضعی داشت ؟ (1)

13 ـ سه مورد خاصی را که از نظر محتوایی در اشعار عصر حافظ پدید آمد ، نام ببرید . (75/0)

14 ـ دو شاعر توانا در زمینه ی طنز و انتقاد اجتماعی از عصر حافظ را نام ببرید . (5/0 )

15 ـ زبان شعر در عصر حافظ چه کیفیتی داشت؟ (1)

16 ـ « عارفی از سلسله ی سوختگان » عنوان کدام شاعر است ؟ ( 5/0 )

17 ـ فخرالدین عراقی علاوه بر « عراقی » به چه نسبت های دیگری خوانده می شد؟ (5/0)

18 ـ آشنايی با کدام عارفان بزرگ در روحیه و عقاید عراقی تأثیر گذاشت ؟(5/0)

19 ـ مهمترین آثار فخرالدین عراقی را نام ببرید . ( 75/0 )

20 ـ نام دیگر کتاب عشاق نامه چیست و این کتاب در چه زمینه ای است؟ (75/0)

21 ـ حدیقه ی سنایی با کدام اثر فخرالدین عراقی هم وزن است؟ (25/0)

22 ـ موضوع کتاب لمعات عراقی چیست؟ (5/0)

23 ـ اشعه اللّمعات از کیست و در چه زمینه ای است؟ (75/0)

24 – شعرو نثر عراقی چگونه است ؟ ( 2‌ )

  درس دوم ( خواجوی کرمانی ، نخل بند شاعران )

1 ـ وجود دو شاعر پر آوازه ، یعنی سعدی و حافظ پیش از خواجو و پس از وی چه تأثیری برای نام و آوازه ی خواجو داشت ؟ (5/0)

2 ـ خواجوی کرمانی در عالم شعر به چه عنوانی شهرت یافت ؟ چرا ؟ ( 5/0)

3 ـ در باره ی تأثیر خواجوی کرمانی برسبک حافظ توضیح دهید . (1)

4 ـ دیوان خواجو به چند بخش تقسیم می شود ؟ نام ببرید . ( 5/0 )

5 ـ « خمسه ی خواجو » شامل کدام مثنوی های اوست ؟ 25/1 )

6 ـ مناظره های خواجوی کرمانی را نام ببرید . (5/1 )

7 ـ قصاید « خواجوی کرمانی » چه موضوعات و مسائلی را در بر دارد؟ ( 25/1 )

8 ـ خواجو در قصیده و غزل و حماسه و داستان غنایی کدام شاعران را سر مشق قرار داده است ؟ ( 1 )

9 ـ ابن یمین در عصر کدام سلسله می زیست و چه مذهبی داشت ؟ ( 5/0 )

10 ـ ابن یمین به خاطر سرودن چه نوع اشعاری و در چه مضامینی نام بردار گشته است ؟ ( 1 )

11 ـ موضوع قصیده های ابن یمین چیست؟ ( 5/0)

12 ـ غزل های « ابن یمین » چه مضمونی دارد؟ ( 5/0 )

13 ـ در دو بیت زیر از « ابن یمین » ، کدام ویژگی ستوده شده است؟ ( 5/0 )

دو قرص نان اگر از گندم است اگر از جو / دو تای جامه اگر کهنه است اگر از نو

هــزار بـار نـکــوتر به نـزد ابـن یـمـین / ز فـرّ ممـلکت کی قـباد و کی خسرو

14 ـ سبک شعری « سیف فرغانی » را توضیح دهید . ( 1 )

15 ـ « سیف فرغانی » قصاید و غزل های خود را در جواب و استقبال کدام شاعران سروده است ؟ ( 1 ) 

16 ـ « سیف فرغانی » از قالب قصیده به چه منظور بهره برده است؟ ( 1 )

17 ـ پیام دو بیت زیر از سیف فرغانی را بیان کنید . (5/0)

من نی ام شاعر که مدح کس کنم هر شاه را/از برای حـق نعـمت پـنددادم این قَـدَر

خیر و شرّ کس نگفتم از هوای طـبع و نفس / مدح و ذمّ کس نکردم از برای سیم و زر

18 ـ این توضیح در باره ی کیست؟« شاعرونویسنده ی طنزپردازوشوخ طبع سده ی هشتم که درقزوین زاده شد.» (5/0)

19 ـ چرا به عبید لقب « زاکانی » داده اند ؟ ( 5/0 ) 

20 ـ ذوق و هنر عبید زاکانی در چیست و چگونه جلوه گر می شود؟ ( 1 )

21 ـ اشعار و آثار عبید به چه بخش هایی تقسیم می شود ؟ ( 5/0 )

22 ـ اشعار جدی عبید تحت چه عنوانی از او برجای مانده است ؟ ( 5/0 )

23 ـ چه نوع آثاری چهره ی ادبی عبید را در بین سایر شاعران ممتاز ساخته است ؟    ( 25/0 )

24 ـ مهمترین اثر طنزآمیز منظوم عبید چه نام دارد ؟ ( 25/0)

25 ـ منظومه ی « موش و گربه » ی عبید از نظر زبان و بیان چگونه اثری است؟ (1)

26 ـ آثار طنزآمیز منثور عبید را نام ببرید . ( 1)

27 ـ طنز های عبید زاکانی چه ویژگی هایی دارد؟ (1 ) 

28 ـ علت تندی و گزندگی زبان طنز عبید را بیان کنید . ( 1 )

 29 ـ عبید برای پرداختن هزلیّات خود به کدام شاعران نظر داشته است ؟ ( 5/0 )

30 ـ بیت زیر به کدام ویژگی « موش و گربه » ی عبید اشاره دارد؟ (5/0)

غرض از موش و گربه بر خواندن        مدّعا فهم کن پسر جانا.

 درس سوم ( حافظ ، رند فرزانه ی شیراز )

1 ـ « رند فرزانه ی شیراز » کیست ؟ ( ص. 22 )

2 ـ خواجه شمس الدین محمد شیرازی را به چه نام و لقبی می شناسیم ؟ ( ص. 22 )

3 ـ در باره ی تأثیر قرآن و معارف آن بر ذهن و زبان حافظ توضیح دهید . ( ص. 23 )

4 ـ کدام یک از پادشاهان معاصر حافظ با او به حرمت رفتار می کرد ؟ ( ص. 23 )

5 ـ در دیوان حافظ مقصود از محتسب کیست و چرا حافظ وی را به این نام خوانده است؟ ( صص. 23 و 24 )

6 ـ حافظ به خاطر سرودن چه نوع شعری شهرت دارد؟در سرودن آن چه کسانی را سرمشق خود قرار داده است ؟ ( ص. 24 )

7 ـ چرا حافظ را « خاتم شعرای ایران » می دانند ؟ ( ص. 24 )

8 ـ در مورد لحن حافظ و شیوه ی مبارزه ی او با نا به سامانی های جامعه توضیح دهید . ( ص. 24 )

9 ـ حافظ در موضوع غزل چه شیوه ی خاصی را پدید آورد ؟ ( ص. 24 ) 

10 ـ در باره ی نحوه ی نگاه و نگرش حافظ به زندگی توضیح دهید . ( ص. 23 )

11 ـ غزل های اجتماعی حافظ چه ویژگی هایی دارد؟ ( ص. 24 )

12 ـ دو نمونه از بهترین نسخه های دیوان حافظ و شرح های نوشته شده بر آن را نام ببرید . ( ص. 24 ) 

13 ـ یک غزل از حافظ و سعدی را با هم مقایسه کنید و در باره ی سبک ، زبان و درون مایه ی آن دو گفت و گو کنید .

14 ـ فرهنگ شهر هرات در روزگار جامی چه وضعی داشت ؟ ( ص. 26 )

15 ـ مثنوی های هفت اورنگ جامی را با ذکر موضوع هر یک نام ببرید . ( ص. 27 )

16 ـ آثار منثور جامی را نام ببرید . ( ص. 27 )

17 ـ کدام اثر جامی به پیروی از گلستان سعدی نوشته شده است؟ ( ص. 27 )

18 ـ اشعه اللّمعات از کیست و موضوع آن چیست؟ ( ص. 27 )

19 ـ جامی هفت اورنگ را به تقلید از چه کتابی سروده است ؟ ( ص. 27 )

 ( بخش دوم ـ عصر خواجه رشید الدین )

درس چهارم ( در آمدی بر عصر خواجه رشیدالدین یا دوره ی اوج تاریخ نویسی )

1 ـ دلایل رونق تاریخ نویسی را در دوران حاکمیت مغول و تیمور بنویسید.(ص. 32)

2 ـ شیوه ی نویسندگی در عصر خواجه رشیدالدین چگونه بود؟ ( ص. 32 )

3 ـ علت تأثیر گذاری زبان عربی در زبان فارسی و ساختمان دستوری آن در دوره ی    صفوی چه بوده است؟ ( ص. 33 )

4 ـ تاریخ جهان گشا اثر کیست؟ ( ص. 33 )

5 ـ موضوع تاریخ جهان گشا چیست؟ ( ص. 33 )

6 ـ در باره ی ویژگی نثر تاریخ جهان گشا توضیح دهید . ( صص. 33 و 34 )

7 ـ « رَبعِ رشیدی » را چه کسی و در کجا تأسیس کرد؟ ( ص. 34 )

8 ـ مهم ترین اثر تألیفی خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی چه نام دارد؟(ص. 34) 

9 ـ جامع التواریخ از نظر نوع نثر چه ویژگی هایی دارد؟ ( ص. 34 )

10 ـ تاریخ جهان گشا را از نظر نوع نثر و سبک نویسندگی با تاریخ بیهقی مقایسه کنید .

  ( بخش سوم ـ عصر صائب )

درس پنجم ( درآمدی بر عصر صائب یا دوره ی غزل گویی و مضمون آفرینی )

1 ـ وضع عمومی شعر در عصر صفوی چگونه بود؟ ( ص. 37 )

2 ـ مناطق عمده رشد و پرورش زبان و ادب فارسی در ایران و خارج از آن ، در عصر صائب کدامند؟ ( صص . 37 و 38 )

3 ـ زبان فارسی در دوره ی صفویان چه موقعیت و جایگاهی داشت؟ ( صص. 37 و 38 )

4 ـ چه عواملی سبب مهاجرت شاعران ایرانی به هند شد؟ ( ص. 38 )

5 ـ واکنش شاه تهماسب صفوی در برابر قصیده ی مدحی محتشم کاشانی چگونه بود؟ ( ص. 38 )

6 ـ علت رشد شعر و ادب فارسی در نزد سلاطین بابری هند را بنویسید . ( ص. 38 )

7 ـ چه عاملی در عصر صائب سبب از رونق افتادن زبان و ادب فارسی در هند شد؟ ( ص. 39 )

8 ـ روی کار آمدن حکومت شیعه مذهب صفوی چه تأثیراتی در ادبیات ، به ویژه در شعر فارسی گذاشت؟ ( ص. 39 )

9 ـ در عصر صائب ، قالب عمده ی شعر و موضوع آن چه بود و چه تفاوتی با گذشته داشت؟ ( ص. 39 )

10 ـ با توجه به ویژگی های شعری عصر صائب ، بیت زیر را بررسی کنید . ( ص. 39 )

جان می رسد به لب ، منِ شیرین کلام را          تا حرف تلخی از دهنِ یار می کشم

11 ـ جان بخشی را که از ویژگی های پر کاربرد شعری در عصر صائب است ، با ذکر نمونه توضیح دهید . ( ص. 39 )

12 ـ ویژگی های سبک شعر را در عصر صائب بیان کنید . ( ص. 39 و 41 )

13 ـ بیت زیر را از دید ویژگی های شعری عصر صائب ، بررسی کنید . ( ص. 41 )

بخیه ی کفشم اگر دندان نما شد عیب نیست   خنده می آرد همی بر هرزه گردی های من

14 ـ در بیت زیر ، کدام یک از ویژگی های شعری عصر صائب دیده می شود؟ توضیح دهید . ( ص. 41 )

اظهار عجز در بر ظالم روا مدار              اشک کباب موجب طغیان آتش است

15 ـ مثنوی های وحشی بافقی را نام ببرید و بگویید که در این مثنوی ها،وحشی از کدام شاعر پیروی کرده است. ( ص. 42 )

16 ـ مثنوی ناتمام فرهاد و شیرین را چه کسی سرود؟ این مثنوی را چه کسی کامل کرد ؟ ( ص. 42 )

17 ـ بیشترین شهرت شاعری وحشی بافقی مرهون سرودن چه نوع اشعاری است؟ ( ص. 42 )

18 ـ پدر مرثیه سرایی در ادب فارسی کیست و علت شهرت او چیست؟ ( ص. 43 )

19 ـ بیت های زیر از ترکیب بند فدایی مازندرانی انتخاب شده است . آن ها را از نظر سبک و زبان و ساختار با سروده ی محتشم مقایسه کنید . ( صص. 46 و 54 )

پرسیدم از هلال که قدّت چرا خم است؟              گفـتا خمـیدنِ قـَدَم از بـارِ ماتم است

گفتم به چرخ بهرِ چه پوشـیده ای کبود               آهی کشید و گفت که ماهِ مُحرّم است . . .

20 ـ شاعری محتشم کاشانی دارای دو رویه است ، آن دو رویه را بیان کنید . ( صص. 46 و 47 ) 

21 ـ مجموعه ی غزلیات محتشم کاشانی چه نام دارد و زمینه ی اصلی آن چیست؟ ( ص. 47 )

 درس ششم ( کلیم همدانی ، آفریننده ی معنا و مضمون )

1 ـ کلیم در کجا و از چه کسی عنوان ملک الشعرایی گرفت؟ ( ص. 48 )

2 ـ کدام اثر مثنوی از کلیم کاشانی به یادگار مانده است؟ ( ص. 48 )

3 ـ چه عواملی سبب برجستگی غزل های کلیم کاشانی و شهرت وی شده است؟ ( ص. 48 )

4 ـ خلاق المعانی ثانی لقب کیست؟ چرا به وی این لقب را داده اند؟ ( ص. 48 )

5 ـ مثنوی های صائب را نام ببرید . ( ص. 50 )

6 ـ دشواری شعر صائب به چه سبب است؟ ( ص. 51 )

7 ـ شاهکار شاعری صائب چه نوع شعری است و چه محتوایی دارد؟ ( ص. 51 ) 

8 ـ یک غزل از سبک عراقی را با غزلی از شاعران سبک هندی مقایسه کنید .

9 ـ دو اثر منثور بیدل را نام ببرید . ( ص. 52 )

10 ـ دو مثنوی از آثار بیدل را نام ببرید . ( ص. 52 )

11 ـ بیش ترین شهرت بیدل در قلمرو فرهنگ فارسی مدیون چه نوع اشعار اوست؟ ( ص. 52 )

12 ـ ویژگی غزل ها و سایر شعرهای بیدل را بنویسید . ( ص. 52 )

13 ـ کدام شاعران را می توان « پهلوان شاعران سبک هندی » و « شهسوار سخن پارسی » دانست؟ ( ص. 52 )  

 ( بخش چهارم ـ عصر قائم مقام )

درس هفتم ( درآمدی بر عصر قائم مقام ، یا مرحله ی انتقال به ساده نویسی )

1 ـ در عصر قائم مقام نثر فارسی چه مرحله ای را طی کرد؟ ( ص. 57 )

2 ـ نثر فارسی در اواخر دوره ی خواجه رشیدالدین چگونه بود؟ ( ص. 57 )

3 ـ کتاب درّه ی نادره از کیست؟ این اثر نماینده ی چه نوع نثری است؟ ( ص. 57 )

4 ـ چه عواملی سبب بیماری و فساد سبک نویسندگی پارسی در عصر قائم مقام شد؟ ( ص. 57 )

5 ـ پایه ی نثر ساده در ایران از چه عصری نهاده شد؟ ( ص. 57 )

6 ـ چه کسی در دوره ی قاجاریه سبک تازه ای در نویسندگی فارسی پدید آورد؟ او چه لقبی از فتحعلی شاه قاجار گرفت؟ (ص. 57 )

7 ـ منشآت از کیست و به شیوه ی کدام کتاب معروف نوشته شده است؟ ( ص. 58 )

8 ـ ویژگی های نثر قائم مقام را ذکر کنید . ( ص. 58 )

9 ـ به چه عللی سبک نویسندگی قائم مقام مورد توجه نویسندگان واقع شد؟ ( ص. 58 )

10 ـ عواملی را که سبب تحوّل نثر فارسی و رواج ساده نویسی پس از قائم مقام شد ، بنویسید . ( ص. 58 )

11 ـ در عصر قائم مقام چه کسانی اسلوب ساده نویسی غربی را در زبان فارسی پیشنهاد کردند؟ ( ص. 59 )

12 ـ چند اثرِ عصر قائم مقام را که سرمشق ساده نویسی بوده اند ، نام ببرید . ( صص. 59 و 60 و 61 )

13 ـ نویسنده ی کتاب حاجی بابا اصفهانی کیست و هدف او از نوشتن این اثر چه بوده است؟ ( ص. 59 )

14 ـ چه کسی کتاب حاجی بابا اصفهانی را به فارسی ترجمه کرد؟ ( ص. 59 )

15 ـ علل توفیق و شهرت کتاب حاجی بابا اصفهانی در میان خوانندگان فارسی چه بود؟ ( ص. 59 )

16 ـ سفر نامه نویسی از چه دوره ای در ایران رواج یافت؟ ( ص. 59 ) 

17 ـ مسالک المحسنین چه نوع اثری است و موضوع آن چیست؟ ( صص. 59 و 60 )

18 ـ مؤلف کتاب مسالک المحسنین کیست؟ ( ص. 60 )

19 ـ « سیاحت نامه ی ابراهیم بیک » از کیست و چگونه اثری است؟  ( ص. 60 )

20 ـ « حسب حال » به چه نوع نوشته هایی گفته می شود؟ در این باره تحقیق کنید . ( ص. 60 )

21 ـ کدام نویسنده ی عصر قائم مقام در مخالفت با دولت رضاشاه ، با سید حسن مدرّس هماهنگی داشت؟

22 ـ نام دیگر کتاب شرح زندگانی من چیست؟ ( ص. 61 )

23 ـ مقصود عبدالله مستوفی از نوشتن کتاب شرح زندگانی من ، چه بود؟ ( ص. 61 )

24 ـ شرح زندگانی من چگونه اثری است؟ ( ص. 61 )

  ( بخش پنجم ـ عصر هاتف )

درس هشتم ( درآمدی بر عصر هاتف یا دوره ی انصراف از سبک هندی )

1 ـ عصر هاتف به چه دوره ای معروف است؟ ( ص. 64 )

2 ـ چرا در عصر هاتف ، تازگی و ابتکار در میان شاعران دیده نمی شود؟ (صص. 64 و 65 )

3 ـ در مورد وضع کلی شعر و شاعری در عصر هاتف توضیح دهید . ( ص. 65 ) 

4 ـ چرا شاعران مستعد از شیوه ی شاعری معمول در عصر صائب دل خوشی نداشتند؟ ( ص. 65 )

5 ـ انجمن ادبی مشتاق در کدام شهر تأسیس شد؟ (ص. 65 )

6 ـ پیشگامان انجمن ادبی مشتاق چه کسانی بودند و در چه راهی تلاش می کردند؟( ص. 65 )

7 ـ کار انجمن مشتاق از چه جهت اهمیت دارد؟ ( ص. 65 )

8 ـ در عصر هاتف کدام نوع شعر ( قالب ) رواج بیش تری داشت؟ ( ص. 65 )

9 ـ شاعران عصر هاتف در غزل و قصیده از چه کسانی پیروی می کردند؟ ( ص. 65 ) 

10 ـ در باره ی موضوع غزل در عصر هاتف و تفاوت آن با غزل عصر حافظ و مولانا توضیح دهید . ( صص. 65 و 66 )

11 ـ چرا در عصر هاتف ، تحوّل شگرفی در فضای شعر فارسی پدید نیامد؟ ( ص. 66 )

12 ـ چرا مضمون قصاید در این دوره ، بیش تر مناقب و مراثی اهل بیت است؟ ( ص. 66 )

13 ـ تقلید در عصر هاتف چه وضعی داشت؟ ( ص. 66 )

14 ـ پیشاهنگ شیوه ی نوین در عصر هاتف که بود؟ ( ص. 66 ) 

15 ـ سید محمد علی مشتاق که بود؟ شیوه ی شاعری او را توضیح دهید .( صص. 66 و 67 )

16 ـ مشتاق اصفهانی در شیوه ی نوین خود ، طریقه ی کدام شاعر را بازآفرینی کرد؟ ( ص. 67 )

 درس نهم ( آذر بیگدلی ، شعر شناس دیرپسند )

1 ـ قصاید و غزلیات آذر بیگدلی بیش تر بر شیوه ی کدام شاعران بود؟ ( ص. 69 )

2 ـ مثنوی معروف آذر بیگدلی چه نام دارد؟ ( ص. 69 )

3 ـ آتشکده از کیست و موضوع آن چیست؟ ( ص. 69 )

4 ـ آذر بیگدلی چرا به « آذر دیر پسند » معروف شده است؟ ( ص. 69 )

5 ـ « شاعر ترجیع بند » کیست؟ ( ص. 70 )

6 ـ پیشاهنگ سبک بازگشت و شاخص ترین سخنور عصر هاتف کدام شاعران بودند؟ ( ص. 70 )

7 ـ اخوانیات به چه نوع شعری گفته می شود؟ در این باره تحقیق کنید . ( ص. 70 )

8 ـ شاهکار سخنوری هاتف کدام شعر اوست؟ ( ص. 71 )

9 ـ در مورد مضمون و لحن ترجیع بند هاتف اصفهانی توضیح دهید . ( صص. 71 و 72 )

10 ـ میرزا عباس بسطامی در شعر خود از چه تخلص هایی استفاده کرد؟ ( ص. 74 ) 

11 ـ هنر فروغی در چه نوع شعری جلوه گر شده است؟ سرمشق وی در این کار چه کسانی بوده اند؟ ( ص. 74 )

  ( بخش ششم ـ عصر صبا )

درس دهم ( درآمدی بر عصر صبا یا دوره ی بازگشت ادبی )

1 ـ عصر صبا به چه دوره ای معروف است؟ ( ص. 78 )

2 ـ وضع شعر و ادب را در دوره ی اول عصر ناصری توضیح دهید . ( ص. 78 )

3 ـ چرا در عصر صبا ، توجّه علما و خواص به شعر فزونی گرفت و گرایش طبقات پایین و پیشه وران نسبت به آن کاهش یافت؟ ( ص. 79 )

4 ـ نویسنده ی کتاب « براهین العجم » کیست ؟ وی این کتاب بر اساس موازین و اصول چه کتابی نوشته است ؟ ( ص. 79 )

5 ـ وجود کتاب براهین العجم در عصر صبا ، بیانگر چه مسئله ای است؟ ( ص. 79 )

6 ـ کدام مجتهدان بزرگ در عصر صبا به شعر و شاعری پرداختند ؟ آثار و تخلص هر یک را ذکر کنید . ( ص. 79 )

 7 ـ وضع تصوّف و شعر صوفیانه در عصر صبا چگونه بود؟ ( ص. 80 )

8 ـ در عصر صبا چه تغییر مهمی در تغییر جغرافیایی حوزه ی شعر و ادب پدید آمد ؟ ( ص. 80 )

9 ـ شاعر عصر نادری که بود ؟ وی چه کتاب هایی را نوشت ؟ ( ص. 80 )

10 ـ در زمان فتحعلی شاه چه تحولاتی در شعر و شاعری پدید آمد ؟ چرا ؟ ( ص. 80 )

11 ـ معروف ترین شاعران دربار فتحعلی شاه ( انجمن خاقان ) کدامند ؟ ملک الشعرای آنان کیست ؟ ( ص. 80 )

12 ـ شاعران عصر صبا بر چند گروه بودند ؟ توضیح دهید. ( ص. 81 )

13 ـ در عصر صبا وضع کلی شعر و شاعری چگونه بود ؟ ( ص. 81 )

14 ـ در عصر صبا کدام قالب های شعری بیش تر مورد توجّه بود؟ ( ص. 81 )  

15 ـ مقصود جمله ی « شعر این دوره ( عصر صبا ) شعری آفاقی و عینیت گراست » را توضیح دهید . ( ص. 82 )

16 ـ شعر عصر صبا از نظر مضمون و محتوا ، چگونه بود؟ ( ص. 82 )

17 ـ در باره ی ادبیات حماسی در عصر صبا توضیح دهید . ( ص. 82 )

18 ـ « پرچمدار بازگشت ادبی » کیست ؟ ( ص. 83 )

19 ـ آثار صبا ی کاشانی را نام ببرید . ( ص. 83 )

20 ـ موضوع کتاب خداوند نامه چیست؟ این کتاب جزو کدام یک از انواع ادبی به شمار می آید؟ ( ص. 82 )

21 ـ موضوع کتاب عبرت نامه چیست؟ این کتاب به تقلید از کدام اثر نوشته شده است؟ ( ص. 83 )

22 ـ صبا چه کتابی را به تقلید از بوستان سعدی سرود ؟ ( ص. 83 )

23 ـ شهنشاه نامه ی صبا چه کتابی است ؟ ( ص. 83 )  

24 ـ سبک شعر و ویژگی شاعری « فتحعلی خان صبا » را توضیح دهید . ( ص. 83 )

 درس یازدهم ( نشاط اصفهانی و گنجینه ی نظم ونثر )

1 ـ نشاط اصفهانی در دربار فتحعلی شاه چه وضعی داشت ؟ ( ص. 85 )

2 ـ مجموعه آثار منظوم و منثور نشاط با چه عنوانی گردآوری شده است ؟ ( ص. 85 )

3 ـ در باره ی ویژگی غزلیات و قصاید نشاط اصفهانی توضیح دهید . ( صص. 85 و 86 )

4 ـ شیوه ی زندگی وصال شیرازی چگونه بود؟ ( ص. 87 )

5 ـ آثار شعری وصال شیرازی را نام ببرید . ( صص. 87 و 88 )

6 ـ در باره ی مثنوی سرایی وصال شیرازی توضیح دهید . ( صص. 87 و 88 )

7 ـ مثنوی بزم وصال از کیست و به پیروی از کدام اثر پدید آمده است؟  ( صص. 87 و 88 )

8 ـ قصیده و غزلیات وصال چگونه بود ؟ ( ص. 88 )  

9 ـ آثار یغمای جندقی به چه سبب دارای اهمیّت و ارزش است؟ ( ص. 89 )

10 ـ چه نوع اشعاری از یغمای جندقی برجای مانده است ؟ ( ص. 89 )

11 ـ در مورد شیوه ی نویسندگی و ویژگی نثر یغمای جندقی توضیح دهید . ( ص. 89 )

12 ـ « پهلوان میدان قصیده سرایی » کیست ؟ ( ص. 90 )

13 ـ قاآنی در اوایل کار با چه تخلصی شعر می گفت ؟ ( ص. 90 )

14 ـ حاجی میرزا آقاسی چه لقبی به قاآنی داد ؟ ( ص. 90 ) 

15 ـ در باره ی سبک شاعری و مضامین شعری میرزا حبیب قاآنی توضیح دهید . ( ص. 91 )

16 ـ قاآنی چه کتابی را به شیوه ی گلستان سعدی نوشت ؟ ( ص. 91 )

17 ـ با مراجعه به کتاب پریشان قاآنی یک حکایت آن را از نظر شیوه ی بیان و سبک با حکایتی از گلستان سعدی مقایسه کنید . ( ص. 91 ) 

  ( بخش هفتم ـ عصر بیداری )

درس دوازدهم ( درآمدی بر عصر بیداری یا دوران نهضت مشروطه )

1 ـ در آستانه ی مشروطه چه عواملی سبب دگرگونی چهره ی فرهنگی جامعه ی ایران شد؟ ( صص. 94 و 95 )

2 ـ چگونه اندیشه ی غرب گرایی در جامعه ی ایرانی زمینه ی رشد و پرورش پیدا کرد؟ ( ص. 95 )

3 ـ علمای شیعه چه تأثیری بر حرکت های اجتماعی عصر قاجار داشتند ؟ ( ص. 95 )

4 ـ استبداد صغیر چه دوره ای است ؟ ( ص. 96 )  

5 ـ وجه مشخّصه ی شعر و ادب عصر بیداری را نسبت به ادبیات کهن توضیح دهید . ( ص. 96 )

6 ـ ویژگی های شعر عصر بیداری را بیان کنید . ( صص. 96 و 97 ) 

7 ـ شعر عصر بیداری از نظر ساخت فنّی ـ یعنی زبان وموسیقی ـ چه خصوصیتی دارد؟ توضیح دهید . ( ص. 97 )

8 ـ تخیل و قالب شعری در عصر بیداری چه وضعی داشت ؟ ( ص. 97 )

9 ـ شعر و ادب عصر بیداری از نظر محتوا و درون مایه چه خصوصیاتی داشت؟ ( ص. 97 )

10 ـ برجسته ترین درون مایه های شعر عصر بیداری را نام ببرید . ( ص. 98 )

11 ـ در مورد مفهوم آزادی در شعر و ادب عصر بیداری توضیح دهید؟ ( ص. 98 )

12 ـ در باره ی مفهوم وطن در ادبیات عصر بیداری توضیح دهید . ( ص. 98 )

13 ـ چه چیزهایی باعث شد که تعلیم و تربیت نوین مورد توجه قرار گیرد؟ ( ص. 98 )

14 ـ مقصود از ادبیات کارگری یا ادبیات محرومان در عصر بیداری چیست؟ ( صص. 98 و 99 )

15 ـ در مورد مهم ترین حوزه های جغرافیای شعر و ادب عصر بیداری توضیح دهید . ( ص. 99 )

16 ـ بعد از تهران ، کدام شهر دیگر از نظر سیاسی و مطبوعاتی از سایر شهرها گرم تر بود ؟ ( ص. 99 )

17 ـ به چه دلایلی تبریز بعد از تهران گرم ترین شهر سیاسی و مطبوعاتی کشور بود ؟ ( ص. 99 ) 

 درس سیزدهم ( چهره های شعر دوره ی بیداری 1 )

1 ـ شاعران دوره ی بیداری به چند گروه عمده تقسیم می شود ؟ آنها را نام ببرید . ( صص. 101 و 112 )

2 ـ دو تن از برجسته ترین شاعران سنّت گرای دوره ی بیداری را نام ببرید . ( صص. 101 و 103 و 108 )

3 ـ ادیب الممالک فراهانی چه عنوانی را برای تخلص شعری خود برگزید؟ چرا ؟ ( ص. 101 )

4 ـ چه کسی لقب « ادیب الممالک » را به میرزا محمد صادق امیری داد؟ ( ص. 101 )

5 ـ ادیب الممالک فراهانی سردبیر چه روزنامه ای بود ؟ ( ص. 102 )

6 ـ شیوه ی شاعری ادیب الممالک را به ویژه در قصیده توضیح دهید . ( ص. 102 )

7 ـ چه عواملی فهم اشعار ادیب الممالک فراهانی را برای عموم دشوار می سازد ؟ ( ص. 102 )

8 ـ مضامین شعری ادیب الممالک فراهانی را چه موضوعاتی تشکیل می دهد؟ ( ص. 102 )

9 ـ  « شاعر آزادی » کیست ؟ ( ص. 103 )

10 ـ پدر ملک الشعرای بهار که بود ؟ ( ص. 103 )

11 ـ چه کسی به محمد تقی بهار لقب « ملک الشعرایی » داد ؟ ( ص. 103 )

12 ـ بهار در مشهد دست به انتشار چه روزنامه هایی زد ؟ ( ص. 104 )

13 ـ بهار در تهران چه مجلّه ای را تأسیس کرد ؟ ( ص. 104 )

14 ـ آثار تحقیقی بهار را نام ببرید ؟ ( ص. 105 )

15 ـ بهار کدام آثار کهن ایران را تصحیح کرد ؟ ( ص. 105 )

16 ـ در مورد محتوای سروده های بهار توضیح دهید . ( صص. 105 و 106 )

17 ـ ویژگی قصاید ملک الشعرای بهار را بنویسید . ( ص. 106 )

18 ـ در باره ی میهن دوستی محمدتقی بهار توضیح دهید . ( ص. 106 )

19 ـ دهخدا در انتشار چه روزنامه ای دست داشت و در آن با چه کسی به همکاری پرداخت ؟ ( ص. 109 )

20 ـ دهخدا در استانبول به انتشار چه روزنامه ای همت گماشت ؟ ( ص. 109 )

21 ـ مهم ترین آثار ادبی دهخدا را نام ببرید . ( ص. 109 )

22 ـ کتاب « چرند و پرند » دهخدا چه ویژگی هایی دارد ؟ ( ص. 109 )

23 ـ مهم ترین آثار تحقیقی دهخدا کدامند ؟ هر یک را توضیح دهید . ( ص. 110 )

24 ـ با مراجعه به درس مشروطه ی خالی از کتاب ادبیات سال اول ، ویژگی های نثر دهخدا در کتاب چرند و پرند را بررسی و بیان کنید .

25 ـ مسمّط « یاد آر ز شمع مرده » از کیست و به چه منظوری سروده شده است؟ ( ص. 110 )

 درس چهاردهم ( چهره های شعر دوره ی بیداری 2 )

1 ـ چرا سید اشرف الدین گیلانی را می توان « شاعر مردم در عصر بیداری » نامید ؟ ( ص. 112 )

2 ـ سید اشرف الدین گیلانی دست به انتشار چه روزنامه ای زد؟ این روزنامه در کجا و با چه سبکی انتشار یافت؟( ص. 112 )

3 ـ ویژگی عمده شعر و سبک شاعری نسیم شمال چیست؟ توضیح دهید . ( ص. 113 )

4 ـ سید اشرف الدین در سرودن اشعار نسیم شمال از مضامین چه روزنامه و اشعار کدام شاعر الهام می گرفت ؟ ( ص. 113 )

5 ـ شعر ناله ی مرغ اسیر از عارف قزوینی را با شعر مرغ گرفتار بهار ـ که در کتاب ادبیات سال اول خوانده اید ـ مقایسه کنید .

6 ـ عارف قزوینی در چه هنر هایی دست داشت ؟ ( ص. 115 )

7 ـ ویژگی های شعری عارف قزوینی را بنویسید . ( ص. 116 )

8 ـ در باره ی تصنیف سازی عارف و امتیاز بزرگ تصنیف های او توضیح دهید . ( ص. 116 )

9 ـ میرزاده ی عشقی چه روزنامه ای را و در کدام شهر دایر کرد ؟ ( ص. 117 )

10 ـ چرا میرزاده ی عشقی منظومه ی جمهوری نامه را سرود ؟ ( ص. 118 )

11 ـ روزنامه ی قرن بیستم را چه کسی دایر کرد ؟ این روزنامه چه سرنوشتی داشت ؟ ( ص. 118 )

12 ـ مضامین شعر میرزاده ی عشقی را بیان کنید . ( ص. 118 )

13 ـ در مورد ویژگی زبان وبیان و موضوع سروده های میرزاده عشقی توضیح دهید . ( ص. 118 )

14 ـ با توجه به کدام شعر ، عشقی را سنت شکن و پیشوای سبک جدید دانسته اند ؟ ( ص. 118 )

15 ـ چرا در عصر بیداری ، نیازهای عامّه ی مردم بیش تر در شعر جلوه گر شد؟ ( ص. 120 )

16 ـ کدام یک از شاهزادگان شاعر قاجار همسو با سایر شاعران مردمی به سرودن اشعاری در حمایت از مردم و محرومان و فرودستان پرداخت ؟ ( ص. 120 )

17 ـ چگونگی زندگی و مرگ فرّخی یزدی را شرح دهید . ( صص. 121 و 122 )

18 ـ فرخی یزدی به انتشار چه روزنامه ای همت گماشت و در آن چه چیز هایی نوشت ؟ ( ص. 121 )

19 ـ محتوا و مایه ی اصلی غزل های فرخی یزدی را بنویسید . ( ص. 122 )

20 ـ شعر گل های چیده از ادبیات ( 3 ) را با شعر جان فدای آزادی ، از نظر موضوع و محتوا و زبان و بیان مقایسه کنید .

 ( بخش هشتم ـ عصر نیما )

درس پانزدهم ( درآمدی بر عصر نیما ، یا دوره ی نوگرایی )

1 ـ کدام حوادث مهمّ تاریخی جریان نوگرایی را شتاب بخشیدند ؟ ( صص. 125 و 126 )

2 ـ چرا بحث کهنه و نو در روزنامه ها و مطبوعات دوره ی نوگرایی مطرح شد ؟ ( ص. 126 ) 

3 ـ در جریان بحث میان کهنه و نو در دوره ی نوگرایی ، سنّت گرایان برای پیش گیری از یک انقلاب تهاجمی بر ضد سنّت ها چگونه عمل می کردند ؟ ( ص. 126 )

4 ـ عنوان سعدی نو به کدام شاعر اختصاص یافت ؟ چرا ؟ ( ص. 127 )

5 ـ چرا شاعرانی مانند عشقی ، لاهوتی و ایرج میرزا نتوانستند راهی نو در شعر معاصر فارسی بگشایند ؟ ( ص. 127 )

6 ـ انجمن ادبی دانشکده در چه زمانی و در کجا شکل گرفت و اساس فعالیّت آن چه بود ؟ ( ص. 128 )

7 ـ نخستین نظریه پرداز شعر نو نیمایی که بود و در جریان پیکار کهنه و نو در دوره ی نوگرایی چه نقشی داشت؟(ص. 128)

8 ـ سه تن از پیشگامان شعر نو نیمایی را نام ببرید . ( ص. 129 )

9 ـ در دوره ی نوگرایی چه کسی نخست بار اشعاری در قالب چهارپاره سرود ؟ این نوع سروده چه ویژگی هایی داشت ؟ ( ص. 129 )

10 ـ حلقه ی اتصال پیشگامان شعر نیمایی که بود ؟ مرکز عمده ی آنان و سنگرشان را نام ببرید . ( ص. 130 )

11 ـ نیما با سرودن کدام شعرش در عرصه ی ادب نوین فارسی ظهور کرد ؟ ( ص. 131 )

 درس شانزدهم ( افسانه ، بیانیه ی شعر نیمایی )

1 ـ نخستین منظومه ی نیما چه نام داشت و در چه قالبی سروده شد ؟ ( صص. 132 و 133 )

2 ـ با مراجعه به درس « پیر مرد چشم ما بود » ، از ادبیّات سال اوّل ، نظر جلال آل احمد را در باره ی نیما بنویسید .

3 ـ کدام منظومه ی نیما را می توان « بشارت دهنده ی شعر نیمایی » دانست ؟ ( ص. 133 )

4 ـ نام اصلی نیما چیست ؟ وی در کجا زاده شد ؟ ( ص. 133 )

5 ـ چه کسی نیما را به شعر و شاعری تشویق نمود ؟ ( ص. 133 )

6 ـ نیما در آغاز نوجوانی به چه شیوه ای شعر می سرود ؟ ( ص. 134 )

7 ـ محمد ضیاء هشترودی در کتاب منتخبات آثار ، کدام منظومه ی نیما را تحت چه عنوانی آورد ؟ ( ص. 134 ) 

8 ـ بخشی از افسانه ی نیما نخستین بار در چه روزنامه ای به چاپ رسید ؟ ( ص. 135 )

9 ـ در سال 1301 شمسی در چند زمینه ی ادبیات معاصر (شعر ، داستان کوتاه ، رمان و نمایش نامه) آثار مهمّی به وجود آمد . آن ها را ذکر کنید . ( ص. 135 )

10 ـ در مورد قالب و محتوای « افسانه » ی نیما توضیح دهید . ( ص. 137 )

11 ـ ویژگی های « افسانه » ی نیما را بیان کنید . ( صص. 137 و 138 )

12 ـ کتاب « ارزش احساسات » اثر کیست ؟ ( ص. 138 )

13 ـ چند قطعه ی تمثیلی و طنزآلود از نیما یوشیج را نام ببرید . ( ص. 139 )

14 ـ چرا سال 1316 شمسی را سال حرکت کامل شعر فارسی به سوی مرحله ای تازه می دانند ؟ ( ص. 139 )

15 ـ شعر ققنوس از نظر شکل و بیان و درون مایه چه خصوصیتی دارد ؟ ( صص. 139 و 140 )

16 ـ کدام شعر نیما را می توان « کنایه ای از سرگذشت خود شاعر » دانست ؟ ( ص. 140 )

17 ـ مفهوم دگرگونی از دیدگاه نیما را شرح دهید . ( ص. 141 )

18 ـ مقصود از این سخن که « نیما شعر را نوعی زیستن می دانست » چیست ؟ ( ص. 141 )

19 ـ مقصود از عبارت « شاعر باید دیدن را جایگزین شنیدن کند » ، چیست ؟ در این باره توضیح دهید . ( ص. 141 )

20 ـ عقیده ی نیما را در باره ی وزن و قافیه در شعر بنویسید . ( ص. 141 )

21 ـ شعر نیمایی با شعر سپید چه تفاوتی دارد ؟ در این باره تحقیق کنید .

 درس هفدهم ( ادامه ی شعر سنّتی در عصر نیما )

1 ـ آیا ظهور شعر نو نیمایی تزلزلی در ستون اصلی شعر سنّتی فارسی پدید آورد ؟ ( ص. 143 )

2 ـ شعر سنتی در عصر نیما در میان چه گروه هایی رواج یافت ؟ ( ص. 143 )

3 ـ شعر سنّتی عصر نیما از نظر قالب و صورت و مضامین چگونه بود ؟ ( ص. 143 )

4 ـ دو جریان اصلی شعر سنّت گرای معاصر را از نظر محتوا ، بیان کنید . ( ص. 144 )

5 ـ جلوه های گوناگون جریان نخست شعر سنّت گرای معاصر را بیان کنید . ( صص. 144 و 145 و 146 )

6 ـ تحوّل شعر سنّت گرای عصر نیما نسبت به عصر بیداری چگونه بود ؟ علّت این تحوّل را توضیح دهید . ( ص. 146 )

7 ـ چه عواملی باعث شد که پروین اعتصامی به سرودن شعر تشویق گردد ؟ ( صص. 146 و 147 )

8 ـ شیوه ی تلفیقی و سبک قصاید پروین اعتصامی را شرح دهید . ( ص. 147 )

9 ـ مناظره به چه نوع شعری گفته می شود ؟ ( ص. 147 )

10 ـ مضامین سروده های پروین اعتصامی ابتکاری است یا تقلیدی ؟ توضیح دهید . ( ص. 147 )

11 ـ در مورد شیوه ی مناظره ی پروین و شخصیّت های مناظرات او توضیح دهید . ( ص. 147 )

12 ـ در باره ی نگرش اجتماعی پروین اعتصامی و چگونگی بازتاب مسائل روزگار در شعر او توضیح دهید . ( ص. 148 )

13 ـ شعر « متاع جوانی » پروین از کتاب ادبیات سال اول را با غزل « نقد جوانی » مقایسه کنید .

14 ـ قطعه ی « سپیدار و تبر ( شاخ بی بر ) » را مورد بررسی قرار دهید و در باره ی زبان و بیان و محتوای آن گفت و گو کنید . ( صص. 149 و 150 )

15 ـ نام اصلی شهریار چیست ؟ ( ص. 150 )

16 ـ آرامگاه شهریار در کجاست ؟ ( ص. 151 )

17 ـ قطعات زیبای نیمایی شهریار را نام ببرید ؟ ( ص. 151 ) 

18 ـ اشعار نیمایی شهریار از نظر مضمون چه ویژگی هایی دارند ؟ ( ص. 151 )

19 ـ شهریار شعر « پیام به انشتین » در چه قالبی و با چه موضوعی سروده است ؟ ( ص. 151 )

20 ـ چرا شهریار را « شاعر شکوه روستا » یا « شاعر حیدر بابا » خوانده اند ؟ ( ص. 151 )

21 ـ بهترین اشعار شهریار در چه قالبی است ؟ وی در سرودن این نوع از اشعارش از تجربیات کدام شاعران بهره مند شده است ؟ ( ص. 152 )

22 ـ شعر « همای رحمت » را از کتاب ادبیّات (2) از نظر قالب ، سبک و زیبایی های ادبی بررسی کنید . ( ص. 153 )

23 ـ شعر « چه خواهد بودن » را با غزل حافظ با مطلع زیر مقایسه کنید . ( صص. 153 و 154 ) 

خوش تر از فکر می و جام چه خواهد بودن             تا ببینم که سرانجام چه خواهد بودن

 درس هجدهم ( امیری فیروزکوهی )

1 ـ در مورد تأثیرپذیری امیری فیروز کوهی از صائب توضیح دهد . ( ص. 157 )

2 ـ امیری فیروز کوهی سبک صائب را چه می نامید؟ ( ص. 157 )

3 ـ امیری فیروز کوهی کدام قالب های شعری را نیکو می سرود؟ ( ص. 157 )

4 ـ امیری فیروز کوهی قصیده را به چه شیوه ای می سرود و از کدام شاعران پیروی می کرد؟ ( ص. 157 )

5 ـ محمد حسن معیری با چه تخلصی غزل می سرود؟ ( ص. 158 )

6 ـ در شعر رهی لطافت و روانی غزل . . . . و نازک خیالی سبک . . . . درهم آمیخته است . ( ص. 159 )

7 ـ شیوه ی شاعری و سبک شعری رهی معیری را شرح دهید . ( ص. 159 )

8 ـ هنر عمده ی رهی در سرودن چه نوع اشعاری است؟ ( ص. 159 )

9 ـ امضای مستعار رهی در فکاهیاتش چه بود؟ ( ص. 159 )

10 ـ مراحل شعر و شاعری حمیدی شیرازی را بیان کنید . ( ص. 161 )

11 ـ مهم ترین اثر نثر حمیدی شیرازی چه نام دارد؟ ( ص. 161 )

12 ـ آثار و تألیفات منثور حمیدی شیرازی را نام ببرید؟ ( ص. 161 )

13 ـ شغل اصلی حمیدی شیرازی چه بود ؟ ( ص. 161 ) 

14 ـ سبک شعر حمیدی شیرازی را توضیح دهید . ( ص. 161 )

15 ـ حمیدی شیرازی چه نظری نسبت به نیما و شیوه ی شعری او داشت؟ ( ص. 162 )

16 ـ قطعه ی در امواج سند حمیدی شیرازی در چه قالبی و با چه موضوعی سروده شده است؟ ( 162 ) 

17 ـ در باره ی زبان و لحن و محتوای شعر « قوی زیبا » حمیدی توضیح دهید . ( ص. 163 )

18 ـ نام اصلی مهرداد اوستا چیست ؟ ( ص. 164 )

19 ـ موفق ترین اثر ادبی مهرداد اوستا در شیوه ی نو نیمایی چه نام دارد ؟ ( ص. 164 )

20 ـ مهرداد اوستا اشعارش را در چه قالب هایی می سرود ؟ توضیح دهید. ( ص. 165 )

21 ـ آثار مهرداد اوستا را نام ببرید . ( ص. 164 )

22 ـ غزل « از درد سخن گفتن » را از کتاب ادبیات( 3 )  مورد بررسی قراردهید و در مورد خصوصیّات ادبی و سبکی آن گفت و گو کنید . 

 قسمت دوم

تاریخ ادبیّات جهان

درس نوزدهم ( ادبیّات اروپا در قرن بیستم )

( جنگ های جهانی / مکتب های نوین ادبی )

1 ـ پنداشت اندیشه وران قرن نوزدهم نسبت به قرن آینده چه بود و چرا محقّق نشد ؟ ( ص. 169 و 170 )

2 ـ واژه ی کلیدی ادبیّات قرن بیستم چیست ؟ آن را توضیح دهید . ( ص. 170 )

3 ـ از علل طرح ادعای مدرن بودن هنر و ادبیات قرن بیستم چند عنصر را ذکر کنید. ( ص. 170 )

4 ـ چرا کار مورخان ادبیات در ترسیم طرحی روشن از نیمه ی نخست سده ی بیستم دشوار است ؟ ( ص. 170 )

5 ـ مکتب دادائیسم در چه سالی ظهور کرد ؟ هنرمندان پیرو این مکتب از چه چیزی دم می زدند؟ ( ص. 171 )

6 ـ دادائیسم چه نوع مکتبی بود ؟ ( ص. 171 )

7 ـ چه مکتبی زمینه را برای ظهور مکتب اصیل و انسانی سوررئالیسم آماده کرد؟ ( ص. 171 )

8 ـ بنای مکتب سوررئالیسم بر چه چیزی استوار است ؟ ( ص. 171 )

9 ـ وهم گرایان ( سوررئالیسم ها ) از نظریات چه کسی در روان کاوی بهره می گرفتند ؟ ( ص. 171 )

10 ـ بهترین اثری که چهار چوب مکتب وهم گرایی را به نمایش می گذارد ، چیست و اثر کیست ؟ ( ص. 171 )

11 ـ « شعر ، بیان کتمان است » . این سخن « رولان بارت » ، منتقد فرانسوی را شرح دهید . ( ص. 171 و 172 )

12 ـ علّت ناامیدی و یأس فلسفی انسان معاصر چیست ؟ ( ص. 172 )

 درس بیستم ( دادائیسم و سوررئالیسم )

1 ـ در دایره المعارف بریتانیکا در باره ی مکتب دادا چه آمده است؟ ( ص. 173 )

2 ـ دادائیست ها در مورد « نظام » چه نظری دارند؟ ( ص. 174 )

3 ـ نماد گرایان ( سمبولیست ها ) به چه چیزی معتقد بودند؟ ( ص . 174 )

4 ـ چرا مکتب سوررئالیسم بنیان نهاده شد؟ ( 174 )

5 ـ مکتب دادا را چه کسی طرح ریزی کرد؟ دادائیست ها چه مجلاتی را منتشر می کردند؟ ( ص. 174 ) 

6 ـ تفاوت دادائیسم و سوررئالیسم را بنویسید . ( ص. 174 )

7 ـ توصیه ی دادائیست ها به نویسندگان چه بود ؟ ( ص. 174 )

8 ـ مکتب سوررئالیسم را چه کسانی بنا نهادند ؟ ( صص. 174 و 175 )

9 ـ ستون فقرات سوررئالیسم کیست ؟ ( ص. 175 )

10 ـ چه عاملی جوهره ی سوررئالیسم بود؟ ( ص. 175 )

11 ـ واژه ی سوررئالیسم را نخست بار چه کسی و با چه هدفی به کار گرفت ؟ ( ص. 175 )

12 ـ نخستین کتاب سوررئالیستی چه نام دارد و اثر کیست ؟ ( ص. 175 )

13 ـ بنیان گذاران مکتب سوررئالیسم در چه اندیشه ای بودند و چه هدفی داشتند؟ ( ص. 175 )

14 ـ مواد مرام نامه ی سوررئالیسم را در باره ی ادبیّات به اختصار بیان کنید . ( صص. 175 و 176 )

15 ـ از چهره های مشهور مکتب سوررئالیسم نام دو تن را بنویسید . ( ص. 177 )

16 ـ فدریکو گارسیا لورکا اهل چه کشوری است و اساس شعر او بر چه قالبی است ؟ ( ص. 177 )

17 ـ لویی آراگون شیفته ی کدام شاعر بزرگ ایرانی است ؟ ( ص. 177 )

18 ـ نمادگرایان( سمبولیست ها )را در فرهنگ و ادب ایرانی با چه گروهی می توان مقایسه کرد؟توضیح دهید .( ص. 177 )

19 ـ در شعر « فانوس خیس » عناصر سوررئالیستی را نشان دهید . ( ص. 177 )

 درس بیست و یکم ( پست مدرنیسم یا فرا نو گرایی )

1 ـ کتاب « انحطاط غرب » اثر کیست و پیام نویسنده در آن چیست ؟ ( ص. 179 )

2 ـ مفهوم پست مدرنیسم را اولین بار چه کسی به کار برد ؟ ( ص. 179 )

3 ـ در فرهنگ « امریکن هری تیج » در برابر واژه ی « پست مدرنیسم » چه آمده است ؟ ( ص. 180 )

4 ـ پست مدرنیسم یعنی چه ؟ ( ص. 180 )

5 ـ عناصر سازنده ی دوران مدرن یا ماقبل پست مدرن را بیان کنید . ( ص. 180 )

6 ـ اصول پست مدرنیسم را بیان کنید . ( ص. 180 )

7 ـ چند تن از نویسندگان پست مدرن غرب را نام ببرید . ( ص. 181 )

8 ـ مهم ترین نمایش نامه ی پست مدرن ساموئل بکت که شهرت او را عالم گیر کرد ، چه نام دارد ؟ ( ص. 181 )

9 ـ شاهکار ویلیام فاکنر در رمان نویسی چه نام دارد ؟ این کتاب به چه روشی بیان می شود ؟ ( ص. 182 )

10 ـ ویلیام فاکنر در چه سالی جایزه ی نوبل گرفت ؟ ( ص. 182 ) 

11 ـ چرا ویلیام فاکنر را بزرگ ترین رمان نویس آمریکایی بین دو جنگ جهانی می دانند ؟ ( ص. 182 )

12 ـ مهم ترین آثار ارنست همینگوی را نام ببرید. ( ص. 182 )

13 ـ داستان « پیر مرد و دریا » اثر کیست و علّت توجّه نقّادان به آن چیست ؟ ( ص. 182 )

14 ـ پیام همینگوی در کتاب « زنگ ها برای که به صدا در می آیند » چیست ؟ ( صص. 182 و 183 ) 

15 ـ بزرگ ترین شاعر انگلیسی زبان سده ی بیستم کیست ؟ ( ص. 183 )

16 ـ منظومه بلند و مشهور تی. اس. الیوت چه نام دارد؟ مضمون این شعر چیست ؟ ( ص. 183 )

17 ـ کدام آثار داستانی جیمز جویس به او شهرت و اعتبار جهانی بخشیده است ؟ ( ص. 183 )

18 ـ جیمز جویس در رمان نویسی چه ابتکارها و بدعت هایی از خود نشان داده است ؟ ( صص. 183 و 184 )

19 ـ آلبر کامو در چه سالی جایزه ی نوبل گرفت ؟ ( ص. 184 )

20 ـ آثار مهم آلبر کامو را نام ببرید . ( ص. 184 )

21 ـ ویژگی عمده ی آثار کامو را بنویسید . ( ص. 184 )

22 ـ کدام رمان های کافکا نشان دهنده ی نبوغ و توانایی او در رمان نویسی است ؟ ( ص. 184 )

23 ـ داستان های کافکا چه ویژگی هایی دارد ؟ بنویسید . ( ص. 184 )

24 ـ مهم ترین و مشهورترین اثر کافکا چه نام دارد و موضوع آن چیست ؟ ( ص. 185 )

25 ـ آثار هرمان هسه چه ویژگی خاصی دارد ؟ علت این امر چیست ؟ ( ص. 185 )

26 ـ آثار هرمان هسه را نام ببرید . ( ص. 185 )

27 ـ هرمان هسه در چه سالی جایزه نوبل گرفت ؟ ( ص. 185 )

 درس بیست و دوم ( گذری برادبیات جهان عرب »

1 ـ چرا در میان اعراب جاهلی هنرهایی مانند معماری ، مجسمه سازی و نقاشی جایگاهی نداشت ؟ ( ص. 186 )

2 ـ تنها هنر عرب چیست ؟ ( ص. 186 ) 

3 ـ ویژگی های شعر جاهلی را بیان کنید . ( ص. 187 )

4 ـ چه نوع قصایدی را « معلّقات » می گفتند ؟ ( ص. 187 )

5 ـ چرا پس از ظهور اسلام ، شعر و شاعری دچار رکود شد ؟ ( صص. 187 و 188 )

6 ـ مُخضرم به چه گروهی گفته می شد؟ ( ص. 188 )

7 ـ سرآمد شاعران مُخضرم کیست ؟ اشعار او چه ارزشی دارد ؟ چرا ؟ ( ص. 188 )

8 ـ چه عواملی باعث شد که دوره ی عباسی به دوران طلایی اسلامی مبدل شود ؟ ( ص. 188 )

9 ـ چرا ادب دوره ی عباسی را ادب مولّد یا محدث می نامند ؟ ( ص. 189 )

10 ـ فضای کلی حاکم بر شعر گذشته ی عرب چگونه بود ؟ ( ص. 189 )

11 ـ چه عواملی سبب بروز نهضت علمی و فرهنگی جدید و نوعی بازگشت ادبی در ادبیّات عرب شد ؟ ( ص. 190 )

12 ـ کلاسیک های نو یا مقلدان چه کسانی بودند ؟ ( ص. 190 )

13 ـ در باره ی شاعران « بلاد مَهجَر » و درون مایه ی شعری آنان توضیح دهید . ( ص. 191 )

14 ـ چه عاملی سبب شد تا مسئله ی « تعهد » برای نخستین بار در ادبیّات و هنر عرب مطرح شود . ( ص. 191 )

15 ـ ویژگی های شعر امروز عرب را بنویسید . ( ص. 191 )

16 ـ شعر نو عربی برای رهایی از الگوهای نامتغیر شعر سنتی چه چیزهایی را کنار گذاشت ؟ توضیح دهید ؟ ( ص. 192 )

17 ـ در شعر عرب چه کسی را می توان با نیما یوشیج مقایسه کرد ؟ ( ص. 192 )

18 ـ نازک الملائکه مجموعه مقالات انتقادی خود را در چه کتابی گرد آورد ؟ ( ص. 193 )

19 ـ نازک الملائکه چه عقایدی در مورد شعر آزاد داشت ؟ ( ص. 193 )

 درس بیست و سوم ( تراژدی فلسطین و شعر نو عرب )

1 ـ نخستین شعری که در آن چهره ی ستم دیده ی آوارگان فلسطین به تصویر کشیده شده است ، از کیست ؟ ( ص. 195 )

2 ـ شعر فلسطین از 1917 تا 1948 چه ویژگی هایی داشت ؟ ( ص. 196 )

3 ـ شکست ژوئن 1967 باعث پدید آمدن چه اشعاری گشت ؟ ( ص. 197 ) 

4 ـ چند تن از شاعران پیشگام را که در ایجاد شعر مقاومت نقش داشته اند ، نام ببرید . ( ص. 197 )

5 ـ مسائل مهم شعر فلسطین را به اختصار بیان کنید . ( صص. 197 و 198 و 199 )

6 ـ چرا سال 1967 را در ادبیّات عرب باید نقطه ی عطفی به شمار آورد ؟ ( ص. 198 )

7 ـ در اشعار پس از 1948 فلسطین چه موضوع هایی در سطحی گسترده مطرح می شود ؟ ( ص. 198 )

8 ـ شعر پیش از 1948 عرب با اشعار بعد از این تاریخ چه تفاوت هایی دارد؟ ( ص. 198 )

 درس بیست و چهارم ( ادبیّات داستانی معاصر عرب )

1 ـ دو جریان اصلی دوران جدید ادبیّات داستانی عرب را نام ببرید . ( ص. 200 )

2 ـ نویسندگان ادبیات داستانی معاصر عرب برای روشن کردن اذهان مردم و برای از میان بردن احساس حقارت و عادت به ستم پذیری در نزد آنان ، به بازگو کردن چه چیزهایی پرداختند؟ ( ص. 200 )

3 ـ دو اثر مهم سلیم بستانی را نام ببرید . ( ص. 200 )

4 ـ جرجی زیدان را معرفی کنید و چند اثر او را نام ببرید . ( صص. 200 و 201 )

5 ـ در مورد درون مایه ی قصه های عرب توضیح دهید . ( ص. 201 )

6 ـ یکی از نخستین نویسندگان داستان کوتاه در مصر را نام ببرید و دو ضعف عمده ی آثار او را بنویسید . ( ص. 202 )

7 ـ درون مایه ی بیش تر قصه های منفلوطی را بیان کنید . ( ص. 202 )

8 ـ آثار مشهور منفلوطی را ذکر کنید . ( ص. 202 )

9 ـ جبران خلیل جبران چه انجمنی را در آمریکا به راه انداخت ؟ ( ص. 203 )

10 ـ مشهورترین آثار جبران خلیل جبران را نام ببرید . ( ص. 203 ) 

11 ـ جبران خلیل جبران در آثارش ، چه دوره هایی را از جهت اندیشه از سر گذرانده است ؟ ( ص. 203 )

12 ـ ویژگی قصه های جبران خلیل جبران را بنویسید . ( ص. 204 )

13 ـ موضوع اساسی ادبیات واقع گرا ( رئالیست ) و اجتماعی عرب چیست ؟ ( ص. 204 )

14 ـ نزار قبانی ، شاعر توانای عرب شکست 1967 اعراب چه می داند ؟ توضیح دهید . ( ص. 204 )

15 ـ نخستین قدم های داستان نویسی به سبک نوین عراق را چه کسی و با نوشتن چه کتابی برداشت ؟ ( ص. 204 ) 

16 ـ کدام رمان نویس عرب جایزه ی نوبل ادبی را دریافت کرد ؟ آن چه در باره ی او می دانید ، بنویسید . ( ص. 205 )

17 ـ آثار نجیب محفوظ چه ویژگی خاصی داشت ؟ ( ص. 205 )

18 ـ مهم ترین آثار محفوظ کدامند ؟ نام ببرید . ( ص. 205 )

19 ـ مهم ترین تفاوت شیوه ی داستانی نجیب محفوظ و یوسف ادریس را بیان کنید . ( ص. 205 )

20 ـ آثار مهم یوسف ادریس را نام ببرید . ( ص. 206 )

21 ـ برخی نقادان یوسف ادریس ، ارزش کارهای او را در میان قصه نویسان در چه حد می دانند ؟ ( ص. 206 )

22 ـ غالی شکری نویسنده ، نقاد و متفکر معاصر عرب در باره ی غاده السّمان چه نظری دارد ؟ ( ص. 206 )

23 ـ نخستین واکنش فلسطینیان در برابر فشارهای اسرائیل بر نوار غربی فلسطین در چه کتابی دیده می شود ؟ ( ص. 207 )

24 ـ درون مایه ی اساسی بیش تر قصه های فلسطینی بعد از اشغال اسرائیل چیست ؟ ( ص. 207 )

25 ـ در مورد شخصیت های قصه های فلسطینی توضیح دهید . ( ص. 207 )

 

[ سه شنبه چهارم فروردین 1388 ] [ 10:47 قبل از ظهر ] [ ] [ ]
قواعد

اسم های جامد و مشتق

 

***جامد: ازكلمه ی ديگرگرفته نشده است.

مصدري:مي توان ازآنهامشتق ساخت (تمامي مصادر)

وزن هاي مشهور: فََعل (ضَرب)،فِعل (عِلم)، فُعل (شُغل)، فُعُول(جُلُوس)، فَعَلان(جَوَلان)

فُعلان(غُفران) فِعلان(هجران) و... + مصادرثلالي مزيد

غيرمصدري:نمي توان ازآنهااسم مشتق ساخت.مانند:الّّدار،القلم، الجِدار، السِّلاح و...

***مشتق : ازكلمه ی ديگرگرفته شده است. معناي وصفي وريشه ی فعلي دارد.   مشتقّات عبارتند از:

1)اسم فاعل (= ‌‌‌‍‍صفت فاعلي درفارسي) درثلاثي

 

مجّرد: بروزن فاعل           - حذف حروف مضارعه وقراردادن « ﻣُ »

مزيد:از فعل مضارع مزيد     - مكسور(ــِ) كردن عين الفعل (حرف ماقبل آخر)

2) اسم مفعول(= صفت مفعولي در فارسي) درثلاثي

 

مجّرد: بروزن مفعول              - حذف حروف مضارعه وقراردادن "ُ"

مزيد: فعل مضارع مزيد       - مفتوح (ــَ) كردن عين الفعل (حرف ماقبل آخر)

3) صفت مشبهه:دلالت برصفتي نسبتا ثابت٫ دائمي ودروني  فاعل دارد

الف :اوزان مشهور

فَِعْل :سَهْل صَعْب شَيْخ

فِعْل :صِفْر(خالي)- خِمل(خالص)- دِلف(شجاع دلير)

فُعْل:صُلب(محكم)- حُرّ(آزاد)-حُسن- حُلو(شيرين)

فَعَل:حَسَن(نيكو)- يَبَس(خشك)- بَطََل(قهرمان)- صَمَد(بی نياز)

فَعِل:خَشِن- فَرِحِ(شادماني)- حَذِر(بيمناك)

فَعيل:كريم- شريف- بخيل- حَزين(غمگين) بصير

فَعول:غَيور(باغيرت)

فَعال:جَبان(ترسو)- ]حَصان(باعفّت)- رَزان(باوقار)  برای مؤنّث[

فُعال:شُجاع

فَيْعل:سَيِِّد-مَيِِّت

فُعْلان:حُسبان(حساب شده)

فعْلان(اگرمؤنّثش فُعْلَی باشد:(غضبان-غضبی)-عطشان-عَطشی)-(جَوعان-جَوعی)

ب:أفعل وصفي  بروزن أفْعََل

كه دلالت دارندبر      رنگ مؤنّث:بيضاء٫حمراء٫سوداء٫صفراء       مذكّر:ابيض، أحمر، أسود، أصفر، فَعْلاء

                                      عيبمذكّر:أبكم(لال)٫أصمّ(کر)٫أعمی(کور)٫أبله       مؤنّث: بكماء، صمّاء، عمياء، بلهاء

[ سه شنبه چهارم فروردین 1388 ] [ 10:46 قبل از ظهر ] [ ] [ ]
نمونه سوال

ادبیات3

الف ) معني و مفهوم شعر و نثر

بيت ها و عبارتهاي زير را به نثر روان برگردانيد ؟

1 ـ هوا گرگ و ميش بود .

2 ـ بايد در بوته ي آزمايش گذاشته شود .

3 ـ خرد را مكن با دل اندر مغاك .

4 ـ تا بار امانت در سفت جان كشد .

5 ـ كبوتران اشارت او را امام ساختند و راه بتافتند .

6 ـ يار بي پرده از در و ديوار                   در تجلي است يا اولي الابصار

7 ـ بوسهل زوزني بر خشم خود طاقت نداشت و بر خويشتن مي ژكيد .

8 ـ دست هوا به رشته ي جان بر ، گره زده ست                نزد گره گشاي هوا مي فرستمت

9 ـ نبشته آمد و به توقيع مؤكد گشت و مبشران برفتند .

10 ـ پرده ي ناموس بندگان به گناه فاحش ندرد و وظيفه ي روزي به خطاي منكر نبرد .

11 ـ راز ، نهان دار و خمش ور خمشي تلخ بود                 آن چه جگر سوزه بود باز جگر سازه شود

2 ـ معني  لغت

معني واژگان مشخص شده را بنويسيد ؟

1 ـ خبط و خطايم با خودم بود .

2 ـ شاهد آن روضه ي فيروزه فام .

3 ـ فرض است فرمان بردن از حكم جلودار .

4 ـ خلق كرد انسان را از علق .

5 ـ طعمه ي شراره هاي سيال خود كرد .

6 ـ از وظايف داديار پي گيري جنحه و جنايت است .

7 ـ زين نمط بيهوده مي گفت آن شبان .

8 ـ عقل خود را از فرط استيصال از دست مي دهد .

3 ـ پ ) دانش هاي ادبي

1 ـ « جامي » كدام كتابش را به تقليد از گلستان نوشت ؟

2 ـ مجموعه ي شعر « ماه نو و مرغان آواره » سروده ي كيست ؟

3 ـ وجود سيمرغ ، ديو سفيد و اسفنديار رويين تن در شاهنامه ، به كدام زمينه ي حماسه اشاره دارد ؟

4 ـ « عطار نيشابوري »‌ شاعر و عارف چه قرني است ؟

5 ـ نوع نثر هر يك از آثار زير را بنويسيد ؟

الف ) مرزبان نامه

ب ) قابوس نامه

6 ـ معمول ترين شيوه هاي روايت داستان چگونه است ؟

7 ـ نويسنده ي هر يك از آثار زير را نام ببريد ؟

الف ) بخاراي من ، ايل من

ب ) نجواي جنون

8 ـ در بيت زير ، دو آرايه ي ادبي مشخص كنيد ؟

چه غم ديوار امت را كه دارد چون تو پشتيبان ؟                چه باك از امواج بحر آن را كه باشد نوح كشتيبان ؟

4 ـ           ت ) درك مطلب

1 ـ در عبارت زير مفهوم تركيب كنايي مشخص شده را بنويسيد ؟

خود گنبد چنگي به دل نمي زد . لخت و آجري با گله به گله سوراخ هايي براي كفترها .

2 ـ با توجه به عبارت زير ، مقصود از « اين كوه » و «اين آشنا »‌چيست ؟

مكه يك كوه تاريخي دارد و اين كوه يك آشناي صميمي . اين كوه را از مكه و اين آشنا را از آن بگيريد ، ديگر چيزي باقي نمي ماند جز يك مشت افسانه ي درهم و برهم .

3 ـ با توجه به مصراع «  كفي راد دارد ، دلي پر زداد » از نظر رستم ، انسان خوب چه صفاتي دارد ؟

4 ـ بيت زير ، به كدام يك از مراحل عرفان اشاره دارد ؟

آن كه شد هم بي خبر هم بي اثر                          از ميان جمله او دارد خبر

5 ـ با توجه به بيت « اميد ها در دام حرمان درد مي شد / بازار گرم عاشقي ها سرد مي شد » منظور از مصرع دوم چيست ؟

6 ـ مفهوم قسمت مشخص شده را در عبارت« كباب يخ كرد ، از دهن ميفته » بنويسيد ؟

7 ـ با توجه به بيت هاي : مرا در دل درخت مهرباني             به چه ماند ؟ به سرو بوستاني

                                  نه شاخش خشك گردد روز سرما             نه برگش زرد گردد روز گرما

                                       نسوزد جان من يكباره در تاب كه اميدت زند گه گه بر او آب

الف ) چرا شاعر مهرباني را به درخت سرو مانند كرده است ؟

ب ) در بيت سوم ، چه عاملي سبب مي شود تا شاعر بتواند سختي هاي راه عشق را تحمل كند ؟

5 ـ           ث ) خودآزمايي

1 ـ با توجه به بيت زير ، شاعر چه چيزي را شرط دستيابي به كيمياي عشق مي داند ؟

جان گدازي اگر به آتش عشق                عشق را كيمياي جان بيني

2 ـ در بيت « وادي پر از فرعونيان و قبطيان است / موسي جلودار است و نيل اندر ميان است » مراد از « فرعونيان » و « نيل »‌ چيست ؟

3 ـ در شعر زير ، مقصود شاعر از « لب ديوار دل » چيست ؟ چرا اين تعبير به كار برده شده است ؟

شب ، دو صف از ياكريم / بال به بال نسيم / از لب ديوار دلت / پر كشيد

4 ـ دو پيام محوري داستان « گاو » را بنويسيد ؟

5 ـ مفهوم كلي بيت « بر دل موسي سخن ها ريختند / ديدن و گفتند به هم آميختند » را بيان كنيد ؟

6 ـ در عبارت « من اين نپذيرم و در عهده ي اين نشوم » جمله ي « در عهده ي اين نشوم »‌چه مفهومي دارد ؟

7 ـ در بيت زير مقصود شاعر از « دل ابري » و « چشم باراني » چيست ؟

به پاس يك دل ابري ، دو چشم باراني                 پر است خلوتم از يك حضور نوراني

8ـ با توجه به عبارت زير مفهوم « تاج » و « خسوف هاي كژيم » را بنويسيد ؟‌

ولادت كه روزگاري از گوهر نور بود / به سوي بلوغ مي خزد و آنگاه كه تاج بر سرش نهادند / خسوف هاي كژيم شكوهش را به ستيز بر مي خيزند .

ج ) شعر حفظي

بيت هاي زير را كامل كنيد:

1 ـ خانه ي دل ما را از كرم عمارت كن               …………………………………………  

2 ـ گر پر از لاله ي ……………… بود دامن كوه                 مرو از راه كه آن خون دل ……………است .

معني و مفهوم شعر و نثر  :

بيت ها وعبارت هاي زير را به نثر روان برگردانيد .

 1 ـ از شنيدن اسم شهر قند در دلم آب مي شد .

2 ـ  اهمال جانب من جايز نشمري .

3 ـ به باد افره اين گناهم مگير .

4 ـ سررشته ي امور از دستمون رفت .

5 ـ خسوف هاي كژخيم شكوهش  را به ستيز بر مي خيزند .

6‌ ـ جان گدازي اگر به آتش عشق                   عشق را كيمياي جان بيني

7 ـ به قهر يك قبضه ي خاك از روي جمله ي زمين بر گرفت .

8 ـ زرين قبا ، زره زن از ابر سحر گهي    كان جا چو پيك بسته قبا ، مي فرستمت

9 ـ بو نصر را بگوي امروز درستم و در اين دو سه روز ، بار داده ايد كه علت و تب تمامي زايل شد .

10 ـ پرده ي ناموس بندگان به گناه فاحش ندرد و وظيفه ي روزي به خطاي منكر نبرد.

11 ـ هر كه شدت حلقه ي در زود برد حقه ي زر                  خاصه كه در باز كني محرم دروازه شود

 ب ) معني لغت

معني واژگان مشخص شده را بنويسيد ؟

1 ـ طي دو سه لمحه همه چيز به خاكستر تبديل شد .

2 ـ رستم به الحاح از شاهزاده مي خواهد .

3 ـ از هر كران بانگ رحيل آيد به گوشم .

4 ـ خرد را مكن با دل اندر مغاك .

5 ـ زاغي بر درختي گشن خانه داشت .

6 ـ پيرمرد با مباهات به تصديقم مي نگريست .

7 ـ چون كه موسي اين عتاب را از حق شنيد .

8 ـ رخت خوداز باغ به راغي كشيد .

پ ) خود آزمايي

1 ـ در بيت زير به كدام اعتقاد عاميانه اشاره شده است ؟

دوباره پلك دلم مي پرد نشانه ي چيست ؟                       شنيده ام كه كسي مي آيد به مهماني

2 ـ مقصود از عبارت « مرا نيز از عهده ي لوازم رياست بيرون بايد آمد و مواجب سيادت را به ادا رسانيد . » چيست ؟

3 ـ با توجه به بيت زير ، چرا شاعر « دل هاي شكسته » را خوش آهنگ تر مي داند ؟

بشكن دل بي نواي ما را اي عشق                         اين ساز شكسته اش خوش آهنگ تر است

4 ـ مفهوم « غماز بودن خاك » در بيت زير چيست ؟

آب چه دانست كه او گوهر گوينده شود ؟                      خاك چه دانست كه او غمزه ي غمازه شود ؟

5 ـ در شعر زير « تاگور » به چگونه انسان هايي اشاره دارد ؟

آنان كه فانوسشان را / بر پشت مي برند ،  / سايه هاشان پيش پايشان مي افتد !

6 ـ با توجه به شعر « آفتاب / خار و خس مزرعه ي چشم تو » چرا شاعر آفتاب را خار و خس چشم جانباز مي داند ؟

7 ـ از عبارت « مشتي رند را سيم دادند كه سنگ زنند» چه پيامي  را دريافت مي كنيد ؟

8 ـ نويسنده ي « گل دسته ها و فلك » چه ايهام لطيفي را در انتخاب عنوان داستان به كار گرفته است ؟

ت ) دانش هاي ادبي

1 ـ « جمال الدين عبدالرزاق اصفهاني » شاعر چه قرني است ؟

2 ـ « پنج داستان » اثر كدام نويسنده است ؟

3 ـ نام ديگر كتاب « منطق الطير » چيست ؟

4 ـ اثر معروف « نجم الدين دايه » چه نام دارد ؟

5 ـ لحن و زاويه ي ديد داستان « گل دسته ها و فلك » چگونه است ؟

6 ـ موضوع اصلي عرفان چيست ؟  و با ظهور كدام شاعر ، عرفان موضوع عمده ي شعر شاعران شد ؟

7 ـ در بيت زير دو آرايه ي ادبي مشخص كنيد ؟

كنار نام تو لنگر گرفت كشتي عشق                     بيا كه ياد تو آرامشي است طوفاني

8 ـ در بيت زير شاعر از چه آرايه اي براي خلق صحنه ي حماسي استفاده كرده است ؟

خروش آمد از باره ي هر دو مرد                         تو گفتي بدريد دشت نبرد

ت) درك مطلب

1 ـ در بيت زير مراد از مرغ« سحر» و « پروانه »‌ چيست ؟       

اي مرغ سحر عشق ز پروانه بياموز                       كان سوخته را جان شد و آواز نيامد

2 ـ مصراع دوم بيت « بيامد چنان تا لب هيرمند / همه دل پر از باد و لب پر زند » بيانگر چه حالتي است ؟

3 ـ جمله ي « امير از آن جهان آمده »‌ در عبارت زير كنايه از چيست ؟

امير از آن جهان آمده ، به خيمه فرود آمد و جامه بگردانيد .

4 ـ مفهوم كلي جمله ي « از گزند داس درو گر وقت / هيچ روينده را زنهار نيست . » چه مي باشد ؟

5 ـ در بيت « باز گشت و دفتر خود را بازكرد / وصف او بر قدر فهم آغاز كرد » منظور از « دفتر خود را باز كرد » چيست ؟

6 ـ در بيت « تا به جايي رساندت  كه يكي /  از جهان و جهانيان بيني » به كدام اصل مهم عرفاني اشاره شده است ؟

7 ـ مقصود از « گران جاني » و « چالاكي » در بيت « ما بري از پاك و ناپاكي همه / از گران جاني و چالاكي همه » چيست ؟

8 ـ با توجه به عبارت زير به پرسش ها پاسخ دهيد ؟

چون كار دل به اين كمال رسيد ، گوهري بود در خزانه ي غيب كه آن را از نظر خازنان پنهان داشته بود .

الف ) مقصود از « گوهر » چيست ؟                                ب ) « خازنان »‌ چه كساني هستند ؟

ج ) شعر حفظي

بيت هاي زير را كامل كنيد ؟

1 ـ بي وفا نگار من ، مي كند به كار من               ………………………………………  

2 ـ همچو ……… بگشا چشم و ببين كاندر خاك                    چند روي چو گل و قامت چون ……………  است ؟

------------------------------------             

الف ) معني و مفهوم شعر و نثر

اشعار و عبارات زير را با نثر ساده و روان معني كنيد ؟

1 ـ تخم خرمايي به تربيتش نخل باسق گشته .

2 ـ مرا نام بايد كه تن مرگ راست .

3 ـ خويشتن را ضيعتكي حلال خرند و فراخ تر بتوانند زيست .

4 ـ فلان را من فرو گرفتم .

5 ـ بازگشت و دفتر خود باز كرد                         وصف او بر قدر فهم آغاز كرد .

6 ـ مردي صفاي صحبت آيينه ديده         از روزن شب شوكت ديرينه ديده

7 ـ هم در ن آآآاآآآآآاآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ”اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااآآآن پابرهنه جمعي را                 پاي بر فرق فرقدان بيني

8 ـ آيين طريق از نفس پير مغان يافت       آن خضر كه فرخنده پي اش نام نهادند

ب ) معني واژگان

معني واژه هاي مشخص شده رابا توجه به جمله ي آنها بنويسيد ؟

1 ـ جبه اي داشت حبري رنگ با سياه مي زد.

2 ـ در سر تاسر قلمرو خود چاووش در داد .

3 ـ متعنين يوناني ، چزيره هاي كوچك اختصاصي در اين دريا دارند .

 

4 ـ الطاف الوهيت و حكمت ربوبيت به سرملايكه فرو مي گفت .

5 ـ عصاره ي تاكي به قدرت او شهد فايق شده .

6 ـ در وي شكاري بسيار و اختلاف صيادان آنجا متواتر .

پ ) درك مطلب

1 ـ منظور از تركيب مشخص شده چيست ؟

از خون و گل و شكوفه ، تابوت شهيد                 بر موج بلند دست ها  رنگين بود

2 ـ منظور از جمله ي آخر عبارت زير چيست ؟

دور طويله مي دويد و شلنگ مي انداخت .

3 ـ شعر زير توصيف چيست ؟

شب دو صف از ياكريم / بال به بال نسيم / از لب ديوار دلت / پر كشيد .

4 ـ منظور كلي از مصراع « پنبه اي اندر دهان خود فشار » چيست ؟

ت ) دانش هاي ادبي

1 ـ يك اثر بزرگ و جاودان نثر عرفاني را بنويسيد؟

2 ـ چه نوع نوشته اي مطمئن ترين راه براي آگاهي يافتن از زندگي و انديشه شاعران و نويسندگان است ؟

3 ـ درون مايه ي ادبيات  پايداري چيست ؟

4 ـ درباره ي شيوه ي روايت « داناي كل » توضيح دهيد ؟

5 ـ در هر بيت دو آرايه ي ادبي نشان دهيد ؟

الف ) بگذار تا بگريم چون ابر در بهاران              كز سنگ ناله خيزد روز وداع ياران

ب ) ديدم شبان خفته را تبدار ديدم                                   بر خفته ي شب شبروي بيدار ديدم

ث ) خود آزمايي ها

1 ـ با توجه به رباعي زير ، دل محصول چه چيزي است ؟

از شبنم عشق خاك آدم گل شد                         صد فتنه شور در جهان حاصل شد

سر نشتر عشق بررگ روح زدند              يك قطره فرو چكيد و نامش دل شد

2 ـ با توجه به بيت زير ، خداوند سبب امر به عبارت را چه مي داند ؟

من نكردم امر نا سودي كنم                    بلكه تا بر بندگان جودي كنم

3 ـ جمله ي « نامه ي برادر با من همان كرد كه شعر و چنگ رودكي با امير ساماني » به چه ماجرايي اشاره دارد ؟

4 ـ دو نمونه از كتاب « سيره » قديمي و جديد را معرفي كنيد .

5 ـ منظور از بيت زير چيست ؟

هنوز مي شنود آن صداي محزون را                     دلم به روشني آيه هاي قرآني

6 ـ مقصود كلي شاعر از بيت زير چيست ؟

قابيليان بر قامت شب مي تنيدند               هابيليان بوي قيامت مي شنيدند .

7 ـ مصراع « همه دل پر از باد و لب پر ز پند » بيانگر چه حالتي است ؟

8 ـ در بيت زير مقصود از « نامه ي سر به مهر » چيست ؟

اين سر به مهر نامه بدان مهربان رسان        كس را خبر مكن كه كجا مي فرستمت .

الف ) معني و مفهوم شعر و نثر

اشعار و عبارات زير را معني كنيد ؟

1 ـ از بس ميل گرفت ، نصف تنش لمس شد .

2 ـ ناوي ده بياوردند يكي بزرگتر از جهت نشست امير و جامه ها افكندند .

3 ـ صياد شادمان شد و گرازان به تگ ايستاد.

4 ـ يك روز دنيايي به روم چشم داشت و از آن چشم مي زد .

5 ـ چنين پاسخ آوردش اسفنديار                         كه چندين چه گويي چنين نابه كار

6 ـ دريا دلان راه سفر در پيش دارند         پا در ركاب راهوار خويش دارند .

7 ـ يار بي پرده از در و ديوار                   در تجلي است يا اولي الابصار

8 ـ ما بري از پاك و ناپاكي همه                         از گراني جاني و چالاكي همه

ب ) معني واژگان

معني واژه هاي مشخص شده را با توجه به جمله هاي آن ها بنويسيد ؟

1 ـ استاد صورتگر ، تمثالي نيم رخ از شمايل ما بسازه .

2 ـ چيز هاي مقدسي را كه محمد ( ص ) براي ترويج  واشاعه ي آن ها تلاش مي كرد .

3 ـ زاغي در آن حوالي بر درخت بزرگ گشن خانه داشت .

4 ـ عزرائيل بيامد و به قهر يك قبضه خاك از روي جمله ي زمين برداشت .

5 ـ اطفال شاخ را به قدوم موسم ربيع كلاه شكوفه بر سر نهاده .

6 ـ هم حركاتش متناسب به هم               هم خطواتش متقارب به هم .

پ ) درك مطلب

1 ـ منظور از « معاملت » در عبارت زير چيست ؟

يكي از صاحب دلان در بحر مكاشفت مستغرق شده ، آن گه كه از اين معاملت باز آمد .

2 ـ منظور نويسنده از جمله ي « لطف عشق در جنونه » چيست ؟

3 ـ منور كلي از مصراع « جامد را بدريد و آهي كرد تفت » چيست ؟

4 ـ منظور گوينده از عبارت زير چيست ؟

از شنيدن اسم شهر قند در دلم آب مي شد .

ت ) دانش هاي ادبي

1 ـ منظومه ي « ويس ورامين » در كدام حوزه ي ادب فارسي قرار مي گيرد ؟

2 ـ ققنوس در منطق الطير عطار نماد چيست ؟

3 ـ  دو ويژگي از ويژگي هاي حماسه را بنويسيد ؟

4 ـ وزن رباعي معادل چيست ؟

5 ـ در نقد لغوي ملاك نقد چيست ؟

6 ـ نويسنده ي آثار زير چيست ؟

پنج داستان ـ اتللو

7 ـ دو آرايه در بيت زير نشان دهيد ؟

تيز رو و تيز دو  و تيز گام                       خوش روش و خوش پرش و خوش خرام

ث ) خودآزمايي ها

1 ـ در بيت زير منظور از « تقصير » چيست ؟

بنده همان به كه ز تقصير خويش                         عذر به درگاه خداي آورد .

2 ـ در داستان « گل دسته ها و فلك » نويسنده چه ايهام لطيفي را در انتخاب عنوان داستان به كار گرفته است ؟

3 ـ درباره ي اصطلاح « انهدام نيرو » توضيح دهيد ؟

4 ـ در مصراع « تو را در دل درخت مهرباني » مقصود از « تو » كيست ؟

5 ـ مقصود از بيت زير چيست ؟

روي كسي سرخ نشد بي مدد لعل لبت                 بي تو اگر سرخ بود ، از اثر غازه شود

6 ـ نثر ديباچه ي گلستان ، جزء كدام نوع نثراست ؟ چرا ؟

7ـ در بيت زير چرا شاعر دل هاي شكسته را خوش آهنگ تر مي داند ؟

بشكن دل بي نواي ما را اي عشق                                     اين سازشكسته اش خوش آهنگ تر است

8 ـ شاعر در بيت زير چه چيزي را شرط دست يابي به كيمياي عشق مي داند ؟

جان گدازي اگر به آتش عشق                عشق را كيميا ي جان بيني

------------------------------- 

معني و مفهوم شعر و نثر

اشعار و عبارات زير را با نثر ساده و روان معني كنيد :

1 ـ فراش باد صبا را گفته تا فرش زمردين بگسترد .

2 - به باد افره اين گناهم مگير

3 ـ گذاشتن اين كلاه دمده ي سر به باد ده ، چه معنا دارد ؟

4 ـ اين مرد بزرگ و دبير كافي به نشاط قلم در نهاد .

5 ـ چه خوش روزي بود روز جدايي                    اگر با وي نباشد بي وفايي

6 - دست دركش كرد با آتش به هم                   خويشتن گم كرد با او خوش به هم

7 ـ ديد يكي عرصه به دامان كوه                                     عرضه ده مخزن پنهان كوه

8 ـ تو از حوالي اقليم هر كجا آباد                                    بيا كه مي رود اين شهر رو به ويراني

ب ) معني واژگان

معني واژه هاي مشخص شده را با توجه به جمله ي آنها بنويسيد ؟

1 ـ بازش بخواند ، باز اغراض كند .                     5 ـ با تنهايي اين كوه مراوده مي كند .

2 - عقدي همه كافور                                         6 ـ اين نمط بيهوده مي گفت آن شبان

3 ـ دستاري نيشابوري ماليده                                7 ـ طنين و رعشه ي صداي كسي در آن است .

4 ـ رخت خود از باغ به راغي كشيد .                   8 ـ تا بار امانت مردانه و عاشقانه در سفت جان كشد .

پ ) درك مطلب

1 ـ منظور از« رسيده نو » در مصراع «‌تواندر زمانه رسيده نويي » چيست ؟

2 ـ منظور از تركيب مشخص شده چيست ؟

امير از آن جهان آمده به خيمه فرود .

3 ـ در مصراع « از هر كران بانگ رحيل آيد به گوشم » منظور از بانگ رحيل چيست ؟

4 ـ در بيت زيرمنظور از مصراع دوم چيست ؟

اين سر به مهر نامه را بدان مهربان رسان                كس را خبر مكن كه كجا مي فرستمت

ت ) دانش هاي ادبي

1 ـ ادبيات عرفاني در كدام حوزه ي ادب فارسي قرار مي گيرد ؟

2 ـ عمده شهرت هاتف در شعر در چيست ؟

3 ـ موضوع داستان « بخاراي من ، ايل من » چيست ؟

4 ـ نويسنده آثار زير را بنويسيد ؟

آنا كارنينا ـ نون والقلم

5 ـ در نقد اخلاقي ، ملاك بررسي چيست ؟

6 ـ در هربيت دو آرايه ادبي نشان دهيد ؟

الف ) نه اي دل تو كمي از باغباني                       نه مهر تو كم است از گلستاني

ب ) بر قدم او قدمي مي كشيد                وز قلم او قلمي مي كشيد

ث ) خود آزمايي ها

1 ـ منظور از عبارت « شمار آن به قيامت مرا بايد داد » چيست ؟

2 ـ در بيت زير منظور از « فرعونيان و موسي » چيست ؟

وادي پر از فرعونيان و قبطيان است                                  موسي جلو دار است و نيل اندر ميان است

3 ـ درباره اصطلاح « پاتك » توضيح دهيد ؟

4 ـ در شعر زير مقصود از « تاج » چيست ؟

ولادت كه روزگاري از گوهر نور بود / به سوي بلوغ مي خزد و آن گاه كه تاج بر سرش نهادند

5 ـ تاگور در اين بخش از شعر خود « آنانكه فانوسشان را بر پشت مي برند ، سايه هايشان پيش پايشان مي افتد » چه كساني را در نظر دارد ؟

6 ـ منظور شاعر از مصراع دوم بيت زير چيست ؟

نسوزد جان من يك باره در تاب                         كه اميدت زند گه گه بر او آب

7 ـ مرجع ضمير هاي « وي » و « ش » را در بيت زير مشخص كنيد ؟

در فشان لاله در وي چون چراغي                        وليك از دود او بر جانش داغي

8 ـ با توجه به درس « نوروز » ، منظور از «‌مادر » در عبارت « مادر خويش از ياد مي برد » چيست ؟

----------------------------------- 

الف ) معني ابيات و عبارات زير را به فارسي روان معني كنيد :

1 ـ « امير را يافتم بر زبر تخت نشسته ، پيراهن توزي ، مخنقه در گردن ، عقدي همه كافور . »

2 ـ فردا كه گل زخم ها را عشاق شاهد بگيرند                  واحسرتا نيست اي دل ، زخمي گواه من و تو

3 ـ تو پرتو صفايي ، از آن بارگاه انس                                     هم سوي بارگاه صفا مي فرستمت

4 ـ عقيدت ارباب مودت بدين  خصلت پسنديده در موالات تو صافي تر گردد .

5 ـ تو داني كه بيداد كوشد همي                                            همي  جنگ و مردي فروشد همي                                        

6 ـ مي شود از باغ نگاهت ،  هنوز  /يك سبد از  ميوه ي خورشيد/ چيد.

7 ـ پا به راه طلب نه از ره  عشق

8 ـ تا بار امانت در سفت  جان كشد .

9 ـ گفت اين پروانه در كاراست بس .

10 ـ تويي بهانه ي آن ابرها كه مي گريند .

11 ـ اين چه ژاژ است و چه كفر است و فشار .

ب ) با توجه به ابيات و عبارات زير معني لغات مشخص شده را بنويسيد ؟

12 ـ معني لغت معين شده در عبارت « و وظيفه ي روزي به خطاي منكر نبرد . » چيست ؟

13 ـ « شما اسم مدرسه را گذاشته ايد ، وزارت صنايع مستظرفه كه البته وزيري هم در كابينه نداره .......»

14 ـ  سراسر كتاب بيهقي مشحون است از گفت و گوهاي اشخاص با يكديگر .

15 ـ آري ، زمان فره جواني را مي پژمرد .

16 ـ هم حركاتش متناسب به هم                         هم خطواتش متقارب به هم

17 ـ هر ماه چندين بارو هر سال يك ماه پيوسته با تنهايي اين كوه مرواده مي كرد .

18 ـ باز زين و برگ را بر گرده ي كهرها و كرندها   نهادند .

19 ـ طي دو سه لمحه همه چيز را به خاكستر تبديل كرد .

ج ) درك مطلب

20 ـ اي مرغ سحر عشق ز پروانه بياموز                            كان سوخته را جان شد و آواز نيامد

ـ مراد از « مرغ سحر » و « پروانه » چيست ؟

21 ـ دربيت : چو نزديك گشتند پير و جوان                     دو شير سرافراز و دو پهلوان

ـ كدام زمينه ي حماسه به وضوح ديده مي شود ؟

22 ـ منظور از« روزه به دهن» در عبارت مقابل چيست ؟ علف نايافت و ستوران لاغر و مردم روزه به دهن ، در راه .

23 ـ در عبارت مقابل منظور از « پاپي مي شد » مدير مدام پاپي مي شد و هي داد مي زد .

24 ـ مفهوم كلي عبارت « بيهقي نويسنده اي است چيره دست كه عنان قلم را در اختيار داشته و به اقتضاي حال آن را به گردش در مي آورده است »‌ چيست ؟

25 ـ مفهوم كلي شعر زير را بنويسيد ؟

ماه / روشني اش را / در سراسر آسمان / مي پراكند / و لكه هاي سياهش را براي خود نگه مي دارد .

26 ـ در دو بيت زير چه مضمون مشتركي ديده مي شود ؟

كسي كه نقطه ي آغاز هر چه پرواز است              تويي كه در سفر عشق خط پاياني

كنار نام تو لنگر انداخت كشتي عشق                   بيا كه ياد تو آرامشي است طوفاني

27 ـ كنايه ي معين شده را معني كنيد ؟

از شنيدن اسم شهر قند در دلم آب مي شد .

28 - با توجه به بيت به سوال پاسخ دهيد ؟ « من نكردم خلق تا سودي كنم / بلكه تا بر بندگان جودي كنم »

ـ خداوند سبب خلقت به عبادت را چه مي داند ؟

29 ـ عبارت معين شده كنايه از چيست ؟

جبرئيل گفت : خداوندا ! تو دانا تري خاك تن در نمي دهد .

د ) دانش هاي ادبي

30 ـ در عبارت ..... « وبه شكر اندرش مزيد نعمت  » كدام آرايه ي ادبي ديده مي شود ؟

31 ـ در بيت : « جانان من برخيز و بر جولان برانيم                        زان جابه جولان تا خط لبنان برانيم » دو آرايه ي ادبي بيابيد ؟

32 ـ در بيت « صبح دو مرغ رها / بي صدا / صحن دو چشمان تو را ترك كرد . » در قسمت مشخص شده كدام آرايه ي ادبي ديده مي شود ؟

33 ـ زبان غزل واره هاي « شكسپير » چگونه است ؟

34 ـ نثر كتاب « بخاراي من ، ايل من » چگونه است ؟ اين داستان نوشته ي كيست ؟

35 ـ منظور از زاويه ي ديد چيست ؟

36 ـ سفرنامه ها از چه لحاظ ارزش و اهميت دارند ؟ دو مورد ذكر كنيد ؟

هـ ) خودآزمايي

37 ـ آيا داستان « گل دسته ها و فلك » داستاني نمادين است ؟ چرا ؟

38 ـ آيا مي توان شعر « بانگ جرس » سروده ي حميد سبزواري را نوعي حماسه دانست ؟ چرا ؟

39 ـ در مصراع « ولادت كه روزگاري از گوهر نور بود » چرا شاعر ولادت را از گوهر نور مي داند ؟

40 ـ مقصود از « سر به مهر نامه » در مصراع « اين سر به مهر نامه بدان مهربان رسان » چيست ؟

41 ـ در عبارت : « نوروز تجديد خاطره ي خويشاوندي انسان با طبيعت است هر سال اين فرزند فراموشكار ، مادر خويش را از ياد مي برد. » منظور از مادر چيست ؟

42 ـ در بيت « شود آسان ز عشق كاري چند / كه بود نزد عقل بس دشوار » تقابل ميان چه چيزهايي ديده مي شود ؟

43 ـ  منظور از نوش و نيش در عبارت زير چيست ؟

« شخصيت رستم در اين داستان تركيبي است از نوش و نيش . »

44 ـ پيام محوري داستان « گاو » را بنويسيد ؟

و ) حفظ شعر

45 ـ با كلمات مناسب جاهاي خالي بيت زير را كامل كنيد ؟

هر كاو شراب ……………